جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: داستان سه شفیع

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    علاقه
    amiredel.ir
    نوشته
    4
    حضور
    1 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8

    دعوت داستان سه شفیع




    روايت شده مردى از دنيا رفت. خداى مهربان به حضرت موسى (عليه السلام) وحى كرد: يكى از دوستانم مرده است،تو او را غسل بده. هنگامى كه موسى آمد تا او را غسل دهد ديد مردم او را به علت فسق و گناهانش در ميان مزبله و خاكروبه ها انداخته اند. حضرت موسى گفت: بار خدايا تو مى شنوى كه مردم درباره گناهان اين مرد چه مى گويند؟
    خداوند فرمود: يا موسى اين مرد به هنگام مردن سه موضوع را براى خود شفيع قرار داد كه اگر آنها را براى گناه كاران شفيع قرار مى داد، كليه آنان را مى آمرزيدم.
    گفت: 1 - پروردگارا! اگر چه من مرتكب گناهان زيادى شده ام ولى اين ارتكاب به علت فريب شيطان و همنشين بودن با بدان بوده است و تو مى دانى كه من قلبا راضى به انجام اين گناهان نبوده ام.
    2 - گرچه من با افراد فاسق مرتكب معصيت مى شدم ولى در عين حال نشست و برخواست با نيكوكاران را بيشتر دوست مى داشتم.
    3 - اينكه هرگاه شخص نيكوكار و شخص گنهكارى براى حاجتى نزد من مى آمدند من حاجت آن شخص نيكوكار را مقدم مى داشتم.


    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۴/۰۹/۰۳ در ساعت ۱۲:۰۵
    www.amiredel.ir
    مرجع داستانهای مذهبی

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    684
    حضور
    48 روز 10 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    1
    گالری
    18
    صلوات
    1995



    با نام و یاد دوست







    داستان سه شفیع








    کارشناس بحث: استادآلاء
    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۴/۰۹/۰۳ در ساعت ۱۲:۲۴

  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    465
    حضور
    11 روز 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1513



    بسم الله الرحمن الرحيم



    نقل قول نوشته اصلی توسط amiredel نمایش پست ها
    روايت شده مردى از دنيا رفت. خداى مهربان به حضرت موسى (عليه السلام) وحى كرد: يكى از دوستانم مرده است،تو او را غسل بده. هنگامى كه موسى آمد تا او را غسل دهد ديد مردم او را به علت فسق و گناهانش در ميان مزبله و خاكروبه ها انداخته اند. حضرت موسى گفت: بار خدايا تو مى شنوى كه مردم درباره گناهان اين مرد چه مى گويند؟
    خداوند فرمود: يا موسى اين مرد به هنگام مردن سه موضوع را براى خود شفيع قرار داد كه اگر آنها را براى گناه كاران شفيع قرار مى داد، كليه آنان را مى آمرزيدم.
    گفت: 1 - پروردگارا! اگر چه من مرتكب گناهان زيادى شده ام ولى اين ارتكاب به علت فريب شيطان و همنشين بودن با بدان بوده است و تو مى دانى كه من قلبا راضى به انجام اين گناهان نبوده ام.
    2 - گرچه من با افراد فاسق مرتكب معصيت مى شدم ولى در عين حال نشست و برخواست با نيكوكاران را بيشتر دوست مى داشتم.
    3 - اينكه هرگاه شخص نيكوكار و شخص گنهكارى براى حاجتى نزد من مى آمدند من حاجت آن شخص نيكوكار را مقدم مى داشتم.
    عرض سلام و ادب و احترام خدمت دوست گرامي ؛

    روايت مورد نظر شما را در تمامي منابع حديثي و نيز تفسيري جستجو کردم . در منابع و کتاب هاي حديثي که اين روايت اصلا موجود

    نبود و در کتاب هاي تفسيري در ميان تمام کتاب ها تنها و تنها يک کتاب آن هم تفسير آسان در جلد 8، ص181 به اين روايت اشاره کرده

    بود که البته با مراجعه به اصل تفسير متاسفانه در آن جا هم اثر از سند و منبع روايت مورد نظر شما نيست و به احتمال زياد روايت

    ممکن است از معصومين عليهم السلام صادر نشده باشد و تنها يک نکته اخلاقي باشد که در داخل تنها يکي از تفاسير وارد شده است .

    داستان سه شفیع

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    465
    حضور
    11 روز 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1513

    جمع بندی




    سوال:
    منبع و میزان اعتبار این روایت را بیان کنید؟
    «روايت شده مردى از دنيا رفت. خداى مهربان به حضرت موسى (عليه السلام) وحى كرد: يكى از دوستانم مرده است،تو او را غسل بده. هنگامى كه موسى آمد تا او را غسل دهد ديد مردم او را به علت فسق و گناهانش در ميان مزبله و خاكروبه ها انداخته اند. حضرت موسى گفت: بار خدايا تو مى شنوى كه مردم درباره گناهان اين مرد چه مى گويند؟
    خداوند فرمود: يا موسى اين مرد به هنگام مردن سه موضوع را براى خود شفيع قرار داد كه اگر آنها را براى گناه كاران شفيع قرار مى داد، كليه آنان را مى آمرزيدم.
    گفت: 1 - پروردگارا! اگر چه من مرتكب گناهان زيادى شده ام ولى اين ارتكاب به علت فريب شيطان و همنشين بودن با بدان بوده است و تو مى دانى كه من قلبا راضى به انجام اين گناهان نبوده ام.
    2 - گرچه من با افراد فاسق مرتكب معصيت مى شدم ولى در عين حال نشست و برخواست با نيكوكاران را بيشتر دوست مى داشتم.
    3 - اينكه هرگاه شخص نيكوكار و شخص گنهكارى براى حاجتى نزد من مى آمدند من حاجت آن شخص نيكوكار را مقدم مى داشتم.»

    پاسخ:


    روايت مورد؛ در منابع و کتاب هاي حديثي موجود نیست و در کتاب هاي تفسيري در ميان تمام کتاب ها تنها و تنها يک کتاب آن هم تفسير آسان (1) به اين روايت اشاره شده است که البته با مراجعه به اصل تفسير متاسفانه در آن جا هم اثر از سند و منبع روايت مورد نظر نيست و به احتمال زياد روايت ممکن است از معصومين عليهم السلام صادر نشده باشد و تنها يک نکته اخلاقي باشد که در داخل تنها يکي از تفاسير وارد شده است .

    منبع:
    (1)- نجفی خمینی، محمدجواد، تفسیر آسان، انتشارات اسلامیه، تهران، 1398ق، ج8، ص181.



    داستان سه شفیع

  9. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود