ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





کاربران گرامی با توجه به طراحی و راه اندازی قالب واکنش گرا و نهایی شدن این پرسه گسترده ، ممکن است اختلالاتی در دسترسی به انجمن ایجاد شود ، لطفا تا رونمایی از قالب جدید ما را همراهی نمایید...
از صبر و شکیبایی شما متشکریم ...
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1
    رضا آواتار ها
    پاسخ یار انجمن تاریخ اسلام
    عضویت
    بهمن 1394
    نوشته
    10,641
    25,491
    39,886
    حضور
    47 روز 11 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0

    مطلب موارد اختلاف شيعه و اهل تسنن در باب خمس

    با سلام
    از نظر اهل تسنن،خمس فقط به غنائم جنگى تعلق مى‏گيرد وبس.در غير غنائم جنگى آنها قائل به خمس نيستند.
    اين است كه مساله‏خمس ميان اهل تسنن و اهل تشيع از زمين تا آسمان فرق مى‏كند.
    چون‏آنها اختصاص مى‏دهند به غنائم دار الحرب،و غنائم دار الحرب يك امراستثنائى است،گاهى هست و گاهى نيست،مخصوص زمان جنگ‏است.
    ولى مطابق آنچه شيعه مى‏گويد خمس يك امر جارى و دائم‏است،اختصاص به زمان جنگ ندارد،سراسر زندگى اقتصادى مردم‏را در برمى‏گيرد.
    اين يك وجه تفاوت ميان عقيده اهل تسنن و عقيده‏اهل تشيع در باب خمس،كه بعد بحث‏ خواهيم كرد كه اين اختلاف ازكجا پيدا شده.
    مساله دومى كه در باب خمس هست،اين است كه‏خمس را چه اختصاص بدهيم به غنائم دار الحرب و چه‏اعم بگيريم،آن را چند قسمت بايد كرد؟
    همان طور كه‏مى‏دانيد خمس را از نظر فقه شيعه بايد شش قسمت كرد.
    سه قسمت‏آن‏«سهم امام‏»ناميده مى‏شود سه قسمت ديگر سهم سادات،كه بعد عرض مى‏كنم چرا مى‏گويند سهم امام و سهم سادات.
    اهل تسنن ‏مى‏گويند خمس را بايد پنج قسمت كرد نه شش قسمت.بعدا خواهيم‏گفت كه اهل تشيع روى چه حساب مى‏گويند شش قسمت و اهل‏تسنن روى چه خيالى گفته‏اند پنج قسمت.مساله سومى كه مورداختلاف است اين است كه حالا چه خمس اختصاص به غنائم‏دار الحرب داشته باشد و چه اعم باشد،و چه آن را پنج‏يا شش قسمت‏بكنيم،بالاخره آن را به چه مصرفى بايد رساند؟
    بعد كه ثابت كرديم‏ عقيده اهل تشيع در اين سه مسئله درست است،بحث چهارمى راجع به‏فلسفه اين حكم بنا به عقيده اهل تشيع داريم.


    حسن خزّاز گفت: از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟
    فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )


  2. صلوات : عاشق
  3. # ADS
    Circuit advertisement
    عضویت
    Always
    نوشته
    Many
    تبلیغات ...تبلیغات ... تبلیغات ...
     

  4. #2
    رضا آواتار ها
    پاسخ یار انجمن تاریخ اسلام
    عضویت
    بهمن 1394
    نوشته
    10,641
    25,491
    39,886
    حضور
    47 روز 11 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    خمس به چه تعلق مى‏گيرد؟
    اما قسمت اول كه خمس به چه تعلق مى‏گيرد؟عرض كرديم‏كه اهل تسنن مى‏گويند كه خمس فقط به غنائم دار الحرب تعلق‏مى‏گيرد،و اهل تشيع مى‏گويند به مطلق درآمدهاى خالص كه درمقابل آن،انسان هيچ عوضى خرج نكرده است.
    منشا اختلاف،كلمه‏«غنمتم‏»است كه معنى غنمتم چيست؟
    اگر نخواهيم با آنها مباحثه‏كنيم،مى‏گوئيم ائمه ما گفته‏اند مقصود از«غنمتم‏»مطلق درآمدهاى‏خالص اضافى است،
    ولى اگر اهل تسنن بخواهند با ما مباحثه كنند وبگويند به چه دليل حرف ائمه شما درست است،بايد برويم سراغ كلمه‏«غنمتم‏»و ببينيم لغت عربى درباره اين كلمه چه مى‏گويد؟


    اگرلغت عربى گفت كلمه‏«غنمتم‏»كه از ماده‏«غنم يغنم،غانم،مغنوم‏»مى‏باشد يعنى غنيمتى كه در دار الحرب نصيب شما مى‏شود و اختصاص دارد به غنائم دار الحرب،مى‏گوئيم حرف آنها درست است،
    و اما اگر سراغ لغت رفتيم و گفتند كلمه‏«غنم،يغنم‏»و هر چه از اين‏ماده است،يك كلمه اعم است و اختصاص به غنائم دار الحرب‏ندارد،مى‏گوئيم حرف شيعه درست است.

    اول مى‏رويم سراغ قرآن ببينيم در خود قرآن اين كلمه چگونه به‏كار رفته است؟
    ماده‏«غنم‏»در قرآن سه جا به كار رفته است(غير ازآنجا كه لفظ‏«غنم‏»به معنى گوسفند است).يكى قبل از اين آيه بود:
    فكلوا مما غنمتم. آن هم مثل اين آيه است.هر چه اينجا بگوئيم،آنجاهم مانند آن است. همچنين در قرآن آمده است: فعند الله مغانم كثيرة در نزد خدا مغنمهاى بسيارى است.
    مى‏خواهد به مردم بفهماند كه‏فوائد بسيارى كه شما مى‏خواهيد از دنيا ببريد و چشم به آن دوخته‏ايدنزد خدا است.
    معلوم است كه مقصود اين نيست كه غنائم دار الحرب‏نزد خدا است، بلكه مقصود تفضلات زياد است،چون آنچه خدا به‏بشر مى‏دهد اضافى است‏يعنى انسان چيزى از خدا طلبكار نيست،هر چه كه خدا به بنده مى‏دهد تفضل است.
    پس ما مى‏بينيم كلمه‏«مغانم‏»در قرآن در جايى استعمال شده است كه اختصاص به غنائم‏دار الحرب ندارد.
    معلوم مى‏شود كه اگر معناى اين كلمه اختصاصاغنائم دار الحرب بود،درست نبود كه قرآن بگويد: فعند الله مغانم‏كثيرة بلكه بايد كلمه ديگرى به جاى آن به كار مى‏برد.


    دوم،حديث نبوى;كه اهل تسنن هم روايت كرده‏اند،ومخصوصا در نهايه ابن اثير نيز هست.
    مضمونش اين است:من له الغنم‏عليه الغرم.
    اين حديث در فقه مورد استعمال دارد و در آنجا سنيها هم قبول دارند كه معنايش اين است كه هر كسى كه سود،مال او است‏ضرر هم به او تعلق مى‏گيرد.
    اين حديث به صورت ضرب المثل هم‏درآمده:من له الغنم عليه الغرم.هر كس كه در موردى سود آن رامى‏برد ضررش را هم بايد متحمل بشود.
    بديهى است در اين حديث‏معنى‏«غنم‏»غنيمت دار الحرب نيست بلكه سود است.پس معلوم شدكلمه‏«غنم‏»در مطلق سود به كار برده مى‏شود.اين هم شاهدى ازاحاديث نبوى.
    اما لغت.در ميان لغويين،ما يك لغوى را انتخاب مى‏كنيم‏كه عرب است ولى نه شيعه است و نه سنى و از اين نظر بى‏طرف‏است،و او صاحب‏«المنجد»كتاب لغت مى‏باشد كه يك مسيحى‏لبنانى است.(حدود ثلث مردم لبنان مسيحى هستند)
    .وقتى ما رجوع‏مى‏كنيم به كتاب‏«المنجد»ماده‏«غنم يغنم‏»مى‏بينيم مى‏گويد (1) :
    «من غنم مالا»يعنى كسى كه مالى بلا بدل و مفت گيرش آمده.
    بعدمى‏گويد غنائم دار الحرب يكى از مصداقهاى غنم و غنيمت است نه‏اينكه منحصر به آن باشد.


    پس ما مى‏بينيم كه اين عرب مسيحى هم‏اين لغت را همان طور ترجمه مى‏كند كه علماى شيعه اين آيه را تفسيركرده‏اند.
    و البته علماى شيعه هم از خودشان نگفته‏اند،از زبان‏ائمه‏شان گفته‏اند.


    پس ما مى‏بينيم آنچه كه ائمه گفته‏اند با زبان ولغت عربى وفق مى‏دهد نه اينكه گفته باشند تعبدا اين نظر را بپذيريد.
    يك مثال:معمولا هنگام بازگشت مسافر،وقتى مى‏خواهند به‏او دعا كنند،مى‏گويند خير مقدم،يعنى خوش آمدى.
    ولى وقتى‏مى‏خواهد برود،ما مى‏گوئيم به سلامت،
    عرب مى‏گويد سالما وغانما.«سالما»همان معنى به سلامت را مى‏دهد،و«غانما»يعنى باغنيمت برگردى.

    آيا[غانما را]فقط به سربازى كه به ميدان جنگ‏مى‏رود مى‏گويند؟
    نه،به هر مسافرى مى‏گويند.
    يعنى سفرت با فايده‏باشد.«سالما»يعنى به سلامت برگردى،«غانما»يعنى با سود ومنفعت برگردى.
    «غانم‏»اختصاص ندارد به غنيمت دار الحرب،هر سود و منفعتى را مى‏گويند غنيمت.



    بنابراين ما كه شيعه هستيم،از آن نظر كه ائمه ما گفته‏اند،درميان خودمان بحثى نداريم ولى اگر اهل تسنن از ما بپرسند از چه جهت‏خمس شامل هر درآمد خالصى مى‏شود-و حالا هم عده‏اى سنى مآب‏پيدا شده‏اند كه اين حرف را مى‏زنند-جواب مى‏دهيم آنچه ائمه ماگفته‏اند منطبق است با آنچه قرآن مى‏گويد.قرآن نگفته است:
    و اعلموا انما غنمتم فى دار الحرب من شى‏ء قرآن گفته: و اعلموا انماغنمتم.

    آنها مى‏گويند آيات قبلش مربوط به جنگ است.
    مى‏گوئيم ماكه نمى‏گوئيم اين آيه،غنيمت دار الحرب را شامل نمى‏شود تا شما بگوئيد[به آيات قبل]ارتباط ندارد.ما مى‏گوئيم غنائم دار الحرب يكى ازاقسام غنيمت است و قرآن در اينجا خواسته است‏يك قاعده كلى رابيان كند كه شامل غنيمت دار الحرب هم بشود نه اينكه خواسته باشدفقط حكم غنيمت دار الحرب را بگويد.
    به علاوه آيا ممكن است كه‏اسلام درباره ماليات عمومى يك كلمه حرف نزده باشد؟
    !زكات‏ماليات عمومى نيست،آن يك امر اختصاصى است و به يك اموال خاصى تعلق مى‏گيرد.و آيا اسلام كه مدعى است در جميع شؤون‏زندگى مردم حكم دارد مى‏تواند حكم ماليات عمومى نداشته باشد؟!
    پس در اينجا به حكم لغت،حق با اهل تشيع است.
    ادامه دارد ...
    ویرایش توسط رضا : 1389/06/25 در ساعت 02:46


    حسن خزّاز گفت: از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟
    فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )


  5. صلوات : عاشق
  6. #3
    رضا آواتار ها
    پاسخ یار انجمن تاریخ اسلام
    عضویت
    بهمن 1394
    نوشته
    10,641
    25,491
    39,886
    حضور
    47 روز 11 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    خمس به چند قسمت تقسيم مى‏شود؟
    حال مى‏آييم سراغ مساله دوم.ما يك پنجم را كه گرفتيم-حالا ازهر چه گرفتيم-در اينكه اين يك پنجم بايد به سهامى تقسيم شود،بين شيعه‏و سنى اختلافى نيست.
    ولى شيعه مى‏گويد شش قسمت مى‏شود وسنى مى‏گويد پنج قسمت.
    مى‏رويم سراغ آيه قرآن.ببينيم قرآن گفته‏شش سهم يا پنج‏سهم؟
    مى‏بينيم قرآن گفته: فان لله خمسه و للرسول‏و لذى القربى و اليتامى و المساكين و ابن السبيل خود قرآن تصريح‏مى‏كند كه شش دسته‏اند.
    پس چرا اهل تسنن مى‏گويند پنج‏سهم‏بشود؟
    آنها مى‏گويند خمس كه يك پنجم اصل درآمد است پنج قسمت‏مى‏شود كه قهرا هر يك از سهام پنجگانه يك بيست و پنجم مى‏شود ولى اهل تشيع‏مى‏گويند خمس شش قسمت مى‏شود كه قهرا هر سهم يك سى‏ام خواهد شد.
    چطور اهل تسنن با وجود يك دليل واضح و روشن،بر خلاف صريح آيه‏قرآن گفته‏اند خمس بايد پنج قسمت بشود؟
    آنها دليلى مى‏آورند كه مابايد بررسى كنيم ببينيم درست است‏يا نه؟از آن شش تا،يكى خدابود.مى‏گويند معنى ندارد كه خدا سهمى ببرد و يك سهم را بدهيم به‏خدا.
    مگر خدا مى‏خواهد مال مصرف كند؟
    !به پيغمبر بدهيم درست‏است زيرا بشر است و احتياج دارد.سايرين نيز همين طور.مى‏گوئيم‏پس چرا[خدا را]ذكر كرده؟مى‏گويد خدا تشريفا ذكر شده.
    خدا نام خودش را در اينجا همراه ديگران كرده براى احترام آنها،و الا خداكه سهم نمى‏برد.ذكر نام خدا تشريفى است و پنج تاى ديگر حقيقى.
    شيعه جواب مى‏دهد:غنائم دار الحرب گاهى آنقدر زياد است-مثل‏غنائم ايران براى اعراب-و آنقدر اشياء نفيس و سيم و زر دارد كه‏يك فرد نمى‏داند چگونه خرجشان بكند،سر به ميليونها و ميلياردهامى‏زند،مثل غنائم جنگهاى صدر اسلام.
    در اين صورت آيا درست‏است كه يك بيست و پنجم از همه آنها به شخص پيغمبر تعلق بگيرد و به هر يك ازذى القربى و يتيمها و مسكينها و ابن السبيل‏ها نيز يك بيست و پنجم پس پيغمبراينهمه را براى شخص خودش اختصاص داد؟!
    همان طور كه ممكن‏نيست بگوئيم خدا يك مصرف است،همچنين ممكن نيست بگوئيم‏پيغمبر يك مصرف است به اين معنى كه تمام اين سهم مال شخص‏پيغمبر باشد و براى او خرج شود.
    پيغمبر كه از همه مردم فقيرانه‏ترزندگى مى‏كرد.
    حتى در مورد ذى القربى هم اينطور است.
    سهمى به‏نام خدا،سهمى به نام پيغمبر و سهمى به نام ذى القربى،در واقع به‏يك معنى همه‏اش تشريفاتى است.


    تمام اينها در زمان پيغمبر در اختيارپيغمبر،در زمان امام در اختيار امام،و در نبودن امام در اختيارنايب امام(ع)قرار مى‏گيرد نه براى اينكه صرف شخص خودش بكندبه عنوان اينكه پيغمبر،يا امام و يا جانشين آنها و ولى امر مسلمين‏است، بلكه به اين عنوان مى‏گيرد كه صرف مصالح عاليه مسلمين‏بكند.ما مى‏گوئيم اگر پيغمبر براى خودش مصرف كند اشكال دارد.
    او اين قدر احتياج ندارد.
    يك سهم به نام خدا،يك سهم به نام‏پيغمبر،و يك سهم به نام ذى القربى.اما خرج چه بشود؟
    خرج مصالح عاليه و كليه مسلمين،و در اختيار ولى امر مسلمين هم هست.
    همان‏شش سهم درست است نه پنج‏سهم.
    پس در اين اختلاف دوم هم كه‏آيا خمس را بايد شش قسمت كرد يا پنج قسمت،آنطور كه بيان‏كرديم،حق با اهل تشيع است.باقى مى‏ماند قسمت‏سوم.اينجا دارد:
    يتيمها،مسكينها،ابن السبيل‏ها،كه خلاصه مى‏شود افراد فقير.
    آيامقصود عموم فقراى مسلمين هستند يا فقراى سادات:يتيمهاى‏سادات،مسكينهاى سادات و ابن السبيل‏هاى سادات؟
    شيعه مى‏گويداختصاص دارد به سادات[كه در جلسه آينده در اين باره حث‏خواهيم‏كرد].
    پى‏نوشتها:
    1-[چند دقيقه از ابتداى سخنرانى استاد شهيد متاسفانه روى نوار ضبط نشده است].
    2-عين عبارت نيست.

    آشنايى با قرآن

    شهيد استاد مرتضى مطهرى


    حسن خزّاز گفت: از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟
    فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از 1393/07/24, 08:01 : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •