• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 39
    1. #1
      عضو كوشا
      تاریخ عضویت : جنسیت فروردین/۱۳۸۹
      نوشته : 141 صلوات : 645
      مورد صلوات: 1,764 در 143
      حضور : 8 ساعت 34 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      yaali آنلاین نیست.

      مطلب سوء ظن، آفت رفاقت!




      سوءظن در روايات اسلامى

      نكوهش از سوء ظن به عنوان يكى از بدترين و زشت ترين رذائل اخلاقى در روايات اسلامى بازتاب گسترده اى دارد. به عنوان نمونه به روايات زير توجه فرماييد:
      1ـ در حديثى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم: «اِيّاكُمْ وَ الظَّنُّ فَاِنَ الْظَنَّ اَكْذَبُ الْكِذْبِ; از گمان بد بپرهيزيد كه گمان بد، بدترين نوع دروغ است».(1)
      2ـ در حديث ديگرى از همان حضرت مى خوانيم: «اَنَّ اللّهَ حَرَّمَ مِنَ الْمُسْلِمِ دَمَهُ وَ مالُهُ وَ عِرْضُهُ وَ اَنْ يَظُنَّ بِهِ السُّوءِ; خداوند خون و مال و آبروى مسلمانان را بر يكديگر حرام كرده و همچنين گمان بد درباره آنها».(2)
      3ـ در حديث تكان دهنده اى از على(عليه السلام) مى خوانيم: «لا اِيْمانَ مَعَ سُوءِ ظَنٍّ; كسى كه سوء ظن دارد ايمان ندارد».(3)
      اين تعبير ممكن است اشاره به سوءالظن نسبت به مردم يا نسبت به خدا و يا هردو بوده باشد.
      4ـ در حديث ديگرى از همان حضرت مى خوانيم: «اِيّاكَ اَنْ تُسِيىءَ الظَنَّ فَاِنَّ سُوءَالظَّنِ يُفْسِدُ الْعِبادَةَ وَ يُعَظِّمُ الْوِزْرَ; از سوء ظن بپرهيز چرا كه سوء ظن عبادت را فاسد، و پشت انسان را از بار گناه سنگين مى كند».(4)
      5ـ در حديث ديگرى از اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى خوانيم: «سُوءُ الظَّنِ بِالُْمحْسِنِ شَرُّالاِْثْمِ وَ اَقْبَحُ الظُّلْمِ; بدگمانى نسبت به افراد نيكوكار بدترين گناه و زشت ترين ستمگرى است».(5)

      1. وسائل الشّيعه، جلد 18، صفحه 38 (حديث 42)، بحارالانوار، جلد 72، صفحه 195.
      2.المحجّة البيضاء، جلد 5، صفحه 268.
      3.غررالحكم، جلد 6، صفحه 362.
      4.همان مدرك، جلد 2، صفحه 308.
      5.همان، جلد 4، صفحه 132.
      ویرایش توسط سادات : ۱۳۹۰/۰۵/۲۲ در ساعت 05:12 PM

    2.  

    3. #2
      کارشناس پاسخگوی سابق انجمن
      تاریخ عضویت : جنسیت اردیبهشت/۱۳۸۹
      نوشته : 1,539 صلوات : 11,161
      مورد صلوات: 15,056 در 1,559
      حضور : نامشخص
      دریافت : 44 آپلود : 0
      گالری : 8 وبلاگ :
      عرفان آنلاین نیست.



      ادامه بحث جناب یاعلی...
      6ـ ونيز از همان حضرت روايت شده است كه فرمود: «سُوءُ الظَّنِ يُفْسِدُ الاُْمُورَ وَ يَبْعَثُ عَلَى الشُّرُورِ; سوءظن كارها را به فساد مى كشد و سبب انواع شر مى شود».(1)
      7ـ واز همان امام بزرگوار نقل شده است كه فرمود: «شَرُّ النّاسِ مَنْ لايَثِقُ بِاَحَد لِسُوءِ ظَنِّهِ وَ لايَثِقُ بِهِ اَحَدٌ لِسُوءِ فِعْلِهِ; بدترين مردم كسى است كه به خاطر سوءظن به هيچ كس اعتماد ندارد، و به خاطر اعمال بدش كسى به او اعتماد نمى كند».(2)
      8ـ در نهج البلاغه نيز مى خوانيم: «لاتَظُنَّنَّ بِكَلِمَة خَرَجَتْ مِنْ اَحَد سُوءً وَ اَنْتَ تَجِدُ لَها فِى الْخَيْرِ مُحْتَمَلا (مَحْمِلا); هر سخنى كه از دهان كسى خارج مى شود، گمان بد نسبت به آن مَبر، در حالى كه مى توانى آن را حمل بر صحيح كنى».(3)
      9ـ در حديث ديگرى از امام اميرمؤمنان على(عليه السلام) آمده است: «وَاللّهِ ما يُعَذِّبُ اللّهُ سُبْحانَهُ مُؤمِناً بَعْدَ الاِْيمانِ اِلاّ بِسُوءِ ظَنِّهِ وَ سُوءِ خُلْقِهِ; به خدا سوگند خداوند سبحان مؤمنى را بعد از ايمان عذاب نمى كند، مگر به خاطر سوء ظن و بداخلافى او».(4)
      ونيز در حديث ديگرى از همان امام بزرگوار مى خوانيم: «مَنْ غَلَبَ عَلَيْهِ سُوءُ الظَنِّ لَمْ يَتْرُكْ بِيْنَهُ وَ بَيْنَ خَليل صُلْحاً; كسى كه سوءظن بر او غالب شود هرگز ميان او و دوستانش صلح و صفا برقرار نخواهد شد».(5)
      1.غررالحکم، صفحه 132، حديث 5575.
      2.غررالحکم، صفحه 178.
      3. نهج البلاغه، كلمات قصار،حديث 360، بحارالانوار، جلد 71، صفحه 187.
      4. غررالحكم، جلد 6، صفحه 244، حديث 10140.
      5. غررالحكم، جلد 5، صفحه 406.
      ویرایش توسط سایه خورشید : ۱۳۹۰/۱۰/۱۲ در ساعت 09:39 PM دلیل: فونت

    4. #3
      کارشناس پاسخگوی سابق انجمن
      تاریخ عضویت : جنسیت اردیبهشت/۱۳۸۹
      نوشته : 1,539 صلوات : 11,161
      مورد صلوات: 15,056 در 1,559
      حضور : نامشخص
      دریافت : 44 آپلود : 0
      گالری : 8 وبلاگ :
      عرفان آنلاین نیست.



      بُعد دیگر...

      در مورد سوء ظن یک نکته دیگر هم بسیار مهم است که سوء ظن به خدا و عدم ايمان به وعده هاى پروردگار نيز روايات زيادى وارد شده و ما را متوجه اثرات بسیار بسیار بد آن در زندگى معنوى و مادى انسان دارد، از جمله:
      1ـ در حديثى از امام باقر(عليه السلام) مى خوانيم كه از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در ضمن حديثى چنين نقل مى كند كه فرمود: «وَاللّهِ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ لا يُعَذِّبُ اللّهُ مُؤمِناً بَعْدَ التُوبَةِ وَالاِْسْتِغْفارِ اِلاّ بِسُوءِ ظَنِّهِ بِاللّهِ وَ تَقْصِير مِنْ رَجائِهِ بِاللّهِ وَ سُوءُ خُلْقِهِوَ اِغْتِيابِهِ لِلْمُؤمِنينَ; به خدايى كه معبودى جز او نيست سوگند كه خداوند هيچ مؤمنى را بعد از توبه و استغفار عذاب نمى كند مگر به خاطر سوءظن به خداوند و كوتاهى در اميدوارى به ذات پاك او و
      بداخلاقى و غيبت مؤمنين».(1)
      در حديث ديگرى از حضرت على(عليه السلام) مى خوانيم كه از داود پيامبر(عليه السلام) چنين نقل مى كند: «يا رَبِّ ما آمَنَ بِكَ مَنْ عَرَفَكَ فَلَمْ يُحْسِنِ الظَنَّ بِكَ; پروردگارا! كسى كه تو را بشناسد و حسن ظن به تو نداشته باشد به تو ايمان نياورده است».(2)
      اميرمؤمنان على(عليه السلام) فرمود: «اَلْجُبْنُ وَ الْحِرْصُ وَ الْبُخْلُ غَرائِزُ سُوء يَجْمَعُها سُوءُ الظَّنِّ بِاللّهِ سُبحانَهُ; ترس و حرص و بخل غريزه هاى مختلفى هستند كه تمام آنها در سوء ظن به خداوند جمعند».(3)
      به يقين كسى كه به امدادها و نصرت الهى ايمان داشته باشد ترسى از دشمنان خدا به خود راه نمى دهد، و كسى كه به وعده هاى پروردگار در زمينه روزى مطمئن باشد حرص نمى زند و از بخل بيزار است بنابراين صفات سه گانه مزبور در واقع از سوء ظن به خداوند سرچشمه مى گيرد.

      * * *
      آنچه در روايات بالا آمد كه آميخته با نكته هاى لطيفى درباره علل و انگيزه ها و پى آمدهاى سوءظن به مردم و به خدا بود بخشى از روايات فراوانى است كه درباره سوءظن در منابع معتبر آمده است و ما از ميان آنها ده روايت درباره سوءظن نسبت به مردم و سه روايت در مورد سوءظن به خداوند را گلچين كرديم و در بخش تحليل ها به نكات مختلفى كه در اين روايات آمده است مى پردازيم.
      _______________________________________
      1. بحارالانوار، جلد 67، صفحه 394.
      2.همان مدرك، صفحه 394.
      3.شرح غرر، جلد 2، صفحه 60.

      {اخلاق در قرآن/ ج3}

      ویرایش توسط عرفان : ۱۳۸۹/۰۲/۲۹ در ساعت 11:24 AM

    5. #4
      کارشناس پاسخگوی سابق انجمن
      تاریخ عضویت : جنسیت اردیبهشت/۱۳۸۹
      نوشته : 1,539 صلوات : 11,161
      مورد صلوات: 15,056 در 1,559
      حضور : نامشخص
      دریافت : 44 آپلود : 0
      گالری : 8 وبلاگ :
      عرفان آنلاین نیست.



      تعريف سوءظن و حسن ظن

      هنگامى كه اين دو واژه در مورد مردم به كار مى رود مفهوم روشنى دارد; مفهوم سوءظن آن است كه هرگاه كارى از كسى سر زند كه قابل تفسير صحيح و نادرست باشد آن را به صورت نادرستى تفسير كنيم، مثلا هنگامى كه مردى را با زن ناشناسى ببيند فكر كند آن زن نامحرم است و نيت آنها ارتكاب اعمال خلاف مى باشد، در حالى كه حسن ظن مى گويد بگو حتماً محرم يا همسر او است. يا هنگامى كه شخصى اقدام به ساختن مسجد يا بناى خير ديگرى مى كند مقتضاى سوءظن آن است هدفش رياكارى يا اغفال مردم است، در حالى كه حسن ظن مى گويد اين عمل را با انگيزه الهى و نيت خيرخواهانه انجام داده است.
      از اينجا روشن مى شود كه دائره حسن ظن و سوءظن بسيار وسيع و گسترده است و نه تنها در عبادات بلكه در مسائل اجتماعى، اخلاقى، اقتصادى و سياسى نيز جارى مى شود.
      و هنگامى كه اين دو واژه درباره خداوند به كار رود، منظور از حسن ظن آن است كه به وعده هاى الهى اميدوار باشد، وعده رزق و روزى، وعده يارى كردن يارانش، وعده پيروزى مجاهدان، وعده آمرزش گناهان و مانند اينها. و معنى سوء ظن آن است كه به هنگام بروز مشكلات نسبت به وعده هاى الهى متزلزل شود، وهنگام پيش آمدن امتحانات دشوار در مسائل مالى و غير آن، وعده هاى خداوند را فراموش كرده رو به گناه آورد.
      در روايات گذشته نيز تعبيرات زنده و روشنى ديده مى شود كه آنچه را در بالا گفتيم تأييد مى كند.

      {اخلاق در قرآن ج3}
      ویرایش توسط عرفان : ۱۳۸۹/۰۲/۳۰ در ساعت 10:08 AM

    6. #5
      کارشناس پاسخگوی سابق انجمن
      تاریخ عضویت : جنسیت اردیبهشت/۱۳۸۹
      نوشته : 1,539 صلوات : 11,161
      مورد صلوات: 15,056 در 1,559
      حضور : نامشخص
      دریافت : 44 آپلود : 0
      گالری : 8 وبلاگ :
      عرفان آنلاین نیست.



      پيامدها و آثار شوم سوءظن

      گسترش دامنه سوء ظن در جوامع بشرى، آثار بسيار زيانبار و نامطلوبى دارد كه به طور اجمال بر كسى پوشيده نيست، ولى در توضيح آن، جهات ذيل قابل توجه است:
      الف) از ميان رفتن «اعتماد» كه مهمترين سرمايه جامعه است، به خاطر گسترش سوء ظن از مهمترين آثار سوء اين رذيله اخلاقى مى باشد كه در اخبار گذشته نيز به آن اشاره شده بود، از جمله اين كه مى فرمود: «بدترين مردم كسى است كه به خاطر سوءظن به هيچ كس اعتماد ندارد، و به خاطر اعمال بدش كسى به او اعتماد نمى كند».
      در جامعه اى كه بى اعتمادى حكمفرما است، همدلى، همكارى و تعاون وجود ندارد و آثار و بركات زندگى دسته جمعى از ميان مى رود.
      در حديثى از امام على(عليه السلام) مى خوانيم: «مَنْ سائَتْ ظُنُونُه اِعْتَقَدَ الْخِيانَةَ بِمَنْ لا يَخُونُه; كسى كه بدگمان باشد نسبت به كسى كه به او خيانتى نكرده بدبين مى شود و او را خائن مى پندارد».(1)
      ب) سوءظن آرامش جامعه را بر هم مى زند، همان گونه كه آرامش روح صاحبان اين رذيله اخلاقى را بر هم مى زند، كسى كه سوءظن دارد، از همه وحشت دارد و گاه تصور مى كند كه همه بر ضد او گام بر مى دارند و دائماً بايد حالت دفاعى به خود بگيرد.
      ج) اضافه بر اين در بسيارى از موارد به دنبال سوءظن خود حركت مى كند و حادثه مى آفريند، و گاه حتى به خون ريزى منتهى مى شود. مخصوصاً در مواردى كه افراد، سوءظنّى به نواميس خود پيدا كنند، يا گمان كنند كه ديگران در پى اموال يا
      1.غررالحكم، حديث 8837.
      {اخلاق در قرآن ج3}

      ویرایش توسط عرفان : ۱۳۸۹/۰۲/۳۰ در ساعت 02:41 PM

    7. #6
      کارشناس پاسخگوی سابق انجمن
      تاریخ عضویت : جنسیت اردیبهشت/۱۳۸۹
      نوشته : 1,539 صلوات : 11,161
      مورد صلوات: 15,056 در 1,559
      حضور : نامشخص
      دریافت : 44 آپلود : 0
      گالری : 8 وبلاگ :
      عرفان آنلاین نیست.



      ...دنباله

      نواميس آنها هستند، به گونه اى كه مى توان گفت عامل اصلى بسيارى از پرونده هاى جنايى سوءظن هاى بيجا است كه بى گناهان را هدف گيرى كرده است.
      به همين دليل در روايات گذشته از على(عليه السلام) خوانديم كه مى فرمود: «سُوءُالظَّنِّ يُفْسِدُ الاُْمُورَ وَ يَبْعَثُ عَلَى الشُّروُرِ; سوءظن كارها را به فساد مى كشد و مردم را به انواع بدى ها وادار مى كند».
      و از اين مهمتر اين است كه در بسيارى از موارد بر اثر سوءظن مرتكب جنايات مى شوند، زمانى از اشتباه خود با خبر مى گردند كه كار از كار گذشته، به همين دليل احساس گناهكارى شديدى به آنها دست مى دهد كه گاه آنها را تا سر حد جنون مى كشاند.
      به عنوان نمونه به ماجرايى مى توان اشاره كرد كه براى يكى از پزشكان روانى واقع شده بود كه به هنگام بازديد از تيمارستانى به فرد مجنونى برخورد كرد كه مرتب كلمه دستمال را تكرار مى كرد، هنگامى كه پيگيرى نمود به اينجا رسيد كه عامل جنون او اين بوده است كه روزى در كيف همسرش دستمالى را مى بيند كه محتوى ادكلن و بعضى از هداياى مناسب مردان است، بلافاصله نسبت به همسرش بدبين مى شود كه با مرد بيگانه اى ارتباط دارد، و بدون تحقيق بيشتر همسر خود را بر اثر خشم زياد به قتل مى رساند، بعد كه دستمال را باز مى كند كاغذى در آن مى بيند كه روى آن نوشته است اين هديه را براى سال روز تولد شوهرم گرفته ام، ناگهان شوك شديدى به او دست مى دهد و ديوانه مى شود و مرتب به ياد آن دستمال مى افتد.
      د) سوءظن در واقع يك ظلم آشكار است، چرا كه افراد بى گناه را در منطقه فكر خود هدف انواع تيرهاى تهمت قرار مى دهد، و اگر آثار عملى بر آن بار كند، مرتكب ظلم هاى بيشتر مى شود، روى اين جهت در احاديث گذشته از على(عليه السلام) خوانديم كه مى فرمود: «بدگمانى بدترين ظلم ها است».
      هـ) سوءظن سبب مى شود كه انسان به سرعت دوستان خود را از دست بدهد، حتى نزديكانش او را تنها بگذارند، و اين وحشتناك ترين غربت است چرا كه هيچ
      انسان با شخصيتى حاضر نمى شود با كسى معاشرت كند كه اعمال نيك او را با بدگمانى تفسير كند و او را به هر كار خلافى متهم سازد. در احاديث گذشته نيز از اميرمؤمنان على(عليه السلام) خوانديم كه مى فرمود: «كسى كه سوءظن بر او غالب شود، راه صلح و صفا ميان او و دوستانش را مى بندد».
      ویرایش توسط عرفان : ۱۳۸۹/۰۳/۰۵ در ساعت 08:04 AM

    8. #7
      کارشناس پاسخگوی سابق انجمن
      تاریخ عضویت : جنسیت اردیبهشت/۱۳۸۹
      نوشته : 1,539 صلوات : 11,161
      مورد صلوات: 15,056 در 1,559
      حضور : نامشخص
      دریافت : 44 آپلود : 0
      گالری : 8 وبلاگ :
      عرفان آنلاین نیست.



      ...ادامه

      و) در پاره اى از روايات گذشته خوانديم كه سوءظن، عبادت انسان را فاسد مى كند و پشت او را از بار گناه سنگين مى نمايد.
      اگر منظور از سوءظن در اين روايت، سوءظن به پروردگار باشد علت فساد عبادت روشن است. و اگر نسبت به مردم باشد (همان گونه كه ذيل روايت گواهى مى دهد) به خاطر آن است كه در بسيارى از موارد به دنبال سوءظن انسان مرتكب تجسّس، و به دنبال تجسّس مرتكب غيبت و گاه تهمت مى شود، و مى دانيم غيبت و تهمت يكى از اسباب عدم قبولى عبادت است.
      ز) سوءظن چون يك تفكر انحرافى است تدريجاً در ساير افكار انسانى نيز اثر مى گذارد، و تحليل هاى او نيز از حوادث نادرست مى شود، و از رسيدن به واقعيت ها كه زمينه پيشرفت و موفقيت است باز مى ماند. در حديثى از اميرمؤمنان على(عليه السلام)چنين نقل شده است كه فرمود: «مَنْ ساءَ ظَنُّهُ ساءَ وَهْمُه; كسى كه سوء ظن داشته باشد تفكر او خراب مى شود».
      ویرایش توسط عرفان : ۱۳۸۹/۰۳/۰۵ در ساعت 08:08 AM

    9. #8
      کارشناس پاسخگوی سابق انجمن
      تاریخ عضویت : جنسیت اردیبهشت/۱۳۸۹
      نوشته : 1,539 صلوات : 11,161
      مورد صلوات: 15,056 در 1,559
      حضور : نامشخص
      دریافت : 44 آپلود : 0
      گالری : 8 وبلاگ :
      عرفان آنلاین نیست.



      عوامل و انگيزه هاى سوءظن

      اين رذيله اخلاقى، همانند رذائل ديگر از سرچشمه هاى متعددى نشأت مى گيرد:
      آلودگى درون و برون: افرادى كه خود آلوده اند، ديگران را همچون خود آلوده مى پندارند. و از طريق «مقايسه به نفس»، كه يكى از صفات غالب انسان ها است مردم را به كيش خود و به روش خود مى پندارند، و تا از آلودگى پاك نشوند، حسن ظن به ديگران نخواهند داشت. در حديثى از اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى خوانيم:
      «لايَظُنُّ بِاَحَد خَيْراً لاَِنَّهُ لايَراهُ اِلاّ بِطَبْعِ نَفْسِهِ; آدم بد به هيچ كس گمان خوب نمى برد، زيرا ديگران را همچون خود مى پندارد».(1)
      همنشينى با بدان: كسى كه معاشرانش را از افراد فاسد و مفسد انتخاب كرده است، طبيعى است كه نسبت به همه مردم سوء ظن پيدا كند، چرا كه تصور مى كند معاشران او نمونه هايى از ساير مردمند، همانگونه كه در حديث معروف اميرمؤمنان على(عليه السلام) آمده است كه فرمود: «مُجالَسَةُ الاَْشْرارِ تُورِثُ سُوءَ الظَّنِّ بِالاَْخْيارِ; همنشينى با بدان سبب بدگمانى نسبت به نيكان مى شود».(2)
      زندگى در محيط هاى فاسد: هنگامى كه انسان در خانواده يا در شهر و كشورى كه فساد بر آن حاكم شده است زندگى كند، نظر او نسبت به همه افراد حتى به نيكان بد مى شود. هر چند معاشران او افراد خوبى باشند ولى غلبه فساد بر محيط كار، خود ايجاد سوءظن مى كند.
      حسد و كينه توزى و تكبر و غرور: بخشى ديگر از عوامل سوءظن است چرا كه شخص حسود و كينه توز مى خواهد از اين طريق از مقام شخص محسود بكاهد و كينه خود را از اين طريق اعمال كند، افراد متكبر براى تحقير ديگران متوسل به سوء ظن مى شوند تا آنها را در فكر خود و جامعه، افرادى پست و حقير جلوه دهد.
      عقده حقارت: يكى ديگر از عوامل سوءظن است. كسى كه گرفتار خود كم بينى شده، و يا از سوى ديگران مورد تحقير واقع گشته است سعى مى كند ديگران را هم در محيط فكر خود حقير و پست و آلوده و گنهكار حساب كند، تا از عقده خود بكاهد، و آرامش كاذبى براى خويش فراهم سازد.
      اما سوءظن نسبت به خداوند، عمدتاً از ضعف ايمان ناشى مى شود، عدم ايمان به صفات ذات و صفات افعال، و ضعف باورها نسبت به علم و قدرت و رحمانيت و رازقيّت و ساير صفات پروردگار او را به سوءظن در وعده هايش مى كشاند، و راههاى سعادت و نجات را به روى انسان مى بندد.

      1. غررالحكم،حديث 1903.
      2.بحارالانوار، جلد 71، صفحه 197.
      اخلاق در قرآن
      ویرایش توسط عرفان : ۱۳۸۹/۰۳/۰۷ در ساعت 07:24 PM

    10. #9
      کارشناس پاسخگوی سابق انجمن
      تاریخ عضویت : جنسیت اردیبهشت/۱۳۸۹
      نوشته : 1,539 صلوات : 11,161
      مورد صلوات: 15,056 در 1,559
      حضور : نامشخص
      دریافت : 44 آپلود : 0
      گالری : 8 وبلاگ :
      عرفان آنلاین نیست.



      مراتب سوءظن

      يكى از سؤالات مهمى كه در اينجا مطرح است اين است كه اصولا آيا سوءظن يك امر اختيارى است يا غير اختيارى؟ اگر انسان صحنه اى را مى بيند و بى اختيار گمان بدى درباره شخص يا اشخاص مى برد، آيا اين قابل نكوهش است؟ و ممكن است در دائره تكليف قرار گيرد، با اين كه همه مقدمات آن غير اختيارى بوده؟ و چگونه ممكن است آن همه مذمت و كيفر به يك امر غير اختيارى تعلق گيرد؟
      براى پاسخ اين سؤال دو راه را مى توان پيمود:
      1ـ نخست اين كه: اين بدگمانى كه در فكر انسان پيدا شده به تنهائى مشمول مجازاتها و نكوهش ها نيست، بلكه اگر در مرحله عمل ظاهر نشود، و انسان ترتيب اثرى بر آن ندهد، سخنى نگويد، و كارى كه دلالت بر بدگمانى مى كند انجام ندهد، نه جاى نكوهش دارد و نه كيفر.
      به همين دليل بعضى از بزرگان علم اخلاق، چنين گفته اند: «وَ اَمّا الْخَواطِرُ وَ حَدِيْثُ النَّفْسِ فَهُوَ مَعْفُوٌّ عَنْهُ...وَلكِنَّ الْمَنْهِىَّ عَنْهُ اَنْ تَظُنَّ، وَ الظَّنُّ عِبارَةٌ عَمّا تَرْكَنُ اِلَيْهِ النَّفْسُ، وَ تَمِيْلُ اِلَيْهِ الْقَلْبُ; آنچه به خاطر، خطور مى كند و انسان با خودش مى گويد، مورد عفو واقع شده...آنچه از آن نهى شده اين است كه: گمان (بد) ببرى، و گمان آن است كه فكر تو به آن اعتماد كند، و قلب به آن مايل شود (و طبعاً در عمل ظاهر گردد)».(1)
      كوتاه سخن اين كه سوءظن داراى سه مرحله است: «سوءظن قلبى»، «سوءظن زبانى»، «سوءظن عملى». آنچه در قلب است مشمول تكليف نيست چون از اختيار بيرون است، ولى آنچه در زبان و در عمل است، حرام و ممنوع مى باشد.
      به همين دليل، در بعضى از روايات مى خوانيم: «سه چيز است كه هيچكس از آن بركنار نمى ماند، يكى از آنها گمان بد است» سپس فرمود: «وَاِذا ظَنَنْتَ فَلا تَحَقَّقْ; هنگامى كه گمان بدى بردى ترتيب اثر به آن مده».(2)
      1.المحجة البيضاء، جلد 5، صفحه 268.
      2. فرائد الاصول شيخ انصارى، در بحث حديث رفع. بحارالانوار، جلد 55، صفحه 320، ذيل حديث 9.
      ویرایش توسط عرفان : ۱۳۸۹/۰۳/۰۹ در ساعت 09:46 AM

    11. #10
      کارشناس پاسخگوی سابق انجمن
      تاریخ عضویت : جنسیت اردیبهشت/۱۳۸۹
      نوشته : 1,539 صلوات : 11,161
      مورد صلوات: 15,056 در 1,559
      حضور : نامشخص
      دریافت : 44 آپلود : 0
      گالری : 8 وبلاگ :
      عرفان آنلاین نیست.



      ديگر اينكه: بسيارى از سوءظن هاى غير اختيارى يا در ابتدا مقدمات
      اختيارى دارد يا در ادامه راه، افرادى كه با افراد بد همنشينى مى كنند سوءظن به نيكان پيدا خواهند كرد، بنابراين بر آنها لازم است از همنشينى با بدان بپرهيزند تا حالت سوءظن آنان بر طرف گردد، و اين يك امر اختيارى است. و اگر بدون مقدمات اختيارى چنين گمانى براى انسان پيدا شد انسان درباره آن بايد بينديشد، و احتمالات صحيح را مد نظر قرار دهد. مثلا بگويد: اين زن ناشناس كه با فلان كس است شايد خواهر او يا فرزند خواهر، يا فرزند برادر، يا همسر او است، و ممكن است من آنها را نشناسم، بى شك انديشه در اين احتمالات صحيح، سبب مى شود كه سوءظن سست گردد يا به كلى برطرف شود. به همين دليل حديثى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله)مى خوانيم: «اُطْلُبْ لاَِخِيْكَ عُذْراً فَاِنْ لَمْ تَجِدْ لَهُ عُذْراً فَالَْتمِسْ لَهُ عُذْراً; براى برادر مسلمانت (جهت توجيه اعمالش) عذرى جستجو كن و اگر عذرى نيافتى باز هم كوشش كن عذرى بيابى».(1)

      و در حديثى كه قبلا از اميرمؤمنان على(عليه السلام) روايت كرديم، خوانديم كه مى فرمود: «كار برادرت را به بهترين صورت حمل كن... و گمان بدى به سخنى كه از برادرت شنيده مى شود، مبر، در حالى كه مى توانى محمل صحيحى براى آن پيدا كنى»
      به اين ترتيب ما مى توانيم از يك نظر سوءظن را به سه گونه تقسيم كنيم:
      1ـ سوءظنى كه آثارش در سخن و رفتار پيدا مى شود. اين سوءظن حرام است.
      2ـ سوءظنى كه اثر ظاهرى ندارد، ولى با تفكر و انديشه و از بين بردن مقدمات خارجى، زوال مى پذيرد، اين گونه سوءظن احتمال دارد مشمول ادله حرمت باشد.
      3ـ سوءظنى كه هيچ اثر خارجى بر آن مترتب نمى شود و به كلى از اختيار انسان بيرون است، و با هيچ كارى از ميان نمى رود چنين سوءظنى مشمول تكاليف شرع نيست، مادام كه انسان ترتيب اثرى بر آن نداده باشد.
      و اين كه در قرآن مجيد در آيه 36 سوره اسراء مى خوانيم: «وَ لاتَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ اِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ اُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْئُولا; از آنچه علم به آن ندارى پيروى نكن، چرا كه گوش و چشم و دل، همه مسئولند.» نيز ناظر به همين معنى است.
      1.بحارالانوار، جلد 72، صفحه 196، حديث 15.
      ویرایش توسط عرفان : ۱۳۸۹/۰۳/۱۱ در ساعت 09:50 AM

    صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 6

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •