صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا از منظر برخی علمای اهل سنت لعن یزید جایز نیست ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۱
    نوشته
    16
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    37

    چرا از منظر برخی علمای اهل سنت لعن یزید جایز نیست ؟




    بهتر است پاسخ به این سوال را از زبان کسانی که لعن یزید را ممنوع می دانند بیان کنیم
    یکی از مانعین لعن یزید سعدالدین تفتازانى است.
    وى ، علّت جلوگیرى از لعن یزید را چنین فاش مى ‏كند و مى‏ گوید:
    فإن قیل: فمن علماء المذهب من لم یجوّز اللعن على یزید مع علمهم بأنّه یستحقّ ما یربوا على ذلك و یزید.
    قلنا: تحامیاً عن أن یرتقى إلى الأعلى فالأعلى؛ «1» اگر كسى بگوید: برخى از علماى مذهب، لعن یزید را جایز نمى‏ دانند، در حالى كه مى ‏دانند یزید مستحق لعن است - بلكه بیش‏تر از لعن استحقاق دارد - پس چرا از لعن یزید جلوگیرى كرده ‏اند؟
    در جواب آنان باید گفت :

    جلوگیرى آنان از لعن یزید به جهت ممانعت از بالا رفتن لعن به پدر یزید ( معاویه ) و بالاتر از او ، یعنى خلفاى قبل از معاویه است.چرا که لعن یزید، به لعن معاویه و دیگر خلفا مى‏ انجامد .
    آنان ناگزیرند حسین بن على علیهما السلام را واجب القتل بدانند، یا مانع ذكر واقعه كربلا شوند و یا لعن یزید را تحریم نمایند تا با شور و حماسه همیشه جاودان تاریخ؛ یعنى شهادت سیّدالشهداء علیه السلام مقابله كنند
    به راستى چرا آنان ناگزیر به مبارزه همه جانبه با واقعه كربلا و زنده نگه داشتن عاشورا هستند؟

    چون پاى صحابه در كار است؛ زیرا معاویه و آن گاه خلفاى پیشین دراین حادثه شریك جرم مى‏ شوند و ....
    از این رو، نه ابن خلدون، نه ابن عربى مالكى، نه عبدالمغیث بن زهیر و نه تفتازانى، هیچ كدام واقعیّت را بیان نكرده ‏اند .


    1- شرح المقاصد2/307
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۱/۰۹/۰۴ در ساعت ۲۳:۰۷

    پایگاه تخصصی نقد وهابیت

    salaf.mihanblog.com


  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    مسعودى مى‏نويسد: «معاويه بن يزيد پس از يك هفته كشته شد و بعضى گفته‏اند بنى اميّه مسموش كردند، و نيز گفته‏اند: طاعون گرفت سنّ او 22 سال بود، وليد بن عتبه بر او نماز خواند هنوز تكبير دوّم نگفته بود كه بر روى در افتاد و درگذشت و بعد عثمان بن عتبه نماز ميّت را خواند» اين مورّخ كه تمام مستشرقين او را هردوت شرق و نظرات او را صائب و صادق مى‏دانند مى‏نويسد:
    «و ليزيد مثالب كثيرة، من شرب الخمر و قتل ابن بنت الرّسول، و لعن الوصى و هدم البيت و احراقه و سفك الدّماء و الفسق و الفجور و غير ذلك ممّا قد ورد فيه الوعيد بالياس من غفرانه».
    يزيد خطاها و عيوب فراوانى داشته است كه عبارت از مى خوارگى كشتن فرزند پيامبر (ص) و لعن‏بر وصىّ و جانشين پيامبر (ص) و ويرانى خانه خداى و سوزاندن آن، ريختن خون بى‏گناهان و فسق و فجور و غير از اينها كارهائيكه بيم و وعيد براى يأس از آمرزش خداى در آنها وارد شده است. (مروج الذّهب 3/ 73 مسعودى) جلال الدّين عبد الرّحمن بن ابو بكر سيوطى مى‏نويسد: «فقتل و جي‏ء برأسه حتّى وضع بين يدى ابن زياد، لعن اللّه قاتله و ابن زياد معه و يزيد ايضا».
    حسين بن على كشته شد و سرش را پيش ابن زياد آوردند كه لعنت بر قاتل و كشنده حسين (ع) و ابن زياد با او همچنين بر يزيد باد.
    و لما قتل الحسين و بنو ابيه بعث ابن زياد برءوسهم الى يزيد فسّر بقتلهم ...
    همينكه حسين (رض) و برادرانش كشته شدند، ابن بزياد سرهاشان را براى يزيد فرستاد و يزيد با كشته شدن آنها شادمان شد ... و مورد بغض و كينه مردم قرار گرفت و حقّ هم همين بود كه باو بغض بورزند، سپس اهالى مدينه از بيعت او سرباز زدند و لشكر فراوانى بمكّه و مدينه روانه كرد، و واقعه حرّه بوجود آمد كه مدينه را غارت كردند و بآنان تجاوز نمودند.
    مسلم در صحيح خود روايت كرده است كه پيامبر (ص) فرمود: «من اخاف اهل المدينه اخافه اللّه و عليه‏ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ‏» (تاريخ الخلفاء/ سيوطى 209- 210) حالا چرا آقاى ابو حامد از اين همه واقعيّات چشم مى‏بندند و قلندر وار تجاهل مى‏كنند معلوم نيست تاريخ داورى كرده و خواهد كرد.
    ذهبى مى‏گويد: اين عمل يزيد بود، باضافه شرب خمر و كارهاى منكر ديگر (مآخذ فوق).
    ابن اثير مى‏نويسد: حجّ يزيد فى حياة ابيه فلمّا بلغ المدينه جلس على الشّراب له فاستأذن عليه ابن عبّاس فقيل له ان وجد ريح الشّراب عرفه ...
    او در زمان پدرش معاويه براى حج بمدينه رسيد و بر مى خوارگى نشست كه ناگاه ابن عبّاس به ديدنش آمد و چون گفتند او با استشمام مى‏فهمد آنها را پنهان كرد. (الكامل فى التّاريخ 3/ 317- ابن اثير جزرى شافعى) در واقعه حرّه 330 نفر از قريش و مهاجر بدست سپاهيان يزيد كشته شدند.
    (أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ‏- 18/ هود) (يَوْمَ لا يَنْفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ- 82/ غافر).
    (وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِيماً- 93/ نساء).
    و يكى از علل شيوع اخبار جعلى از سوى طرفداران بنى اميّه و سايرين دور نگاهداشتن جامعه از همين آياتى استكه سه نمونه آن در بالا ذكر شد و با همان شيوه مسائلى ديگر طرح مى‏كردند تا جامعه را از قرآن فراموشى دهند.[1]
    _____________________________
    [1]راغب اصفهانى، حسين بن محمد، ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، 4جلد، مرتضوي - تهران، چاپ: دوم، 1374ش.


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    علم
    نوشته
    639
    حضور
    1 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    341



    یزید
    او محبوب در پیش اهل سنت نیست هستند کسانی که او را حتی لعنت میکنند
    پسر امام احمد از پدرش پرسید :
    پدر چه میگویی درباره کسانی که یزید را دوست دارند؟
    امام احمد گفت :آیا کسی هست که یزید را دوست داشته باشد؟!!
    باز پرسید: پدر آیا لعنتش میکنی؟
    جواب داد: آیا دیدی تا حالا پدرت کسی را لعنت کند؟
    این است عقیده ما درباره یزید که نه دوستش داریم نه لعنتش میکنیم
    ما یزید را مسلمان میدانیم اما مسلمانی که گناه کشتن حسین به دوش او هم هست.
    و حسین پیش ما عزیز است و در خطبه های نماز جمعه نام او را خیلی از اوقات ذکر میکنیم و او را سید جوانان در بهشت میشناسیم
    البته اندکی از علمای ما یزید را خوب میدانند نه اینکه شهید کردن حسین را مذمت نکنند اما آنها گمان میکنند که یزید در قتل حسین دست نداشته است اما اکثریت این نظر را رد میکنند چون در هرحال یزید قاتلان حسین را نه فقط مجازات ننمود که در شغلهایشان ابقاء کرد

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,956
    حضور
    95 روز 13 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    126
    آپلود
    6
    گالری
    8
    صلوات
    5457

    بسم الله الرحمن الرحیم




    این متن از کجای مسند استخراج شده ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط ohfreedom نمایش پست ها
    یزید
    او محبوب در پیش اهل سنت نیست هستند کسانی که او را حتی لعنت میکنند
    پسر امام احمد از پدرش پرسید :
    پدر چه میگویی درباره کسانی که یزید را دوست دارند؟
    امام احمد گفت :آیا کسی هست که یزید را دوست داشته باشد؟!!
    باز پرسید: پدر آیا لعنتش میکنی؟
    جواب داد: آیا دیدی تا حالا پدرت کسی را لعنت کند؟
    این است عقیده ما درباره یزید که نه دوستش داریم نه لعنتش میکنیم
    ما یزید را مسلمان میدانیم اما مسلمانی که گناه کشتن حسین به دوش او هم هست.
    و حسین پیش ما عزیز است و در خطبه های نماز جمعه نام او را خیلی از اوقات ذکر میکنیم و او را سید جوانان در بهشت میشناسیم
    البته اندکی از علمای ما یزید را خوب میدانند نه اینکه شهید کردن حسین را مذمت نکنند اما آنها گمان میکنند که یزید در قتل حسین دست نداشته است اما اکثریت این نظر را رد میکنند چون در هرحال یزید قاتلان حسین را نه فقط مجازات ننمود که در شغلهایشان ابقاء کرد


  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    علم
    نوشته
    639
    حضور
    1 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    341



    از مسند احمد نیست برادر جان روایت است.

    در کل در بین اهل سنت کمتر کسی لعن و نفرین می کند.
    البته لعن کننده هست نه اینکه نیست، اما اکثریت حتی شمر و ابوجهل را هم لعن نمی کنند.
    زیرا اعتقاد دارند که آنان هم در این دنیا سزای اعمال خود را دیده اند و هم در شب قبر و هم در آن دنیا الله غافل از آنها نخواهد بود.

    در کل بنده هم به عنوان یک سنی یزید را فردی مسلمان ولی بد کردار می دانم که خون امام حسین -رض- بر گردنش سنگینی می کند

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,956
    حضور
    95 روز 13 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    126
    آپلود
    6
    گالری
    8
    صلوات
    5457



    نقل قول نوشته اصلی توسط ohfreedom نمایش پست ها
    از مسند احمد نیست برادر جان روایت است.
    حتما شما 1400 سال پیش هم در مکه و مدینه و شام زندگی میکردید و اصحاب کهف زمان ما هستید


    ابن جَوْزى از قاضى أبو يعلى فرّاء روايت كرده است كه او در كتاب خود «المُعْتَمد فى الاصول» با اسناد خود به صالح بن احمد بن حنبل روايت مى‏كند كه: من به پدرم گفتم: جماعتى ما را منسوب مى‏دارند كه تَوَلِّى يزيد را داريم؟!

    پدرم گفت: اى نور چشم، پسرم! مگر امكان دارد كسى را كه ايمان به خدا داشته باشد تَوَلِّى يزيد را داشته باشد؟! چرا تو لعنت نكنى كسى را كه خداوند او را در كتابش لعنت كرده است؟!

    من گفتم: لعنت بر يزيد در كجاى كتاب خداست؟!

    پدرم گفت: در قول خداى تعالى: فَهَلْ عَسَيْتُمْ إنْ تَوَلَّيْتُمْ أنْ تُفْسِدُوا فِى الَارْضِ وَ تُقَطِّعُوا أرْحَامَكُم. اولَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللهُ فَأصَمَّهُمْ وَ أعْمَى أبْصَارَهُمْ. [ آيه 22 و 23، از سوره 47: محمد صلّى الله عليه و آله و سلّم]

    «پس آيا به خودتان اميدمنديد كه اگر ولايت امر مردم را متصدّى گرديد، در زمين فساد كنيد و قطع ارحام و خويشاوندانتان را بنمائيد؟ آن جماعت كه چنان كنند كسانى هستند كه خداوند بر ايشان لعنت فرستاده است و آنان را كَرْ كرده است و چشمانشان را كور گردانيده است.»

    پس آيا بزرگتر از قتل فسادى هست‏؟!

    و در روايتى است: اى نور چشم، پسرم! چه بگويم راجع به مردى كه خدا او را در كتاب خود لعنت كرده است. سپس حديث: مَنْ أخَافَ أهْلَ الْمَدِينَةِ أخَافَهُ اللهُ، وَ عَلَيْهِ لَعْنَةُ اللهِ وَ الْمَلئِكَةِ وَ النَّاسِ أجْمَعِينَ «كسى كه اهل مدينه را بترساند خداوند او را مى‏ترساند و بر او باد لعنت خدا و جميع فرشتگان و آدميان» را ذكر كرد. و در ميان همه خلافى نيست كه يزيد با اهل مدينه با لشگرى جنگيد و اهل مدينه را ترسانيد.- پايان كلام ابن حَجَر صاحب «صواعِق مُحْرِقَه».


  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    علم
    نوشته
    639
    حضور
    1 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    341



    اولا تا آنجایی که بنده از کتب امام احمد خوانده ام ایشان لعن کسی را در کتب خود نکرده اند.
    در مورد کتب دیگر هم لطفا سند را کامل ارائه دهید تا یک وقتی مثل این تایپک http://www.askdin.com/thread24172-2.html یا تایپک های بسیار دیگر نشود

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,956
    حضور
    95 روز 13 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    126
    آپلود
    6
    گالری
    8
    صلوات
    5457

    بسم الله الرحمن الرحیم




    نقل قول نوشته اصلی توسط ohfreedom نمایش پست ها
    اولا تا آنجایی که بنده از کتب امام احمد خوانده ام ایشان لعن کسی را در کتب خود نکرده اند.
    در مورد کتب دیگر هم لطفا سند را کامل ارائه دهید تا یک وقتی مثل این تایپک http://www.askdin.com/thread24172-2.html یا تایپک های بسیار دیگر نشود

    الف :
    انکار عالمانه و عمدی فرعی از اصول دین (مشترک در تمام مذاهب اسلامی یعنی توحید نبوت معاد )
    که معنای انکار اصلی از اصول دین را در بر داشته باشد فرد را از دایره دین اسلام خارج میسازد.

    انکار "تبری از مشرکین و کفار " که فرعی از اصل دین اسلام است یعنی خروج از دایره اسلام.

    إِنَّ الَّذِينَ يكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَينَاتِ وَالْهُدَى مِنْ بَعْدِ مَا بَينَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَئِكَ يلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ (1)
    کساني که دلايل روشن، و وسيله هدايتي را که نازل کرده‌ايم، بعد از آنکه در کتاب براي مردم بيان نموديم، کتمان کنند، خدا آنها را لعنت مي‌کند؛ و همه لعن‌کنندگان نيز، آنها را لعن مي‌کنند؛

    ب- لعن و جواز آن از برخی کتب معتبر اهل سنت

    روایت لعنت رسول خدا بر کسانی که اهل مدینه را آزار دهند در معتبرترین کتب اهل سنت آمده و چون در این روایت بدان اشاره شده بنده نیز جواز لعنت بر کفار و مشرکین را اول از مسلم و همین روایت شروع میکنم.

    در این روایت صواعق المحرقه این روایت را از صحیح مسلم نقل میکند مبنی بر لعنت رسول خدا بر کسانی که اهل مدینه را بترسانند و آزار بدهند و هرکس که اهل مدینه را بترساند و آزار بدهد خدا را از خود دور کرده و لعنت خدا بر اوست.(2)

    و همچنین در بدابه و النهایه ابن کثیراز احمد همین حدیث مسلم را نقل میکند. ( 3) همچنین در کتاب لغت تاج العروس در باب خوف / خیف این موضوع را میتوانید ببینید (4)

    این روایت در مصادر متعدد آمده مانند معجم کبیر طبرانی 7/143 با 3 سند در قالب 3 روایت

    در جامع الأحاديث المؤلف : جلال الدين السيوطي - متعدد این معنی آمده مثل :
    45374- من أخاف أهل المدينة أخافه الله يوم القيامة ولعنه الله وغضب عليه ولم يقبل منه صرفا ولا عدلا (الطبرانى عن خالد بن خلاد بن السائب عن أبيه عن جده)
    45375- من أخاف أهل المدينة ظالما لهم أخافه الله وكانت عليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين لا يقبل الله منه يوم القيامة صرفا ولا عدلا (ابن سعد ، وأحمد ، والباوردى ، والبغوى ، وابن قانع ، والطبرانى ، وأبو نعيم فى الحلية ، والضياء عن السائب بن خلاد بن سويد)

    در سنن النسائي الكبرى المؤلف : النسائي 2/483

    و الی ماشاء الله


    ج - لعن در مسند احمد

    فقط
    همان روایت لعن رسول خدا بر کسی که اهل مدینه را بترساند و آزار دهد از السَّائِبِ بْنِ خَلَّادٍ و جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ
    و دیگران

    15964 - قَالَ حَدَّثَنَا عَفَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا حَمَّادٌ يَعْنِي ابْنَ سَلَمَةَ عَنْ يَحْيَى بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُسْلِمِ بْنِ أَبِي مَرْيَمَ عَنْ عَطَاءِ بْنِ يَسَارٍ عَنِ السَّائِبِ بْنِ خَلَّادٍ
    أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ مَنْ أَخَافَ أَهْلَ الْمَدِينَةِ أَخَافَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ وَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ لَا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنْهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ صَرْفًا وَلَا عَدْلًا مجلد 33 ص 328

    14290 - حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ عَيَّاشٍ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُطَرِّفٍ عَنْ زَيْدِ بْنِ أَسْلَمَ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ
    أَنَّ أَمِيرًا مِنْ أُمَرَاءِ الْفِتْنَةِ قَدِمَ الْمَدِينَةَ وَكَانَ قَدْ ذَهَبَ بَصَرُ جَابِرٍ فَقِيلَ لِجَابِرٍ لَوْ تَنَحَّيْتَ عَنْهُ فَخَرَجَ يَمْشِي بَيْنَ ابْنَيْهِ فَنُكِّبَ فَقَالَ تَعِسَ مَنْ أَخَافَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ ابْنَاهُ أَوْ أَحَدُهُمَا يَا أَبَتِ وَكَيْفَ أَخَافَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَقَدْ مَاتَ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ مَنْ أَخَافَ أَهْلَ الْمَدِينَةِ فَقَدْ أَخَافَ مَا بَيْنَ جَنْبَيَّ مجلد 29 ص 339

    و الی الاخ

    د- جواز لعن یزید لعنه الله علیه از زبان فرزند امام احمد

    مطلبی که نقل شد از صواعق المحرقه ابن حجر 2/635

    الفصل الثالث في الأحاديث الواردة في بعض أهل البيت كفاطمة وولديها رضي الله عنهم

    ______________________________________

    1- (البقرة/159)(البقرة/89)(البقرة/88)(البقرة/161)(آل عمران/61)(آل عمران/87)(النساء/46)(النساء/47)(النساء/52)(النساء/93)(النساء/118)(المائدة/13)(المائدة/60)و...

    2- الكتاب : الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة
    المؤلف : أبي العباس أحمد بن محمد بن محمد بن علي إبن حجر الهيتمي
    الناشر : مؤسسة الرسالة - بيروت مجلد 2 ص 635

    3- 11/628 - البداية والنهاية بن كثير الدمشقي دار هجر للطباعة والنشر والتوزيع والإعلان تحقيق: عبد الله بن عبد المحسن التركي

    4- 1/5843 - تاج العروس من جواهر القاموس - محمّد بن محمّد بن عبد الرزّاق الحسيني، أبو الفيض، الملقّب بمرتضى، الزَّبيدي-مصدر الكتاب : موقع الوراق

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    356
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    35
    صلوات
    740



    یزید در منظر علمای عامه:
    الیافعی: "و آن کس که امر به قتل حسین بن علی رضی الله عنه کرد و آن کس که او را به قتل رساند و آن کس که آن را حلال دانست و راه را برای قتل حسین بن علی فراهم داشت همهٔ این‌ها کافر هستند و مستحق لعن شذرات من ذهب / ابن العماد الحنبلی: ۱ / ۶۸."

    التفتازانی(شرح عقاید النفسیه): "حق این است که یزید به قتل حسین رضایت داد و او را چنین بشارت دادند و به اهل بیت رسول اهانت کرد پس لعنت خدا بر وی و بر یاران و همراهان اوست."

    الذهبی: "یزید ناصبی غلیظ و تندخویی بود که اخلاق سگان را داشت و مسکر می‌نوشید و از هیچ معصیت و منکری روی گردان نبود. دولتش به قتل حسین آغاز گشت و به ویرانی کعبه تمام یافت (المصدر)"

    حتی ابن کثیر وهابی: "به راستی یزید پیشوایی فاسق و کافر و شایستهٔ لعن بود. البدایه ۸/۲۳۸"


    المسعودی: "و یزید مردی ستمگر و ظالم و فاسق بود و مسوول در قتل نوادهٔ رسول خدا صلی الله علیه و سلم و اصحاب او رضی الله عنهم است. او آشکارا شراب می‌نوشید و با سگان می‌نشست. اخلاقش اخلاق فرعون بود. جز این که فرعون در امر رعیت مدارا بیشتر می‌نمود تا وی و انصاف بیشتر داشت و تدبیر بیشتر. مروج الذهب : ۳ / ۸۲"

    علمای بسیار دیگر از جمله سبط بن الجوزی، القاضی ابویعلی، جلالالدین سیوطی، ابن حزم، شوکانی، جاحظ، شیخ محمد عبده و القرضاوی, امام احمد بن حنبل همه یزید را کافر و فاسق دانسته و رای به جواز لعن یزید داده‌اند.

    اما
    ابوحامد محمد غزالی طوسی عالم شافعی که مدرس مدرسه نظامیه ی بغداد بود فتوایی مبنی بر عدم جواز لعن یزید صادر کرد. غزالی نوشت: «دخالت یزید در کشتن حسین بن علی مسلم نیست و اگر هم باشد قتل نفس فسق است نه کفر، به علاوه ممکن است که یزید توبه کرده باشد و از همهٔ این‌ها گذشته لعن انسان که سهلست، لعن حیوان هم صحیح نیست و رسم لعن و نفرین ناپسند است زیرا که خداوند لعنتگران و ناسزاگویان را دوست ندارد» غزالی هر چند فتوای منع لعن یزید را صادر کرد اما با مسامحه و پرده پوشی بر نابکاری‌های یزید مخالف بود. بر اعتقاد بعضی این فتوای غزالی به خاطر تعصب ناخودآگاه وی بر ضد شیعه و اصرار شیعه بر لعن یزید بود.

    امیر علی شیر نوایی ( م 906 ق ) نیز در این زمینه سروده است :
    "ای که گفتی بر یزید و آل او لعنت مکن
    زان که شاید حق تعالی کرده باشد رحمتش
    آنچه با آل نبی کرد او، اگر بخشد خدای
    هم ببخشاید مرا گر کرده باشم لعنتش"

    و ابن عربی ناصبی در این مورد میگوید: یزید امام زمان خویش بوده و حسین بن علی بر علیه امام خویش خروج کرده(نغوذ بالله) و حسین مطابق با سنت جدش کشته شد.

    یزید را با پدرش یکی نکنید. معاویه(عموی مومنان!!!!!) بتی است برای اهل خلاف.

    و بدانید که اگر چه تعداد کثیری اورا مورد لعن قرار میدهند اما افکار عامه یزید(همان کس که مکه را با منجنیق به آتش بست و ناموس مسلمین را بر سپاه خود حلال ساخت) را هرگز کنار نمیزند که اوست خلیفه اگرچه فاسق بود.

    این عکس روی جلد کتابی درسی در عربستان است که آیت الله سبحانی با مجوز از وزارت معارف ایشان در یکی از کتب خود گذاشته است:


    چرا از منظر برخی علمای اهل سنت لعن یزید جایز نیست ؟

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    رفتن به سامرا
    نوشته
    1,324
    حضور
    26 روز 10 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    284
    آپلود
    31
    گالری
    214
    صلوات
    4349



    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم



    بسم الله الرحمن الرحیم




    السلام علیک یا اباعبدالله الحسین شهید(ع)




    السلام علیک یا ابوالفضل العباس (ع)









    چرا از منظر برخی علمای اهل سنت لعن یزید جایز نیست ؟






    1- لعن نوعي نفرين کردن و نشانه جدا بودن و دوري مسير طرفين ( حق و باطل ) از يکديگر است.
    در قرآن کريم در بيش از 25 آيه از لسان خداوند يا فرشتگان يا مومنين دشمنان ايشان را لعن مي کند :
    1- إنّ الله لعن الكافرين وأعدّ لهم سعيرا
    (الاحزاب64)
    2- فنردها علي أدبارها أو نلعنهم كما لعنّا أصحاب السبت
    (النساء38)
    3- فبما نقضهم ميثاقهم لعنّاهم
    (المائدة13)
    4- وغضب الله عليه ولعنه وأعدّ له عذابا عظيما
    (النساء93)
    5- لعنه الله وقال لأتخذن من عبادك نصيبا مفروضا
    (النساء118)
    6- من لعنه الله وغضب عليه وجعل منهم القردة والخنازير و عبد الطاغوت
    (المائدة60)
    7- بل لعنهم الله بكفرهم
    (البقرة88)
    8- اولئك الذين لعنهم الله ومن يلعن الله فلن تجد له نصيرا
    (النساء52)
    9- ولكن لعنهم الله بكفرهم
    (النساء 46)
    10- وعد الله المنافقين والمنافقات... نار جهنم هي حسبهم ولعنهم الله
    (التوبة68)
    11- إنّ الذين يؤذون الله و رسوله لعنهم الله في الدنيا والآخرة
    (الاحزاب 57)
    12- فهل عسيتم ان توليتم ان تفسدوا في الارض و تقطعوا ارحامكم اولئك الذين لعنهم الله فأصمهم وأعمي أبصارهم
    (محمد22و23)
    13- و يعذب الله المنافقين والمنافقات ... وغضب الله عليهم و لعنهم جهنم وسائت مصيرا
    (الفتح 6)
    14- ملعونين اينما ثقفوا أخذوا وقتّلوا تقتيلا
    (الاحزاب61)
    15- إنّ الذين يكتمون ما أنزلنا من البينات والهدي من بعد ما بيّنّاه للناس في الكتاب اولئك يلعنهم الله ويلعنهم اللاعنون
    (البقرة159)
    16- لعن الذين كفروا من بني اسرائيل علي لسان داود وعيسي بن مريم
    (المائدة78)
    17- وقالت اليهود يد الله مغلولة علت أيديهم ولعنوا بما قالوا
    (المائدة64)
    18- إنّ الذين يرمون المحصنات الغافلات المؤمنات لعنوافي الدنيا والآخرة
    (النور24)
    19- فلما جاءهم ما عرفوا كفروا به فلعنة الله علي الكافرين
    (البقرة89)
    20- إنّ الذين كفروا وماتوا وهم كفار اولئك عليهم لعنة الله والملائكة والناس اجمعين
    (البقرة161)
    21- فأذّن مؤذّن بينهم أن لعنة الله علي الظالمين
    (الاعراف44)
    22- ثمّ نبتهل فنجعل لعنة الله علي الكاذبين
    (آل عمران 61)
    23- اولئك جزائهم أنّ عليهم لعنة الله والملائكة والناس اجمعين
    (آل عمران87)
    24- ألا لعنة الله علي الظالمين
    (هود18)
    25- ويفسدون في الارض اولئك لهم اللعنة و لهم سوء الدار
    (الرعد13)


    همچنين در قرآن در مورد حضرت ابراهيم عليه السلام مي گويد :


    قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآَءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ


    سوره ممتحنه آيه 4

    قطعا براي شما ابراهيم و کساني که با او يند سرمشقي نيکوست : آنگاه که به قوم خود گفتند : ما از شما و آنچه به جاي خدا مي پرستيد بيزاريم . به شما کفر مي ورزيم و ميان ما و شما دشمني و کينه هميشگي پديدار شده تا وقتي که به خدا ايمان آوريد .

    خداوند از ابراهيم و قوم وي به خاطر اينکه از دشمنان خدا ابراز بيزاري کردند ستايش مي کند و ايشان را اسوه مومنين قرار مي دهد .

    و وقتي ما ايشان را به عنوان نمونه هاي فساد لعن کنيم و در زبان از ايشان دوري کنيم ، به تدريج سيره ما از سيره ايشان جدا خواهد شد .

    2- هيچ دليلي بر توبه کردن يزيد موجود نيست ، نه نزد شيعه و نه حتي نزد اهل سنت ؛ و بلکه روايات بر ضد آن است چه نزد شيعه و چه نزد اهل سنت . و حتي کسانيکه از اهل سنت مي خواهند به نحوي منکر لعن يزيد شوند مي گويند : شايد در آخر عمر توبه کرده باشد !!!

    3- در مورد لعن وي بايد گفت که : اکثر علماي اهل سنت نيز لعن يزيد را جايز و حتي واجب مي دانسته اند . حتي ابن جوزي از علماي بزرگ اهل سنت در اين زمينه کتاب دارند :

    الرد علي المتعصب العنيد المنکر للعن يزيد

    رد بر شخص متعصب وکينه توزي که لعن يزيد را قبول ندارد !!!

    وي در کتاب خويش در اين زمينه مي گويد :

    ان انكاره على من استجاز ذم المذموم ولعن الملعون من جهل صراح، فقد استجازه كبار العلماء، منهم الامام احمد بن حنبل (رضى اللّه) وقد ذكر احمد فى حق يزيد ما يزيد على اللعنه.

    الردّ على المتعصّب العنيد ص 13.

    اينکه ( ابن تيميه ) منکر جايز بودن بدگويي از اين شخص ناپاک و لعن کردن اين شخص ملعون شده است ، گمراهي آشکار است ؛ زيرا اين عمل را بزرگان علما از جمله احمد بن حنبل لعن او را جايز دانسته اند ؛ و احمد بن حنبل در مورد يزيد کلامي گفته است که از لعنت نيز بيشتر است .

    کلام ذهبي از علماي بزرگ اهل سنت نيز جالب است .

    وي در مورد لعن يزيد از احمد بن حنبل رييس فرقه حنابله روايتي نقل مي کند بدين مضمون که :

    وتوقف جماعة في لعنته يعني يزيد مع أنه عندهم ظالم وقد قال تعالى ألا لعنة الله على الظالمين وقد سأل منها أحمد بن حنبل عن يزيد فقال هو الذي فعل ما فعل
    وقال له ولده صالح إن قوما ينسبوننا إلى تولي يزيد فقال يا بني وهل يوالي يزيد أحد يؤمن بالله واليوم الآخر فقال لم لا تلعنه قال وكيف لا ألعن من لعنه الله قال تعالى فهل عسيتم إن توليتم أن تفسدوا في الأرض وتقطعوا أرحامكم أولئك الذين لعنهم الله فأصمهم وأعمى أبصارهم فهل يكون فساد أعظم من نهب المدينة وسبي أهلها وقتل سبعمائة من قريش والأنصار وقتل عشرة آلاف ممن لم يعرف من عبد أو حر حتى وصلت الدماء إلى قبررسول الله صلى الله عليه وسلم وامتلأت الروضة ثم ضرب الكعبة بالمنجنيق وهدمها وأحرقها
    وقال رسول الله صلى الله عليه وسلم إن قاتل الحسين في تابوت من نار عليه نصف عذاب أهل النار وقد قال صلى الله عليه وسلم إشتد غضب الله وغضبي على من أراق دم أهلي وآذاني في عترتي
    فيقال القول في لعنة يزيد كالقول في لعنة أمثاله من الملوك والخلفاء وغيرهم

    المنتقى من منهاج الاعتدال ذهبي ، ج1، ص289

    عده اي در لعن يزيد توقف کرده اند با اينکه ايشان او را ظالم مي دانندو خداوند گفته است : آگاه باشيد که لعنت خداوند بر ظالمين است .
    و از احمد بن حنبل در مورد يزيد سوال شد پس گفت : او کسي است که آنچه کرد انجام داد ( کنايه از بزرگ بودن گناهان وي که حتي ذکر آنها هم قبيح است)
    و فرزند وي ، صالح به وي گفت : بدرستيکه عده اي ما را به محبت يزيد منسوب مي کنند . پس گفت اي فرزند و آيا کسي که به خدا و روز آخر ايمان دارد يزيد را دوست مي دارد ؟
    پس گفت : پس چرا او را لعنت نمي کني؟
    پاسخ داد: و چگونه کسي را که خداوند در قرآن او را لعنت کرده است ، لعنت نکنم؟ "( اي منافقان) آيا اميد بستيد که چون سرپرست مردم شديد در روي زمين فساد کنيد ؟ و خويشاوندي هاي خود را از هم بگسليد؟ اينان همان کسانند که خدا آنان را لعنت نموده وايشان را ناشنوا و چشم هايشان را نابينا کرده است "پس آيا فسادي بزرگتر از غارت مدينه و به اسارت گرفتن مردم آن وکشتن هفتصد نفر از قريش و انصار و کشتن هزاران نفر از کسانيکه شناخته نشدند از بنده و آزاد تا اينکه خون به قبر پيغمبر(ص) رسيد و سپس کعبه را با منجنيق هدف قرار داد و آن را خراب کرد و سوزانيد .

    و رسول خدا(ص) گفته اند : بدرستيکه قاتل حسين(ع) در تابوتي از آتش است که بر وي نصف عذاب اهل جهنم است و ايشان که درود خدا بر ايشان باد فرموده اند غضب خداوند و غضب من شديد شده است بر کسي که خون خاندان من را بريزد و من را در اهل بيتم آزار دهد .
    پس کلام در مورد لعن يزيد مانند کلام در مورد امثال وي است از پادشاهان و خلفا ( که اگر ظالم باشند اشکالي ندارد )

    ابن عماد حنبلي نيز مي گويد :

    قال التفتازانى فى (شرح العقائد النسفيه): (اتفقوا على جواز اللعن على من قتل الحسين، او امر به، او اجازه، او رضى به، والحق ان رضا يزيد بقتل الحسين واستبشاره بذلك واهانته اهل بيت رسول اللّه (ص) مما تواتر معناه وان كان تفصيله آحادا، فنحن لا نتوقف فى شانه، بل فى كفره وايمانه، لعنه اللّه عليه وعلى انصاره واعوانه).

    شذرات الذهب 1: 68 - 69.

    تفتازاني در شرح عقايد نسفي خويش گفته است : همه اين نظر را دارند که مي توان کساني را که حسين(ع) را کشته اند يا به اين کار دستور داده اند ، يا اجازه اين کار را داده اند ، يا به اين کار راضي شده اند را لعنت کرد . و درست آن است که يزيد به قتل حسين عليه السلام راضي بود ؛ و شادي او از قتل حسين(ع) و اهانت کردن او به اهل بيت(ع) رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم از مطالبي است که به حد تواتر معنوي رسيده است ؛ اگر چه تفاصيل آن به صورت خبر واحد نقل شده است ؛

    بنا بر اين ما در مورد يزيد سکوت نمي کنيم ؛ بلکه حتي در کافر يا مومن بودن او شک نداريم ؛ لعنت خدا بر او و ياوران و همکارانش .

    اين کلام از احمد بن حنبل و ذهبي و ابن عماد حنبلي و ابن جوزي حنبلي ( که همه از بزرگان علماي حنابله هستند ) ، در مورد يزيد و جواز لعن وي و تطبيق دادن روايت قاتل امام حسين(ع) بر وي توسط ايشان نشانگر توبه نکردن وي در نظر بزرگان علماي اهل سنت نيز مي باشد .
    منبع:
    http://www.valiasr-aj.com/fa/page.ph...estion&id=1407




    ... وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآَنِ ...
    سوره إسراء آيه 60
    و آن رويايي را که به تو نشان داديم و درخت لعنت شده در قرآن را جز برای آزمايش مردم قرار نداديم ...
    مقصود از شجره ملعونه چيست ؟

    در مورد اينكه مقصود از شجره ملعونه چيست ، تنها به ذكر كلام طبري مفسر شهير اهل سنت ، بسنده مي‌كنيم :
    قوله (والشجرة الملعونة في القرآن ... ) ولا اختلاف بين أحد أنه أراد بها بنى أمية
    تاريخ الطبري ج5 ص622
    كلام خداوند كه فرموده است «شجره لعنت شده در قرآن» بين هيچ‌كس در اين كه مقصود خداوند از اين شجره ، بني‌اميه بوده است ، اختلاف نيست !
    و اهل سنت ، بسياري از اعضاي شجره ملعونه را جزو صحابه دانسته و آنان را از بزرگان دين و اولي الامر زمان خويش مي‌دانند !
    اگر لعن مسلمان (غير از منافقين مشهور) نزد اهل سنت ، حرام و ممتنع است ، چگونه اين مفسر شهير اهل سنت ، مقصود از شجره ملعونه را به اجماع اهل سنت ، بني‌اميه معرفي مي‌كند ؟
    .


    خداوند لعنت کندهمه افرادی که به حضرت محمد مصطفی(ص) و اهل بیت(ع) پاکش از همون اول اندکی ظلمی کرده باشند و ظلم کنند

    ای خداوند بر عذابشان بیفزا.................
    ویرایش توسط sayedali : ۱۳۹۱/۰۹/۰۳ در ساعت ۱۲:۴۶

  21. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود