• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15

    موضوع: فرق قضا و قدر و سرونوشت چیست؟

    جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   
    1. #1
      پاسخ یار انجمن کلام و عقاید
      عضویت : جنسیت شهریور 1388
      نوشته : 2,643 صلوات : 41
      مورد صلوات: 10,989 در 2,395
      حضور : 1 روز 2 ساعت 4 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      گمنام آنلاین نیست.

      فرق قضا و قدر و سرونوشت چیست؟




      فرق قضا و قدر و سرونوشت چیست

    2.  

    3. #2
      مدیر علمی انجمن کلام و عقاید
      عضویت : جنسیت مهر 1388
      نوشته : 2,770 صلوات : 9,905
      مورد صلوات: 10,857 در 2,456
      حضور : 15 روز 9 ساعت 38 دقیقه
      دریافت : 5 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      صدیق آنلاین نیست.

      راهنما معنای صحیح قضا و قدر (سرنوشت)




      نقل قول نوشته اصلی توسط گمنام نمایش پست ها
      فرق قضا و قدر و سرونوشت چیست
      با سلام و تشکر

      معنای صحیح قدر

      تقدیر به معنای اندازه گرفتن یا ایجاد اندازه كردن است. گاهی قضاء و قدر به صورت مترادفین به معنای «سرنوشت» به كار میرود. و با توجّه به مفهوم این دو، مرحله قدر مقدم بر قضاء است. مرحله قدر، مرحله اندازهگیری و فراهم كردن اسباب و زمینهكاری است و مرحله قضاء مرحله پایان كار و یكسره شده كار است.[1]

      با توجّه به این معنا منظور از تقدیر الهی این است كه خداوند متعال برای هر پدیدهای اندازه و حدود كمی و كیفی و زمانی و مكانی خاصی قرار داده است كه تحت تأثیر علل و عوامل تدریجی، تحقیق مییابد.[2] در قرآن تقدیر، در بعضی از آیات تقدیر عام است و شامل جمیع مخلوقات خداست و «خلق كل شیء، فقدّر تقدیرا»[3] و همه چیز را آفریده و به اندازهاش مقرر داشته است و در جایی دیگر: «انّا كلّ شیءٍ خلقناهُ بِقدرٍ»[4] ما همه چیز را به اندازه آفریدیم.

      امّا در بسیاری از آیات حتی تقدیرات خاص را هم بیان فرموده است: «انزلنا من السماء ماءً بقدرٍ»[5] نزول آب از آسمان با قدر و اندازه خاص است. و یا خیلی جزئیتر و شخصیتر «قدّرنا انما لمن الغابرین»[6] یعنی مقرر كردیم كه همسر لوط از هلاك شدگان باشد.

      برای روشنتر شدن بحث دانستن این مطالب ضروری است كه: تقدیر دو معنا می‌تواند داشته باشد:

      1. ایجاد اندازه و چیزی را به اندازه ایجاد كردن، یا اندازه برای چیزی قرار دادن؛ 2. سنجش، اندازه این دو معنا متناسب با دو نوع تقدیر است: 1. تقدیر علمی؛ 2. تقدیر عینی.

      معنای صحیح قضاء
      قضاء به معنای یكسره كردن و به انجام رساندن و فیصله دادن است[7]به این معنا كه از آن‌جا كه هر فعلی محتاج یك سری اسباب و مقدمات و علتی خاص است لذا هرگاه تمام اسباب و مقدمات و علل (اعم از علل ناقصه و علل تامه) یك شیء فراهم شد حتماً‌آن شیء محقق می‌شود و آن فعل از فلان فاعل حتماً صادر و ایجاد می‌شود. و این همان معنای قضاء تكوینی الهی است این معنای از قضاء الهی هم با افعال و اعمال اختیاری آدمی هیچ منافاتی ندارد؛ زیرا ضرورت و یكسره شدن كار بدین معنا نیست كه اختیار و اراده فاعل هیچ نقشی و دخلی نداشته باشد بلكه به این معنا است كه آنچه مقدمات برای تحقق این فعل لازم است و از آن جمله اراده و اختیار انسان در این صدور فعل نقش دارند و همگی از جانب خداوند متعال هستند. توضیح این‌كه اراده و قدرت انسان در انجام هر فعلی با فاعل الهی قابل جمع هستند چرا كه این دو فاعل در طول هم هستند نه در عرض هم. به این معنا كه انسان بینیاز از خدا نیست و وابسته به اوست لذا چنانچه در اصل وجودش انسان استقلال ندارد، در افعالش هم هیچ استقلالی ندارد. امّا با این وجود این به معنای سلب اختیار از انسان نیست. چرا كه جبر این است كه جایی كه من میتوانم اختیار كنم كسی جلوی مرا بگیرد و اگر نخواهم كسی به زور آن را بر من تحمیل كند. ولی ما بالوجدان میدانیم كه هر كاری كه خود اراده كردیم انجام میدهیم وقتی بخواهیم حرف میزنیم و یا دستمان را تكان میدهیم و هر موقع خواستیم و احساس گرسنگی كردیم و یا تشنگی غذا و آب میخوریم و هیچ كس ما را در انجام دادن یا ترك كردن آن‌ها اجبار نمی‌كند و این امر بر هر عاقلی واضح و بدیهی است چون آن را بالفطره و بالوجدان درك می‌كند و هیچ كس نمی‌تواند منكر این اختیار آدمی شود مگر انكار زبانی. همین انسانی كه به زبان منكر اختیار خود و دیگران است اگر در جایی مورد ضرب و شتم فردی دیگر واقع شد، خیلی ناراحت می‌شود و فرد خاطی را مورد سرزنش قرار میدهد و حتی به دادگاه و قاضی مراجعه كرده و از آن فرد شكایت می‌كند، در حالی كه اگر طبق عقیده خودش عمل میكرد كه انسان اختیاری در كارهایش ندارد و مجبور است) نمیبایست از فرد خاطی شكایت كند و از او انتقام بگیرد.

      موفق باشید ...

      پاورقی___________________________
      [1] . علامه طباطبایی، محمد حسین، نهایه الحكمه، ج 3، ص 282 ـ 283، ترجمه: علی شیروانی.
      [2] . ر. ك: مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقاید، ج 1، ص 180.
      [3] . سوره فرقان،‌آیه 2.
      [4] . سوره قمر، آیه 49.
      [5] . سوره مؤمنون، آیه 18.
      [6] . سوره حجر، آیه 60.
      [7] . ر. ك: مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش فلسفه، ج 2، ص 408 و آموزش عقاید، ج 1، ص 1480.

      ویرایش توسط صدیق : 09-03-1389 در ساعت 21:06 دلیل: فونت

    4. #3
      پاسخ یار انجمن کلام و عقاید
      عضویت : جنسیت شهریور 1388
      نوشته : 2,643 صلوات : 41
      مورد صلوات: 10,989 در 2,395
      حضور : 1 روز 2 ساعت 4 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      گمنام آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها

      با سلام و تشکر:gol:

      معنای صحیح قدر

      تقدیر به معنای اندازه گرفتن یا ایجاد اندازه كردن است. گاهی قضاء و قدر به صورت مترادفین به معنای «سرنوشت» به كار میرود. و با توجّه به مفهوم این دو، مرحله قدر مقدم بر قضاء است. مرحله قدر، مرحله اندازهگیری و فراهم كردن اسباب و زمینهكاری است و مرحله قضاء مرحله پایان كار و یكسره شده كار است.[1]

      با توجّه به این معنا منظور از تقدیر الهی این است كه خداوند متعال برای هر پدیدهای اندازه و حدود كمی و كیفی و زمانی و مكانی خاصی قرار داده است كه تحت تأثیر علل و عوامل تدریجی، تحقیق مییابد.[2] در قرآن تقدیر، در بعضی از آیات تقدیر عام است و شامل جمیع مخلوقات خداست و «خلق كل شیء، فقدّر تقدیرا»[3] و همه چیز را آفریده و به اندازهاش مقرر داشته است و در جایی دیگر: «انّا كلّ شیءٍ خلقناهُ بِقدرٍ»[4] ما همه چیز را به اندازه آفریدیم.

      امّا در بسیاری از آیات حتی تقدیرات خاص را هم بیان فرموده است: «انزلنا من السماء ماءً بقدرٍ»[5] نزول آب از آسمان با قدر و اندازه خاص است. و یا خیلی جزئیتر و شخصیتر «قدّرنا انما لمن الغابرین»[6] یعنی مقرر كردیم كه همسر لوط از هلاك شدگان باشد.

      برای روشنتر شدن بحث دانستن این مطالب ضروری است كه: تقدیر دو معنا می‌تواند داشته باشد:

      1. ایجاد اندازه و چیزی را به اندازه ایجاد كردن، یا اندازه برای چیزی قرار دادن؛ 2. سنجش، اندازه این دو معنا متناسب با دو نوع تقدیر است: 1. تقدیر علمی؛ 2. تقدیر عینی.

      معنای صحیح قضاء
      قضاء به معنای یكسره كردن و به انجام رساندن و فیصله دادن است[7]به این معنا كه از آن‌جا كه هر فعلی محتاج یك سری اسباب و مقدمات و علتی خاص است لذا هرگاه تمام اسباب و مقدمات و علل (اعم از علل ناقصه و علل تامه) یك شیء فراهم شد حتماً‌آن شیء محقق می‌شود و آن فعل از فلان فاعل حتماً صادر و ایجاد می‌شود. و این همان معنای قضاء تكوینی الهی است این معنای از قضاء الهی هم با افعال و اعمال اختیاری آدمی هیچ منافاتی ندارد؛ زیرا ضرورت و یكسره شدن كار بدین معنا نیست كه اختیار و اراده فاعل هیچ نقشی و دخلی نداشته باشد بلكه به این معنا است كه آنچه مقدمات برای تحقق این فعل لازم است و از آن جمله اراده و اختیار انسان در این صدور فعل نقش دارند و همگی از جانب خداوند متعال هستند. توضیح این‌كه اراده و قدرت انسان در انجام هر فعلی با فاعل الهی قابل جمع هستند چرا كه این دو فاعل در طول هم هستند نه در عرض هم. به این معنا كه انسان بینیاز از خدا نیست و وابسته به اوست لذا چنانچه در اصل وجودش انسان استقلال ندارد، در افعالش هم هیچ استقلالی ندارد. امّا با این وجود این به معنای سلب اختیار از انسان نیست. چرا كه جبر این است كه جایی كه من میتوانم اختیار كنم كسی جلوی مرا بگیرد و اگر نخواهم كسی به زور آن را بر من تحمیل كند. ولی ما بالوجدان میدانیم كه هر كاری كه خود اراده كردیم انجام میدهیم وقتی بخواهیم حرف میزنیم و یا دستمان را تكان میدهیم و هر موقع خواستیم و احساس گرسنگی كردیم و یا تشنگی غذا و آب میخوریم و هیچ كس ما را در انجام دادن یا ترك كردن آن‌ها اجبار نمی‌كند و این امر بر هر عاقلی واضح و بدیهی است چون آن را بالفطره و بالوجدان درك می‌كند و هیچ كس نمی‌تواند منكر این اختیار آدمی شود مگر انكار زبانی. همین انسانی كه به زبان منكر اختیار خود و دیگران است اگر در جایی مورد ضرب و شتم فردی دیگر واقع شد، خیلی ناراحت می‌شود و فرد خاطی را مورد سرزنش قرار میدهد و حتی به دادگاه و قاضی مراجعه كرده و از آن فرد شكایت می‌كند، در حالی كه اگر طبق عقیده خودش عمل میكرد كه انسان اختیاری در كارهایش ندارد و مجبور است) نمیبایست از فرد خاطی شكایت كند و از او انتقام بگیرد.

      موفق باشید ...:gol:

      پاورقی___________________________
      [1] . علامه طباطبایی، محمد حسین، نهایه الحكمه، ج 3، ص 282 ـ 283، ترجمه: علی شیروانی.
      [2] . ر. ك: مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقاید، ج 1، ص 180.
      [3] . سوره فرقان،‌آیه 2.
      [4] . سوره قمر، آیه 49.
      [5] . سوره مؤمنون، آیه 18.
      [6] . سوره حجر، آیه 60.
      [7] . ر. ك: مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش فلسفه، ج 2، ص 408 و آموزش عقاید، ج 1، ص 1480.

      سلام

      تشکر از پاسخ شما

      پس با این اوصاف ایا میتوان گفت سرنوشت همان قضا و قدر است؟

    5. صلوات ها 2 : nasim,صدیق
    6. #4
      عضو ثابت
      عضویت : جنسیت خرداد 1389
      نوشته : 959 صلوات : 715
      مورد صلوات: 2,223 در 747
      حضور : 13 ساعت 26 دقیقه
      دریافت : 6 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      erfan_alavi آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط گمنام نمایش پست ها
      سلام

      تشکر از پاسخ شما

      پس با این اوصاف ایا میتوان گفت سرنوشت همان قضا و قدر است؟
      ..یا ستار..

      با سلام..

      ضمن پوزش از بزرگوران بابت مداخله این حقیر..


      اینکه سرنوشت هر شخصی جزء قضاء و قدر می باشد حرفی است درست؛ولی چگونگی تعلق ان به قضا و قدر مربوطه مهم می باشد ؛که باید دید این چگونه تعلقی است..


      طبق انچه استاد عزیز جناب صدیق بیان نمودند؛انچه باعث صدور فعل در خارج می باشد ؛تحقق علت تامه هست ؛که خود علت تامه نیز بر گرفته از تمام اجزای ان می باشد ؛به عبارتی وقتی علت تامه تحقق می یابد که همه اجزا ان در خارج تحقق یابد که یکی از ان اجزا اراده و اختیار انسان است ؛نتیجتا خود اختیار و اراده علت تامه نمی باشد ....

      خوب با این حساب تا تمام اجزا در خارج تحقق پیدا نکند فعلی صادر نمی گردد و قضایی حتم نمی شود و قدری ایجاد نمی گردد؛مثلا در خوردن یک لقمه نان ؛نیاز به خود نان و بزاق دهان؛فاصله تناسب بین دهان و لقمه و شرایط لقمه و دهان و ده ها علت دیگر نیاز است تا لقمه نان خورده شود ؛البته در صورتی که همه شرایط مقتضی باشد ؛انوقت نیاز به اراده می باشد که این لقمه خورده شود ؛البته اراده مقدمات خود را از علم وتصور به ان لقمه و سپس شوق به سوی ان و بعد از مراحل مذکور اراده انجام شده و بعد از همه این مقدمات اختیار خود به خود حاصل است و فعل به اختیار انجام می گیرد..

      نتیجتا اختیار نیز یک امر تقدیری است که از جانب خدا می باشد واو خواشته است ؛وچون سرنوشت انسان با اختیار او رقم می خورد نتیجتا خود سرنوشت نیز تحت قدر و قضا قرار گرفته است ؛منتها علم الهی به علت صدور فعل انسان تعلق نمی گیرد تا جبر به وجود اید ؛بلکه این علم به فعل اختیاری او تعلق گرفته است.یعنی علم الهی از ازل به فعل اختیاری انسان تعلق گرفته است...

      با توجه به مطالب عنوان شده اراده و حتی اختیار همانطور که گفته شد یکی از اجزاء علت تامه می باشد ؛نه خود علت تامه ؛پس برای تحقق یک فعل نیاز به علل معد دیگری غیر از اراده می باشد که بدون یکی از انها فعل از انسان صدور نمی یابد.نتیجتا سرنوشت انسان از یک نظر ؛از کانال همه این قضاهای مبرم و حتمی و مقادیر اندازه شده باید عبور نماید تا به سر منزل مقصود نائل گردد..


      یاحق..



    7. صلوات ها 3 : nasim,رضاهو,صدیق
    8. #5
      پاسخ یار انجمن کلام و عقاید
      عضویت : جنسیت شهریور 1388
      نوشته : 2,643 صلوات : 41
      مورد صلوات: 10,989 در 2,395
      حضور : 1 روز 2 ساعت 4 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      گمنام آنلاین نیست.



      ایا علت سرنوشت را می توان قضا و قدر دانست؟

      خداوندا. من بنده حقیری هستم که در مقابل عظمت و مهربانی تو سر به سجده می اورم چرا که تنها تو هستی که من را وجود بخشیدی و من تورا همیشه در همه حال می بویم و میستایم.

    9. #6
      مدیر علمی انجمن کلام و عقاید
      عضویت : جنسیت مهر 1388
      نوشته : 2,770 صلوات : 9,905
      مورد صلوات: 10,857 در 2,456
      حضور : 15 روز 9 ساعت 38 دقیقه
      دریافت : 5 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      صدیق آنلاین نیست.

      راهنما قضا و قدر = سرنوشت




      نقل قول نوشته اصلی توسط گمنام نمایش پست ها
      ایا علت سرنوشت را می توان قضا و قدر دانست؟
      با سلام

      سرنوشت بیان دیگر قضا و قدر است متکلمان در تعریف قضا و قدر گاهی از عبارت سرنوشت استفاده می کنند. با این فرض، مورد سؤال وجهی ندارد.

      موفق باشید ...


    10. صلوات : yanoor
    11. #7
      كاربر ويژه
      عضویت : جنسیت دی 1389
      نوشته : 6,660 صلوات : 2,815
      مورد صلوات: 23,318 در 5,903
      حضور : 29 روز 21 ساعت 35 دقیقه
      دریافت : 12 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      فریاد : و همه اوست
      Sepasgozar
      حامد آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط گمنام نمایش پست ها
      فرق قضا و قدر و سرونوشت چیست
      سلام
      سرنوشت همان قضاست که شامل قضای حتمی و غیر حتمی است . قضا بعنوان امر کلی باطنی صدها نحوه ظهور می تونه داشته باشه که میل و گرایش و خواست و اعمال ما تعیین کننده یکی از آن ظهورات است .
      موفق باشید
      هردو عالم یک فروغ روی اوست




    12. صلوات : صدیق
    13. #8
      دوست جديد
      عضویت : جنسیت اردیبهشت 1390
      نوشته : 6 صلوات : 1
      مورد صلوات: 16 در 6
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      کوه پیما آنلاین نیست.



      با سلام

      سرنوشت بیان دیگر قضا و قدر است متکلمان در تعریف قضا و قدر گاهی از عبارت سرنوشت استفاده می کنند. اما اگر منظورتان این است که این منجر به جبر می شودیانه باید عرض کنم که خداوند قضا و قدر هر موجودی را به حسب خودش قرار داده است مثلا انسان که موجودی مختار است قضا و قدر الهی به اختیار داشتن او تعلق گرفته است شاید بپرسیدس چرا قضا و قدر را به خدا نسبت می دهیم در حالی که انسان مختار آفریده شده است ؟ علتش این است که خداوند همه موجودات را من جمله ما انسانها را به این نحو آفریده است.


      موفق باشید

    14. صلوات : صدیق
    15. #9
      عضو صميمي
      عضویت : جنسیت مهر 1391
      نوشته : 80 صلوات : 98
      مورد صلوات: 380 در 75
      حضور : 4 روز 5 ساعت 24 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 1 وبلاگ :
      فریاد : سه ر چاو وا کم اومره جوانیم هاتو تاوکول باقچه ژینم برون تا وا نما نه ده ی گول
      سخن عشق آنلاین نیست.



      قضا و قدر و سرنوشت
      شكّى نيست كه مسأله اى به نام قضا و قدر در منابع مذهبى آمده، ولى بحث در تفسير اين دو كلمه است. جمعى از عوام اين دو كلمه را چنين تفسير مى كنند:

      «سرنوشت هر كس از روز نخست، بدون اطّلاع و حضور او، از طرف خداوند تعيين شده است، بنابراين هر كس با سرنوشت معيّنى از مادر متولّد مى شود كه قابل دگرگونى نيست. هر انسانى نصيب و قسمتى دارد كه ناچار بايد به آن برسد، چه بخواهد و چه نخواهد، و كوششها و تلاشها براى تغيير سرنوشت، نصيب و قسمت، و قضا و قدر بيهوده و مبارزه با مشيّت الهى است ... ».

      اگر قضا و قدر را چنين تفسير كنيم، جنبه تخديرى آن قابل انكار نيست، زيرا چنين تفسيرى به ما مى گويد، اگر يك روز كسانى مانند «بنى اميّه خونخوار» و يا «بنى عبّاس غارتگر» و يا «ارتش مغول» به ما حمله كرده و بر ما چيره شدند، بايد تسليم باشيم، چون قضا و قدر الهى است!

      امّا بررسى منابع اسلامى نشان مى دهد كه چنان تفسيرى بشدّت از طرف اسلام محكوم شده است و قبول و پذيرش آن، تمام مفاهيم مسلّم اسلامى را، از قبيل تكليف، جهاد، سعى و كوشش، استقامت، پاداش و كيفر، بهشت و دوزخ، سؤال و حساب و... به هم مى ريزد، و مفهومى براى آنها باقى نمى گذارد. براى روشن شدن اين حقيقت لازم است تفسير صحيح اين دو كلمه را در منابع اصيل اسلامى مورد بررسى قرار دهيم:
      ویرایش توسط سخن عشق : 30-08-1391 در ساعت 04:40


    16. #10
      عضو صميمي
      عضویت : جنسیت مهر 1391
      نوشته : 80 صلوات : 98
      مورد صلوات: 380 در 75
      حضور : 4 روز 5 ساعت 24 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 1 وبلاگ :
      فریاد : سه ر چاو وا کم اومره جوانیم هاتو تاوکول باقچه ژینم برون تا وا نما نه ده ی گول
      سخن عشق آنلاین نیست.



      «قضا» در اصل به معنا حكم و فرمان و «قدر» به معنا اندازه گيرى است و به همين معنا در منابع اسلامى آمده است، منتها گاهى قضا و قدر در زمينه «احكام تكوينى» و جهان آفرينش به كار مى رود و گاهى در زمينه «احكام تكليفى و تشريعى».

      منظور از قضا و قدر تكوينى اين است كه هر حادثه، پديده و هر موجودى در عالم، علّت و اندازه اى دارد، نه چيزى بدون علّت بوجود مى آيد و نه بدون اندازه گيرى معيّن.

      فرض كنيد سنگى پرتاب مى كنيم و شيشه اى مى شكند، شكستن شيشه يك حادثه است كه به يقين علّتى دارد، اين كه مى گوييم داراى علّت است، «قضاى تكوينى» است و به طور قطع ميزان شكستگى و اندازه و حدود آن به كوچكى و بزرگى سنگ، قوّت و فشار دست، نزديكى و دورى فاصله، وزش و عدم وزش باد و مانند اينها بستگى دارد; ارتباط حادثه فوق، با چگونگى علّت آن، همان «قدر تكوينى» مى باشد، بنابراين به طور خلاصه يك معنا قضا و قدر، به رسميّت شناختن قانون عليّت و نظام خاصّ علّت و معلول است.

      روشن است كه حكم و فرمان در جهان تكوين همان انجامدادن يك موضوع است، خواه اين كار بدون واسطه (بالمباشرة) انجام گيرد يا با واسطه (بالتسبيب)، بنابراين قضاى الهى تمام كارهايى است كه بهفرمان خداوند در جهان هستى صورت مى گيرد، خواه بدونواسطه باشد و يا با استفاده از نظام علّت و معلول، و قدر الهى نيز اندازه گيرى اين حوادث در عالم تكوين مى باشد.

      بنابراين تولّد يك فرزند از تركيب نطفه پدر و مادر (اسپرم و اوول) يك فرمان تكوينى و قضاى الهى محسوب مى شود، در حالى كه لحظه تولد و چگونگى آن و مشخّصات كودك، قدر الهى است.


    صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •