صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: از نظر شما نماد های اسلامی چه می باشند؟ (شما هم مشارکت کنید)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224

    از نظر شما نماد های اسلامی چه می باشند؟ (شما هم مشارکت کنید)




    از نظر شما نماد ها ی اسلامی چی می باشند و یا نام ببرید


  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58305





    با نام و یاد دوست




    از نظر شما نماد های اسلامی چه می باشند؟ (شما هم مشارکت کنید)







    کارشناس بحث: استاد مقداد


    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۲/۰۷/۲۸ در ساعت ۱۹:۴۰

  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط شهید علی اصغر پازوکی نمایش پست ها
    از نظر شما نماد ها ی اسلامی چی می باشند و یا نام ببرید
    با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار

    مناسب است قبل از بیان مصادیقی بعنوان نمادهای اسلامی،از باب مقدمه مطالبی پیرامون تعرف نماد و ویژگی های آن بیان کنیم:

    تعریف مفهوم نماد:

    نماد در لغت به معنای نمود است که جایگاه فاعلی (ظاهر کننده) است.بنابراین نمود مرادف ظهور و تجلی ،آشکار و هویداست که همگی بیان کننده یک معنای واحد هستند.با این بیان تعریف اصطلاحی نماد به دست می آید که عبارت است از مفهومی که در بر دارنده ی تصویر رساننده از معانی سری و رمزی شی ء ای می باشد.

    بر اساس این تعریف می توان گفت که نمادها دارای دو ویژگی مهم و اساسی هستند که با این دو خصوصیت جایگاه واقعی نمادها به دست می آید.

    یکی از این ویژگی ها قدرت تداعی معانی است زیرا نمادها این امکان را برای مخاطبین ایجاد می کنند که به واسطه ی رایطه ی دال و مدلول ارتباط طرفيني برقرار می شود و این پدیده درذهن مخاطب بوجود می آيد. این قدرت تداعی معانی، حالتی را ایجاد می کند که میزان تأثیر نمادها بر اساس آن در جریان اندیشه شکل می گیرد و هرچه این حالت گسترده و نفوذ آن عمیقتر باشد ارزش تأثیر گذاری و اهمیت آن بیشتر می شود. در این جا پدیده ای که بواسطه ی تداعی معانی ایجاد می شود عبارت است از ارتباط و پیوند دو مفهوم به گونه ای که ذهن بادر نظر گرفتن هر یک از آن دو به دیگری منتقل می شود.

    قدرت تداعی معانی نقش و جایگاه نمادهای دینی و مذهبی را که موضوع بحث ما است تعیین می کند و به گفته ی برخی از دانشمندان، مکتب و مذهبی پایدار و تأثیر گذارتر است که حالت تداعی معانی که بواسطه ی نمادهای مذهبی ایجاد می شوند در آن قویتر باشد.

    شاید بتوان گفت که معادل این واژه یعنی نماد که ایجاد این معنا را می کند.در فرهنگ دینی از آن به عنوان شعائر مذهبی نام برده شود.این شعائر دینی که در قالب آداب و مناسک و اعمال مذهبی به یک جریان فکری و عقیدتی تبدیل شده اند به عنوان مفهوم عام در بردارنده ی موضوع بحث ما می شود که در این صورت همه ی دستورات که سبقه ی شرعی به خود می گيرد، حرکات و افعال نمادینی هستند که با توجه به اینها ،قالب محتوایی آن شکل می گیرد.

    ویژگی دوم پر رمز و راز بودن آن است که حاکی از امر سری و درونی است و هرچه دایره آداب و افعال در فرهنگی وسیع باشد نشان از گستردگی و عمیق بودن شکل درونی آن است که به تعبیرات دینی از آن به حکمت و فلسفه تعبیر می شود و بر اساس این حکمت و فلسفه اعمال و عبادات شرعیه به صورت نمادین انجام می پذیرد که در این صورت در بر دارنده ی مفهوم و ایده ای می شود که آن را از سایرین متمایز می کند.

    بنابراین می توان امور زیر را بعنوان نمادهای اسلامی نام برد:

    مساجد،مشاهد شریفه،حج،نماز،حجاب و ...

    از نظر شما نماد های اسلامی چه می باشند؟ (شما هم مشارکت کنید)
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224



    با سلام با تشکر از تبیین موضوع
    در رابطه با موارد زیر مصادیقی دارید؟
    از جنبه بخشی: فهنگی ،سیاسی، اقتصادی، نظامی،اجتماعی
    از نظر جنسیتی : مردانه ، زنانه، بچه گانه، بزرگسالانه
    از نظر منطقه ای: خانگی،محلی، شهری،کشوری،قارهای
    از نظر مادی معنوی
    از نظر تاریخی : گذشته ، حال
    از نظر دینی و غیر دینی، اسلامی و غیر اسلامی
    از نظر تمدنی و مظاهر ان
    و...

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224



    حجاب :نماد جهاد و پایداری در جهان بعد از 11 سپتامبر

    سه زن مسلمان درباره نماد پایدار ایمان و افتخار صحبت می کنند.
    " آلیا کزاک " (2) مدت طولانی در مورد پوشیدن حجاب – یک روسری که او را به عنوان یک مسلمان معرفی می کند – فکر می کرد.
    آن روسری فقط یک لباس مستطیل شکل ساده و سیاه بود ولی به صورت عظیمی با نماد مسلمان بودنش گروه خورده است. نشانگر ایمان او، تواضع او، آرزوی او مبنی بر اینکه دیگران جذب شخصیت او خواهند شد و نه زیبایی ظاهری اش. حال، اگر او در " ویکتوریا زسکرت " (3) به عنوان فروشنده لازم آرایشی کار می کرد چه مشکلی وجود داشت. مطمئنا آنجا یک تعارض بود. اما زندگی یک مسلمان آمریکایی آمیخته با تعارضات فرهنگی است که به هر حال باید در برابر فرهنگ ماده و قدرت ایستاد.
    اولین روزی که " کزاک " حجاب پوشید، در حالیکه به سمت " مجموعه سامرسرت " (4) حرکت می کرد اشک از گونه اش سرازیر می شد. او ماشین خود را در کنار جاده پارک کرد، آرایش چشمش را پاک کرد و دعا کرد: " لطفا این تغییر را برای من آسان بگردان لطفا مرا قوی بگردان "
    امروز – حدود دو نیم سال بعد – کزاک در میان دهها هزار زن مسلمان در میشیگان می باشد که در عموم حجاب می پوشند – به صورت " هی جاب " (5) تلفظ می گردد، این عمل (پوشیدن حجاب) اغلب از طرف غیرمسلمانان ظلم به زنان تلقی می شود. اما بیشتر " حجابی ها " (6) – به زنانی که روسری می پوشند اطلاق می گردد – می گویند که پوشاندن سرشان یک انتخاب شخصی بوده است. آنها حجاب خود را بر مبنای نزدیک کردن رابطه شان با خدا و مردم ارزشگذاری می کنند.
    در این قسمت داستان سه زن مسلمان در متروی " دترویت " (7) و تجربیات آنها در مورد حجاب بیان شده است. آنها عقیده دارند که اهمیت معرفی خودشان به عنوان مسلمان از 11 سپتامبر بیشتر شده است.
    " کزاک " می گوید " حجاب هویت مرا به عنوان زن مسلمان آشکار کرد " کزاک شغل پاره وقت خود را در " ویکتوریا زسکرت " به دلیل تغییر برنامه کلاسهای درسی اش در دانشگاه " اکلند " (8)، رها کرد. حالا او فارغ التحصیل شده است و به صورت تمام وقت به عنوان مدیر پناهندگان در " ای سی سی ای راس اس " (9) – مرکز ارتباطات عرب در مورد خدمات اقتصادی و اجتماعی – در " دی یربورن: (10) مشغول به کار است.
    " کزاک " می گوید: روسری که او دور سرش می پیچد او را از بازی های از روی هوا وهوس که دیگر مردم بازی می کنند می رهاند. " من متوجه یک سطح متفاوتی از احترام می شود و من آن را به شدت دوست دارم. خود باوری... من احساس خیلی بهتری در مورد خودم دارم، احساس احترام خیلی زیاد. من احساس می کنم که شخصیتم از طریق روسری من باز می گردد. او با اعتماد سخن می گوید و خوشحال است که نشان می دهد که چگونه روسری اش را بعد از انتخاب رنگ متناسب آن با لباسهای دیگرش، می بندد. " کزاک " 22 ساله می گوید؛ در آن مثل یک خطابه است: " سلام، من مسلمان هستم " او با والدینش و یک خواهرش در " بلوم فیلد هیلز " (11) زندگی می کند.
    با یک ماشین با پلاک کوچک و کف آراسته شده متناسب با لقبش – " پرنیس " (12)، سرکار می رود. کزاک که بومی فلسطین است می گوید: پوشیدن حجاب، مثبت ترین تصمیمی بود که من در زندگی ام گرفتم "
    " کزاک " می گوید با توجه متمرکز شده دنیا بر روی مسلمانان در تداوم حملات، او احساس می کند که مردم مدت طولانی تری به حجاب او خیره می شوند که به او، وقتی که از میان آنها در خیابان یا فروشگاه عبور می کند امنیت بیشتری می دهد. تاکنون او خوش شانش بوده است. هیچکس او را به خاطر تبعیت از دینی که قاتل هزاران آمریکایی نامیده شده است، اذیت نمی کند.

    یک داستان دیگر:
    " زایپا لطیف " (13) چندان خوش شانس نبوده است شاید به خاطر این است که او 15 ساله است و در یک فرهنگ شایع که در آن تمسخر و پز دادن جزء عمده آن هستند زندگی می کند.
    اولین باری که به طور شدید هل داده شد در 11 سپتامبر، چند ساعت بعد از دیدن سقوط برجهای دوقلو توسط پنج هزار دانشجوی گرد هم آمده در محوطه دبیرستانهای " پلیموس کانتون " (14) و " سالم " (15)، بود.
    لطیف که پدر و مادرش از هند به " میشیگان " مهاجرت کرده بودند، تازه کلاس ادبیات آمریکایی اش خاتمه یافته بود. سپس از میان جمعیت که راهرو را پر کرده بودند صدای پسری بود که با عصبانیت می گفت " تروریست " و شانه های بعضی از مردم که لطیف را به سمت دیواری که در آن جا کمد لباس ها بود هل می داد.
    لطیف می گوید " صحنه واقعا تاریکی بود " من خیلی گیج شده بودم. من خیلی ترسیده بودم " او برگشت تا اینکه ببیند چه کسی او را هل می دهد، اما گفتن آن غیرممکن بود.
    لطیف از سن نه سالگی حجاب پوشیده است. همه دختران در پایه پنجم و به بالا باید سرشان را در مدرسه " هکل " – یک مدرسه ابتدایی در " کانتون " (16) و مخصوص مسلمانان که لطیف در آنجا ثبت نام کرده بوده – می پوشاندند.
    علیرغم اینکه حجاب یک بخش از لباس مدرسه او بود، لطیف می گوید که او هیچوقت مجبور به این کار نبوده است. او می گوید در " آن بیشتر شبیه پاداش بود " پاداش به حد کافی بزرگ شدن و بالغ بودن.
    بعد از حادثه ای که در راهرو اتفاق افتاد، بعضی از خویشاوندان لطیف به او پیشنهاد دادند که شاید بهتر باشد که دختر منتقد و تحلیلگر، پوشیدن حجاب را برای مدتی متوقف نماید.
    اما لطیف این سخنان را درک نمی کرد – او می گفت: " من پوشیدن حجاب را ترک نخواهم کرد تا به مردم نشان دهم که اسلام دین زیبا و راستینی است. من افتخار می کنم که یک مسلمان هستم، اکنون زمانی است که من نیاز دارم تا قوی باشم و قوت را اسلام در حجاب به من داده است. "
    چند هفته بعد حادثه ای دیگر اتفاق افتاد. این بار در اوایل " اکتبر " او در طبقه دوم در راهرو " اسپنیش " (17) دقایقی قبل از شروع کلاس ایستاده بود. یک کفش سنگین ضربه سختی به ساق پای او زد. این ضربه پسری بود که همان توهین قبلی را کرد و خندید.
    این بار زیاد شوک آور نبود. او برگشت و یک تصویر ذهنی از صورت پسر، کت اسکی سبز او و کت پشمی نارنجی رنگ پوشیده شده توسط دختری که در کنار همان پسر می خزید، برداشت.
    سپس لطیف می گوید که او دوستی را دید که از راهرو پایین می رود و اشک از چشمانش جاری شد. لطیف می گوید " من نمی توانستم حتی صحبت کنم من فقط گریه کردم،
    یک هفته بعد، لطیف می گوید، او و یک دوست دیگری در راهرو سرپوشیده بین 2 ساختمان مدرسه می رفتند. گروهی از پسران از پشت سر آنها آمدند یکی از آنها در حالیکه می خواست حجاب لطیف را از سرش بکشد گفت: " آیا من هم می توانم یکی از آنها را داشته باشم ؟ یکی دیگر از پسرها دستش را دور دست لطیف انداخت و دسته ای از موهای زیر حجابش را کشید.
    لطیف و دوستش به سمت یک در باز دویدند در حالیکه اشک خودشان را نگه داشتند. لطیف مشکل نفس کشیدن داشت. او در یک آن ترسیده بود و خشمگین و ناراحت. او به دیوار کمد تکیه داد، نفسش را حبس کرد و به کلاس بعدی اش در حالیکه بغض در گلویش بود رفت.
    در مسجد " لطیف " – مسجدی که لطیف در آنجا نماز می خواند – همه صحبت ها حول مشکلات دختران جوان بود. سرانجام اخبار به گوش " هاریس احمد " (18) مدیر اجرایی شورای ارتباطات اسلامی آمریکایی در دفتر میشیگان رسید. احمد تصمیم گرفت تا تعهدنامه ای بین خانواده لطیف، مدرسه و خانواده های پسران ایجاد نماید.
    سرانجام پسر سبزپوش به خاطر ضربه زدن به لطیف معذرت خواهی کرد. لطیف او را بخشود. مسئولین مدرسه موافقت کردند تا تلاششان را برای آموزش تجملات فرهنگی، توسعه دادن آنچه که احمد آن را برنامه نمونه برای دیگر مدارس می خواند، افزایش دهند. یکی از اقدامات اولیه مدارس تشویق دانش آموزان برای ایجاد یک خانه باز در کنار مسجد برای اطمینان بیشتر بود.
    آن پسر همراه خانواده اش در آنجا بود او وقتی که دید یک زن اسمش را به خاطر اینکه نام یک پیامبر اسلامی بود، عربی نوشت، متعجب شد. هر چند که پوشش حجاب در عموم و نماز خواندن توسط آموزه های دینی تشویق می شود، بیشتر زنان مسلمان آن را اختیاری تلقی می کنند و ممکن است یک دهه قبل، افراد حرفه ای و زنان تحصیل کرده خیلی کم تر از خواهران مسلمانشان که از سطح پائینی از آموزش برخوردار بودند، یا زندگیشان بیشتر به درون خانه متمرکز می شد، حجاب را رعایت می کردند.
    در حقیقت، بعضی از کشورها با جمعیت کثیری مسلمان مثل ترکیه، در جهت تلاش برای مدرنیزه شدن، سعی در عدم تشویق به حجاب و نیز ممنوع کردن حجاب برای زنان، نموده اند.
    البته در 10 یا 15 سال اخیر در این کشور (آمریکا) و بیشتر کشورهای دیگر دنیا، مشاهده زنانی چون دکتر " رزان کادری " (19) که در زمان دیدن مریض و مشورت با سایر دکتر ها " در مرکز پزشکی دترویت " (20) حجاب را رعایت می کنند، عادی شده است.
    " کادری " یک دکتر متخصص پوست می باشد که از والدین سوریه ای – آمریکایی در " پونتیاک " (21) متولد شده است.
    او روز دقیقی را که در سن 14 سالگی حجاب پوشیده است به خاطر نمی آورد اما در یک نگاه به گذشته آن را یک نقطه عطف می داند. او می گوید " من شاگرد خوبی در مدرسه بودم ولی ستاره نبودم " پوشش حجاب به او اعتماد به نفس داد تا اینکه عالی و ممتاز گردد.
    او می گوید " حجاب درهایی از فرصت به روی من گشود. من توانستم که بیش از حد روی زیبایی ظاهری و ظواهر اجتماعی متمرکز نشوم و روی چیزهایی که در مدرسه لازم دارم تا انجام دهم متمرکز شوم به همین دلیل نمرات من درخشان شد. و همه چیز در جای خودش قرار گرفت. "
    او سه درجه (کلاس) را به صورت جهشی خواند و در سن 15 سالگی وارد دانشگاه اکلند شد، سپس از مدرسه پزشکی ایالت " واین " (22) فارغ التحصیل شد.
    کادری احساس می کند که پوشیدن حجاب در بیمارستان کار کردن را برای او آسان تر می کند، او شرح می دهد که " به خاطر اینکه من حجاب می پوشم مردم با من به صورت دوستانه و در رابطه با حرفه ام برخورد می نمایند. "
    به خاطر اینکه او حجاب می پوشد – و شاید به خاطر اینکه او ازدواج کرده است و مادر است – مردها با " کادری " 27 ساله به صورت پزشک نگاه می کنند و کمتر به زیبایی ظاهر او توجه می نمایند.
    اعتماد به او به صورت کلی در 11 سپتامبر از بین رفت زمانی که خبر حملات پخش شد. کادری می گوید: " برای یک لحظه فکر کردم که دیوار عظیمی در اطراف من وجود دارد
    " سپس من شروع به صحبت کردم که مردمی که این عمل را انجام دادند نمی توانند مسلمان واقعی باشند "
    حالت عدم ایراد همزمان با اینکه همه فهمیدند که او هم به اندازه آنها شوکه شده و ترسیده عوض شد.
    رئیسش با او به صورت خصوصی صحبت کرد و در مورد سلامتی او اظهار نگرانی کرد و پیشنهاد داد که تا زمانی که خشم مردم و احساساتشان فرو نشیند حجاب را بردارد.
    کادری می گوید " من به او گفتم که این مثل این است که از یک انسان سیاه پوست بخواهی که رنگ پوستش را سفید نماید. " " حالا بیشتر از گذشته باید قوی و محکم باشم. من باید حجاب را نگه دارم تا نمونه ی بهتری باشم ".

       
    پی نوشت:
    1-EMILTA ASKARI
    2- Alya Kazak
    3- Victorias Seeret
    4- Somerset
    5- Hee-Jahb
    6- higabis
    7- Detroit
    8- Oakland
    9- AccEss (Arab Gommunity Center for Economic and Social Services)
    10- Dearborn
    11- Bloomfield Hills
    12- Princess
    13- Zaiba Lateef
    14- Plymouth – Canton
    15- Salem
    16- Canton
    17- Spanish
    18- Haaris Ahmad
    19- Razan Kadry
    20- Detroct Medical Center
    21- Pontiac
    22- Wayne


  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224



    کربلا، نماد آزادگی و حقیقت


    پیدایش سرزمین کربلا به دوران بابلی‌ها بازمی‌گردد. در آن زمان این سرزمین مجموعه‌ای از روستاها بوده است که برای بابلی‌ها تقدس خاصی داشته است و آنها مردگانشان را در این سرزمین دفن می‌کردند. نام «کربلا» در آن عصر، «کرب ایلا» بود که در زبان بابلی به معنی «خانه خدا» است.
    یکی دیگر از نام‌های کربلا «کور بابل» بوده است و معنای آن به زبان عربی یعنی مجموعه‌ای از روستاهای بابلی. بسیاری از پژوهشگران معتقدند که کربلا به سان مادر بسیاری از روستاهایی بود که در حد فاصل شام و فرات قرار داشته‌اند و نیز مادر تمدن‌های بین‌النهرین بوده که مرکز عبادت در آن زمان نیز تلقی می‌شد.
    این سرزمین به دلیل موقعیت آب و هوایی و حاصلخیز بودن خاکش شاهد بسیاری از اقوام مختلف در طول تاریخ بوده است که ازجمله آنان می توان به کلدانی‌ها، تنوخیین و لخمیین و مناذره اشاره کرد.

    نام‌های قدیمی
    کربلا نام‌های متعددی در تاریخ داشته که از آن جمله می‌توان به «الطف» اشاره کرد که به معنی «لطیف‌ترین» است. این نام به این دلیل برای کربلا انتخاب شده که این سرزمین در حاشیه‌ رودخانه‌ علقمی که شعبه‌ای از فرات بوده است، مستقر بود و آب کربلا نیز از این شعبه تامین می‌شد.
    از دیگر نام‌های ثبت شده‌ کربلا در تاریخ، نینوا، شفیه، عقر، نواویس، عین‌التمر و ام‌القری است. اما این سرزمین از زمانی شهرت تاریخی خود را به دست آورد که امام حسین(ع) و خاندان و صحابه وی در سال 61 هجری قمری مصادف با 680 میلادی در این سرزمین به شهادت رسیدند.

    تاریخ بارگاه امام حسین(ع)‌
    اولین علامت بارگاه امام حسین(ع) از سوی قبیله‌ بنی اسد که در نزدیکی کربلا سکنی گزیده بودند بنا نهاده شد. آنها مراسمی خاص برای به خاک سپردن سید الشهدا(ع) برگزار کردند و علامتی بر قبر شریف وی گذاشتند که سایبانی کوچک بر قبر حضرتش بود. با بر سر کار آمدن مختار بن ابی عبیده ثقفی که حکومتش را به نام خونخواهی از قاتلان حسین(ع) در کوفه برقرار کرده بود، این بارگاه پیش از پیش مورد توجه قرار گرفت.
    از آن به بعد شیعیان رهسپار زیارت قبر شریف امام حسین(ع) و اهل بیت و صحابه آن حضرت شدند و این قبر به قبله‌گاهی برای شیعیان بخصوص در کوفه، مدائن و شهر بصره تبدیل شد و مختار در آن زمان بنایی در اطراف قبر شریف امام حسین(ع) ساخت و روستایی در آن منطقه تشکیل شد.

    دشمنی خلفا و محبت مردم
    حرم حسینی در طول تاریخ از یکسو همیشه مورد دشمنی خلفا و کژدینان و از طرف دیگر مورد علاقه مردم بوده است و در آغاز حکومت عباسی‌ها، زمینه برای زیارت قبر شریف امام حسین(ع) از سوی مسلمانان فراهم شد و این روال ادامه داشت تا زمان هارون‌الرشید، پنجمین خلیفه عباسی که در سال 193 هجری قبر شریف امام حسین(ع) و تمامی خانه‌های اطراف آن را ویران کرد.
    پس از هارون‌الرشید، بنایی دیگر بر آرامگاه امام سوم شیعیان ساخته شد که تا سال 233 هجری قمری یعنی به خلافت رسیدن متوکل عباسی بر جای ماند، اما متوکل عباسی پای خود را در همان مسیری گذاشت که هارون‌الرشید گذاشته بود و سیاست حکومت خود را، سیاست دشمنی با اهل بیت قرار داد. متوکل عباسی که عشق و محبت به حسین(ع) را ریشه در حب اهل بیت می‌دانست و طاقت دیدن افزایش زائران گسترده‌ بارگاه امام حسین(ع) را نداشت، دستور منهدم ساختن قبر شریف امام حسین(ع) و تمامی خانه‌های اطراف آن را صادر کرد و زیارت امام حسین(ع) را ممنوع کرد.
    متوکل عباسی تمام آن منطقه را زیر و رو کرد و سپس سراسر آن منطقه را پر از آب کرد. در تاریخ این واقعیت ثبت شده است که شخصی به نام «دیزج» که یهودی‌الاصل بود، مامور متوکل عباسی برای کشتن زائران امام حسین(ع) شده بود. این شخص ماموریت آن را داشت که هر زائری را که برای زیارت قبر امام حسین(ع) به آن مناطق پا می‌گذاشت، از دم تیغ بگذراند. بعد از آن که متوکل عباسی در سال 247 هجری به هلاکت رسید، بار دیگر بنای بسیار بزرگی بر مزار امام حسین(ع) ساخته شد به گونه‌ای که این بنا آنقدر ارتفاع داشت که مردم از دور دست آن را تشخیص می‌دادند و برای زیارت به سوی آن رهسپار می‌شدند. از آن به بعد بسیاری از علویان توانستند خانه‌های خود را در نزدیکی قبر شریف امام حسین(ع) در کربلا بنا نهند که در راس آنان «ابراهیم المجاب بن محمد العابد بن الامام موسی بن جعفر(ع)» قرار داشت و او اولین علوی بود که در سرزمین کربلا سکنی گزید و این حادثه در سال 247 هجری اتفاق افتاد.

    عشق ایرانیان
    پس از تاسیس دولت آل بویه، عضدالدوله در سال 379 هجری قمری، ضریحی از عاج برای قبر شریف امام حسین(ع) ساخت و با بنا نهاده شدن بارگاهی جدید برای سیدالشهدا، بازارها و خانه‌های بیشتری در اطراف آن ساخته و شهر کربلا با دیوارهایی بزرگ احاطه شد. این شهر در زمان عضدالدوله بسیار پر رونق و از لحاظ دینی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ادبی به شهری بسیار مشهور تبدیل شد.
    بعد از انقراض حکومت آل بویه، سلجوقیان بر سر کار آمدند که سیاست سلجوقیان نیز بر اهمیت گذاشتن نسبت به عتبات مقدسه قرار گرفت. در آن زمان سلطان ملک شاه سلجوقی و وزیر آن نظام‌الملک در سال 553 هجری قمری دیوارهای بنا نهاده شده و ساختمان‌های حرم شریف امام حسین(ع) را بازسازی کردند و خلیفه «مفتفی» خود شخصا به زیارت قبر امام حسین(ع) رهسپار شد و پس از آن دیگر خلفا نیز از این سیاست تبعیت کردند و به زیارت حرم حسینی رهسپار می‌شدند، به طوری که خلیفه ناصرالدین‌الله و المستعصم و المستنصر نیز قبر شریف امام حسین(ع) را زیارت کردند.
    نکته:‌ حرم امام حسین(ع) با این که در طول تاریخ از سوی حاکمان ستمگر و کژدینان مورد دشمنی قرار گرفته و بارها تخریب گردیده، اما همیشه به سرعت و به بهترین شکل از سوی مردم مسلمان بازسازی شده است
    زمانی که شاه اسماعیل صفوی درسال 914 هجری بغداد را فتح کرد، خود شخصا برای زیارت قبر شریف امام حسین(ع) راهی کربلا شد و دستور داد که ضریحی از طلا برای قبر شریف امام حسین(ع) ساخته شود. او همچنین 12 چلچراغ طلا به قبر شریف امام حسین(ع) هدیه و دستور ساخت صندوقی از نقره‌ خالص را برای بارگاه صادر کرد. وی همچنین بارگاه امام حسین(ع) را با فرش‌های بسیار گرانقیمت آراست. شاه اسماعیل صفوی به مدت یک شب در حرم امام حسین(ع) اعتکاف کرد و پس از آن راهی زیارت قبر امام علی(ع) در نجف اشرف شد. در عهد قاجار، 3 بار گنبد امام حسین(ع) طلاکاری شد و آغامحمدخان، موسس قاجاریه در ایران خود شخصا در سال 1207 هجری گنبد امام حسین(ع) را طلاکاری کرد. فتحعلی شاه قاجار نیز به دلیل آن که طلای گنبد امام حسین(ع) سیاه شده بود، برای دومین بار مجددا به طلاکاری این گنبد اقدام کرد. در سال 1216 هجری کربلا و حرم امام حسین(ع) مورد هجوم وحشیانه‌ گروهی از وهابیون به رهبری سعود ابن عبدالعزیز قرار گرفت. وی در روز عید غدیر این شهر را به محاصره درآورد و اکثر اهالی آن را چه آنانی که در بازار بودند و چه آنانی را که به خانه‌های خود پناه بردند، از دم تیغ گذراند.
    سعود ابن عبدالعزیز در آن زمان با بیش از 12 هزار سرباز وارد شهر کربلا شد و پس از کشتن بسیاری از ساکنان این شهر، صندوق‌های قبر شریف امام حسین(ع) را که انبوهی از طلا و پول و اشیای گرانبهای هدیه شده بود، به تاراج برد.

    کربلا از زبان مورخان
    ابن بطوطه، تاریخدان بزرگ عرب اینچنین زیارت خود از کربلا را در سال 726 هجری یا 1307 میلادی توصیف می‌کند: من در زمان حاکمیت سلطان سعید بهادرخان بن خدابنده عازم زیارت کربلا شدم.
    این شهر، شهر کوچکی بود که اطراف آن را نخلستان‌های بسیار زیبا فرا گرفته بود و رودخانه فرات خاک این شهر را به حاصلخیزترین خاک تبدیل کرده بود. این شهر، شهر بسیار زیبایی بود که بارگاه مقدس امام حسین(ع) به آن قداست و حرمتی دیگر می‌داد. هیچ کس وارد حرم امام حسین(ع) نمی‌شد، مگر آن که از درگاه وی رخصت می‌خواست. بارگاه این قبر شریف مزین به نقره بود و پرده‌های آن از حریر.
    پدرو تکسرا، مورخ اسپانیایی که در سال 1604 میلادی و 1024 هجری از کربلا دیدن کرده بود، از این دیدار چنین می‌گوید: این شهر 4000 خانه دارد و ساکنان آن اکثرا عرب و نیز ایرانی و ترک هستند. بازارهای بسیار بزرگ و انبوهی دارد. در این شهر مکان‌هایی خاص ساخته شده است که به صورت رایگان به زائران این شهر غذا توزیع می‌‌کنند. حرم امام حسین از مهم‌ترین مناطق کربلا به شمار می‌رود و مسلمانان از شهرهای مختلف راهی زیارت قبر امام حسین می‌شوند.
    این مورخ اسپانیایی همچنین از ساقیان حرم امام حسین(ع) می‌نویسد که برای کسب ثواب و اجر الهی به صورت رایگان آب به مردم می‌دادند و نیز شب‌های به شهادت رسیدن امام حسین(ع) را احیا می‌کردند؛ به گونه‌ای که در این شب‌ها به دلیل انبوهی تعداد زائران خیمه‌هایی برای آنها در اطراف حرم بنا نهاده می‌شد.

    نقشه ساختمان حرم امام حسین(ع)‌
    محل دفن حضرت امام حسین(ع) یا همان گودال قتلگاه، اکنون داراى سقفى است که روى آن صندوقی نهاده شده است. ضریح متبرک این بارگاه در میان روضه منوره قرار گرفته که همان نیز در بین مسجد (مسجد بالا سر و مسجد پشت سر) و در طرف پایین پا در زاویه روضه قبور شهداست. این مجموعه هم‌اکنون حرم امام حسین(ع) را تشکیل مى‏دهد و حرم نیز میان رواق و رواق در وسط صحن است. ضریح مقدس در وسط واقع است و از نقره خالص ساخته شده که در پیش روى آن با طلا و به خط نسخ نوشته شده: «ولا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون» و در بالاى سر، «آیه نور» نوشته شده است. صحن مطهر حسین(ع)‌ داراى هفت باب است که عبارتند از: باب قبله که ساعتى بر فراز آن نصب است، باب قاضى‌الحاجات، باب زینبیه که در حدود تل زینبیه قرار دارد، باب سلطانى، باب بازار بزازها، باب سدره که در شمال صحن بوده و به بازار و اطراف راه دارد و باب صافى که به در بین‌الحرمین نیز معروف است.
    حضرت امام جعفر صادق علیه‌السلام فرمود: «نماز در چهار مکان کامل خوانده مى‏شود: مسجد‌الحرام (مکه)، مسجدالرسول(مدینه)، مسجد کوفه، و حرم امام حسین علیه‌السلام.»

    ضریح شش گوشه
    در میان اقوال مورخان درباره چگونگی دفن حضرت سیدالشهداء و یاران باوفای آن حضرت اندک تفاوتی، دیده می‌شود.
    شیخ مفید پس از ذکر اسامی 17 نفر از شهیدان بنی‌هاشم که همگی از برادران و برادرزادگان و عموزادگان امام حسین(ع)‌ بودند، می‌فرماید: آنان پایین پای آن حضرت در یک قبر (گودی بزرگ) دفن شدند که هیچ اثری از آن نیست و فقط زائران با اشاره به زمین در طرف پای امام(ع)‌ آنان را زیارت می‌کنند و علی بن الحسین(ع)‌ (علی‌اکبر) از جمله آنان است، برخی گفته‌اند: محل دفن علی‌اکبر نسبت به قبر امام حسین(ع)‌ نزدیک‌ترین محل است.
    شیخ همچنین می‌گوید: ‌پس از بازگشت عمر بن سعد از کربلا، جماعتی از بنی‌اسد که در غاضریه سکونت داشتند، آمده و بر پیکر امام حسین(ع)‌ و یارانش نماز گذاردند و آن حضرت را همان جایی که الان قبر اوست، دفن کردند و علی ابن الحسین (علی‌اکبر ع)‌ را در پایین پای پدر به خاک سپردند، سپس برای دیگر شهیدان از اهل بیت و اصحاب، حفیره‌ای کندند و همه آنان را در آن به صورت دسته جمعی دفن کردند و عباس بن علی(ع)‌ را در راه غاضریه، در همان محلی که به شهادت رسید و اکنون قبر اوست به خاک سپردند.

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224



    از نظر شما نماد های اسلامی چه می باشند؟ (شما هم مشارکت کنید)نماز نماد عبودت، بندگی، خلوص ، دیگر خواهی و...

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224



    سلام
    نماد، صلح، تسلیم، محبت ، دوستی
    از نظر شما نماد های اسلامی چه می باشند؟ (شما هم مشارکت کنید)

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224



    گنبد ، مناره و مسجد نماد..........اتحاد، تساوی، عدالت، اجتماع، فرهنگ،
    از نظر شما نماد های اسلامی چه می باشند؟ (شما هم مشارکت کنید)
    گنبد نمادي از قلب مؤمن
    پيوستگي ميان گنبد و فضاي مكعب زير آن در معماري اسلامي از طريق ايجاد مقرنس مي‌باشد. اين عنصر وسيله‌اي است براي انتقال بار در ميان هر دو سطح مستدير و مستوي، به ويژه تكيه گنبد مدوّر بر پي چهار گوش. روميان براي اين پيوند از صورتي لچك وار استفاه مي‌كردند. اين وسيله ساده هندسي ذوق پر از رمز و راز معماران مسلمان را اقناع نمي‌كرد. از اينجا بود كه به تدريج شبكه‌هاي مقرنس ابداع گرديد كه از نظر مهندسي و فيزيكي بار گنبد را به نهايت تقسيم مي‌كرد. در اين ميان، گنبد، مظهر آسمان و فضاي مكعب زير آن، مظهر زمين و قوس مقرنس كاري شده، چونان حلقه واسطه آسمان و زمين تلقي مي‌گردد. شكل سينوسي گنبد مي‌تواند تمثيلي از نقطه و مبدأ اوليه وجود باشد. از تقسيمات حجم كره، اشكال مختلفي ايجاد مي‌شود؛ يعني پيدايش كثرت از وحدت و همچنين مي‌تواند نماد قلب مؤمن باشد كه بايد خالي از هر گونه شك و غير خدا باشد كه: «وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً»؛ 9 «و اينكه مساجد از آن خداست. پس هيچ كس را با خدا نخوانيد!»
    از نظر شما نماد های اسلامی چه می باشند؟ (شما هم مشارکت کنید) حضرت نبي صلي الله عليه وآله در روايت معراج، گنبد عظيمي را وصف مي‌كند كه از صدف سفيدي ساخته شده و بر چهار پايه در چهارگوشه قرار گرفته و بر اين چهار پايه اين چهار كلام «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمْ‌» از فاتحه الكتاب قرآن مجيد را نوشته اند كه چهار جوي آب، شير، عسل، شراب طهور كه مظهر سعادت ابدي و سرمدي است، از آنجا جاري مي‌باشد. اين مثال قدسي، جلوه صورت و معناي روحاني براي هر بناي گنبدي است؛ به رمز صدف با مرواريد سفيد، به درون آن كه قبلاً بدان اشاره رفت. 10


  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224



    حوض آب، نماد پاك بودن و پاك زيستن
    هنر پژوهان اسلامي هيچ توجهي به نقش حوض آب در معماري اسلامي و به خصوص در معماري مساجد نكرده اند و اصلاً توضيح و اشاره‌اي از آن در كتابهايي كه حول اين موضوع به قلم آورده اند، نيست. آب، نماد پاكي، صفا، بي رنگي، طراوت و نشاط است. مسلمانان از ديرباز با درك همين معنا، صفحه آبي رنگ حوض را مانند كتاب پر از رمز و راز در حياط مساجد گشادند تا مؤمنان قبل از ورود به مسجد، دل خود را با آن صفا دهند و معطر سازند و با آن، نور آسماني بيابند. يكي از آثار آب و تأمل در آن رهايي از بتهاي دروني است. آدمي وقتي با آب خلوت مي‌كند، صفا و طراوت آن ذهن و روح آدمي را از قيد و بند ماديات و استرس روحي و رواني آزاد ساخته، با خود به سوي آرامش و صفاي بهشتي مي‌برد؛ جايي كه چيزي از بديها نيست؛ جايي كه يكدست بوي طراوت و رنگ الهي دارد. مسلمانان آب را در قلب صحن مساجد جاي مي‌دادند تا همه را به بي رنگي، صفا، پاكي و پاك زيستن دعوت كند كه هم پاك باشند و هم به پاكي دعوت كنند؛ هم انسان باشند و هم انسان ساز و اين است رمز آب در مسجد.

  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود