• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15

    موضوع: تعریف علم و راههای بدست آوردن علم در قرآن چیست؟

    جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   
    1. #1
      عضو ثابت
      عضویت : جنسیت اردیبهشت 1389
      نوشته : 836 صلوات : 234
      مورد صلوات: 1,497 در 558
      حضور : 1 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      غلامعلی نوری آنلاین نیست.

      تعریف علم و راههای بدست آوردن علم در قرآن چیست؟




      بنام خدا

      درود بر راستجویان ارجمند

      من می خواهم از دوستان اگر کسی اهل پژوهش است تعریف قرآنی علم را با استفاده از آیات قرآن ارائه نموده

      و راههای کسب دانش را باز با بهرگیری از آیات قرآن بیان نماید

      تا بدانیم منظور قرآن از دانش و دانستن چیست و با چه روشها و ابزار هایی به علم باید دست یافت ؟


      که اینقدر در قرآن در باره ی علم تاکید شده است
      ویرایش توسط غلامعلی نوری : 15-09-1389 در ساعت 00:18

    2.  

    3. #2
      عضو كوشا
      عضویت : جنسیت شهریور 1389
      نوشته : 250 صلوات : 1,938
      مورد صلوات: 1,633 در 245
      حضور : 12 دقیقه
      دریافت : 7 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      مسعودی آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست ها
      بنام خدا

      درود بر راستجویان ارجمند

      من می خواهم از دوستان اگر کسی اهل پژوهش است تعریف قرآنی علم را با استفاده از آیات قرآن ارائه نموده

      و راههای کسب دانش را باز با بهرگیری از آیات قرآن بیان نماید

      تا بدانیم منظور قرآن از دانش و دانستن چیست و با چه روشها و ابزار هایی به علم باید دست یافت ؟


      که اینقدر در قرآن در باره ی علم تاکید شده است


      سلام علیکم

      شما شروع کننده هستید

      استارتر یه خورده نظرشونو بفر مایییییند تا ما هم مستفیض بشیم

      !


    4. صلوات ها 2 : الرحمن,سایه خورشید
    5. #3
      عضو ثابت
      عضویت : جنسیت آبان 1389
      نوشته : 824 صلوات : 16,770
      مورد صلوات: 5,543 در 833
      حضور : 12 ساعت 32 دقیقه
      دریافت : 11 آپلود : 0
      گالری : 13 وبلاگ :
      سایه خورشید آنلاین نیست.



      از نظر قرآن تمام علمهايي كه غير از علوم ديني هستند فضلند و تنها علومي علم واقعي هستند كه مربوط به دين باشند كه قرآن آن را به 3 دسته تقسيم مي كند
      1)احكام
      2)اخلاق
      3)اعتقاد
      و با مرگ انسان فضلها از بين مي روند و فقط علم است كه با انسان باقي مي ماند
      اگر سندش هم مي خواييد من متاسفانه آيه اش تو ذهنم نيست از كارشناسان عزيز ميخواييم كه بفرمايند


      در جايي ديگر هم داريم كه علم نور است و خداوند در قلب هر كس كه بخواهد مي تواند اين نور را قرار دهد .
      (سندش هم حديث عنوان بصري) كه از امام صادق عليه السلام مي باشد.

    6. صلوات : الرحمن
    7. #4
      عضو ثابت
      عضویت : جنسیت اردیبهشت 1389
      نوشته : 836 صلوات : 234
      مورد صلوات: 1,497 در 558
      حضور : 1 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      غلامعلی نوری آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط مسعودی نمایش پست ها
      سلام علیکم

      شما شروع کننده هستید

      استارتر یه خورده نظرشونو بفر مایییییند تا ما هم مستفیض بشیم
      درود بر شما

      آقا قرار نیست هر جایی کسی سوالی بپرسه اول خودش جواب بده

      نقل قول نوشته اصلی توسط sayehe khorshid نمایش پست ها
      اگر سندش هم مي خواييد من متاسفانه آيه اش تو ذهنم نيست از كارشناسان عزيز ميخواييم كه بفرمايند
      درود بر شما
      بله سند می خواهم
      ویرایش توسط غلامعلی نوری : 15-09-1389 در ساعت 20:46

    8. صلوات ها 2 : نوری نیرو,الرحمن
    9. #5
      عضو كوشا
      عضویت : جنسیت آبان 1389
      نوشته : 113 صلوات : 20
      مورد صلوات: 448 در 108
      حضور : 1 ساعت 6 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      بنان آنلاین نیست.





      تعاریف علم
      علم یک واژه عربی است که از ریشه علم به معنی آموزش مشتق شده است. در اصطلاح عامیانه ، این کلمه در مورد هر نوع آگاهی که فرد در مورد محیط و مسایل پیرامون خود کسب می کند، اطلاق می‌گردد. و لذا هرچه میزان آگاهی و معلومات او بیشتر باشد، او را عالمتر می‌دانند. به همین علت در قدیم به افرادی که در زمینه علوم مذهبی و قرآنی به درجات بالاتری نائل می‌شدند، علامه می‌گفتند. مانند علامه امینی که آثار بسیار گرانبهایی از وی بر جای مانده است.

      پیدایش علم
      آدمی تمایل دارد که هرچه را ممکن است بداند و بفهمد، زیرا کنجکاو زاده شده است. کنجکاوی انسان از کنجکاوی هر موجود زنده دیگر کاملتر و پایدارتر است. رضایت آدمی در فرو نشاندن این کنجکاوی ، همراه با توانایی او در به خاطر آوردن ، استدلال کردن و ارتباط دادن ، به پیدایش فرهنگ کامل ، و از جمله علم منجر شده است. بنابراین می توان گفت که از همان زمانی که انسان ، پای به این جهان گذاشته است، علم نیز به وجود آمده و با رشد فکری بشر ، علم تکامل یافته است.

      برداشت غلط از علم!
      معلومات انسان ، وقتی که در مسایل روزانه به کار روند، می توانند در لباسی که فرد میپوشد، خانه ای که در آن زندگی می کند، تاثیر کنند. روشهای مسافرت ، تفریحات ، آموزش و پرورش ، اعتقادات مذهبی ، قضاوتهای اخلاقی و حتی بقای ملی انسان به این معلومات بستگی دارد. اما باید توجه داشته باشیم که وظیفه خود علم به وجود آوردن کاربردهای آن نیست. علم مشتمل بر اصول و قوانین است. پزشکی و روشهای آن مرغوب کردن دانه های نباتی ، تلفن ، رادیو ، موشکها ، هواپیماها و بطور خلاصه چیزهایی که مستقل از این اصول و قوانین تکمیل می شوند، علم نیستند، بلکه محصولات مهندسی یا انقلاب تکنولوژیک هستند.

      البته منظور آن نیست که گفته شود کاربردهای علم اهمیتی ندارند. واقع امر آن است که این کاربردها دنیای ما را عمیقاً تغییر دادهاند، بطوری که در بسیاری از موارد نمی توان بدون آنها زندگی خود را ، آن گونه که امروزه می گذرانیم، ادامه دهیم. علم و انقلاب تکنولوژیک هردو بخش بزرگی از کوشش های فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی ملتها را در بر گرفته است، بطوریکه درک نکردن هر یک از آنها می تواند پیامدهای خنده آور یا حتی خطرناک به دنبال داشته باشد. اما برای بسیاری از مردم تفاوت میان هدف های علم و انقلاب تکنولوژیک روشن نیست.

      کنجکاوی ، تنها عامل ایجاد علم
      کنجکاوی ، یعنی میل شدید به دانستن ، از ویژگیهای ماده مرده نیست. همچنین از ویژگیهای انواع جاندارانی نیست که به زحمت می توانیم آنها را از موجودات زنده بپنداریم. بعنوان مثال ، درخت ، نمی تواند به محیط اطراف خود کنجکاوی نشان بدهد. اما از آغاز پیدایش حیات ، در بعضی از جانداران حرکت مستقل پیدا شد. به این ترتیب ، پیشرفت بزرگی برای در دست گرفتن محیط اطراف پدید آمد. جاندار متحرک دیگر لازم نبود که به انتظار غذا باشد، بلکه خود به دنبال آن می رفت. و این بدان معنی است که ماجرایی تازه در جهان آغاز شد و آن کنجکاوی بود.

    10. صلوات : سایه خورشید
    11. #6
      پاسخ یار انجمن تاریخ اسلام
      عضویت : جنسیت فروردین 1389
      نوشته : 10,250 صلوات : 24,483
      مورد صلوات: 38,762 در 9,295
      حضور : 24 روز 2 ساعت 56 دقیقه
      دریافت : 7 آپلود : 0
      گالری : 18 وبلاگ : 0
      فریاد : عـِدَّةٌ مـِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ قَالَ حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ عَبْدِ اللَّهِ أَبـِى الْحـَ
      رضا آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست ها
      بنام خدا

      درود بر راستجویان ارجمند

      من می خواهم از دوستان اگر کسی اهل پژوهش است تعریف قرآنی علم را با استفاده از آیات قرآن ارائه نموده

      و راههای کسب دانش را باز با بهرگیری از آیات قرآن بیان نماید

      تا بدانیم منظور قرآن از دانش و دانستن چیست و با چه روشها و ابزار هایی به علم باید دست یافت ؟


      که اینقدر در قرآن در باره ی علم تاکید شده است

      با سلام
      جناب نوری برای
      راههای کسب دانش قرآن که دیگر عزیز برادر پژوهش نمیخواهد ۱۴۰۰ سال است که کتاب قرآن حی حاضرو کسانی که قدرت درک فهم مفاهیم را داشتند و دارند و با آیات الهی آشنایی دارند به مطلب دانش و دانستن در امور علم و....!!کاملا واقفا !!
      انسان توانمندترين مخلوقات از حيث ظرفيت دانش است و اگر آن را در مسير حق سير دهد تا برترين مراتب هستى راه بر او هموار مى گردد، تا جايى كه در آيه 30 سوره بقره، همين دانش ملاك برترى انسان بر ملائك و شايستگى خليفه الهى براى آدمى معرفى شده است.
      با اين همه چنددسته از آيات قرآن مجيد محدوديت ها و نقص هاى دانش بشرى را آشكار مى سازد.

      1. نادانى انسان در امور مربوط به خود: (اِنَّ اللّهَ عِنْدَه عِلْمُ السَّاعة وَ يُنَزِّلُ الغَيثَ وَ يَعْلَمُ مَا فى الأَرحامِ وَ مَا تَدرى نَفْسٌ ماذا تَكْسِبُ غَدَاً وَ ماتَدْرى نَفْسٌ بِأَىِّ اَرْض تَموتْ اِنَّ اللّهَ عَليمٌ خَبيرٌ) (لقمان: 34)

      2. وجود مجهولات در قلمرو ارتباط با جهان مادى و عالم شهادت: (سُبحانَ الَّذى خَلَقَ الأزْواجَ كُلَّها مِمَّا تُنْبِتُ الأَرضُ وَ مِن اَنفُسِهِم وَ مِمّا لاَ يَعْلِمُون)(يس: 36) در آيات 7 سوره روم و 67 سوره انعام و 8 سوره نحل به جنبه هاى ديگرى از نادانستنى هاى بشرى اشاره شده است.

      3. وجود مجهولات در قلمرو ارتباط با عالم غيب: (عالِمُ الغَيبِ فَلا يُظْهَرُ عَلى غَيبِهِ اَحَداً) (جن: 26 و 27) و (نمل: 65)، (هود: 49)، (اعراف: 188)، (انعام: 50)

      4. كاستى ديگر دانش بشرى نسبيت ارتباط انسان با رويدادهاست: (كَاَنَّهُمْ يَومَ يَرونَها لَمْ يَلبَثُوا اِلاّ عَشيةً او ضُحيها)(نازعات: 46) اثرپذيرى ادراكات از مقايسه ها، پيش دانسته ها و پندارهاى مخدوش كننده در آيات 52 اسراء و 19 كهف، 103 طه، 113 مؤمنون،55روم،65يونس نيزبيان شده است.

      5. اطلاعات ناروا و دانستنى هاى ناپسند بيانگر جهت مهمى از كاستى هاى دانش بشرى است. خداوند متعال مى فرمايد: (وَ اَنزَلَ عَلى المَلَكَين بِبابِلِ هاروُتَ وَ ماروُتَ وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ اَحَد حَتّى يَقولُ اِنَّما نَحنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُر فَيَتَعلَّمُونَ مِنهُما ما يُفَرِقُونَ بِه بِينَ المَرْءِ وَ زَوُجِهِ وَ مَا هُمْ بِضارٍّ مِن اَحَد اِلاَّ بِاِذنِ اللّه وَ يَتَعَلَّمونَ ما يَضُرُّهُم وَ لا يَنْفَعُهُم)(بقره: 102)

      بدين سان چيزهايى هست كه انسان نمى تواند بداند و چيزهايى ديگرى وجود دارد كه انسان نبايد بداند و يا در مورد آن پرسش كند.

      6. همچنين آياتى به طور كلى دانش انسان را كم و محدود شمرده است
      : (وَ ما اوتيتُمْ مِن العِلمِ الاَّ قَليلا)(اسراء: 85) و همچنين (طه: 114).

      7. محدوديت عملكرد حواس براى همه آشكار است و قرآن مجيد نيز به عنوان يكى از عوامل نقص در دانش بشرى به آن مى پردازد. مثلا در ماجراى اصحاب كهف مى فرمايد: (تَحْسَبُهُم اَيقاظاً وَ هُم رَقُودٌ ...) (كهف: 18) همچنين در آيات ملك:40،كهف:86 و103،طه:66،نور: 39،يس:9 به اين مطلب اشاره شده است.

      8. قرآن براى بيان محدوديت دانش انسان بر اين موضوع تأكيد فراوان دارد كه تماس با واقعيت محض در آغاز ظهور ابديت و هنگام قيامت حقايق بسيارى را فاش مى سازد. سوره زلزال تماماً در اين باره است.
      با در نظر گرفتن اين مطالب در دانش حسى و عقلى، شك و ترديد آشيانى امن و ماندگار دارد و دست معرفت بشرى از دامن يقين و آرامش و اطمينان حاصل از آن كوتاه است. و صد البته كه چنين است تا وقتى كه به طرح جامع شناخت در قرآن تكيه نكنيم. در طرح جامع شناخت مواردى كه انسان مى تواند به يقين برسد با شيوه منطقى و قابل اعتمادى تبيين شده است.

      ادامه دارد.....


      حسن خزّاز گفت: از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
      بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
      حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟
      فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
      ( صفات الشيعه ص 8 )



    12. #7
      عضو ماندگار
      عضویت : جنسیت مهر 1388
      نوشته : 591 صلوات : 1,164
      مورد صلوات: 2,872 در 577
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      زمزم آنلاین نیست.



      بسم الله الحمن الرحیم

      در قران تعریفی خاص از علم ارائه نشده است وفقط به فضیلت علم و علم آموزی تآکید شده است.
      مانند این ایه : هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون،زمر،9

      علوم عقلی در قران ،
      میتوان گفت بعضی ایات مانند این ایه: لو کان الهة الا الله لفسدتا؛ انبیا ،22.
      ناظر به این است که با روش عقلی میتوان بر وحدانیت الهی دلیل آورد . پس با روش عقلی میتوان جهان بینی صحیحی به دست آورد و عقل باعث شناخت انسان نسبت به پروردگار خواهد شد.. همچنین ایاتی که به تعقل و تفکر دعوت میکند.

      فطرت در قران؛
      طبق آیه 172 العمران که که معروف به آیه میثاق است و همچنین آیه 30 روم که شناخت فطری نسبت به آفریننده و پرستش خداوند، به آدمی میدهد میتوان گفت فطرت انسانی نیز طبق قران نوعی از شناخت را به انسان میدهد.


      علوم نقلی در قران؛

      آیاتی که به سرگذشت انبیا و اقوام گذشته پرداخته است میتوان استفاده کرد که علوم نقلی نیز مورد توجه قران است.

      علوم تجربی در قران؛
      در ایه 31 مائده " فبعث الله غرابا یبحث فی الرض لیریه کیف یواری سوأة اخیه" علامه طباطبایی معتقد است تناه آیه ی است که بشر را در بهره جویی از حس نشان میدهدو علم به خواص اشیاء که از طریق حس با آزمایش در شرایط خاص و تکرار آن با حفظشرایط معین ،به دست ی اید علم تجربی میداند.
      ایاتی که بر کسب علم به وسیله حواس تکیه دارد با عبارت الم تر،افلا یرون،افرایتم،افلا تبصرون در قران آمده است.2

      کشف شهود در قران؛
      ایاتی که مشتمل بر اداب و سنن ویژه وجود دارد که میتوان انها را آیین سیر و سلوک اسلامی نامید مانند ایات ذکر و توجه دائمی،سحرخیزی و شب زنده داری،روزه داری،سجده و تسبیح طولانی در شبها،خضوع،اخلاص در عبادت و... ناظر به این است که از طریق سیر و سلوک عرفانی میتوان به کشف و شهود رسید و به حقایق هستی علم پیدا کرد.مانند ایات"165بقره والذین امنوا اشدّحباّ لله.
      54 مائده: فسوف ِیأتی الله یحبّهم و یحبونه.


      1- محمد حسین طباطبایی،المیزان،ذیل ایه فوق.


      ویرایش توسط زمزم : 16-09-1389 در ساعت 01:19
      این بقیةالله التّی لا تخلوا من العترة الهادیة!!

    13. #8
      عضو ثابت
      عضویت : جنسیت اردیبهشت 1389
      نوشته : 836 صلوات : 234
      مورد صلوات: 1,497 در 558
      حضور : 1 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      غلامعلی نوری آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط زمزم نمایش پست ها
      بسم الله الحمن الرحیم

      در قران تعریفی خاص از علم ارائه نشده است وفقط به فضیلت علم و علم آموزی تآکید شده است.
      مانند این ایه : هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون،زمر،9
      بادرود بر راستپذیران ارجمند

      شگفتا از شما ای کارشناس گرامی!!!

      مگر می شود با قرآنی که اینهمه از علم سخن گفته تعریفی از علم را استنباط نکرد ؟؟؟

      ساده ترین تعریف علم طبق قرآن :

      علم، دریافتن ذهنی و آگاهی یافتن درک ومغز انسان از موضوعی با استفاده از هوش و حواس (چشم وگوش وغیره )است نگاه کنید

      وَلَا تَقْفُ مَا لَيسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا(الإسراء/36)

      و چيزي را که بدان علم نداري دنبال مکن زيرا گوش و چشم و فواد ( درک و مغزوغیره)همه مورد پرسش واقع خواهند شد

      پس علم انسانی چیزی است که با ابزار هوش و حواس و( تجربه های انسانی ) بتوان آن را بدست آورد

      علم چیزی است که به سوی حقیقت راهنمایی می کند

      وَمَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيئًا(النجم/28)

      علم چیزی است که با خواندن و نوشتن منتقل می شود

      الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ(العلق/4)

      ن و القلم و مایسطرون ( قلم )


      پس بطور خلاصه تعریف علم با استفاده از آیات قرآن چنین است

      یک نوع در یافت درونی است که با تجزیه و تحلیل مغزی دریافت های حسی و ذهنی شکل می گیرد

      و لازمه ی علم یافتن وجود محرک خارجی برای تحریک حواس و سپس تجزیه و تحلیل آن تحریک ها توسط مغز ودرک است


      نتیجه ی نهایی

      پس چیزی که بر اساس موازین بالا دریافت نشود حدس وظن و گمان و خیالبافی و خرافات است به همین سادگی




      ویرایش توسط غلامعلی نوری : 16-09-1389 در ساعت 02:26

    14. صلوات : نوری نیرو
    15. #9
      عضو ثابت
      عضویت : جنسیت خرداد 1389
      نوشته : 959 صلوات : 715
      مورد صلوات: 2,223 در 747
      حضور : 13 ساعت 26 دقیقه
      دریافت : 6 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      erfan_alavi آنلاین نیست.



      ..یا ستار..

      با سلام...


      جناب غلامعلی نوری..

      خود علوم ذهنی و حصولی بدون علم حضوری به دست نمی ایند؛به عبارتی علم حضوری و شهودی مقدم است بر علم حصولی و ذهنی حضرت عالی ؛وبدون علم حضوری ؛حتی یک صورت ذهنی هم برای شما پدید نخواهد امد....

      در ثانی ؛در علم حصولی هیچ وقت به یقین نمی رسید ؛یعنی اینکه علوم مربوط به ذهن همه از جنس مفهوم هستند ؛ولی علم حضوری همراه با قدرت است ؛چون اتصال با واقعیت شئ را به همراه دارد؛..


      وَكَذَلِكَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِیكُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ

      و این چنین، ملکوت آسمانها و زمین (و حکومت مطلقه خداوند بر آنها) را به ابراهیم نشان دادیم؛ تا اهل یقین گردد.


      انجا که علمی از کتاب بتواند تخت را برای سلیمان در یک چشم به هم زدن حاضر کند ؛دیگر فهم و ذهن را باید گذاشت کنار؛این نوع علم به قول معروف عند علم است ....در چند جای قران علم همراه با قدرت ذکر شده است ؛این علم به ذهن شما حمل نخواهد گشت...واز حوظه استحفاظی ذهن خارج است....


      در کل علم در عرف قرانی مناظ معرفت حق تعالی می باشد ؛و دائر بر مدار ان می باشد......

      چه این معرفت در حدود فعل حق تعالی باشد(مانند کشف سنن و علل جاری در طبیعت) و چه در قول حق که معرفت صعودی می طلبد ؛در هر حال قول حق تعالی موید فعل او ست وبالعکس ؛و هر جهلی چون ظلمت است؛ که با نور معرفت فانی می گردد؛نتیجتا معرفت و علم نور است منتهی در جهت معرفت حق ؛که البته همه اینها مراتبی هستند از یک حقیقت واحد.........و این نور جز در فطرت سالم نفوذ نمی کند...


      یاحق









      هر
      کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است -----عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر
      است

      نه هر
      آن چشم که بیند که سیاه است و سپید ---یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

    16. #10
      کارشناس پاسخگوی انجمن کلام و عقاید
      عضویت : جنسیت مهر 1388
      نوشته : 736 صلوات : 190
      مورد صلوات: 2,585 در 693
      حضور : 2 روز 14 ساعت 1 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      سعید آنلاین نیست.

      مطلب




      بسم الله الرحمان الرحیم
      با سلام و تشکر

      نحوه برداشت از آیات قرآن باید بر اساس مبانی و روش معصومین علیهم السلام که درک کامل و تمام قرآن نزد آنان است باشد و در غیر اینصورت گرفتار تفسیر به رای می شویم.
      در آیه شریفه (وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلا) " از آنچه به آن علم ندارى پيروى مكن بدرستیکه گوش و چشم و دل همگى مسئولند"
      اين آيه از پيروى و متابعت هر چيزى كه بدان علم و يقين نداريم نهى مى‏ كند، و چون مطلق و بدون قيد و شرط است پيروى اعتقاد غير علمى و همچنين عمل غير علمى را شامل گشته و معنايش چنين مى ‏شود: به چيزى كه علم به صحت آن ندارى معتقد مشو، و چيزى را كه نمى‏دانى مگو، و كارى را كه علم بدان ندارى مكن، زيرا همه اينها پيروى از غير علم است.
      گوش و چشم و فؤاد وسائل تحصيل علمند و در تعریف علم داخل نیستند چون تعریف بیان حقیقت یک شیء است و مجاری علم حقیقت علم نیستند.و نیز آنچه بوسیله حس حاصل می شود به آن علم نمی گویند بلکه حس است.
      گوش و چشم و فؤاد نعمتهايى هستند كه خداوند ارزانى داشته است تا انسان به وسيله آنها حق را از باطل تميز داده و خود را به واقع برساند، و به وسيله آنها اعتقاد و عمل حق تحصيل نمايد.
      در روز قیامت مثلا از گوش مى ‏پرسند آيا آنچه شنيدى از معلومها و يقينها بود يا هر كس هر چه گفت گوش دادى؟ و از چشم مى‏پرسند آيا آنچه تماشا مى‏كردى واضح و يقينى بود يا خير؟ و از قلب مى‏پرسند آنچه كه انديشيدى و يا بدان حكم كردى به آن يقين داشتى يا نه؟ گوش و چشم و قلب ناگزيرند كه حق را اعتراف نمايند، و اين اعضاء هم ناگزيرند حق را بگويند، و به آنچه كه واقع شده گواهى دهند، بنا بر اين بر هر فردى لازم است كه از پيروى كردن غير علم بپرهيزد، زيرا اعضاء و ابزارى كه وسيله تحصيل علمند به زودى عليه آدمى گواهى مى‏دهند، و مى‏پرسند آيا چشم و گوش و قلب را در علم پيروى كردى يا در غير علم؟ اگر در غير علم پيروى كردى چرا كردى؟ و آدمى در آن روز عذر موجهى نخواهد داشت.
      برای علم تعریفهای مختلفی از جمله :حضور مجرد نزد مجرد(علامه طباطبایی)، حضور شیء نزد مجرد( آیت الله مصباح)، ظهور شیء نزد مجرد( استاد عابدی) آمده است.
      موفق باشید
      ویرایش توسط سعید : 17-07-1390 در ساعت 01:25

    17. صلوات : گل نیلوفر
    صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •