صفحه 1 از 30 1231121 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: توسل در نزد فريقين

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229

    توسل در نزد فريقين




    با سلام و دورد بر شما كاربران بزرگوار

    اين تايپيك صرفا جهت پاسخگويي به شبهاتي است كه برادران اهل سنت در باب توسل به اموات مطرح مي كنند
    از برادران اهل سنت و همچنين شيعه درخواست ميكنم با متانت و بدور از تعصبات مطالبي كه در اين باب به نظر مباركشان ميرسد بصورت متقن و مستدل بيان فرمايند و از طرح بحثهاي بيهوده كه منجر به قفل تايپيك مي شود بپرهيزند

    همچنانكه از عنوان تايپيك مشخص است توسل را از ديدگاه فريقين مورد بررسي قرار مي دهيم

    نخست به تعريف توسل مي پردازيم و در ادامه به بحثهاي ديگر خواهيم پرداخت

    انواع توسل
    توسل و وسیله قرار دادن برای رسیدن به خداوند و حوائج خود بر چند نوع است
    1- برخی از آن ها به اتفاق مسلمانان جایز است

    2- دسته ایی به اتفاق مسلمانان جایز نیست

    3- گروهی دیگر مورد اختلاف بین وهابیون و مسلمانان است

    ما در آن قسمی که مورد جواز اتفاقی است بحثی نداریم و اما در آن دو مورد دیگر مباحث را پیگیری می کنیم

    ادامه ...

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    موارد اتفاق بر عدم جواز به توسل

    1- توسل به طاغوت : خداوند متعال میفرماید
    أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَ يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالًا بَعِيداً
    يعنى آيا نظر نكردى اى محمد بسوى آنان كه گمان مى‏برند آن كه ايشان ايمان آورده‏اند به آن چه فرو فرستاده شده است بسوى تو آن چه فرو فرستاده شده است پيش از تو در حالتى كه مى‏خواهند آن كه بطلب حكم بروند بسوى ديو و حال آن كه امر كرده شده‏اند به آن كه ايمان نياورند بلكه انكار كنند او را و مى‏خواهد شيطان آن كه گمراه گرداند ايشان را گمراه گردانيدنى دور از راه راست يافتن.

    2- توسل به بتها :
    خداوند میفرماید وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَ تُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِما لا يَعْلَمُ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى‏ عَمَّا يُشْرِكُونَ (18)
    و عبادت ميكنند از غير خدا اصنام و غير اصنام را چيزهايى كه نه ميتوانند ضررى بآنها برسانند و نه نفعى بآنها ببخشند و ميگويند كه اين اصنام شفيعان ما هستند نزد خدا كه هر معصيتى بكنيم گذشت ميكند بآنها بفرما آيا خدا را خبر ميدهيد بچيزى كه خدا نميداند در آسمانها و نه در زمين يعنى وجود ندارد زيرا اگر وجود داشت البته خدا ميدانست منزه است و متعالى است از آنچه شرك ميآورند

    ادامه ...
    ویرایش توسط رحیق مختوم : ۱۳۹۱/۱۲/۰۲ در ساعت ۱۹:۰۰ دلیل: تغيير فونت
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    و اما موارد اختلاف
    وهابیون و عموم مسلمانان در برخی از اقسام توسل اختلاف دارند که عبارت است از :

    1- توسل به ذات حق مقام و جاه پیامبر و اولیای الهی در حیات برزخی

    2- توسل به دعای پیامبر و اولیای الهی در حیات برزخی

    3- توسل به آثار پیامبر و اولیای الهی در حیات برزخی

    و اما اولین مورد که توسل به ذات حق و مقام و جاه .... جایز نبود
    1- توسل به جاه پیامبر و حیان برزخی
    این قسم طبق نظر عموم مسلمین جایز است ولی وهابیون آن را نه تنها جایز نمیدانند بلکه شرک آلود می دانند
    شورای فتوای وهابیان می نویسد : توسل به ذات پیامبر و غیر او از انبیا و صالحان جایز نیست همچنین توسل به جاه پیامبر و غیر او حرام است ( البدع المحدثات و ما لااصل له ص 265 و 266 )

    ادامه ...

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    دلیل جواز و رجحان
    برای جواز و رجحان این نوع توسل می توان به ادله ای تمسک کرد که به برخی از آنها اشاره می کنیم :
    1- طبرانی در المعجم الکبیر به سند صحیح از عثمان بن حنیف نقل میکند شخصی به جهت حاجتی مکرر نزد عثمان بن عفان مراجعه میکرد ولی عثمان به خواسته اش توجهی نمیکرد تا اینکه در بین راه عثمان بن حنیف را که خود او راوی است ملاقات کرده و از این موضع گیری شکایت کرد عثمان بن حنیف به او گفت آبی را آماده کن و وضو بگیر به مسجد برو و دو رکعت نماز بگزار و بعد از اتمام نماز پیامبر را وسیله قرار ده و بگو اللهم انی اسئلک و اتوجه الیک بنبیک محمد صلی الله علیه و سلم نبی الرحمه یا محمد این اتوجه بک الی ربی فتقضی لی حاجتی و انگاه حاجات خود را به یاد آور

    این روایت را جماعت کثیری از اهل سنت نقل کرده اند امثال حاکم نیشابوری در المستدرک علی الصحیحین ج 3 ص 108 و همچنین ابن عبد البر در الاصابه ج 4 ص 382 و ابو نعیم اصفهانی در حلیه الاولیاء ج 3 ص 121 و ذهبی در سیر اعلام النبلاء ج 2 ص 118 رقم 7 و حافظ هیثمی در مجمع الزوائد ج 9 ص 256 و متقی هندی در کنز العمال ج 13 ص 636 ح 37608 و دیگران
    ادامه ...


    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    1- دارمی در سنن خود از ابوالجوزاء اوس بن عبدالله نقل میکند در مدینه قحطی شدیدی پدید آمد عده ایی بنزد عایشه آمده و از این امر شکایت کردند عایشه گفت به سراغ قبر پیامبر بروید و از انجا دریچه ایی به سوی آسمان باز کنید تا بین قبر حضرت و آسمان فاصله ایی نباشد آنان چنین کردند خداوند نیز به برکت توسل به حضرت باران فراوانی به آنها عنایت کرد تا آن که سبزی ها رشد کرده و شتران چاق شدند ... (سنن دارمی ج 1 ص 43 )
    از آنجا که حدیث فوق با عقیده البانی موافق نبوده سعی کرده به دلیل وجود سعید بن زید در سندش آن را تضعیف کند ( التوسل انواعه و احکامه) در حالیکه سعید بن زید از رجال مسلم است و یحیی بن معین او را توثیق نموده است همچنین بخاری ، ابن سعد ، عجلی ، ابوزرعه ، ابوجعفر دارمی ، و برخی دیگر از رجالیین اهل سنت او را توثیق نموده اند (تهذیب التهذیب ج 4 ص 29 )

    این حدیث را ابونعمان از سعید بن زید و او از عمر بن مالک نکری و او از ابوالجوزاء اوس بن عبد الله نقل کرده است

    ابونعمان همان محمد بن فضل است که ملقب به عام شیخ بخاری است و حافظ ابن حجر در کتاب التقریب درباره او میگوید اون ثقه و ثبت است ولی در آخر عمرش تغییری داشته است و این تغییر مضر به روایات او نیست زیرا بخاری بیش از صد حدیث در کتاب صحیحش از او نقل کرده ولی بعد از تغییر در وضعیت او کسی متحمل روایت از او نشده است . ذهبی در رد کلام ابن حبان که میگوید از او احادیث منکر نقل شده می نویسد ابن حبان نمی تواند یک حدیث منکر از او ذکر کند پس کجاست آن چیزی که گمان کرده است ( میزان الاعتدال ج 4 ص 8

    سعید بن زید و عمروبن مالک نکری هر دو بنا بر تصریح ابن حجر در کتاب التقریب صدوقند گر چه به دنبال آن از کلمه یهم استفاده کرده است ولی بنابر نقل تدریب الراوی این جمله از صیغه های توثیق است نه تضعیف
    ابو الجوزاء اوس بن عبدالله ربعی ثقه و از رجال صحیحین می باشد در نتیجه سند روایت مشکلی ندارد

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    علم
    نوشته
    639
    حضور
    1 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    341



    نقل قول نوشته اصلی توسط رحیق مختوم نمایش پست ها
    1- طبرانی در المعجم الکبیر به سند صحیح از عثمان بن حنیف نقل میکند شخصی به جهت حاجتی مکرر نزد عثمان بن عفان مراجعه میکرد ولی عثمان به خواسته اش توجهی نمیکرد تا اینکه در بین راه عثمان بن حنیف را که خود او راوی است ملاقات کرده و از این موضع گیری شکایت کرد عثمان بن حنیف به او گفت آبی را آماده کن و وضو بگیر به مسجد برو و دو رکعت نماز بگزار و بعد از اتمام نماز پیامبر را وسیله قرار ده و بگو اللهم انی اسئلک و اتوجه الیک بنبیک محمد صلی الله علیه و سلم نبی الرحمه یا محمد این اتوجه بک الی ربی فتقضی لی حاجتی و انگاه حاجات خود را به یاد آور
    روايت مذکور این است:
    حَدَّثَنَا رَوْحٌ ، قَالَ : حَدَّثَنَا شُعْبَةُ ، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الْمَدِينِيِّ ، قَالَ : سَمِعْتُ عُمَارَةَ بْنَ خُزَيْمَةَ بْنِ ثَابِتٍ يُحَدِّثُ ، عَنْ عُثْمَانَ بْنِ حُنَيْفٍ ، أَنَّ رَجُلًا ضَرِيرًا أَتَى النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، فَقَالَ : يَا نَبِيَّ اللَّهِ ، ادْعُ اللَّهَ أَنْ يُعَافِيَنِي ، فَقَالَ : " إِنْ شِئْتَ أَخَّرْتُ ذَلِكَ ، فَهُوَ أَفْضَلُ لِآخِرَتِكَ ، وَإِنْ شِئْتَ دَعَوْتُ لَكَ " ، قَالَ : لَا ، بَلْ ادْعُ اللَّهَ لِي ، فَأَمَرَهُ أَنْ يَتَوَضَّأَ ، وَأَنْ يُصَلِّيَ رَكْعَتَيْنِ ، وَأَنْ يَدْعُوَ بِهَذَا الدُّعَاءِ : " اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ وَأَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ ، يَا مُحَمَّدُ إِنِّي أَتَوَجَّهُ بِكَ إِلَى رَبِّي فِي حَاجَتِي هَذِهِ فَتَقْضِي ، وَتُشَفِّعُنِي فِيهِ ، وَتُشَفِّعُهُ فِيَّ " ، قَالَ : فَكَانَ يَقُولُ هَذَا مِرَارًا ، ثُمَّ قَالَ بَعْدُ : أَحْسِبُ أَنَّ فِيهَا أَنْ تُشَفِّعَنِي فِيهِ ، قَالَ : فَفَعَلَ الرَّجُلُ ، فَبَرَأَ ، حَدَّثَنَا مُؤَمَّلٌ ، قَالَ : حَدَّثَنَا حَمَّادٌ يَعْنِي ابْنَ سَلَمَةَ قَالَ : حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ الْخَطْمِيُّ ، عَنْ عُمَارَةَ بْنِ خُزَيْمَةَ بْنِ ثَابِتٍ ، عَنْ عُثْمَانَ بْنِ حُنَيْفٍ ، أَنَّ رَجُلًا أَتَى النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَدْ ذَهَبَ بَصَرُهُ ، فَذَكَرَ الْحَدِيثَ .

    همانطور که می دانید راوی اول
    عُثْمَانَ بْنِ حُنَيْفٍ متوقی سال 41 هجری هستند
    تاريخ الإسلام وَوَفيات المشاهير وَالأعلام ج 2 ص 420
    اما راوی بعدی که از ایشان نقل می شود عمارة بن خزيمة الأنصاري است که ایشان متولد سال 30 هجری می باشند!!!
    تاريخ الإسلام وَوَفيات المشاهير وَالأعلام جلد 2 ص 113

    به عبارتی در زمان روایت فقط 11 سال داشته اند.

    برادر من، شما جای من این روایت را قبول می کنید که راوی اش در زمان وفات گوینده فقط 11 سال داشته باشد؟؟؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط رحیق مختوم نمایش پست ها
    دارمی در سنن خود از ابوالجوزاء اوس بن عبدالله نقل میکند در مدینه قحطی شدیدی پدید آمد عده ایی بنزد عایشه آمده و از این امر شکایت کردند عایشه گفت به سراغ قبر پیامبر بروید و از انجا دریچه ایی به سوی آسمان باز کنید تا بین قبر حضرت و آسمان فاصله ایی نباشد آنان چنین کردند خداوند نیز به برکت توسل به حضرت باران فراوانی به آنها عنایت کرد تا آن که سبزی ها رشد کرده و شتران چاق شدند ... (سنن دارمی ج 1 ص 43 ) از آنجا که حدیث فوق با عقیده البانی موافق نبوده سعی کرده به دلیل وجود سعید بن زید در سندش آن را تضعیف کند ( التوسل انواعه و احکامه) در حالیکه سعید بن زید از رجال مسلم است و یحیی بن معین او را توثیق نموده است همچنین بخاری ، ابن سعد ، عجلی ، ابوزرعه ، ابوجعفر دارمی ، و برخی دیگر از رجالیین اهل سنت او را توثیق نموده اند (تهذیب التهذیب ج 4 ص 29 )
    خوب برادر من بنده بهانه ی شما را قبول می کنم و با سعید بن زید کاری ندارم و روایت را بدون در نظر گرفتن ضعیف یا قوی بودن ایشان بررسی می کنیم.

    متن روایت:
    حَدَّثَنَا أَبُو النُّعْمَانِ ، حَدَّثَنَا سَعِيدُ بْنُ زَيْدٍ ، حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ مَالِكٍ النُّكْرِيُّ ، حَدَّثَنَا أَبُو الْجَوْزَاءِ أَوْسُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ ، قَالَ : " قَحَطَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ قَحْطًا شَدِيدًا ، فَشَكَوْا إِلَى عَائِشَةَ ، فَقَالَتْ : انْظُرُوا قَبْرَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، فَاجْعَلُوا مِنْهُ كُوَوًا إِلَى السَّمَاءِ حَتَّى لَا يَكُونَ بَيْنَهُ وَبَيْنَ السَّمَاءِ سَقْفٌ ، قَالَ : فَفَعَلُوا ، فَمُطِرْنَا مَطَرًا حَتَّى نَبَتَ الْعُشْبُ ، وَسَمِنَتِ الْإِبِلُ حَتَّى تَفَتَّقَتْ مِنْ الشَّحْمِ ، فَسُمِّيَ عَامَ الْفَتْقِ " .

    در این حدیث عمرو بن مالك النكري ضعیف الحدیث است:

    1- أبو أحمد بن عدي الجرجاني در مورد او می گوید: منكر الحديث عن الثقات و يسرق الحديث

    2- أبو حاتم بن حبان البستي
    در مورد او می گوید: يعتبر حديثه من غير رواية ابنه عنه، يخطئ ويغرب

    3- أبو يعلى الموصلي
    در مورد او می گوید: ضعيف

    4-
    عمرو بن مالك، النكري، توفي سنة ثمان، أو تسع وعشرين ومائة، من السابعة، وقع في روايته مناكير بسبب ابنه يحيى.
    روى عن: أبي الجوزاء.
    روى عنه: ابنه يحيى، وحماد بن زيد.
    معجم شيوخ الطبري الذين روى عنهم في كتبه المسندة المطبوعة ج 1 ص 389
    وانظر: " تهذيب الكمال " (22/ 211 / 4441)، و " رجال تفسير الطبري " (428/ 2016).

    3207 -عمرو بن مالك النكري: قال ابن عدي: كان يسرق الحديث.
    ديوان الضعفاء والمتروكين وخلق من المجهولين وثقات فيهم لين ج 1 ص 305




    برادر من به یاد داشته باشید که سعيد بن زيد الأزدي را به شما تخفیف دادم



    ویرایش توسط ohfreedom : ۱۳۹۱/۱۲/۰۲ در ساعت ۲۳:۴۷

  13. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    علم
    نوشته
    639
    حضور
    1 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    341



    همانگونه که می دانید آیات قرآن همگی شاهدی زنده برای ما هستند و از آنجا که هیچ آیه ای از 114 سوره قرآن منسوخ نشده است هر آیه و هر کلمه قرآن برای ما هدایت گر و واجب الاطاعه است.


    الله در قرآن می فرمایند:
    قُلْ أَنَدْعُو مِن دُونِ اللَّـهِ مَا لَا يَنفَعُنَا وَلَا يَضُرُّنَا
    بگو چیزی غیر از الله را بخوانیم که نه برای ما سوی دارد و نه ضرری؟

    شاید دوستان قبول نکنند و بگویند که در این آیه گفته است "چیزی" و نگفته است "کسی" خوب ما هم حرف شما را می پذیریم و آیاتی هدایت گر برای شما بیان می کنیم.
    إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ ۖفَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ﴿الاعراف١٩٤
    آنهایی را که غیر از خدا می‌خوانید ، بندگانی همچون خود شما هستند؛ آنها را بخوانید، و اگر راست می‌گویید باید به شما پاسخ دهند ! (194)

    در این آیه به صراحت می گوید "الذین" یعنی "کسانی که" به صورت واضح و روشن می گوید هر انسانی پایین تر از الله!!!

    حالا باز دوستان بگویند وهابیون مخالف هستند.
    برادر جان این کلام الله است و نه کلام من و علما


  14. صلوات


  15. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    نقل قول نوشته اصلی توسط ohfreedom نمایش پست ها
    روايت مذکور این است:
    نقل قول نوشته اصلی توسط ohfreedom نمایش پست ها
    حَدَّثَنَا رَوْحٌ ، قَالَ : حَدَّثَنَا شُعْبَةُ ، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الْمَدِينِيِّ ، قَالَ : سَمِعْتُ عُمَارَةَ بْنَ خُزَيْمَةَ بْنِ ثَابِتٍ يُحَدِّثُ ، عَنْ عُثْمَانَ بْنِ حُنَيْفٍ ، أَنَّ رَجُلًا ضَرِيرًا أَتَى النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، فَقَالَ : يَا نَبِيَّ اللَّهِ ، ادْعُ اللَّهَ أَنْ يُعَافِيَنِي ، فَقَالَ : " إِنْ شِئْتَ أَخَّرْتُ ذَلِكَ ، فَهُوَ أَفْضَلُ لِآخِرَتِكَ ، وَإِنْ شِئْتَ دَعَوْتُ لَكَ " ، قَالَ : لَا ، بَلْ ادْعُ اللَّهَ لِي ، فَأَمَرَهُ أَنْ يَتَوَضَّأَ ، وَأَنْ يُصَلِّيَ رَكْعَتَيْنِ ، وَأَنْ يَدْعُوَ بِهَذَا الدُّعَاءِ : " اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ وَأَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ ، يَا مُحَمَّدُ إِنِّي أَتَوَجَّهُ بِكَ إِلَى رَبِّي فِي حَاجَتِي هَذِهِ فَتَقْضِي ، وَتُشَفِّعُنِي فِيهِ ، وَتُشَفِّعُهُ فِيَّ " ، قَالَ : فَكَانَ يَقُولُ هَذَا مِرَارًا ، ثُمَّ قَالَ بَعْدُ : أَحْسِبُ أَنَّ فِيهَا أَنْ تُشَفِّعَنِي فِيهِ ، قَالَ : فَفَعَلَ الرَّجُلُ ، فَبَرَأَ ، حَدَّثَنَا مُؤَمَّلٌ ، قَالَ : حَدَّثَنَا حَمَّادٌ يَعْنِي ابْنَ سَلَمَةَ قَالَ : حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ الْخَطْمِيُّ ، عَنْ عُمَارَةَ بْنِ خُزَيْمَةَ بْنِ ثَابِتٍ ، عَنْ عُثْمَانَ بْنِ حُنَيْفٍ ، أَنَّ رَجُلًا أَتَى النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَدْ ذَهَبَ بَصَرُهُ ، فَذَكَرَ الْحَدِيثَ .

    همانطور که می دانید راوی اول عُثْمَانَ بْنِ حُنَيْفٍ متوقی سال 41 هجری هستند
    تاريخ الإسلام وَوَفيات المشاهير وَالأعلام ج 2 ص 420
    اما راوی بعدی که از ایشان نقل می شود عمارة بن خزيمة الأنصاري است که ایشان متولد سال 30 هجری می باشند!!!
    تاريخ الإسلام وَوَفيات المشاهير وَالأعلام جلد 2 ص 113

    به عبارتی در زمان روایت فقط 11 سال داشته اند.

    برادر من، شما جای من این روایت را قبول می کنید که راوی اش در زمان وفات گوینده فقط 11 سال داشته باشد؟؟؟


    عمارة بن خزيمة:
    ابن ثابت: روى عن عمه، و هو من أصحاب النبي ص، و روى عنه عبد الله بن أحمد الذهلي. الفقيه: الجزء 3، باب ما يقبل من الدعاوى بغير بينة
    __________________
    معجم رجال الحديث، ج‏13، ص: 293
    ظاهرا يادتان رفت جناب عثمان بن حنيف در زمان خلافت آقا امير المومنين والي ايشان بر بصره بودند لطفا به متن زير دقت فرمائيد
    (عثمان بن حُنيف)
    «1» (..- بعد 40 ه) ابن واهب بن العُكيم الانصاري، الاوسي، أبو عمرو، و قيل: أبو عبد اللّه المدنيّ، والي البصرة، أخو سهل بن حنيف.
    شهد مع النبي- صلّى اللّه عليه و آله و سلّم أُحُداً «2» و ما بعدها من المشاهد، و كان من الموالين لَامير المؤمنين- عليه السّلام مُقدّماً له.
    و قد عدّه البرقي من شرطة الخميس من أصحاب عليّ- عليه السّلام الذين كانوا يبايعون على الموت.
    ولّاه عمر بن الخطاب مساحة الارض و جبايتها بالعراق، و ضَرْبَ الخراج و الجزية على أهلها.
    و كان عمر كما ذكر العلماء بالاثر و الخبر قد استشار الصحابة في رجل يوجّهه إلى العراق فأجمعوا جميعاً على عثمان بن حنيف، و قالوا: إنْ تبعثه على أهمّ من ذلك، فإنّه له بصراً و عقلًا و تجربة.
    و لما بويع عليّ- عليه السّلام بالخلافة بعث عثمان بن حنيف والياً على البصرة، ثم سكن الكوفة بعد استشهاد أمير المؤمنين- عليه السّلام، و مات بها في زمن معاوية.
    روى عثمان عن النبي- صلّى اللّه عليه و آله و سلّم.
    و روى عنه: ابن أخيه أبو أمامة بن سهل، و عبيد اللّه بن عبد اللّه بن عتبة، و عمارة بن خزيمة بن ثابت، و نوفل بن مساحق، و هانىَ بن معاوية الصَّدفي.
    _________________
    موسوعة طبقات الفقهاء، ج‏1، ص: 195

    ویرایش توسط رحیق مختوم : ۱۳۹۱/۱۲/۰۳ در ساعت ۰۰:۳۰ دلیل: ذكر منبع دومي
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  16. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    [QUOTE=ohfreedom;318535]
    همانگونه که می دانید آیات قرآن همگی شاهدی زنده برای ما هستند و از آنجا که هیچ آیه ای از 114 سوره قرآن منسوخ نشده است هر آیه و هر کلمه قرآن برای ما هدایت گر و واجب الاطاعه است.
    بله فرمايش حضرتعالي بسيار متين هر چند كه در نسخ و عدم نسخ آيات قرآن بحثي است كه اگر متمايل بوديد بخاطر به انحراف نرفتن تايپيك از جواب به آن خوداري ميكنيم تا فرصتي ديگر


    الله در قرآن می فرمایند:


    قُلْ أَنَدْعُو مِن دُونِ اللَّـهِ مَا لَا يَنفَعُنَا وَلَا يَضُرُّنَا


    بگو چیزی غیر از الله را بخوانیم که نه برای ما سوی دارد و نه ضرری؟
    جناب ohfreedom كمي به تفاسير مراجعه فرمائيد متوجه خواهيد شد كه منظور خداوند متعال از من دون الله بتهاي بي جان هستند نه انسانهايي كه زماني از بهترين خلق خدا بودند و االان بواسطه رسيدن به اعلي مراتب درجات اشرفيت و اشرافيت در عالم ماده به لقاء خدا رفتند تفسير مجمع البيان كه يكي از معتبرترين تفاسير شيعي است چنين ميگويد

    قُلْ أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُنا وَ لا يَضُرُّنا وَ نُرَدُّ عَلى‏ أَعْقابِنا بَعْدَ إِذْ هَدانَا اللَّهُ:
    به اين كافران كه مردم را به بت پرستى فرا ميخوانند، بگو: آيا چيزهايى پرستش كنيم كه براى ما سود و زيانى ندارند و بازگشت بقهقرى كنيم و از بهترين اديان دست برداريم با اينكه خداوند ما را هدايت كرده و راه راست را بما نشان داده است؟


    خطاب آيه به كفار است نه به مسلمانان و خوطب به هم بتها هستند نه انسانها




    إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ ۖفَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ﴿الاعراف١٩٤


    آنهایی را که غیر از خدا می‌خوانید ، بندگانی همچون خود شما هستند؛ آنها را بخوانید، و اگر راست می‌گویید باید به شما پاسخ دهند ! (194)



    در این آیه به صراحت می گوید "الذین" یعنی "کسانی که" به صورت واضح و روشن می گوید هر انسانی پایین تر از الله!!!

    جناب ohfreedom اين آيه شريفه نيز خطاب به بتهاست بخاطر قرينه آيه بعدي كه ميفرمايد

    أَلَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِها أَمْ لَهُمْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها قُلِ ادْعُوا شُرَكاءَكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلا تُنْظِرُون‏

    پر واضح است كه استدلال استنكافي نسبت به داشتن دست و پا و چشم و .... براي بتهاست و الا اگر منظور انسانها بودند همه ميدانند كه انسان داراي دست و پا و .... هست و لازم به ذكر مسلّمات خلقت انسان ها نبود

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  17. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    نقل قول نوشته اصلی توسط ohfreedom نمایش پست ها
    حالا باز دوستان بگویند وهابیون مخالف هستند.
    برادر جان این کلام الله است و نه کلام من و علما
    بررسی شبهات
    وهابیون برمدعای خود حرمت استغاثه از اولیای الهی و شرک بودن استغاثه به آنان به ادله ای واهی تمسک کرده اند که در ذیل به نقد و بررسی آن ها میپردازیم

    شبهه اول :
    کسی که به اولیای الهی استغاثه می کند معتقد به علم غیب آنهاست در حالی که علم غیب مخصوص خداوند است
    پاسخ :
    علم غیب نه تنها برای اولیای الهی اعم از رسول و امام امکان دارد بلکه از ضرورت هم دارد
    حافظ هیثمی در مجمع الزوائد به سند صحیح از انس بن مالک نقل کرده است که رسول خدا فرمود الانبیاء احیاء فی قبورهم یصلون " انبیاء در قبورشان زنده اند و نماز به جای می آورند ( مجمع الزوائد ج 8 ص 211)
    و نیز پیامبر فرمود علمی بعد مماتی کعلمی فی حیاتی " علم من بعد از وفاتم همانند علم من در زمان حیاتم هست " ( کنز العمال ج 1 ص 507 حدیث شماره 2118 )
    دارمی به سند خود از سعید بن عبد العزیز نقل میکند که او وقت نماز را با همهمه ایی که از داخل قبر پیامبر می شنید می شناخت ( سنن دارمی ج 1 ص 56 رقم 93 )

    شبهه دوم :
    ترمذی از ابن عباس نقل کرده که گفته است اذا سالت فاسال الله و اذا استعنت فاستعن بالله " هرگاه چیزی خواستی از خدا بخواه و هر گاه کمکی خواستی از خدا طلب نما "
    پاسخ :
    حدیث به این نکته اشاره دارد که انسان از هر کس کمک می خواهد باید به این اعتقاد باشد که همه امور به دست خدا و به اراده و مشیت اوست اگر کسی نیز کاری انجام می دهد به لطف و عنایت و خواست اوست لذا در آخر حدیث می خوانیم بدان که همه مردم اگر اجتماع کنند تا به تو نفعی برسانند هرگز نمی توانند مگر این که خداوند بر تو مقدر کرده باشد و همچنین اگر همه مردم اجتماع کنند تا بر تو ضرری برسانند هرگز نمیتوانند مگر آنکه خداوند بخواهد "

    ادامه ...

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

صفحه 1 از 30 1231121 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود