| |
| |
| تاریخ عضویت : | مهر 1388 |
| نوشته : 850 | صلوات : 841 |
| صلوات گرفته: | 3,401 در 810 پست |
| حضور : | نامشخص |
| دریافت : 4 | آپلود : 0 |
با سلام
درباره واژه حور باید گفت که برخی لغویون و واژه شناسان، واژه "حور" را هم جمع حوراء(برای مونث) و هم جمع احور (برای مذکر)می
دانند.راغب اصفهانی در مفردات می گوید:
«حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِي الْخِيامِ [الرحمن/ 72]، وَ حُورٌ عِينٌ [الواقعة/ 22]، جمع أَحْوَرَ و حَوْرَاء»( المفردات في غريب القرآن، ص: 262)
در تفسیر نمونه نیز ذیل آیه 54 دخان آمده است:«" حور" جمع" حوراء" و" احور" به كسى مىگويند كه سياهى چشم او كاملا مشكى و سفيدى آن كاملا شفاف است!." عين" (بر وزن چين) جمع" اعين" و" عيناء" به معنى درشت چشم است.»(تفسير نمونه، ج21، ص: 212)
بدیهی است که به قرینه ضمایر مونث یا اوصاف خاص،حور به زنان گفته می شود.با توجه به سیاق آیات،ظاهرا در بسیاری موارد نیز اینچنین است.اما در حالت اطلاق به دو جنس مذکر و مونث گفته می شود.
بنابراین حور برای مذکر و مونث هر دو بکار می رود .این معنا به ضمیمه مطلبی که در پست قبلی ذکر شد(فیها ما تشتهیه الانفس) نتیجه میدهد که برای زنان مومنه نیز در صورت طلب،جفتی خواهد بود.
ویرایش توسط رسا : 6 بهمن 1390 در ساعت 11:32
صلوات : زهــره
| تاریخ عضویت : | مهر 1388 |
| نوشته : 850 | صلوات : 841 |
| صلوات گرفته: | 3,401 در 810 پست |
| حضور : | نامشخص |
| دریافت : 4 | آپلود : 0 |
با درود. اما تا انجایی که من میدانم حور به زن سیاه چشم گفته شده با توجه به اینکه قران به زبان عربی نازل شده و معانی کلمات هم قاعدتا باید از فرهنگ عرب گرفته شده باشد میشه لطف کنید از فرهنگ و ادبیات عرب شعری یا نوشته ای یا مطلبی برای مثال بیاورید که نشان دهد حور برای مذکر هم بکار رفته است؟؟اما در حالت اطلاق به دو جنس مذکر و مونث گفته می شود.
صلوات : زهــره
صلوات : زهــره
| تاریخ عضویت : | مهر 1388 |
| نوشته : 850 | صلوات : 841 |
| صلوات گرفته: | 3,401 در 810 پست |
| حضور : | نامشخص |
| دریافت : 4 | آپلود : 0 |
| تاریخ عضویت : | مهر 1388 |
| نوشته : 850 | صلوات : 841 |
| صلوات گرفته: | 3,401 در 810 پست |
| حضور : | نامشخص |
| دریافت : 4 | آپلود : 0 |
با سلام
برخی واژه شناسان و مفسرین تصریح دارند که حور،جمع احور و حوراءست.راغب اصفهانی که انصافا واژه شناس برجسته و مورد قبول شیعه و سنی است از جمله این افراد است که سخنش ذکر شد.
ابوالفتوح رازی از مفسرین برجسته شیعی در قرن ششم نیز به این موضوع تصریح کرده است(رک:روض الجنان و روح الجنان في تفسيرالقرآن، ج18، ص: 282)
در فرهنگ ابجدی نیز همین مطلب آمده است(رک:فرهنگ أبجدي عربي-فارسي، متن، ص: 19)
واژه شناس برجسته معاصر یعنی علامه مصطفوی(مولف کتاب التحقیق فی کلمات القرآن الکریم) در تفسیر خود می نویسد:
« أمّا حور: جمع حوراء است مثل سوداء و سود، و اطلاق مىشود بفرديكه متحوّل شده است بصورت زيبا و شكل و هيئت مطلوب، خواه مرد باشد يا زن، زيرا جمع أحور نيز حور مىشود»(تفسير روشن، ج4، ص: 226)
اما باید توجه داشت که اصل واژه حور به معنای شدت سفیدی می باشد.(چه در مرد چه در زن)
طبری ،شیخ طوسی و ... می گویند:«أن الحور عند العرب: شدة البياض»(جامع البيان في تفسير القرآن، ج3، ص: 201 - التبيان في تفسير القرآن، ج2، ص: 474)
ابوالفتوح نیز می نویسد:« اصل «حور» بنزديك عرب سپيدى باشد، يقال: رجل احور و امراة حوراء و رجال و نساء حور، للشّديد بياض العين. و نان سپيد را حوّارى گويند، و زن سپيد روى با جمال را حواريّه گويند، قال الحارث بن حلّزة:
فقل للحواريّات يبكين غيرنا و لا تبكنا الّا الكلاب النّوابح
و قال الفرزدق:
فقلت انّ الحواريّات تعطفه اذا تزيّنّ من تحت الجلابيب»
( روض الجنان و روح الجنان في تفسيرالقرآن، ج4، ص: 343)
ویرایش توسط رسا : 7 بهمن 1390 در ساعت 00:17
صلوات ها 2 : رحیق مختوم,زهــره
درود.اگر بفرض حوری شامل مردانسیاه چشم هم بشود چگونه است که قران هیچ توصیفی از انها نکرده؟؟!اگر نظر قران زنان ومردان بهشتی بیک اندازه پیش خدا ارزش دارند چرا بیشتر خطاب به مردان است ؟؟ مثلا در قران ایات متعدد داریم که حوریان بهشتی را برای مردان وصف میکند مثل : زنانیکه همیشه باکره اند یا نوسال و کال پستان و اینکه در خیمه ها هستند و شوهر دوست ووو ولی هیچ جا نگفته ای زنان برای شما حوریانیست که از نظر زیبایی چنین وچنانندوووو حداقل برداشتی که میتوان کرد این است که مخاطب خدا بیشتر مردان است و برای انها ارزش بیشتری قایل شده ایا زن مومن بهشتی زیبایی مرد حوری برایش بی ارزش است؟؟؟ برداشت دیگه اینه که وقتی اینهمه میگه ای مردان ازواج مطهره بهتون میدیم حوریانی با این اوصاف فوق ولی برای زنان چنین شرح تفصیلی از حوری مرد نمیده ادم ناخوداگاه ذهنش به این سمت میره که حوری مرد نباید باشه وحوری یعنی زنان سپید فراخ چشم
صلوات ها 2 : رحیق مختوم,زهــره


| تاریخ عضویت : | فروردین 1390 |
| نوشته : 1,654 | صلوات : 7,134 |
| صلوات گرفته: | 7,328 در 1,556 پست |
| حضور : | 2 روز 10 ساعت 1 دقیقه |
| دریافت : 34 | آپلود : 0 |
| گالری : 110 | وبلاگ : |

در رابطه را فرمایش جناب طالب مطالبی بر گرفته از آیات شریفه قرآن به عرض شما بزرگواران میرسد
خداوند تبارک و تعالی درباره کیفر اعمال، می فرماید:
1- کل امرء بما کسب رهین (1)
هرکس در گرو کسب وکار خود است.
اما این «امرء» در مقابل «امرئه » نیست، بلکه فرهنگ محاوره این است که از انسان به عنوان «مردم » یاد شود، نه به عنوان مرد در مقابل زن. وقتی زن ومرد در صحنه انقلاب حضور پیدا کردند، می گویند: مردم ایران، انقلاب کردند ویا اگر زن ومرد نسبت به یک مطلبی سؤال دارند گفته می شود «مردم » چنین می گویند، این مردم یعنی «توده ناس » نه این که مرد در مقابل زن باشد. بنابراین، در این آیه که می فرماید:
کل امرء بما کسب رهین یعنی، هر مردی در برابر کسب خود مرهون است ودرگرو کار خود است، منظور مرد در مقابل زن نیست، چه این که همین معنا را در آیه ای دیگر با تعبیر «نفس » بیان می کند ومی فرماید:
2- لیس للانسان الا ما سعی وان سعیه سوف یری ثم یجزیه الجزاء الاوفی (2)
نیست برای انسان جز آنچه تلاش نموده است، ونتیجه تلاش خود را به زودی می بیند، سپس هرچه تمامتر پاداش داده می شود.
بنابراین، مساله جزا وجریان معاد اختصاص به گروه خاص ندارد، وچون معاد بازگشت به همان مبدا است، لذا هر انسانی در برابر کار خود مسؤول است ودر اینجا زن ومرد دخیل نیست، در مبدا شناسی وتقرب به مبدا هم همچنین. اینها تعبیرات معنوی قرآن کریم است.
3- انی لا اضیع عمل عامل منکم من ذکر او انثی (3)
یعنی، من کار هیچ صاحب کاری از شما را ضایع نمی کنم چه زن چه مرد،
پاداش هجرت شما محفوظ است. زن اگر هجرت کرد ماجور است ومرد نیز اگر مهاجر شد ماجور است. در این آیه ضمن این که حکم به تساوی زن ومرد در فضیلت هجرت شده است اما لفظ را طوری بیان فرمود که به بفهماند اگر سایر الفاظ مذکر بود، منظور مرد در مقابل زن نیست، زیرا در همین آیه کلمه من ذکر او انثی یا بیان «عامل » است، یا بیان «منکم » ، در حالی که هم «عامل » مذکر است، هم «منکم » . اگر چنانچه عامل در مقابل عامله باشد دیگر نمی شود گفت: «عامل من ذکر او انثی » ، واگر «منکم » در مقابل «منکن » باشد، دیگر نمی توان گفت: «من ذکر او انثی » ، پس معلوم می شود که این «عامل » را در مقابل «عامله » وهمچنین «منکم » را در مقابل «منکن » نباید معنا کرد واین شاهد خوبی است بر این مدعا که اگر تعبیرات قرآنی به صورت مذکر آمده است براساس فرهنگ محاوره می باشد نه بر اساس ادبیات کتابی.
1- طور 21
2- نجم 40 ، 39
3- آل عمران 195
زن در آئینه جلال و جمال، جوادی آملی
"
صلوات ها 4 : taleb,امید به ظهور,زهــره,عبد الزهرا




| تاریخ عضویت : | مهر 1388 |
| نوشته : 687 | صلوات : 189 |
| صلوات گرفته: | 2,369 در 648 پست |
| حضور : | 1 ساعت 34 دقیقه |
| دریافت : 1 | آپلود : 0 |
بسم الله الرحمان الرحیم
با سلام و تشکر از حضور خوب دوستان
سوال پرسیدند که اگر " حور" برای مرد و زن است پس چرا خدای متعال حوریان مرد را برای زنان توصیف نکرده است؟
جواب این سوال در ابتدای این موضوع آمده است و آن اینکه :
از آنجایی که قرآن کریم در لفافه ادب واخلاق با انسان سخن می گوید ورسم قرآن این نیست که در امور جنسی زن را پیش قدم معرفی کند وبگوید :«دربهشت برای زنان شوهران پاکیزه خواهد بود»، فرمود :«در بهشت برای مردان زنان پاکیزه خواهد بود».
موفق باشید
صلوات ها 7 : **عبدالله**,taleb,کاوه,آذر بانو,حرم امن الهی,رحیق مختوم,عبد الزهرا
با درود.برداشت از فرمایش حضرتعالی:خدا نسبت به مردان با بی ادبی صحبت کردهو نسبت به زنان بی ادبی نکرده!!! یعنی خدا از اینکه اوصاف حوریان مرد را برای زنان نگفته نخواسته به زنان توهین کند اما وقتی اوصاف حوریان زن را برای مردان گفته که همیشه باکره اند و نوسال و شوهر دوست .... در واقع به مردان توهین کرده!!ولی بنظر من اگر قرار باشد توهین شده ای مشخص شود به زنان توهین شده زیرا زن را مثل کالایی بسیار جذاب برای مردان توصیف میکند که وسیله لذت جویی مردان هستند !!! اگر زن ومرد برای خدا یکسان هستند و بطور برابر ماجور میشوند باید بطور برابر هم مخاطب واقع شوند!!
صلوات : امید به ظهور
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 7