صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: یه طرفه به قاضی نرو

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19647

    یه طرفه به قاضی نرو




    یه طرفه به قاضی نرو

    خانوم خونه هستم ...بیست و هشت ساله ..دارای دو فرزند چهار و دو ساله ....لیسانسه ...فرزند پنچم یک خانواده ی ده نفره ...
    اشنایی مون سنتی و از طریق خانواده ها بود . ازدواجون با یه دوست داشتن قشنگ و ساده شروع شد
    اما دوست داشتن مون داره با اختلافاتی که داریم و حل نشده باقی مونده رو به جاده ی جدایی میره
    تنها شرطم برای ازدواج ادامه تحصیل بود و بس
    اما نگم بهتره ...وقتی سر خونه زندگی مون رفتیم زیر قولش زد...نا مردی کرد ....چقدر متنفرم از این اخلاقش ..چقدر زود وجهه اشو در نظرم از دست داد ..چقدر نارحتم از اینکه مثل احمقا قولش و باور کردم و یکی از شروط ضمن عقد ادامه ی تحصیل و نگذاشتم
    الان که دوستانم و میبینم حسرت ازادی و خوشبختی شون و می خورم

    اقای خونه هستم ...سی و چهار ساله ...دارای دو فرزند ...فوق دیپلم ...فرزند ارشد یه خانواده ی چهار نفره
    همیشه یکی از ملاک های ازدواجم ...خانواده ی کم جمعیت بود ...اما وقتی با خانوم خونه روبه رو شدم از تصمیمم منصرف شدم
    به تازگی سرکار رفته و یه مقدار پس انداز داشتم که تصمیم داشتم برای شروع زندگی مشترک ازش استفاده کنم
    یکی از شروط همسرم در جلسه خاستگار ی ادامه ی تحصیل بود
    واقعا تصمیم در این زمینه برام سخت بود و نمی دونستم جواب بدم ...می ترسیدم بگم نه و همه چی بهم بخوره ...برای همین قبول کردم
    اما بعد ازدواج واقعا هزینه ها کمر شکن بود و من نتونستم به قولم وفا کنم و به خودم قول دادم در اولین فرصت که پس اندازی دستم اومد به خانومم اجازه ی ادامه تحصیل بدم


    ادامه دارد ...

    ویرایش توسط مهر... : ۱۳۹۵/۰۳/۱۷ در ساعت ۱۱:۵۸

    یه طرفه به قاضی نرو

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  2. صلوات ها 13


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19647



    خانوم خونه هستم ...یکی از شروطم برای ازدواج ادامه ی تحصیل بود
    اقای خونه هستم ...به تازگی به سر کار رفته بودم و با زحمت بسیار ،اندک پس اندازی رو برای شروع زندگی مشترک جمع اوری کردم ..واقعا در توانم پرداخت شهریه ی دانشگاه نبود ...شرط ادامه ی تحصیل و پذیرفتم به شرط ها و شروط هااااا
    خانوم خونه هستم ...ادامه ی تحصیل ام با موافقت رو به رو شد به شرط اینکه در تامین مخارج خونه به همسرم کمک کنم
    اقای خونه هستم ...همسرم در شرکت در بخش فلان قرار داد بست
    خانوم خونه هستم ..با اولین حقوقم پیش پرداخت جهیزیه ام رو پرداخت کردم ...به دلیل اینکه پدرم دارای دو همسربود و به تازگی به علت بیماری قلبی در بیمارستان بستری شدند از عهده ی تامین مخارج جهیزیه ی بنده بر نمی اومدن
    اقای خونه هستم ...شرایط اونطور که میخوام پیش نمیره و مجبورم تمام پس اندازم و برای بر گذاری مراسم ازدواج خرج کنم
    خانوم خونه هستم ...شرایط اونطوری که میخوام پیش نمیره ...اولین شرطم در ازدواج با مخالفت مواجه شد


    مشکلات از کجا شروع شد ؟


    یه طرفه به قاضی نرو

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  5. صلوات ها 11


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,525
    حضور
    175 روز 3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58319



    با نام و یاد دوست







    یه طرفه به قاضی نرو








    کارشناس بحث: استاد نشاط

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,160
    حضور
    28 روز 23 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6890



    با سلام
    در صورتی مشکلات در زندگی قابل حل شدن هست، که شرایط زندگی را درک کنیم، گاهی یک تعامل و گذشت و صبوری زندگی را شیرین و خواسته ها را تامین می کند، هر گونه گیر دادن و عدم تحمل شرایط حاضر زندگی را سخت تر و مشکل را غیر قابل حل می کند، در زندگی مشترک قانون این است که:
    1. روحیه گذشت داشته باشم.
    2. شرایط همدیگر و زندگی را بیشتر درک کنیم.
    3. از اصل محبت ورزی و علاقه به عنوان ابزار برای حل مشکل و خواسته ها استفاده کنیم.
    4. از هر گونه تحکم و زور گویی و حال گیری و پرخاشگری دوری کنیم و بدانیم که مشکلات زندگی با این مسائل حل نمی شود.
    5. اولویتها را در زندگی خوب بسنجیم، گاهی کمک به فرزندان، کمک به همسر بهترین وظیفه و بالاترین عبادت می باشد، اما داشتن تحصیلات بالا برای خانم یک فضل است و در شرایط بعدی می توان با یک مدیریت خوب حل کرد، ولی اگر فرزندان را خوب تربیت نکنیم نمی توان بعدا کاری را انجام داد.
    6. مقایسه با شرایط دیگران( آن هم به صورت تک بعدی) در زندگی یک سم مهلکی است که باید ترک شود، شرایط هر کس با دیگری کاملا فرق می کند. مقایسه ها باعث می شود که انسان نتواند از زندگی خود راضی شده و احساس لذت داشته باشد.
    7. خود خواهی و نگاه فردی به زندگی زناشویی، تفکر اشتباه و غیر منطقی است که باید ترک شود.

    یه طرفه به قاضی نرو

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19647



    زیر گوهی از پتو دفن شده بود و به خود میلرزید
    نگاه تبدارش به ساعت رو به روی تخت دوخته شده بود
    هر از گاهی با چشمانش عقربه های ساعت رو تا رسیدن به عدد دوازده بدرقه میکردو برمیگشت
    با صدای چرخش کلید توی قفل نور امیدی به دلش تابید
    حالا که امید از سرکار برگشته بود خونه میتونست در نقش پرستار ایفای نقش کنه
    امید مثل روال هر روزه کت اش و روی دسته ی مبل و کیفش و روی خود مبل پرت کرد
    خودش هم تمایل شدیدی به پرت شدن روی مبل داشت ...اما ترس از شکستن پایه مبل و دنگ و فنگ تعمیر کار و خرج و مخارجش رو باعث میشه که مثل یک اقا اروم روی مبل بشینه
    دستاش و زیر سرش بزاره و پاش و روی میز
    چشماش و بست و در دلش تیک تاک ثانیه ها رو شمرد که مریم از اتاق کار بیرون بیاد و بعد از یه سلام و خسته نباشید اروم معتراضانه ای بگه ...امید جان چند بار بگم پات و نذار روی میز
    و اون برای شنیدن اسم اش با اون جان اخرش هر روز این کار و تکرار میکنه و بعد از خوردن یه چای
    از جا بلند بشه و برای تعویض لباس و اماده شدن برای رفتن به باشگاه بدون توجه به نگاه دلخور مریم به سمت اتاقش بره
    همه ی اتفاقات رو مرور کرد
    عقربه خیلی وقت بود که از حد خودش تجاوز کرده بود و مریم با اون سلام و خسته نباشید ارومش سر نرسیده بود
    از جا بلند شد...فقط برای کشف نبود مریم
    به در اتاق که رسید با کوه پتو که مثل ژله میلرزید مواجه شد
    نزدیک تر شد و بالای سر مریم رسید
    مریم با بوی تند عطر همیشگی امید چشماش و باز کرد و او ن سلام و خسته نباشید ارومش و تحویل داد
    دست امید رو پیشونیش نشست و با گفتن چقدر داغی مهر تاییدی به دانسته های ما و شما خواننده ی محترم زد
    از اتاق بیرون زد و به سمت گوشی تلفن رفت..بعد از مکالمه کوتاهی به اتاق برگشت و با گفتن زنگ زدم به ابجیت بیاد ببرت دکتر به سمت اتاقش رفت تا برای رفتن به باشگاه اماده بشه
    هر جور که حسابش و میکرد ...تمرین امروز مهم تر از مریم بود
    زخم شمشیر که نخورده ...یه سرماخوردگی ساده اس که میتونه با خواهرش بره ..تازه یه زن اینجور مواقع بهتر میتونه پرستارش باشه ...از قدیم گفتن هر ک را بحر کاری ساختن

    ویرایش توسط مهر... : ۱۳۹۵/۰۳/۲۱ در ساعت ۱۲:۳۰

    یه طرفه به قاضی نرو

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19647



    داستان دوم
    زیر گوهی از پتو دفن شده بود و به خود میلرزید
    نگاه تبدارش به ساعت رو به روی تخت دوخته شده بود
    هر از گاهی با چشمانش عقربه های ساعت رو تا رسیدن به عدد دوازده بدرقه میکردو برمیگشت
    با صدای چرخش کلید توی قفل نور امیدی به دلش تابید
    حالا که امید از سرکار برگشته بود خونه میتونست در نقش پرستار ایفای نقش کنه
    امید مثل روال هر روزه کت اش و روی دسته ی مبل و کیفش و روی خود مبل پرت کرد
    خودش هم تمایل شدیدی به پرت شدن روی مبل داشت ...اما ترس از شکستن پایه مبل و دنگ و فنگ تعمیر کار و خرج و مخارجش رو باعث میشه که مثل یک اقا اروم روی مبل بشینه
    دستاش و زیر سرش بزاره و پاش و روی میز
    چشماش و بست و
    با یاد اوری اتفاقات هر روزه
    که مریم با سلام چه خبر از راه میرسید و با دیدن وضعیت امید بلند جیغ میکشید و فریاد میزد : صد هزار بار بهت گفتم اون پای گنده ات و روی میز ننداز ...مگه ن ف ه م ی ؟
    تند پاشو از روی میز برداشت و به پشت سرش نگاه کرد
    نفس اش و مثل فوت بیرون فرستاد و در دلش نالید به خیر گذشت ..نزدیک بود ننه ی فولاد زره از راه برسه
    اینقدر صدای جیغ مانندش بلند بود که 36 واحد اپارتمان هم متوجه میشدن
    هنوز از یاداوری اتفاقات گذشته عرق شرمی بر پیشانیش مینشست
    پسرک 12ساله ی واحد روبه رویی چشم در چشمانش دوخت و گفت ..عمو امید من فهمیدم که نباید پات و بزاری رو میز شما هنوز یاد نگرفتی ؟
    فکش منقبض شد و مشتی رو دسته مبل کوبید
    در دلش نالید ای خدا چی میشد یه زن اروم نصیب ما میکردی؟
    مریم با جیغ هر روزه اش از راه نرسید
    اما چرا ؟
    برای کشف حقیقت از جا بلند شد و به سمت اتاق رفت
    مریم صدای بیمار گونه اش به سردی سلام هر روزه اش را تحویل داد
    و امید سر خوش از ناتوانی حریف نزدیک رفت و دستش و روی پیشانیش قرار داد و با گفتن چقدر داغی قدم عقب گذاشت تا به خواهر زنش زنگ بزنه
    و مریم با گفتن کجا اون و از این کار بازداشت
    امید :هیچی زنگ بزنم خواهرت بیاد باهاش بری دکتر
    مریم با اون صدای جیغ جیغو اش داد زد :پس شما اینجا چیکاره ای؟
    همین جمله کافی بود تا کبریتی در انبار باروت باروت امید روشن شود
    او هم لحنش مثل مریم شد و گفت :من کار دارم باید برم باشگاه ..
    خیز برداشت و با صدای خروس مانندی فریاد زد:من واجب ترم یا باشگاه
    امید خیلی خونسرد و بالحن لج دراری گفت :باشگاه
    اشک در چشمان تب دار مریم حلقه زد
    اما جمع کردن تکه های غرور خرده شده اش فریاد زد :امید این روزو یادت بمونه ..چون اگه یه روزی 18چرخم از روت رد بشه برای شناسایی جسد اتم نمیام ...چون ارایشگاه رفتن من واجب تره

    ویرایش توسط مهر... : ۱۳۹۵/۰۳/۲۱ در ساعت ۱۲:۳۰

    یه طرفه به قاضی نرو

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    علاقه
    خوشنویسی ، زبان انگلیسی، برنامه نویسی لینوکس
    نوشته
    382
    حضور
    25 روز 20 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1124



    نقل قول نوشته اصلی توسط مهر... نمایش پست ها
    اما بعد ازدواج واقعا هزینه ها کمر شکن بود و من نتونستم به قولم وفا کنم و به خودم قول دادم در اولین فرصت که پس اندازی دستم اومد به خانومم اجازه ی ادامه تحصیل بدم
    سلام. هزینه کمر شکن بعد از ازدواج رو نمی فهمم مگر اینکه خیلی ریخت و پاش کرده باشه و اسراف که باید پاش وایسه. ازدواج ساده و دینی کمر شکن نمیشه. ادامه تحصیل هم اگر در دانشگاه دولتی باشه نیاز به پول آنچنانی نداره. خانووم اونقدر درس بخونه تا کنکور دولتی قبول بشه.l-)l-)


    نقل قول نوشته اصلی توسط مهر... نمایش پست ها
    صد هزار بار بهت گفتم اون پای گنده ات و روی میز ننداز ...مگه ن ف ه م ی ؟
    خوب بنده خدا صد هزار بار گفته دیگه، حق داره عصبانی بشه.
    بشوی اوراق اگر همدرس مایی
    که علم
    عشق در دفتر نباشد

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19647



    نقل قول نوشته اصلی توسط nobelist نمایش پست ها
    سلام. هزینه کمر شکن بعد از ازدواج رو نمی فهمم مگر اینکه خیلی ریخت و پاش کرده باشه و اسراف که باید پاش وایسه. ازدواج ساده و دینی کمر شکن نمیشه. ادامه تحصیل هم اگر در دانشگاه دولتی باشه نیاز به پول آنچنانی نداره. خانووم اونقدر درس بخونه تا کنکور دولتی قبول بشه.l-)l-)

    سلام
    ممنون که با داستان ما همراه شدید
    خب همیشه نمیشه سر کوفت گذشته رو زد ..داریم از حال صحبت میکنیم
    بعضی ها هیچ رقمه کوتاه بیا نیستن و خودشون و محق میدونن
    نقل قول نوشته اصلی توسط nobelist نمایش پست ها
    خوب بنده خدا صد هزار بار گفته دیگه، حق داره عصبانی بشه.
    واقعا ولی کاش میشد تو اون لحظه ادم خودش و کنترل کنه
    یا یه طور دیگه ای خواسته اش و بیان کنه


    یه طرفه به قاضی نرو

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19647



    نقل قول نوشته اصلی توسط مهر... نمایش پست ها
    .بعد از مکالمه کوتاهی به اتاق برگشت و با گفتن زنگ زدم به ابجیت بیاد ببرت دکتر
    چندی پیش متوجه شدم بعضی از اقایون ...تکرار میکنم
    یک دو سه ....بعله ...بعضی از اقایون ...که هیچ کدومشون هم در این سایت نیستن
    از پرستاری کردن شونه خالی میکنن و این کار و به دیگران واگذار میکنند
    به نظرتون این کار درسته؟
    با این جور افراد چ طور رفتار بشه


    یه طرفه به قاضی نرو

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    علاقه
    خوشنویسی ، زبان انگلیسی، برنامه نویسی لینوکس
    نوشته
    382
    حضور
    25 روز 20 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1124



    نقل قول نوشته اصلی توسط مهر... نمایش پست ها
    واقعا ولی کاش میشد تو اون لحظه ادم خودش و کنترل کنه
    یا یه طور دیگه ای خواسته اش و بیان کنه
    خیلی از اوقات تو زندگی آدم باید خشمش رو کنترل کنه ولی برخی اوقات نه. شما اینجا به جای این که به خانم ایراد بگیری باید به آقا ایراد بگیری.

    نقل قول نوشته اصلی توسط مهر... نمایش پست ها
    خب همیشه نمیشه سر کوفت گذشته رو زد ..داریم از حال صحبت میکنیم
    بعضی ها هیچ رقمه کوتاه بیا نیستن و خودشون و محق میدونن
    خوب ببینید به نظرم این سرکوفت نیست. فراموش کردن گذشته و توجه به حال هم اصلا مطرح نیست. آقا در زمان عقد قولی داده است و اینقدر روی روح و روان خانم کار کرده که خانم به آقا اعتماد کرده و در عقد نامه ذکر نکرده است. حالا درسته که به همین راحتی زیر پا گذاشته بشه؟؟؟؟؟ قضیه فقط صرف ادامه تحصیل نیست، بسیاری از صحبت هایی که دختر و پسر قبل از ازدواج می کنند و قرار ها و قول های معقول و شرعی که بهم می دهند عملا بعد از ازدواج زیرش زده میشه و این خیلی خیلی بده.
    بشوی اوراق اگر همدرس مایی
    که علم
    عشق در دفتر نباشد

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود