جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: انتظار خدا از بندگان و نسبت آن با درجات بندگان

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    35
    حضور
    2 روز 13 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    197

    انتظار خدا از بندگان و نسبت آن با درجات بندگان




    سلام
    من یه سوالی برام پیش اومده، اینی که خدا از هرکس به اندازه وسع و توان اون شخص انتظار داره و در همون سطح امتحانش میکنه ،درست
    سوالی که برام مطرحه اینه، فرض بگیریم، فقط فرض که مثلا انسان ها رو بر اساس توانایی هاشون از 0 تا 20 در نظر بگیریم، یکی مثلا تواناییش در حد 5 هست و ائمه هم 20 هستند.
    حالا این فرد بخواد با ائمه محشور بشه و به درجات قرب الهی برسه،کیه که نخواد؟! این شخص از امتحانات سربلند بیرون بیاد، همون امتحاناتی که در سطح خودشه، حالا این شخص به خواستش میرسه؟ یا چطور میتونه به خواستش برسه در حالی که توانش خیلی کمتر از اون چیزیه که لیاقت قرب داشته باشه؟

    عجرکم عندالله


    کارشناس بحث: شعیب

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۱۰/۲۵ در ساعت ۰۲:۱۸

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    با سلام
    خداوند تبارک و تعالی بنابر حکمت بالغه و عدل خویش از انسانها به اندازه وسع و تواناییشان تکلیف می خواهد
    لا یکلف الله نفسا الا وسعها
    خدای تعالی امتحانات و بلا ها را نیز به اندازه وسع نازل می فرماید و بر اساس آن به انسانها ثواب و عقاب می کند.
    در جایی دیگر خدامی فرماید لیس للانسان الا ما سعی " آن مقداری انسان مالک است که تلاش می کند نه آن مقدار که دارایی دارد جهت گیری مهم است نه داشته های فردی .
    فردی که در یک خانواده کاملا مذهبی رشد و نمو کرده دارایی های زیادی دارد اما پاداش او به اندازه سعی و تلاش او در این بستر است نه این که این دارایی های خانوادگی او را به ثواب برساند مثل کسی که در یک رودخانه افتاده که جهت حرکت رودخانه در جهت صلاح است این رود خانه است که فرد را هر دقیقه ای 5 متر به هدف نزدیک می کند حال اگر او خود تلاش کرد و دست وپایی زد و شنا کرد و 5 متر در دقیقه نیز خود جلو رفت این ارزشمند است. و گرنه این پیشرفت به رودخانه نسبت داده می شود نه فرد.
    در افراد با محیط های نا مناسب این روند بیشتر خود را می نمایاند این افراد اگر یک گام به طرف صلاح حرکت کنند ارزشمند تر از صدها قدم در شرایط عادی است.
    پس جهت گیری مهم است نه داشته ها.!
    چه بسا کسی با این جهت گیری بتواند در ردیف اولیای خدا قرار گرفته و در محشر همنشین آنها شود.
    برای حسن ختام مطلب داستانی می آوریم که کاملا گویای این مطلب است:
    1.روزي حضرت موسي (علی نبیّنا و آله و علیه السلام) در ضمن مناجات به خداوند عرضه داشت: «می خواهم همنشينم را در بهشت ببينم». جبرئيل بر او نازل شد و گفت: «اي موسي، قصابي که در فلان محل ساکن است، همنشين توست».
    2.حضرت موسي نزد قصاب رفت و اعمال او را زير نظر گرفت. شب که شد قصاب جوان مقداري گوشت برداشت و به سوي منزل روان گرديد. موسي از پي او روان شد. چون به در منزل رسيدند، موسي جلو رفت و پرسيد: «اي جوان مهمان نمي‌خواهي؟» گفت: بفرماييد! حضرت موسي (علیه السلام) وقتي به درون خانه رفت، ديد جوان با آن گوشت تازه غذايي تهيه کرد، آن گاه زنبيلي را که به سقف آويخته بود، پايين آورد و پيرزني کهنسال را از درون آن بيرون آورد. ابتدا او را شست و شو داد و آن­گاه با دست خويش غذا را به او خورانيد. هنگامي که خواست زنبيل را به جاي آن بياويزد، زبان پيرزن به کلماتي نامفهوم حرکت کرد. سپس جوان قصاب براي حضرت موسي (علیه السلام) غذا آورد و با هم غذا را خوردند.
    3.چون موسي از ماجراي جوان پرسيد، پاسخ داد: «اين پيرزن مادر من است. چون درآمدم بالا نيست و نمي توانم براي او کنيزي استخدام نمايم، خدمتش را مي­نمايم». موسي پرسيد: «آن کلماتي که مادرت بر زبان جاري کرد، چه بود؟» گفت :«هرگاه او را شست و شو مي­دهم و غذا به او مي­خورانم، دعايم مي­کند و مي­گويد:"خدا تو را ببخشايد و تو را در بهشت هم­درجه و همنشين حضرت موسي گرداند!" حضرت موسي (علیه السلام) فرمود:
    اي جوان، من موسي هستم. اينک به تو بشارت مي­دهم که خداوند دعاي مادرت را دربارة تو مستجاب گردانيده است. جبرئيل به من خبر داد که تو در بهشت همنشين و هم­درجة من خواهي بود( پند تاريخ، ج1، ص68؛ نيلي­ پور، مهدي، بهشت اخلاق، ج2، ص 544 )


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط علی_ نمایش پست ها
    سوالی که برام مطرحه اینه، فرض بگیریم، فقط فرض که مثلا انسان ها رو بر اساس توانایی هاشون از 0 تا 20 در نظر بگیریم، یکی مثلا تواناییش در حد 5 هست و ائمه هم 20 هستند. حالا این فرد بخواد با ائمه محشور بشه و به درجات قرب الهی برسه،کیه که نخواد؟! این شخص از امتحانات سربلند بیرون بیاد، همون امتحاناتی که در سطح خودشه، حالا این شخص به خواستش میرسه؟ یا چطور میتونه به خواستش برسه در حالی که توانش خیلی کمتر از اون چیزیه که لیاقت قرب داشته باشه؟
    سلام
    بهشت درجاتی دارد و در همه درجات ظهور و تجلی برای اولیاء الله هست و انسان می تواند با آن مرتبه مصاحب شود لذا در بسیاری روایات است که اگر کسی چنین و چنان کند با فلان پیامبر یا امام در بهشت همسایه خواهد بود معنایش اینستکه :
    وقتی شما ظاهر وظیفه دینی را همانطور که ولی الهی انجام داده انجام دادید با مرتبه ای از مراتب بهشتی او همراه خواهی بود
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  7. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود