صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دو سؤال در مورد شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    882
    حضور
    20 روز 18 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    1
    گالری
    17
    صلوات
    2369

    اشاره دو سؤال در مورد شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها




    سلام. من دو سؤال در مورد شهادت حضرت فاطمه دارم، که البته اینها را در یک مناظره شنیدم:

    1.چرا در روایات رسیده از حضرت علی، حضرت فاطمه و حسنینسلام الله علیهم هیچ اشاره ای به مضروب و مجروح شدن منجر به شهادت حضرت فاطمه و سقط جنین نشده است؟

    2.در صورت هجوم به بیتی که در مسجد النبی است، افراد بسیاری شاهد آن خواهند بود. هجوم به بیت، با تواتر به دست ما نرسیده است؟ آیا اصحاب در پنهان داشتن این مسئله، تبانی کرده اند؟
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۵/۰۲/۲۱ در ساعت ۱۶:۴۶

    ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش, بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش.

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 8 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58333



    با نام و یاد دوست







    دو سؤال در مورد شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها








    کارشناس بحث: استاد ممسوس


  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علم
    نوشته
    1,267
    حضور
    24 روز 18 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2647



    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    1.چرا در روایات رسیده از حضرت علی، حضرت فاطمه و حسنینسلام الله علیهم هیچ اشاره ای به مضروب و مجروح شدن منجر به شهادت حضرت فاطمه و سقط جنین نشده است؟
    در برخی از روایات به این موضوع اشاره شده است
    پیامبر فرمود اما دخترم فاطمه پس بدرستیکه او سرور زنان عالمیان است .... و شکسته میشود پهلویش و کشته میشود جنینش پس من میگویم ای خدا لعنت کن کسی را که به او ظلم کرده و مخلد کن در اتش ان کس را که به دو پهلویش ضربه زده است و باعث شده که فرزندش سقط گردد ( امالی صدوق ص 99-101) بحار الانوار ج 28 ص 38 ؛ جوینی فرائد السمطین ج 2 ص 35
    همچنین حضرت علی در دعای قنوط فرمودند « .. و جنین اسقطوه ..» و جنینی که سقط کردند ( بحار الانوار ج 82 ص 261)
    همچنین
    تصریح فاطمه زهرا به کشته شدن حضرت محسن
    در جریان یورش به خانه فاطمه هم منابع شیعی و هم منابع اهل سنت به شهادت حضرت محسن اشاره کردند این مطالب به نوعی تصریح منابع تاریخی به ضرب و شتم است که بر اثر ان حضرت محسن سقط شد اما سخن اینجاست که ایا خود حضرت زهرا به شهادت فرزندش اشاره داشته است که لازمه ان ضرب و شتم است یا خیر؟ با تتبع در منابع روایی در مییابیم که حود حضرت زهرا هم به شهادت فرزندش حضرت محسن اذعان کرده است و این امر حاکی از ضرب و شتم اوست. زمانی که فاطمه پشت در صدا زد (یا فضة خذینی قد قتل ما فی احشائی)[1] لاجرم شهادت حضرت محسن جز با ضرب و شتم امکان پذیر نیست.
    همچنین در نقلی دیگر آمده است که حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود « .... ورکل الباب برجله فرده و انا حامل ... و جائنی المخاض فاسقطت محسنا بغیر جرم ..»[2]

    در روایت دیلمی از حضرت زهرا فرمود« ... و عمر با پایش به در کوبید و آن را به طرف من راند در حالی که من بار دار بودم ...درد زایمان مرا گرفت پس محسنم را سقط کردم در حالی که بدون جرم کشته شد...»

    [1] . بحار الانوارج 8 ص 230

    [2] . بحار النوار ، ج 30 ص 349؛ سید جعفر عاملی ماساة الزهرا ج2 ص141



    دو سؤال در مورد شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علم
    نوشته
    1,267
    حضور
    24 روز 18 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2647



    امام باقر فرمود :
    و حملت بمحسن فلما قبض رسول الله و جری ما جری فی یوم دخول القوم علیها دارها و اخرج ابن عمها امیرالمومنین و ما لحقها من الرجل ( عمر) اسقطت به ولدا تماما ..
    امام باقر فرمود : فاطمه به حضرت محسن باردار شد پس هنگامی که رسول خدا رحلت کرد و حوادثی در جریان ورود این قوم به خانه حضرت زهرا اتفاق افتاد و پسر عمویش امیرالمومنین از خانه بیرون برده شد و در اثر انچه از ان مرد (عمر) به او رسید یک بچه کامل را سقط کرد. ( دلائل الامامه طبری ص 27) عوالم العلوم ج 11 ص504)
    همچنین امام صادق به جریان شهادت حضرت محسن اشاره کردند « ... و قتل محسن بالرفسه اعظم و ادهی و امر ...» امام صادق فرمود و قتل محسن با زدن لگد به شکم مادرش بزرگتر و ناگوارتر و تلخ تر از مصیبت کربلاست .( هدایة الکبری خصیبی ص 417؛ ماساة الزهرا ج 2 ص 141؛ فاطمه بهجة قلب المصطفی ج 2 ص 532)
    در روایت دیگر فرمودند : عن عبدالله بن سنان عن الامام الصادق قال ...فرفسها برجله و کانت علیها السلام حاملة بابن اسمه المحسن فاسقطت المحسن من بطنها..
    از عبدالله بن سنان نقل شده است که امام صادق فرمودند عمر با پایش به شکم حضرت زهرا زد در حالی که ایشان به فرزند پسری به نام محسن باردار بودو در اثر همین لگد حضرت محسن سقط شد ( اختصاص شیخ مفید ص 185؛ بحار ج 29 ص 192)



    دو سؤال در مورد شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علم
    نوشته
    1,267
    حضور
    24 روز 18 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2647



    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    2.در صورت هجوم به بیتی که در مسجد النبی است، افراد بسیاری شاهد آن خواهند بود. هجوم به بیت، با تواتر به دست ما نرسیده است؟ آیا اصحاب در پنهان داشتن این مسئله، تبانی کرده اند؟
    برخی از دانشمندان اهل سنت برای حفظ موقعیت خلفا از بازگو کردن این قطعه ازتاریخ خودداری نموده‏اند؛ از جمله ابن ابی الحدید در شرح خود می‏گوید: «جساراتی راکه مربوط به فاطمه زهرا علیهاالسلام نقل شده، در میان مسلمانان تنها شیعه آن را نقل کرده است.[1]

    سید مرتضی رحمة ‏الله علیه در این زمینه می‏گوید: «در آغاز کار، محدثان و تاریخ نویسان از نقل جسارت‌هایی که به ساحت دختر پیامبرگرامی اسلام(ص) وارد شده امتناع نمی‏کردند. این مطلب در میان آنان مشهور بود که مأمور خلیفه با فشار، درب را بر فاطمه علیهاالسلام زد و او فرزندی را که در رحم داشت سقط نمود وقنفذ به امر عمر، فاطمه زهرا علیهاالسلام را زیر تازیانه گرفت تا او دست از علی بردارد؛ولی بعدها دیدند که نقل این مطالب با مقام و موقعیت خلفاء سازگاری ندارد؛ لذا از نقل آنها خودداری نمودند.»[2]
    در مصادر اهل سنت مورادی یافت میشود که جریان هجوم به خانه حضرت فاطمه را نیمه روشن و برخی روشن بیان کردند که به این منابع اشاره میکنیم.
    مصادر اول : منابعی که در جریان هجوم به تهدید به احراق بیت بسنده کردند.


    طبری( 310ق): او که نسبت ‏به خلفا تعصب خاصی دارد، به این مقدار اعتراف می‏کند: « اتی عمر بن خطاب منزل علی فقال: لاحر قن علیکم او لتخرجن الی البیعة» «عمر بن خطاب در برابر خانه علی علیه السلام قرار گرفت و گفت: براستی [خانه را] بر روی شما به آتش می‏کشم و یا اینکه شما برای بیعت خانه را ترک گویید»[3]
    مصادر دوم : منابعی که در جریان هجوم به آوردن آتش اشاره کردند.
    ابن قتیبه دینوری (276) : این نویسنده گامی فراتر رفته، می‏گوید: خلیفه نه تنها تهدید کرد، بلکه دستور داد که در اطراف خانه هیزم جمع کنند و افزود: «به خدایی که جان عمر در دست اوست! یا باید خانه را ترک کنید و یا اینکه خانه را آتش زده و می‏سوزانم» «وقتی به او گفته شد که دختر گرامی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، فاطمه در خانه است، گفت: «هر چند فاطمه در آن باشد»[4]


    [1] . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 2 ص 60

    [2] . سید مرتضی، تلخیص شافی، ج۳، ص۷۶، تلخیص شیخ طوسی.

    [3] . تاریخ طبری، ج 3 ص 202

    [4] . ابن قتیبه دینوری، الامامه والسیاسه، ج 2 ص 12؛ اعلام النساء ج 3 ص 1205




    دو سؤال در مورد شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علم
    نوشته
    1,267
    حضور
    24 روز 18 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2647



    ابن عبد ربه اندلسی (328ق) می‏گوید: خلیفه به عمر ماموریت داد که متحصنان را از خانه بیرون کشد و اگر مقاومت کردند با آنان نبرد نماید، از اینرو عمر آتشی آورد که خانه را بسوزاند «فاقبل بقبس من النار علی ان یضرم علیهم الدار» در این موقع با فاطمه علیها السلام روبرو گردید، آن حضرت فرمود: فرزند خطاب! آمده‏ای خانه ما را به آتش بکشی؟ وی گفت: آری، مگر اینکه بسان دیگران با خلیفه بیعت نمایید.[1]
    مصادر سوم : منابعی که در جریان هجوم، ورود به خانه را ثبت کردند.
    یعقوبی (292ق): وی در تاریخ خود به ورود به خانه فاطمه (س) اشاره کرده است. یعقوبی اورده است که وقتی ابوبکر و عمر با خبر شدند که برخی از مهاجر و انصار در خانه حضرت فاطمه متحصن شدند به خانه فاطمه هجوم بردند که فاطمه فرمود از خانه من خارج شوید و الا موهای خود را برهنه و نزد خدا ناله و زاری میکنم.[2]
    مصادر چهارم : منابعی که در جریان هجوم، به آتش زدن خانه، ضرب و شتم حضرت فاطمه، شهادت حضرت محسن و میخ در، پرداختند.

    مسعودی ( 346) در قسمتی از کتاب خود آورده است:« فَوَجهُوا اِلی مَنْزلِهِ فَهَجَمُوا عَلَیْهِ وَ اَحْرَقُوابابَهُ... وَ ضَغَطُوا سَیدَةَ النساءِ بِالْبابِ حَتی اَسْقَطَتْ مُحْسِنا؛[3] پس (عمر و همراهان) به خانه علی علیه السلام رو کرده وهجوم بردند، خانه آن حضرت را به آتش کشیدند؛ با در به پهلوی سیده زنان عالم زدند؛چنان که محسن را سقط نمود.»
    عبدالکریم بن احمد شافعی شهرستانی (۵۴۸ - ۴۷۹ ق.) نقل کرده: «اِنّ عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْاَلْ جَنینَ مِنْ بَطْنِها،[4]به راستی عمر در روز بیعت، ضربتی به فاطمه علیهاالسلام وارد کرد که بر اثر آن، جنین خویش را سِقط نمود»

    اسفرائینی (متوفای ۴۲۹ ق)، به نظام نسبت داده و گفته است که او قائل بود: «اَنّ عُمَرَ ضَرَبَ فاطِمَةَ وَ مَنَعَ میراثَ الْعِتْرَةِ،[5]عمر فاطمه علیهاالسلام را زد و از ارث اهل بیت علیهم السلام جلوگیری کرد»

    صفدی یکی دیگر از علمای اهل سنت می‏گوید«اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْ اَلْمُحْسِنَ مِنْ بَطْنِها[6]، به راستی عمر آن چنان فاطمه علیهاالسلام را در روز بیعت زد که محسن را سقط نمود»


    مقاتل بن عطیه می‏گوید: ابابکر بعد از آن که با تهدید و ترس و شمشیر از مردم بیعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتی را به درب خانه علی و زهراعلیهماالسلام فرستاد. عمر هیزم را درِ خانه فاطمه جمع نمود و درب خانه را به آتش کشید، هنگامی که فاطمه زهرا علیهاالسلام پشت در آمد، عمر و اصحاب او جمع شدند و عمر آن چنان حضرت فاطمه علیهاالسلام را پشت در فشار داد که فرزندش را سقط نمود و میخ در به سینه حضرت فرو رفت (و بر اثر آن صدمات) حضرت به (بستر) بیماری افتاد تا آن که ازدنیا رفت.»[7]

    مطابق تاریخ «ابو العاص، شوهر زینب، دختر پیامبر اکرم صلی ‏الله‏ علیه‏ و ‏آله ‌و سلم در جنگ از طرف مسلمانان به اسارت گرفته شد؛ ولی بعدا مانند اسیران دیگر آزاد شد. ابو العاص به پیامبر صلی‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله ‌و سلم وعده داد که پس از مراجعت به مکه، وسائل مسافرت دختر پیامبر(ص) را به مدینه فراهم سازد. پیامبر صلی ‏الله ‏علیه‏ و‏ آله‌ و سلم به زید حارثه و گروهی از انصار، مأموریت داد که در هشت مایلی مکه توقف کنند و هر موقع کجاوه زینب به آن جا رسید، او را به مدینه بیاورند. قریش از خروج دختر پیامبر(ص) ازمکه آگاه شدند. گروهی تصمیم گرفتند که او را از نیمه راه باز گردانند. جبار بن الاسود (یا هبار ابن الاسود) با گروهی خود را به کجاوه زینب رساند و نیزه خود رابر کجاوه دختر پیامبر(ص) کوبید. از ترس آن، زینب، کودکی را که در رحم داشت، سقط کرد و به مکه بازگشت. پپامبر صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏ آله‌ و سلم از شنیدن این خبر سخت ناراحت شد و درفتح مکه (با این که همه را بخشید و آزاد نمود) خون قاتل فرزند زینب را مباح شمرد»

    ابن ابی الحدید می‏گوید: «من این جریان را برای استادم ابو جعفر نقیب خواندم، او گفت: وقتی که پیامبر صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏ آله ‌و سلم خون کسی که دخترش زینب را ترسانید و او سقط جنین کرد را مباح شمرد، قطعا اگر زنده بود خون کسانی را که دخترش فاطمه علیهاالسلام را ترسانیدند که باعث شد فرزندش (محسن) را سقط کند، حتما مباح می‏شمرد»

    ابن ابی الحدید می‏گوید، به استادم گفتم: «آیا از شما نقل کنم آن چه را مردم می‏گویند که فاطمه بر اثر ترس (و ضرباتی که براو وارد شد) فرزندش را از دست داد؟
    پس گفت: نه! از طرف من نقل نکن! و همین طور رد و بطلان آن را نیز از طرف من نقل نکن! چون اخبار در این زمینه متعارض است.»[8]


    [1] . عقدالفرید، ج‏4، ص‏260; تاریخ ابی الفداء، ج‏1، ص‏156; اعلام النساء، ج‏3، ص‏1207

    [2] . تاریخ یعقوبی، ج 3 ص 126

    [3] . اثبات الوصیة، مسعودی، (چاپ بیروت) ص۱۵۳ و در برخی چاپها ص ۲۳ ـ ۲۴.

    [4] . شهرستانی، الملل والنحل، ج 1 ص 57

    [5] . الفرقُ بین الفرق، عبدالقاهر الاسفرائینی، ص۱۰۷.

    [6] . الوافی بالوفیات، صفدی، ج۵، ص۳۴۷ ر.ک: سفینة البحار، شیخ عباس قمی، ج۲،ص۲۹

    [7] . الامامة والخلافة، مقاتل بن عطیة، ص۱۶۰ ـ ۱۶۱.

    [8] . شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱۴، ص۱۹۳/ ر.ک: زندگی علی علیه‏السلام ،ص۲۵۲.




    دو سؤال در مورد شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علم
    نوشته
    1,267
    حضور
    24 روز 18 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2647



    طبق نقل علماي اهل سنت، رسول الله (ص)هم واقعه شهادت حضرت زهرا را پيش‌بيني كرده بودند. جويني از علماي بزرگ اهل سنت (ذهبي در مورد او مي‌گويد امام و پيشوا محدث يگانه و كامل و فخر اسلام و با ديانت و صالح بود. ر.ك تذکرة الحفاظ ج 4 ، ص 1505- 1506 ، رقم 24 )، نقل مي‌كند كه رسول خدا فرمودند «من هر وقت او را مي‌بينم ياد آن اتفاقي مي‌افتم که بعد از من برايش رخ خواهد داد. گويا مي‌بينم که ذلت در خانه وي داخل شده، حرمتش شکسته شده ، حقش غصب گرديده ، از ارثش محروم گرديده ، پهلويش شکسته شده است و فرزند در رحمش سقط شده است در حاليکه صدا مي‌زند يا محمداه ولي کسي جواب او را نمي‌دهد..... او اول کسي است که از خانواده ام به من خواهد پيوست. او د ر حالي نزد من مي‌آيد كه اندوهگين و سختي کشيده و غمگين است و کشته (شهيد) شده است.[1]
    این قصه، به خوبی نشان می‏دهد که اخبار موافق با نظریات شیعه در بین روایات اهل سنت نیز وجود داشته و خود ابن ابی الحدید نیز در قسمتی از کلامش اعتراف می‏کند؛ آن جا که می‏گوید: «عَلی اَنّ جَماعَةً مِنْ اَهْلِ الحَدیثِ قَدْ رَوَوْا نَحوَهُ، گروهی از اهل حدیث (از اهل سنت نیز) مانند آن چه را شیعیان می‏گویند نقل کرده ‏اند[2]

    سکونی یکی از راویان اهل سنت است[3] او می‏گوید: «نزد امام صادق علیه ‏السلام رفتم؛ در حالی که غمگین و ناراحت بودم. امام صادق علیه ‏السلام فرمود:ای سکونی! چرا ناراحتی؟! گفتم: خداوند فرزند دختری به من داده (از این که فرزندم پسر نبوده و دختر است ناراحتم) پس حضرت فرمود: ای سکونی، سنگینی دخترت را زمین بر می‏دارد و روزی او بر خداوند است و بر غیر اجل شما زندگی می‏کند و از رزق شما نمی‏خورد (پس چرا ناراحتی؟)

    سکونی می‏گوید: (با کلمات امام صادق علیه ‏السلام ) غمم رفت. آن گاه فرمود: « چه نامی بر او گذاردی؟ گفتم: فاطمه: فرمود:آه آه. سپس دست خود را بر پیشانی‏اش گذاشت و گویا گریه می‏کرد و فرمود: حال که او را فاطمه نامیدی به او ناسزا نگو؛ او را (کتک) نزن و نفرینش نکن (چرا که) این نام در نزد خداوند با عظمت، محترم است؛ و آن نامی است که خداوند از اسم خود برای حبیبه خود صدیقه گرفته است. (آن گاه سکونی می‏گوید همیشه امام صادق علیه‏السلام اینگونه بود که وقتی نام فاطمه علیهاالسلام را می‏شنید به یاد جده‏اش (فاطمه) ومصیبت‌های او می‏افتاد و همیشه تذکر می‏داد و می‏گفت: سبب وفات (و شهادت) فاطمه علیها السلام ضربتی بود که قنفذ، غلام فلانی (یعنی عمر) بر او وارد ساخت.[4]»

    البته سکونی طبیعتا بنا بر تعصب خویش ذیل روایت را مقداری تغییر داده و اسم عمر و مشارکت او را حذف می کند.

    چنان که ابابصیر از امام صادق علیه ‏السلام متن کامل کلام حضرت را به این صورت نقل نموده است:« وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَن قُنْفُذَ مَوْلی عُمَرَ لَکَزَها بِنَعْلِ السیْفِ بِاَمْرِهِ فَاَسْقَطَتْ مُحْسِنا وَ مَرِضَتْ مَرَضا شَدیدا وَلَمْتَدَعْ اَحَدا مِمنْ آذاها یَدْخُلُ عَلَیْها،[5]سبب فوت فاطمه علیهاالسلام ضرباتی بود که قنفذ، غلام عمر با غلاف شمشیر بر آن حضرت به فرمان عمر زد؛ پس (فرزندش) محسن را از دست داد و به شدت بیمار شد و هیچ یک از آزار دهندگان خویش را راه نداد (که به دیدن او بیایند)

    آیا این همه سند قطعی در منابع مختلف شیعه و سنی تواتر نیست.


    [1] . جوینی ، فرائد السمطین، ج 2 ص 34 - 35

    [2] . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 2 ص 21

    [3] . سه نفر از راویان اهل سنت، از امامان شیعه علیهم‏السلام روایت نقل نموده‏اند که علمای شیعه آنان را ثقه می‏دانند و به سخن آنان اطمینان دارند وروایات آنها را می‏پذیرند: سَکُونی؛ نَوْفِلی؛ خَلُوقی.

    [4] . شجره طوبی، محمدمهدی حائری، ص۴۱۷، منشورات شریف رضی

    [5] . بحار ج 43 ص 170




    دو سؤال در مورد شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها

  15. صلوات ها 4


  16. #8
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    882
    حضور
    20 روز 18 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    1
    گالری
    17
    صلوات
    2369



    نقل قول نوشته اصلی توسط ممسوس نمایش پست ها

    در برخی از روایات به این موضوع اشاره شده است
    پیامبر فرمود اما دخترم فاطمه پس بدرستیکه او سرور زنان عالمیان است .... و شکسته میشود پهلویش و کشته میشود جنینش پس من میگویم ای خدا لعنت کن کسی را که به او ظلم کرده و مخلد کن در اتش ان کس را که به دو پهلویش ضربه زده است و باعث شده که فرزندش سقط گردد ( امالی صدوق ص 99-101) بحار الانوار ج 28 ص 38 ؛ جوینی فرائد السمطین ج 2 ص 35
    همچنین حضرت علی در دعای قنوط فرمودند « .. و جنین اسقطوه ..» و جنینی که سقط کردند ( بحار الانوار ج 82 ص 261)
    همچنین
    تصریح فاطمه زهرا به کشته شدن حضرت محسن
    در جریان یورش به خانه فاطمه هم منابع شیعی و هم منابع اهل سنت به شهادت حضرت محسن اشاره کردند این مطالب به نوعی تصریح منابع تاریخی به ضرب و شتم است که بر اثر ان حضرت محسن سقط شد اما سخن اینجاست که ایا خود حضرت زهرا به شهادت فرزندش اشاره داشته است که لازمه ان ضرب و شتم است یا خیر؟ با تتبع در منابع روایی در مییابیم که حود حضرت زهرا هم به شهادت فرزندش حضرت محسن اذعان کرده است و این امر حاکی از ضرب و شتم اوست. زمانی که فاطمه پشت در صدا زد (یا فضة خذینی قد قتل ما فی احشائی)[1] لاجرم شهادت حضرت محسن جز با ضرب و شتم امکان پذیر نیست.
    همچنین در نقلی دیگر آمده است که حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود « .... ورکل الباب برجله فرده و انا حامل ... و جائنی المخاض فاسقطت محسنا بغیر جرم ..»[2]

    در روایت دیلمی از حضرت زهرا فرمود« ... و عمر با پایش به در کوبید و آن را به طرف من راند در حالی که من بار دار بودم ...درد زایمان مرا گرفت پس محسنم را سقط کردم در حالی که بدون جرم کشته شد...»

    [1] . بحار الانوارج 8 ص 230

    [2] . بحار النوار ، ج 30 ص 349؛ سید جعفر عاملی ماساة الزهرا ج2 ص141


    با سلام. لطفاً متن این روایات را به طور کامل ذکر کنید.

    ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش, بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش.

  17. #9
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    882
    حضور
    20 روز 18 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    1
    گالری
    17
    صلوات
    2369



    نقل قول نوشته اصلی توسط ممسوس نمایش پست ها
    آیا این همه سند قطعی در منابع مختلف شیعه و سنی تواتر نیست.

    تواتر، در صورت وجود تعداد زیادی روایت صحیح السند ایجاد می شود، به حدی که امکان تبانی در آن نباشد. نه اینکه تعدادی حدیث ضعیف و معدود احادیث صحیح کنار هم باشند که در همان احادیث صحیح هم جای بحث باشد:

    نقل قول نوشته اصلی توسط ممسوس نمایش پست ها
    امام باقر فرمود :... ( دلائل الامامه طبری ص 27) عوالم العلوم ج 11 ص504)
    همچنین امام صادق به جریان شهادت حضرت محسن اشاره کردند ...( هدایة الکبری خصیبی ص 417؛ ماساة الزهرا ج 2 ص 141؛ فاطمه بهجة قلب المصطفی ج 2 ص 532)
    در روایت دیگر فرمودند : عن عبدالله بن سنان عن الامام الصادق ...( اختصاص شیخ مفید ص 185؛ بحار ج 29 ص 192)
    امام باقر و امام صادق، در زمانی که حسنین خردسال بودند، کجا بودند که چنین چیزی را ببینند و نقل کنند؟ اگر ما داریم بر مبنای امام بودن بحث می کنیم که دیگر بحثمان تاریخی نیست، و باید تعبدی بپذیریم.


    نقل قول نوشته اصلی توسط ممسوس نمایش پست ها

    سید مرتضی رحمة ‏الله علیه در این زمینه می‏گوید: «در آغاز کار، محدثان و تاریخ نویسان از نقل جسارت‌هایی که به ساحت دختر پیامبرگرامی اسلام(ص) وارد شده امتناع نمی‏کردند. این مطلب در میان آنان مشهور بود که مأمور خلیفه با فشار، درب را بر فاطمه علیهاالسلام زد و او فرزندی را که در رحم داشت سقط نمود وقنفذ به امر عمر، فاطمه زهرا علیهاالسلام را زیر تازیانه گرفت تا او دست از علی بردارد؛ولی بعدها دیدند که نقل این مطالب با مقام و موقعیت خلفاء سازگاری ندارد؛ لذا از نقل آنها خودداری نمودند.»[2]

    فرمایش ایشان محتاج سند است. آیا روایت صحیحی در روایات اهل سنت هست که به چیزی بیشتر از تهدید اشاره کند؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط ممسوس نمایش پست ها

    مصادر اول : منابعی که در جریان هجوم به تهدید به احراق بیت بسنده کردند.


    طبری( 310ق): او که نسبت ‏به خلفا تعصب خاصی دارد، به این مقدار اعتراف می‏کند: « اتی عمر بن خطاب منزل علی فقال: لاحر قن علیکم او لتخرجن الی البیعة» «عمر بن خطاب در برابر خانه علی علیه السلام قرار گرفت و گفت: براستی [خانه را] بر روی شما به آتش می‏کشم و یا اینکه شما برای بیعت خانه را ترک گویید»[3]
    مصادر دوم : منابعی که در جریان هجوم به آوردن آتش اشاره کردند.
    ابن قتیبه دینوری (276) : این نویسنده گامی فراتر رفته، می‏گوید: خلیفه نه تنها تهدید کرد، بلکه دستور داد که در اطراف خانه هیزم جمع کنند و افزود: «به خدایی که جان عمر در دست اوست! یا باید خانه را ترک کنید و یا اینکه خانه را آتش زده و می‏سوزانم» «وقتی به او گفته شد که دختر گرامی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، فاطمه در خانه است، گفت: «هر چند فاطمه در آن باشد»[4]

    ابن عبد ربه اندلسی (328ق) می‏گوید: خلیفه به عمر ماموریت داد که متحصنان را از خانه بیرون کشد و اگر مقاومت کردند با آنان نبرد نماید، از اینرو عمر آتشی آورد که خانه را بسوزاند «فاقبل بقبس من النار علی ان یضرم علیهم الدار» در این موقع با فاطمه علیها السلام روبرو گردید، آن حضرت فرمود: فرزند خطاب! آمده‏ای خانه ما را به آتش بکشی؟ وی گفت: آری، مگر اینکه بسان دیگران با خلیفه بیعت نمایید.[1]
    خب اینها که فقط تهدید هستند و اولی هم صحیح نیست، سؤال ما در مورد حمله و اعمال منجر به شهادت است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط ممسوس نمایش پست ها

    مصادر سوم : منابعی که در جریان هجوم، ورود به خانه را ثبت کردند.
    یعقوبی (292ق): وی در تاریخ خود به ورود به خانه فاطمه (س) اشاره کرده است. یعقوبی اورده است که وقتی ابوبکر و عمر با خبر شدند که برخی از مهاجر و انصار در خانه حضرت فاطمه متحصن شدند به خانه فاطمه هجوم بردند که فاطمه فرمود از خانه من خارج شوید و الا موهای خود را برهنه و نزد خدا ناله و زاری میکنم.[2]
    مصادر چهارم : منابعی که در جریان هجوم، به آتش زدن خانه، ضرب و شتم حضرت فاطمه، شهادت حضرت محسن و میخ در، پرداختند.

    مسعودی ( 346) در قسمتی از کتاب خود آورده است:« فَوَجهُوا اِلی مَنْزلِهِ فَهَجَمُوا عَلَیْهِ وَ اَحْرَقُوابابَهُ... وَ ضَغَطُوا سَیدَةَ النساءِ بِالْبابِ حَتی اَسْقَطَتْ مُحْسِنا؛[3] پس (عمر و همراهان) به خانه علی علیه السلام رو کرده وهجوم بردند، خانه آن حضرت را به آتش کشیدند؛ با در به پهلوی سیده زنان عالم زدند؛چنان که محسن را سقط نمود.»
    عبدالکریم بن احمد شافعی شهرستانی (۵۴۸ - ۴۷۹ ق.) نقل کرده: «اِنّ عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْاَلْ جَنینَ مِنْ بَطْنِها،[4]به راستی عمر در روز بیعت، ضربتی به فاطمه علیهاالسلام وارد کرد که بر اثر آن، جنین خویش را سِقط نمود»

    اسفرائینی (متوفای ۴۲۹ ق)، به نظام نسبت داده و گفته است که او قائل بود: «اَنّ عُمَرَ ضَرَبَ فاطِمَةَ وَ مَنَعَ میراثَ الْعِتْرَةِ،[5]عمر فاطمه علیهاالسلام را زد و از ارث اهل بیت علیهم السلام جلوگیری کرد»

    صفدی یکی دیگر از علمای اهل سنت می‏گوید«اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْ اَلْمُحْسِنَ مِنْ بَطْنِها[6]، به راستی عمر آن چنان فاطمه علیهاالسلام را در روز بیعت زد که محسن را سقط نمود»


    مقاتل بن عطیه می‏گوید: ابابکر بعد از آن که با تهدید و ترس و شمشیر از مردم بیعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتی را به درب خانه علی و زهراعلیهماالسلام فرستاد. عمر هیزم را درِ خانه فاطمه جمع نمود و درب خانه را به آتش کشید، هنگامی که فاطمه زهرا علیهاالسلام پشت در آمد، عمر و اصحاب او جمع شدند و عمر آن چنان حضرت فاطمه علیهاالسلام را پشت در فشار داد که فرزندش را سقط نمود و میخ در به سینه حضرت فرو رفت (و بر اثر آن صدمات) حضرت به (بستر) بیماری افتاد تا آن که ازدنیا رفت.»[7]

    مطابق تاریخ «ابو العاص، شوهر زینب، دختر پیامبر اکرم صلی ‏الله‏ علیه‏ و ‏آله ‌و سلم در جنگ از طرف مسلمانان به اسارت گرفته شد؛ ولی بعدا مانند اسیران دیگر آزاد شد. ابو العاص به پیامبر صلی‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله ‌و سلم وعده داد که پس از مراجعت به مکه، وسائل مسافرت دختر پیامبر(ص) را به مدینه فراهم سازد. پیامبر صلی ‏الله ‏علیه‏ و‏ آله‌ و سلم به زید حارثه و گروهی از انصار، مأموریت داد که در هشت مایلی مکه توقف کنند و هر موقع کجاوه زینب به آن جا رسید، او را به مدینه بیاورند. قریش از خروج دختر پیامبر(ص) ازمکه آگاه شدند. گروهی تصمیم گرفتند که او را از نیمه راه باز گردانند. جبار بن الاسود (یا هبار ابن الاسود) با گروهی خود را به کجاوه زینب رساند و نیزه خود رابر کجاوه دختر پیامبر(ص) کوبید. از ترس آن، زینب، کودکی را که در رحم داشت، سقط کرد و به مکه بازگشت. پپامبر صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏ آله‌ و سلم از شنیدن این خبر سخت ناراحت شد و درفتح مکه (با این که همه را بخشید و آزاد نمود) خون قاتل فرزند زینب را مباح شمرد»

    ابن ابی الحدید می‏گوید: «من این جریان را برای استادم ابو جعفر نقیب خواندم، او گفت: وقتی که پیامبر صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏ آله ‌و سلم خون کسی که دخترش زینب را ترسانید و او سقط جنین کرد را مباح شمرد، قطعا اگر زنده بود خون کسانی را که دخترش فاطمه علیهاالسلام را ترسانیدند که باعث شد فرزندش (محسن) را سقط کند، حتما مباح می‏شمرد»

    ابن ابی الحدید می‏گوید، به استادم گفتم: «آیا از شما نقل کنم آن چه را مردم می‏گویند که فاطمه بر اثر ترس (و ضرباتی که براو وارد شد) فرزندش را از دست داد؟
    پس گفت: نه! از طرف من نقل نکن! و همین طور رد و بطلان آن را نیز از طرف من نقل نکن! چون اخبار در این زمینه متعارض است.»[8]

    طبق نقل علماي اهل سنت، رسول الله (ص)هم واقعه شهادت حضرت زهرا را پيش‌بيني كرده بودند. جويني از علماي بزرگ اهل سنت (ذهبي در مورد او مي‌گويد امام و پيشوا محدث يگانه و كامل و فخر اسلام و با ديانت و صالح بود. ر.ك تذکرة الحفاظ ج 4 ، ص 1505- 1506 ، رقم 24 )، نقل مي‌كند كه رسول خدا فرمودند «من هر وقت او را مي‌بينم ياد آن اتفاقي مي‌افتم که بعد از من برايش رخ خواهد داد. گويا مي‌بينم که ذلت در خانه وي داخل شده، حرمتش شکسته شده ، حقش غصب گرديده ، از ارثش محروم گرديده ، پهلويش شکسته شده است و فرزند در رحمش سقط شده است در حاليکه صدا مي‌زند يا محمداه ولي کسي جواب او را نمي‌دهد..... او اول کسي است که از خانواده ام به من خواهد پيوست. او د ر حالي نزد من مي‌آيد كه اندوهگين و سختي کشيده و غمگين است و کشته (شهيد) شده است.[1]
    این قصه، به خوبی نشان می‏دهد که اخبار موافق با نظریات شیعه در بین روایات اهل سنت نیز وجود داشته و خود ابن ابی الحدید نیز در قسمتی از کلامش اعتراف می‏کند؛ آن جا که می‏گوید: «عَلی اَنّ جَماعَةً مِنْ اَهْلِ الحَدیثِ قَدْ رَوَوْا نَحوَهُ، گروهی از اهل حدیث (از اهل سنت نیز) مانند آن چه را شیعیان می‏گویند نقل کرده ‏اند[2]

    سکونی یکی از راویان اهل سنت است[3] او می‏گوید: «نزد امام صادق علیه ‏السلام رفتم؛ در حالی که غمگین و ناراحت بودم. امام صادق علیه ‏السلام فرمود:ای سکونی! چرا ناراحتی؟! گفتم: خداوند فرزند دختری به من داده (از این که فرزندم پسر نبوده و دختر است ناراحتم) پس حضرت فرمود: ای سکونی، سنگینی دخترت را زمین بر می‏دارد و روزی او بر خداوند است و بر غیر اجل شما زندگی می‏کند و از رزق شما نمی‏خورد (پس چرا ناراحتی؟)

    سکونی می‏گوید: (با کلمات امام صادق علیه ‏السلام ) غمم رفت. آن گاه فرمود: « چه نامی بر او گذاردی؟ گفتم: فاطمه: فرمود:آه آه. سپس دست خود را بر پیشانی‏اش گذاشت و گویا گریه می‏کرد و فرمود: حال که او را فاطمه نامیدی به او ناسزا نگو؛ او را (کتک) نزن و نفرینش نکن (چرا که) این نام در نزد خداوند با عظمت، محترم است؛ و آن نامی است که خداوند از اسم خود برای حبیبه خود صدیقه گرفته است. (آن گاه سکونی می‏گوید همیشه امام صادق علیه‏السلام اینگونه بود که وقتی نام فاطمه علیهاالسلام را می‏شنید به یاد جده‏اش (فاطمه) ومصیبت‌های او می‏افتاد و همیشه تذکر می‏داد و می‏گفت: سبب وفات (و شهادت) فاطمه علیها السلام ضربتی بود که قنفذ، غلام فلانی (یعنی عمر) بر او وارد ساخت.[4]»

    البته سکونی طبیعتا بنا بر تعصب خویش ذیل روایت را مقداری تغییر داده و اسم عمر و مشارکت او را حذف می کند.

    چنان که ابابصیر از امام صادق علیه ‏السلام متن کامل کلام حضرت را به این صورت نقل نموده است:« وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَن قُنْفُذَ مَوْلی عُمَرَ لَکَزَها بِنَعْلِ السیْفِ بِاَمْرِهِ فَاَسْقَطَتْ مُحْسِنا وَ مَرِضَتْ مَرَضا شَدیدا وَلَمْتَدَعْ اَحَدا مِمنْ آذاها یَدْخُلُ عَلَیْها،[5]سبب فوت فاطمه علیهاالسلام ضرباتی بود که قنفذ، غلام عمر با غلاف شمشیر بر آن حضرت به فرمان عمر زد؛ پس (فرزندش) محسن را از دست داد و به شدت بیمار شد و هیچ یک از آزار دهندگان خویش را راه نداد (که به دیدن او بیایند)
    به غیر از مواردی که شیعه یا مشکوک به شیعه بودن هستند، روایات اهل سنت از این موارد، صحیح السند نیستند. موردی که از شهرستانی نقل کردید را شهرستانی به عنوان یک دروغ نقل کرده و نه به عنوان چیزی که خودش بدان اعتقاد دارد.



    اما اینجا باز جای سؤال است، آیا از میان منابع اهل سنت، فقط همین چند سند معدود و آنهم به صورت ضعیف السند به ماجرای ضرب و شتم و حضرت فاطمه اشاره کنند؟ روایات صحیح در مورد هجوم به بیت، کلاً ده روایت، پنج مورد شیعی و پنج مورد سنی هستند، که در آنها هم جای بحث هست، مثلاً یک روایت صحیح از امام موسی کاظم است که سالها فاصله با ماجرا دارند. یا مثلاً یکی از روایات صحیح اهل سنت، با حدیثی در صحیح بخاری ناسازگار است و...


    نقل قول نوشته اصلی توسط ممسوس نمایش پست ها


    برخی از دانشمندان اهل سنت برای حفظ موقعیت خلفا از بازگو کردن این قطعه ازتاریخ خودداری نموده‏اند؛ از جمله ابن ابی الحدید در شرح خود می‏گوید: «جساراتی راکه مربوط به فاطمه زهرا علیهاالسلام نقل شده، در میان مسلمانان تنها شیعه آن را نقل کرده است.[1]


    ببینید بحثی که در تواتر مطرح است هم دقیقاً همین است. آیا باور کردنی است که عدۀ زیادی، در پنهان کردن حقیقت، تبانی کنند؟ آیا تمامی اصحاب حقیقت را پنهان کردند یا خیل کسانی که در نسلهای بعدی آنرا شنیدند انکار کردند؟ اگر تعصبات باعث تبانی بر دروغ در مقیاسی گسترده می شود، آیا می توانیم به متواترات یقین کنیم؟

    ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش, بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش.

  18. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علم
    نوشته
    1,267
    حضور
    24 روز 18 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2647



    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    با سلام. لطفاً متن این روایات را به طور کامل ذکر کنید.
    با سلام
    اصل روایت را کفعمی در مصباح خود نقل کرده است که همان دعای صنمی قریش است که حضرت در قنوت خود میخوانده

    المصباح للكفعمي (جنة الأمان الواقية) 552 دعاء صنمي قريش ..... ص : 552

    [دُعَاءُ صَنَمَيْ قُرَيْشٍ‏]

    ثُمَّ ادْعُ بِهَذَا الدُّعَاءِ الْمَرْوِيِّ عَنْ عَلِيٍّ ع‏ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ الْعَنْ صَنَمَيْ قُرَيْشٍ وَ جِبْتَيْهَا وَ طَاغُوتَيْهَا وَ إِفْكَيْهَا و ابنيهما [وَ ابْنَتَيْهِمَا] اللَّذَيْنِ خَالَفَا أَمْرَكَ وَ أَنْكَرَا وَحْيَكَ وَ جَحَدَا إِنْعَامَكَ وَ عَصَيَا رَسُولَكَ وَ قَلَبَا دِينَكَ وَ حَرَّفَا كِتَابَكَ وَ أَحَبَّا أَعْدَاءَكَ وَ جَحَدَا آلَاءَكَ وَ عَطَّلَا أَحْكَامَكَ وَ أَبْطَلَا فَرَائِضَكَ وَ أَلْحَدَا فِي آيَاتِكَ وَ عَادَيَا أَوْلِيَاءَكَ وَ وَالَيَا أَعْدَاءَكَ وَ خَرَّبَا بِلَادَكَ وَ أَفْسَدَا عِبَادَكَ اللَّهُمَّ الْعَنْهُمَا وَ أَتْبَاعَهُمَا وَ أَوْلِيَاءَهُمَا وَ أَشْيَاعَهُمَا وَ مُحِبِّيهِمَا فَقَدْ أَخْرَبَا بَيْتَ النُّبُوَّةِ وَ رَدَمَا بَابَهُ وَ نَقَضَا سَقْفَهُ وَ أَلْحَقَا سَمَاءَهُ بِأَرْضِهِ وَ عَالِيَهُ بِسَافِلِهِ وَ ظَاهِرَهُ بِبَاطِنِهِ وَ اسْتَأْصَلَا أَهْلَهُ وَ أَبَادَا أَنْصَارَهُ وَ قَتَلَا أَطْفَالَهُ وَ أَخْلَيَا مِنْبَرَهُ مِنْ وَصِيِّهِ وَ وَارِثِ عِلْمِهِ وَ جَحَدَا إِمَامَتَهُ وَ أَشْرَكَا بِرَبِّهِمَا فَعَظُمَ ذَنْبُهُمَا وَ خَلَّدَهُمَا فِي سَقَرَ وَ ما أَدْراكَ ما سَقَرُ لا تُبْقِي وَ لا تَذَرُ اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ بِعَدَدِ كُلِّ مُنْكَرٍ أَتَوْهُ‏وَ حَقٍّ أَخْفَوْهُ وَ مِنْبَرٍ عَلَوْهُ وَ مُؤْمِنٍ أَرْجَوْهُ وَ مُنَافِقٍ وَلَّوْهُ وَ وَلِيٍّ آذَوْهُ وَ طَرِيدٍ آوَوْهُ وَ صَادِقٍ طَرَدُوهُ وَ كَافِرٍ نَصَرُوهُ وَ إِمَامٍ قَهَرُوهُ وَ فَرْضٍ غَيَّرُوهُ وَ أَثَرٍ أَنْكَرُوهُ وَ شَرٍّ آثَرُوهُ وَ دَمٍ أَرَاقَوْهُ وَ خَيْرٍ بَدَّلُوهُ وَ كُفْرٍ نَصَبُوهُ وَ إِرْثٍ غَصَبُوهُ وَ فَيْ‏ءٍ اقْتَطَعُوهُ وَ سُحْتٍ أَكَلُوهُ وَ خُمُسٍ اسْتَحَلُّوهُ وَ بَاطِلٍ أَسَّسُوهُ وَ جَوْرٍ بَسَطُوهُ وَ نِفَاقٍ أَسَرُوهُ وَ غَدْرٍ أَضْمَرُوهُ وَ ظِلٍّ نَشَرُوهُ وَ وَعْدٍ أَخْلَفُوهُ وَ أَمَانٍ خَانُوهُ وَ عَهْدٍ نَقَضُوهُ وَ حَلَالٍ حَرَمُوهُ وَ حَرَامٍ أَحَلُّوهُ وَ بَطْنٍ فَتَقُوهُ وَ جَنِينٍ‏ أَسْقَطُوهُ‏ وَ ضِلْعٍ دَقُّوهُ وَ صَكٍّ مَزَّقُوهُ وَ شَمْلٍ بَدَّدُوهُ وَ عَزِيزٍ أَذَلُّوهُ وَ ذَلِيلٍ أَعَزُّوهُ وَ حَقٍّ مَنَعُوهُ وَ كَذِبٍ دَلَّسُوهُ وَ حُكْمٍ قَلَبُوهُ اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ بِكُلِّ آيَةٍ حَرَّفُوهَا وَ فَرِيضَةٍ تَرَكُوهَا وَ سُنَّةٍ غَيَّرُوهَا وَ رُسُومٍ مَنَعُوهَا وَ أَحْكَامٍ عَطَّلُوهَا وَ بَيْعَةٍ نَكَسُوهَا وَ دَعْوَى أَبْطَلُوهَا وَ بَيِّنَةٍ أَنْكَرُوهَا وَ حِيلَةٍ أَحْدَثُوهَا وَ خِيَانَةٍ أَوْرَدُوهَا وَ عَقَبَةٍ ارْتَقَوْهَا وَ دِبَابٍ دَحْرَجُوهَا وَ أَزْيَافٍ لَزِمُوهَا وَ شَهَادَاتٍ كَتَمُوهَا وَ وَصِيَّةٍ ضَيَّعُوهَا اللَّهُمَّ الْعَنْهُمَا فِي مَكْنُونِ السِّرِّ وَ ظَاهِرِ الْعَلَانِيَةِ لَعْناً كَثِيراً أَبَداً دَائِماً دَائِباً سَرْمَداً لَا انْقِطَاعَ لِأَمَدِهِ وَ لَا نَفَادَ لِعَدَدِهِ لَعْناً يَغْدُو أَوَّلُهُ وَ لَا يَرُوحُ آخِرُهُ لَهُمْ وَ لِأَعْوَانِهِمْ وَ أَنْصَارِهِمْ وَ مُحِبِّيهِمْ وَ مَوَالِيهِمْ وَ الْمُسَلِّمِينَ لَهُمْ وَ الْمَائِلِينَ إِلَيْهِمْ وَ النَّاهِضِينَ بِاحْتِجَاجِهِمْ وَ الْمُقْتَدِينَ بِكَلَامِهِمْ وَ الْمُصَدِّقِينَ بِأَحْكَامِهِمْ ثُمَّ قُلْ أَرْبَعَ مَرَّاتٍ اللَّهُمَّ عَذِّبْهُمْ عَذَاباً يَسْتَغِيثُ مِنْهُ أَهْلُ النَّارِ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِين‏
    همانگونه که امده عبارت جنین اسقطوه ذکر شده


    دو سؤال در مورد شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها

  19. صلوات ها 2


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود