• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • صفحه 1 از 1733 12311213141511015011001 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17326
    1. #1
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : آذر/۱۳۸۸
      نوشته : 1,576 صلوات : 8,236
      مورد صلوات: 10,376 در 1,576
      حضور : 5 روز 11 ساعت 51 دقیقه
      دریافت : 2 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      آسمان هفتم آنلاین نیست.

      جملات قشنگ و به یاد ماندنی(بخون...فكر كن...اراده كن...عمل كن)




      سلام دوستان

      با اجازه اسا تید محترم مدیران و کاربران این موضو ع را ایجاد میکنم تا هر یک از دوستان


      حرف قشنگ جمله زیبا حدیث تاثیر گذار و یا نصیحت های بزرگان دین و فلاسفه و .........


      خلاصه هرجمله ای که به نظر شما قشنگ هست و خواننده با خواندنش احساس شادی

      درونی می کنه....... را اینجا بنویسیم

      البته من که اگر پشت یک ماشین یک شعر زیبا باشه اونقدر

      تعقیبش میکنم تا اون شعر را یادداشت کنم و............... دوست دارم شما هم حرفهای قشنگ را اینجا بنویسید

      به هرحال با حول و قوه الهی و به یاری امام زمان این کار را شروع میکنیم

      امیواریم که مورد توجه قرار گیرد ....

      یا علی مدد
      ویرایش توسط مدیر فرهنگی : ۱۳۹۰/۰۷/۲۱ در ساعت 09:48 PM

    2.  

    3. #2
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : آبان/۱۳۸۸
      نوشته : 1,148 صلوات : 4,210
      مورد صلوات: 8,014 در 1,094
      حضور : 15 ساعت 21 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      ستايش آنلاین نیست.



      رحمت حكيمانه
      از بزرگی پرسیدند: اگر خدای تعالی رحیم است، پس چگونه بندگان را عقوبت فرماید؟ گفت: رحمت او بر حکمتش چیره نشود

    4. #3
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : آبان/۱۳۸۸
      نوشته : 1,148 صلوات : 4,210
      مورد صلوات: 8,014 در 1,094
      حضور : 15 ساعت 21 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      ستايش آنلاین نیست.



      انس با خدا
      می گویند آن گاه که یوسف در زندان بود، مردی به او گفت: تو را دوست دارم. یوسف گفت: ای جوان مرد! دوستی تو به چه کار من آید؟ از این دوستی مرا به بلا افکنی و خود نیز بلا بینی! پدرم یعقوب، مرا دوست داشت و بر سر این دوستی، او بینایی اش را از دست داد و من به چاه افتادم. زلیخا ادعای دوستی من کرد و به سرزنش مصریان دچار شد و من مدت ها زندانی شدم. اینک! تو تنها خدا را دوست داشته باش، تا نه بلا بینی و نه دردسر بیافرینی

    5. #4
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : آبان/۱۳۸۸
      نوشته : 1,148 صلوات : 4,210
      مورد صلوات: 8,014 در 1,094
      حضور : 15 ساعت 21 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      ستايش آنلاین نیست.



      اعتراف به ناداني
      گویند: از عالمی مسئله ای پرسیدند، گفت: نمی دانم. سؤال کننده گفت: شرم نمی کنی که به جهل و نادانی خود اعتراف می کنی. گفت: چرا شرم کنم از گفتن کلمه ای که فرشتگان به آن سخن گفتند و هنگامی که خداوند درباره «اسماء» از آنها پرسید، گفتند: سُبْحانَکَ لا عِلْمَ لَنا الاّ ما عَلَّمْتَنا؛ خدایا ما چیزی نمی دانیم، جز آنچه تو به ما آموختی

    6. #5
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : آبان/۱۳۸۸
      نوشته : 1,148 صلوات : 4,210
      مورد صلوات: 8,014 در 1,094
      حضور : 15 ساعت 21 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      ستايش آنلاین نیست.



      چپاول اموال
      روزی عبدالملک (پنجمین خلیفه اموی) از امام زین العابدین درخواست موعظه کرد. حضرت فرمود: آیا واعظی بالاتر از قرآن وجود دارد؟ خداوند می فرماید: وَیْلٌ لِلْمُطَفَّفین؛ وای بر کم فروشان. (مطففّین: 1) وقتی سخن خدای متعال درباره کم فروشان چنین است، پس چگونه است حالِ کسی که همه اموال مردم را چپاول کند؟

    7. #6
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : آبان/۱۳۸۸
      نوشته : 1,148 صلوات : 4,210
      مورد صلوات: 8,014 در 1,094
      حضور : 15 ساعت 21 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      ستايش آنلاین نیست.



      بر امور گذرا دل مبند
      پادشاهی، حکیمان را فرا خواند و گفت: مرا چیزی بیاموزید که اگر بسیار غمگین باشم، در آن نگاه کنم و غم دل از بین برود و اگر بسیار شاد باشم، در آن نگاه کنم و فریفته روزگار نگردم. حکیمان مدتی مشورت کردند و سرانجام، نگینی بر انگشتری او ساختند که روی آن نوشته شده بود: این نیز بگذرد
      ویرایش توسط ستايش : ۱۳۸۸/۱۰/۱۴ در ساعت 10:09 PM

    8. #7
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : آبان/۱۳۸۸
      نوشته : 1,148 صلوات : 4,210
      مورد صلوات: 8,014 در 1,094
      حضور : 15 ساعت 21 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      ستايش آنلاین نیست.



      دوستي
      بزرگی را پرسیدند: چگونه به این مرتبه از سروری رسیدی؟ گفت: با هیچ کس دشمنی نکردم، مگر آنکه میان خود و او، جایی برای آشتی باقی گذاشتم
      ویرایش توسط ستايش : ۱۳۸۸/۱۰/۱۴ در ساعت 10:09 PM

    9. #8
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : آبان/۱۳۸۸
      نوشته : 1,148 صلوات : 4,210
      مورد صلوات: 8,014 در 1,094
      حضور : 15 ساعت 21 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      ستايش آنلاین نیست.



      تهذيب نفس
      سقراط را پرسیدند: حکمت چه وقت در تو مؤثر افتاد؟ گفت: آن گاه که نفس خویش را کوچک شمردم

    10. #9
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : آبان/۱۳۸۸
      نوشته : 1,148 صلوات : 4,210
      مورد صلوات: 8,014 در 1,094
      حضور : 15 ساعت 21 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      ستايش آنلاین نیست.



      زهد
      روزی دیوجانس ـ یکی از انسان های زاهد روزگار ـ از اسکندر پرسید: در حال حاضر بزرگ ترین آرزویت چیست؟ اسکندر جواب داد: بر یونان تسلط یابم. دیوجانس پرسید: پس از آنکه یونان را فتح کردی چه؟ اسکندر پاسخ داد: آسیای صغیر را تسخیر کنم. دیوجانس باز پرسید: و پس از آنکه آسیای صغیر را هم مسخر گشتی؟ اسکندر پاسخ داد: دنیا را فتح کنم. دیوجانس پرسید: و بعد از آن؟ اسکندر پاسخ داد: به استراحت بپردازم و از زندگی لذت ببرم. دیوجانس گفت: چرا هم اکنون بی تحمل رنج و مشقت، به استراحت نمی پردازی و از زندگی ات لذت نمی بری؟

    11. #10
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : آبان/۱۳۸۸
      نوشته : 1,148 صلوات : 4,210
      مورد صلوات: 8,014 در 1,094
      حضور : 15 ساعت 21 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      ستايش آنلاین نیست.



      عفو وگذشت
      از افلاطون پرسیدند: انسان چگونه می تواند از دشمنش انتقام بگیرد؟ گفت: با بخشش و کرم

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۵/۱۸, 04:20 AM : 123

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •