| |
| |
سلام دوستان
با اجازه اسا تید محترم مدیران و کاربران این موضو ع را ایجاد میکنم تا هر یک از دوستان
حرف قشنگ جمله زیبا حدیث تاثیر گذار و یا نصیحت های بزرگان دین و فلاسفه و .........
خلاصه هرجمله ای که به نظر شما قشنگ هست و خواننده با خواندنش احساس شادی
درونی می کنه....... را اینجا بنویسیم
البته من که اگر پشت یک ماشین یک شعر زیبا باشه اونقدر
تعقیبش میکنم تا اون شعر را یادداشت کنم و............... دوست دارم شما هم حرفهای قشنگ را اینجا بنویسید
به هرحال با حول و قوه الهی و به یاری امام زمان این کار را شروع میکنیم
امیواریم که مورد توجه قرار گیرد ....
یا علی مدد
ویرایش توسط مدیر فرهنگی : 21 مهر 1390 در ساعت 20:48
صلوات ها 74 : .raha.,aligoogle,AsRaR,Entezarehmoud,Gole yas,Maneli,mansoor1,mghkh_2009,mmaahhddii,MNSY,mohammadali68,n@rcis,NarGes*,Nazanin t,parisa1,rezachess,setilla,setsoko,shama,فضه الزهرا,مه حنانه,مهدی,مهر آوا,مهر...,مهراز,محمد مَهدی,محب الرحمن,مختار.,مدیر فرهنگی,مدیر سایت,مریم78,نوجوان 20,نور,نرگس الزهرا,ولیعصر,یلدا,گل نرگس,گل نرگس 313,پرنده بهشتی,Vəhab,yaali,آهو حسینی,آرامش,افلاکیان,اشک قلم,بچه شيعه,بی نام و نشان,بینام,بانوی ایرانی,توحید صمدی,حرم امن الهی,دلتنگ آسمان,داود ش,درچین,راحیل محشر,رزسفید,رضا,سلیلة الزهراء,سلیم,سوگل,سایه خورشید,شوق یار,شایسته,شرر عشق,صلوات,عــــلی,علی مع الحق,عمار,عبدالرحیم,عترت,عرفان,عرفات,عشق طوفان,غزل
- مجموعه پیامک های مذهبی اعم از(حدیث،پیامک امام زمانی،جملاتی از علما دینی و..
- ۩۞۩ اشعار و متون ادبی درسوگ امام علی (علیه السلام)۩۞۩
- آخرین برگ کربلا ۩۞۩ قطعات ادبی به مناسبت شهادت امام محمد باقر(ع) ۩۞۩
- تقدیر سال آینده ات را از همین امشب رقم بزن، نه در شب قدر!!!
- ๑๑๑ سوز دل در عزاي موسي بن جعفر باب الحوائج(ع) ๑๑๑گزیده اشعار
- ۩°¨پیامک کاظمی ¨°۩ ویژه شهادت امام موسی بن جعفر(علیه السلام)
- قصیده هائیه
- ✿▪▪✿ اشعار و پیامک نوروزی ✿▪▪✿
- ๑۩๑ پیامک های سالروز تخریب گلستان بقیع ๑۩๑
- ۞۞۞ غنچه پر پر ......... سرباز کوچک ۞۞۞
- برای رسیدن به خدا دیر نیست...
رحمت حكيمانه
از بزرگی پرسیدند: اگر خدای تعالی رحیم است، پس چگونه بندگان را عقوبت فرماید؟ گفت: رحمت او بر حکمتش چیره نشود![]()
صلوات ها 50 : anna320,AsRaR,Gole yas,Hannane.76,Maneli,mani18,masoud_hm,mghkh_2009,mohammadali68,parisa1,samira69,setilla,setsoko,فضه الزهرا,مه حنانه,مهدی,مهدیسا,مهر...,مهراز,مجید,محمد صادق,محب الرحمن,مختار.,مدیر فرهنگی,مدیر سایت,نوجوان 20,نرگس الزهرا,ولیعصر,گل نرگس 313,پرنده بهشتی,Vəhab,آرامش,آرامش قرآنی,بی نام و نشان,بینام,توحید صمدی,حرم امن الهی,دلتنگ آسمان,داود ش,راحیل محشر,سلیلة الزهراء,سلیم,سایه خورشید,شوق یار,صلوات,عمار,عبدالرحیم,عترت,عرفان,عرفات
انس با خدا
می گویند آن گاه که یوسف در زندان بود، مردی به او گفت: تو را دوست دارم. یوسف گفت: ای جوان مرد! دوستی تو به چه کار من آید؟ از این دوستی مرا به بلا افکنی و خود نیز بلا بینی! پدرم یعقوب، مرا دوست داشت و بر سر این دوستی، او بینایی اش را از دست داد و من به چاه افتادم. زلیخا ادعای دوستی من کرد و به سرزنش مصریان دچار شد و من مدت ها زندانی شدم. اینک! تو تنها خدا را دوست داشته باش، تا نه بلا بینی و نه دردسر بیافرینی
صلوات ها 47 : *شیوا*,AsRaR,bastan,Gole yas,Maneli,mghkh_2009,mohammadali68,parisa1,samira69,setilla,setsoko,فضه الزهرا,مه حنانه,مهدی,مهر...,مهراز,محمد صادق,محب الرحمن,مختار.,مدیر فرهنگی,مدیر سایت,نوجوان 20,نازنین فاطمه,ولیعصر,گل نرگس 313,پرنده بهشتی,Vəhab,آلا,آرامش,آرامش قرآنی,بی نام و نشان,بینام,توحید صمدی,حرم امن الهی,داود ش,راحیل محشر,رضوی سیده,سلیلة الزهراء,سلیم,شوق یار,شب تاب,صفورا1111,صلوات,عمار,عبدالرحیم,عرفان,عرفات
اعتراف به ناداني
گویند: از عالمی مسئله ای پرسیدند، گفت: نمی دانم. سؤال کننده گفت: شرم نمی کنی که به جهل و نادانی خود اعتراف می کنی. گفت: چرا شرم کنم از گفتن کلمه ای که فرشتگان به آن سخن گفتند و هنگامی که خداوند درباره «اسماء» از آنها پرسید، گفتند: سُبْحانَکَ لا عِلْمَ لَنا الاّ ما عَلَّمْتَنا؛ خدایا ما چیزی نمی دانیم، جز آنچه تو به ما آموختی
صلوات ها 44 : .raha.,bastan,Gole yas,Maneli,mani18,masoud_hm,mghkh_2009,mohammadali68,parisa1,samira69,setilla,فضه الزهرا,مه حنانه,مهدی,مهر...,مهراز,محب الرحمن,مختار.,مدیر فرهنگی,مدیر سایت,نوجوان 20,نازنین فاطمه,ولیعصر,گل نرگس 313,پرنده بهشتی,Vəhab,آلا,بی نام و نشان,بینام,توحید صمدی,حرم امن الهی,خادمة الرضا,دلتنگ آسمان,راحیل محشر,سلیلة الزهراء,سلیم,شوق یار,شایسته,شب تاب,صلوات,عمار,عبدالرحیم,عرفان,عرفات
چپاول اموال
روزی عبدالملک (پنجمین خلیفه اموی) از امام زین العابدین درخواست موعظه کرد. حضرت فرمود: آیا واعظی بالاتر از قرآن وجود دارد؟ خداوند می فرماید: وَیْلٌ لِلْمُطَفَّفین؛ وای بر کم فروشان. (مطففّین: 1) وقتی سخن خدای متعال درباره کم فروشان چنین است، پس چگونه است حالِ کسی که همه اموال مردم را چپاول کند؟
صلوات ها 38 : bastan,genius,Gole yas,Maneli,mghkh_2009,mohammadali68,Nazanin t,samira69,setilla,فضه الزهرا,مه حنانه,مهدی,مهر...,مهراز,محب الرحمن,مختار.,مدیر فرهنگی,مدیر سایت,نوجوان 20,نيكو,نازنین فاطمه,ولیعصر,گل نرگس 313,پرنده بهشتی,Vəhab,بی نام و نشان,بینام,توحید صمدی,حرم امن الهی,راحیل محشر,سلیلة الزهراء,سلیم,شوق یار,شب تاب,صلوات,عمار,عرفان,عرفات
بر امور گذرا دل مبند
پادشاهی، حکیمان را فرا خواند و گفت: مرا چیزی بیاموزید که اگر بسیار غمگین باشم، در آن نگاه کنم و غم دل از بین برود و اگر بسیار شاد باشم، در آن نگاه کنم و فریفته روزگار نگردم. حکیمان مدتی مشورت کردند و سرانجام، نگینی بر انگشتری او ساختند که روی آن نوشته شده بود: این نیز بگذرد![]()
ویرایش توسط ستايش : 14 دی 1388 در ساعت 21:09
صلوات ها 37 : bastan,behesht,genius,Gole yas,Maneli,masoud_hm,mohammadali68,roohbakhsh.seyyed,samira69,setilla,فضه الزهرا,مهدی,مهر...,مهراز,مجید,محب الرحمن,مدیر فرهنگی,مدیر سایت,نوجوان 20,نيكو,نازنین فاطمه,گل نرگس 313,پرنده بهشتی,Vəhab,آلا,بی نام و نشان,بینام,توحید صمدی,حرم امن الهی,راحیل محشر,سلیلة الزهراء,سلیم,شوق یار,صلوات,عمار,عرفان,عرفات
دوستي
بزرگی را پرسیدند: چگونه به این مرتبه از سروری رسیدی؟ گفت: با هیچ کس دشمنی نکردم، مگر آنکه میان خود و او، جایی برای آشتی باقی گذاشتم
ویرایش توسط ستايش : 14 دی 1388 در ساعت 21:09
صلوات ها 37 : AsRaR,bastan,Gole yas,Maneli,mghkh_2009,mohammadali68,Nazanin t,samira69,setilla,فضه الزهرا,مه حنانه,مهدی,مهر...,مهراز,مجید,محب الرحمن,مدیر فرهنگی,مدیر سایت,نوجوان 20,نازنین فاطمه,ولیعصر,گل نرگس 313,پرنده بهشتی,Vəhab,آلا,بی نام و نشان,بینام,توحید صمدی,حرم امن الهی,راحیل محشر,سلیلة الزهراء,سلیم,شوق یار,صلوات,عمار,عرفان,عرفات
تهذيب نفس
سقراط را پرسیدند: حکمت چه وقت در تو مؤثر افتاد؟ گفت: آن گاه که نفس خویش را کوچک شمردم
صلوات ها 39 : *شیوا*,AsRaR,bastan,Gole yas,Maneli,mehran313,mohammadali68,Nazanin t,samira69,setilla,فضه الزهرا,مه حنانه,مهدی,مهر...,مهراز,محمد صادق,محب الرحمن,مدیر فرهنگی,مدیر سایت,نوجوان 20,نازنین فاطمه,ولیعصر,گل نرگس 313,پرنده بهشتی,Vəhab,آرامش,بی نام و نشان,بینام,توحید صمدی,حرم امن الهی,خادم الزهرا(س),خادمة الرضا,راحیل محشر,سلیلة الزهراء,سلیم,صلوات,عمار,عرفان,عرفات
زهد
روزی دیوجانس ـ یکی از انسان های زاهد روزگار ـ از اسکندر پرسید: در حال حاضر بزرگ ترین آرزویت چیست؟ اسکندر جواب داد: بر یونان تسلط یابم. دیوجانس پرسید: پس از آنکه یونان را فتح کردی چه؟ اسکندر پاسخ داد: آسیای صغیر را تسخیر کنم. دیوجانس باز پرسید: و پس از آنکه آسیای صغیر را هم مسخر گشتی؟ اسکندر پاسخ داد: دنیا را فتح کنم. دیوجانس پرسید: و بعد از آن؟ اسکندر پاسخ داد: به استراحت بپردازم و از زندگی لذت ببرم. دیوجانس گفت: چرا هم اکنون بی تحمل رنج و مشقت، به استراحت نمی پردازی و از زندگی ات لذت نمی بری؟
صلوات ها 39 : AsRaR,bastan,behesht,genius,Gole yas,Maneli,masoud_hm,mghkh_2009,mohammadali68,samira69,setilla,فضه الزهرا,مهدی,مهر...,مهراز,محمد صادق,محب الرحمن,مدیر فرهنگی,مدیر سایت,نوجوان 20,نازنین فاطمه,ولیعصر,گل نرگس 313,پرنده بهشتی,Vəhab,آلا,بی نام و نشان,بینام,توحید صمدی,حرم امن الهی,راحیل محشر,سلیلة الزهراء,سلیم,سادات,شوق یار,صلوات,عمار,عرفان,عرفات
عفو وگذشت
از افلاطون پرسیدند: انسان چگونه می تواند از دشمنش انتقام بگیرد؟ گفت: با بخشش و کرم
صلوات ها 40 : .raha.,AsRaR,bastan,Gole yas,Maneli,masoud_hm,mehran313,mghkh_2009,mohammadali68,neda,samira69,setilla,فضه الزهرا,مهدی,مهر...,مهراز,محب الرحمن,مدیر فرهنگی,مدیر سایت,نوجوان 20,نيكو,نازنین فاطمه,ولیعصر,گل نرگس,Vəhab,آلا,بی نام و نشان,بینام,توحید صمدی,حامی,خادم الزهرا(س),خادمة الرضا,دلتنگ آسمان,راحیل محشر,سلیلة الزهراء,سلیم,شوق یار,صلوات,طاها,عرفات
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 171