صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مشکل من چی هست؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    الکترونیک
    نوشته
    527
    حضور
    22 روز 17 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    1510

    مشکل من چی هست؟




    با عرض سلام خدمته کارشناس محترم سایت ...

    این صحبتهایی که خدمتتون میگم به خدا راسته راست هستن ... حتی یک بار هم از یکی از اساتید سایت به صورته خصوصی مشگلم رو پرسیدم که بهم جواب ندادن ( احتمالا مصداق سوره ناس میشدم ) و خواستن از من فاصله بگیرن ...
    مشگل من روانی نیست ... اینو مطمئن هستم ...

    میخواستم بدونم آیا ممکن هست کسی "جن" تو وجودش نشسته باشه ....

    من چندین سال پیش از یه موضوعی بسیار بسیار ناراحت شدم و امیدم رو از خدا از دست دادم ... از اون زمان به بعد اخلاقیات و روحیاتم به شدت تغییر کرد ...

    بعد از اون اتفاق ...

    1- یک بار خونه دوستم دعوت شدم ... وقتی رفتم ... از تلویزیونشون خیلی خیلی خوشم اومد و ازش تعریف کردم ... تا تعریف کردنه من تموم شد تلویزیون پخ کرد ... دوستم هم زیاد توجه نکرد تا اینکه شب بهم زنگ زد و گفت تلویزیون سوخت .
    2- یک بار دوستم اومده بود خونمون و کنار همدیگه خوابیدیم ... یهو دوستم از خواب پرید و زد زیره گریه ... میگفت ... تو جن داری ... میگفت یا خودت دعوتش کردی یا کسی انداخته به جونت ... میگفت زیاد هم خوشحال نباش بدبختت میکنه .
    3- یه بار از بالای پارکی که نزدیک خونمون هست داشتم میومدم به سمت پایین ... یه پسر بچه 3 .. 4 ساله داشت دوچرخه سواری میکرد ... کمی به زیباییش و راحتیش حسودیم شد ... همون موقع پسره خورد زمین .
    4- اتفاق بالا که افتاد من با خودم گفتم نکنه من قدرته خاصی دارم یا میتونم خارق العاده باشم ... به گوشه ای دیگر از پارک نگاه کردم یه پسره که تقریبا 16 سالش بود داشت با سرعت دوچرخه سواری میکرد ... با خودم لبخندی زدم و گفتم چه دوچرخه ای ... و اون هم به شدت خورد زمین ...

    خیلی خوشحال شده بودم و کمی هم ترسیده بودم ... ولی موضع یادم رفت تا اینکه .............. نمیتونم بقیش رو بگم

    چند وقت پیش ها هم کسی اومده بود تو خوابم و میخواست بهم طی طریق یاد بده ...
    اولش منو برده بود تو یه دره ... کنار من و دره گوش من گفت از صخره ها بگیر و برو بالا ... هر چقدر زور زدم نتونستم ... بعدش با یه صدایه وحشتناک بهم گفت آیا فرقی میکنه تو پائینه این دره باشی یا نوک قله ... چشمات رو ببند و فکر کن بالای کوه هستی ... و دقیقا تو خواب همچین اتفاقی افتاد . بعدشم منو برد دبیرستانم ... میگفت چشمات رو ببند و از بین در و دیوار رد شو ... و ...

    من اصلا آدم خوبی نیستم و اعتقادات درست و حسابی هم ندارم ... پس مطمئن مطمئن مطمئن هستم این چیزا الهی نیست ... آیا ممکن هست تو وجودم "جن" نشسته باشه ....
    حتی یه بار قبل از اینکه بخوابم ... با خودم گفتم ساکت ساکت بشم و به صدای درونم گوش بدم ببینم صدایی میشنوم ... یهو صدایه عجیبی شنیدم و بعد از اون دیگه این کار رو نکردم ...

    خیلی موقع ها کسی میاد و بهم الهام میکنه مثلا دو رقم اول ماشینی 38 هست ... یا 62 و دقیقا همچین اتفاقی میوفته ....
    هر بار ساعت رو نگاه میکنم عقربه ثانیه شمار بین 2 و3 هست

    و خیلی چیزها که فکرنمیکنم تو حوصله این بحث باشه ...

    آیا ممکن هست تو وجوده کسی "جن" نشسته باشه ... اگر تاینجوری هست ... باید آدم چی کار کنه تا از دستش خلاص بشه ...

    ممنون .
    مقابله با سرطان :

    1- اغذیه متنوع از تمام گروه ها 2- وزن متعادل 3-کنترل چربی غذا 4-کم کردن شیرینی 5-کاهش نمک 6-استفاده از میوه ها:انجیر.کیوی.زردآلو.خرما.گ جه فرنگی.پیاز 7-استفاده ازماهی 8- استفاده نکردن از غذاهای منجمدی که در درون کیسه فریزر هستند و توسط مایکروویو یخشان باز میشود 9-ننوشیدن چای گرم .

  2. صلوات ها 17


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58301



    با نام و یاد دوست





    مشکل من چی هست؟








    کارشناس بحث: استاد امیدوار


  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط نفرنفر نمایش پست ها
    با عرض سلام خدمته کارشناس محترم سایت ...

    این صحبتهایی که خدمتتون میگم به خدا راسته راست هستن ... حتی یک بار هم از یکی از اساتید سایت به صورته خصوصی مشگلم رو پرسیدم که بهم جواب ندادن ( احتمالا مصداق سوره ناس میشدم ) و خواستن از من فاصله بگیرن ...
    مشگل من روانی نیست ... اینو مطمئن هستم ...

    میخواستم بدونم آیا ممکن هست کسی "جن" تو وجودش نشسته باشه ....

    من چندین سال پیش از یه موضوعی بسیار بسیار ناراحت شدم و امیدم رو از خدا از دست دادم ... از اون زمان به بعد اخلاقیات و روحیاتم به شدت تغییر کرد ...

    بعد از اون اتفاق ...

    1- یک بار خونه دوستم دعوت شدم ... وقتی رفتم ... از تلویزیونشون خیلی خیلی خوشم اومد و ازش تعریف کردم ... تا تعریف کردنه من تموم شد تلویزیون پخ کرد ... دوستم هم زیاد توجه نکرد تا اینکه شب بهم زنگ زد و گفت تلویزیون سوخت .
    2- یک بار دوستم اومده بود خونمون و کنار همدیگه خوابیدیم ... یهو دوستم از خواب پرید و زد زیره گریه ... میگفت ... تو جن داری ... میگفت یا خودت دعوتش کردی یا کسی انداخته به جونت ... میگفت زیاد هم خوشحال نباش بدبختت میکنه .
    3- یه بار از بالای پارکی که نزدیک خونمون هست داشتم میومدم به سمت پایین ... یه پسر بچه 3 .. 4 ساله داشت دوچرخه سواری میکرد ... کمی به زیباییش و راحتیش حسودیم شد ... همون موقع پسره خورد زمین .
    4- اتفاق بالا که افتاد من با خودم گفتم نکنه من قدرته خاصی دارم یا میتونم خارق العاده باشم ... به گوشه ای دیگر از پارک نگاه کردم یه پسره که تقریبا 16 سالش بود داشت با سرعت دوچرخه سواری میکرد ... با خودم لبخندی زدم و گفتم چه دوچرخه ای ... و اون هم به شدت خورد زمین ...

    خیلی خوشحال شده بودم و کمی هم ترسیده بودم ... ولی موضع یادم رفت تا اینکه .............. نمیتونم بقیش رو بگم

    چند وقت پیش ها هم کسی اومده بود تو خوابم و میخواست بهم طی طریق یاد بده ...
    اولش منو برده بود تو یه دره ... کنار من و دره گوش من گفت از صخره ها بگیر و برو بالا ... هر چقدر زور زدم نتونستم ... بعدش با یه صدایه وحشتناک بهم گفت آیا فرقی میکنه تو پائینه این دره باشی یا نوک قله ... چشمات رو ببند و فکر کن بالای کوه هستی ... و دقیقا تو خواب همچین اتفاقی افتاد . بعدشم منو برد دبیرستانم ... میگفت چشمات رو ببند و از بین در و دیوار رد شو ... و ...

    من اصلا آدم خوبی نیستم و اعتقادات درست و حسابی هم ندارم ... پس مطمئن مطمئن مطمئن هستم این چیزا الهی نیست ... آیا ممکن هست تو وجودم "جن" نشسته باشه ....
    حتی یه بار قبل از اینکه بخوابم ... با خودم گفتم ساکت ساکت بشم و به صدای درونم گوش بدم ببینم صدایی میشنوم ... یهو صدایه عجیبی شنیدم و بعد از اون دیگه این کار رو نکردم ...

    خیلی موقع ها کسی میاد و بهم الهام میکنه مثلا دو رقم اول ماشینی 38 هست ... یا 62 و دقیقا همچین اتفاقی میوفته ....
    هر بار ساعت رو نگاه میکنم عقربه ثانیه شمار بین 2 و3 هست

    و خیلی چیزها که فکرنمیکنم تو حوصله این بحث باشه ...

    آیا ممکن هست تو وجوده کسی "جن" نشسته باشه ... اگر تاینجوری هست ... باید آدم چی کار کنه تا از دستش خلاص بشه ...

    ممنون .
    بسمه تعالی
    با عرض سلام و تحیت محضر حضرتعالی

    در روایات وارد شده است که " العین حق"؛ چشم زدن واقعیت دارد
    از مرحوم علامه طباطبایی (ره) در این خصوص نیز نقل شده است: عده ای مشغول کندن چاهی بودند به سنگی رسیدند و نتوانستند آن را برطرف کنند، فرستادن کسی که به اصطلاح چشمش شور بود آمد و نگاهی به سنگ کرد و گفت : عجب سنگی! فورا سنگ خرد شد.


    و البته شورچشمی و یا چشم زخم ربطی به خوب بودن و یا بد بودن افراد ندارد لذا ممکن است چشم افراد متدین نیز شور باشد. از مرحوم علامه در این خصوص نیز نقل شده است که فرمودند: " دو درخت آکالیبتوس در منزل ما [یا دیگری] وجود داشت، مهمانی وارد شد و گفت: عجب درختهایی! هر دو درخت خشک شدند و از بین رفتند، با اینکه مهمان آدم خوبی بود."

    بر این مبنا و با توجه به مطالبی که فرمودید لازم است توجه داشته باشید که این وِیژگیها (سوختن تلویزیون، افتادن بچه و...) بیشتر با شورچشمی مطابقت دارد تا جن زدگی و به تعبیر حضرتعالی نشستن جن در وجود!

    دیگر ویژگیها نیز که به ان اشاره فرمودید متاثر از سبک زندگی فشارهای عصبی و احیانا تیپ شخصیتی حضرتعالی است و ربطی به جن ندارد.

    برای حضرتعالی توفیق روزافزون را مسئلت دارم

    و اخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمین
    مشکل من چی هست؟
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 17


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    شعر
    نوشته
    683
    حضور
    13 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2275



    نقل قول نوشته اصلی توسط نفرنفر نمایش پست ها
    با عرض سلام خدمته کارشناس محترم سایت ...

    این صحبتهایی که خدمتتون میگم به خدا راسته راست هستن ... حتی یک بار هم از یکی از اساتید سایت به صورته خصوصی مشگلم رو پرسیدم که بهم جواب ندادن ( احتمالا مصداق سوره ناس میشدم ) و خواستن از من فاصله بگیرن ...
    مشگل من روانی نیست ... اینو مطمئن هستم ...

    میخواستم بدونم آیا ممکن هست کسی "جن" تو وجودش نشسته باشه ....

    من چندین سال پیش از یه موضوعی بسیار بسیار ناراحت شدم و امیدم رو از خدا از دست دادم ... از اون زمان به بعد اخلاقیات و روحیاتم به شدت تغییر کرد ...

    بعد از اون اتفاق ...

    1- یک بار خونه دوستم دعوت شدم ... وقتی رفتم ... از تلویزیونشون خیلی خیلی خوشم اومد و ازش تعریف کردم ... تا تعریف کردنه من تموم شد تلویزیون پخ کرد ... دوستم هم زیاد توجه نکرد تا اینکه شب بهم زنگ زد و گفت تلویزیون سوخت .
    2- یک بار دوستم اومده بود خونمون و کنار همدیگه خوابیدیم ... یهو دوستم از خواب پرید و زد زیره گریه ... میگفت ... تو جن داری ... میگفت یا خودت دعوتش کردی یا کسی انداخته به جونت ... میگفت زیاد هم خوشحال نباش بدبختت میکنه .
    3- یه بار از بالای پارکی که نزدیک خونمون هست داشتم میومدم به سمت پایین ... یه پسر بچه 3 .. 4 ساله داشت دوچرخه سواری میکرد ... کمی به زیباییش و راحتیش حسودیم شد ... همون موقع پسره خورد زمین .
    4- اتفاق بالا که افتاد من با خودم گفتم نکنه من قدرته خاصی دارم یا میتونم خارق العاده باشم ... به گوشه ای دیگر از پارک نگاه کردم یه پسره که تقریبا 16 سالش بود داشت با سرعت دوچرخه سواری میکرد ... با خودم لبخندی زدم و گفتم چه دوچرخه ای ... و اون هم به شدت خورد زمین ...

    خیلی خوشحال شده بودم و کمی هم ترسیده بودم ... ولی موضع یادم رفت تا اینکه .............. نمیتونم بقیش رو بگم

    چند وقت پیش ها هم کسی اومده بود تو خوابم و میخواست بهم طی طریق یاد بده ...
    اولش منو برده بود تو یه دره ... کنار من و دره گوش من گفت از صخره ها بگیر و برو بالا ... هر چقدر زور زدم نتونستم ... بعدش با یه صدایه وحشتناک بهم گفت آیا فرقی میکنه تو پائینه این دره باشی یا نوک قله ... چشمات رو ببند و فکر کن بالای کوه هستی ... و دقیقا تو خواب همچین اتفاقی افتاد . بعدشم منو برد دبیرستانم ... میگفت چشمات رو ببند و از بین در و دیوار رد شو ... و ...

    من اصلا آدم خوبی نیستم و اعتقادات درست و حسابی هم ندارم ... پس مطمئن مطمئن مطمئن هستم این چیزا الهی نیست ... آیا ممکن هست تو وجودم "جن" نشسته باشه ....
    حتی یه بار قبل از اینکه بخوابم ... با خودم گفتم ساکت ساکت بشم و به صدای درونم گوش بدم ببینم صدایی میشنوم ... یهو صدایه عجیبی شنیدم و بعد از اون دیگه این کار رو نکردم ...

    خیلی موقع ها کسی میاد و بهم الهام میکنه مثلا دو رقم اول ماشینی 38 هست ... یا 62 و دقیقا همچین اتفاقی میوفته ....
    هر بار ساعت رو نگاه میکنم عقربه ثانیه شمار بین 2 و3 هست

    و خیلی چیزها که فکرنمیکنم تو حوصله این بحث باشه ...

    آیا ممکن هست تو وجوده کسی "جن" نشسته باشه ... اگر تاینجوری هست ... باید آدم چی کار کنه تا از دستش خلاص بشه ...

    ممنون .
    سلام

    مواردی که گفتی چیزی خراب میشه همانطور که استاد گفتن مربوط به شور چشمی میشه

    ولی مواردی که گفتی حدس می زنی یا بهت الهام میشه
    نشان از این هست که روح قوی داری
    یا به قول معروف حس ششمت خوبه

    منم این جور ادمها زیاد دیدم

    این ادمها فهم و درک بالایی نسبت به همه چیز دارن و اهل فکر و تفکر هستن
    و از بالا به همه چیز نگاه می کنند

    چه خوبه دوست من این استعداد خدادای رو در جهت معرفت و خداشناسی و اخلاق و این چیزها
    پرورش و توسعه بدی

    یا لطیف

  9. صلوات ها 12


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    علاقه
    روانشناسی دینی
    نوشته
    1,087
    حضور
    75 روز 6 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    79
    آپلود
    3
    گالری
    5
    صلوات
    6907



    نقل قول نوشته اصلی توسط اميدوار نمایش پست ها
    بسمه تعالی
    با عرض سلام و تحیت محضر حضرتعالی

    در روایات وارد شده است که " العین حق"؛ چشم زدن واقعیت دارد
    از مرحوم علامه طباطبایی (ره) در این خصوص نیز نقل شده است: عده ای مشغول کندن چاهی بودند به سنگی رسیدند و نتوانستند آن را برطرف کنند، فرستادن کسی که به اصطلاح چشمش شور بود آمد و نگاهی به سنگ کرد و گفت : عجب سنگی! فورا سنگ خرد شد.


    و البته شورچشمی و یا چشم زخم ربطی به خوب بودن و یا بد بودن افراد ندارد لذا ممکن است چشم افراد متدین نیز شور باشد. از مرحوم علامه در این خصوص نیز نقل شده است که فرمودند: " دو درخت آکالیبتوس در منزل ما [یا دیگری] وجود داشت، مهمانی وارد شد و گفت: عجب درختهایی! هر دو درخت خشک شدند و از بین رفتند، با اینکه مهمان آدم خوبی بود."

    بر این مبنا و با توجه به مطالبی که فرمودید لازم است توجه داشته باشید که این وِیژگیها (سوختن تلویزیون، افتادن بچه و...) بیشتر با شورچشمی مطابقت دارد تا جن زدگی و به تعبیر حضرتعالی نشستن جن در وجود!

    دیگر ویژگیها نیز که به ان اشاره فرمودید متاثر از سبک زندگی فشارهای عصبی و احیانا تیپ شخصیتی حضرتعالی است و ربطی به جن ندارد.

    برای حضرتعالی توفیق روزافزون را مسئلت دارم

    و اخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمین
    با سلام و کسب اجازه از استاد امیدوار

    دوست عزیزم ، من هم کاملا با نظر استاد موافقم ،

    با توجه به مطالبی که درباره خودتون در تاپیک های مشاوره درج کردید ، راهنمایی کوچیکی میکنم.

    شما همونطور که فرمودید( در تاپیک های قبل) گذشته ای با تلاطم و ناراحتی تجربه کردید و این تجربیات منفی هر چند گذشته اند ولی همچنان برای شما حل و فصل نشده اند.

    لذا شما نیاز به آرامش دارید ، این آرامش 1- از طریق مشخص کردن تکلیفتان برای خودتان( یعنی بالاخره میخاید چکار کنید)2- کسب مهارت خودآگاهی دوباره 3- رفتن پیش یک روانشناس

    بالینی ماهر

    دوست عزیزم وضعیت شما قابل درک هست منتها افراد زیادی هم مسائل مختلف رو تجربه کرده اند شاید خودمن و خیلی های دیگر مهم این هست که من و شما بتونیم از پس مسائل بربیایم ان شاءالله
    افسوس که آنچه برده ام باختنی ست
    بشناخته ها تمام نشناختنی ست
    برداشته ام هر آنچه باید بگذاشت
    بگذاشته ام هر آنچه برداشتنی ست...
    خواجه نصیر الدین طوسی

  11. صلوات ها 12


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    زندگی
    نوشته
    957
    حضور
    18 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3286



    من هم یه مدت حس میکردم شور چشم شدم و دلیل اونو حسادتی و غرور دونستم سعی کردم از وجودم پاکشون کنم و خدا رو شکر برطرف شد الانم هروقت حس کنم چیزی خوبه میگم فتبارک الله احسن الخالقین.
    به نظر من شما خیلی حساسین و طبیعیه که خواب های پریشان هم ببینید.


  13. صلوات ها 8


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    دین
    نوشته
    484
    حضور
    15 روز 8 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    2018



    سلام
    این تجربه را از اشخاص زیادی شنیده‌ام. دو پیشنهاد برای شما به ذهن بنده رسید تا از این استعدادها همیشه در جهت خیر استفاده کنید:

    1- خواندن دعای زیر بعد هر نماز یا در قنوت نماز:

    " اللهم عرفني نفسك فانك ان لم تعرفني نفسك لم اعرف رسولك (نبيك) ، اللهم عرفني رسولك فانك ان لم تعرفني رسولك لم اعرف حجتك ، اللهم عرفني حجتك فانك ان لم تعرفني حجتك ظلمت عن ديني "
    " خدايا خودت را به من بشناسان و من تو را بشناسم كه اگر تو را نشناسم پيغمبر تو را نميشناسم ، خدايا پيغمبرت را به من بشناسان چون اگر او را نشناساني امام را نمي شناسم خدايا امام را هم به من بشناسان كه من بدانم امام كيست كه اگر ندانم امامم كيست از دين و آئينم گمراه مي شوم "

    2- خواندن هفتگی زيارت آل ياسين که شامل خواسته هائيست كه از اساسي ترين خواسته هاست " اللهم اني اسئلك ان تصلي علي محمد و آل محمد ان تملاء قلبي نور اليقين " يكي از ويژگيهاي اين دعا اين است كه قبل و بعد دعا بر پيامبر و آلش صلوات فرستاده شود و اين موجب قبولي دعا ميشود زيرا صلوات دعايي است كه خدا آن را استجاب كرده و ميكند و خدا بزرگتر از آنست كه اول و آخر دعايي را بر آورد و وسطش را قبول ننمايد بعد از صوات بر محمد و آل محمد در زيارت، مي گويد " ان تملا ء قلبي نور اليقين "خدايا از تو در خواست دارم كه دل مرا از نور يقين پر كني " " تملاء" يعني پر شود دلم از اعتقاد محكم كه خلاصه، نورانيت پيدا كند تا از همه‌ استعدادها در جهت خیر استفاده کنم.

    موفق باشید

    ویرایش توسط متعلم : ۱۳۹۲/۱۱/۲۵ در ساعت ۲۳:۴۳
    باسمه تعالی

    هیچ ذکری بالاتر از ذکر عملی نیست
    هیچ ذکرعملی بالاتر از ترک معصیت نیست

    (مرحوم آیت الله محمد تقی بهجت
    )

  15. صلوات ها 10


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    نوشته
    4
    حضور
    15 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21



    آقا به دور از موضوع حالا که اینطوره لطف کنید یه چند بار بگید چه آمریکا ضد انفجاری
    دستتون درد نکنه

    اما به نظر بنده بهتره سعی کنید از راه هایی آرامش خودتون رو افزایش بدید
    که بهترینش هم اینه که نماز بخونید و خودتون رو به خدا وصل کنید

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    الکترونیک
    نوشته
    527
    حضور
    22 روز 17 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    1510



    نقل قول نوشته اصلی توسط اميدوار نمایش پست ها
    بسمه تعالی
    با عرض سلام و تحیت محضر حضرتعالی

    در روایات وارد شده است که " العین حق"؛ چشم زدن واقعیت دارد
    از مرحوم علامه طباطبایی (ره) در این خصوص نیز نقل شده است: عده ای مشغول کندن چاهی بودند به سنگی رسیدند و نتوانستند آن را برطرف کنند، فرستادن کسی که به اصطلاح چشمش شور بود آمد و نگاهی به سنگ کرد و گفت : عجب سنگی! فورا سنگ خرد شد.


    و البته شورچشمی و یا چشم زخم ربطی به خوب بودن و یا بد بودن افراد ندارد لذا ممکن است چشم افراد متدین نیز شور باشد. از مرحوم علامه در این خصوص نیز نقل شده است که فرمودند: " دو درخت آکالیبتوس در منزل ما [یا دیگری] وجود داشت، مهمانی وارد شد و گفت: عجب درختهایی! هر دو درخت خشک شدند و از بین رفتند، با اینکه مهمان آدم خوبی بود."

    بر این مبنا و با توجه به مطالبی که فرمودید لازم است توجه داشته باشید که این وِیژگیها (سوختن تلویزیون، افتادن بچه و...) بیشتر با شورچشمی مطابقت دارد تا جن زدگی و به تعبیر حضرتعالی نشستن جن در وجود!

    دیگر ویژگیها نیز که به ان اشاره فرمودید متاثر از سبک زندگی فشارهای عصبی و احیانا تیپ شخصیتی حضرتعالی است و ربطی به جن ندارد.

    برای حضرتعالی توفیق روزافزون را مسئلت دارم

    و اخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمین
    سلام استاد امیدوار ...
    بابته اینکه زحمت کشیدین و پستم رو جواب دادین خیلی تشکر میکنم ...
    خیلی خیلی برام مفید بود ... احساس راحت تری پیدا کردم ... ولی واقعا این چشم زدن هم درد سر شده برام ... دوستام رو که میبینم بچه دار شدن ... نمیتونم هیچ چی بهشون بگم ... نمیتونم بگم چه بچه قشنگی ... چه بچه نازی و ... میترسم اتفاقی براشون بیوفته ... حتی خودشون هم فهمدین که من تعریف نمیکنم ... معمولا میگم من از بچه خوشم نمیاد ...

    جناب امیدوار ... آیا راه حلی وجود داره که انسان نتونه کسی رو چشم بزنه ... واقعا بعضی موقع ها اذیت میشم ... هر حرفی رو میخوام بزنم ... دو دو تا چهار تا میکنم ... تا نکنه توش چشم زدنی تو کار باشه ... من فکر میکنم چشم زدن از حسادت میاد ... آیا درست میگم ؟؟؟


    در مورده دیگر ویژگی هایی که فرمودین نیز کاملا درست هستند ...

    ممنون .
    ویرایش توسط نفرنفر : ۱۳۹۲/۱۱/۲۶ در ساعت ۱۸:۰۰
    مقابله با سرطان :

    1- اغذیه متنوع از تمام گروه ها 2- وزن متعادل 3-کنترل چربی غذا 4-کم کردن شیرینی 5-کاهش نمک 6-استفاده از میوه ها:انجیر.کیوی.زردآلو.خرما.گ جه فرنگی.پیاز 7-استفاده ازماهی 8- استفاده نکردن از غذاهای منجمدی که در درون کیسه فریزر هستند و توسط مایکروویو یخشان باز میشود 9-ننوشیدن چای گرم .

  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    الکترونیک
    نوشته
    527
    حضور
    22 روز 17 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    1510



    نقل قول نوشته اصلی توسط دل ارام نمایش پست ها
    سلام

    مواردی که گفتی چیزی خراب میشه همانطور که استاد گفتن مربوط به شور چشمی میشه

    ولی مواردی که گفتی حدس می زنی یا بهت الهام میشه
    نشان از این هست که روح قوی داری
    یا به قول معروف حس ششمت خوبه

    منم این جور ادمها زیاد دیدم

    این ادمها فهم و درک بالایی نسبت به همه چیز دارن و اهل فکر و تفکر هستن
    و از بالا به همه چیز نگاه می کنند

    چه خوبه دوست من این استعداد خدادای رو در جهت معرفت و خداشناسی و اخلاق و این چیزها
    پرورش و توسعه بدی

    یا لطیف
    از تعریف هایی که کردی تشکر میکنم ...
    ممنون .
    مقابله با سرطان :

    1- اغذیه متنوع از تمام گروه ها 2- وزن متعادل 3-کنترل چربی غذا 4-کم کردن شیرینی 5-کاهش نمک 6-استفاده از میوه ها:انجیر.کیوی.زردآلو.خرما.گ جه فرنگی.پیاز 7-استفاده ازماهی 8- استفاده نکردن از غذاهای منجمدی که در درون کیسه فریزر هستند و توسط مایکروویو یخشان باز میشود 9-ننوشیدن چای گرم .

  21. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود