صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کشتن دگرادیشان که اسلام را نمی پذیرفتند - چپاول اموال ایرانیان و....؟!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    161
    حضور
    15 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    458

    کشتن دگرادیشان که اسلام را نمی پذیرفتند - چپاول اموال ایرانیان و....؟!




    کشتن دگرادیشان که اسلام را نمی پذیرفتند - چپاول اموال ایرانیان در شهرهای فارس و اهواز و کرمان - کنیزداری امام علی
    !!!؟؟؟!!!
    ؟؟؟!!!؟؟؟

    نامه 16: هنگام جنگ به یاران خود مى فرمود:


    بر شما گران نیاید، گریختنى که پس از آن بازگشتنى باشد، یا واپس نشستنى که از پى آن حمله اى بود. حقّ شمشیرهاتان را ادا کنید و پهلوهاى دشمن را بر خاک هلاک آورید. همواره آزمند آن باشید که نیزه هایتان تن ها را بشکافد و ضربتهایتان سخت و کشنده باشد. آوازها را در سینه ها حبس کنید، که این سکوت سستى را از مرد جنگجو دور مى کند. سوگند به کسى که دانه را شکافته و جانداران را آفریده ، که اینان اسلام را نپذیرفته اند بلکه تسلیم شده اند. و کفر را در دل نهان داشته اند و چون یارانى بیابند، آشکارش سازند.
    نامه 19: نامه اى از آن حضرت (ع ) به یکى از عاملانش :

    اما بعد. دهقانان شهر تو، از درشتخویى و سخت دلیت شکایت کرده اند که ایشان را تحقیر مى کنى و برایشان ستم روا مى دارى . نگریستم و دیدم که آنان هنوز مشرک اند و سزاوار آن نیستند که به خود نزدیکشان سازى و چون در پناه اسلام اند نشاید که آنان را برانى یا برایشان ستم روا دارى . پس شعار خود ساز، درشتى کردن را آمیخته به نرمخویى . و روشى پیش گیر، میان شدت و راءفت . گاه آنها را به خود نزدیک نماى و گاه از خود دور دار، اگر خدا خواهد.

    نامه 20: از نامه آن حضرت (ع ) این نامه را به زیاد بن ابیه (11) نوشته است که از سوى عبد اللهبن عباس بر بصره فرمان مى راند و ابن عباس خود از جانب على (ع ) فرمانروایى اهواز و فارس و کرمان را داشت :

    به خدا سوگند مى خورم ، سوگندى راست که اگر به من خبر رسد که در غنایم مسلمانان به اندک یا بسیار خیانت کرده اى ، چنان بر تو سخت گیرم که کم مایه مانى و بار هزینه عیال بر دوشت سنگینى کند و حقیر و خوار شوى . والسلام .

    نامه 23: وصیتى از آن حضرت (ع ) که پس از او با اموالش چه کنند. آن را هنگامى که از صفین باز مىگشت نوشته است :

    این وصیتى است که بنده ، خدا، على بن ابیطالب ، امیرالمؤ منین ، درباره دارایى خود بدان فرمان داده است . براى خشنودى خداوند تا او را به بهشت برد و در سراى امن خود فرود آورد.
    از این وصیت :
    حسن بن على به انجام دادن این وصیت قیام مى کند. خود از دارایى من هزینه مى کند آنسان ، که شایسته است ، و از آن انفاق مى کند آنسان ، که شایسته است . اگر براى حسن حادثه اى پیش آید و حسین زنده باشد، او کار را بر عهده خواهد گرفت و وصیتم را مانند برادرش به انجام خواهد رسانید.
    نصیب دو پسر فاطمه از صدقه على همان مقدار است که دیگر فرزندان على را.
    و اگر پسران فاطمه را براى این کار تعیین کرده ام ، براى خشنودى خدا و تقرب به رسول الله (ص ) و پاس حرمت و شرف خویشاوندى اوست . و با کسى که این کار را بر عهده دارد، شرط مى کنم که اصل مال را به همان گونه که هست باقى گذارد و از ثمره آن هزینه کند، به شیوه اى که بدان ماءمور شده و راهنمایى گشته است . دیگر اینکه ، نهالهاى نخلهاى آن قریه ها را نفروشد تا به قدرى فراوان گردند که شناختن نخلستانها براى کسى ، که آنها را پیش از این دیده است ، دشوار باشد.
    از کنیزان من هر که با او همبستر بوده ام و صاحب فرزندى باشد یا فرزندى در شکم داشته باشد، به فرزندش واگذار مى شود و مادر بهره فرزند است . اگر فرزندش بمیرد و او زنده باشد آزاد مى شود و نام کنیز از او برداشته مى شود و آزادى نصیب او گردد.
    شریف رضى گوید :
    سخن آن حضرت که مى گوید از نخلها (ودیه) را نفروشند، (ودیه) نهال نخل است و جمع آن (ودىّ) است و آنجا که مى فرماید (حتى تشکل ارضها غراسا) از فصیحترین سخنان است .مراد این است ، که نخلها چنان بسیار شود که کسى که آن را پیش از این به گونه دیگر دیده است ، اکنون شناختش براى او دشوار باشد و پندارد که زمین دیگر است .

    na000004 توهین و ناقص و سست شمردن رأی زنان

    نامه 31: از وصیت آن حضرت (ع ) به حسن بن على (علیهما السلام ) در آن هنگام که از صفین بازمى گشتدر (حاضرین ) نوشته است :

    ...... زنهار از گفتن سخن خنده آور، هر چند، آن را از دیگرى حکایت کنى . از راءى زدن با زنان بپرهیز، زیرا ایشان را راءیى سست و عزمى ناتوان است . زنان را روى پوشیده دار تا چشمشان به مردان نیفتد، زیرا حجاب ، زنان را بیش از هر چیز از گزند نگه دارد. خارج شدنشان از خانه بدتر نیست از اینکه کسى را که به او اطمینان ندارى به خانه در آورى . اگر توانى کارى کنى که جز تو را نشناسد چنان کن و کارى را که برون از توان اوست ، به او مسپار، زیرا زن چون گل ظریف است ، نه پهلوان خشن . گرامى داشتنش را از حد مگذران و او را به طمع مینداز، چندان که دیگرى را شفاعت کند. زنهار از رشک بردن و غیرت نمودن نابجا، زیرا سبب مى شود که زن درستکار به نادرستى افتد و زنى را که به عفت آراسته است به تردید کشاند. براى هر یک از خادمانت وظیفه اى معین کن که به انجام آن پردازد و هر یک ، کار تو را به عهده آن دیگر نیندازد. ......

  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    35
    حضور
    1 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    129



    نقل قول نوشته اصلی توسط sosme نمایش پست ها
    نامه 16: هنگام جنگ به یاران خود مى فرمود:
    .
    و کفر را در دل نهان داشته اند و چون یارانى بیابند، آشکارش سازند.
    فلما وجدوا اعوانا علیه اظهروه یعنی هنگامی که برای آن یاری کنندگان یافتند آنرا آشکار ساختند.

    این نامه در مورد بنی امیه بوده که بعد از دشمنی کردن با مسلمانان چنین تدبیری برایشان درنظرگرفته شده.



    نقل قول نوشته اصلی توسط sosme نمایش پست ها
    نامه 19: نامه اى از آن حضرت (ع ) به یکى از عاملانش :

    اما بعد. دهقانان شهر تو، از درشتخویى و سخت دلیت شکایت کرده اند که ایشان را تحقیر مى کنى و برایشان ستم روا مى دارى . نگریستم و دیدم که آنان هنوز مشرک اند و سزاوار آن نیستند که به خود نزدیکشان سازى و چون در پناه اسلام اند نشاید که آنان را برانى یا برایشان ستم روا دارى . پس شعار خود ساز، درشتى کردن را آمیخته به نرمخویى . و روشى پیش گیر، میان شدت و راءفت . گاه آنها را به خود نزدیک نماى و گاه از خود دور دار، اگر خدا خواهد.
    اما بعد. دهقانان شهر تو، از درشتخویى و سخت دلیت شکایت کرده اند که ایشان را تحقیر مى کنى و برایشان ستم روا مى دارى . نگریستم و دیدم که آنان هنوز مشرک اند و سزاوار آن نیستند که به خود نزدیکشان سازى و چون در پناه اسلام اند نشاید که آنان را برانى یا برایشان ستم روا دارى . پس شعار خود ساز، درشتى کردن را آمیخته به نرمخویى . و روشى پیش گیر، میان شدت و راءفت . گاه آنها را به خود نزدیک نماى و گاه از خود دور دار، اگر خدا خواهد.


    توضیحی درمورد شعار:
    شعار خود ساز.......»فالبس لهم جلبابا من اللین تشوبه بطرف من الشده........»شِعار خود ساز=درباره ی ایشان جامه ای به پیکر خود درپوش که با درشتی و نرمی توام باشد


    نقل قول نوشته اصلی توسط sosme نمایش پست ها
    نامه 20: از نامه آن حضرت (ع ) این نامه را به زیاد بن ابیه (11) نوشته است که از سوى عبد اللهبن عباس بر بصره فرمان مى راند و ابن عباس خود از جانب على (ع ) فرمانروایى اهواز و فارس و کرمان را داشت :

    به خدا سوگند مى خورم ، سوگندى راست که اگر به من خبر رسد که در غنایم مسلمانان به اندک یا بسیار خیانت کرده اى ، چنان بر تو سخت گیرم که کم مایه مانى و بار هزینه عیال بر دوشت سنگینى کند و حقیر و خوار شوى . والسلام .
    الان مشکلش چی بوده که اون بالا اون همه علامت تعجب گذاشتید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!!!!


    نقل قول نوشته اصلی توسط sosme نمایش پست ها
    نامه 23: وصیتى از آن حضرت (ع ) که پس از او با اموالش چه کنند. آن را هنگامى که از صفین باز مىگشت نوشته است :

    این وصیتى است که بنده ، خدا ، على بن ابیطالب ، امیرالمؤ منین ، درباره دارایى خود بدان فرمان داده است . براى خشنودى خداوند تا او را به بهشت برد و در سراى امن خود فرود آورد.
    از کنیزان من هر که با او همبستر بوده ام و صاحب فرزندى باشد یا فرزندى در شکم داشته باشد، به فرزندش واگذار مى شود و مادر بهره فرزند است . اگر فرزندش بمیرد و او زنده باشد آزاد مى شود و نام کنیز از او برداشته مى شود و آزادى نصیب او گردد.

    بنده ، خدا ،!!!!..................»عبدالله=بنده ی خدا

    به فرزندش واگذار مى شود و مادر بهره فرزند است ...................»این نهایت عطوفت اسلامیست که کنیز اگر از صاحبش دارای فرزندشد کنیز ام ولد بخاطر فرزندش(که آزاداست) آزاد میشود.که این اشاره به مسئله ی فقهی است و الحمدلله برای امیرالمومنان امام علی (ع) چنین چیزی نبوده تادستمایه ی کم خردی معاندان شود.
    البته این نکته را هم باید درنظرگرفت که تغییر رفتارها و ملایمت و آزادکردن کنیزهابعداز ظهوراسلام مبین صورت گرفت.و این مایه ی افتخار اسلام عزیز است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط sosme نمایش پست ها
    na000004 توهین و ناقص و سست شمردن رأی زنان
    نامه 31: از وصیت آن حضرت (ع ) به حسن بن على (علیهما السلام ) در آن هنگام که از صفین بازمى گشتدر (حاضرین ) نوشته است :

    ...... زنهار از گفتن سخن خنده آور، هر چند، آن را از دیگرى حکایت کنى . از راءى زدن با زنان بپرهیز، زیرا ایشان را راءیى سست و عزمى ناتوان است . زنان را روى پوشیده دار تا چشمشان به مردان نیفتد، زیرا حجاب ، زنان را بیش از هر چیز از گزند نگه دارد. خارج شدنشان از خانه بدتر نیست از اینکه کسى را که به او اطمینان ندارى به خانه در آورى . اگر توانى کارى کنى که جز تو را نشناسد چنان کن و کارى را که برون از توان اوست ، به او مسپار، زیرا زن چون گل ظریف است ، نه پهلوان خشن . گرامى داشتنش را از حد مگذران و او را به طمع مینداز، چندان که دیگرى را شفاعت کند. زنهار از رشک بردن و غیرت نمودن نابجا، زیرا سبب مى شود که زن درستکار به نادرستى افتد و زنى را که به عفت آراسته است به تردید کشاند. براى هر یک از خادمانت وظیفه اى معین کن که به انجام آن پردازد و هر یک ، کار تو را به عهده آن دیگر نیندازد. ......
    کارى را که برون از توان اوست ، به او مسپار، زیرا زن چون گل ظریف است ، نه پهلوان خشن .
    زنهار از رشک بردن و غیرت نمودن نابجا

    ********

    و سخن آخر:

    جرج جرداق (Gorge Jordagh ) نویسنده و روزنامه نگار سرشناس مسیحی استاد ادبیات و فلسفه اسلامی و استاد ادبیات اروپا باحدود30 اثر ارزنده از جمله کتاب 5 جلدی «صوت العدالة الانسانیة»:

    «من اعتراف می کنم که در تجزیه و تحلیل عظمت و معرفی شخصیت علی بن ابی طالب (ع) همچنان مقصر هستم و یک نویسنده هر اندازه هم که کوشش نماید و زحمت بکشد و به هر مقداری که نیرومند باشد ، نمی تواند تحقیق کاملی درباره شخصیــت انسان عادی بنماید، تا چه رسد که این انسـان، علی بن ابی طالب(ع) باشد.»

    «چگونه می توانستم درباره نهج البلاغه چیزی ننویسم، درحالی که این قانون اساسی دل انگیز! یعنی نهج البلاغه ، مهم ترین متون فلسفی و ادبی عرب را که هر جویای علمی به آن نیاز دارد ، در خود جای داده است ...

    انشاء علــی(ع) پس از قــرآن ، عالی ترین نمونه بلاغت است ... و بلاغت و ادبیات علی (ع) همیـشه در خدمت تمدن و بشریت بوده و خواهد بود . واقعا سزاوار است که در جهان امروز ، آتش افروزان جنگ و عوامل و مسببین بدبختی های ملت ها و افراد، به سخنـان و کلمات قهرمان اندیشه عربی، بزرگ مــرد وجدان انسانی ، عــلی بن ابی طالب (ع) گوش فرا دهند و آن ها را حفظ کنند و در مقابل گوینده بزرگ آن سخنان، سر تعظیم فرود آورند ... »


    «ای جهان! چه می شد اگر هر چه قدرت و و قوه داری به کار می بردی و در هر عصری مانند آن را با آن عقلش ، با آن قلبش، با آن زبانش و با آن ذوالفقارش ، به عالم می بخشیدی ...؟!»

    ویرایش توسط atragin : ۱۳۸۸/۰۹/۱۹ در ساعت ۲۱:۳۲
    سیدنا و قائدنا سیدعلی الحسینی الخامنه ای:

    بعضی‌ها در فضای فتنه، اين جمله‌ی «كن فی الفتنه كابن اللبون لا ظهر فیركب و لا ضرع فیحلب» را بد ميفهمند و خيال ميكنند معنايش اين است كه وقتی فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بكش كنار!

    اين معنايش اين است كه به هيچوجه فتنه‌گر نتواند از تو استفاده كند.
    اين كنار كشيدن ، خودش همان ضرعی است كه یُحلب؛ همان ظهری است كه يُركب! گاهی سكوت كردن، كنار كشيدن، حرف نزدن، خودش كمك به فتنه است.

    .:تسنیم:.

  4. صلوات ها 3


  5. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    161
    حضور
    15 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    458



    بنده ، خدا ،!!!!..................»عبدالله=بنده ی خدا
    اين علامت ويرگول چندان تغيير شگرفي ايجاد نميكند و اشتباهي تايپي است./

    در مورد اشكال همون كلمه اي كه پررنگ كردم هزاران حرف.... در دل داشت..بحث حمله ها به ايران و غنيمت گرفتن اموال مردم ايران ....و..و..و..
    در مورد بحثي كه در مورد زنان گفته اند سخن وي را با سخني ديگر از جايي ديگر كه منبعش را هم ننوشتيد جواب ندهيد اين كه نشد جواب!
    به من هم ارتباطي ندارد فلاني آن را گفته و بهماني آنرا !
    ------------------------------------------------------------------
    ((به فرزندش واگذار مى شود و مادر بهره فرزند است ...................»این نهایت عطوفت اسلامیست که کنیز اگر از صاحبش دارای فرزندشد کنیز ام ولد بخاطر فرزندش(که آزاداست) آزاد میشود.که این اشاره به مسئله ی فقهی است و الحمدلله برای امیرالمومنان امام علی (ع) چنین چیزی نبوده تادستمایه ی کم خردی معاندان شود.))
    ------------------------------------------------------------------
    در متن نوشته شده است :
    اگر فرزندش بمیرد و او زنده باشد آزاد مى شود و نام کنیز از او برداشته مى شود و آزادى نصیب او گردد.
    -----------------------------------------------------------
    ضمن اينكه در مورد همبستر شدن با كنيزان .....هم جاي بحث بسيار است و...............:kotak:
    ویرایش توسط sosme : ۱۳۸۸/۰۹/۱۹ در ساعت ۲۱:۴۷

  6. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    161
    حضور
    15 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    458



    نامه 16: هنگام جنگ به یاران خود مى فرمود:

    بر شما گران نیاید، گریختنى که پس از آن بازگشتنى باشد، یا واپس نشستنى که از پى آن حمله اى بود. حقّ شمشیرهاتان را ادا کنید و پهلوهاى دشمن را بر خاک هلاک آورید. همواره آزمند آن باشید که نیزه هایتان تن ها را بشکافد و ضربتهایتان سخت و کشنده باشد. آوازها را در سینه ها حبس کنید، که این سکوت سستى را از مرد جنگجو دور مى کند. سوگند به کسى که دانه را شکافته و جانداران را آفریده ، که اینان اسلام را نپذیرفته اند بلکه تسلیم شده اند. و کفر را در دل نهان داشته اند و چون یارانى بیابند، آشکارش سازند.

  7. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    35
    حضور
    1 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    129



    نقل قول نوشته اصلی توسط sosme نمایش پست ها
    در مورد بحثي كه در مورد زنان گفته اند سخن وي را با سخني ديگر از جايي ديگر كه منبعش را هم ننوشتيد جواب ندهيد


    کارى را که برون از توان اوست ، به او مسپار، زیرا زن چون گل ظریف است ، نه پهلوان خشن .
    زنهار از رشک بردن و غیرت نمودن نابجا


    از کجا متن اول رو کپی پیست کرده بودید که حتی یکبار هم نخوندینش !!...
    منبعش نهج البلاغه ست از داخل متن خودتون برداشتمش یه نگاه بالا بندازین

    نقل قول نوشته اصلی توسط sosme نمایش پست ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط sosme نمایش پست ها
    به من هم ارتباطي ندارد فلاني آن را گفته و بهماني آنرا !


    بهتر آن باشد كه سرّ دلبران گفته آید در حدیث دیگران

    اتفاقا از اون لحاظ که ایشون از بزرگان مسیحی هستن سخنانشون قابل توجه هست...
    ضمنا جمله ی دیگه ای هم دارم از یکی از ملحدان که متاسفانه اسمشون رو دقیق نداشتم جمله شون اینه:
    «امام علی بن ابیطالب بزرگ بزرگان و یکتا نسخه ایست که شرق و غرب جهان نه در گذشته و نه در الان صورتی به مانند آن نشان نداده است.»

    سیدنا و قائدنا سیدعلی الحسینی الخامنه ای:

    بعضی‌ها در فضای فتنه، اين جمله‌ی «كن فی الفتنه كابن اللبون لا ظهر فیركب و لا ضرع فیحلب» را بد ميفهمند و خيال ميكنند معنايش اين است كه وقتی فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بكش كنار!

    اين معنايش اين است كه به هيچوجه فتنه‌گر نتواند از تو استفاده كند.
    اين كنار كشيدن ، خودش همان ضرعی است كه یُحلب؛ همان ظهری است كه يُركب! گاهی سكوت كردن، كنار كشيدن، حرف نزدن، خودش كمك به فتنه است.

    .:تسنیم:.

  8. صلوات ها 3


  9. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    161
    حضور
    15 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    458



    نامه 31: از وصیت آن حضرت (ع ) به حسن بن على (علیهما السلام ) در آن هنگام که از صفین بازمى گشتدر (حاضرین ) نوشته است :

    ...... زنهار از گفتن سخن خنده آور، هر چند، آن را از دیگرى حکایت کنى . از راءى زدن با زنان بپرهیز، زیرا ایشان را راءیى سست و عزمى ناتوان است . زنان را روى پوشیده دار تا چشمشان به مردان نیفتد، زیرا حجاب ، زنان را بیش از هر چیز از گزند نگه دارد. خارج شدنشان از خانه بدتر نیست از اینکه کسى را که به او اطمینان ندارى به خانه در آورى . اگر توانى کارى کنى که جز تو را نشناسد چنان کن و کارى را که برون از توان اوست ، به او مسپار، زیرا زن چون گل ظریف است ، نه پهلوان خشن . گرامى داشتنش را از حد مگذران و او را به طمع مینداز، چندان که دیگرى را شفاعت کند. زنهار از رشک بردن و غیرت نمودن نابجا، زیرا سبب مى شود که زن درستکار به نادرستى افتد و زنى را که به عفت آراسته است به تردید کشاند. براى هر یک از خادمانت وظیفه اى معین کن که به انجام آن پردازد و هر یک ، کار تو را به عهده آن دیگر نیندازد. ......

  10. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    35
    حضور
    1 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    129



    نقل قول نوشته اصلی توسط sosme نمایش پست ها
    نامه 16: هنگام جنگ به یاران خود مى فرمود:

    بر شما گران نیاید، گریختنى که پس از آن بازگشتنى باشد، یا واپس نشستنى که از پى آن حمله اى بود. حقّ شمشیرهاتان را ادا کنید و پهلوهاى دشمن را بر خاک هلاک آورید. همواره آزمند آن باشید که نیزه هایتان تن ها را بشکافد و ضربتهایتان سخت و کشنده باشد. آوازها را در سینه ها حبس کنید، که این سکوت سستى را از مرد جنگجو دور مى کند. سوگند به کسى که دانه را شکافته و جانداران را آفریده ، که اینان اسلام را نپذیرفته اند بلکه تسلیم شده اند. و کفر را در دل نهان داشته اند و چون یارانى بیابند، آشکارش سازند.


    فلما وجدوا اعوانا علیه اظهروه یعنی هنگامی که برای آن یاری کنندگان یافتند آنرا آشکار ساختند.

    این نامه در مورد بنی امیه بوده که بعد از دشمنی کردن با مسلمانان چنین تدبیری برایشان درنظرگرفته شده.
    سیدنا و قائدنا سیدعلی الحسینی الخامنه ای:

    بعضی‌ها در فضای فتنه، اين جمله‌ی «كن فی الفتنه كابن اللبون لا ظهر فیركب و لا ضرع فیحلب» را بد ميفهمند و خيال ميكنند معنايش اين است كه وقتی فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بكش كنار!

    اين معنايش اين است كه به هيچوجه فتنه‌گر نتواند از تو استفاده كند.
    اين كنار كشيدن ، خودش همان ضرعی است كه یُحلب؛ همان ظهری است كه يُركب! گاهی سكوت كردن، كنار كشيدن، حرف نزدن، خودش كمك به فتنه است.

    .:تسنیم:.

  11. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    35
    حضور
    1 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    129



    نقل قول نوشته اصلی توسط sosme نمایش پست ها
    نامه 31: از وصیت آن حضرت (ع ) به حسن بن على (علیهما السلام ) در آن هنگام که از صفین بازمى گشتدر (حاضرین ) نوشته است :

    ...... زنهار از گفتن سخن خنده آور، هر چند، آن را از دیگرى حکایت کنى . از راءى زدن با زنان بپرهیز، زیرا ایشان را راءیى سست و عزمى ناتوان است . زنان را روى پوشیده دار تا چشمشان به مردان نیفتد، زیرا حجاب ، زنان را بیش از هر چیز از گزند نگه دارد. خارج شدنشان از خانه بدتر نیست از اینکه کسى را که به او اطمینان ندارى به خانه در آورى . اگر توانى کارى کنى که جز تو را نشناسد چنان کن و کارى را که برون از توان اوست ، به او مسپار، زیرا زن چون گل ظریف است ، نه پهلوان خشن . گرامى داشتنش را از حد مگذران و او را به طمع مینداز، چندان که دیگرى را شفاعت کند. زنهار از رشک بردن و غیرت نمودن نابجا، زیرا سبب مى شود که زن درستکار به نادرستى افتد و زنى را که به عفت آراسته است به تردید کشاند. براى هر یک از خادمانت وظیفه اى معین کن که به انجام آن پردازد و هر یک ، کار تو را به عهده آن دیگر نیندازد. ......

    کارى را که برون از توان اوست ، به او مسپار، زیرا زن چون گل ظریف است ، نه پهلوان خشن .
    زنهار از رشک بردن و غیرت نمودن نابجا

    سیدنا و قائدنا سیدعلی الحسینی الخامنه ای:

    بعضی‌ها در فضای فتنه، اين جمله‌ی «كن فی الفتنه كابن اللبون لا ظهر فیركب و لا ضرع فیحلب» را بد ميفهمند و خيال ميكنند معنايش اين است كه وقتی فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بكش كنار!

    اين معنايش اين است كه به هيچوجه فتنه‌گر نتواند از تو استفاده كند.
    اين كنار كشيدن ، خودش همان ضرعی است كه یُحلب؛ همان ظهری است كه يُركب! گاهی سكوت كردن، كنار كشيدن، حرف نزدن، خودش كمك به فتنه است.

    .:تسنیم:.

  12. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    161
    حضور
    15 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    458

    چشمک




    من منبع بذارم حذف ميشه !!
    شايد زحمتشو دادم جناب گمنام بكشند و منبعشو بذارند !!!

    سايت گفتگو سر بزنين شايد خودتون پيداش كرديد معذورم از گذاشتن لينكش!:kotak:

    ضمنا توضيحي در مورد سخنان ايشان در مورد زنان كه من نوشتم داريد بفرماييد!
    چرا جاهيي كه به نفعتان نيست را نمينويسيد ؟!
    ویرایش توسط sosme : ۱۳۸۸/۰۹/۱۹ در ساعت ۲۲:۳۰

  13. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    161
    حضور
    15 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    458



    يَا عَلِيُّ ثَلَاثٌ يَحْسُنُ فِيهِنَّ الْكَذِبُ الْمَكِيدَةُ فِي الْحَرْبِ وَ عِدَتُكَ زَوْجَتَكَ وَ الْإِصْلَاحُ بَيْنَ النَّاسِ وَ ثَلَاثَةٌ مُجَالَسَتُهُمْ تُمِيتُ الْقَلْبَ مُجَالَسَةُ الْأَنْذَالِ وَ مُجَالَسَةُ الْأَغْنِيَاءِ وَ الْحَدِيثُ مَعَ النِّسَاء

    من لا يحضره الفقيه، شیخ صدوق، جلد چهارم، صفحه سیصد و شصت

    يا على: سه مورد است كه دروغ گفتن در آن نيكو است: تدبير در جنگ، و وعده دادن به همسر و زوجه، و اصلاح ميان مردم. و همنشينى سه طايفه دل را می ميراند: همنشينى فرومايگان، و همنشينى توانگران، و گفتگو با زنان.

    الخصال أَبِي عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَبِي الْحُسَيْنِ بْنِ الْحَضْرَمِيِّ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ الْبَجَلِيِّ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍعَنِ الْمُحَارِبِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ قَالَ النَّبِيُّ ص ثَلَاثٌ يَحْسُنُ فِيهِنَّ الْكَذِبُ الْمَكِيدَةُ فِي الْحَرْبِ وَ عِدَتُكَ زَوْجَتَكَ‏ وَ الْإِصْلَاحُ بَيْنَ النَّاسِ وَ قَالَ ثَلَاثٌ يَقْبُحُ فِيهِنَّ الصِّدْقُ النَّمِيمَةُ وَ إِخْبَارُكَ الرَّجُلَ عَنْ أَهْلِهِ بِمَا يَكْرَهُهُ وَ تَكْذِيبُكَ الرَّجُلَ عَنِ الْخَبَرِ وَ قَالَ ثَلَاثَةٌ مُجَالَسَتُهُمْ تُمِيتُ الْقَلْبَ مُجَالَسَةُ الْأَنْذَالِ وَ الْحَدِيثُ مَعَ النِّسَاءِ وَ مُجَالَسَةُ الْأَغْنِيَاءِ

    بحار الانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، علامه مجلسی، جلد شصت و هشتم، صفحه نهم

    پيامبر اكرم فرمود سه مورد است كه دروغ گفتن جائز بلكه خوب است 1- در صحنه جنگ 2- وعده دادن به همسر 3- براى اصلاح بين مردم. سه مورد است كه راست گفتن قبيح و زشت است. 1- سخن‏چينى 2- نقل عمل ناپسند از خانواده كسى به شوهر و سرپرست آن خانواده 3- و دروغگوئى كسى را به او گفتن و اخبار او را تكذيب كردن و نيز فرمود. سه گروهند كه همنشينى با آنان دل را می ميراند 1- همنشينى با افراد پست و رذل 2- هم صحبت شدن با زنها 3- همنشينى با ثروتمندان‏


    يَا عَلِيُّ ثَلَاثَةٌ يَحْسُنُ فِيهِنَّ الْكَذِبُ الْمَكِيدَةُ فِي الْحَرْبِ وَ عِدَتُكَ زَوْجَتَكَ‏ وَ الْإِصْلَاحُ بَيْنَ النَّاسِ- وَ ثَلَاثَةٌ مُجَالَسَتُهُمْ تُمِيتُ الْقَلْبَ- مُجَالَسَةُ الْأَنْذَالِ وَ مُجَالَسَةُ الْأَغْنِيَاءِ- وَ الْحَدِيثُ مَعَ النِّسَاءِ-

    بحار الانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، علامه مجلسی، جلد هفتاد و چهار، صفحه پنجاه و دو

    ای علی: دروغ در سه جا نيكوست: ميدان جنگ، وعده به زن و اصلاح ميان مردم‏ و سه طايفه است كه همنشينى آنها دل را مى‏ ميراند، همنشينى پست‏ها، همنشينى ثروتمندان، سخن گفتن با زنان.

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود