صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قسمت های زیبا از متن کتابها

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,636
    حضور
    63 روز 8 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33514

    راهنما قسمت های زیبا از متن کتابها




    اگر ثروتمند نيستي مهم نيست،بسياري از مردم ثروتمند نيستند
    اگر جوان نيستي ،همه با چهره ي پيري مواجه مي شوند
    اگر تحصيلات عالي نداري با كمي سواد هم مي توان زندگي كرد
    اگر سالم نيستي ، هستند افرادي كه با معلوليت و بيماري زندگي مي كنند
    اما اگر عزت نفس نداري ، برو بمــير كه هيــچ نداري .. !




    نقل از گوته در كتاب يك دقيقه بــراي خــودم از اسپنسر جانســون

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,636
    حضور
    63 روز 8 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33514



    قسمت های زیبا از متن کتابها


    چه قدر خوب است که برای تاسف خوردن به حال خودمان نیز زمان مشخص و محدودی در نظر بگیریم. چند دقیقه اشک بریزیم و بعد به استقبال روزی برویم که در پیش رو داریم

    موری به طور تمام وقت روی صندلی چرخدار می نشست. و با این حال پر از فکر بکر و نکته بود. مطالبش را روی هر چه به دستش می رسید یادداشت می کرد.
    باورهایش را به رشته تحریر در می آورد. درباره زندگی در سایه مرگ می نوشت :

    «آن چه را می توانید انجام دهید و آن چه را نمی توانید بپذیرید»
    «بپذیرید که گذشته هر چه بوده گذشته، گذشته را انکار نکنید» «بیاموزید تا خود و دیگران را ببخشایید»
    «هرگز خیال نکنید فرصتی از دست رفته است»



    کتاب سه‌شنبه‌ها با مـــوری از مــيچ آلــبوم


  5. #3
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,636
    حضور
    63 روز 8 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33514



    قسمت های زیبا از متن کتابها


    * همیشه داشتن و از دست دادن به مراتب آدم را بیشتر ناراحت میکند تا این که از اول نداشته باشد .

    * فقط یک گناه وجود دارد و آن دزدی است .. دروغ که بگویی حق کسی را از دانستن حقیقت می دزدی.

    * ناراحت شدن از یک حقیقت بهتر از تسکین یافتن با یک دروغ است .

    * او گفت : خیلی می ترسم و من گفتم : چرا؟ و او گفت : چون از ته دل خوشحالم دکتر رسول . خوشحالی این شکلی وحشتناک است . ازش پرسیدم : چرا؟ و او گفت : وقتی دست سرنوشت بخواهد چیزی را ازت بگیرد ، می گذارد این طور خوشحال باشی.

    * بعضی از قصه ها نیازی به گفتن ندارند .





    کتاب بادبادک بــاز از خــالد حسیــنی


  6. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,636
    حضور
    63 روز 8 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33514



    قسمت های زیبا از متن کتابها


    از داشتن چشم اما ندیدن زیبایی
    داشتن گوش اما نشنیدن موسیقی
    داشتن عقل اما آگاه نشدن از حقیقت
    داشتن قلبی که هرگز نتپیده پس هرگز نسوخته
    باید ترسیـــد





    کتاب مدرسه ی رویایی از تتسوکو کورویاناگی


  7. #5
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,636
    حضور
    63 روز 8 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33514



    قسمت های زیبا از متن کتابها

    اگر از چيزهايي كه در زندگي اهميت دارند نگه داري كنيم
    اگر با كساني كه دوستشان داريم درست و مطابق با ايمانمان رفتار كنيم
    زندگي مان از لرزش دردناك كارهاي ناتمام مصيبت نمي بيند.




    کتاب ذره اي ايمان داشته باش از مـيچ آلبوم


  8. #6
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,636
    حضور
    63 روز 8 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33514



    قسمت های زیبا از متن کتابها

    هلیا!
    احساس رقابت، احساس حقارت است.
    بگذار که هزار تیرانداز به روی یک پرنده تیر بیندازند.
    من از آنکه دو انگشت بر او باشد انگشت بر می‌دارم.
    رقیب، یک آزمایشگر حقیر بیشتر نیست.
    بگذار آنچه از دست رفتنی‌ست از دست برود.
    تو در قلب یک انتظار خواهی پوسید.

    من این را بارها تکرار کردم هلیا!



    کتاب بار دیگر شهری که دوست می داشتم از نـادر ابراهـیمی


  9. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,636
    حضور
    63 روز 8 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33514



    من از اتفاق های بین مان می ترسم. همین چیزهایی که تو فکر می کنی بی اهمیت هستند...
    همین نگاه های سر سری تو...
    لعنتی... اینها چیزهایی که هستند که به راحتی می توانند من را عاشق کنند!

    بخشی از کتاب «مکالمه ی غیر حضوری» نویسنده: علیرضا اسفندیاری

  10. صلوات


  11. #8
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,636
    حضور
    63 روز 8 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33514



    مرا با حقیقت بیازار. اما هرگز با دروغ ، آرامم نکن !
    جان شیفته _ رومن رولان

  12. صلوات


  13. #9
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,636
    حضور
    63 روز 8 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33514



    پُک زدن به سیگار هیچ معنایی ندارد الّا نوعی لجاجت با خود، و حتی لجاجت در تداوم ِ نوعی عادت. عجیب ترین خوی ِ آدمی این است که می داند فعلی بد و آسیب رسان است، اما آن را انجام می دهد و به کرات هم. هر آدمی
    ، دانسته و ندانسته ، به نوعی در لجاجت و تعارض با خود بسر می برد ، و هیچ دیگری ویرانگرتر از خود ِ آدمی نسبت به خودش نیست.
    سلوک ـ محمود دولت آبادی

  14. صلوات


  15. #10
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,636
    حضور
    63 روز 8 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33514



    آدم‌بزرگ‌ها عاشق عدد و رقم اند. وقتی با اونا از یک دوست تازه حرف بزنی، هیچوقت ازتون در مورد چیزهای اساسی سوال نمی‌کنن، هیچوقت نمی‌پرسن آهنگ صداش چطوره؟ چه بازی‌هایی رو دوست داره؟ پروانه جمع می‌کنه یا نه؟
    می‌پرسن چندسالشه؟ چندتا برادر داره؟ وزنش چقدره؟ پدرش چقدر حقوق می‌گیره؟
    و تازه بعد از این سوالاس که خیال می‌کنن طرف رو شناختن!

    اگه به آدم بزرگا بگی که یک خونه قشنگ دیدم از آجر قرمز که جلو پنجره‌هاش غرق گل شمعدونی و بومش پر از کبوتر بود، محاله بتونن مجسمش کنن. باید حتما بهشون گفت یک خونه چندمیلیون‌تومنی دیدم تا صداشون بلند بشه که وای چه قشنگ!

    نباید ازشون دلخور شد.بچه ها باید نسبت به آدم بزرگها گذشت داشته باشند.

    شازده کوچولو / آنتوان دو سنت اگزوپري

  16. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود