• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

    موضوع: جريان معصيت حضرت آدم چه بود؟

    جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   
    1. #1
      پاسخ یار انجمن کلام و عقاید
      تاریخ عضویت : جنسیت شهریور/۱۳۸۸
      نوشته : 2,643 صلوات : 41
      مورد صلوات: 10,972 در 2,396
      حضور : 1 روز 1 ساعت 57 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      گمنام آنلاین نیست.

      جريان معصيت حضرت آدم چه بود؟




      اشاره اي به آيه حضرت آدم كرده ايد كه « و لم نجد له عزما » جريان معصيت حضرت آدم چه بود؟

      براي آنكه
      بخواهيم جريان حضرت آدم را تحليل كنيم بايد لغاتي كه در آيات مختلف در مورد اين عملحضرت آدم آمده و مقام عصمت او را زير سؤال مي برد توضيح دهيم . قبل از آن اجمالاً‌بدانيم ما سه مرحله از عصمت داريم : 1 ـ عصمت عام : عصمت از گناه كه همه مي توانندو بايد به آن برسند. 2ـ عصمت خاصّ : عصمت از خطا و اشتباه و سهو و نسيان كهپيامبران و بعضي افراد خاصّ مثل حضرت معصومه و حضرت زينب از آن برخوردارند . 3 ـعصمت از جهل كه ويژه چهارده معصوم عليهم السّلام است .

      حضرت آدم از خطااشتباه سهو و نسيان معصوم است و اين چهار واژه هم با هم فرق دارد كه توضيحش بماندبراي هفته هاي بعد امّا در مورد حضرت آدم آياتي كه در رابطه با عمل او در قرآن كريماست اينهاست :
      يا بَنِي آدَمَلا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِيَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّياطِينَ أَوْلِياءَلِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ
      فَأَكَلا مِنْهافَبَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِالْجَنَّةِ وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى
      وَ لَقَدْعَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً
      فَقُلْنا ياآدَمُ إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَكَ وَ لِزَوْجِكَ فَلا يُخْرِجَنَّكُما مِنَ الْجَنَّةِفَتَشْقى
      إِنَّ لَكَأَلاَّ تَجُوعَ فِيها وَ لا تَعْرى
      وَ أَنَّكَ لاتَظْمَؤُا فِيها وَ لا تَضْحى
      فَوَسْوَسَإِلَيْهِ الشَّيْطانُ قالَ يا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لا يَبْلى
      فَأَكَلا مِنْهافَبَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِالْجَنَّةِ وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى
      ثُمَّ اجْتَباهُرَبُّهُ فَتابَ عَلَيْهِ وَ هَدى
      قالَ اهْبِطامِنْها جَمِيعاً
      وَ يا آدَمُاسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلا مِنْ حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَباهذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ
      فَوَسْوَسَلَهُمَا الشَّيْطانُ لِيُبْدِيَ لَهُما ما وُورِيَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما وَقالَ ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِأَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدِينَ
      وَ قاسَمَهُماإِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحِينَ
      فَدَلاَّهُمابِغُرُورٍ فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقايَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَ ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْأَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُماعَدُوٌّ مُبِينٌ
      قالا رَبَّناظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَالْخاسِرِينَ
      1ـ يفتننكم : بهفتنه نيندازد؛ فتنه از فَتْن به معناي حال ، گونه ، رنگ است
      افتنّ و تفنّنيعني گونه ها، گزينه ها ، حالتها و رنگهاي مختلف يك چيز را آورد
      افتنان يعنيگوناگوني ، حالي به حالي كردن ( زن مردها را ) ، رنگ عوض كردن ، گزينه هاي مختلفجلوي پاي كسي گذاشتن
      فتنه شيطان درمورد حضرت آدم اين بود كه 1 ـ به او دروغ گفت 2 ـ قسم دروغ براي او خورد 3 ـ ظاهرروايت امام رضا عليه السّلام نشان مي دهد كه حضرت آدم از يك بوته خاص نهي نشده بودبلكه از يك گياه خاص نهي شده بود ولي شيطان به او گفت كه اشكال ندارد تو از بوتههاي ديگري كه اين گياه را دارند بخوري و خدا گفته از اين بوته خاص اين گياه را نچينو به اين بوته نزديك نشو به بقيه بوته ها كه اين گياه را دارند نزديك شوي اشكالندارد اينجا براي حضرت آدم دو گزينه متفاوت پيش آمد و گوناگوني گزينه ها براي اوايجاد شد و به عبارتي در فتنه واقع شد و چون تا حالا نديده بود كسي دروغ بگويد وقسم دروغ بگويد خير خواهي شيطان باورش شد.
      2ـ فدلّا همابغرور : تدليه به معناي نزديك كردن و رساندن و تدلّي به معناي نزديكي و رهايي ازقيود است و از باب دلوت الدلو است يعني ظرف كشيدن آب را به چاه انداختم دلّاهمايعني آن دو نفر را آرام آرام به وسيله غرور به دام خود نزديك كرد و د ر آن انداخت ( غارّ به معناي چاه كن هم آمده است و غرور چاه عميق است و اين هم يك نكته بلاغي زيباستكه دلّا و غرور تناسب معنايي دارند . )
      3ـ غرور : دراينجا به معني غفلت است ( ضمن اينكه غرّ به معناي برگزيده هر چيزي است مثل غررالحكم ) و به معناي ضرر وهلاكت هم آمده ( مثل بيع غرري ) و به مسائل پبچيده كه حلّ آنهادقِّت مي خواهد و معمولاً‌ انسان از نكته هاي انحرافي موجود در آن غافل است هم غرورمي گويند ( كما اينكه غرور الثوب يعني چين و شكنهاي جامه و لباس )
      حضرت آدم اگر چهاسماء‌ كلّ شيء به او داده شده بود امّا همه چيز را به صورت تفصيل و تبيين نميدانست و حال آنكه به پيامبر اكرم تبيانا لكلّ شيء داده شده است يعني هر چيزي را اگربخواهد به آن چيز توجّه كند با تمام ريزه كاريها و جزئياتش مي داند ولي ايشان وقتيخواستشان بر توجّه به چيزي قرار مي گيرد كه بندگيشان اقتضاء كند و اين همان معنايعصمت از جهل پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم است ولي حضرت آدم فقط اسماء‌و نشانه هايي از كلّ مسائل مي دانست امّا جزئيات آنها را نمي دانست و به عبارتيعصمت از جهل نداشت كه بتواند با توجّه كردن به علم خود متوجّه مسأله شود بنابرايناز جزئيات مسائل غافل ماند كه ممكن است كسي باشد كه دروغ بگويد و قسم دروغ هم برصحّت مطلبش بخورد . نكته اي كه آدم به ضرافت آن دقّت نكرده بود اين بود كه شيطانعدوّ مبين ( دشمن آشكار ) او بوده و به دشمن آشكار نبايد اعتماد مي كرد .
      4ـ مسأله بعدوسوسه هايي است كه شيطان آدم را مي كند . اوّلا اصل وسوسه براي همه غير از چهاردهمعصوم كه كاملاً مخلَصند وجود دارد و نقص در گوش دادن به وسوسه است اگر عمل حضرتآدم در پذيرفتن وسوسه هاي شيطان توجيه پذير نباشد .
      در تمام انواعوسوسه هايي كه شيطان در مورد حضرت آدم نقل كرده است يك نكته مشهود است و آن مخلّد ودائمي بودن است : هل ادلّك علي شجرة‌ الخلد ، مُلك لا يبلي ، تكونا من الخالدين ،الّا ان تكونا مَلَكين ( حضرت آدم كه خود اسماء را به ملائكه تعليم داده بود ميدانست كه ملائكه از انسانها بالاتر نيستند پس يك صفت خاص از ملائكه مدّ نظر او بودو آن دائمي و مخلّد بودن آنهاست )
      حضرت آدم ازابتدا مي دانست كه به صورت دائمي در آن باغ نخواهد بود چون خدا گفته بود كه انّيجاعل في الارض خليفة پس يقيناً‌ مخلّد بودن در آنجا را نمي خواست پس چه خلودي را ميخواسته كه شيطان هم ديده اين خلود را آدم زياد طالب است و از همان راهبهوسوسه او پرداخته است ؟
      جواب اين است كهحضرت وقتي خدا همه اسماء را به حضرت آدم تعليم داد و حضرت آدم في الجملة‌ ( و نه بهصورت جزء به جزء و تبييني ) فهميد كه اين دوره از خلقت با تشكيل حكومت عدل جهانيتوسّط حجّة بن الحسن ارواحنا فداه بعد از آن همه انحراف بشريت به مسير خير رهنمونخواهد شد ، و همين مسأله را هم در جواب اعتراض ملائكه به آنها عرضه كرد ، چونجزئيات مسأله را نمي دانست طريقه بازگشت بشر به مسير حق خيلي برايش سنگين بود و عزماين را نداشت كه بزرگي كار اهل بيت به خصوص سيره امام زمان عليه السّلام را قبولكند ( رجوع كنيد به تفسير و لم نجد له عزما ) لذا خيلي راغب شد كه مثل بعضيپيامبران ديگر ( حضرت عيسي ، خضر ، ادريس و الياس ) مخلّد بماند و اين كار بزرگ راببيند . شيطان همين خواسته را مرتّب در پيش حضرت آدم جلوه مي داد.
      5ـ فعصي ،فازلّهما ، فنسي
      عصيان به مطلقرعايت نكردن امر خدا مي گويند حال مي خواهد اين رعايت نكردن انجام حرام باشد ياانجام مكروه باشد يا ترك اولي .
      معناي ترك اولياين است كه اهمّ و مهمّ را رعايت نكني . مثلاً اگر دوستتان كه نام او حسن است ديدياگر بگويي . اُه ! يا الله حسن آقا ! چطوري ؟ سلام عليكم . شمااينجا حرامي مرتكبنشده اي حتّي مكروه به معناي اخصّ آن هم انجام نداده اي . امّا اولي بود كلامي رابر سلام مقدّم نكني و تو اين مسأله را رعايت نكرده اي . اين را مي گويند ترك اولي .
      مخلّد بودن برايحضرت آدمچيزبدي نيست امّا اولي تسليم بودن او در برابر آن چيزي بود كه خدا برايش خواسته بود . و نبايد او از مستعجلون مي شد . في حدّ نفسه و با بودن مصلحت هيچ اشكالي ندارد يكيوصل را بپسندد و يكي هجران را ، يكي درد را بپسندد و يكي درمان را ولي براي حضرتآدم اولي اين بود كه پسندد آنچه را جانان مي پسندد .
      فنسي : شما ميگوييد پيامبران از نسيان معصومند پس چرا خدا مي فرمايد حضرت آدم ( نسي ) فراموش كرد؟
      نسيان دو نوع استيكي فراموشي و از خاطر بردن است و يكي بي توجّهي در مقام عمل.
      هر جا واژه نسيانآمده كه به معناي فراموشي نيست . فاليوم ننساهم كما نسوا لقاء يومهم هذا . خدا كهنستجير بالله فراموشي ندارد اينجا يعني به آنها اعتنا نمي كنيم آنها برايمان اهمّيتندارند . حضرت آدم فراموش نكرده بود چون خدا با او عهد كرده بود كه شيطان دشمن توست . حضرت آدم در مقام عمل بي توجّهي كرد و با خودش گفت ممكن است دشمن هم در يك جا خيرخواهي كند . آن هم جايي كه دارد قسم هم مي خورد .
      لذا امام ميفرمايند چطور ممكن است كه حضرت آدم فراموش كرده باشد در حالي كه خود شيطان وقتي ميخواهد او را وسوسه كند مي گويد ما نهاكما ربّكما عن هذه الشّجرة‌ إلّا أن تكونا .... شيطان مي گويد كه خدا شما را نهي كرده است (يعني دوباره اين مطلب تثبيت مي شودكه اين گياه منهيه است ) بعد بحث را مي برد روي علّت نهي
      فازلّهما : اينجاحضرت آدم و حوا يك لغزشي داشته اند و آن ترك اولي بوده امّا آيه را مي توان طورديگر هم معنا كرد چون مي فرمايد فازلّهما الشيطان عنها شيطان آنها را از آن باغازلال كرد . اينجا ازلّ ظاهراً‌ به معناي جابه جا كردن باشد . شيطان كاري كرد كه آنها از آن موقعيت جابه جا شدند .
      فبدت لهماسؤاتهما : در مورد اين مسأله كه برايشان سؤآتشان نمودار شد و سريع رفتند از برگهايآن باغ آن را پوشاندند ( طفقا يخصفان من ورق الجنّة ) اينجا گفته اند كه چون گياهانآن باغ ضايعات نداشته است نيازي به عورتين نداشتند امّا با خوردن گياه ممنوعه نيازبه عورتين براي دفع ضايعات پيدا كردن و اين اوّلين مورد از مشقّتهاي اخراج از آنباغ بود كه خدا گفته بود اگر از اين باغ خارج شوي ( فتشقي ) به مشقّت مي افتيد .
      امّا آيا برهنهبودند ؟ بله . نه اينكه شبهه مي كنند غار نشين بودند . آدم نبي خداست و همه اسماءرا هم تعليم گرفته است و لذا صنعت لباس را هم مي داند امّا در آن زمان فقط همين زنو مرد وجود داشته اند كه محرم كاملند و هواي آن باغ هم لا تضحي يك حالت مطلوبيداشته كه نياز به لباس نداشه است البته كلمه لاتعري به معناي اينكه در آن باغ هرگزعريان نمي شوي هم داريم كه روايت مي گويد آنها يك سري لباسهاي زينتي داشته اند. (حلي و حلية ) نه لباس به آن صورت پوشاننده . و ممكن است ترجمه و لا تعري اين باشدكه اينجا دچار خشكسالي و قحطي نمي شوي چه آنكه به سرزمين خشك عراء مي گويند .
      فتكونا منالظالمين ، ظلمنا انفسنا :
      ظلم انواع مختلفدارد يك بار بالاترين مرتبه ظلم يعني شرك است كه اينجا كسي كه عهد داده باشد و علمتمنهم الوفاء به باشد به اين مرتبه ظلم دچار نمي شود يك بار گناه است يك بار هم تركاولاست اين براي حضرت آدم و حضرت حوا ظلم محسوب مي شود چرا كه گفته اند حسناتالابرار سيّئات المقرّبين. لذا نمي گويند ما به مقام پيامبر بودن ظلم كرديم و كاريكه با عصمت از خطا و اشتباه و سهو و نسيان باشد انجام داديم نمي گويند شرك ( نستجيربالله ) داشته ايم نمي گويند گناه كرده ايم مي گويند به خودمان ظلم كرديم . ظلمناانفسنا .
      با اين بيانمشخّص مي شود كه كار حضرت آدم خلاف مقام عصمت ايشان نبوده است

    2. صلوات ها 2 : TAHOOR,سلیم
    3.  

    4. #2
      عضو ماندگار
      تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۸
      نوشته : 591 صلوات : 1,168
      مورد صلوات: 2,870 در 577
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      زمزم آنلاین نیست.



      بسمه تعالی
      آیاتی که ناظر به تصرف شیطان در انبیاء است که موجب سر زدن گناه از ایشان می شود مانند اعراف ،27:یا بنی آدم لایفتننکم الشیطان کما اخرج ابویکم من الجنة؛تصرفی که موجب مخالفت انبیاء علیهم السلام با تکالیف الزامی شود ،به شیطان نسبت داده نشده است.در این آیه اشاره به وسوسه شیطان در مورد تناول از شجره منهیه است که نهی تحریمی به خوردن آن تعلق نگرفته بود وفقط به آنها تذکر داده شده بودخوردن آن موجب خروج از جنة می شودو وسوسه شیطان سبب مخالفت آنان با نهی ارشادی گردید بنابر این عصیان ونسیان حضزت آدم مر بوط به تکلیف الزامی نبود چرا که اساسا آن عالم عالم تکلیف نبود وهنوز شریعتی نازل نشده بود.
      اموزش عقاید ،آیة الله مصباح یزدی ،ج،2 ،ص 254.
      ویرایش توسط زمزم : ۱۳۸۸/۰۸/۲۶ در ساعت 09:27 PM
      این بقیةالله التّی لا تخلوا من العترة الهادیة!!

    5. صلوات : TAHOOR

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •