• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 31
    1. #1
      عضو وفادار
      تاریخ عضویت : جنسیت آذر/۱۳۸۸
      نوشته : 328 صلوات : 1,102
      مورد صلوات: 1,134 در 298
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      هوريا شاهويي آنلاین نیست.

      چرا مرد بر زن در قرآن برتری دارد ؟




      چرا درقرآن بیشتر عبارتها خطاب به مردان است و هرگز یا خیلی خیلی کم خطابات به زنان است .آیه هایی مانند :« و علی الاعراف رجال »،« رجال یحبون ان یتطهروا»،« رجال لا تلهیهم»،« رجال صدقوا ما عاهدوا».اینها گویای اهمیت بیشتر مردان نسبت به زنان در قرآن است . در مقابل آیاتی مانند :« لولا رجال مومنون و نساء مومنات » به همپایگی زنان و مردان در قرآن اشاره می کند ،در حالی که هرگز این آیات به پای آیاتی که به مردان خطاب شده نمی رسند . از سوی دیگر آیات دیگر که زنها را به طور ویژه خطاب قرار می دهد مربوط به زنان پیامبر است نه همه زنان :« یا نساء النبی » .آیا این آیات بر اهمیت قرآن به مردان نسبته به زنان اشاره نمی کند ؟ در حالی که قرآن شعار برابری و برادری میدهد ؟
      ویرایش توسط هوريا شاهويي : ۱۳۸۸/۱۱/۲۱ در ساعت 12:56 AM

    2.  

    3. #2
      پاسخ یار انجمن کلام و عقاید
      تاریخ عضویت : جنسیت شهریور/۱۳۸۸
      نوشته : 2,643 صلوات : 41
      مورد صلوات: 10,955 در 2,395
      حضور : 1 روز 1 ساعت 7 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      گمنام آنلاین نیست.



      در اسلام هیچ یک از زنان و مردان و قبایل و طوائف و نژادها بر دیگران برتری ندارند، مگر به پرهیزکاری و تقوای الهی. "یا أیها الناس انا خلقناکم من ذکر و أنثی... ان اکرمکم عند الله أتقیکم(1)؛ ای مردم، ما شما را از مرد و زنی آفریدیم، و شما را ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسائی متقابل حاصل کنید. در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شما است".
      یعنی در کمالات انسانی و کسب فضایل مانند کسب دانش و معرفت و ارزش و شخصیت انسانی و رسیدن به مراتب کمال انسانی و... میباشد، با هم برابر بوده و هیچ کدام بر دیگری برتری ندارد.
      اما معنای سخن چنین نیست که همه انسان‏ها در همه شرایط و وظایف و مسئولیت‏ها برابر باشند. این را هیچ خردمندی نمیپذیرد.
      جامعه بشری یک نظام اندام واره و ارگانیکی است، که هر یک از اعضا و جوارح مسؤلیتی دارد که دیگری آن را ندارد، مانند این که: مغز وظیفه‏اش مدیریت و صدور فرمان است. قلب مسئولیتش پمپاژ خون و رساندن اکسیژن به تمامی سلول‏های بدن است. چشم وظیفه دارد از امور مادی عکس برداری کند و آن را به شبکه عصب بسپارد و تارهای عصبی آن را به مغز منتقل کند. همین طور هر یک از اعضا و اندام وظیفه‏ای دارد که با وظایف دیگر اندام‏ها متفاوت است. در اجتماع بشری نیز وضع بدین منوال است، بلکه در کل جهان طبیعت چنین است.
      جهان چون چشم و خط و خال و ابروست‏
      که هر چیزش به جای خویش نیکوست
      برای استمرار حیات اجتماعی میبایست یکی طبیب باشد و دیگری نانوا و سومی کشاورز. انسان‏ها متفاوت آفریده شده‏اند تا مسئولیت‏ها و وظایف بین مردم تقسیم شود. امام علی(ع) فرمود: "لا یزال الناس بخیر ما تفاوتوا فاذا استووا هلکوا؛(2) مردم تا وقتی که از تفاوت‏ها بهره مندند، مشمول خیر و رحمت الهی قرار میگیرند. اگر تفاوت نباشد، هلاک میگردند."
      بنابراین با وجود تفاوت‏های موجود در افراد اجتماع، یکی مسئولیت مدیریت اجتماع را برعهده میگیرد، یکی کشاورز میشود و.... اجتماع چون میبایست نظم داشته باشد و از هرج و مرج جلوگیری شود، مدیر لازم دارد.
      خانواده کوچک‏ترین هسته جامعه بشری است. در این اجتماع کوچک نیز میبایست وظایف و مسئولیت‏هاتقسیم و مشخص شود. یکی مدیریت و مسئولیت اداره آن را میبایست در دست بگیرد.
      در دنیای امروز این سخن پذیرفته شده است که اگر هیأتی (حتی هیأت دو نفره) مأمور انجام کاری شود، حتماً باید یکی از آن دو رئیس و مدیر و دیگری معاون یا عضو باشد وگرنه هرج و مرج پیدا میشود، یعنی باید در هر تشکل و اجتماعی اگر چه محدود، یکی از آنها مدیریت کند. حال در خانواده مدیر مرد باشد یا زن؟ باید مسئولیت‏ها منطبق با نظام تکوینی و سازگار با آفرینش زن و مرد باشد. اسلام میگوید این مسئولیت منطبق با آفرینش مرد است و مدیر خانه مرد و زن معاون او باشد. (الرجال قوامون علی النساء...)(3)
      اشتباه نشود و از این سخن استبداد و ظلم مردان بر زنان برداشت نگردد، بلکه مراد این است که این اجتماع کوچک با داشتن یک نفر به عنوان مدیر و مسئول، کارهایش به خوبی بچرخد و همه از آن نفع ببرند.
      ممکن است بپرسید چرا این مسئولیت را اسلام برعهده زن قرار نداده است. در پاسخ میگوییم: همان گونه که در بالا اشاره شد، این مسئولیت همگام با خلقت و فطرت زن و مرد است.
      توضیح: زن و مرد اگر چه در انسانیت تفاوتی ندارند، ولی از نظر امور جسمانی (اعضا و جوارح)، احساسات و عواطف و تمایلات و اخلاق و فعالیت‏های مغزی تفاوت هایی دارند.
      از نظر توان بازو و رشد عضلات، توان زن به پای مردان نمیرسد. در این تردیدی نیست که به تناسب تفاوت در آفرینش این دو، معمولاً کارهایی را که نیازمند به نیروی بازو و قدرت بدنی باشد، مردان انجام میدهند. و کارهای سبک و پرظرافت را زنان.
      از نظر احساسات، عواطف و تمایلات بنا به گفته روانشناسان، "محبت"، "رفتار انفعالی"، "رفتار عاطفی" و "حمایت کننده" از ویژگیها و رفتار زنانه، در مقابل، "پرخاشگری"، "استقلال"، "رقابت" "سلطه" و "حاکمیت" از ویژگیها و رفتار و مردانه است.(4)
      به مقتضای تفاوت در آفرینش و تکوین، تشریع و مسئولیت‏های اجتماعی مختلف میشود. زن با تکیه به شوهرش و رفتار انفعالی در برابر شوهر (اطاعت از وی) به آرامش میرسد. اما مرد میخواهد با استقلال و حاکمیت و اتکای همسر به او، به آرامش برسد.
      این سخن همان "الرجال قوامون علی النساء" است، یعنی مرد باید مسئول خانواده باشد.
      به تناسب همین مسئولیت اسلام میگوید: مرد وظیفه دارد هزینه خانواده را تأمین کند.
      قرار دادن مسئولیت تأمین مخارج خانواده بر دوش مردان امری طبیعی است و از این که به نفع زنان است و باری بر دوش مردان وضع شده است، کسی اعتراض نمیکند، چون این حکم به مقتضای طبیعت است و در آفرینش ریشه دارد. نیز قراردادن وظیفه سنگین و طاقت‏فرسای جهاد و خدمت سربازی، بر دوش مردان امری طبیعی است و از این که این قانون به نفع زنان است و آنان را از این کار طاقت فرسا معاف داشته است، اعتراضی نیست.
      قرآن در آیه 34 سوره نساء بعد از بیان مسئولیت مردان در خانواده به دو نیروی مذکور (توانایی بدنی و نفقه) اشاره کرده است. (5)
      اگر یکی از احکام اسلامی مورد پسند ما نشد، میبایست آن را در کنار دیگر مسائل اسلامی قرار داد و با توجه به همه جوانب داوری نمود. در امور خانوادگی، مسئولیت‏های زنان و مردان را میبایست کنار هم قرار داد و قضاوت نمود. همان گونه که اسلام تکالیفی برعهده مردان قرار میدهد که برعهده زنان قرار نمیدهد، مانند نفقه، مهریه، دیه عاقله، جهاد و سربازی و... تکالیفی هم برعهده زنان قرار میدهد که برعهده مردان نیست.
      این دو قسم را در مجموع باید سنجید و قضاوت نمود.
      ------------------------------------------------------------------------------------------------------------
      پینوشت‏ها:
      1 - حجرات (49) آیه 13.
      2 - مجلسی، بحارالانوار، ج 74، ص 383.
      3 - نساء (4)، آیه 34.
      4 - روانشناسی رشد، ج 1، ص 330.
      5 - محمد تقی مدرسی، تفسیر هدایت، ج 2، ص 68 - 69.

    4. #3
      پاسخ یار انجمن کلام و عقاید
      تاریخ عضویت : جنسیت شهریور/۱۳۸۸
      نوشته : 2,643 صلوات : 41
      مورد صلوات: 10,955 در 2,395
      حضور : 1 روز 1 ساعت 7 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      گمنام آنلاین نیست.



      این تاپیکم مکمل بحث بالا می باشد برتری عقل مرد بر زن در قرآن؟؟!!

    5. صلوات ها 2 : رضا,عرفان
    6. #4
      عضو كوشا
      تاریخ عضویت : جنسیت اردیبهشت/۱۳۸۹
      نوشته : 250 صلوات : 579
      مورد صلوات: 1,174 در 246
      حضور : نامشخص
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      ehsan24 آنلاین نیست.



      در قرآن هیچ مردی بر هیچ زنی و هیچ مسلمانی بر هیچ غیر مسلمانی برتری ندارد مگر از لحاظ تقوا !
      آیت الله صانعی و برخی دیگر از علمای اسلام با آیات قرآن اثبات می کنند که:
      دیه ی مرد و زن مسلمان ، مسلمان و غیر مسلمان برابر است.
      از لحاظ شهادت دادن با هم تفاوتی ندارند و.....
      تنها تفاوت در ارث هست که آن هم این دلایل عقلی (و نه نقلی) کاملاً این شبهه را برطرف می کند:
      1- مادیات دلیل بر برتری مرد به زن نیست، اگر این گونه بود ثروتمندان دنیا از همه برتر بودند !!!!!!
      2- ارث مرد در همه ی حالات دو برابر زن نیست و در شرایطی این امر تغییر می کند.
      3- زن پس از ازدواج مهریه و نفقه دریافت می کند، در حالی که مرد باید مهریه و نفقه را پرداخت کند. بنابراین کاملاً طبیعی هست که برای سلامت نظام خانواده از لحاظ اقتصادی در اجتماع، چون مرد مسئول اصلی امور اقتصادی خانه است پس لازم است از لحاظ مادی از دختر بیشتر داشته باشد.
      حسین
      بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود !
      اما افسوس که به جای افکارش ،
      زخم های تنش
      را نشانمان دادند !!!
      و بزرگترین درد او را بی آبی معرفی کردند !!!!!!

    7. صلوات ها 2 : shu,عرفان
    8. #5
      پاسخ یار انجمن تاریخ
      تاریخ عضویت : جنسیت فروردین/۱۳۸۹
      نوشته : 10,246 صلوات : 24,498
      مورد صلوات: 38,701 در 9,293
      حضور : 23 روز 4 ساعت 9 دقیقه
      دریافت : 7 آپلود : 0
      گالری : 18 وبلاگ :
      فریاد : عـِدَّةٌ مـِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ قَالَ حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ عَبْدِ اللَّهِ أَبـِى الْحـَ
      رضا آنلاین نیست.



      با سلام
      تشکر از دوست گرامی گمنام که مطالب مفیدی را بیان کردند
      بنده هم از نظر قرآن و علما چند خطی را اضافه میکنم


      حقیقت این است که از دیدگاه اسلام زن و مرد در خلقت یک سرشتی هستند نه دو سرشتی. قرآن‌کریم در این خصوص می‌گوید:
      «... پروردگار شما او که شما را از یک نفس آفرید و از او جفت او را خلق کرد...»(1) بنابراین زن از همان جنس مرد آفریده شده است نه از جنس دیگری که درجه دوم به حساب آید.
      بنابر این هر دوی آنها یعنی زن و مرد از یک جنس خلق شده‌اند و تقدم رتبی و منزلتی ، آن دو را از یکدیگر متمایز نمی‌سازد. در واقع در قرآن از آنچه در بعضی اظهار نظرها هست که زن از مایه پست‌تر از مایه مرد آفریده شده و یا این که به زن جنبه فرعی داده‌اند و گفته‌اند که همسر آدم ، اول از عضوی از اعضای طرف چپ او آفریده شد ، اثر و خبری نیست.
      بنابر این در اسلام نظریه تحقیر‌آمیز یا درجه دومی نسبت به زن از لحاظ سرشت و طینت وجود ندارد.(2)
      آیاتی از قرآن در این خصوص وجود دارد(3) که از هیچ کدام فرعیت و انشعاب خلقت زن از مرد استفاده نمی‌شود ؛ زیرا مخاطب این آیات انسان‌ها هستند نه مردان.
      ثانیاً، در آیاتی آمده خداوند از انسان همسری برایش آفرید و مرحوم علامه طباطبائی در تفسیر المیزان در این خصوص فرموده ظاهر آیه «و خلق منها زوجها» این است که همسری از نوع مرد آفرید و افراد انسانی بازگشت به دو فرد همانند و مشابه دارند. به عقیده ایشان آنچه در پاره‌ای تفاسیر نقل شده که مطابق این آیه ، زن از آدم مشتق شده و قسمتی از آدم است ، سخنی بدون دلیل است و آیه بر آن دلالت ندارد. (4) به این معنا که زن از همان جنس مرد است نه بخشی از امر و فرع بر آن ؛ بنابراین علی رغم پندارهای غلطی که در مورد زنان وجود دارد ، در اسلام زن مقدمه وجود مرد نبوده و مرد علت غائی خلقت او به حساب نمی‌آید.
      قرآن خلقت زن و مرد را برای یکدیگر(5) و آن دو را پوشش یکدیگر به حساب می‌آورد(6) تا هر یک از آن دو دیگری را از دنبال شرو فساد رفتن و اشاعه آن باز دارد. هر کدام برای دیگری لباسی است که به وسیله او پلیدی از او آشکار نگردد.» (7)
      از آیات مختلفی از قرآن کریم(8) بر می‌آید:
      ـ زن چون مرد خلیفه خدا است.(9)
      ـ هنگام خلقت هم از زن و هم از مرد پیمان گرفته شده است که شیطان را پرستشگر نباشند.(10)
      ـ زنان و مردان دیگر نیز از جنس یکدیگر خلق شده‌اند.(11)
      هم چنین در نظام تکلیف و برنامه تکامل انسانى، هیچ تفاوتى بین زن و مرد وجود ندارد و تساوى کامل برقرار است. براى دریافت بهتر این موضوع، کافى است این آیه را به دقت بخوانیم: وَ مَنْ یَعْمَلْ مِنَ اَلصَّالِحاتِ*. « هر که از زن و مرد مؤمن کارى شایسته کند به بهشت وارد مى‏شود و ذره‏اى به او ستم نمى‏شود» ، و إِنَّ اَلْمُسْلِمِینَ وَ اَلْمُسْلِماتِ. «خداوند کلیه زنان و مردان مسلمان. براى همه آنها خدا مغفرت و پاداش بزرگ مهیا ساخته است»
      هم چنین آیات فراوان دیگر مانند: آل عمران، آیه 195- النحل، آیه 97- غافر، آیه 40- حجرات، آیه13
      بنابراین نه تنها زن و مرد از نظر جنسیتی ، تفاوتی با یکدیگر ندارند ، بلکه از جهت رسیدن به مراتب کمال انسانی نیز با هم فرق ندارند و تفکر درجه دومی اصلا صحیح نمی باشد.
      تنها چیزی که ممکن است تصور درجه دومی زن را در ذهن برخی ایجاد کند ، مسئله حقوق اجتماعی است .
      قبل از پاسخ به این مسئله لازم است که بدانیم ، در عین حال که از نظر ارزش های انسانی در اسلام زن و مرد با هم تفاوت ندارند ، اما تفاوت‌های طبیعی و جسمی و روحی بین این دو موجود انسانی انکار ناپذیر است و این تفاوت‌ها از یک طرف تکالیف و مسئولیت های خاصی را در نظام خانواده و اجتماع برای این دو جنس مقرر نموده واز طرف دیگر حقوق خاصی را بر اساس آن تکالیف و مسئولیت ها وضع و ایجاد کرده است . توجه به این نکته مهم می‌تواند بسیاری از تفاوت‌های موجود در احکام و حقوق زن و مرد را موجه و منطقی سازد ، چنان که استاد مطهری از مجرای این تفاوت‌ها کوشیده است برخی از شبهات در مورد نظام حقوق زن در اسلام را پاسخ گوید.(12) و این نتیجه به دست آید که زن از نظر حقوقی نیز جنس دوم و انسان درجه دوم قلمداد نشده است بلکه این تفاوت‌ها نه از تفاوت در درجات انسانی بلکه از تفاوت‌های حکیمانه در خلقت ناشی شده است.
      ایشان در پاسخ به کسانی که اعتقاد به تفاوت میان زن و مرد را تفکر قرون وسطایی می‌دانند می‌گوید «در قرن بیستم و در پرتو پیشرفت‌های حیرت‌انگیز علوم، تفاوت‌های زن و مرد بیشتر روشن و مشخص شده است، جعل وافترا نیست، حقایق علمی و تجربی است. اما این تفاوت‌ها به هیچ وجه به اینکه مرد یا زن جنس برتر است و دیگری جنس پایین‌تر و پست‌تر و ناقص‌تر، مربوط نیست قانون خلقت از این تفاوت‌ها منظور دیگری داشته است. قانون خلقت تفاوت‌های زن و مرد را به منظوری شبیه منظور اختلافات میان اعضای یک بدن ایجاد کرده است..... در دنیای جدید در پرتو مطالعات عمیق پزشکی، روانی، اجتماعی، تفاوت‌های بیشتر و فراوان‌تری میان زن و مرد کشف کرده است که در دنیای قدیم به هیچ وجه به آن پی نبرده بودند.»(13)
      روانشناسان تفاوت‌های زنان و مردان را در جنبه‌های وابستگی طلبی، ویژگی‌های شخصیتی، شکل‌گیری هویت، دیگر خواهی، روحیه عاطفی و احساسی و هیجانی، پرخاشگری، خلاقیت، نبوغ و برخی دیگر از خصائص طبیعی خاطر نشان کرده‌اند.(14)
      «بیشتر، از مردان به عنوان موجود مستقل و از زنان به عنوان موجودات دیگر گرا، منعطف و وابسته یاد می‌شود.»(15) «تحقیقات حاکی از آن است که شکل‌گیری هویت دختران برای استقلال شخصی نیست، بلکه برای مراقبت از دیگران نیز هست در حالی که هویت پسران از اساس، برای استقلال و رقابت و خودیت شکل می‌گیرد.»(16)
      جهت آگاهی بیشتر به علل اختلاف حقوق و وظایف به فصل نامه « کتاب نقد » ، شماره 12 ، ویژره زنان مراجعه فرمایید
      .

      ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
      پاورقی:
      1) سوره نساء، آیه 1.
      2) نظام حقوق زن در اسلام، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، ص 147.
      3) سوره نساء، آیه 1، «یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُم مِن نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً کَثِیراً وَنِسَاءً»
      اعراف 189، «هُوَ الَّذِی خَلَقَکُم مِن نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا»
      زمر 6، «خَلَقَکُم مِن نَفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا»
      روم 21، «وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجاً»
      نحل 72، «وَاللَّهُ جَعَلَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجاً وَجَعَلَ لَکُم مِّنْ أَزْوَاجِکُم بَنِینَ وَحَفَدَةً»
      شوری 11، «جَعَلَ لَکُم مِنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجاً»
      4) المیزان فی تفسیر القرآن، محمدحسین طباطبائی، بیروت، مؤسسه الاعلی، 1403 ق ـ 1983 م، ج 4، ص 136.
      5) سوره روم / 21: «خَلَقَ لَکُم مِنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجاً»
      6) سوره بقره آیه 187: «هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ»
      7) المیزان، ج 2، ص 44 ذیل آیه فوق.
      8) بقره / 30، 34 ـ 35 و 37، حجر / 28 ـ 31، طه / 115، یس / 6، طه / 121، اعراف 23 و 189، نساء / 1، زمر / 6، روم / 21، نحل / 72، شوری / 11.
      9) بقره / 30.
      10) یس / 6 و بقره / 34.
      11) نساء / 1، اعراف / 189، زمر / 6.
      12) ر.ک: نظام حقوق زن در اسلام، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، تابستان 1374، بخش هفتم به بعد.
      13) ر.ک: نظام حقوق زن در اسلام، ص 205 ـ 200.
      14) ر.ک: آسیب‌شناسی فمینیسم (در حوزه جنسیت تابعیت و خانواده) سید حسین تقوی دهاقانی، قم موسسه فرهنگ منهاج، تابستان 1381، ص 205 ـ 213.
      15) روان‌شناسی زنان، ص 127، وندر زندن و همکار؛ روان‌شناسی کودک از دیدگاه معاصر، ج 2، ص 318.
      16) روان‌شناسی زن، ص 40 ـ 39.
      ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۰۳/۰۴ در ساعت 11:34 PM


      حسن خزّاز گفت: از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
      بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
      حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟
      فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
      ( صفات الشيعه ص 8 )



    9. #6
      پاسخ یار انجمن تاریخ
      تاریخ عضویت : جنسیت فروردین/۱۳۸۹
      نوشته : 10,246 صلوات : 24,498
      مورد صلوات: 38,701 در 9,293
      حضور : 23 روز 4 ساعت 9 دقیقه
      دریافت : 7 آپلود : 0
      گالری : 18 وبلاگ :
      فریاد : عـِدَّةٌ مـِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ قَالَ حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ عَبْدِ اللَّهِ أَبـِى الْحـَ
      رضا آنلاین نیست.



      با سلام
      در مورد دیه به اینجا مراجعه کنید



      چرا ديه زن نصف ديه مرد است؟
      موفق باشد


      حسن خزّاز گفت: از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
      بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
      حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟
      فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
      ( صفات الشيعه ص 8 )



    10. صلوات ها 3 : shu,صدیق,عرفان
    11. #7
      کارشناس پاسخگوي قرآني
      تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۸
      نوشته : 687 صلوات : 189
      مورد صلوات: 2,483 در 652
      حضور : 1 ساعت 34 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      سعید آنلاین نیست.

      مطلب




      باسمه تعالی
      با سلام و تشکر

      باید توجه داشت آیاتی که مشتمل بر کلماتی همچون « رجال» است، «رجال» از باب غلبه استعمال شده است یعنی هرچند ظاهر کلمه دلالت بر مردان دارد اما در حقیقت هم شامل مردان می شود و هم زنان. بنابراین اینکه گفته شد در قرآن اهمیت بیشتری به مردان داده شده است منتفی است.

    12. #8
      کارشناس پاسخگوی سابق انجمن
      تاریخ عضویت : جنسیت اردیبهشت/۱۳۸۹
      نوشته : 1,539 صلوات : 11,161
      مورد صلوات: 15,059 در 1,559
      حضور : نامشخص
      دریافت : 44 آپلود : 0
      گالری : 8 وبلاگ :
      عرفان آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط هیوا نمایش پست ها
      چرا درقرآن بیشتر عبارتها خطاب به مردان است و هرگز یا خیلی خیلی کم خطابات به زنان است .آیه هایی مانند :« و علی الاعراف رجال »،« رجال یحبون ان یتطهروا»،« رجال لا تلهیهم»،« رجال صدقوا ما عاهدوا».اینها گویای اهمیت بیشتر مردان نسبت به زنان در قرآن است . در مقابل آیاتی مانند :« لولا رجال مومنون و نساء مومنات » به همپایگی زنان و مردان در قرآن اشاره می کند ،در حالی که هرگز این آیات به پای آیاتی که به مردان خطاب شده نمی رسند . از سوی دیگر آیات دیگر که زنها را به طور ویژه خطاب قرار می دهد مربوط به زنان پیامبر است نه همه زنان :« یا نساء النبی » .آیا این آیات بر اهمیت قرآن به مردان نسبته به زنان اشاره نمی کند ؟ در حالی که قرآن شعار برابری و برادری میدهد ؟
      در تکمیل جواب کوتاه و به جای جناب سعید باید اضافه کنم در قرآن که افعال وتعابیر درباره خود خداوند هم به صورت مذکر آمده میتواند شاهد بحث ما باشد. به این معنا که به کار بردن ضمائر مذکر برای خدا دال بر برتری مرد بر زن نیست.
      از یادتان نرود مقایسه مرد و زن و رتبه بندی این دو از جهت برتری دادن جنسیت، اشتباه است ؛ هر کدام نقش مربوط به خود را دارند دقیقا مثل در و دیوار که اول: مکمل هم اند.دوم: وظایف اختصاصی خود را دارند.سوم: هر کدام در جای خود(بر حسب تقسیم کار بنا به شرائط و...)بسیار مهم است و دیگری به طور کامل و صحیح جای دیگری را پر نمی کنند.
      و بحث در این زمینه زیاد و زیباست که جلسات علمی مرد افکنی را طلب می کند.
      ویرایش توسط عرفان : ۱۳۸۹/۰۳/۰۷ در ساعت 06:29 PM

    13. #9
      عضو كوشا
      تاریخ عضویت : جنسیت اسفند/۱۳۸۸
      نوشته : 121 صلوات : 392
      مورد صلوات: 849 در 117
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      پيام آنلاین نیست.



      اینطور که شما میفرمایید نیست قران و به طور کلی
      اسلام ارزش و بهای زیادی برای زن قایل شده و در
      بعضی موارد که گفتید حکمت خاص خودشو داره!
      ما هر روش برخوردی با زن رو که نگاه میکنیم میبینیم زیبا ترین
      وبیشترین بها رو قران و اسلام به زن میده!
      تو رو خدا خرده نگیرید! یه نگاه به جوامع به ظاهر متمدن
      غربی و نحوه برخوردشون با زن بندازید؟زن برای اونا یه موجود
      تبلیغاتیه!این حرفی رو که شما فرمودید فمینست ها به طور
      گسترده تر روش مانور میدن و همه ساله این مسایل رو مطرح میکنن
      مثلا این که چرا در قران به مقام زن توهین شده و گفته شده مردان
      برترند یا قضیه سهم الارث و یا دیه یا....این ها همه برای عزت زنه و
      و اگه یه سری از مسایل راجب زنان مطرح نشده صرفا به خاطر حفظ
      عزت و احترام بوده!همونطور که میدونید اسلام دین مساواته و حتی
      اسم زن و مرد در قران به تعداد مساوی امده!ما باید نتیجه رو نگاه کنیم
      و میبینیم که در جوامع غربی زن رو تبدیل به پست ترین موجود تبدیل کردن
      و هزاران ساعت و ده ها شبکه از عمل جنسی حیوان با زن هاشون تولید
      میکنن و با زن هاشون مثل حیوان توی کوچه و بازار عمل جنسی انجام میدن!
      اینه رهاورد نگاه فمنیست و غرب به زن!
      صد در صد مردان غربی بعد ازدواج رفتار ازاد جنسی دارن!این مطلب توی دانشگاه های
      اروپا و امریکا تدریس میشه و توسط دوتا از بزرگترین اندیشمندان خودشون مطرح شده!
      ولی وای به روزی که از هر چند هزار مرد در اسلام یکنفر دوتا زن بگیره !!همه دنیا میشن
      حامی حقوق زنان!
      هر چیزی که در قران گفته شده برای عزت زنه !ا مقایسه ده ها نگاه مختلف که به زن
      شده با نگاه قران و بررسی رهاورد همه اینها متوجه میشید بهترین و زیباترین نگاه رو
      قران و اسلام عزیز به زن کرده.همین بس که گفته شده بهشت زیر پای مادران است!
      !برای شوخی میگم:
      قبول نیست! چرا نگفتن بهشت زیر پای پدران است؟؟ مگه نگفته مردان برترن؟؟؟
      باید تفکر کرد و لازمه برسی این مساله اگاهی داشتن از بسیاری از علوم از جمله
      روانشناسی است به نتیجه و اثر فکر کنید ....
      دکتر عباسی به نکته جالبی اشاره کردن!این روزها دشمن این مسایل رو دست
      گرفته و داره برای تخریب چهره اسلام ازشون استفاده میکنه!انوشه انصاری رو
      تنها با چندتا نامحرم میفرستن فضا!!!دختر ایرانی رو میکنن دختر شایسته در
      کانادا و فرانسه و...زن ایرانی رو میکنن برنده جایزه نوبل و ده ها فتنه دیگر فقط به
      خاطر این که حیا رو نابود کنن و تمتم تلاش فمنیست و غرب یه چیزه:نقطه مقابل
      قران یعنی حیا کشی!
      هدف:نابودی تفکر شیعی .........

    14. صلوات ها 4 : kashef,shu,شفا,عرفان
    15. #10
      عضو كوشا
      تاریخ عضویت : جنسیت آذر/۱۳۸۸
      نوشته : 180 صلوات : 174
      مورد صلوات: 1,025 در 181
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      سیاوش بزرگمهر آنلاین نیست.



      درود

      لطفاً دوستان عزیز و کارشناسان محترم علوم قرآنی در مورد آیه ی 34 سوره ی نساء که می فرماید «الرّجال قوّامون على النّساء بما فضّل الله بعضهم على‏ بعض و ...‏» نیز توضیح تکمیلی بفرمایند؛ زیرا تایپیکی که لینک آن توسط گمنام عزیز ارائه شده است، چندان منظم و مرتب نیست و جا دارد کارشناسان محترم درصورت صلاحدید، چکیده ای در اینجا طرح بفرمایند.

      خاصه اینکه مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان (4/343) در این خصوص آورده اند: «و المراد بما فضل الله بعضهم على بعض هو ما يفضل و يزيد فيه الرجال بحسب الطبع على النساء ، و هو زيادة قوة التعقل فيهم...»

      با سپاس
      ویرایش توسط سیاوش بزرگمهر : ۱۳۸۹/۰۳/۰۵ در ساعت 11:29 AM

    صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 4

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •