صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خمس در سیره و حکومت پیامبر(ص)

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    لا ادری
    نوشته
    659
    حضور
    17 روز 6 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1143

    اشاره خمس در سیره و حکومت پیامبر(ص)




    سلام علیکم

    خمس از جمله مباحث اختلافی میان شیعه و سنی می باشد . و ما برای حل اختلافات باید به راه های حل مراجعه کنیم . کتاب و سنت دو راه محکم و قوی برای حل اختلاف هستند . در کتاب آیه 41 سوره انفال تنها آیه در مورد خمس است . و با توجه به اختلافاتی که در میان فریقین وجود دارد رجوع به سنت بر ما واجب است .

    با این مقدمه کوتاه از کارشناسان و سایر عزیزان درخواست دارم که خمس را در سیره پیامبر ( ص ) بررسی کرده و اگر روایاتی در مورد تعلق خمس به همه اموال اکتسابی در زمان خود پیامبر وجود دارند ارائه دهند.

    قصد بنده در این تاپیک بررسی خمس در سیره شخص پیامبر است .

    با تشکر

    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۵/۰۷/۱۶ در ساعت ۱۱:۵۳

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 22 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58311



    با نام و یاد دوست




    خمس در سیره و حکومت پیامبر(ص)



    خمس در سیره و حکومت پیامبر(ص)



  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نقل قول نوشته اصلی توسط عبدالرسول نمایش پست ها

    از کارشناسان و سایر عزیزان درخواست دارم که خمس را در سیره پیامبر ( ص ) بررسی کرده و اگر روایاتی در مورد تعلق خمس به همه اموال اکتسابی در زمان خود پیامبر وجود دارند ارائه دهند.

    با سلام و عرض ادب

    خمس یکی از واجبات اسلامی است که دستور آن در سوره ی انفال،آیه ی 41 آمده است:«وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ »؛[1]بدانيد هر گونه غنيمتى به دست آوريد، خمس آن براى خدا، و براى پيامبر، و براى ذى القربى و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه (از آنها) است…

    الف)موراد تعلق خمس در فقه شیعه

    دامنه ی تعلق خمس در فقه شیعه در هفت موضوع می باشد.
    1. غنايم جنگى؛
    2. معادن؛
    3-.گنج و دفينه‏اى كه با شروط خاصى به دست آيد؛
    4. جواهراتى كه با غوّاصى و امثال آن از دريا به دست آورند؛
    5. مال حلال مخلوط به حرام؛
    6. زمينى كه كافر ذِمّى از مسلمان بخرد؛

    7. منافع كسب كه هر گاه انسان از تجارت، صنعت يا كسب‏هاى ديگر، مالى به دست آورد، چنانچه از مخارج سال خود و عيالاتش زياد بيايد، بايد خمس آن را بدهد.

    ب) وجوب خمس در فقه اهل سنت

    اجمالا در فقه اهل سنت خمس تعلق می یابد به: غنائم جنگی و گنج و معدن(با اختلاف تفسیر و تفاصیلی که در این میان وجود دارد).

    وجوب خمس در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله

    آنچه جزو مسلمات است این است که: خمس امری واجب در شریعت اسلامی است، هر چند که میان شیعه و اهل سنت در تعلق آن به مصادیق اختلاف نظر وجود دارد، اما آنچه میان مذاهب اسلامی مورد اتفاق است تعلق خمس به غنیمت جنگی و گنج و معدن می باشد که با این حساب روشن می گردد خمس مختص به غنائم جنگی نخواهد بود. اما سؤال این است که آیا خمس در منابع عامه علاوه بر موارد یاد شده شامل منفعت کسب نیز می شود یاخیر؟

    ج) خمس در سود کسب
    از برخی روایات موجود در متون عامه استفاده می شود که پيامبر خدا صلي الله عليه وآله وجوب خمس را تنها منحصر به غنائم و گنج و معدن ندانسته اند؛ بلکه ارباح مکاسب را نیز متعلق وجوب دانسته اند، که به تعدادی از نقلها اشاره می گردد.[2]



    [1]. الانفال/41.
    [2]. این موارد برگرفته از کتاب سیمای عقاید شیعه؛ تالیف آیت الله سبحانی می باشد که با تخریج آدرس ارائه می گردد.
    خمس در سیره و حکومت پیامبر(ص)
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    1. گروهي از عبدالقيس حضور پيامبر خدا صلي الله عليه وآله آمدند و گفتند: مشرکان بين ما و شما هستند و جز در ماه‏هاي حرام دسترسي به شما نداريم. به ما توصيه جامعي بفرمائید که اگر به آن عمل کنيم وارد بهشت شويم، ديگران را هم به آن فرا بخوانيم.

    پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود:
    شما را به چهار چيز فرمان مي‏دهم و از چهار چيز نهي مي‏کنم. شما را فرمان مي‏دهم به ايمان به خدا، آيا مي‏دانيد ايمان چيست؟ شهادت به يکتايي خدا، اداي نماز، پرداخت زکات و دادن خمس غنائم...[1]

    روشن است که پيامبرصلي الله عليه وآله، از بني‏عبد القيس نخواسته که غنائم جنگي را بپردازند، چرا که آنان در غير از ماه‏هاي حرام از قبيله خود نمي‏توانستند بيرون روند، چون از مشرکان مي‏ترسيدند. پس مقصود از غنائم، همان معناي لغوي آن است، يعني آن چه به دست مي‏آورند. بر آنان بود که خمس سودهاي خود را بپردازند.
    نوشته‏ها و اسنادي هست که پيامبرصلي الله عليه وآله آنها را نوشته و بر صاحبان آنها خمس را واجب ساخته است.

    2. آن حضرت به شرحبيل بن عبدکلال، حارث بن عبدکلال و نعيم بن عبدکلال. صاحبان قبيله ذي‏رعين، معافر و همدان نوشت: «اما بعد، فرستاده شما برگشت و يک‏پنجم خمس خدا را از غنايم پرداختيد».[2]

    3. به سعد هذيم از قضاعه و به جذام، نامه‏اي نوشت و واجبات صدقه را بيان فرمود و دستور داد که صدقه و خمس را به دو فرستاده‏اش اُبيّ و عنبسه يا هر که را اين دو بفرستند بپردازند.[3]

    4. به فُجيع و پيروان او نوشت: «از محمد پيامبر به فُجيع و پيروان او که مسلمان شده و نماز خوانده، زکات پرداخته‏اند و خدا و رسولش را اطاعت کرده و خمس درآمدها را براي خدا پرداخت کرده‏اند».[4]

    5. به جناده ازدي و قوم و پيروان او نوشت: «تا وقتي نماز مي‏خوانند، زکات مي‏دهند، از خدا و رسولش پيروي مي‏کنند و خمس غنايم را براي خدا مي‏دهند و سهم پيامبرصلي الله عليه وآله را مي‏پردازند و از مشرکان فاصله مي‏گيرند، در پناه خدا و محمد بن عبداللَّه هستند».[5]

    6. به جهينة بن زيد نوشت: «دره‏ها، دشت‏ها، وادي‏ها و پشت تپه‏ها از آن شما باشد و اين که گياهان آنها را چراگاه سازيد و از آب آن بنوشيد، به شرط اين که خمس بپردازيد».[6]

    7. به پادشاهان حمير نوشت: «زکات مي‏دهيد و از غنايم، خمس براي خدا و سهم خاص پيامبر را و آن چه را خداوند بر مؤمنان به صورت صدقه واجب ساخته مي‏پردازيد».[7]

    8. به بني‏ثعلبة بن عامر نوشت: «هر که از آنان مسلمان شد و نماز برپا داشت و زکات داد و خمس غنيمت و سهم پيامبر را پرداخت...».[8]

    9. به بعضي از بزرگان جهينه نوشت: «هر که از آنان مسلمان شد و نماز برپا داشت و زکات داد و از خدا و پيامبرش اطاعت کرد و خمس غنائم را پرداخت».[9]


    ادامه مباحث در پستهای بعد.

    موفق باشید.



    [1]. صحيح بخاري: ح: 87 ، 500 ، 1334 ، 2928 ، 3319 ، 4119 ، 4111 ، 5822 ، 6838 ، 7117؛ صحيح مسلم: ج1، ص36 - 35؛ سنن نسائي: ج1، ص323 و منابع ديگر.« حدثنا علي بن الجعد قال أخبرنا شعبة عن أبي جمرة قال: كنت أقعد مع ابن عباس يجلسني على سريره فقال أقم عندي حتى أجعل لك سهما من مالي فأقمت معه شهرين ثم قال إن وفد عبد القيس لما أتوا النبي صلى الله عليه و سلم قال ( من القوم ) أو من الوفد ) ؟ قالوا ربيعة . قال ( مرحبا بالقوم أو بالوفد غير خزايا ولا ندامى ) فقالوا يا رسول الله إنا لا نستطيع أن نأتيك إلا في شهر الحرام وبيننا وبينك هذا الحي من كفار مضر فمرنا بأمر فصل نخبر به من وراءنا وندخل به الجنة . وسألوه عن الأشربة فأمرهم بأربع ونهاهم عن أربع أمرهم بالإيمان بالله وحده قال ( أتدرون ما الإيمان بالله وحده ) . قالوا الله ورسوله أعلم قال ( شهادة أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله وإقام الصلاة وإيتاء الزكاة وصيام رمضان وأن تعطوا من المغن الخمس ) . ونهاهم عن أربع عن الحنتم والدباء والنقير والمزقت . وربما قال ( المقير . وقال ( احفظوهن وأخبروا بهن من وراءكم )».
    [2]. الوثائق السياسيه: ص227، شماره 110 (چاپ چهارم، بيروت).
    [3]. الطبقات الکبري: ج1، ص270.«قالوا: وكتب رسول الله، صلى الله عليه وسلم، إلى سعد هذيم من قضاعة وإلى جذام كتاباً واحداً يعلمهم فيه فرائض الصدقة، وأمرهم أن يدفعوا الصدقة والخمس إلى رسوليه أبي وعنبسة أو من أرسلاه، قال: ولم ينسبا لنا».
    [4]. همان: ص305 - 304.«أخبرنا هشام بن محمد بن السائب الكلبي قال: كتب رسول الله، صلى الله عليه وسلم، للفجيع كتاباً من محمدٍ النبي للفجيعٍ ومن تبعه وأسلم وأقام الصلاة، وآتى الزكاة، وأعطى الله ورسوله وأعطى من المغانم».
    [5]. همان: ص270.«وكتب رسول الله، صلى الله عليه وسلم، كتاباً لجنادة الأزدي وقومه ومن تبعه، ما أقاموا الصلاة، وآتوا الزكاة، وأطاعوا الله ورسوله، وأعطوا من المغانم خمس الله وسهم النبي، صلى الله عليه وسلم، وفارقوا المشركين، فإن لهم ذمة الله وذمة محمد بن عبد الله».
    [6].الوثائق السياسيه: ص265 شماره 157.
    [7].فتوح البلدان: ج1، ص82؛ سيره ابن هشام: ج4، ص258.«عن محمد بن اسحاق قال: كتب رسول الله صلى الله عليه وسلم إلى ملوك حمير: " بسم (ص 70) الله الرحمن الرحيم: من محمد النبي رسول الله إلى الحارث بن عبد كلال ونعيم بن عبد كلال وشرح بن عبد كلال وإلى النعمان قيل ذى رعين ومعافر وهمدان.أما بعد، فإن الله قد هداكم بهدايته ان أصلحتم وأطعتم الله ورسوله، وأقمتم الصلاة، وآتيتم الزكاة من المغانم خمس الله وسهم النبي وصفيه، وما كتب الله على المؤمنين من الصدقة من العقار عشر ما سقت العين وسقت السماء، وما سقى بالغرب نصف العشر».
    [8]. الاصابة: ج2، ص189؛ أسد الغابه: ج3، ص34.
    [9].الطبقات الکبري: ج1، ص271.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۲/۰۳/۱۵ در ساعت ۲۲:۲۵
    خمس در سیره و حکومت پیامبر(ص)
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620





    توضيح استدلال به اين نامه ‏ها:
    از اين نامه‏ ها به روشني برمي‏ آيد که رسول خداصلي الله عليه وآله از آنان نخواسته که خمس غنائم جنگ‏هايي را که در آنها شرکت داشتند بپردازند، بلکه خمس و صدقه ‏اي را که در اموال آنان بوده مي‏ طلبيده است. از آنان خمس مي‏ طلبيد، بدون آنکه شرط کند وارد جنگ شده باشند و غنائمي به دست آورده باشند.

    به علاوه، حاکم اسلامي يا جانشين او عهده ‏دار جمع‏ آوري غنائم جنگ پس از پيروزي و تقسيم آنها پس از استخراج خمس آنهايند و هيچ‏
    يک از جنگجويان مالک چيزي جز آنچه از لباس و سلاح کشته به دست مي‏ آورند، نيستند وگرنه دزدي کرده ‏اند. پس وقتي اعلان جنگ و جداکردن خمس غنائم در دوران پيامبرصلي الله عليه وآله، از شؤون پيامبرخداصلي الله عليه وآله است، درخواست خمس از مردم و تأکيد بر آن در نامه ‏ها و قراردادها براي چيست؟


    معلوم مي‏ شود آنچه را مي‏ طلبيده، مربوط به غنائم جنگ نبوده است، علاوه بر اين که نمي‏ توان گفت مقصود از غنيمت در اين نامه‏ ها، چيزهايي بوده که مردم در جاهليت از راه غارت به دست آورده بودند، چرا که آن حضرت به شدّت از غارتگري و چپاول نهي کرده و فرموده است: هرکس چيزي را غارت کند از ما نيست.[1]

    و فرموده است: مال غارت شده حلال نيست.[2]

    در صحيح بخاري و مسند احمد از عبادة بن صامت نقل شده که: با پيامبرصلي الله عليه وآله عهد بستيم که غارت نکنيم.[3]

    همچنین روايت شده که مردي از انصار گويد: همراه پيامبر خداصلي الله عليه وآله بيرون شده بوديم. مردم به شدّت نياز پيدا کردند. گوسفندي را يافته و آن را چپاول کردند. ديگ‏هاي ما مي‏ جوشيد که پيامبر خداصلي الله عليه وآله آمد، در حالي که با تکيه بر کمان خود راه مي‏رفت، با کمان خود ديگ‏هاي ما را واژگون ساخت و گوشت‏ها را خاک‏ آلود مي‏ کرد و فرمود:«غارت، هرگز حلال‏ تر از مردار نيست!»[4]

    عبداللَّه بن یزيد هم گويد: پيامبر خداصلي الله عليه وآله از غارت و مُثله نهي کرد.[5] و روايات ديگري که در کتاب الجهاد آمده است.

    غارت نزد عرب، به معناي غنيمتي بوده که امروز به کار مي‏رود، يعني گرفتن مال دشمن. پس وقتي غارت، در دين مجاز نيست و جنگ بدون اذن پيامبرصلي الله عليه وآله هم جايز نبوده است، پس غنيمتي که در اين نامه‏ ها و عهدنامه ‏ها آمده، همان دستاوردهاي مردم از غير راه جنگ، يعني از راه کسب و امثال آن بوده است.

    بنابراین بايد گفت: خمسي را که پيامبرصلي الله عليه وآله از آنان مي ‏طلبيده، خمس درآمدها و بهره ‏هاي غير از راه جنگ و غارت بوده است، چون آنچه از راه چپاول به دست آيد، حرام است. آنچه هم از راه جنگ و جهاد به دست آيد، غنائمي است که اختيار آن به دست پيامبرصلي الله عليه وآله است و اوست که غنائم جنگي را ميان سواران و پياده‏ ها به اندازه سهم هرکدام تقسيم مي‏ کند، البته پس از اخراج خمس آنها از آن غنايم. پس معني ندارد که از جنگجويان بخواهد که خمس آن را بدهند، پس قسم سوم مي‏ماند، يعني خمس درآمدهاي کسب. [6]
    موفق باشید.


    -----------------------------------------------------------

    [1].سنن ابن ماجه: ج2، ص1298 کتاب الفتن. «حدثنا حميد بن مسعدة . حدثنا يزيد بن زريع . حدثنا حميد . حدثنا الحسن عن عمران ابن الحصين أن رسول الله صلى الله عليه و سلم : قال ( من انتهب نهبة فليس منا )» . قال الشيخ الألباني : صحيح.


    [2].همان. حدثنا أبو بكر بن أبي شيية . حدثنا أبو الأحوص عن سماك عن ثعلبة بن الحكم قال أصبنا غنما للعدو . فانتهبناها . فنصبنا قدورنا . فمر النبي صلى الله عليه و سلم بالقدور . فأمر بها فأكفئت . ثم : قال ( إن النهبة لا تحل )


    [3].صحيح البخاري:ح6479. «حدثنا عبد الله بن يوسف حدثنا الليث حدثنا يزيد عن أبي الخير عن الصنابحي عن عبادة بن الصامت رضي الله عنه قال : إني من النقباء الذين بايعوا رسول الله صلى الله عليه و سلم بايعناه على أن لا نشرك بالله شيئا ولا نسرق ولا نزني ولا نقتل النفس التي حرم الله ولا ننتهب ولا نعصي بالجنة إن فعلنا ذلك فإن غشينا من ذلك شيئا كان قضاء ذلك إلى الله».

    [4].سنن ابي‏داود: ج3، ص18،ح2707. «حَدَّثَنَا هَنَّادُ بْنُ السَّرِىِّ حَدَّثَنَا أَبُو الأَحْوَصِ عَنْ عَاصِمٍ - يَعْنِى ابْنَ كُلَيْبٍ - عَنْ أَبِيهِ عَنْ رَجُلٍ مِنَ الأَنْصَارِ قَالَ خَرَجْنَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- فِى سَفَرٍ فَأَصَابَ النَّاسَ حَاجَةٌ شَدِيدَةٌ وَجَهْدٌ وَأَصَابُوا غَنَمًا فَانْتَهَبُوهَا فَإِنَّ قُدُورَنَا لَتَغْلِى إِذْ جَاءَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- يَمْشِى عَلَى قَوْسِهِ فَأَكْفَأَ قُدُورَنَا بِقَوْسِهِ ثُمَّ جَعَلَ يُرَمِّلُ اللَّحْمَ بِالتُّرَابِ ثُمَّ قَالَ « إِنَّ النُّهْبَةَ لَيْسَتْ بِأَحَلَّ مِنَ الْمَيْتَةِ ». أَوْ « إِنَّ الْمَيْتَةَ لَيْسَتْ بِأَحَلَّ مِنَ النُّهْبَةِ ». الشَّكُّ مِنْ هَنَّاد»ٍ.


    [5].صحيح البخاري:ح2342،دارابن کثیر،بیروتحدثنا آدم بن أبي إياس حدثنا شعبة حدثنا عدي بن ثابت سمعت عبد الله بن يزيد الأنصاري وهو جده أبو أمه قال : نهى النبي صلى الله عليه و سلم عن النهبى والمثلة».

    [6]. برگرفته از کتاب سیمای عقائد شیعه، آیت الله جعفر سبحانی، با تغییرات.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۲/۰۳/۱۶ در ساعت ۱۸:۵۹
    خمس در سیره و حکومت پیامبر(ص)
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  11. صلوات


  12. #6
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    لا ادری
    نوشته
    659
    حضور
    17 روز 6 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1143



    سلام علیکم

    برادر بزرگوار ، کارشناس گرامی ، از طرفی خوشحالم که مذهب حقیقی را انتخاب کرده ام و از طرفی شرمسار از اینکه تاکنون چنین حق مسلمی را پرداخت نکرده ام . حال که حجت بر من تمام شده باید چه کنم ؟ چگونه این حق را ادا کنم ؟ آیا تمام اموال بنده حرام خواهد بود ؟ عاجزانه از شما و همه عزیزان درخواست دارم که راهی جلوی پای حقیر بگذارید .

    تشکر فراوان.


  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    5,555
    حضور
    148 روز 3 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    31823



    نقل قول نوشته اصلی توسط عبدالرسول نمایش پست ها
    سلام علیکم

    برادر بزرگوار ، کارشناس گرامی ، از طرفی خوشحالم که مذهب حقیقی را انتخاب کرده ام و از طرفی شرمسار از اینکه تاکنون چنین حق مسلمی را پرداخت نکرده ام . حال که حجت بر من تمام شده باید چه کنم ؟ چگونه این حق را ادا کنم ؟ آیا تمام اموال بنده حرام خواهد بود ؟ عاجزانه از شما و همه عزیزان درخواست دارم که راهی جلوی پای حقیر بگذارید .

    تشکر فراوان.
    با عرض سلام و احترام خدمت جناب عالی و تشکر از سؤال شما

    در مورد سؤال لازم است با دفتر مرجعتان تماس گرفته و مسئله را توضیح دهید تا با مصالحه یا راه دیگری که صلاح می دانند مشکل را حل کنند.

    همیشه سلامت و موفق باشید


  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,365
    حضور
    15 روز 17 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3246



    نقل قول نوشته اصلی توسط عبدالرسول نمایش پست ها
    برادر بزرگوار ، کارشناس گرامی ، از طرفی خوشحالم که مذهب حقیقی را انتخاب کرده ام و از طرفی شرمسار از اینکه تاکنون چنین حق مسلمی را پرداخت نکرده ام . حال که حجت بر من تمام شده باید چه کنم ؟ چگونه این حق را ادا کنم ؟ آیا تمام اموال بنده حرام خواهد بود ؟ عاجزانه از شما و همه عزیزان درخواست دارم که راهی جلوی پای حقیر بگذارید .
    با سلام و عرض ادب

    البته بنده قصد تشکیک در اعتقاد فعلی جنابعالی را ندارم. اما برای تکمیل تحقیقات شما شاید بد نباشد که به پست زیر نیز نگاهی بیندازیم:
    http://www.askdin.com/thread7788-3.html#post355955

    برخی امامان نیز در شرایطی مشابه شرایط غیبت شیعیان را از پرداخت خمس معاف کرده بودند. این مطلب یعنی خمس در شرایطی ساقط می شود که تشخیص آن با امام معصوم است.

    ابهام وجوب پرداخت خمس زمانی قوت می گیرد که دقت کنیم اختصاص مصارف دقیق وجوه شرعی از جمله خمس با امام معصوم (ع) است و ایشان ممکن است رویه ای که فقهای ما برای مصرف خمس اجتهاد کرده اند را قبول نداشته باشند. در واقع شیوه اجرای این حکم مثل نماز و روزه قطعی و روشن نیست. بماند که بخشی از خمس منحصراً سهم امام است و این که سهم امام معصوم را به دیگران بدهیم جای سؤال دارد.

    البته اینها ابهامات و نتیجه گیری شخصی بنده بود.

    موفق باشید.


    ویرایش توسط مؤمن : ۱۳۹۲/۰۳/۲۰ در ساعت ۱۵:۱۹

  17. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    5,555
    حضور
    148 روز 3 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    31823



    نقل قول نوشته اصلی توسط مؤمن نمایش پست ها
    با سلام و عرض ادب
    البته بنده قصد تشکیک در اعتقاد فعلی جنابعالی را ندارم. اما برای تکمیل تحقیقات شما شاید بد نباشد که به پست زیر نیز نگاهی بیندازیم:
    راهكار زني كه شوهرش خمس نميده چيه؟
    برخی امامان نیز در شرایطی مشابه شرایط غیبت شیعیان را از پرداخت خمس معاف کرده بودند. این مطلب یعنی خمس در شرایطی ساقط می شود که تشخیص آن با امام معصوم است.
    ابهام وجوب پرداخت خمس زمانی قوت می گیرد که دقت کنیم اختصاص مصارف دقیق وجوه شرعی از جمله خمس با امام معصوم (ع) است و ایشان ممکن است رویه ای که فقهای ما برای مصرف خمس اجتهاد کرده اند را قبول نداشته باشند. در واقع شیوه اجرای این حکم مثل نماز و روزه قطعی و روشن نیست. بماند که بخشی از خمس منحصراً سهم امام است و این که سهم امام معصوم را به دیگران بدهیم جای سؤال دارد.
    البته اینها ابهامات و نتیجه گیری شخصی بنده بود.
    موفق باشید.
    با عرض سلام

    پاسخ شبهه تحلیل خمس در تاپیک مورد اشاره :

    http://www.askdin.com/thread7788-3.html#post358564

    درج شده است ؛ لطفا مراجعه نمایید.

    پاسخ سؤال دوم شما را ان شاء الله جناب استاد صدرا به صورت مفصل بیان خواهند کرد ولی بنده به صورت مختصر عرض می کنم پرداخت خمس به فقهاء همان چیزی است که در زمان غیبت ، خواست امام زمان عجل الله فرجه الشریف است زیرا :

    1. پرداخت خمس حتی در زمان غیبت امام زمان عجل الله فرجه ، واجب شرعی است .

    2. در زمان غیبت مراجعه به متخصصان دین و کسانی که تبحر در استنباط احکام شرعی دارند و تقلید از آنان در این مسائل ، تنها گزینه مطمئن و حجت شرعی برای یافتن دستور اهل بیت علیهم السلام است که در روایاتی مانند توقیع شریف مورد تأیید امام زمان عجل الله فرجه الشریف قرار گرفته و ایشان در دوران غیبت ، دستور مراجعه به فقهاء و تقلید از آنان در مسائل شرعی و حوادث روز داده اند.

    3. اگر نگوییم همه ، اکثر قریب به اتفاق فقهای شیعه در طول دوران غیبت ، پرداخت سهم امام به فقیه جامع الشرایط را واجب شرعی دانسته و صرف آن جز از این طریق را موجب برائت ذمه مکلف نمی دانند. (1)

    از این رو تنها شیوه صحیح پرداخت و بکار گیری سهم امام و خمس ، سپردن آن به وکیل عام امام زمان عجل الله فرجه الشریف یعنی فقیه جامع الشرایط است .


    پی نوشت:
    1. برای اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به :
    http://islamquest.net/fa/archive/question/fa10845
    ویرایش توسط سجاد : ۱۳۹۲/۰۳/۲۱ در ساعت ۰۸:۲۵

  18. صلوات


  19. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,365
    حضور
    15 روز 17 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3246



    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    پاسخ شبهه تحلیل خمس در تاپیک مورد اشاره :

    راهكار زني كه شوهرش خمس نميده چيه؟

    درج شده است ؛ لطفا مراجعه نمایید.
    با سلام و عرض تحیت

    ضمن تشکر فراوان بنده پاسخ ها را مطالعه کردم. البته سؤال اصلی در مورد وجوب خمس در زمان غیبت بود نه دلایل تحلیل آن در هنگام حضور ائمه (ع). بدیهی است که اگر امام معصوم (ع) تشریف داشته باشند اختیار تصرف در خمس با ایشان است. ضمن این که در پاسخ ها به توقیع شریف امام زمان (عج) اشاره ای نشده بود و لذا بنده هنوز قانع نشدم که این حکم مثل نماز و روزه در زمان ما توسط کسی غیر از معصوم (ع) قابل اجرا باشد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    پرداخت خمس به فقهاء همان چیزی است که در زمان غیبت ، خواست امام زمان عجل الله فرجه الشریف است
    سندی وجود دارد که عیناً خلاف توقیع مذکور را برای زمان غیبت به ما بگوید؟
    علاوه بر این آیا سندی وجود دارد که شیوه تقسیم مصارف خمس را برای زمان غیبت به طور دقیق مشخص کرده باشد یا اختیار آن را به طور کامل به فقها تفویض کرده باشد؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    ایشان در دوران غیبت ، دستور مراجعه به فقهاء و تقلید از آنان در مسائل شرعی و حوادث روز داده اند.
    حضرت دستور مراجعه به متخصص دین داده اند و این متخصصان را روات حدیث معرفی فرموده اند. مثل این که ما بگوییم در مسائل پزشکی در غیبت پزشک اصلی به پزشکانی با فلان ویژگی ها مراجعه کنید تا از بیماری ها مصون بمانید. اما طبیعتاً نمی گوییم در مسائل بدیهی عقل خود را از کار بیندازید. چون ممکن است این پزشکان بدلی اشتباه کنند. این که سهم امام سهم امام باشد و دادن آن به غیر امام نادرست باشد به نظر بنده بدیهی می رسد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    پاسخ سؤال دوم شما را ان شاء الله جناب استاد صدرا به صورت مفصل بیان خواهند کرد
    تشکر از جنابعالی و ایشان بخاطر سعه صدر و زحمات همیشگی شما.

    التماس دعا.




    ویرایش توسط مؤمن : ۱۳۹۲/۰۳/۲۱ در ساعت ۱۶:۰۲

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود