• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 23
    1. #1
      کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت
      تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۸
      نوشته : 2,251 صلوات : 6,139
      مورد صلوات: 8,809 در 2,179
      حضور : 12 روز 9 ساعت 10 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      صدرا آنلاین نیست.

      بدعت چیست وبدعت گذار کیست؟




      «بسم الله الرحمن الرحیم»
      بدعت چیست و بدعت گذار کیست؟

      بحثی که خدمت دو ستان عرضه می شود در رابطه با بحث بدعت و دامنۀ آن از لحاظ فقهی و کلامی است که انشاءالله حدود و ارکان آن تقدیم می شود و بعد از آن مصادیق بدعت مورد بررسی قرار می گیرد.قبل از بیان لغوی و اصطلاحی بدعت ،سنت که مقابل آن است مورد بررسی قرار می گیرد.

      سنت در لغت و اصطلاح
      سنّت در لغت به معناي روش و سيره است، و جمع آن سنن است، مانند غرفه و غُرَف. واژه سنّت در قرآن کريم به خداوند و نيز به گذشتگان نسبت داده شده است؛ چنان‏که مي‏فرمايد: (سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلاً)[1]؛ «اين سنّت الهي است که در گذشته نيز بوده است و هرگز براي سنّت خدا تغيير نخواهي يافت.» و نيز مي‏فرمايد: (فَقَدْ مَضَتْ سُنَّتُ اْلأَوَّلِينَ)[2].ونیز می فرماید: « فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ سُنَّتَ الْأَوَّلِينَ فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلاً[3]» و نیز می فرماید:«فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبادِهِ وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْكافِرُونَ»[4]و...

      مقصود از سنّت الهي، طريقه حکمت و روش اطاعت اوست. سنّت الهي دربارۀ بشر اين بوده است که پيوسته آنان را بيافريند، و قرني را پس از قرني و امّتي را بعد از امّتي پديد آورد. و با فرستادن پيامبران الهي و نازل کردن کتب و شرايع آسماني، طريقه اطاعت و بندگي را به آنان بياموزد، و بدين وسيله آنان را امتحان و آزمايش کند، تا آنان بتوانند بر اساس اختيار و انتخاب خود، و در سايه ايمان و عمل صالح به کمال مطلوب دست يابند. امّا سنّت امت‏ها اين بوده است که «جز عده ‏اي» پيامبران الهي را تکذيب مي‏کردند، و راه معصيت و طغيان را بر مي‏گزيدند، و خود را مستوجب سنّت الهي ديگري؛ يعني سنّت مجازات الهي مي‏کردند، که نتيجه‏اش گرفتار شدن تکذيب کنندگان پيامبران به عذاب الهي و هلاکت و نابودي آنان بوده است، چنان‏که خداوند متعال مي‏فرمايد: (وَما مَنَعَ النّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جآءَهُمُ الْهُدي وَيَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ اِلاّ أَنْ تَأْتِيَهُمْ سُنَّةُ الأَوَّلِينَ)[5]؛«و چيزي مانع مردم نشد از اين‏که وقتي هدايت به سويشان آمد ايمان بياورند و از پروردگارشان آمرزش بخواهند، جز اين‏که [مستحق شوند] تا سنّت [خداوند در مورد عذاب] پيشينيان، درباره آنان [نيز] به کار رود».


      [1]. سوره فتح، آيه 23.

      [2]. سوره انفال، آيه 38.

      [3].فاطر /43.

      [4].غافر/85.

      [5]. سوره کهف، آيه 55
      ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۰۷/۱۸ در ساعت 11:40 PM
      فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
      الجاثیة:37

    2.  

    3. #2
      کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت
      تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۸
      نوشته : 2,251 صلوات : 6,139
      مورد صلوات: 8,809 در 2,179
      حضور : 12 روز 9 ساعت 10 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      صدرا آنلاین نیست.



      در احاديث معصومين‏«عليهم السلام» سنّت به دو معنا به کار رفته است:

      الف) آنچه را پيامبر اکرم«‏صلي الله عليه وآله» (علاوه بر قرآن) از جانب خداوند آورده است تا بيانگر راه و روش زندگي بهتر باشد.
      سنّت در اين کاربرد، معناي گسترده‏اي دارد و همه احکام دين؛ اعم از احکام تکليفي و وضعي را شامل مي‏ شود.

      ب) کاربرد ديگر سنّت در روايات، به معناي مستحب و مندوب است.
      معمولاً در مواردي که کلمه سنّت با کتاب ذکر شده، مقصود سنّت به معناي اول است.

      از امام صادق‏«عليه السلام» روايت شده که فرمود: «ما من شي‏ء إلّا وفيه کتاب أو سنة»[1]؛ «هيچ موضوعي نيست مگر آن‏که براي او حکمي در کتاب يا سنّت وجود دارد.» همچنين در رواياتي که سنّت و بدعت با يکديگر ذکر شده، مقصود از سنّت همين معناست.

      معناي دوم سنّت نيز در روايات کاربرد فراوان دارد؛ مثلاً در روايات مي‏خوانيم: «السواک هو من السنة، ومطهّرة للفم»؛ [2]«مسواک کردن از سنّت است و دهان را پاک مي‏کند.»
      و نيز آمده است: «من السنة أن تصلّي علي محّمد وأهل بيته في کلّ جمعة ألف مرّة»[3]؛ «از سنّت است که بر محمّد و اهل بيت او در هر جمعه هزار بار صلوات بفرستي.»


      [1].وسائل الشيعه، ج 1، ص 347.

      [2].المجموع،محیی الدین نووی،ج1ص267.

      [3].الکافی،کلینی،ج3ص416.
      ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۰۷/۱۸ در ساعت 11:38 PM
      فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
      الجاثیة:37

    4. #3
      کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت
      تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۸
      نوشته : 2,251 صلوات : 6,139
      مورد صلوات: 8,809 در 2,179
      حضور : 12 روز 9 ساعت 10 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      صدرا آنلاین نیست.



      سنّت در اصطلاح فقها عبارت است از: قول يا فعل يا تقرير معصوم.
      همه مسلمانان به عصمت پيامبر اکرم‏«صلي الله عليه وآله» عقيده دارند، بدين جهت قول، فعل و تقرير او نزد همه مسلمانان سنّت به شمار مي‏رود. از آنجا که شيعه به عصمت ائمه اهل بيت‏«عليهم السلام» اعتقاد دارد، قول، فعل و تقرير آنان نيز داخل در سنّت خواهد بود. راه اثبات سنّت، نقل است که دو گونه مي‏باشد: متواتر و غير متواتر.
      نقل متواتر افاده علم مي‏کند، و در اعتبار آن ترديدي نيست و بررسی سندی حدیث متواتر هم معنا ندارد. و نقل غير متواتر نيز دو گونه است: گاهي با قرايني همراه است که مفيد علم است؛ در اين صورت نيز در حجيّت آن سخن نيست، امّا اگر با قراين مفيدِ علم، همراه نباشد و تنها مفيد ظن باشد، در صورتي اعتبار و حجّيت دارد که ناقل آن عادل يا ثقه باشد.
      ادامه دارد
      فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
      الجاثیة:37

    5. #4
      کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت
      تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۸
      نوشته : 2,251 صلوات : 6,139
      مورد صلوات: 8,809 در 2,179
      حضور : 12 روز 9 ساعت 10 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      صدرا آنلاین نیست.



      بدعت در لغت

      بدعت در لغت به معناي کار نو و بي‏سابقه است، و معمولاً به کار بي‏سابقه‏اي گفته مي‏شود که بيانگر نوعي حسن و کمال در فاعل باشد. «بديع» به معناي کار يا چيزي نو و بي‏سابقه است. اين واژه هر گاه درباره خداوند به کار رود به معناي اين است که خداوند جهان را بدون استفاده از ابزار و بدون ماده پيشين و بدون اين‏که از کسي الگوبرداري کرده باشد، آفريده است[1].
      واژه بدعت در روايات، غالباً در مقابل شريعت و سنّت به کار رفته است و مقصود از آن، انجام دادن کاري است که بر خلاف شريعت اسلام و سنّت نبوي است.

      امام علي‏«عليه السلام» فرموده است: «إنّما الناس رجلان متّبع شرعة ومبتدع بدعة»؛«افراد دو گونه‏اند: يا پيرو شريعتند، يا بدعت‏گذار در دين.»[2]
      در جاي ديگر درباره پیامبر اکرم «صلی الله علیه وآله» می فرمایند: «أظهر به الشرائع المجعولة، وقمع به البدع المدخولة»[3]؛«خداوند به واسطه پيامبرصلي الله عليه وآله شريعت‏هايي را که فراموش شده بود و مردم از آن‏ها آگاهي نداشتند، آشکار ساخت، و بدعت‏هايي را که اهل بدعت در اديان پيشين وارد کرده بودند ريشه‏کن ساخت.»
      و در جاي ديگر فرموده است: «ما أحدثت بدعة إلّا ترک بها سنة»[4]؛ «هيچ بدعتي حادث نشد مگر اين‏که به سبب آن سنتي ترک گرديد».

      [1].ر.ک: العين، ج 2، ص 54؛ لسان العرب، ج 8، ص 6؛ صحاح‏اللغة، ج 3، ص 1183؛ مفردات راغب، ماده بدع.

      [2].نهج البلاغه، خطبه 176.

      [3] .همان، خطبه 161.

      [4] .همان، خطبه 145.
      ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۰۷/۲۰ در ساعت 12:07 AM
      فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
      الجاثیة:37

    6. #5
      کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت
      تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۸
      نوشته : 2,251 صلوات : 6,139
      مورد صلوات: 8,809 در 2,179
      حضور : 12 روز 9 ساعت 10 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      صدرا آنلاین نیست.




      بدعت در اصطلاح

      برای پی بردن به مصادیق بدعت که از لحاظ شرعی حرام است ابتدا باید تعریف اصطلاحی آنرا دانست .علمای فریقین در این مورد به معنایی واحد اشاره می کنند که ما به نقل تعدادی از آنها اکتفا می کنیم.

      1 - «ابن رجب حنبلي »مي‏گويد: «البدعة ما أحدث ممّا لا أصل له في الشريعة يدلّ عليه، أمّا ماکان له أصل من الشرع يدلّ عليه فليس ببدعة شرعاً، وإن کان بدعة لغة»[1]؛«بدعت، امر حادثي است که براي آن در شريعت، دليلي نباشد که بر آن دلالت کند و اگر دليلي در شرع وجود داشته باشد، شرعاً بدعت نيست؛ اگرچه در لغت آن را بدعت نامند» .

      2 - «ابن حجر عسقلاني» مي‏گويد: «المحدثات ؛جمع محدثة، ما أحدث وليس له أصل في الشرع، وما کان له أصل يدلّ عليه الشرع فليس ببدعة»؛ [2]«محدثات «بدعت »امر حادثي است که براي او دليلي در شريعت نباشد، و اگر دليلي در شرع باشد،که دلالت بر آن کند، بدعت نيست.»

      3 - «سيد مرتضي‏» رحمه الله مي‏گويد: «البدعة: زيادة في الدين أو نقصان منه من إسناد إلي الدين»[3]؛ «بدعت عبارت است از زياد کردن يا کم کردن از دين، با انتساب آن به دين.»

      4 - «علامه مجلسي»‏رحمه الله مي‏گويد: «البدعة في الشرع ماحدث بعدالرسول ولم يردفيه نصّ علي الخصوص، ولايکون داخلاً في بعض العمومات...»[4]؛ «بدعت در شرع، هر امري است که بعد از پيامبر«صلي الله عليه وآله وسلم»حادث شود و نص به خصوص بر آن نباشد، و داخل در برخي از عمومات نيز نباشد» .

      مفاد تعريف‏هاي ياد شده اين است که بدعت در اصطلاح علماي حديث و فقه اين است که چیزی به دين افزوده و يا از آن کاسته شود، بدون اين‏که مستندي از کتاب يا سنّت داشته باشد. بنابر اين هر گاه قول يا فعلي که سابقه نداشته است ولی با استناد به دليلي از کتاب يا سنّت اظهار گردد، بدعت نخواهد بود، هر چند ممکن است در استنباط آن حکم از کتاب و سنّت خطايي رخ داده باشد؛ زيرا خطا در اجتهاد مورد مؤاخذه واقع نمي‏شود.

      ادامه دارد


      [1] .جامع العلوم والحکم، ص 160.

      [2] .فتح الباري، ج 17، ص 9.

      [3] .رسائل شريف المرتضي، ج 2، ص 264.

      [4].بحارالأنوار، ج 74، ص 202.
      ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۰۷/۲۰ در ساعت 12:10 AM
      فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
      الجاثیة:37

    7. #6
      کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت
      تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۸
      نوشته : 2,251 صلوات : 6,139
      مورد صلوات: 8,809 در 2,179
      حضور : 12 روز 9 ساعت 10 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      صدرا آنلاین نیست.



      ارکان بدعت


      با استفاده از روايات و تعريف‏هايي که از علماي حديث و فقه در مورد بدعت ذکر شد، به دست مي‏آيد، که بدعت دو رکن اساسي دارد:

      1 - کسي حکمي رابه دين نسبت داده يا آن را از دين بيرون کند؛
      مثل آن که کسي «الصلوة خير من النوم» را جزء اذان بداند، يا مشروعیّت متعه را از دين خارج کند. لذا خداوند متعال در مذمّت نسبت‏هاي نارواي مشرکان مي‏فرمايد: «قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَکُمْ أَمْ عَلَي اللَّهِ تَفْتَرُونَ»[1]؛«بگو آيا خداوند به شما اين اجازه را داده يا بر خدا افترا مي‏بنديد».
      و نيز مي‏فرمايد: «فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَکْتُبُونَ الْکِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً...»[2]؛ «واي بر کساني که مطالبي را با دستان خود مي‏نويسند، آن‏گاه آن را به خدا نسبت مي‏دهند تا اين‏که در مقابل آن پول ناچيزي بگيرند...».

      2- نبودِ دليل شرعي بر امر حادث در دين؛
      اين رکن از تعريف‏هاي اصطلاحي که براي بدعت ذکر شد به خوبي استفاده مي‏شود. لذا دو مورد از بدعت خارج مي‏شود:
      الف) موردی که امري حادث شود و دليل خاصي براي آن در شرع موجود باشد، ولو آن امر در زمان رسول خدا«صلي الله عليه وآله وسلم» اتفاق نيفتاده باشد؛ مثل زلزله که در عصر رسول‏خدا«صلي الله عليه وآله وسلم» اتفاق نيفتاد، تا آن که در بصره زلزله‏اي شد و ابن عباس براي مردم نماز آيات خواند[3].

      ب) مواردي که تحت دليل عام یا مطلق است.
      يکي از اموري که سبب ضمانت و حفظ و بقاي شريعت اسلامي است، عمومات و اطلاقاتی است که قابل انطباق بر جزئیات و موضوعات جدید است از این رو اگر امری در شریعت حادث شود و آن را به دین نسبت دهند ولو دلیل خاصی هم بر آن اقامه نشده باشد بخاطر اینکه داخل در عمومات و اطلاقات ادله است از دایره بدعت خارج است.
      مثلاً در صحيح بخاري ازپيامبراکرم «صلي الله عليه وآله و سلم»نقل شده که فرمود: «خیرکم من تعلم القرآن و علّمه»[4]«همانا بهترين شما کسي است که قرآن را فرا گرفته و آن را به ديگران تعليم دهد». حال اگر کسي بخواهد قرآن را با شيوه‏هاي جديد فرا گرفته يا بياموزد، اشکالي ندارد؛ زيرا داخل در عموم اين دليل است.

      [1]. سوره يونس، آيه 59.

      [2]. سوره بقره، آيه 79.

      [3].المغنی،ابن قدامة،ج2ص283.

      [4].صحیح البخاری ،باب خیرکم من تعلم القرآن و علمه.
      ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۰/۰۶/۲۳ در ساعت 12:09 PM
      فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
      الجاثیة:37

    8. #7
      کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت
      تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۸
      نوشته : 2,251 صلوات : 6,139
      مورد صلوات: 8,809 در 2,179
      حضور : 12 روز 9 ساعت 10 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      صدرا آنلاین نیست.



      در زمان پیامبر اکرم «صلی الله علیه وآله» مواردی اتفاق می افتاد که به حسب ظاهر بدعت بود اما با تمجید پیامبر «صلی الله علیه وآله » مواجه می شدند واین به خاطر قرار گرفتن در دایرۀ عمومات و اطلاقات ادله بود. که ما به دو مورد اشاره می کنیم.
      1 - طبراني نقل کرده که پيامبر«صلي الله عليه وآله» بر شخصي اعرابي گذر کرد که نماز مي‏خواند. او در نمازش اين گونه دعا مي‏خواند: «يا من لاتراه العيون و لاتخالطه الظنون، و لايصفه الواصفون، و لاتغيّره الحوادث و...». پيامبر«صلي الله عليه وآله » شخصي را موکّل اعرابي کرد و فرمود: هر گاه نمازش تمام شد او را به نزد من بياور. از طرفي براي پيامبر«صلي الله عليه وآله» تکّه طلايي آورده بودند. چون اعرابي آمد، حضرت آن طلا را به او بخشيد، آن‏گاه فرمود: آيا مي‏داني که براي چه اين طلا را به تو بخشيدم؟ اعرابي عرض کرد: به جهت رَحِمي که بين من و شما است. پيامبر«صلي الله عليه وآله» فرمود: «إنّ للرحم حقّاً، ولکنّي وهبت لک الذهب لحسن ثنائک علي اللَّه»[1]؛ [«همانا براي رحم حقّي است ولي من اين طلا را به تو به خاطر اين‏که خدا را خوب ستايش کردي بخشيدم.»
      آنچه که در ادله قرآني و حديثي رسيده، اشاره به اصل دعا و نيز برخي از دعاها بیان شده است، ولي اين شخص اعرابي به واسطه برخي از اطلاقات و عمومات ادله که ترغيب به دعا کرده، مناجات‏هايي از ناحيه خود با خدا داشت، و پيامبر«صلي الله عليه وآله» نيز آن‏ها را تأييد کرده است.
      از اينجا استفاده مي‏شود که تطبيق کلّيات عمومات و اطلاقات بر مصاديق جايز اشکالي نداشته است.

      2 – مسلم و احمد بن حنبل و... از انس نقل کرده اند که وی گفت: «نماز برپا شد، مردي با سرعت آمد و در آخر صف نماز قرار گرفت و در حالي که نفس نفس مي‏زد، در آن حال گفت: «الحمد للَّه حمداً کثيراً طيّباً مبارکاً فيه»، چون رسول خدا«صلي الله عليه وآله» نماز خود را تمام کرد فرمود: «أيّکم المتکلّم»؛ کدامين از شما چنين سخني را گفت؟ همه ساکت شدند. باز حضرت فرمود: «أيّکم المتکلّم، فإنّه قال خيراً...»؛[2]«کدامين از شما چنين سخني گفت؟ او سخن نيکي گفته.»
      اين سخن را گرچه از شخص پيامبر«صلي الله عليه وآله» نشنيده و خودش به عنوان تمجيد خدا از زبانش جاري کرده است، و لذا در جواب سؤال پيامبر از اين‏که چه کسي اين جملات را گفت، مردم از ترس سکوت کردند، ولي پيامبر«صلي الله عليه وآله» اين مصداق را از آنجا که تحت عمومات و اطلاقات دعا و مدح و ستايش الهي است امضا کرده است. از اينجا استفاده مي‏شود که حمل مطلقات و عمومات بر مصاديق تا مادامي که داخل در حرام و مکروه نگردد، جايز است.

      [1].مجمع الزوائد،هیتمی،ج10ص158.معجم اوسط،طبرانی ،ج9ص172.

      [2].صحیح مسلم ،ج2ص99.مسند احمد ،ج3ص106.صحیح ابن خزیمة،ج1ص237.
      ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۰/۰۶/۲۳ در ساعت 12:09 PM
      فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
      الجاثیة:37

    9. #8
      کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت
      تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۸
      نوشته : 2,251 صلوات : 6,139
      مورد صلوات: 8,809 در 2,179
      حضور : 12 روز 9 ساعت 10 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      صدرا آنلاین نیست.



      حرمت بدعت
      بدعت به معنايي که گذشت - يعني افزودن چيزي بر دين و يا کاستن از آن - فعلي حرام است؛ زيرا تشريع مخصوص خداوند است، و جز به اذن و مشيّت خداوند کسي حق ندارد در حوزه تشريع وارد شود. قرآن کريم اهل کتاب را نکوهش مي‏کند که چرا علماي دين خود را بي چون و چرا اطاعت مي‏کردند، و آنان را ارباب خويش بر گزيده بودند، خداوند مي‏فرمايد: (اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَرُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ).[1]
      علماي يهود، مردم را به عبادت خود دعوت نمي‏کردند، و مردم نيز آنان را پرستش نمي‏نمودند، ليکن حرام خداوند را حلال و حلال الهي را حرام مي‏کردند، و مردم آنان را اطاعت مي‏نمودند. اين گونه اطاعت در حقيقت پرستش آنان بود.[2]
      همچنين درباره نصارا مي‏فرمايد: (وَرَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما کَتَبْناها عَلَيْهِمْ...)؛[3]«و رهبانيتي که آن را بدعت گذاردند، ما آن را برايشان ننوشته بوديم...».
      در روايات نيز بدعت با شدّت تمام مردود شناخته شده است. در حديث نبوي صلی الله علیه وآله آمده است: «کلّ بدعة ضلالة، وکلّ ضلالة في النار»؛ [4]«هر بدعتي، ضلالت و گمراهي است و هر گمراهي و ضلالتي در آتش دوزخ است».


      [1].سوره توبه، آيه 31.

      [2].الكافي، ج1ص53«عدة من أصحابنا ، عن أحمد بن محمد بن خالد ، عن عبد الله بن يحيى ، عن ابن مسكان ، عن أبي بصير ، عن أبي عبد الله عليه السلام قال : قلت له : " اتخذوا أحبارهم و رهبانهم أربابا من دون الله "؟ فقال : "أما والله ما دعوهم إلى عبادة أنفسهم ، ولو دعوهم ما أجابوهم ، ولكن أحلوا لهم حراما ، وحرموا عليهم حلالا فعبدوهم من حيث لا يشعرون».همچنین تفسیر الرازی،ج8ص92؛تفسیر الدرالمنثور،السیوطی،ج3ص230؛ تفسیر ابن کثیر،ج1،ص385؛تفسیر البیضاوی،ج2،ص48؛تفسیر القرطبی،ج7،ص261و...

      [3].سوره حديد، آيه 27.

      [4].الکافی،ج1،ص56؛ سنن نسایی، ج3،ص189.
      فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
      الجاثیة:37

    10. #9
      عضو كوشا
      تاریخ عضویت : جنسیت فروردین/۱۳۹۰
      نوشته : 207 صلوات : 421
      مورد صلوات: 693 در 183
      حضور : نامشخص
      دریافت : 3 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      anti310 آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
      همه مسلمانان به عصمت پيامبر اکرم‏«صلي الله عليه وآله» عقيده دارند،
      ياعلي حيدر مددي

      استاد عزيز شما به ببحث خودت ادامه بده ولي ما مي دونيم كه اين طور نيست ...
      مويد باشيد.
      ویرایش توسط anti310 : ۱۳۹۰/۰۶/۲۳ در ساعت 05:20 PM

    11. صلوات ها 2 : کاوه,صدر
    12. #10
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۹۰
      نوشته : 98 صلوات : 33
      مورد صلوات: 586 در 89
      حضور : نامشخص
      دریافت : 4 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      mahdiye آنلاین نیست.



      حالا یعنی شما می خواهید بگید عمر وقتی گفته کار من بدعته همه اینا رو در نظر داشته؟
      عمر خودش می تونست بگه اشتباه کرده، ولی شما نمی تونید اشتباهات به این بزرگیش رو بپذیرید. چون اون وقت باید پاسخ بدید چرا ازش پیروی می کنید.
      با خبر باشید ای چشم انتظاران ظهور
      بهترین سلطان عالم از همه تنهاتر است...

    13. صلوات : کاوه
    صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •