• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 45
    1. #1
      پاسخ یار انجمن کلام و عقاید
      تاریخ عضویت : شهریور/۱۳۸۸
      نوشته : 2,605 صلوات : 41
      مورد صلوات: 10,784 در 2,357
      حضور : 11 ساعت 6 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      گمنام آنلاین نیست.

      حقيقت بهشت و جهنم چيست؟




      حقيقت بهشت تجلّى رحمت و مغفرت خداست و جهنم تجلّى غضب و لعنت خداست. توضيح مطلب اينكه؛
      اولاً گاهى اين چنين گمان مى‏شود كه «بهشت» و «جهنم» دو موضوع جداگانه بوده، مستقلاً مطرح است. امّا اين پندارى بيش نيست؛ بلكه حقيقت آن است كه بهشت و جهنم، جدا از مسأله لقاى پروردگار نمى‏باشد.
      به عبارت ديگر، بهشت و بهشت‏ها و جهنم و جهنم‏ها مقصد و مقصود، در سير و حركت نيستند و حركت‏ها به سوى پروردگار و منتهى به لقاى پروردگار است؛ نه اينكه حركت‏ها به سوى بهشت‏ها و جهنم‏ها باشد و به آنها منتهى گردد.
      هر حركتى در نهايت به مبدأ متعال منتهى مى‏گردد و بهشت‏ها و جهنم‏ها، از آثار چگونگى لقاءها و رسيدن‏ها است؛ يعنى، بهشت و بهشت‏ها، از آثار و لوازم لقاى حضرت حق با «اسماى رحمت و مغفرت» و جهنم و جهنم‏ها هم از آثار و تبعات لقاىِ پروردگار با «اسماى غضب و سخط» است.
      ثانياً براى روشن شدن حقيقت بهشت و جهنم لازم است، به صورت مقدمه، مطالبى را در حقايق اسماى ربوبى مطرح كنيم تا معناى آنكه بهشت از آثار «لقاى حضرت حق با اسماى رحمت» و جهنم از آثار «لقاى پروردگار با اسماى غضب» بوده، درست تحليل و تفهيم شود.
      «اسماى حسنى» يك سلسله عناوين محض و اعتبارى نيست؛ بلكه آنها منشأ آثارند و اصولاً هر وجودى و هر موجودى در دنيا و نظام‏هاى ديگر و عوالم برتر و حتى آخرت، از آثار اسماى حسنى‏ است.
      عوالم وجود، همه جلوه‏هاى اسما بوده، هر اسمى آثار خاص خود را دارد و در مراتب مختلف تجلى مى‏كند. به بيان ديگر، ذات مقدس حق در مقام ربوبيت موجودات، هر موجودى را، با اسم و صفت خاص ربوبيت مى‏كند. اسم «رب» داراى شاخه‏ها و انشعاباتى است و در واقع اسماى حسنى‏ شاخه‏هاى اسم «ربّ»اند: ربّ رزاق، ربّ مصوّر، ربّ قدير، ربّ عليم، ربّ هادى، ربّ غفور، ربّ منتقم، ربّ شديد العقاب و ... .
      خداوند متعال در مقام ربوبيت، داراى اسما و صفات مختلف بوده، همه را با اين اسماى گوناگون تربيت مى‏كند؛ مثلاً در مقام ربوبيتش به شيطان با «منتقم» و «شديدالعذاب» تجلّى مى‏كند و به حضرت رسول‏اكرم(ص) با «هادى»، «رحيم» و «غفور» تجلى مى‏كند.
      گياهى كه صورت و شكلى به خود مى‏گيرد، با اسم «مصوّر» پيش مى‏آيد و هنگامى كه خاك را مى‏شكافد و بيرون مى‏آيد، با ربّ «خالق» پيش مى‏آيد. به هر صورت، هر موجودى در اين نظام هستى، با عوالم گوناگون خود و با موجودات متفاوت - كه در درون خود دارد - در مقام ربوبيّت با اسمى از اسماى حسناى الهى، در ارتباط است.
      آدمى اگر در مقام طاعت خداوند باشد، با ربّ «هادى» روبه‏رو است و خداوند با اين اسم او را ربوبيت مى‏كند؛ امّا اگر انسان در مقام طغيان و مخالفت با حضرت حق باشد، ربّى كه او را تربيت مى‏كند، ربّ «هادى» نخواهد بود؛ بلكه ربّ «منتقم» و «شديد العذاب» خواهد بود.
      نتيجه آنكه، هر كسى از مسير خود با اسمى از اسماى ربوبى در ارتباط است و از اين رو، من و شما لحظه به لحظه با صفت و اسم خاصى از خداوند متعال، با او در ارتباط هستيم و به همين دليل است كه خداوند با لحن خاصى گفته است كه از مقام ربوبيّت بترسيد: (مَنْ خافَ مَقامَ رَبّهِ)؛نگاه كنيد به: الرحمن (55)، آيه 46 و نازعات (79)، آيه 40.
      به هر روى، تمام هستى و از جمله انسان لحظه به لحظه با «ربّ» با چهره‏هاى مختلف در ارتباط است و هر يك از اسماى حسنى، انسان را بسته به نوع عمل، فكر، صفت و اخلاق، ربوبيت مى‏كند.
      در حقيقت اين انسان است كه با انتخاب مسير، راه، عملكرد و مقصد، خود را در تحت يكى از اسماى ربوى مى‏اندازد، چرا كه اسماى الهى، واسطه‏هاى فيض بوده و كل وجود و هستى به آنها منتهى مى‏شود و از آنها نشأت مى‏گيرد.
      اگر به دقت به اطراف و جوانب وجود نگاه كنيم، همه جا آثار و جلوه‏هاى اسماء را خواهيم يافت: «وَ بَأَسْمائِكَ الّتى‏ مَلَأَتْ اَرْكانَ كُلِّ شَىْ»؛دعاى كميل. «[ بارالها! به درستى من مى‏خواهم از تو ]به نام‏هايت و به اسمائت كه اركان هر چيز را پر كرده است».
      آيا روبه رو شدن با اسماى ربوبى، آثار دارد يا خير؟ قطعاً اثر دارد، اينكه انسان در دعاهاى خود و در خواسته‏هايش و در هر نيازى، به اسم متناسب با آن احتياج متوجه گشته، خداى متعال را با همان اسم مى‏خواند؛ دلالت بر همين حقيقت دارد كه: گويا آدمى به طور فطرى متوجه همين واقعيت است كه هر چيزى متأثر از اسمى از اسماى خدا است.
      شخصى كه مريض است، به اسم «شافى» متوجه مى‏شود و شفاى خود را از خداوند متعال با اين اسم مى‏خواهد؛ چرا كه شفا را اثر اين اسم مى‏داند. كسى كه رزق و وسعت رزق مى‏طلبد، به اسم «خيرالرازقين» توجه دارد. فردى كه مغفرت مى‏خواهد، با اسم «غفور»؛ كسى كه نصرت مى‏خواهد با اسم «نصير» و «ناصر»؛ كسى كه هدايت مى‏طلبد، به اسم «هادى»؛ محفوظ ماندن از خطرات را مى‏خواهد، به اسم «حافظ» و «حفيظ» و كسى كه روشنايى باطن مى‏خواهد، به اسم «نور» متوجه مى‏گردد و خداى سبحان را با آن مى‏خواند، چرا كه هر يك از اينها را آثار اسماى ربوبى مى‏داند.
      از صفت و زنام چه زايد خيال و آن خيالش هست دلال وصال‏
      ديده‏اى دلال بى مدلول هيچ تا نباشد جاده نبود غول هيچ‏
      هيچ نامى بى‏حقيقت ديده‏اى يا زگاف و لام گل، گل چيده‏اى‏
      اسم خواندى رومسمّا را بجو مه به بالا دان نه اندر آب جو
      مثنوى معنوى، دفتر اول، ابيات 3454 - 3457.
      با توجه به توضيحات بالا، مشخص مى‏گردد كه بهشت‏ها، از آثار و جلوه‏هاى اسماى «رحمت» بوده و جهنم‏ها هم از آثار «غضب و سخط» است؛ چرا كه وقتى همه وجود و همه عوالم هستى، از آثار و مظاهر اسماى حسناى الهى باشد، قهراً بهشت و جهنم نيز به عنوان نظام و عالم خاصى از وجود، از اين حقيقت مستثنا نيست. حال براى روشن شدن اينكه بهشت‏ها و جهنم‏ها، از آثار اسماى «رحمت» و «غضب» حضرت حق است، به بعضى از آيات قرآنى اشاره مى‏كنيم.

      «و اطاعت كنيد خدا و رسول او را شايد مشمول رحمت شويد و سرعت و شتاب كنيد، به سوى مغفرتى از پروردگارتان و بهشتى كه پهنايش [ به قدر ]آسمان‏ها و زمين است و براى پرهيزكاران آماده شده است».
      اين آيات، انتهاى سير و حركت اطاعت‏كنندگان از خدا و رسول را، رحمت حق و رسيدن به رحمت او و لقاى او با اسماى «رحمت» مى‏داند (لعلكم ترحمون) و نيز دستور مى‏دهد كه به سوى مغفرت و غفران الهى، شتاب كنيد و بكوشيد كه با غفران او مواجه گشته و به مغفرت او برسيد؛ يعنى، او را با اسم «غفور» ملاقات كنيد كه از آثار اين لقا، بهشت است با آن خصوصيات كه در ادامه آيه فرموده است.

      «اى مردم: حقيقت اين است كه براى شما از جانب پروردگارتان برهانى آمده و ما به طرف شما نور روشنگرى را فروفرستاده‏ايم و امّا آنانى كه به خداى متعال ايمان آورده و به اين [ برهان و نور الهى ]تمسّك جستند، به زودى خداوند آنان را در جوار رحمت فضل خاص خويش داخل كرده، ايشان را به سوى خود، به راهى راست [ كه به سوى او نزديك‏تر مى‏كند ]هدايت كند».
      اين آيات به روشنى گوياى اين حقيقت است كه خداوند متعال، مؤمنان و پيروان قرآن و رسول اكرم(ص) را به زودى در رحمت و فضل خود داخل مى‏گرداند؛ به اين معنا كه به لقاى او با اسماى رحمت و فضل رسيده، در عالمى كه جلوه‏گاه رحمت و فضل او است، وارد مى‏شوند. اين تعبير بيانگر اين است كه لقاى خداوند با اسماى رحمت، ورود به عالم رحمت و فضل - كه همان بهشت‏ها است - مى‏باشد.
      از ديدگاه قرآن، جهنم و جهنم‏ها نيز از آثار لقاى پروردگار با اسماى غضب، سخط، انتقام، طرد و ردّ است. در اين باب نيز آيات زيادى وجود دارد كه به دو مورد اشاره مى‏كنيم:

      اين آيات مى‏فرمايد كافران و ستمگران مشمول لعن و غضب الهى مى‏شوند و بعد از آن مى‏فرمايد. در اين طرد و ردّ الهى جاودانه مى‏مانند و سپس اشاره مى‏كند: هيچ وقت عذاب آنان تخفيف نمى‏يابد. پس اوّلاً، آنان به خداوند متعال در حالى كه او، آنان را لعن و طرد مى‏كند، مى‏رسند (لقا با اسماى غضب) و ثانياً، غضب و لعن هميشگى است و ثالثاً، اين روبه‏رو شدن با اسماى غضب همان جهنم است؛ يعنى، عذاب و جهنم از آثار لقا با اسماى غضب خداوند است.

      اين آيه به روشنى گوياى اين حقيقت است كه عده‏اى از انسان‏ها، رو به غضب الهى مى‏آورند و او را با اسماى غضب ملاقات مى‏كنند كه از آثار آن جهنم است و آنان را در آنجا جاى مى‏دهند.ر.ك: قيام قيامت، صص 85-100 و معاد يا بازگشت بسوى خدا، ج اوّل، صص 87-123.
      نقض ميثاق و شكست توبه‏ها موجب لعنت شود در انتها
      نقض توبه و عهد آن اصحاب سَبْت موجب مسخ آمد و اهلاك و مقت‏
      مثنوى معنوى، دفتر پنجم، بيت 2591 و 2592. 1. (وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ وَ سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ)؛آل‏عمران (3)، آيه 132 و 133. 2. (يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبِيناً فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ يَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِراطاً مُسْتَقِيماً)؛نساء (4)، آيه 174 و 175. 1. (أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ خالِدِينَ فِيها لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ)؛آل‏عمران (3)، آيه 87 و 88. «آنان، سزايشان اين است كه لعنت [ و طرد ]خداوند و فرشتگان و مردم، همگى بر آنها است، در آن [ لعنت و طرد حق هميشه و] جاودانه بمانند [ و هيچ‏گاه‏] نه عذاب از آنان كاسته گردد و نه مهلتى يابند (يا نظرى به آنان شود)». 2. (أَ فَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَ اللَّهِ كَمَنْ باءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ)؛همان، آيه 162. «آيا كسى كه خشنودى خدا را پيروى مى‏كند [ و طالب رضوان است ]مانند كسى است كه روى به خشمى از خدا آورده [ و دچار غضب و سخط از خداگرديده‏] و جايگاهش جهنم است؟ و چه بد بازگشتگاهى [ و نقطه برگشت بدى‏] است».

    2.  

    3. #2
      عضو ماندگار
      تاریخ عضویت : آذر/۱۳۸۹
      نوشته : 673 صلوات : 6,357
      مورد صلوات: 6,950 در 713
      حضور : 4 روز 6 ساعت 37 دقیقه
      دریافت : 70 آپلود : 1
      گالری : 418 وبلاگ : 29
      فریاد : تفاخر به بیشتر داشتن شما را غافل داشت... (تکاثر/1)
      Mehrabon
      زینب سادات آنلاین نیست.



      سلام
      برداشتم از نوشته های بالا اینه که بهشت و جهنم نتیجه اعمال ماست به گونه ای که نعمات بهشتی تجسم اعمال شایسته و آلام دوزخ تجسم اعمال ناشایست و گناهان ماست! (البته به طور خلاصه)
      با توجه به آیات متعدد تمثیلات بهشتی و جهنمی که در قرآن آمده ، مثل ،
      برای بهشتیان:
      و ميوه از هر چه اختيار كنند (واقعه/20)
      برای دوزخیان:
      پس با آبى جوشان پذيرايى خواهد شد (واقعه/93)

      با این وصف حکمت این آیات تمثیلی بهشت و دوزخ چیست؟

      و خداوند
      سعادت ما را بر خود واجب ساخته
      پس
      نماز را بر ما واجب ساخت...
      تا سعادت ما را
      تضمین کند...


      ๑۩ تصاویر و طراحی های اسلامی ۩๑



    4. #3
      كاربر ويژه
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۹
      نوشته : 6,660 صلوات : 2,817
      مورد صلوات: 23,282 در 5,907
      حضور : 29 روز 13 ساعت 14 دقیقه
      دریافت : 12 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      فریاد : و همه اوست
      Sepasgozar
      حامد آنلاین نیست.



      سلام
      یک اصل در الفاظ قرآن از نظر بزرگان :
      الفاظ قرآن را باید به حسب معنای فراگیر باطنی اش مورد توجه قرار داد نه معنای ظاهری دنیایی اش
      پس وقتی لفظی قرآنی در توصیف بهشت یا جهنم آمد شامل تمام حقایق خارجی آن از مقام سر گرفته تا مقام مثال را شامل می شود . و انسان آن حقیقت را مثلا عذاب سوختن را در تمام مراتب وجودی خود از مقام سر تا مقام تمثل برزخی خواهد چشید . البته چشیدن در هر مقامی متفاوت است . اما فعلا ما بیش از معنای مثالی آنرا درک نمی کنیم .
      موفق در پناه حق

    5. #4
      دوست جديد
      تاریخ عضویت : اسفند/۱۳۸۹
      نوشته : 6 صلوات : 0
      مورد صلوات: 40 در 6
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      ayyub492 آنلاین نیست.



      سلام
      بهشت ، میزان بهره مندی از آثار لقای پروردگار است. بنابراین انسان هرچه قلبی پاک تر داشته و باتقوا تر باشد نزد خدا جایگاهی برتر دارد و از آثار لقای خداوند بهره بیشتری می برد.
      جهنم ، بالعکس.
      پس در این زمان اندک عمر پیوسته در حال زدودن غبار از قلب و جان خود باشیم و در راه کسب معرفت الهی پیشتاز باشیم تا از قافله مقربان درگاه حق جا نمانیم.خداوند سراسر رحمت است این قلب پراز گناه ماست که از پروردگار خویش دورمانده و ناله فراق سر میکشد.

    6. #5
      كاربر ويژه
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۹
      نوشته : 6,660 صلوات : 2,817
      مورد صلوات: 23,282 در 5,907
      حضور : 29 روز 13 ساعت 14 دقیقه
      دریافت : 12 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      فریاد : و همه اوست
      Sepasgozar
      حامد آنلاین نیست.



      سلام
      بهشت یعنی چشیدن خدا در طهارت جان و جهنم یعنی چشیدن خود در کدورت جسم
      موفق در پناه حق
      هردو عالم یک فروغ روی اوست




    7. #6
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۹
      نوشته : 35 صلوات : 22
      مورد صلوات: 238 در 34
      حضور : نامشخص
      دریافت : 4 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      محسن56 آنلاین نیست.



      اگه معتقد باشیم که معاد جسمانی و روحانی است ، بهشت و دوزخ هم باید تجسم مادی داشته باشد و نمی تواند صرفا روحانی باشد.
      *** و الله اعلم بذات الصدور ****

      دوستانی که به هواشناسی علاقه مند هستند می توانند به این وبلاگ مراجعه نمایند:
      http://www.jajarmmeteo.blogfa.com

    8. #7
      كاربر ويژه
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۹
      نوشته : 6,660 صلوات : 2,817
      مورد صلوات: 23,282 در 5,907
      حضور : 29 روز 13 ساعت 14 دقیقه
      دریافت : 12 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      فریاد : و همه اوست
      Sepasgozar
      حامد آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط محسن56 نمایش پست ها
      اگه معتقد باشیم که معاد جسمانی و روحانی است ، بهشت و دوزخ هم باید تجسم مادی داشته باشد و نمی تواند صرفا روحانی باشد.
      سلام
      اول اینکه معتقد نیستیم بهشت و جهنم جنبه مادی داشته باشد
      ثانیا ولو اینکه بپذیریم ، ادراک جسمانی نیست و وقتی این جسم در نور جان محل تجلی محبوب ازلی می شود که جان به طهارت پاک شده باشد قال علی ع : ولکن راته القلوب بحقایق الایمان
      موفق در پناه حق
      هردو عالم یک فروغ روی اوست




    9. #8
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۹
      نوشته : 35 صلوات : 22
      مورد صلوات: 238 در 34
      حضور : نامشخص
      دریافت : 4 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      محسن56 آنلاین نیست.



      میشه بگید چرا معتقد نیستید بهشت و جهنم جنبه مادی داشته باشه؟ و این که مادی بودن بهشت و جهنم چه تناقضی با گفته ها و افکار شما دارد؟ و به این سوال مهم جواب دهید که معاد جسمانی در دنیایی مجازی و روحانی چه معنایی دارد؟
      *** و الله اعلم بذات الصدور ****

      دوستانی که به هواشناسی علاقه مند هستند می توانند به این وبلاگ مراجعه نمایند:
      http://www.jajarmmeteo.blogfa.com

    10. #9
      كاربر ويژه
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۹
      نوشته : 6,660 صلوات : 2,817
      مورد صلوات: 23,282 در 5,907
      حضور : 29 روز 13 ساعت 14 دقیقه
      دریافت : 12 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      فریاد : و همه اوست
      Sepasgozar
      حامد آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط محسن56 نمایش پست ها
      میشه بگید چرا معتقد نیستید بهشت و جهنم جنبه مادی داشته باشه؟ و این که مادی بودن بهشت و جهنم چه تناقضی با گفته ها و افکار شما دارد؟ و به این سوال مهم جواب دهید که معاد جسمانی در دنیایی مجازی و روحانی چه معنایی دارد؟
      سلام
      بحث در معاد جسمانی بسیار طولانی است . اما خلاصه مطلب این است که برداشت عموم از اخبار دینی در خصوص معاد مطابق با فهم عادی دنیوی آنهاست چه اینکه در نظر عوام اهل دنیا ، ماده و جسم اصیلند و عالم معنا و روحانیات مجاز و غیر اصیل . دیگر اینکه قرار نیست هر امر ممکنی واقع شود مثلا خداوند می تواند همین الان همه انسانها را هلاک کند . اما آیا می کند ؟ خوب اگر معاد امکان مادی داشته باشد الزاما مادی خواهد بود ؟
      جسمانیت در معاد صرفا یک برداشت ساده از آیات و روایات است اما اهل تعمق و تفکر و بلکه اهل کشف و شهود غیر این را یافته اند .
      موفق در پناه حق
      هردو عالم یک فروغ روی اوست




    11. صلوات ها 2 : پرستوی کمیل,رحیمی
    12. #10
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۹
      نوشته : 35 صلوات : 22
      مورد صلوات: 238 در 34
      حضور : نامشخص
      دریافت : 4 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      محسن56 آنلاین نیست.



      من هم نگفتم که ممکن است معاد مادی باشد. بلکه حتما باید مادی باشد. حیات بعد از مرگ و قبل از برپایی قیامت روحانی است اما معاد و قیامت جسمانی. علاوه بر این جواب سوالهای دیگر من را هم ندادید. دیگر این چند نمونه از این اهل تعمق و تفکر را به ما نیز بشناسانید. و دیگر این که بزرگانی هم هستند که معنقدند معاد جسمانی است و این تفکر منحصر به عوام نیست.
      *** و الله اعلم بذات الصدور ****

      دوستانی که به هواشناسی علاقه مند هستند می توانند به این وبلاگ مراجعه نمایند:
      http://www.jajarmmeteo.blogfa.com

    13. صلوات ها 2 : پرستوی کمیل,رحیمی
    صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •