جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آنچه توحید نیست؟ «مصادیق شرک در قرآن»

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224

    آنچه توحید نیست؟ «مصادیق شرک در قرآن»




    آنچه توحید نیست؟ «مصادیق شرک در قرآن»
    مصادیق شرک در قرآن

    آن هنگام که خدا را با تمام اوصاف شناختیم و در اطاعت و تسلیم نیز یگانه بودیم می توان گفت موحد هستیم.


    شرک به معنای اعتقاد به تعدد و کثرت و عمل بر این اساس است. تبیین و تعریف دقیق مفهوم شرک، در ضمن اقسام آن ممکن است:
    1- شرک ذاتی: یعنی، اعتقاد به مرکب بودن ذات خداوند، یا اعتقاد به تعدد ذات الهی (وجود دو یا چند خدا)

    2- شرک صفاتی؛ یعنی، اعتقاد به این که صفات خدا، وجودی مستقل از ذات خداوند دارند به تعبیر دیگر مغایر با ذات و زاید بر ذات هستند.

    3- شرک افعالی: یعنی، اعتقاد به وجود دو یا چند مۆثر مستقل در عالم هستی ؛ به گونه‏ای که هیچ یک مقهور اراده و قدرت دیگری نباشد، یعنی، ذات یگانه الهی را تنها مۆثر مستقل در عالم هستی نداند.

    یکی از بارزترین مصادیق شرک افعالی، اعتقاد به تمایز خالق شرور از خالق خیرات است. پیروان آیین مانی و برخی از پیروان زردشت، معتقدند که خداوند فقط خیرها و نیکی‏ها را می‏آفریند و امور شر و بد به وسیله موجود و مخلوقی شریر (اهریمن) به صورت مستقل و بدون این که خداوند خالق نیکی‏ها بتواند دخالتی در آن داشته باشد، آفریده می‏شود.

    4- شرک عملی: اگر اعمال و نیات انسان بر اساس توحید نظری و برآمده از آن نباشد انسان دچار شرک در مقام عمل می‏شود عمده‏ترین جلوه شرک عملی شرک در عبادت و پرستش است. بت پرستی و پرستش اجرام آسمانی و پدیده‏های طبیعی از بارزترین انواع شرک عبادی به شمار می‏رود که همواره در میان برخی از ملت‏ها و اقوام وجود داشته است.


    مصادیق شرک در قرآن
    در قرآن مجید مصادیق گوناگونی برای شرک آمده است که ما به بعضی از آنها اشاره می کنیم که ضمنا معنی توحید عملی قرآن اجمالا روشن می گردد.

    1) قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله و لانشرک به شیئا و لایتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله... (آل عمران/64)

    این همان آیه ایست که رسول الله در سال 5 یا 6 هجری به صورت بخش نامه به سران کشورهای دنیا فرستاد.


    بگو ای اهل کتاب! ای کسانی که خودتان را به یک کتاب آسمانی مستند می کنید؛ همگی بیائید به سوی یک حقیقتی که برای همه ما علی السویه (یکسان است)؛ نه ما می توانیم بگوییم به ما اختصاص دارد و نه شما می توانید ادعا کنید مخصوص شماست و آن الله است. بیایید؛ هیچ چیزی را شریک او قرار ندهیم تا آنجا که می فرماید: و لایتخذ بعضنا بعضا ....

    برخی از ما برخی دیگر را "رب" و صاحب اختیار نگیریم؛ هیچ کدام دیگری را عبادت و اطاعت نکنیم؛ معبود و مطاع نگیریم، تنها خدا را رب و معبود و مطاع بدانیم و بس .

    این نیز یکی دیگر از مظاهر توحید عملی قرآن است که می فرماید: هیچ انسانی انسان دیگر را رب خودش قرار ندهد و انسانی انسان دیگر را مربوب خویش نسازد. پس معنی ایاک نعبد این است: خدایا تو را رب و مطاع قرار می دهیم و هیچ معبود اجتماعی نداریم و هیچ انسانی را و فرمان انسانی را در برابر تو و فرمان تو مطاع قرار نمی دهیم.

    2) و تلک نعمة تمنها علی ان عبدت بنی اسرائیل. (شعراء/22)

    موسی علیه السلام وقتی که با فرعون رو به رو شد و او را دعوت کرد فرعون با خشونت گفت: تو همان کسی هستی که در خانه ما بودی و در زیردست ما بزرگ شدی. آن کار مهم و زشت (مراد همان کشتن قبطی است) را انجام دادی.

    موسی جواب داد: حال این منت را به سر من گذاشتی در مقابل اینکه بنی اسرائیل را بنده خودت قرار داده ای؟! یعنی آیا تو می گویی من هیچ نگویم در مقابل این عملت که بنی اسرائیل را بنده ساخته ای؟!

    ملاحظه می کنید که حضرت موسی، فرعون مآبی یعنی همان استبداد فرعون را تعبد نامیده است. بنی اسرائیل هیچگاه فرعون را سجده نمی کردند؛ بلکه فرعون آنها را ذلیل ساخته و به اطاعت اجباری و کار اجباری و بهره کشی وادار کرده بود و هر نوع حق اختیار و آزادی را از آنها سلب نموده بود و آنها عملا در مقابل فرعون رام و مطیع بودند.

    پس ایاک نعبد یعنی خدایا تن به تعبیدها و تذلیل ها و اطاعت های اجباری و بهره کشی و سلب حق اختیار و آزادی نمی دهیم.

    اینها نمونه هائیست که در قرآن آمده است و می تواند روشنگر معنای توحید عملی باشد. توحید عملی همان است که در اصطلاح علمای اسلام توحید در عبادت می گویند.



    خلاصه سخن آنکه:
    در اسلام کافی نیست که مسلمان تنها در مرحله فکر و اندیشه موحد باشد و خدا را در ذات و صفات و افعال به یگانگی بشناسد و بداند و درک کند که اگر به او پیشنهاد کنند که درباره خداشناسی بحث کند، بتواند 6 ماه در اطراف خدا سخن بگوید،

    این چنین شخصی نیمی از توحید را دارد و نیم دیگر آنست که در عمل یگانه گرا باشد؛ بلکه یگانه شده باشد. آن هنگام که خدا را با تمام اوصاف شناخت و در اطاعت و تسلیم نیز یگانه بود می توان گفت موحد است.


  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود