صفحه 1 از 17 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: منشاء بت پرستی چیست؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان 1393
    علاقه
    مطالعه و تحقیق , موسیقی آرامش بخش, مناظر زمستانی, ترنم باران
    نوشته
    182
    صلوات
    348
    حضور
    13 روز 21 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0

    منشاء بت پرستی چیست؟




    با عرض سلام
    بت پرستی از نظر تاریخ چگونه بوجود آمد؟ منشاء اون چیست؟

    آیا منشاء بت پرستی می تواند از افسانه خدایان و اسطوره ها باشد؟با توجه به اینکه مردم به خدایان دسترسی نداشتند ولی خدایان را مانند انسان ها تصور میکردند و بنا به این تصور و دسترسی برای آنها بت می ساختند؟



  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن 1391
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    20,382
    صلوات
    54812
    حضور
    152 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    36



    با نام و یاد دوست






    منشاء بت پرستی چیست؟








    کارشناس بحث: استاد عامل

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان 1394
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    994
    صلوات
    4034
    حضور
    23 روز 6 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4



    سلام علیکم و رحمه الله

    براى بت پرستى به راحتی نمى‏توان تاريخچه‏اى نشان داد و آغاز آن را تعيين نمود بلكه از گذشته های دور، اين موضوع در ميان انسانهایی كه داراى افكارى منحط و در سطح پايين بوده‏اند وجود داشته است. به هر حال، پیدایش بت پرستی می تواند دلایل گوناگونی داشته باشد که در ادامه به برخی اشاره میشود.

    1. تبدیل شدن تمثال بزرگان به بت:
    جلال الدین سیوطی در ذیل آیه 23 سوره هود مینویسد: اين اسماء(ود، سواع، يغوث، يعوق و نسر) قبلا اسامى مردانى صالح از قوم نوح(علیه السلام) بوده، وقتى آنها از دنيا رفتند شيطان به بازماندگانشان وحى كرد كه در مجلسى كه ايشان جلسه داشتند مجسمه‏هايى نصب كنيد و نام ايشان را بر سر آن مجسمه‏ها بگذاريد، مردم هم اين كار را كردند، ولى آن مجسمه‏ها را نمى‏پرستيدند تا آن نسل منقرض شد، و نسل بعدى روى كار آمد، و چون علم نسل قبلى را نداشتند مجسمه‏ها مورد پرستش قرار گرفتند.(1)
    صاحب تفسیر اطیب البیان نیز در این رابطه می گوید: منشأ آن(بت پرستی) اظهار علاقه به بزرگان و آباء گذشته خودشان بوده كه صورت آنها را از سنگ، چوب و نحو آن مي ساختند و مورد احترام قرار مي دادند و كم كم به اغواء شيطان آنها را واسطه بين خدا و مخلوق دانسته و بتدريج مورد پرستش و عبادت قرار دادند.(2)

    2. عدم درک مسائل روحانی و انتزاعی(غیر مادی) و سروکار داشتن با ماده و مادیات:
    آیت الله مکارم در این رابطه می فرماید: افراد كوته‏بين و سفيه سعى دارند همه چيز را در قالب حسى ببينند و اساسا فكر آنها از منطقه محسوسات گام بيرون نگذاشته، به همين دليل پرستش خداى ناديده براى آنها مشكل و سنگين است و ميل دارند خداى خود را در يك قالب حسى بريزند، اين جهل و بى خبرى هنگامى كه با" سرشت خدا پرستى" آميخته شد به شكل بت پرستى و خداى حسى خودنمايى مى‏كند.(3)

    3. جهل به مسائل طبیعت و وجود خدا:
    برخی که علت اصلی مسائل طبیعی را نمی دانستند برای جلب منفعت و یا دفع ضرر، به واسطه هایی متوسل میشدند. بدین ترتیب برای نزول باران و یا پیروزی در جنگ و ... به خدایان متعدد متوسل میشدند.

    4. عجز از نسبت دادن تمام امور عالم به خداوند:
    برخی به این دلیل که امور منفی در عالم را به خدا نسبت ندهند، بخشی از قدرت و سیطره الهی را محدود کرده و به تبع آن دوگانه پرست شدند. به عبارتی خدایی برای خوبی ها فرض کرده و خدایی هم برای بدی های عالم در نظر گرفتند.

    5. منشا خیر بودن برخی موجودات در عالم:
    برخی موجودات مانند خورشید و ستارگان منبع خیر بوده اند و به همین دلیل برخی انها را میپرستیدند.

    دلایل دیگری نیز میتوان به این موارد اضافه نمود، اما به نظر جامع بین دلایل گذشته، جهل بشر به علت اصلی عالم و سر و کار داشتن انسانها با امور محسوس و مادی است. از طرفی انسان میل به پرستش دارد و از طرف دیگر اگر این میل توسط عقل و پیامبران هدایت نشود، سبب گمراهی بشر و بعضا بت پرستی میشود. در همین رابطه کلبی می‌گوید: «وقتی عربی به سفر می‌رفت در ضمن راه که پیاده می‌شدند چهار سنگ از زمین برمی داشت و یکی از آن‌ها را که زیباتر بود انتخاب می‌کرد و خدای خود قرار می‌داد و سه عدد باقی را به جرم بد شکلی، پایه‌های دیگر خود قرار می‌داد و پس از پختن غذا و حرکت، سنگ‌ها را رها می‌کرد و می‌رفت تا این که به منزلگاه دیگر برسد و روز از نو و خدای دیگر از نو، و این شده بود کار عرب که سنگی زیبا را خدا کند بعد که سنگی زیباتر پیدا شد خدای قبلی را به دور بیندازد و خدای جدید اختیار کند».



    1. الدر المنثور، ج 6، ص 269.
    2. أطيب البيان في تفسير القرآن، ج‏2، ص: 398.
    3. تفسير نمونه، ج‏2، ص: 292.










    منشاء بت پرستی چیست؟

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان 1393
    علاقه
    مطالعه و تحقیق , موسیقی آرامش بخش, مناظر زمستانی, ترنم باران
    نوشته
    182
    صلوات
    348
    حضور
    13 روز 21 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و تشکر از استاد عامل بابت تقریر کامل
    استاد گرامی بعضی ها معتقدند (احتمالا اهل تسنن)رفتن به زیارت گاه ها و استعانت و توسل به امامان (ع) و بزرگان دینی نوعی شرکاست و جایز نیست.
    در این باره نظر مکتب تشیع چیست؟



  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن 1393
    نوشته
    634
    صلوات
    248
    حضور
    11 روز 3 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط امن نمایش پست ها
    با سلام و تشکر از استاد عامل بابت تقریر کامل
    استاد گرامی بعضی ها معتقدند (احتمالا اهل تسنن)رفتن به زیارت گاه ها و استعانت و توسل به امامان (ع) و بزرگان دینی نوعی شرکاست و جایز نیست.
    در این باره نظر مکتب تشیع چیست؟
    سلام
    آنگونه که قرآن به ما می آموزد ؛ منشأ بت پرستی به ظاهر میل تقرب به پروردگار است ولی درواقع اینگونه نیست و بت پرست برای ایمنی و رزق( مادی و معنوی) چنین می کند.
    هر بت پرستی بالاخره از بت خود یک درخواستی دارد و به خاطر همین درخواست است که او را می خواند. اصل و اساس بت پرستی تعبد من دون الله است و تعبد یعنی تسلیم شدن در برابر حکم غیر خدا و این بین شیعه و سنی مشترک است اهل سنت و وهابیت علاوه بر قرآن (= الله) کتابهای ششگانه خود را دارند و شیعه نیز کتب چهارگانه خود. همین کتابهای ششگانه و چهارگانه هستند که بستر ساز منازعات و مجادلات عمری علوی شده اند و الا کتاب خداوند فقط به اتحاد و یکپارچگی دعوت می کند.


  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن 1393
    نوشته
    634
    صلوات
    248
    حضور
    11 روز 3 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها


    1. تبدیل شدن تمثال بزرگان به بت:
    جلال الدین سیوطی در ذیل آیه 23 سوره هود مینویسد: اين اسماء(ود، سواع، يغوث، يعوق و نسر) قبلا اسامى مردانى صالح از قوم نوح(علیه السلام) بوده، وقتى آنها از دنيا رفتند شيطان به بازماندگانشان وحى كرد كه در مجلسى كه ايشان جلسه داشتند مجسمه‏هايى نصب كنيد و نام ايشان را بر سر آن مجسمه‏ها بگذاريد، مردم هم اين كار را كردند، ولى آن مجسمه‏ها را نمى‏پرستيدند تا آن نسل منقرض شد، و نسل بعدى روى كار آمد، و چون علم نسل قبلى را نداشتند مجسمه‏ها مورد پرستش قرار گرفتند.(1)
    صاحب تفسیر اطیب البیان نیز در این رابطه می گوید: منشأ آن(بت پرستی) اظهار علاقه به بزرگان و آباء گذشته خودشان بوده كه صورت آنها را از سنگ، چوب و نحو آن مي ساختند و مورد احترام قرار مي دادند و كم كم به اغواء شيطان آنها را واسطه بين خدا و مخلوق دانسته و بتدريج مورد پرستش و عبادت قرار دادند.(2)

    سلام
    کاری که امروز شیعه و سنی و وهابیت انجام می دهند بسیار بسیار به کاری که قوم نوح و سایر اقوام پیامبران انجام می دادند شباهت دارد، شما چه دلیلی دارید که نشان می دهد عمل این دو فرقه با آن فرقه ها متفاوت است؟ خیلی از چیزهایی که فریقین نقل می کنند به گمانشان نقل مجالس صالحان و مقدسینشان است. آیا برهان محکمی در دست دارید که نشان می دهد نقل اینها صحیح است ولی نقل آنها نا صحیح. صالحان و مقدسان قوم نوح بت بودند ولی صالحان و مقدسان ما نیستند؟


  13. #7

    عضویت
    جنسیت آبان 1394
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    994
    صلوات
    4034
    حضور
    23 روز 6 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4



    سلام علیکم
    نقل قول نوشته اصلی توسط امن نمایش پست ها
    استاد گرامی بعضی ها معتقدند (احتمالا اهل تسنن)رفتن به زیارت گاه ها و استعانت و توسل به امامان (ع) و بزرگان دینی نوعی شرکاست و جایز نیست.
    در این باره نظر مکتب تشیع چیست؟
    غالب اهل سنت چنین اعتقادی ندارند. تنها برخی سلفی ها به چنین چیزی معتقدند و اکثر آنها هم تحت تاثیر تفکرات افرادی مانند ابن تیمیه به این نتیجه رسیده اند.
    خداوند در آيه 64 سوره نساء در مورد وسیله قرار دادن رسول خدا(صلی الله علیه و آله) میفرماید: وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً " اگر آنها هنگامى كه به خويشتن ستم كردند (و مرتكب گناهى شدند) به سراغ تو مى‏آمدند و از خداوند طلب عفو و بخشش مى‏كردند و تو نيز براى آنها طلب عفو مى‏كردى، خدا را توبه‏پذير و رحيم مى‏يافتند".
    همچنین برادران يوسف(علیه السلام) از پدر تقاضا كردند كه در پيشگاه خداوند براى آنها استغفار كند و يعقوب(علیه السلام) نيز اين تقاضا را پذيرفت.
    روایات اهل سنت نیز شاهد بر صحت توسل به رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) و بزرگان است. در این رابطه آیت الله مکارم در تفسیر نمونه(ج4 - صص 366-370) چندین روایت از اهل سنت در این رابطه نقل میکند:

    روايات اسلامى و توسل‏
    از روايات متعددى كه از طرق شيعه و اهل تسنن در دست داريم، نيز به خوبى استفاده مى‏شود كه توسل به آن معنى كه در بالا گفتيم هيچگونه اشكالى ندارد، بلكه كار خوبى محسوب مى‏شود، اين روايات بسيار فراوان است و در كتب زيادى نقل شده و ما به عنوان نمونه به چند قسمت از آنها كه در كتب معروف اهل تسنن مى‏باشد اشاره مى‏كنيم:
    1- در كتاب" وفاء الوفاء" تاليف دانشمند معروف سنى" سمهودى" چنين مى‏خوانيم كه: مدد گرفتن و شفاعت خواستن در پيشگاه خداوند از پيامبر ص و از مقام و شخصيت او، هم پيش از خلقت او مجاز است و هم بعد از تولد و هم بعد از رحلتش، هم در عالم برزخ، و هم در روز رستاخيز، سپس روايت معروف توسل آدم را به پيامبر اسلام ص از عمر بن خطاب نقل كرده كه: آدم روى اطلاعى كه از آفرينش پيامبر اسلام در آينده داشت به پيشگاه خداوند چنين عرض كرد:
    " يا رب اسئلك بحق محمد لما غفرت لى"(1)
    " خداوندا به حق محمد ص از تو تقاضا مى‏كنم كه مرا ببخشى".
    سپس حديث ديگرى از جماعتى از راويان حديث از جمله" نسايى" و" ترمذى" دانشمندان معروف اهل تسنن به عنوان شاهد براى جواز توسل به پيامبر در حال حيات نقل مى‏كند كه خلاصه‏اش اين است:" مرد نابينايى تقاضاى دعا از پيامبر براى شفاى بيماريش كرد، پيغمبر به او دستور داد كه چنين دعا كند:
    " اللهم انى اسئلك و اتوجه اليك بنبيك محمد نبى الرحمة يا محمد انى توجهت بك الى ربى فى حاجتى لتقضى لى اللهم شفعه فى"(2)
    " خداوندا من از تو به خاطر پيامبرت پيامبر رحمت تقاضا مى‏كنم و به تو روى مى‏آورم اى محمد! بوسيله تو به سوى پروردگارم براى انجام حاجتم متوجه مى‏شوم خداوندا او را شفيع من ساز".
    سپس در مورد جواز توسل به پيامبر ص بعد از وفات چنين نقل مى‏كند كه مرد حاجتمندى در زمان عثمان كنار قبر پيامبر ص آمد و نماز خواند و چنين دعا كرد.
    اللهم انى اسئلك و اتوجه اليك بنبينا محمد ص نبى الرحمة، يا محمد انى اتوجه بك الى ربك ان تقضى حاجتى".
    " خداوندا من از تو تقاضا مى‏كنم و بوسيله پيامبر ما محمد ص پيغمبر رحمت به سوى تو متوجه مى‏شوم، اى محمد من بوسيله تو متوجه پروردگار تو مى‏شوم تا مشكلم حل شود".
    بعدا اضافه مى‏كند چيزى نگذشت كه مشكل او حل شد.(3)
    2- نويسنده كتاب" التوصل الى حقيقة التوسل" كه در موضوع توسل بسيار سختگير است 26 حديث از كتب و منابع مختلف نقل كرده كه جواز اين موضوع در لابلاى آنها منعكس است، اگر چه نامبرده سعى دارد كه در اسناد اين احاديث خدشه وارد كند، ولى واضح است كه روايات هنگامى كه فراوان باشند و به حد تواتر برسند جايى براى خدشه در سند حديث باقى نمى‏ماند و رواياتى كه در زمينه توسل در منابع اسلامى وارد شده است ما فوق حد تواتر است و از جمله رواياتى كه نقل مى‏كند اين است كه:
    " ابن حجر مكى" در كتاب" صواعق" از" امام شافعى" پيشواى معروف اهل تسنن نقل مى‏كند كه به اهل بيت پيامبر توسل مى‏جست و چنين مى‏گفت:
    آل النبى ذريعتى و هم اليه و سيلتى‏
    ارجو بهم اعطى غدا بيد اليمين صحيفتى(4)
    " خاندان پيامبر وسيله منند آنها در پيشگاه او سبب تقرب من مى‏باشند"" اميدوارم به سبب آنها فرداى قيامت نامه عمل من به دست راست‏
    من سپرده شود".
    و نيز از" بيهقى" نقل مى‏كند كه در زمان خلافت خليفه دوم سالى قحطى شد بلال به همراهى عده‏اى از صحابه بر سر قبر پيامبر آمد و چنين گفت:
    " يا رسول اللَّه استسق لامتك ... فانهم قد هلكوا .."(5)
    " اى رسول خدا! از خدايت براى امتت باران بخواه ... كه ممكن است هلاك شوند".
    حتى از ابن حجر در كتاب" الخيرات الحسان" نقل مى‏كند كه" امام شافعى" در ايامى كه در بغداد بود به زيارت ابو حنيفه مى‏رفت و در حاجاتش به او متوسل مى‏شد! (6) و نيز در صحيح" دارمى" از" ابى الجوزاء" نقل مى‏كند كه سالى در مدينه قحطى شديدى واقع شد، بعضى شكايت به" عايشه" بردند، او سفارش كرد كه بر فراز قبر پيامبر روزنه‏اى در سقف ايجاد كنند تا به بركت قبر پيامبر از طرف خدا باران نازل شود، چنين كردند و باران فراوانى آمد!.
    در تفسير" آلوسى" قسمتهاى زيادى از احاديث فوق را نقل كرده و پس از تجزيه و تحليل طولانى و حتى سختگيرى در باره احاديث فوق در پايان ناگزير به اعتراف شده و چنين مى‏گويد:
    " بعد از تمام اين گفتگوها من مانعى در توسل به پيشگاه خداوند به مقام پيامبر ص نمى‏بينم چه در حال حيات پيامبر و چه پس از رحلت او، و بعد از بحث نسبتا مشروحى در اين زمينه، اضافه مى‏كند" توسل جستن به مقام غير پيامبر در پيشگاه خدا نيز مانعى ندارد به شرط اينكه او حقيقتا در پيشگاه خدا مقامى داشته باشد." (7)
    و اما در منابع شيعه موضوع به قدرى روشن است كه نياز به نقل حديث ندارد.



    (1) وفاء الوفاء جلد 3 ص 1371- در كتاب" التوصل الى حقيقة التوسل" صفحه 215 حديث فوق را از" دلائل النبوة" بيهقى نيز نقل نموده است.
    (2) وفاء الوفاء ص 1372.
    (3) همان ص 1373.
    (4) التوصل ... ص 329.
    (5) همان ... ص 253.
    (6) همان ... ص 331.
    (7) روح المعانى جلد 4- 6 ص 114- 115.



    منشاء بت پرستی چیست؟

  14. صلوات ها 3


  15. #8

    عضویت
    جنسیت آبان 1394
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    994
    صلوات
    4034
    حضور
    23 روز 6 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4



    سلام علیکم
    نقل قول نوشته اصلی توسط shahed1 نمایش پست ها
    سلام
    آنگونه که قرآن به ما می آموزد ؛ منشأ بت پرستی به ظاهر میل تقرب به پروردگار است ولی درواقع اینگونه نیست و بت پرست برای ایمنی و رزق( مادی و معنوی) چنین می کند.
    هر بت پرستی بالاخره از بت خود یک درخواستی دارد و به خاطر همین درخواست است که او را می خواند. اصل و اساس بت پرستی تعبد من دون الله است و تعبد یعنی تسلیم شدن در برابر حکم غیر خدا و این بین شیعه و سنی مشترک است اهل سنت و وهابیت علاوه بر قرآن (= الله) کتابهای ششگانه خود را دارند و شیعه نیز کتب چهارگانه خود. همین کتابهای ششگانه و چهارگانه هستند که بستر ساز منازعات و مجادلات عمری علوی شده اند و الا کتاب خداوند فقط به اتحاد و یکپارچگی دعوت می کند.
    تقربی که خداوند از قول مشرکین نقل میکند، غایت و نتیجه بت پرستی آنهاست نه منشاء آن.
    قرآن بدون سنت و روایات بسیار مجمل است، بنابراین به دلیل مخالفت آنها در بعضی از موارد نمیتوان از آنها بکلی چشم پوشی کرد.
    از طرفی یکی از نشانه ای صحت روایت، همگامی آن با قرآن شناخته شده و اگر روایتی مخالف با قرآن باشد مطرود و مردود است.
    البته همین قرآن که سبب وحدت مسلمین است اگر درست فهمیده نشود و یا با قلب مریض سراغ آن رفته شود، سبب گمراهی خواهد بود. همانطور که میفرماید: لا یزید الظالمین الا خسارا.

    نقل قول نوشته اصلی توسط shahed1 نمایش پست ها
    کاری که امروز شیعه و سنی و وهابیت انجام می دهند بسیار بسیار به کاری که قوم نوح و سایر اقوام پیامبران انجام می دادند شباهت دارد، شما چه دلیلی دارید که نشان می دهد عمل این دو فرقه با آن فرقه ها متفاوت است؟ خیلی از چیزهایی که فریقین نقل می کنند به گمانشان نقل مجالس صالحان و مقدسینشان است. آیا برهان محکمی در دست دارید که نشان می دهد نقل اینها صحیح است ولی نقل آنها نا صحیح. صالحان و مقدسان قوم نوح بت بودند ولی صالحان و مقدسان ما نیستند؟
    بعد از گذشت چهارده قرن هیچ یک از صالحین و صحابه پیامبر(صلی الله علیه و آله) تبدیل به بت به آن معنایی که در قوم حضرت نوح(علیه السلام) وجود داشته، نشده اند.
    بت پرستان بت را مستقل در استجابت دانسته و به عبارتی تدبیر امور عالم را بدست آنها میدانستند و خداوند را در خالقیت منحصر کرده بودند. چنین اعتقادی تنها در بین گروه اندکی از غالیان وجود دارد نه قاطبه مسلمین.
    دغدغه شما اگر تعصب بی جا به برخی گذشتگان باشد، به جا و صحیح است اما معنای لغوی بت با معنای اصطلاحی آن نباید انسان را به بیراهه بکشد. صالحان قوم نوح(علیه السلام) به معنای اصطلاحی، تبدیل به بت شدند.

    منشاء بت پرستی چیست؟

  16. صلوات ها 2


  17. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن 1393
    نوشته
    634
    صلوات
    248
    حضور
    11 روز 3 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    سلام علیکم

    تقربی که خداوند از قول مشرکین نقل میکند، غایت و نتیجه بت پرستی آنهاست نه منشاء آن.
    قرآن بدون سنت و روایات بسیار مجمل است، بنابراین به دلیل مخالفت آنها در بعضی از موارد نمیتوان از آنها بکلی چشم پوشی کرد.
    از طرفی یکی از نشانه ای صحت روایت، همگامی آن با قرآن شناخته شده و اگر روایتی مخالف با قرآن باشد مطرود و مردود است.
    البته همین قرآن که سبب وحدت مسلمین است اگر درست فهمیده نشود و یا با قلب مریض سراغ آن رفته شود، سبب گمراهی خواهد بود. همانطور که میفرماید: لا یزید الظالمین الا خسارا.

    سلام
    این ادعای بجایی نیست چون قرآن خودش را نور و مبین معرفی می کند و می گوید همه چیز را بطور روشن و کامل بیان کرده و هرچه را برای هدایت و سعادت بشر لازم بوده گفته و چیزی را مجمل و ناقص نگذاشته تا دیگران کاملش کنند.



    بعد از گذشت چهارده قرن هیچ یک از صالحین و صحابه پیامبر(صلی الله علیه و آله) تبدیل به بت به آن معنایی که در قوم حضرت نوح(علیه السلام) وجود داشته، نشده اند.
    بت پرستان بت را مستقل در استجابت دانسته و به عبارتی تدبیر امور عالم را بدست آنها میدانستند و خداوند را در خالقیت منحصر کرده بودند. چنین اعتقادی تنها در بین گروه اندکی از غالیان وجود دارد نه قاطبه مسلمین.
    دغدغه شما اگر تعصب بی جا به برخی گذشتگان باشد، به جا و صحیح است اما معنای لغوی بت با معنای اصطلاحی آن نباید انسان را به بیراهه بکشد. صالحان قوم نوح(علیه السلام) به معنای اصطلاحی، تبدیل به بت شدند.
    قرآن خلاف حرف شما را می گوید . همه بت پرستانی که قرآن قصه آنها را نقل می کند، خداوند را حاکم و خالق مطلق می دانستند جز اینکه باور داشتند که خداوند بخشی از حاکمیت خود را در اختیار اولیاء و شرکای مورد توجهشان قرار داده و اگر حکمی از این اولیاء و شرکاء را گردن می نهادند می گفتند: وَاللَّهُ أَمَرَنَا بِهَا – خدا ما را چنین حکم کرده است یعنی حتی باور نداشتند که آن حکم متعلق به شرکایشان باشد.


  18. #10

    عضویت
    جنسیت آبان 1394
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    994
    صلوات
    4034
    حضور
    23 روز 6 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4



    سلام علیکم
    نقل قول نوشته اصلی توسط shahed1 نمایش پست ها
    این ادعای بجایی نیست چون قرآن خودش را نور و مبین معرفی می کند و می گوید همه چیز را بطور روشن و کامل بیان کرده و هرچه را برای هدایت و سعادت بشر لازم بوده گفته و چیزی را مجمل و ناقص نگذاشته تا دیگران کاملش کنند.
    اجمال با نقص خیلی تفاوت دارد. در قرآن نقص نیست اما برخی ایات مجمل اند و نیاز به تفسیر دارند.
    خود قران با بیان اینکه برخی آیات محکم اند و برخی متشابه، به روشنی وجود مبین و مفسر را لازم و ضروری میداند.
    این مبین در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، خود ایشان و بعد از او نیز باید شخص معصوم از خطایی آن وظیفه را به عهده بگیرد تا آیات متشابه باعث خطا رفتن یا به خطا کشاندن مسلمین نشوند.
    به همین دلیل زمانی که ابن عباس برای محاجه با خوارج رفت، امیر المومنین(علیه السلام) فرمود: با قرآن با آنها بحث نکن، بلکه با سنت و روایات روشن بر آنها استدلال کن.
    خود همین خوارج هم با برداشت غلطی از برخی آیات مانند لا حکم الا لله به آنجا رسیدند.
    به هر حال خداوند همه چیز را در قرآن بیان کرده اما فهم آن کار هر کسی نیست و لطایف آن نیاز به مفسر دارد.
    به همین دلیل است که فرموده اند: كِتَابُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى أَرْبَعَةِ أَشْيَاءَ عَلَى الْعِبَارَةِ وَ الْإِشَارَةِ وَ اللَّطَائِفِ‏ وَ الْحَقَائِقِ فَالْعِبَارَةُ لِلْعَوَامِّ وَ الْإِشَارَةُ لِلْخَوَاصِّ وَ اللَّطَائِفُ‏ لِلْأَوْلِيَاءِ وَ الْحَقَائِقُ لِلْأَنْبِيَاءِ ع‏ (جامع الأخبار(للشعيري)؛ ص41)

    نقل قول نوشته اصلی توسط shahed1 نمایش پست ها
    قرآن خلاف حرف شما را می گوید . همه بت پرستانی که قرآن قصه آنها را نقل می کند، خداوند را حاکم و خالق مطلق می دانستند جز اینکه باور داشتند که خداوند بخشی از حاکمیت خود را در اختیار اولیاء و شرکای مورد توجهشان قرار داده و اگر حکمی از این اولیاء و شرکاء را گردن می نهادند می گفتند: وَاللَّهُ أَمَرَنَا بِهَا – خدا ما را چنین حکم کرده است یعنی حتی باور نداشتند که آن حکم متعلق به شرکایشان باشد.
    آیه مورد استدلال شما در مورد فحشاء میباشد که کامل آن چنین است: وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدْنا عَلَيْها آباءَنا وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ (اعراف/28)؛ هنگامى كه كار بدى انجام مى‏دهند، مى‏گويند: پدران خود را اين گونه يافته‏ايم خدا هم ما را بدان فرمان داده است. خداوند به كار بد فرمان نمى‏دهد. آيا درباره پروردگار حرفهايى مى‏زنيد كه نمى‏دانيد؟!
    آنها هر گاه کار زشتی انجام میداند، آنرا به خدا منتسب میکردند.
    از آیات قرآن استفاده مى شود که مشرکان عصر رسالت قسمتى از سرنوشت خود را در دست معبودهاى خود مى دانستند. چنانکه مى فرماید:
    (وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ آلِهَةً لِیَکُونُوا لَهُمْ عِزّاً)(مریم/81): جز خدا، خدایانى براى خود برگزیدند تا مایه عزت آنان باشند. نیز مى فرماید:(واتّخذُوا مِنْ دونِ اللّه آلهةً لَعَلَّهُمْ یُنْصَرونَ* لا یَسْتَطیعُونَ نَصْرَهُمْ وَ هُمْ لَهُمْ جُندٌ مُحْضَرونَ)(یس/74ـ75): جز خدا، خدایانى را برگزیدند تا به پیروزى برسند، توانایى یارى دادن به آنها را ندارند، ولى مشرکان مانند سپاهى در خدمت بت ها مى باشند.
    قرآن در آیات متعدد به مشرکان هشدار مى دهد که شما چیزهایى را مى پرستید که قادر نیستند به خود و نیز به پرستش کنندگان خود سود و زیانى برسانند. این دسته از آیات حاکى از آن است که مشرکان عصر پیامبر (ص) معتقد به سود و زیان رساندن معبودان خود بوده اند، و این امر انگیزنده آنان به پرستش بت ها بود. این آیات و نظایر آنها که بیانگر عقاید مشرکان در عصر رسالت مى باشد، حاکى است که آنان در عین اعتقاد به توحید در خالقیت، در قسمتى از امور مربوط به ربوبیت حق، مشرک بوده و معبودهاى خود را در آن امور مؤثر مى دانستند. قرآن براى بازدارى آنان از پرستش بت ها، انگیزه مزبور را باطل مى کند و مى گوید: معبودهاى شما کمتر از آنند که بتوانند چنین نقشى داشته باشند.


    منشاء بت پرستی چیست؟

  19. صلوات


صفحه 1 از 17 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود