صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شبهه عدالت از دید خالق یا مخلوق

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    32
    حضور
    2 روز 10 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    113

    راهنما شبهه عدالت از دید خالق یا مخلوق




    تو این تفکرات به فکر خودم منطقی به شبهه ای به صورت زیر برخوردم که بازهم فعلا به پاسخی نرسیدم.
    به نظر عدل باید 2 منظر داشته باشد
    1- عدل از دیدگاه خداوند
    2-عدل از دیدگاه انسان
    از دیدگاه خالق هر مخلوق انسانی دارای شرایط روحانی و جسمانی خاص خود است که براساس آن عمل می کند و هر موجود انتهای کارش مشخص است پس ویژگی های خلقی متفاوت باعث نتیجه ی نهایی مختلف شده و این نشان می دهد از دید خالق عدالتی برای مخلوق نیست تفکر شما در این مورد چیست؟

    2-از دید مخلوق خداوند طوری سیستم را متفکر ساخته و جهان را طوری بر او چشانده که او خود را مختار می بیند و اختیار را احساس می کند و او به نظر مخلوقانه ی خودش عقوبت را اختیار خود می داند و این نشان می دهد عدل از دیدگاه مخلوق قابل توجیح است.

    لطفا کوتاه به خود سوال بپردازید نه حاشیه ها.
    با تشکر از پاسخ دهندگان
    ویرایش توسط رحیق مختوم : ۱۳۹۱/۱۱/۲۱ در ساعت ۱۶:۱۷

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط hassan.hamidi نمایش پست ها
    از دیدگاه خالق هر مخلوق انسانی دارای شرایط روحانی و جسمانی خاص خود است که براساس آن عمل می کند و هر موجود انتهای کارش مشخص است پس ویژگی های خلقی متفاوت باعث نتیجه ی نهایی مختلف شده و این نشان می دهد از دید خالق عدالتی برای مخلوق نیست تفکر شما در این مورد چیست؟
    سلام
    با توجه به تاکید قرآن کریم بر عدم ظلم از سوی خالق بر مخلوق نتیجه این است خدای عالم با همه علمی که به ساختار وجودی انسانها و سیر تکاملی شان دارد آنرا بر مدار عدل می داند .
    البته اگر عدل را به همان معنای دقیق : هرچیزی سرجای خودش بدانیم . لا ظلم الیوم ان الله سریع الحساب ( غافر 17 )

    نقل قول نوشته اصلی توسط hassan.hamidi نمایش پست ها
    از دید مخلوق خداوند طوری سیستم را متفکر ساخته و جهان را طوری بر او چشانده که او خود را مختار می بیند و اختیار را احساس می کند و او به نظر مخلوقانه ی خودش عقوبت را اختیار خود می داند و این نشان می دهد عدل از دیدگاه مخلوق قابل توجیح است.
    حس اختیار یک حس تصنعی نیست همانطور که حس وجود یک حس تصنعی نیست . اختیار در انسان مانند وجود در اوست . همانطور که انسان هست اما نه مستقل ، مختار است اما نه مستقل بلکه انسان در هردو اینها بلکه همه شوون وجودیش مظهر و مجلای صفات الهی است پس اختیار در ما همان قدر واقعی است که در خدا واقعی است چون سرچشمه این جویبار دریای اختیار الهی است . و ما تشاوون الا ان یشاء الله رب العالمین ( تکویر 29)
    دیگر اینکه بین فعل و عقوبت خوش یا ناخوش آن ارتباط تکووینی است نه اعتباری . یعنی اینکه رابطه این دو نه به قرارداد بشری یا آسمانی بلکه به دلیل یکی بودن آنهاست . عقوبت همان فعل است در مقام آخرت . به همین دلیل است که هیچکس در آخرت زبان به اعتراضی نمی گشاید چون عین فعل خود را می یابد نورا یا نارا . هل یجزون الا ما کانوا یعملون ( اعراف 147)
    والحمد لله

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۴/۲۶ در ساعت ۲۲:۰۱
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    32
    حضور
    2 روز 10 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    113



    با تشکر از اقا حامد
    ادامه ی بحث:


    تفکر من در مورد خلقت:
    انسان همانند ربات است با این تفاوت که رباتی(انسانی) که خداوند آفرید دارای قدرت تفکر ،اختیار،.. است حال خداوند نسبت به سیستمی که خود افریده آگاه است و می داند که فلان بشر براساس نوع خلقتش و اختیاری که دارد کدام را انتخاب می کند و اخرش چه می شود.
    پس این را می توان گفت خداوند دوست داشته فلانی به فلان درجه برسد پس او را چونان خلق کرده که براساس اختیارش و سایر شرایطش چنان انتخاب کند که به همان فلان درجه برسد این را چطور با عدالت توجیح می کنید؟ کجاش غلطه؟ لطفا کمک کنید تا رفع ابهام بشه اجرتون با خدا.
    ایا مثلا یک فقیر اگر بمیرد ایا شایسته است که به قرب الهی برسد بدون اینکه حتی خداوند را در طول زندگی شناخته باشد و اگر نرسد او چرا نمی تواند این شکایت را بیاورد که اگر بضاعت داشت می توانست به قرب برسد و اگر برسد دیگران نمی توانند شکایت کنند خدایا چرا ما را فقیر نیافریدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


  7. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط hassan.hamidi نمایش پست ها
    انسان همانند ربات است با این تفاوت که رباتی(انسانی) که خداوند آفرید دارای قدرت تفکر ،اختیار،.. است حال خداوند نسبت به سیستمی که خود افریده آگاه است و می داند که فلان بشر براساس نوع خلقتش و اختیاری که دارد کدام را انتخاب می کند و اخرش چه می شود. پس این را می توان گفت خداوند دوست داشته فلانی به فلان درجه برسد پس او را چونان خلق کرده که براساس اختیارش و سایر شرایطش چنان انتخاب کند که به همان فلان درجه برسد این را چطور با عدالت توجیح می کنید؟ کجاش غلطه؟ لطفا کمک کنید تا رفع ابهام بشه اجرتون با خدا.
    سلام
    این نگاه مشکلات اساسی دارد . اول اینکه انسان را از خدا جدا می بیند در حالیکه در انسان نفخه الهی دمیده شده و با برخورداری از روح الهی در ارتباط نزدیک غیر قابل تصور با خداست نه مثل ربات که از سازنده خود کاملا جداست .
    دیگر اینکه شما از دوست داشتن قبل از خلقت سخن می گویید . این دوست داشتن چطور می تواند قبل از خلقت وجود داشته باشد ؟ چون در نگاه شما که وجود شی منوط به خلقت اوست مخلوق قبل از خلقتش نیست پس چگونه محبوب الهی است ؟ اگر بگوییم در علم الهی هست و بهمین خاطر اورا دوست داشته هم دور پیش می آید چراکه دوستی خداوند منوط به کمالات اوست کمالات او هم که منوط به خلقت خاصش توسط خداست خلقت خاص او هم که به حب و دوستی بر می گردد که این حب هم باز به کمالات وجودی آن بازگشت می کند . می بینید که اینجا یک دور باطل وجود دارد .
    ما می گوییم مخلوقات تجلیات الهی و آیات او هستند و همه این اموری که شما تصور فرموده اید را باید در یک نگاه کل نگر صحیح جستجو کرد . به عبارت دیگر هر موجودی در تابلو هستی نقشهایی دارد و تمام کمالات وجودی و سعادتها و ارتباطاتی که با خدایش دارد بر اساس همین جایگاه تعیین می شود . در حقیقت آنچه در تابلو هستی مشخصند جایگاهها و نقشهاست و هر انسانی به حسب جایگاه و نقشی که می پذیرد از اقتضائات نقشها و جایگاهها برخوردار می شود .
    نقل قول نوشته اصلی توسط hassan.hamidi نمایش پست ها
    ایا مثلا یک فقیر اگر بمیرد ایا شایسته است که به قرب الهی برسد بدون اینکه حتی خداوند را در طول زندگی شناخته باشد و اگر نرسد او چرا نمی تواند این شکایت را بیاورد که اگر بضاعت داشت می توانست به قرب برسد و اگر برسد دیگران نمی توانند شکایت کنند خدایا چرا ما را فقیر نیافریدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    فقر و دارایی معیار قرب نیست بلکه ایمام و معرفت و عمل صالح معیار قرب است . ایمان و عمل صالح هم بستگی ضروری به فقر و ثروت ندارند چه بسیار فقرایی که با وجود برخورداریهای کمتر ایمان و عمل صالح بهتری دارند .
    در قیامت هرکس به حسب معرفت خود از سعادت تصور دارد لذا قادر به تصور کمال و سعادت برتر نیست تا بتواند آنرا طلب کند یا بخاطر نداشتنش به خدا اعتراض نماید . مثل عوام که قادر به درک سعادتهای خواص نیستند تاآنرا طلب کرده یا اعتراض کنند بلکه اغلب آنرا طلب هم نمی کنند
    والحمد لله
    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۴/۲۷ در ساعت ۱۹:۳۶
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  8. صلوات ها 2


  9. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    32
    حضور
    2 روز 10 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    113



    سلام
    با تشکر فراوان از اقا حامد
    در مورد اون دور باطل کمی بیشتر توضیح می دهید؟(من نفهمیدم)
    در ادامش هم (
    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    ما می گوییم مخلوقات تجلیات الهی و آیات او هستند و همه این اموری که شما تصور فرموده اید را باید در یک نگاه کل نگر صحیح جستجو کرد . به عبارت دیگر هر موجودی در تابلو هستی نقشهایی دارد و تمام کمالات وجودی و سعادتها و ارتباطاتی که با خدایش دارد بر اساس همین جایگاه تعیین می شود . در حقیقت آنچه در تابلو هستی مشخصند جایگاهها و نقشهاست و هر انسانی به حسب جایگاه و نقشی که می پذیرد از اقتضائات نقشها و جایگاهها برخوردار می شود .
    به نظر نکات جالبی بیان کردید ولی سطحش بالا بود بیزحمت یه کم بازش کنید با مثالی چیزی که برام جا بیفته ممنون.

    در پاسخ به نقل دوم منظورم از فقیر همون کسایی هستند که به دلیل نداشتن امکانات کافی در دنیا سوال جواب ازشون برداشته میشه لطفا با در نظر گرفتن منظورم دوباره پاسخ بدهید با تشکر

  10. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط hassan.hamidi نمایش پست ها
    در مورد اون دور باطل کمی بیشتر توضیح می دهید؟(من نفهمیدم)
    سلام
    دور یکی از اصطلاحات منطقی است و به این معناست که مدلول با واسطه یا بی واسطه دلیل دلیل خود شود .
    شما فرمودید خداوند بعضی بندگان را دوست داشته لذا به آنها عنایت بیشتری در خلقت نموده است خوب پس دوست داشتن دلیل است و عنایت در خلقت مدلول حال ببینید چگونه این مدلول ، دلیل دلیل خود می شود :
    خداوند بدلیل کمالات وجودی شخص در مقام علم ، اورا دوست داشته از این دوستی عنایت در خلقت ناشی شده و از این عنایت کمالات وجودی حاصل شده است و این کمالات وجودی همان عامل محبت الهی بوده است به عبارت دیگر کمالات وجودی هم علت محبت است و معلول آن . و این همان دور است .
    و اما پاراگراف انتخابی
    ما در نگاه به هستی می بایست پیوستگی حقیقی اشیاء را به همدیگر مد نظر قرار دهیم . در این سطح از نگاه ما اشخاص موجودات را در متن یک حقیقت واحد کلی می بینیم که ارتباط حقیقی با هم دارند مثل سلولهای بدن انسان نسبت به شخص واحد انسان . با این نگاه دیگر ما نمی توانیم بگوییم فلان موجود چرا باید متاثر از فلان موجود دیگر باشد چه اینکه این تاثیر و تاثرات یک حقیقت غیر قابل انکار است . لذا اگر با میزان ( هرچیزی جای خودش ) به اشیاء نگاه کنیم می بینیم به حسب تمام روابطی که یک شی با اشیاء دیگر دارد جایگاهش صحیح است .
    خوب این انسان یا هر موجودی دیگری نمایانگر کمالات حقیقتی است که بدان متصل است و از او تمام حقایقش را دریافت می کند . همین نقش پذیریهای گونه گون موجودات از حقیقت خود کمال و سعادت مطلوبشان را رقم می زند . ارتقاء هر موجودی در ادراک سعادت و کمال نیز به نقش پذیریهای برتر و والاتر است لذا هرچیزی به حسب آن نقشی که پذیرفته از کمال و سعادت بر خوردار می شود . پس هیچ موجودی از کمال و سعادت خالی نیست هرچند مراتب بسیار است .

    نقل قول نوشته اصلی توسط hassan.hamidi نمایش پست ها
    در پاسخ به نقل دوم منظورم از فقیر همون کسایی هستند که به دلیل نداشتن امکانات کافی در دنیا سوال جواب ازشون برداشته میشه لطفا با در نظر گرفتن منظورم دوباره پاسخ بدهید با تشکر
    سوال و جواب به حسب امور مالی از آنها برداشته می شود نه به حسب همه وظایف
    والحمد لله

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  11. صلوات


  12. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    32
    حضور
    2 روز 10 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    113



    سلام و باتشکر
    من منظورم از دوست داشتن خدا این نیست که خدا کسی رو به خاطر کمالش دوست داشته.
    منظورم در این است که خداوند در این تابلوی هستی و برای زیبایی اون دوست داشته (یعنی اراده کرده ) که یکی رو در فلان نقطه طوری بیافریند که در مسیر زندگی و با اختیار خودش به سعادت برسه و کس دیگری را هم دوست داشته که با اختیار خودش طوری انتخاب کنه که گناهکار،قاتل یا جانی از آب در بیاد؟؟؟حالا این قاتل که بی شک به سعادت اخروی نمیرسه پس از کمال و سعادت بی بهره است.


    در ضمن گفته بودید که(سوم اینکه ادراک سعادت به اندازه عقل یا همان ظرفیت وجودی بستگی دارد لذا درجه 10 نمی تواند از سعادت درجه 20 تصوری داشته باشد))
    حالا که من نباید و نمیتونم ادراکی از سعادت درجات بالاتر از خود داشته باشم پس باید گفت هدف از خلقت من رسیدن به سعادت درجه ای است که به اون میرسم و دیگری رسیدن به سعادت درجه ی خودش،اهداف یکی نیست! ممکنه یکی تو هدف خلقتش اصلا قرب الهی نباشه؟ کلا مسائل دارن پیچیده می شوند و قاطی!!!؟؟؟

    فقیری رو درنظر بگیرید که در جنگلهای دور افتاده ی انگولا نون خشک پیدا میکنه میخوره اونم با گشتن از صبح تاشب اینترنت و ... هم نداره که از اسلام با خبر شه اونفدر وقت و امکانات نداره که اصلا فکر کنه انسان یعنی چه. به این شخص چه سوالی وارد خواهد بود اصلا وظیفه ای میتونسته انجام بده!
    در روایتی از یکی از ائمه اونطوری که یادمه ایشان فرموده بودند فقیر اصلا ازش سوال نمیشه و از پل سراط پرواز میکنه این روایت رو تصدیق می کنید یا قبول ندارید؟
    لطفا حالا دوباره به سوالی که در مورد فقیر پرسیدم جواب بدهید؟




  13. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    436
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1050



    باسمه تعالی، سلام بر تمام دوستان و جناب حامد عزیز.
    شما می گویید:

    خداوند بدلیل کمالات وجودی شخص در مقام علم ، اورا دوست داشته از این دوستی عنایتدر خلقت ناشی شده و از این عنایت کمالات وجودی حاصل شده است و این کمالات وجودیهمان عامل محبت الهی بوده است به عبارت دیگر کمالات وجودی هم علت محبت است و معلولآن . واین همان دور است .
    خداوند به دلیل کمالات وجودی در مقام علم او را دوست داشته، به همین جهت کمالات وجودی در عالم عین حاصل شده است، کمالات وجودی در عالم علم دلیل کمالات وجودی در عالم عین، شما می گویید کمالات وجودی در عالم عین دوباره دلیل بشود، بنده نفهمیدم، ظاهرا دور نباشد.



  14. صلوات ها 2


  15. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    32
    حضور
    2 روز 10 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    113



    سلام اقا هشام خوشحالم یه کارشناس دیگر هم اومد بلکه این بحث بهتر جمع شود.

    با تشکر از اقا حامد وشما لطفا سعی کنید بلکه این ابهام ها حل بشه.
    خیلی ممنون

  16. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط hassan.hamidi نمایش پست ها
    من منظورم از دوست داشتن خدا این نیست که خدا کسی رو به خاطر کمالش دوست داشته. منظورم در این است که خداوند در این تابلوی هستی و برای زیبایی اون دوست داشته (یعنی اراده کرده ) که یکی رو در فلان نقطه طوری بیافریند که در مسیر زندگی و با اختیار خودش به سعادت برسه و کس دیگری را هم دوست داشته که با اختیار خودش طوری انتخاب کنه که گناهکار،قاتل یا جانی از آب در بیاد؟؟؟حالا این قاتل که بی شک به سعادت اخروی نمیرسه پس از کمال و سعادت بی بهره است.
    سلام
    باید بطور دقیقتری به مساله نگاه کرد . اینکه خداوند به تابلو هستی نگاه کرده و دوست داشته یکی را خوب و یکی را بد بیافریند یک نگاه عامیانه به فعل الهی است .
    تابلو وجود خارجی آفرینش ، حقیقتی در علم الهی دارد به بیان دیگر اولی ظهور دومی است . پس مبنا علم الهی است . اشیاء از مقام علم الهی تنزل یافته و در مراتب پایین ظهور می یابند .
    با این بیان اینکه بگوییم خداوند دوست دارد در تابلو هستی فلان چیز بیافریند معنای محصلی ندارد چه اینکه دوستی الهی یک حالت روحی یا گرایش باطنی در خدا به چیزی نیست بلکه عین عنایت و لطفی است که در متن آفرینش تحقق دارد . به عبارت دیگر نحو ظهور شی در خارج مقتضی سریان الطاف الهی به سوی اوست . آنچه که حد این سریان را تعیین می کند حدود وجودی خود شی است .
    بنده یک مثال بزنم
    فرض کنید یک مهندس ساختمانی هستید و از شما خواسته شده که یک منزل بسازید . شما ابتدا شکل کلی ساختمان را تصور می کنید بعد آنرا روی کاغذ می آورید و حد و اندازه هرچیزی را در آن تعین می کنید . آنچه این حدود را تعیین می کند اقتضائات ساختمان است . مثلا شما نمی توانید درب خانه را در فاصله دو متری از زمین بگذارید . خلاف حکمت است .
    سپس این نقشه را روی زمین اجرا می کنید . اگر کسی به شما بگوید مثل اینکه شما هال را بیشتر دوست داشته اید چون اینطوری و آنطوری آنرا ساخته اید جواب می دهید نه حال به حسب اقتضائاتی که دارد باید چنین و چنان باشد . اگر کسی از شما بپرسد مثل اینکه دستشویی را دوست نداشته اید چون در گوشه حیاط آنرا ساخته اید می گویید اقتضای دستشویی بودن این است . به عبارت دیگر حکمت وجودی اشیاء تعیین کننده وضعیت آنهاست .
    لذا دوست داشتن به آن معنای معمول سبب وضعیت وجودی اشیاء نیست بلکه این شان و اقتضای وجودی اشیاست که نحو وجود آنها را تعیین می کند . سریان الطاف هم تابع این اقتضائات است .
    آنچه که مهم است آنستکه هرچند تابلو هستی نقاط سپید و سیاهی دارد اما این خود افراد هستند که سیاه یا سپید بودن را با گرایشات خود تعیین می کنند در عین اینکه از اختیار الهی جدا نیستند .

    نقل قول نوشته اصلی توسط hassan.hamidi نمایش پست ها
    حالا که من نباید و نمیتونم ادراکی از سعادت درجات بالاتر از خود داشته باشم پس باید گفت هدف از خلقت من رسیدن به سعادت درجه ای است که به اون میرسم و دیگری رسیدن به سعادت درجه ی خودش،اهداف یکی نیست! ممکنه یکی تو هدف خلقتش اصلا قرب الهی نباشه؟ کلا مسائل دارن پیچیده می شوند و قاطی!!!؟؟؟
    خداوند متعال از خلقت ، نمایش کمالاتش را مقصد قرار داده است و چون مخلوقاتش عهده دار این نمایشند هر موجودی به حسب سعه وجودی که داشته توانسته اورا نشان دهد لذا از کمال و سعادتی متناسب با خودش برخوردار است .
    باید کاملا توجه داشته باشید که عدالت در اصل معنایش به معنای برابری نیست بلکه به معنای قرار دادن هرچیزی سر جای خودش می باشد . لذا رسیدن هر موجودی به حسب خودش به مرتبه ای از سعادت و کمال منافاتی با عدالت ندارد

    نقل قول نوشته اصلی توسط hassan.hamidi نمایش پست ها
    فقیری رو درنظر بگیرید که در جنگلهای دور افتاده ی انگولا نون خشک پیدا میکنه میخوره اونم با گشتن از صبح تاشب اینترنت و ... هم نداره که از اسلام با خبر شه اونفدر وقت و امکانات نداره که اصلا فکر کنه انسان یعنی چه. به این شخص چه سوالی وارد خواهد بود اصلا وظیفه ای میتونسته انجام بده! در روایتی از یکی از ائمه اونطوری که یادمه ایشان فرموده بودند فقیر اصلا ازش سوال نمیشه و از پل سراط پرواز میکنه این روایت رو تصدیق می کنید یا قبول ندارید؟ لطفا حالا دوباره به سوالی که در مورد فقیر پرسیدم جواب بدهید؟
    1- هر موجودی و هر انسانی به اندازه خود از سعادت بر خوردار است ولو فقیر جنگلهای آنگولا باشد
    2- معیار ایمان و عمل صالح برای رسیدن به مراتب عالیه است
    3- در روایت مذکور اشاره ای به انجام وظایف دیگر نشده است لذا مفروغ عنه محسوب می شود به عبارت دیگر انجام سایر وظایف مفروض است چه اینکه تمام وظایف مومن که مالی نیست . پس این فقیر فقیر مومنی است که به سایر وظایفش عمل کرده پس دیگر از لحاظ مالی گرفتاری ندارد چون مالی نداشته تا حقی بدان تعلق بگیرد تا بواسطه آن معطل شود
    والحمد لله

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  17. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۲/۰۷/۲۹, ۰۶:۵۹ : 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود