صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چگونه ببخشیم تا بخشیده شویم ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19647

    چگونه ببخشیم تا بخشیده شویم ؟




    همه ی ادمها تو زندگیش فصل های مختلفی دارن که خودشونم نمیدونن

    اما جدیدا حس میکنم بد جور تو فصل امتحاناتم ....

    عادت دارم امتحان ها رو تو خرداد رد کنم ............اما این امتحان با بغیه فرق میکنه ...چون امتحان الهیه ...امتحانات خرداد ماه خدا بسته به رفتار و کردار داره ...ماه و خورشید اینقدر چرخیدن و چرخیدن ..که امتحان خرداد ماه من افتاد تو این فصل گرما ...........تو این فصل مهمونی
    برگه مو نگاه کردم .....خیلی سخت بود ....از جا بلند شدم و برگه رو به خدا پس دادم و با بی شرمی گفتم ..من جواب سوال و نمیدونم ..هر چی میخواد بشه بشه ....تهش تجدیده دیگه
    خدا نگام کرد ....برگه رو بهم پس داد و مجبورم کرد بشینم ....اروم زمزمه کرد ...این تجدیدی با همه ی تجدیدی هایی که دیدی فرق داره ...پس بشین و فکر کن ....جواب بده ...درست جواب بده ...جواب غلط ات نمره منفی داره
    نشستم و بازم به مغزم فشار اوردم ...هر چی از بچگی یاد گرفتم و مرور کردم ..ته ته ته اش هم جز این خاطره چیزی رو به یاد نیاوردم
    توی سالن بودیم ....گروه از هم پاشیده بود ..سر ایراد های الکی ....این میگفت تو زیادی صدات جیغه ..اون یکی میگفت هر جور دوست دارم میخونم ....اینقدر این مساله کش اومد ..که مربی ضبط و خاموش کرد ..این تمرین سرود ..تمرین بشو نمیشه ....گفت همگی بشینید ...با خودم گفتم رفت رو شبکه پند و اندرز ....واییی
    یکی بود یکی نبود
    چشمام گرد شد ...یه ماه دیگه مسابقه داریم ...اون وقت میخواد قصه تعریف کنه ؟
    یه روز یه هیزم شکن مهربونی توی جنگل مشغول جمع کردن هیزم ها بود ...که متوجه شد یهشیری شد ..اولش ترسید ..اما بعد دید شیر زخمی شده ...دلش سوخت ....با ترس و لرز جلو رفت و پای شیر و از تو تله بیرون کشید ....بعد هم زخم اش و بست
    و از اونجا رفت
    روزها گذشت تا یه روز دیگه هیزم شکن شیر و دید ....میخواست فرار کنه که شیر گفت ...من کاریت ندارم ..اومدم تشکر کنم ...و دوست دارم با تو دوست بشم
    اما مگه میشد ؟.............
    شیر هر روز به کمک هیزم شکن میرفت و هیزم ها رو جمع میکرد ...این طوری دوستی محکم تر شد
    یه روز ادم شیر و به خونه اش دعوت کرد ...وشیر دعوت اش و قبول کرد هیزم شکن سفره رو چید و شیر و به غذا خوردن دعوت کرد ...شیر غذا رو سر کشید ...و یه مقدار از غذا ریخت ...با سرو صدا گوشت ها رو جویید
    هیزم شکن با لحن بدی گفت .... بد و کثیف غذا میخوری ....چقدر با بی ادبی غذا میخوری ..عین ادم غذا بخور
    شیر عصبی شد و گفت ...همین الان با تبرت توی سرم بزن
    ادم گفت –تو حیوان دیوانه ای هستی ..من نمیتونم
    شیر گفت یبا همین الان منو با تبرت بزن یا بهت حمله میکنم
    هیزم شکن هم ناچارن قبول کرد و با تبر توی فرق سر شیر کوبید
    شیر هم غرش کنان از خونه رفت .................
    هیزم شکن خیلی به دنبال شیر گشت اما اثری از اون نبود .............
    چند سال بعد ..........ا شیر و توی جنگل دید ...و با خوشحالی گفت
    خیلی خوشحالم که میبینمت ....کلی دنبالت گشتم ..نگرانت بودم ...
    شیر گفت ....ضربه ای که به سرم زدی ..کاملا خوب شده و اثری از اون نیست ....اما حرف تلخی رو که زدی ..و قلبم و زخمی کردی رو به یاد دارم و فراموش نکردم
    فقط بدون زخم جسمی از بین میره اما زخم زبون نه
    ....................
    واقعا که مسخره اس ...تو اون ازمون به اون مهمی قصه ی بچگی ها رو به یاد اوردم
    و اما سوال ازمون
    فلانی رو میبخشی؟

    الف)بله ................ب )خیر..............
    میگن ببخش تا بخشیده بشی ......استسنایی هم براش نذاشتن

    اما گاهی حرفا ....این قدر تند و تیزه که روح و روانت و خط میکشه و یه جای سالم برات نمیزاره ........وقتی یادش میافتی دلت میخواد فریاد بزنی و اعتراض کنی .... اینقدر که تموم عالمیان بشنون ......یا دلت میخواد بار دیگه با هاش رو به رو بشی و اینقدر زیر مشت و لگد بگیریش که هزار بار بگه ببخشید اشتباه کردم ....
    اما نمیشه ..چون فریاد ها رو قبلا کشیدی ...کتک ها رو هم خوردی .... ببخشید رو هم شنیدی ....اما برای زخم دلت مرهم نشد ....
    اگه کسی این مورد براش پیش اومده ....بگه چه طوری با دلش کنار اومده و جواب درست ازمون و تیک زده

    چگونه ببخشیم تا بخشیده شویم ؟

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,556
    حضور
    175 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58346



    با نام و یاد دوست






    چگونه ببخشیم تا بخشیده شویم ؟





    کارشناس بحث: استاد امیدوار

  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط مهر... نمایش پست ها
    همه ی ادمها تو زندگیش فصل های مختلفی دارن که خودشونم نمیدونن

    اما جدیدا حس میکنم بد جور تو فصل امتحاناتم ....

    عادت دارم امتحان ها رو تو خرداد رد کنم ............اما این امتحان با بغیه فرق میکنه ...چون امتحان الهیه ...امتحانات خرداد ماه خدا بسته به رفتار و کردار داره ...ماه و خورشید اینقدر چرخیدن و چرخیدن ..که امتحان خرداد ماه من افتاد تو این فصل گرما ...........تو این فصل مهمونی
    برگه مو نگاه کردم .....خیلی سخت بود ....از جا بلند شدم و برگه رو به خدا پس دادم و با بی شرمی گفتم ..من جواب سوال و نمیدونم ..هر چی میخواد بشه بشه ....تهش تجدیده دیگه
    خدا نگام کرد ....برگه رو بهم پس داد و مجبورم کرد بشینم ....اروم زمزمه کرد ...این تجدیدی با همه ی تجدیدی هایی که دیدی فرق داره ...پس بشین و فکر کن ....جواب بده ...درست جواب بده ...جواب غلط ات نمره منفی داره
    نشستم و بازم به مغزم فشار اوردم ...هر چی از بچگی یاد گرفتم و مرور کردم ..ته ته ته اش هم جز این خاطره چیزی رو به یاد نیاوردم
    توی سالن بودیم ....گروه از هم پاشیده بود ..سر ایراد های الکی ....این میگفت تو زیادی صدات جیغه ..اون یکی میگفت هر جور دوست دارم میخونم ....اینقدر این مساله کش اومد ..که مربی ضبط و خاموش کرد ..این تمرین سرود ..تمرین بشو نمیشه ....گفت همگی بشینید ...با خودم گفتم رفت رو شبکه پند و اندرز ....واییی
    یکی بود یکی نبود
    چشمام گرد شد ...یه ماه دیگه مسابقه داریم ...اون وقت میخواد قصه تعریف کنه ؟
    یه روز یه هیزم شکن مهربونی توی جنگل مشغول جمع کردن هیزم ها بود ...که متوجه شد یهشیری شد ..اولش ترسید ..اما بعد دید شیر زخمی شده ...دلش سوخت ....با ترس و لرز جلو رفت و پای شیر و از تو تله بیرون کشید ....بعد هم زخم اش و بست
    و از اونجا رفت
    روزها گذشت تا یه روز دیگه هیزم شکن شیر و دید ....میخواست فرار کنه که شیر گفت ...من کاریت ندارم ..اومدم تشکر کنم ...و دوست دارم با تو دوست بشم
    اما مگه میشد ؟.............
    شیر هر روز به کمک هیزم شکن میرفت و هیزم ها رو جمع میکرد ...این طوری دوستی محکم تر شد
    یه روز ادم شیر و به خونه اش دعوت کرد ...وشیر دعوت اش و قبول کرد هیزم شکن سفره رو چید و شیر و به غذا خوردن دعوت کرد ...شیر غذا رو سر کشید ...و یه مقدار از غذا ریخت ...با سرو صدا گوشت ها رو جویید
    هیزم شکن با لحن بدی گفت .... بد و کثیف غذا میخوری ....چقدر با بی ادبی غذا میخوری ..عین ادم غذا بخور
    شیر عصبی شد و گفت ...همین الان با تبرت توی سرم بزن
    ادم گفت –تو حیوان دیوانه ای هستی ..من نمیتونم
    شیر گفت یبا همین الان منو با تبرت بزن یا بهت حمله میکنم
    هیزم شکن هم ناچارن قبول کرد و با تبر توی فرق سر شیر کوبید
    شیر هم غرش کنان از خونه رفت .................
    هیزم شکن خیلی به دنبال شیر گشت اما اثری از اون نبود .............
    چند سال بعد ..........ا شیر و توی جنگل دید ...و با خوشحالی گفت
    خیلی خوشحالم که میبینمت ....کلی دنبالت گشتم ..نگرانت بودم ...
    شیر گفت ....ضربه ای که به سرم زدی ..کاملا خوب شده و اثری از اون نیست ....اما حرف تلخی رو که زدی ..و قلبم و زخمی کردی رو به یاد دارم و فراموش نکردم
    فقط بدون زخم جسمی از بین میره اما زخم زبون نه
    ....................
    واقعا که مسخره اس ...تو اون ازمون به اون مهمی قصه ی بچگی ها رو به یاد اوردم
    و اما سوال ازمون
    فلانی رو میبخشی؟

    الف)بله ................ب )خیر..............
    میگن ببخش تا بخشیده بشی ......استسنایی هم براش نذاشتن

    اما گاهی حرفا ....این قدر تند و تیزه که روح و روانت و خط میکشه و یه جای سالم برات نمیزاره ........وقتی یادش میافتی دلت میخواد فریاد بزنی و اعتراض کنی .... اینقدر که تموم عالمیان بشنون ......یا دلت میخواد بار دیگه با هاش رو به رو بشی و اینقدر زیر مشت و لگد بگیریش که هزار بار بگه ببخشید اشتباه کردم ....
    اما نمیشه ..چون فریاد ها رو قبلا کشیدی ...کتک ها رو هم خوردی .... ببخشید رو هم شنیدی ....اما برای زخم دلت مرهم نشد ....
    اگه کسی این مورد براش پیش اومده ....بگه چه طوری با دلش کنار اومده و جواب درست ازمون و تیک زده
    بسمه‌تعالي
    با عرض سلام و تحيت محضر شما خواهر محترم
    ضمن تشكر از حضرتعالي به خاطر بيان زيبا و... بنده با خوندن اين مطلب و در تاييد فرمايش شما ياد اين بيت افتادم:
    آنچه زخم زبان كند با مرد
    زخم شمشير جان ستان نكند!

    اما اين بيت را نيز مرور كردم:
    دلا ببخش و رهـــــــــــــــــــــــ ا شو!
    كزين بخشش آسوده خاطر شوي.

    از آنچا كه خود اهل فضليد در تفسير اين بيت قلم فرسايي نمي‌كنم و به اين نكته كفايت مي‌كنم؛ نبخشودن ديگران بخاطر ظلمي كه در حق ما روا داشته اند، خود ظلم به خويشتن است! اگر ديگران به هر دليلي بر ما ستم كرده‌اند، ما چرا به خود ستم كنيم!!
    فردي را تصور كنيد كه در ذهن خود، محيطي شاد و دلنشين را مثلا قدم زدن در كنار يك رود با منظره‌اي زيبا و دلنشين را مرور مي‌كنيد و در مقابل فرد ديگري صحنه‌اي از جنگ و خشونت، آتش سوزي و...را به تصوير مي‌كشد. از اين دو گزينه كدام احساس خوشايندي را تجربه مي‌كند؟ حال كه يك تصوير سازي صرف، منشاء اثر در حالات رواني مثبت و منفي است، تصوير سازي‌اي كه مابه‌ازاء خارجي دارد چگونه خواهد بود؟ آيا تصوير سازي مكرر آتش اختلاف و...كام ما را تلخ نمي‌كند؟ آيا اين ظلم به خود نيست؟

    طبعا رسيدن به مرحله عفو كار دشواري است و نياز به تمرين دارد. از اينرو امير مومنان علي عليه‌السلام در اين خصوص فرمودند:
    « العفو تاج المكارم»؛ گل سرسبد همه مكرمتهاي اخلاقي عفو است!

    به هر حال با لحاظ اين نكات، تحقيقات روانشناسان حاكي از اين است كه افراد اهل عفو نسبت به افرادي كه فاقد اين خصوصيت هستند، موفق‌تر و در زندگي خود رضايت بيشتري دارند.
    خوشبختانه الان پايان نامه ارشد يكي از دوستان با موضوع عفو در اختيار بنده است كه تحقيق نسبتا جامعي را پيرامون مباني روانشناختي، آثار، علل و نتايج عفو صورت داده است. بد نيست با استناد به اين تحقيق برخي از نتايج عفو را تقديم كنم:
    -همبستگي مثبت ميان عفو و بهزيستي روانشناختي( نصيري)
    -همبستگي منفي ميان عفو و افسردگي و استرس (بونو و مك‌كالو)
    - همبستگي مثبت ميان عفو و عاطفه مثبت و همچنين رضايت از زندگي( ليزا و باربر)
    - همبستگي مثبت ميان بخشودن با رضايت زناشويي (فينچام)
    همبستگي مثبت ميان عفو و سلامت رواني (ال مبيوك)
    همبستگي منفي ميان بخشودن با اضطراب و افسردگي( غباري بناب)
    و...

    پس يكي از مقدمات عفو، شناخت نتايج آن است، انچنانكه يكي ديگر از اين مقدمات، شناخت آثار منفي كينه و نبخشودن است.
    علي عليه‌السلام مي‌فرمايند:
    « عقوبة الغضوب و الحقود و الحسود تبداء بانفسهم »؛ انسانهاي خشمگين، كينه توز و حسود ابتدا خودشان را مجازات مي‌كنند.
    «ثلاث لا يهناء لصاحبهن عيش الحقد و الحسد و سوء الخلق»؛ زندگي براي كساني كه هريك از صفات كينه، حسد و بداخلاقي را دارند، شيرين نيست
    « اقل الناس راحة الحقود»؛ كينه‌توز كمترين راحتي را دارد
    و...

    در مرحله بعد و پس از شناخت اثار عفو و كينه، لازم است بخشودن را تمرين كرد، به منظور هموارتر شدن اين مسير پيشنهاد مي‌شود:
    - خود را جاي فرد خطاكار فرض كنيم. ممكن است چنين موقعيتي نيز براي ما در قبال ديگران صورت گرفته باشد و يا در آينده صورت بگيرد.
    - به تعبير روايت نوراني اگر برادرت از توعذرخواهي كرد عذرش را بپذير و اگر عذري نداشت، خود عذري براي او اقامه كن! براي اشتباه وي، توجيه ودليل اقامه كنيم. مثلا اينكه شخص احيانا عصباني بوده است، دچار سوء تفاهم شده است، منظوري نداشته است و...
    - به جاي پرورش افكار كينه‌توزانه كه منجر به اسيب پذيري ما مي‌شود، افكار مثبت و دلنشين را جايگزين كنيم
    - خوبيها و الطاف شخص مقابل را مرور و ياداوري كنيم
    - به شخصي كه از او كينه داريم، هديه بدهيم!! اين نكته مورد تاكيد برخي نظريه پردازان مطرح روانشناسي مانند «آدلر» (قدري در اينكه اين روانشناس آدلر باشد و يا روانشناس ديگري ترديد دارم) است. واقعيتي كه قرنهاي گذشته از لسان مبارك معصومين اينگونه به ما رسيده است: « تهادوا تحابوا»، به يكديگر هديه دهيد تا محبت شما به يكديگر جلب شود!
    - شان خود را بالاتر از اين بدانيم كه ذهن خود را با موضوعات كوچك اينچنيني درگير سازيم. علي عليه‌السلام مي فرمايند: « لا سودد مع انتقام»؛ افراد بزرگوار اهل انتقام نيستند!

    براي شما توفيق روزافزون را مسئلت دارم

    و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمين
    ویرایش توسط اميدوار : ۱۳۹۲/۰۵/۰۹ در ساعت ۱۹:۴۸
    چگونه ببخشیم تا بخشیده شویم ؟
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19647



    خیلی ممنون از استاد ارجمند جناب امیدوار
    اینکه گفتید
    - به شخصي كه از او كينه داريم، هديه بدهيم!!
    این دیگه خیلی زیاده ..........
    اما در هر حال ...تماس گرفتم و گفتم بخشیدمت
    اما فراموش نکردم
    معمولا هم همینطوره ..........میبخشم اما فراوش نمیکنم ...............


    نقل قول نوشته اصلی توسط اميدوار نمایش پست ها
    « اقل الناس راحة الحقود»؛ كينه‌توز كمترين راحتي را دارد
    یکی از دلایل اصلی بخشیدن ..........خوندن این جمله بود
    اما اینکه من فراموش نمیکنم ...بازم کینه توز هستم ؟


    چگونه ببخشیم تا بخشیده شویم ؟

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19647



    فکر میکنم زمان خودش همه چیز و حل کنه

    چگونه ببخشیم تا بخشیده شویم ؟

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,852
    حضور
    28 روز 22 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3877



    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و خداقوت
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهر... نمایش پست ها
    یکی از دلایل اصلی بخشیدن ..........خوندن این جمله بود
    اما اینکه من فراموش نمیکنم ...بازم کینه توز هستم ؟
    شما یه چیز رو با یه چیز دیگه قاطی کردی
    اینکه آدم کسی رو نبخشد دلیل بر کینه توزی نیست،
    کینه توز به دنبال فرصت سازی برای انتقام است(به هر شکلی)
    اما کسی که حق خودش رو میخواد، حاضر نیست به هر صورتی و با هر کاری حق خودش رو بگیره(حتی اگر انتقام باشد)
    و البته بخشش هم خوب است
    ولی نه برای هر کسی و هر امری

    دوم قاعده این است که: اگر ببخشی آنگاه خدا هم تو را میبخشد(بر فرض صحت)
    از قاعده بالا نمیشه این رو نتیجه گرفت که : اگر نبخشی آنگاه خدا هم تو را نمی بخشد
    که اگر اینطوری بود خدا ظلم بزرگی در حق مظلومان کرده بود.

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    خدا، اهل بیت، خانواده
    نوشته
    493
    حضور
    7 روز 17 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3447



    راستش تو کل زندگی ام دو نفر بودن که هرگز نمیبخشمشون.
    یعنی خدایی اصلا نمیتونم ببخشم.
    شاید خیلیا بودن که در حقم بد کردن، اذیتم کردن، رو اعصابم راه رفتن، فحش دادن، پشت سرم صحبت کردن ولی این دو نفر آبروم رو ریختن برا همین وقتی بهشون فکر میکنم واقعا نمیتونم ببخشمشون. البته قصد انتقام ندارم ولی نمیبخشمشون.

    البته به لطف خدا (عدو شود سبب خیر اگر خدا بخواهد) آنچه از من به قصد آبروریزی کردن گفتن علیه خودشان تمام شد.
    و همیشه به خدامیگویم خدایا من از این دو نفر پیش شخص دیگری غیبت نمیکنم و میخواهم در آن دنیا سر پل صراط فقط آنها باشند که به من بدهکار باشند.

    نمیدانم نفرین کردن در این جور مواقع گناه است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    ویرایش توسط ورود ممنوع : ۱۳۹۲/۰۵/۱۴ در ساعت ۱۸:۳۶
    هر روز با هم دعوا داشتند ولی زورش به او نمی رسید.

    نمی دانست چه کند، با خودش گفت می روم شکایت می کنم...

    کتاب مفاتیح را برداشت و آن را باز کرد:

    «الهی الیک اشکو نفساْ بالسوء اماره...»

    خدایا به تو شکایت می کنم از نفسم
    ....

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19647




    تاپیک رو زمین مونده ...دیدم داره خاک میخوره ..برای همین یه سوال پرسیدم ....سوال خودم نیست ....اما دوست دارم جوابش و بشنوم



    هر کسی واسه خودش ..توی ذهنش یه سری اعتقادی دارن که صفت و سخت بهش پایند هستن .. بعضی ها ،هم اعتقاداتی دارن که مثل صفحات وب قابل ویرایششه
    من جز دسته اول هستم ..همیشه فکر میکردم پل بین من و ادم های دور و برم بر مبنای اعتماد ساخته شده
    تو زندگیم هم همینطور بودم
    از شریک زندگیم هیچی نخواستم جز اعتماد ..اینکه اگه تموم دنیا باورم نکردن اون باورم کنه ...بهم اعتماد داشته باشه
    واسم پاپوش دوختن ...گفتن که خوشی زندگی دلم و زده ...تا به خودم بیام و بگم نه اینطور نیست
    دو تا مدرک و دو تا شاهد درست و درمون جلو روم بود
    اینقدر مات بودم که تا به خودم بیام دیدم از زندگی دور انداخته شدم
    وقتی حواسم سر جاش اومد ...یه عالمه حس های بد زیر پوستم دوید ...
    سرپاشدم و فقط به امید اینکه بیگناهیم و ثابت کنم سرپاشدم
    ...دست به زانو گرفتم و به عالم و ادم بیگناهیم و ثابت کردم ...حق شونم کف دستشون گذاشتم
    حالاعلی موند و حوض اش
    من موندم و شریک زندگیم ...ازم خواست بازم تو لحظات غم و شادی زندگیش شریکش باشم
    دستشو پس زدم ....همون طور که اون پس زد ...
    به پام افتاد ...صورتم و برگردوندم ...مثل خودش
    اشکاشو ندیده گرفتم و راهم و کشیدم و رفتم ...مثل خودش
    تنهاش گذاشتم ...........
    اما نه مثل اون ....من تو خوشی تنهاش گذاشتم ...اما اون تو سخت تریـــــــــــــــــن لحظه ی عمرم منو تنها گذاشت
    حق دارم نبخشمش؟
    دارم یا نه ؟

    ویرایش توسط مهر... : ۱۳۹۲/۰۷/۰۸ در ساعت ۲۰:۰۲

    چگونه ببخشیم تا بخشیده شویم ؟

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19647



    نقل قول نوشته اصلی توسط ورود ممنوع نمایش پست ها
    راستش تو کل زندگی ام دو نفر بودن که هرگز نمیبخشمشون.
    یعنی خدایی اصلا نمیتونم ببخشم.
    شاید خیلیا بودن که در حقم بد کردن، اذیتم کردن، رو اعصابم راه رفتن، فحش دادن، پشت سرم صحبت کردن ولی این دو نفر آبروم رو ریختن برا همین وقتی بهشون فکر میکنم واقعا نمیتونم ببخشمشون. البته قصد انتقام ندارم ولی نمیبخشمشون.

    البته به لطف خدا (عدو شود سبب خیر اگر خدا بخواهد) آنچه از من به قصد آبروریزی کردن گفتن علیه خودشان تمام شد.
    و همیشه به خدامیگویم خدایا من از این دو نفر پیش شخص دیگری غیبت نمیکنم و میخواهم در آن دنیا سر پل صراط فقط آنها باشند که به من بدهکار باشند.

    نمیدانم نفرین کردن در این جور مواقع گناه است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    سلام خواهر گرامی
    من به نفرین اعتقادی ندارم ....مامانم همیشه میگه کسی به دعای کسی نیومده و به نفرین کسی نمیره ....
    راجع به اینگه دیگران و ببخشی یا نه هم نمیتونم چیزی بگم ..چون خودم یه عمر با ادم هایی درگیر بودم که همه جوره به روح و روانم زخم زدن
    اما تصمیم دارم همه رو ببخشم
    بدون اینکه بدونم چه کردن ...چی گفتن ...
    بدون استثنا ....
    اینجوری راحت ترم
    شوهرم یه موضوعی رو تعریف میکرد خیلی جالب بود
    تو کشور ژاپن به بچه ها میگن دو تا سیب زمینی بزارید توی پلاستیک و همیشه و همه جا و در همه حال همراهتون باشه
    بچه ها هم قبول میکنن
    تا اینکه سیب زمینی ها میگنده و بوی خیلی بدی هم میده
    بچه ها از استادشون خواهش میکنن که دیگه بی خیال ازمایش و سیب زمینی حمل کردن در همه جا بشه
    استادشون میگه
    این سیب زمینی ها مثل کینه و نفرته ...
    اگه همیشه و همه جا همراهت باشه ...هم خودت و اذیت میکنه هم دیگران و
    پی ببخش
    نه به خاطر اینکه اون ها سزاوار ببخشش
    چون تو لایق ارامشی


    چگونه ببخشیم تا بخشیده شویم ؟

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  19. صلوات ها 7


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    خدا ، صاحب الزمان ، کار های هنری
    نوشته
    271
    حضور
    3 روز 3 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1107



    سلام
    من یاد گرفتم که برای بخشیدن باید سکوت کرد . چون سکوت خاصیتی داره که انسان را از منفیات دور می کنه و باعث میشه که دیدی روشن و منطقی نسبت به مسائل داشته باشه . و وقتی با منطق، با مسئله بخشش برخورد کرد ، بخشیدن را خیلی راحت تجربه می کند .

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    اللهم عجل لولیک الفرج



  21. صلوات ها 6


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود