| |
| |
| تاریخ عضویت : | مهر 1388 |
| نوشته : 1,909 | صلوات : 2,550 |
| صلوات گرفته: | 11,960 در 1,810 پست |
| حضور : | نامشخص |
| دریافت : 0 | آپلود : 0 |
| گالری : 39 | وبلاگ : |
با اینکه در آیاتی از قرآن آمده است که از گشاده دستی و بخشش بیش از امکانات مالی خودداری کنید ولی روایات زیادی هست که نشان می دهد که امامان علیهم سلام- مخصوصا امام حسن - تا سر حد نثار تمامی مایملک خود به بذل و بخشش پرداخته اند لطفا در این زمینه توضیح بفرمایید
از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .
صلوات ها 5 : taghizadeh,الرحمن,سلیم,سوگل,سایه خورشید
- چگونگی پاک کردن خود از تمام گناهان زشت گذشته و جبران گناه
- راه از بين بردن بد اخلاقی چیست؟
- براي تقويت اراده از نظر اسلام چه برنامه اي وجود دارد ؟
- چهل راه نزدیک شدن به کمال اخلاقی انسان؟!
- چيزهايي كه نمي گذارند حقيقت را ببينيم!
- رشوه ستانی مدیران و کارگزاران
- توکّل چیست ؟اسباب و مقوّمات توکّل کدامست ؟ ( گشايش مشكل با توكل)
- افشای سرّ
- مفسد کیست؟ فساد چیست؟
- مکر چیست؟
- آیا خدا گناه خودکشی را می بخشه ؟


| تاریخ عضویت : | شهریور 1388 |
| نوشته : 2,594 | صلوات : 41 |
| صلوات گرفته: | 10,084 در 2,301 پست |
| حضور : | 43 دقيقه 40 ثانيه |
| دریافت : 0 | آپلود : 0 |
انفاق كردن يعني خرجكردن از مال، و بديهي است كه مراد از اين خزجكردن، آن خرجي نيست كه انسان براي خودش ميكند، چون خرج كردن براي خود را هر انساني ميكند و بيتقواها بيشترش را براي خورد و خوراك و لذت و شهوتراني خودشان خرج ميكنند. پس مقصود آن نيست، بلكه مقصود انفاق در راه خداست. يعني در راه هدفهاي والا و در راه آرمانهاي الهي خرجكردن بسيار مهم است! و اين انفاق داراي دو فايده است: يك فايده، فايده نقد و تخلف ناپذير و همگاني، و ان عبارت است از فايدهاي كه به انفاق كننده ميرسد. و فايده دوم: فايده متحمل و نهچندان همگاني كه به انفاق شنونده ميرسد. درست عكس آن چيزي كه در تصور عمومي وجود دارد. همه خيال ميكنند ما كه انفاق ميكنيم و خرج ميكنيم به انفاق شونده، يعني به آن كسي كه پول ميدهيم فايده ميرسد، در حالي كه اينطور نيست، يعني قبل از آنكه به او فايده برسد اولين فايده به ما كه انفاق ميكنيم رسيده است. من يك وقتي در گذشته پيرامون بحث انفاق و زكوة ميگفتم: شما كه دست در جيب كردي و اين پول را درآوردي تا رساندي دست گيرنده فايده بردي و واقعيت همين است. چرا؟ چون اصل قضيه دلكندن از آن چيزي است كه شما آن را متعلق به خودتان ميدانيد و اين كار بزرگ است، كه در آيهي شريفه قرآن ميفرمايد: ومن يوق شح نفسه فاولئك همالمفلحون ( 9- حشر) كسي كه نگاه داشته شود از شح او رستگار است و مشكل دنياي امروز همين است. مشكل بزرگ دنياي گذشته در تاريخ همين بوده. مشكل بزرگ دنيا از زرمندان است و زرمندان هم بسياري از اوقات از زر، زور خودشان را به دست آورند و بسياري از اوقات بخاطر زر دنبال زور رفتند. امروز كسي كه در دنيا به قدرت ميرسد و زمام امور يك كشوري را بدست ميآورد، اولين كاري كه ميكند، روال زندگياش را روال زندگي يك رئيس جمهور قرار ميدهد: زندگي كردن، خوردن، چريدن
با انواع و اقسام چريدنيهائي كه براي انسان مطلوب است و شهوترانيها، چون به قدرت رسيده است! به يك رئيس جمهور مگر ميشود گفت اينجور نچر، اينجور نخور، اينجور اسراف نكن؟ خواهد گفت پس من براي چه به اينجا رسيدم؟ و حقيقتاً اگر از او سئوال كني اين پاسخ را ميدهد! آنجا كه شما يك رئيسي را در يك كشوري ببينيد كه خيلي اهل اسراف نباشد استثنائي است، البته اين را داشتيم، نه اينكه بگويم نداشتيم، اما خيلي استثنايي، حتي آن خوب خوبهاشان. بنده در اين چند سال گذشته به بعضيها برخورد كردم از رؤساي جمهور كه جزو متفكرين و ايدهدارها بودند، يعني فقط اين نبود كه يك نظاميئي آمده باشد و قدرت را بدست گرفته باشد براي شهوتراني، از اين قبيل نبود، برخيشان ايده داشتند، لكن همانجا را هم من ديدم آنچنان مواظب خوشگذراني خودشان هستند مثل يك حيوان ( كه در روايت دارد: همها علفها ) بسياري از اينها همتشان همان علفشان بود. اصلاً زندگي كه در آن لذت بودن نباشد براي آنها معني ندارد، كما اينكه شما ميبينيد امروز سرمايههاي انباشته در دنيا چه ميكند؟ و امروز ثروتمندان بزرگ عالم چه آتش به دنيا زدند؟ چقدر انسان را محروم نگهداشتند؟ و اين بر اثر ( شح نفس ) هرچه بيشتر به چنگ آوردن و هرچه كمتر خرج كردن است!! ولذا اين اقدام بزرگ و تمرين بزرگي است براي انسان، كه انسان آنچه را از جيب خودش بهچنگ آورده رها كند. پس اولين فايدهاي كه بر انفاق مترتب است، آن فايدهاي است كه به انفاق كننده ميرسد و فايدهي دوم آن فايدهي است كه به انفاق شونده ميرسد. لكن اين فايده دوم مشكوك است و هميشه چنين فايدهاي مترتب نميشود. گاهي شما انفاق ميكنيد در جاي خودش نيست. انفاق ميكنيد اما شرايط ديگر براي خوشبخت شدن آن شخص يا آن جمع وجود ندارد، يعني پول به دستشان رسيده، اما نتوانستهاند استفاده كنند. شرايط ديگر نبوده پس وقتي شما انفاق ميكنيد نميتوانيد يقين داشته باشيد كه به آن فايدهي دوم كه رسيدن به پر كردن خلاء است حتماً رسيدهايد، البته اين شك نبايد موجب شود تا انسان انفاق نكند بلكه بايد انفاق بكند ولو مشكوك باشد كه در طرف مقابل به نتيجه برسد يا نه. اما آنچه كه هرگز تخلف نميشود آن فايدهاي است كه به انفاق كننده ميرسد. پس تقواي مطلوب قرآن يعني آن حداقل لازم براي متقي بودن اين است: وممارزقناهم ينفقون اين انفاق چيز بسيار خوبي است! در هر حدي كه هستيد عادت كنيد، به انفاق كردن، البته انفاق فقط انفاق پول نيست، انفاق علم هم انفاق است، همان وقتي كه بيكار هستيد و ميتوانيد كمك كنيد به بيسوادي و ناداني، دانشتان را انفاق كنيد و همين انفاق هم اتفاقاً اول فايدهاش به خودتان ميرسد. يعني پيش از اينكه ديگري از علم شما استفاده كند وقتي آن علم را تكرار ميكنيد استفادهاش به خود شما ميرسد، يا انفاق وجاهت،وجاهت اجتماعي و آبروتان را انفاق كنيد! يكجايي ممكن است آبروي شما بهدرد يك مسلماني بخورد يا بهدرد يك مجموعهي مسلماناني بخورد آنرا انفاق كنيد و انفاقات گوناگون، تا برسيم به بقيه نشانههاي متقين.
صلوات ها 5 : taghizadeh,الرحمن,سلیم,سوگل,سایه خورشید
| تاریخ عضویت : | مهر 1388 |
| نوشته : 1,909 | صلوات : 2,550 |
| صلوات گرفته: | 11,960 در 1,810 پست |
| حضور : | نامشخص |
| دریافت : 0 | آپلود : 0 |
| گالری : 39 | وبلاگ : |
اعتدال و میانه روی، اصلی است كه حتی در امر مستحب انفاق نیز كه به شدت مورد تاكید اولیاء دین قرار گرفته، جاری است و كسی حق ندارد با زیاده روی در آن به نیازمندی های ضروری خود و خانواده اش پشت كند و آنان را در مشقت و سختی بیندازد. در حقیقت نباید اسراف كرد تا بتوان انفاق نمود، و در انفاق نیز نباید از حد اعتدال خارج شد، تا این كه اولا از عهده وظایف مالی در برابر اهل و عیال برآمده، و ثانیا باز هم بتوان از مال خویش در موارد دیگر بهره جست. بنابراین، پرهیز از اسراف در غیر انفاق، برای تمكن از اصل انفاق است، و پرهیز از آن در انفاق، برای تمكن از آن، در موارد ضروری تر است.
نکته ای که بسیار تعیین کننده است این است که گاهی ما از حق خود می گذریم برای دیگری، و آن را انفاق می کنیم، و گاهی از حق اهل و عیال و جامعه می گذریم و آن را انفاق می کنیم. واقع امر این است که اگر صرفا از حق خود می گذریم انفاق تا جایی که اقبال قلبی در ما هست خوب است، ولو خود گرسنه بمانیم؛ ولی چنین مواجهه ای را هنگامی که حق اهل و عیال مطرح است و یا جامعه از آن متضرر می شود، جائز نیست. مثلا ما حق نداریم زندگی متعارف و متعادل خانواده خود را با انفاقمان دستخوش تلاطم و مشکل کنیم، و یا حق نداریم آن قدر انفاق کنیم که خود نتوانیم به اندازه ای که جامعه از ما انتظار دارد و ممکن است به وظائف خود عمل کنیم. گاهی انفاق به حدی است که ما دیگر نمی توانیم به خوبی درس بخوانیم و به تبع آن کارایی ما در خدمت به جامعه کم می شود. این انفاق زیادی و افراط است.
خداوند سبحان در سه آیه از قرآن كریم، از اسراف در انفاق نهی به عمل آورده است. مراد از اسراف همین است که عرض شد.
1. «وآتوا حقه یوم حصاده ولاتسرفوا إن الله لایحب المسرفین» یعنی حق زراعت را روز درو بپردازید و اسراف نكنید، همانا خداوند مسرفین را دوست ندارد.(انعام/141)
مرحوم طبرسی در تفسیر این آیه می نویسد: "لاتسرفوا" یعنی تمام آن را صدقه ندهید كه برای اهل و عیالتان چیزی باقی نماند، آن گونه كه (ثابت بن قیس) عمل كرد؛ زیرا او محصول پنجاه درخت خرما را چید و تمام آنرا صدقه داد و چیزی از آنرا برای عیالش به خانه نبرد.(مجمع البیان، ج4، ص375)
2. «والذین إذا أنفقوا لم یسرفوا ولم یقتروا وكان بین ذلك قواما» یعنی بندگان خدا كسانی اند كه وقتی انفاق می كنند، نه اسراف می نمایند و نه بخل می ورزند و حد میانه را در آن رعایت می كنند.(فرقان/67)
3. و همچنین قرآن كریم می فرماید: «ولاتجعل یدك مغلولة إلی عنقك ولاتبسطها كل البسط فتقعد ملوما محسورا» یعنی دستت را بسته به گردن خود قرار مده (یعنی بخل مورز) و آن را به تمامی باز نكن، تا در نتیجه بنشینی در حالی كه ملامت شوی و دستت از همه چیز كوتاه شود.(اسراء/29)
مرحوم طبرسی ذیل این آیه نقل می كند: زنی پسرش را به حضور رسول گرامی(ص) فرستاد و گفت: به پیامبر بگو: مادرم از شما زرهی می طلبد و اگر فرمود: اكنون چیزی در نزد ما نیست، بگو: مادرم جامه شما را می خواهد. آن پسر آمد و آنچه مادرش گفته بود به عرض رسول گرامی رساند و آن حضرت نیز لباس خود را در آورده و بدو دادند. پس از این ماجرا آیه مذكور نازل شد. گفته شده كه نبی اكرم بعد از این واقعه در خانه باقی ماند و جامه ای كه خود را با آن بپوشاند، نداشت و لذا نتوانست از منزل خارج شده، برای نماز به مسجد برود و از این رو كفار حضرت را ملامت كردند و گفتند: محمد مشغول خواب شده و از نماز غفلت كرده است.(همان، ج6، ص411)
با مراجعه به روایات، می توان دریافت كه اعتدال در انفاق، دارای دو فائده است كه می توان آن را به عنوان فلسفه این حكم تلقی كرد.
یکی باقی ماندن تمكن مالی برای انفاق های دیگر است.
در روایتی حضرت رضا (ع) فرمودند: پدرم می فرمود: از موارد اسراف وقت چیدن محصول این است كه شخص با دو دست انفاق كند و هر دو كفش را پر نماید؛ و پدرم اگر می دید یكی از خدمتگزاران با دو كف پر، صدقه می دهد بر او بانگ می زد كه با یك دست عطا كن و قبضه ای بعد قبضه بده.(وسائل الشیعة، ج6، باب16 از ابواب زكات غلات)
در این روایت ظاهرا مقصود حضرت از "قبضه ای بعد قبضه" آن است كه تمام آنچه می خواهی انفاق كنی، به یك نفر مده، بلكه به اندازه رفع ضرورت بدو عطا كن تا بتوانی به دیگران نیز كمك كرده، از آنان هم رفع نیاز نمایی. از این حدیث شریف استفاده می شود كه از مهم ترین فواید و ثمرات رعایت اعتدال در انفاق، باقی ماندن توانایی مالی جهت كمك به دیگر نیازمندان و امكان دستگیری از آنهاست.
دوم وجود تمكن مالی برای تامین نیازمندی های شخصی و خانوادگی است كه در اسلام امری واجب شمرده شده است.
حضرت امام باقر(ع) فرمودند: شخصی از انصار دارای مزرعه ای بود. هر گاه محصول آن را جمع می نمود، تمام آن را صدقه می داد و خود و عیالش تهیدست می ماندند. سپس خداوند این عمل را اسراف قرار داد.(همان)
از امام صادق (ع) نیز روایت شده: اگر شخصی دارای سی یا چهل هزار درهم مال باشد و بخواهد چیزی از آن برای خود باقی نگذارد و همه آن را در راه خیر به مصرف برساند و این كار را انجام دهد و تهیدست بماند، از آن سه كسی خواهد بود كه دعایشان مستجاب نمی شود. راوی می گوید: به حضرت عرض كردم: آنها چه كسانی هستند؟ حضرت فرمودند: یكی از آنها شخصی است كه دارای مال و ثروتی باشد و همه آن را در راه صحیحی انفاق كند، بعد بگوید: پروردگارا به من روزی عنایت فرما؛ كه در جواب گفته می شود: آیا قرار ندادم برای تو راهی به طلب روزی!؟(همان، ج6 ، باب 23 از ابواب صدقه)
منبع:تبيان
ویرایش توسط سلیم : 4 دی 1389 در ساعت 16:39 دلیل: تغییر عنوان
از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .
| تاریخ عضویت : | اردیبهشت 1389 |
| نوشته : 1,539 | صلوات : 11,170 |
| صلوات گرفته: | 14,563 در 1,560 پست |
| حضور : | نامشخص |
| دریافت : 44 | آپلود : 0 |
| گالری : 8 | وبلاگ : |
انفاق در قرآن
در قرآن کریم درباره انفاق سفارشات بسیاری شده است و در راه این انفاق نیز رعایت اخلاص بسیار سفارش شده است. در قرآن کریم آیه ای آمده است که هدف نهایی انفاق یعنی عدم دلبستگی به علاقه مندی ها را بیان می کند.
-=لن تنالو البر حتی تنفقوا مما تحبون
هرگز به مقام بر (نیکی) نمی رسید مگر از آنچه دوست دارید انفاق کنید=-
آیه انفاق: آیه 274 سوره بقره به ستایش کسانی پرداخته که در شب و روز و نهان و آشکار انفاق می کنند و برخی آن را «آیه انفاق» گفته اند «الذین ینفقون اموالهم بالیل والنهار سرا وعلانیه فلهم اجرهم عند ربهم ولاخوف علیهم و لاهم یحزنون» کسانی که دارایی های خود را در شب و روز، و نهان و آشکارا، انفاق می کنند، پاداش آنان نزد پروردگارشان برای آنان خواهد بود، و نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می شوند.» این آیه در شأن امام علیعلیهالسلام نازل شد، چرا که از چهار درهم دارایی اش، درهمی را در شب، درهمی در روز، درهمی به نهان و درهمی را آشکارا انفاق کرد.البته نزول آیه در مورد خاص، مفهوم آن را محدود و شمول حکم را درباره دیگران نفی نمی کند.
به گفته برخی از مفسران، انفاق کنندگان باید در انفاق خود هنگام روز یا شب، پنهان یا آشکار، جهات اخلاقی و اجتماعی را درنظر بگیرند. از آن جا که دلیلی برای اظهار انفاق به نیازمندان نیست، آن را پنهان سازند تا هم آبروی آنان حفظ شود و هم خلوص بیشتری در آن باشد و از آن جا که مصالح دیگری مانند تعظیم شعایر و تشویق دیگران در کار است و انفاق، جنبه شخصی ندارد تا هتک احترام کسی شود (مانند انفاق برای جهاد و بناهای خیر و امثال آن) و با اخلاص نیز منافات ندارد، آشکارا انفاق کند.
| تاریخ عضویت : | اردیبهشت 1389 |
| نوشته : 1,539 | صلوات : 11,170 |
| صلوات گرفته: | 14,563 در 1,560 پست |
| حضور : | نامشخص |
| دریافت : 44 | آپلود : 0 |
| گالری : 8 | وبلاگ : |
داستان انفاق
زهری می گوید:
در شبی بسیار سرد و بارانی حضرت امام سجاد علیه السلام را دیدم که بر پشتش کیسهای آرد بود و در کوچهها راه میرفت.
عرض کردم:« یا بن رسول الله این چیست؟»
فرمود:«عازم سفری هستم و برای آن زاد و توشه آماده کردهام.»
من گفتم:« کیسه را به غلام من بدهید تا برایتان ببرد.»
ولی امام نپذیرفت.
عرض کردم:« خودم آن را برایتان میبرم.»
امام فرمود:« تو را به حق خداوند سوگند می دهم که به دنبال کار خود برو.»
من نیز با امام خداحافظی کردم و رفتم.
چند روز بعد امام را دیدم و عرض کردم:« یا ابن رسول الله، گویا به سفری که گفتید، نرفتید!»
فرمود:«آن چنان که تو گمان کرده ای نیست. سفری که گفتم سفر « مرگ » است، و من برای آن آماده می شوم. و راه آماده شدن برای «مرگ» دوری از گناه و انفاق است.»
منبع:
- بحارالانوار، ج 46، ص 15، حدیث 27 به نقل از علل الشرایع
| تاریخ عضویت : | اردیبهشت 1389 |
| نوشته : 1,539 | صلوات : 11,170 |
| صلوات گرفته: | 14,563 در 1,560 پست |
| حضور : | نامشخص |
| دریافت : 44 | آپلود : 0 |
| گالری : 8 | وبلاگ : |
انفاق از طعام
امام صادق علیه السلام فرمودند: عادت حضرت علی بن الحسین علیه السلام این بود که در روزیکه آن روز را روزه می گرفتند، امر می کردند تا گوسفندی را ذبح کنند بعد اعضاء آن را قطعه قطعه نموده و آن را بپزند، نزدیک غروب که می شد حضرت به روی دیگها نگاه می کردند و به آن نزدیک می شدند تا اینکه در حالیکه روزه دار بودند بوی آبگوشت را استشمام می کردند و بعد می فرمودند: ظرفهای چوبی بزرگ را بیاورید و برای آل فلان و آل فلان غذا بکشید برای فلان خانواده غذا بکشید، تا اینکه به آخر دیگها می رسیدند و همه تمام می شدند. سپس برای حضرت مقداری نان و خرما
روزی حضرت زین العابدین علیه السلام از منزل خارج شدند در حالیکه بالاپوشی از خزّ ( منسوج از پشم و ابریشم ) به تن داشتند. در راه نیازمندی خدمت حضرت آمد و خود را به آن بالاپوش در آویخت، در اینحال حضرت آن را رها کرده و به راه خود ادامه دادند. می آوردند و همان شام حضرت بود.
منبع:
- بحارالانوار، ج 46، ص 71، حدیث53 به نقل از محاسن و مناقب و ص 95 به نقل از مناقب و ص 62 به نقل از خصال
| تاریخ عضویت : | اردیبهشت 1389 |
| نوشته : 1,539 | صلوات : 11,170 |
| صلوات گرفته: | 14,563 در 1,560 پست |
| حضور : | نامشخص |
| دریافت : 44 | آپلود : 0 |
| گالری : 8 | وبلاگ : |
انفاق فاطمه زهراسلام الله علیها
رسول خدا هر گاه قصد سفر میفرمود با آخرین کسی که خداحافظی می کرد، حضرت فاطمه زهرا علیهاسلامبود و چون از سفر مراجعت میفرمود، اولین کسی که به دیدارش میرفت، حضرت فاطمه بود.
یک بار رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با امیرالمومنین علی علیه السلامبه سفری رفته بودند. حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام از سهم غنیمتی که نصیب علی علیه السلام شده بود، دو النگوی نقره، یک گردنبند و دو گوشواره و نیز پرده ای برای منزلش تهیه فرمود و به انتظار بازگشت پدر و شوهرش نشست.
وقتی رسول خدا از سفر برگشت، یکسره به خانه فاطمه داخل شد. فاطمه علیهاالسلام که با شوق به پیشواز پیامبر آمده بود، در چهره مبارک پدر آثار غضب و ناخشنودی را مشاهده کرد. رسول خدا بدون اینکه سخنی بگوید، از منزل فاطمه خارج شد.
فاطمه دلیل این ناخشنودی را فهمید. فورا تمام زیورآلات را برگرفت و پرده را باز کرد، آنها را به حسنین داد و گفت اینها را نزد جدتان، پیامبر، ببرید و بگویید فاطمه به شما سلام می رساند و میگوید اینها را در راه خدا مصرف کنید.
رسول خدا با دیدن حسنین، آنها را بوسید و روی زانوی خود نشاند. سپس فرمود:« فاطمه آنچه را که باید انجام دهد، انجام داد. پدرش به فدایش باد. پدرش به فدایش باد. پدرش به فدایش باد. دنیا برای محمد و آل محمد نیست.»
آنگاه آن نقرهها را به قطعات کوچکی تقسیم کرد و میان اصحاب صفه که از مهاجرین فقیر بودند، توزیع کرد. پرده را هم برای لباس آنها اختصاص داد، چون بسیاری از آنان بیلباس بودند.
سپس فرمود:« خداوند رحمت خود را بر فاطمه نازل کند، در مقابل این پارچهای که در راه خدا داد، او را از لباس های بهشتی بپوشاند و به زیورهای بهشتی بیاراید.»
منابع:
- بحارالانوار، ج 43، صفحات 20 و 83 و 86.
- بحار 7/20/43
ویرایش توسط عرفان : 4 دی 1389 در ساعت 22:34
| تاریخ عضویت : | اردیبهشت 1389 |
| نوشته : 1,539 | صلوات : 11,170 |
| صلوات گرفته: | 14,563 در 1,560 پست |
| حضور : | نامشخص |
| دریافت : 44 | آپلود : 0 |
| گالری : 8 | وبلاگ : |
انفاق مخفیانه
« محمد بن اسحاق » می گوید:
در مدینه خانوارهای فراوانی بودند که روزی آنها و آنچه به آن نیاز داشتند به آنها می رسید و ابدا نمی دانستند از کجا تاًمین می شوند. و وقتی علی بن الحسین علیه السلام به شهادت رسید، تازه متّوجه شدند که همه آن کمکها از جانب امام بوده است.
حضرت علی بن الحسین در تاریکی شبها از خانه خارج می شد و خورجین و انبانی را که در آن سکه های درهم و دینار و غذا و آذوقه بود بر پشت حمل می کرد. وقتی به در خانه نیازمندان می رسید، یکی یکی درها را به صدا درمیآورد و به ساکنان آنها انفاق میکرد.
امام همواره صورت خود را می پوشاند تا فقرا او را نشناسند. بسیاری از اوقات، فقرا کنار در خانه خود به انتظار او میایستادند و همین که او را می دیدند به همدیگر مژده میدادند و میگفتند:« صاحب خورجین آمد!»
منبع:
- بحارالانوار، ج 46، ص 56، حدیث 7 به نقل از ارشاد و ص 88 حدیث 77 به نقل از مناقب و ص 62 به نقل از خصال و ص 66 حدیث 28 به نقل از علل الشرایع ص 89 به نقل از مناقب و ص 100 به نقل از کشف الغمه
| تاریخ عضویت : | اردیبهشت 1389 |
| نوشته : 1,539 | صلوات : 11,170 |
| صلوات گرفته: | 14,563 در 1,560 پست |
| حضور : | نامشخص |
| دریافت : 44 | آپلود : 0 |
| گالری : 8 | وبلاگ : |
انفاق امام صادق علیه السلام از خوراک های مورد علاقه
امام صادق علیه السلام در راه خدا شکر و شیرینی صدقه میداد. از او پرسیدند:« چرا شکر و شیرینی صدقه می دهید؟»
فرمود:« به این دلیل که غذاهای شیرین را دوست می دارم و من دوست دارم از چیزی که بیشتر از هر چیز دوست دارم، صدقه بدهم.»
توضیح: یکی از آداب انفاق، بخشش از چیزهای مورد علاقه فرد است. خداوند در سوره آل عمران آیه 92 می فرماید:« لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون » (هرگز به نیکی و نیکووکاری نخواهید رسید مگر وقتی که از آنچه دوست دارید در راه خدا انفاق کنید.)
| تاریخ عضویت : | اردیبهشت 1389 |
| نوشته : 1,539 | صلوات : 11,170 |
| صلوات گرفته: | 14,563 در 1,560 پست |
| حضور : | نامشخص |
| دریافت : 44 | آپلود : 0 |
| گالری : 8 | وبلاگ : |
انفاق امام علی علیه السلام در میان فقیران
حذیفه بن یمان می گوید:
هنگامی که جعفر بن ابیطالب از سرزمین حبشه برگشت، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در خیبر بود. جعفر برای رسول خدا عطرهای گرانقیمت و پارچه های نفیس هدیه آورده بود .
پیامبر قطیفه ای ( پارچه ای گرانقیمت و نفیس که در بافت آن، طلا به کار رفته) را که جعفر برایش آورده بود، برداشت و فرمود:« این قطیفه را به مردی می دهم که خداوند و رسولش را دوست دارد و خداوند و رسولش نیز دوستش دارند.»
با این سخن پیامبر خدا، همه اصحاب، گردن کشیدند که ببینند آن شخص کیست. پیامبر فرمود:« علی کجاست؟ »
عمار یاسر رفت و او را صدا زد. علی علیه السلام آمد و پیامبر خدا قطیفه را به او داد.
علی علیه السلام وقتی به مدینه برگشت، به بازار مدینه در بقیع رفت و قطیفه را به زرگری داد تا آن را قطعه قطعه کند. مجموعا هزار مثقال شد و علی علیه السلام آنها را میان فقیران مهاجر و انصار تقسیم کرد.
منبع:
- بحارالانوار، ج 37، ص 105، حدیث 8 ------ امالی شیخ
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0