جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نگاهی به سنت نسب شناسی نخستین مسلمانان

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    عقاید اسلامی
    نوشته
    2,154
    حضور
    1 روز 4 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    190
    صلوات
    19406

    اشاره نگاهی به سنت نسب شناسی نخستین مسلمانان




    نگاهی به سنت نسب شناسی نخستین مسلمانان


    سلام علیکم

    همانطور که از عنوان تاپیک پیداست برایم سوال ست که نسب شناسی از چه زمانی در بین مسلمانان باب شد و آیا ایجاد آن علت خاصی داشت؟

    علت اهمیت این بحث؛ در نقل انساب بعضی از خلفا و حکام و عجیب بودن آنهاست.

    و اینکه آیا کتاب معتبری در این زمینه وجود دارد که برای تحقیق و کسب اطلاعات به آن مراجعه نماییم؟


    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۳/۰۶/۲۵ در ساعت ۱۵:۰۱
    [SIGPIC][/SIGPIC]

    مقربان

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    51
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    234



    علم انساب از تعیین نسب مردم و روش‏های پژوهشدر آن، با هدف پرهیز از خطا در تعیین نسب اشخاص سخن می‏گوید. نسب‏شناسی از جمله علوم پایه برای مورخ محسوب می‏شود و می‏توان آن‏را در زیر مجموعه تراجم طبقه‏ بندی کرد. تاریخ نسب‏ شناسی در میان عرب به قبل از اسلام بر می‏گردد. لکن خلافت اموی بیشترین حمایت را از نسب‏ شناسی داشت. در دوره عباسیان نیز مسأله‏ی کلامی و فقهیِ حقانیتِ قریش و نفی بنی امیه از آن، به طرح مباحث جدیدتر و جدی‏تر در عرصه‏ نسب‏ شناسی انجامید.
    مسائل مربوط به نسب را در سه دسته می‏توان طبقه‏ بندی کرد:
    1.واقعیتی است در نظام قبیله‏ای دوره‏ جاهلیت که در دوره‏ اسلامی تداوم یافته است. در آن جامعه‏ ها، پیوندهای خانوادگی و مناسبات اجتماعی با مشخصه‏ های خاص تابع این واقعیت بود.
    2.به عنوان نهادی دولتی که از زمان خلیفه‏ دوم (عمربن خطاب) تأسیس شد ومی‏توان تسامحاً و توسعاً آن‏را با ثبت احوال امروز قیاس کرد.
    3.به عنوان دانشی با ویژگی‏های یک علم که در گذشته با عنوان علم انساب، جزئی از دانش تاریخ بود و از آن به نسب‏ شناسی یاد می‏کنیم.
    عرب، به ویژه عرب بادیه‏ نشین، شأن و اهمیّت ویژه ‏ای برای نسب قایل بود. در بین عرب‏های صحرایی، حقوق انسانی و حتی ارزش زندگی هر کس به نسب او بستگی داشت. نسب هرفرد تعیین کننده‏ درجه‏ حمایت اجتماعی و دفاع طبقه یا قشری از او بود؛ به همین دلیل، نسّابه (نسب‏شناس)ها موقعیت بالایی در جامعه‏ عرب داشتند و به بزرگی از آنان یاد می‏شد، زیرا مرجعِ حل بسیاری از اختلافات بودند. البتّه این تلقی برای فرهنگ غیرعرب، غیر عادی و غیر معقول است. نتایج به دست آمده از نسب‏ شناسی، موضوع و اساس بسیاری از مؤلفه‏ های جامعه‏ شناختی (مانند نوع روابط مصلحت‏ آمیز بین افراد قبیله و مناسبات افراد یک قبیله با قبیله ‏یدیگر و حمایت درون قبیله‏ ای و برون قبیله‏ ای) و روان‏ شناختی (مانند رشد روحیات واخلاقیات ویژه در قالب تحقیر یا تفاخر) و حتی حقوقی و فقهی (مانند بهره‏ مندی ازبیت‏ المال یا تأمین حقوق اجتماعی) بود.
    در مورد ضرورت ایجاد این علم می توان مسائل چندی در فقه و کلام شیعه را نام برد که تابع نتایج پژوهش‏های نسب‏ شناسی است؛ مانند:
    1.تولّی و قبول امامت اهل بیت علیهم‏السلام واجب است. چنان‏که در قرآن آمده است: به امت بگو که من مزد رسالت نمی‏ خواهم جز محبت به خویشاوندان.
    2.حرمت پرداخت صدقه به اهل بیت علیهم ‏السلام و نوادگان آنها و وجوب پرداخت خمس به آنها؛ البته تشخیص اهل بیت علیهم‏ السلام و نوادگان پیامبر اکرم ص بر عهده‏ نسب‏ شناسی است. فقیهان یکی از شرایط مشروعیت امام علیه‏ السلام را اعتبار نسب وی، به ویژه قریشی بودن او، می‏دانند. در وقف، ارث و ازدواج مسائلی وجود دارد که مصادیق آنهاقریشی بودن است و نیاز به تعیین مصداق توسط دانش انساب دارد. غیر از بهره‏ وری از تجارب و دستاوردهای این دانش در حقوق، روایت‏هایی به دیدگاه‏های اخلاقی پرداخته‏ اند؛ برای نمونه، در روایتی از پیامبر اکرم ص چنین آمده است:
    َخَیَّرُوا لنطفکم وَ انکحُوا الأکفاء وَ انکحُوا إلَیهِم؛
    در روایت دیگری آمده است:مَن انتَسَب إلی غَیر أَبِیه أَو تولی غَیر مَوالِیه فَعَلَیه لَعنَةُ‏اللّه‏ وَالمَلائِکَة وَ النَّاس أَجمَعِین.
    از سده‏ی اول هجری / هفتم میلادی تاکنون صدها اثر در حوزه‏ی نسب‏ شناسی مسلمانان تألیف شده است. عبدالغنی نام‏های نسب‏ شناسان عرب از سده‏ی اول تا چهاردهم هجری را فهرست کرده است.البته فهرست او کامل و جامع نیست، اما گویای کثرت تألیفات و فراوانی مؤلفان در این قلمرو است. اولین نسب‏ شناسی را که وی نام برده، عقیل‏ بن ابی‏طالب (د. 50ق) و آخرین آنها حسین طباطبایی بروجردی (د. 1385ق) است.

    ویرایش توسط صدر : ۱۳۹۰/۰۸/۲۱ در ساعت ۲۱:۳۷

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,906
    حضور
    84 روز 15 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    با سلام

    عرب در جاهلیت فقط به نوعی از تاریخ نگاری، یعنی «انساب قبایل» و «ایام حروب» آشنایی داشت که با قصه و شعر و گاهی اساطیر آمیخته بود.
    این سبک، به دلیل شورانگیزی، حتی در دوره ی اسلامی و در کاخ های خلفا طرف دارانی داشت.

    چون از دوره ی جاهلیت متون مکتوبی در این باره به دست ما نرسیده است، اطلاعات نسب شناسیِ مربوط به دوره ی جاهلیت، از اشعار، نوشته های روی قبرها و کتیبه ها و خاطرات شفاهی، که در دوره ی اسلامی مکتوب گردیده اند، به دست می آید.
    البته اشعار جاهلی مهم ترین منبع است.

    عرب اهتمام ویژه ای به تمایز اقوام و افراد داشت و شأن و رتبه ی افراد را در هویت خانوادگی آنان و پدر و مادرشان می جست.
    در مقایسه با زندگی نامه نویسی، که دارای اهداف اخلاقی یا علمی بود، (مثلاً زندگی نامه ی شهدا و عالمان به منظور ارائه ی الگوهای مطلوب تدوین می شد)، نسب شناسی فقط با هدف های تمایز و تفکیک و فخرفروشی شکل گرفت.

    اگر نسب شناسی را با رجال (راوی شناسی) مقایسه کنیم، باید بگوییم که هدف رجال فقط صحت و سقم راویان احادیث است.
    از تلاش های خالصانه ی مورخانی که برای اثبات طهارت و بزرگی اجداد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم کوشیدند و نسب شناسی ایشان را تهیه نمودند، نباید غفلت کرد؛ در واقع این تلاش ها دانش نسب شناسی را گام ها به پیش برد.

    عامل دیگر در نضج و رشد این دانش، استفاده های سیاسی از نسب افراد حاکم، برای دست یابی به مشروعیت، بود.
    برخی از نویسندگان رشد نسب شناسی اسلامی را در پرتو رویکرد قبیله گراییِ پاره ای از مورخان، در مقابل رویکرد حدیث گرایی دیگر مورخان دانسته اند.
    در اوایل قرن دوّم هجری برخی از نویسندگان انساب قبایل خود را تدوین کردند و حتی تک نگاری هایی درباره ی انساب قبیله ی خود نوشتند.
    این سبک نگارش ها از مایه هایی هم چون شعر و اقوال شفاهی عامیانه بیش تر بهره می برد.

    بسط قلمرو اسلامی با فتوحات، بینش نسّابان را از نظر کمی، گسترش بخشید و در شالوده ها و روش های آنها نیز تحول ایجاد کرد.

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,906
    حضور
    84 روز 15 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    نسب شناسی به تدریج در تاریخ های عمومی ادغام و هضم گردید.
    گاهی اولین نسب نگار را محمّدبن مسلم شهاب زُهری (د. 124ق) نویسنده ی کتاب نسب قومه می دانند؛ البته کتابش به دست ما نرسیده است.
    ابویقظان (د. 190 ق) کتاب اخبار تمیم و کتاب نسب خندف را نوشت و این دانش را بسط داد.
    از این آثار چیزی جز قطعه های پراکنده در کتاب ها در دسترس نیست.

    برخی گفته اند: نخستین کسی که در این زمینه فعالیت علمی انجام داد، هشام بن محمّدبن سائب کلبی (د. 206 یا 204 ق) بود و پنج کتاب در این موضوع تألیف کرد. این نظر چندان صحیح نیست؛ البته هشام و پدرش محمّد (د. 146 ق) تحول اساسی در نسب شناسی به وجود آوردند، ولی از پدر، کتابی به ما نرسیده است. سید حسن صدر، ابوعبداللّه احمد جهمی را از اولین نویسندگان دوره ی اسلامی و کتاب انساب قریش و اخبارها را از او می داند.
    جواد علی، مورخ عراقی، می نویسد:
    نوشته ای از نسب شناسی دوره ی جاهلی نمی شناسیم. اولین گزارش مدون رسمی مربوط به زمان خلیفه ی دوم، عمربن خطاب است.
    در این دوره ثبت نام مردم برای پرداخت حقوق شهروندان از بیت المال بر اساس شأن اجتماعی و خاندان، ضرورت نسب شناسی پیش آمد.
    متأسفانه، ثبت های آن دیوان به دست ما نرسیده و از نسابه ها کسی به اخذ و اقتباس از آن دفاتر ثبتی اعتراف و تصریح نکرده است.

    اهتمام به انساب، ابتکار عرب ها نبود.
    بلکه ملت های دیگر، مانند یونانی ها، رومی ها، فارس ها، هندی ها، اروپایی ها و سامی ها نیز به روابط نسبی خود اهمیّت می دادند.
    تورات گاهی اجداد یک نفر را تا چندین نسل آورده است؛ اما قرآن این گونه به اجداد و نسل های یک نفر نپرداخته، گویا نگاه قرآن به نسب با نگاه تورات متفاوت است.
    عمر در سال پانزدهم یا بیستم قمری به ثبت و ضبط انساب و طبقه بندی آنها در دیوان دستور داد.
    روش دیوانیان عمر این گونه بود که عرب را به دو بخش قحطانیان و عدنانیان تقسیم می کردند و عدنانیان را به دلیل ظهور پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم از آنها، مقدم می داشتند؛ پس از آن عدنانیان را به ربیعه و مضر تقسیم می کردند و مضر را مقدم می شمردند؛ سپس مضر را به دو گروه قریش و غیر قریش تفکیک کرده، قریش را برتری می دادند؛ نیز قریش به بنی هاشم و غیر بنی هاشم تقسیم می شد که بنی هاشم برتری داشتند.

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,906
    حضور
    84 روز 15 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    ملاک برتری در نظر آنها، ظهور پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم از بین آنها بود؛ بنابراین محور اصلی طبقه بندی، بنی هاشم بود و به ترتیب بر اساس نزدیکی به بنی هاشم، لایه لایه می شدند.
    البته ابن اثیر ضمن حوادث سال 15 هجری گزارش زیر را آورده است:

    وقتی خلیفه ی دوّم دیوان محاسبات را برای پرداخت حقوق تأسیس کرد به صفوان بن امیه و حارث بن هشام مبلغی پرداخت و آنها از گرفتن آن به دلیل کمی امتناع کردند. خلیفه به آنها گفت: إنّی إنما اعطیتکم علی السابقة فی الإسلام لا علی الأنساب.
    این گونه گزارش ها نشان می دهد که فقط خصوصیات قبیله ای ملاک احتساب ها نبوده است.
    طرح انساب در دیوان مذکور را عقیل بن ابی طالب، مخرمة بن نوفل و جبیربن مطعم تهیه کردند.
    گاهی چنین طرحی را گرته برداری از رومی ها در اعطائات به اهالی شام دانسته اند. اقدام به ثبت نسب ها و تأسیس دیوان، تأثیر فوق العاده ای در ارتقای این دانش داشت.

    با وجود عملیات تسجیلی مذکور، انساب قبایل از دوره ی امویان به بعد به درستی ثبت و ضبط نشده است.
    شاخه ها و فرع های جدید در یک قبیله و روابط یک قبیله با قبیله های دیگر معلوم نیست. اسناد و مدارک دیوانی دولتی از دوره ی عمر به بعد هم در دسترس نیست که بر ابهامات موجود افزوده است.

    علاوه بر این ها، «فتوحات» نیز از چند جهت بر نسب شناسی تأثیر داشت:
    1.اموال و غنایم زیادی در فتوحات به خلافت اسلامی می رسید و ضرورت تأسیس نظام حساب رسی و توزیع ثروت احساس شد. ملاک پرداخت ها در این نظام، غیر از نسب، قرابت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم ، سابقه ی گرایش به اسلام و ابراز شجاعت در جهادها بود.

    2. جامعه ی بسته ی مکه و مدینه باز شد و تعدادی از عرب ها در نقاط مختلف جهان اسلام پراکنده شدند و با دیگر اقوام اختلاط یافتند.

    3. ورود ملیت های غیر عرب به جامعه عرب شدّت گرفت.

    4. تعصبات قبیله ای با رشد تمدن و فرهنگ جدید کاهش یافت.
    در عصر خلافت اموی با وجود گشایش جامعه ی عرب، منازعات قبیله ای دامن زده شد. گویا سیاست امویان بر تشدید اختلافات بود.
    ادبیات این دوره پر از تفاخرات و تنقیص ها است؛ از سوی دیگر خلافت اموی، برای کسب و ارتقای مشروعیت سیاسی و اجتماعی به انساب و مفاخر قبیله ای خود پناه می برد که خود به خود به ترویج انساب منجر می شد. در مجموع، خلافت اموی بیش ترین حمایت را از نسب شناسی داشت.

    دوره ی خلافت عباسی با شعار «الرضا من آل محمّد» آغاز شد و هدف عباسیان بازگرداندن خلافت به اهلش، یعنی نوادگان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ، بود؛ از این رو، مسأله ی کلامی و فقهی حقانیت قریش برای خلافت را پیش کشیدند. منظورشان از قریش منسوبان به علی علیه السلام (علویان)، جعفر(جعفریان) و عباس(عباسیان) بود و بنی امیه را بیرون از قریش می دانستند. بدین ترتیب این اختلافات سیاسی به طرح مباحث جدیدتر و جدّی تر در عرصه ی نسب شناسی منجر شد.
    در همین دوره، عروبت گرایی بنی امیه به شعوبیه گرایی انجامید که به طعن عرب می پرداختند. اینان بسیاری از مفاخر عرب ها را تبدیل به مثالب کردند.
    در مقابل این حملات شعوبیه اعراب کتاب های زیادی در فضایل نسب عرب نوشتند، مانند فضایل قریش از علی بن محمد مدائنی و مناقب قریش از ابن عبده. در این جدال ها و منازعات نسب شناسی هم رشد یافت.

    عامل دیگر در رشد نسب شناسی منازعات گسترده بر سر خلافت یا مجادله بر سر آموزه های دینی در مشروعیت حاکم بود؛ مانند درگیری بین بنی هاشم و بنی عباس بر سر خلافت و شرایط حاکم.
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    عقاید اسلامی
    نوشته
    2,154
    حضور
    1 روز 4 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    190
    صلوات
    19406



    سلام علیکم
    ممنون جناب منصف از پاسخ زیباتون


    نقل قول نوشته اصلی توسط monsef نمایش پست ها
    ولین نسب‏ شناسی را که وی نام برده، عقیل‏بن ابی‏طالب (د. 50ق)
    شاهکار عقیل در معرفی فاطمه بنت حزام بن خالد عامری واضح ست.

    ممنون میشم اگر به این سوال هم پاسخ بدید که آیا نسبت هایی که در نسب خلفا به آنها داده میشود درست هست یا خیر؟با توجه به این قدمت و دقتی که در علم نسب شناسی عرب ذکر فرمودید
    و همچنین معرفی کتاب برای این مسله


    [SIGPIC][/SIGPIC]

    مقربان

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,906
    حضور
    84 روز 15 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam نمایش پست ها
    سلام علیکم

    و همچنین معرفی کتاب برای این مسله


    با سلام
    سبک و اسلوب و خاستگاه همه‏ نسابه‏ ها در کتاب‏ هایشان یکسان نیست.
    گروهی به نسب ‏شناسی قبایل یا شخصیت‏ها پرداخته و گروهی دیگر به تألیف منابع عمومی دست زده‏اند.
    به منظور تکمیل این مقاله گزیده‏ای از منابع مهم این علم معرفی می‏گردد:


    الأخبار و الأنساب، ابوجعفر احمدبن یحیی مشهور به بلاذری.

    الأخبار و الأنساب و السیر، ابوالعباس عبداللّه‏بن اسحاق.

    الإشتقاق، ابوبکر محمدبن حسن ازدی معروف به ابن درید (د. 321ق)، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، بیروت. 1991م.

    این اثر با این‏که موسوعه‏ای از معارف است ولی چون بسیاری از اطلاعات نسب ‏شناسی در آن وجود دارد، در زمره‏ی کتاب‏های نسب‏نگاری طبقه‏ بندی شده است.

    الأنساب و الأخبار، محمدبن قاسم تمیمی معروف به ابوالحسن نسابه.

    أنساب الأشراف، احمدبن یحیی بلاذری (227 ـ 279ق).

    این کتاب درباره‏ی انساب پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م ، علویان، عباسیان، آل‏هاشم و امویان است.
    بخش پایانی کتاب را مفقود دانسته‏ اند.
    ولی به ‏نظر می‏رسد نسخه‏ی کامل آن در دسترس است. آقایان عالم‏زاده و سجادی، چاپ‏های مختلف آن‏را همراه با توصیفی جامع معرفی کرده‏اند.

    بحث مختصر فی أنساب العرب، محمدنبیل القوتلی.

    جلد اول این اثر درباره‏ی قحطان و قضاعه است که نویسنده به جدول‏بندی انساب و تشجیر آنها پرداخته است.

    التشجیر، دَغْفَل‏بن حنظلة‏بن زید سدوسی شیبانی (د. 65ق).

    و ابن ندیم در الفهرست) از آن یاد کرده است.

    التعریف بالأنساب، ابوالحسن احمدبن محمد اشعری یمنی (د. 500 یا 600ق).

    این اثر مختصرِ الأنساب سمعانی است و التعریف بالأنساب را زیر عنوان اللباب فی معرفة الأنساب تلخیص کرد.(93)

    التعریف فی الأنساب و التنویه لذوی الأحساب، احمدبن محمدبن ابراهیم اشعری قرطبی (د. 550ق) تصحیح و چاپ سعد عبدالمقصود ظلام.

    این اثر به اجداد پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م و دیگر شخصیت‏های عرب پرداخته است. اشعری گویا کتاب دیگری در انساب زیر عنوان اللباب فی معرفة الأنساب دارد. زندگی وی توسط سعد عبدالمقصود ظلام در مقدمه آمده است.

    تهذیب الأنساب و نهایة الأعقاب، ابوالحسن محمدبن ابی‏جعفر شیخ شرف العبیدلی معروف به ابی‏الحسن نسابه (د. 435ق)، تحقیق محمد کاظم محمودی، قم، کتابخانه آیت اللّه‏ نجفی، 1413ق.

    این چاپ به همراه استدراک و تعلیق عبداللّه‏ الشریف الحسین معروف به ابن طباطبا حسنی نسابه (د. 449ق) است.

    جمهرة الأنساب العرب، ابومحمد علی‏بن احمد معروف به ابن حزم اندلسی (384 ـ 456ق)، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، اسکندریه، دار المعارف، بی‏تا.

    جمهرة النسب، هشام ابومنذربن محمدبن سائب کلبی (د. 204ق).

    جزء اول آن دو چاپ مهم دارد یکی به کوشش عبدالستار احمد فرّاج و دوم به کوشش محمود فردوس العظم و مقدمه‏ی سهیل زکار در دمشق چاپ شده است.

    جزء دوم و سوم هم به کوشش محمود فردوس العظم چاپ شده است. این کتاب جایگاه بلندی در نسب‏شناسی دارد و اولین منبع در این زمینه شناخته شده است. کلبی در واقع مؤسس مکتب عراق در نسب‏نگاری است.

    الحاوی، ابن عبدالسمیع خطیب.

    این اثر به سبک مشجر تدوین شده است.

    سراج الأنساب، سیداحمدبن محمدبن عبدالرحمن کیاء گیلانی (سده دهم قمری)، تحقیق سیدمهدی رجائی، قم، کتابخانه آیت اللّه‏ مرعشی نجفی.

    طرفة الأصحاب فی معرفة الأنساب، عمربن یوسف‏بن رسول، چاپ سترستین K. W (Zettersteen)، دمشق، 1949م / 1369ق.

    صلاح‏الدین منجد مقدمه‏ی تحلیلی مفیدی بر این اثر نگاشته است.

    الکافی فی النسب، محمدبن عبده‏بن سلیمان معروف به ابن عبده.

    او را به ثقه ستوده‏ اند.
    کتاب‏های دیگر او در زمینه‏ی نسب ‏شناسی عبارت‏اند از:

    النسب الکبیر، بر اساس کتاب هشام کلبی؛ نسب ولد ابی صفرة الملهب و ولده؛ نسب الاخنس و کتاب نسب کنانة.

    کتاب الأنساب، ابوسعید عبدالکریم‏بن محمد معروف به سمعانی (د. 562ق).

    کتاب النسب، ابوعبداللّه‏ سعیدبن حکم معروف ابن ابی مریم.

    کتاب النسب، ابوعبید قاسم ابن سلام (154 ـ 224ق)، به اهتمام مریم محمد حیز الدرع و مقدمه‏ی سهیل زکّار، بیروت، دارالفکر، 1989م، چاپ اول.

    کتاب النسب، ابوزید عمربن شبّربن عبیدبن ریطة (د. 262ق).

    کتاب نوادر أخبار النسب، ابوعبداللّه‏ الزبیربن ابی‏بکر بکاربن عبداللّه‏بن مصعب (د. 256ق). وی کتاب دیگری در نسب قریش نوشته است.

    کشف الإرتیاب فی ترجمة صاحب لباب الأنساب و الأعقاب و الألقاب، سید شهاب‏الدین مرعشی نجفی (نسب شناس معاصر).

    این اثر به عنوان مقدمه لباب الأنساب بیهقی نگاشته شده و محمدرضا عطایی ترجمه‏ی فارسی آن را در پایان کتاب مهاجران آل‏ابوطالب آورده است. مرعشی از دویست تن از دانشمندان مشهور نسب شناس، از قرن اول تا پانزدهم، به ترتیب یاد کرده است. این اثر در واقع فهرستواره و کارنامه‏ای از نسب‏شناسی اسلامی است.

    لباب الأنساب و الألقاب و الأعقاب، ابوالحسن علی‏بن ابی‏القاسم‏بن زید بیهقی معروف به ابن فندق (د. 565ق)، دو جلد، تحقیق سیدمهدی رجائی، مقدمه‏ی آیت اللّه‏ نجفی مرعشی، قم، کتابخانه‏ی آیت اللّه‏ نجفی، 1400ق.

    مقدمه‏ی آیت اللّه‏ نجفی دارای این عنوان است: «کشف الارتیاب فی ترجمة صاحب لباب الأنساب و الأعقاب و الألقاب».

    لبّ اللباب فی تحریر الأنساب، جلال‏الدین عبدالرحمن سیوطی، بیروت، دار صادر.

    المقتضب من کتاب جمهرة النسب، یاقوت حموی (575 ـ 626ق)، تحقیق و نشر ناجی حسن.

    این اثر خلاصه‏ی کتاب جمهرة النسب کلبی است.

    المؤتلف و المختلف فی النسب، ابوجعفر محمدبن حبیب‏بن امیة‏بن عمر.

    وی از نسب شناسان بزرگ عرب است و کتاب‏های دیگری نیز درباره‏ی نسب عرب تهیه کرد که عبارت‏اند از:

    کتاب النسب؛ العمائر و الربائل فی النسب و کتاب المشجر.

    النسب الکبیر، ابوعبداللّه‏بن مصعب‏بن ثایت معروف به مصعب‏بن عبداللّه‏ الزبیری (د. 230ق).

    وی غیر از این اثر، کتاب نسب قریش را هم در نسب‏شناسی تدوین کرد.

    النسب الکبیر، ابویقظان (د. 170ق).

    وی مورخ و نسب شناس است و آثاری در این زمینه‏ها دارد. در نسب‏شناسی، کتاب نسب خندف و اخبارها را نیز تدوین کرده است.(102)

    النسب الکبیر، هشام‏بن محمدبن سائب معروف به هشام کلبی (د. 206ق). وی مورخ و نسب‏شناس بزرگ عرب است.

    نهایة الارب فی معرفة أنساب العرب، ابوالعباس احمد معروف به قلقشندی (د. 821ق).

    آثاری درباره‏ی پیامبر اکرم ص

    جمهرة أنساب امهات النبی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م ، حسین‏بن حیدر محبوب هاشمی، مقدمه‏ی یوسف‏بن عبدالرحمن مرعشی، مدینه‏ی منوره، دار البخاری، 1418ق.

    النفحة العنبریة فی أنساب خیرالبریة، محمد کاظم‏بن ابی‏الفتوح یمانی موسوی (سده نهم)، تحقیق سیدمهدی رجائی، قم، کتابخانه آیت اللّه‏ نجفی مرعشی، 1419ق / 1377، چاپ اول.

    آثاری درباره‏ی دیگر شخصیت‏ها

    جامع الأنساب، محمدعلی روضاتی.

    جلد اول این اثر شامل مشجرات نسب، احوال و آثار تواریخ و مزارات فرزندان امام موسی‏بن جعفر علیه‏السلام است.

    کتاب نسبر النمر بن قاسط، علان الشعوبی.

    وی یکی از محققان بیت الحکمة رشید و مأمون عباسی است و کتاب دیگری در نسب تغلب‏بن وایل نگاشته است.

    آثاری درباره‏ی قبایل و خاندان‏ها

    الأصیلی فی أنساب الطالبیین، صفی‏الدین محمدبن تاج‏الدین علی، معروف به ابن طقطقی (د. 709ق)، تحقیق سیدمهدی رجائی، قم، کتابخانه آیت اللّه‏ نجفی، 1418ق.

    الأکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ابی محمد حسن‏بن احمدبن یعقوب همدانی (د. 350ق).

    او یمنی‏الاصل است و این اثر را در تاریخ یمن و انساب یمنی در ده جلد نوشته است.

    أب انستاس کرملی، جلد هشتم و محب‏الدین خطیب، جلد دهم و محمدبن علی اکوع حوالی، جلد دوم آن‏را منتشر کردند. اولین چاپ جلد دهم در قاهره، 1368 انجام یافت.

    أنساب آل أبی طالب، ابونصر سهل‏بن عبداللّه‏ بخاری.

    این کتاب در دوره‏ی ناصر باللّه‏ (575 ـ 622ق) نگاشته شده و آقابزرگ از نسخه‏ی خطی آن در کتابخانه‏ی حسن صدرالدین یاد کرده است.(105)

    أنساب أزد عمان، ابوعبداللّه‏بن صالح‏بن نظّاح.(106)

    انساب بنی عبدالمطلب، حسن‏بن سعید معروف به سکونی.(107)

    أنساب قریش و أخبارها، ابوعبداللّه‏بن محمدبن حمید معروف به جهمی.(108)

    التبیین فی أنساب القرشیین، موفق‏الدین عبداللّه‏بن احمدبن قرامه مقدسی (د. 620ق)، به اهتمام محمد نایف الدلیمی.

    بحر الأنساب، منصورالباب الاشهب (د. 578ق).

    این اثر در انساب علویان است.

    تحفة لب اللباب فی ذکر نسب السادة الأنجاب، سید ضامن‏بن شدقم حسینی مدنی (سده 11 قمری)، تحقیق سیدمهدی رجائی، قم، کتابخانه‏ی آیت اللّه‏ نجفی، 1418ق.

    الجوهر الشفاف فی أنساب السادة الأشراف، عارف احمد عبدالغنی، دو جلد، دمشق، دار کنان، 1997م.

    این اثر به نسب ‏شناسی فرزندان امام حسین علیه‏السلام پرداخته است. نویسنده ابتدا زندگی‏نامه‏ای از امام علی علیه‏السلام و امام حسین علیه‏السلام آورده، سپس به معرفی سادات از شهادت امام تا دوره‏ی جدید پرداخته و سادات شبه قاره‏ی هند و فلسطین را در دو فصل مستقل آورده است.

    شجره‏ی خاندان مرعشی، سیدعلی اکبر مرعشی (مورخ معاصر)، تهران، 1365.

    الشجرة المبارکة فی أنساب الطالبیة، فخر رازی (د. 606ق)، تحقیق سیدمهدی رجائی، قم، کتابخانه‏ی آیت اللّه‏ نجفی 1409ق.

    عمدة الطالب فی أنساب آل أبیطالب، جمال‏الدین احمدبن علی الحسینی معروف به ابن عنبر (د. 614ق)، با مقدمه‏ی محمد صادق آل بحرالعلوم، قم، مؤسسه انصاریان، 1417ق / 1996م.

    الفخری فی أنساب الطالبین، اسماعیل‏بن حسین‏بن محمدبن حسین مروزی (577 ـ بعد از 614ق) با مقدمه‏ی آیت اللّه‏ شهاب‏الدین نجفی مرعشی، و تحقیق سیدمهدی رجائی، قم، کتابخانه آیت اللّه‏ نجفی مرعشی، 1409ق.

    القول الجازم فی نسب بنی هاشم، جمیل ابراهیم حبیب، بغداد، منشورات مکتبة دار الکتب العلمیة، 1987م.

    کتاب حذفِ من نسب قریش، مورّج‏بن عمرو السَدوسی، به اهتمام صلاح‏الدین المنجد، بیروت، دار الکتاب الجدید، 1976م.

    کتاب نسب طیّ، ابوعبدالرحمان هیثم‏بن عدی الثُعَلی (د. 207ق).

    المجدی فی أنساب الطابیین، علی‏بن ابی غنائم عمری، با مقدمه‏ی آیت اللّه‏ مرعشی نجفی با عنوان المجدی فی حیاة صاحب المجدی، تحقیق احمد مهدوی دامغانی، قم، کتابخانه آیت‏اللّه‏ مرعشی نجفی، 1409ق.

    منتقلة الطالبیة، اسماعیل ابراهیم‏بن ناصر ابن طباطبا (سده پنجم قمری)، تحقیق سیدمحمد مهدی خرسان، نجف اشرف، 1969م.

    مهاجران آل أبوطالب، (ترجمه‏ی کتاب المنتقلة الطالبیة)، محمد رضا عطایی، مشهد، بنیاد پژوهش‏های اسلامی، 1372، چاپ اول.

    این اثر به ترتیب نام شهرهایی را که نوادگان ابوطالب، پدر امام علی علیه‏السلام ، در آن‏جا پراکنده و ساکن شدند و اسامی افراد را آورده است.

    نویسنده کتاب دیگری با عنوان دیوان الانساب و مجمع الاسماء و الألقاب دارد.

    الموسوعة الذهبیة فی أنساب قبائل و اُسَر شبه الجزیرة العربیة، ابراهیم جار اللّه‏بن دخنة الشریفی، نه جلد، بی جا، 1998م.

    نسب بنی عبد شمس، علی‏بن حسین معروف به ابوالفرج اصفهانی (د. 360ق).

    نسب السادة العلویین السوامرة فی دیالی، محمد جاسم حمادی مشهدانی و عبدالرسول سلمان زیدی، بغداد 1994 میلادی.

    نسب عرب، عاتق‏بن غیث البلادی، مکه مکرمه، دار مکه، 1984م، چاپ دوم.

    نویسنده از مورخان معاصر است که به انساب، تاریخ و جغرافیای قبیله‏های عرب پرداخته است.

    نسب قریش، المصعب زبیری.

    أ.لیفی بروفنسال آن را به صورت ناقص منتشر کرد.

    نسب معد و الیمن الکبیر، هشام‏بن محمد مشهور به ابن کلبی، سه جلد، تحقیق محمود فردوس العظم، دمشق، بی‏تا

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۸/۲۰ در ساعت ۱۲:۱۵
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    عقاید اسلامی
    نوشته
    2,154
    حضور
    1 روز 4 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    190
    صلوات
    19406



    سلام علیکم
    ممنون از پاسخ های کاملتان
    تفاوت مهم زندگی نامه و نسب شناسی

    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    در مقایسه با زندگی نامه نویسی، که دارای اهداف اخلاقی یا علمی بود، (مثلاً زندگی نامه ی شهدا و عالمان به منظور ارائه ی الگوهای مطلوب تدوین می شد)، نسب شناسی فقط با هدف های تمایز و تفکیک و فخرفروشی شکل گرفت. اگر نسب شناسی را با رجال (راوی شناسی) مقایسه کنیم، باید بگوییم که هدف رجال فقط صحت و سقم راویان احادیث است.
    علت این برتری ها چه بوده؟مقام اجتماعی؟دارایی؟قدرت جنگی؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    روش دیوانیان عمر این گونه بود که عرب را به دو بخش قحطانیان و عدنانیان تقسیم می کردند و عدنانیان را به دلیل ظهور پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم از آنها، مقدم می داشتند؛ پس از آن عدنانیان را به ربیعه و مضر تقسیم می کردند و مضر را مقدم می شمردند؛ سپس مضر را به دو گروه قریش و غیر قریش تفکیک کرده، قریش را برتری می دادند؛ نیز قریش به بنی هاشم و غیر بنی هاشم تقسیم می شد که بنی هاشم برتری داشتند.

    [SIGPIC][/SIGPIC]

    مقربان

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482



    سلام
    پیشتر در این رابطه بحث شده است
    ملاحضه بفرمایید
    http://www.askdin.com/thread6985.html#post39491
    اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید : فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2)
    اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام127)

  19. صلوات ها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود