• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 25
    1. #1
      کارشناس پاسخگوی کلام و عقاید
      تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۸
      نوشته : 3,905 صلوات : 16,162
      مورد صلوات: 23,652 در 3,792
      حضور : 4 روز 20 ساعت 10 دقیقه
      دریافت : 2 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      طاها آنلاین نیست.

      شیطان شناسی--آیا شیطان از جنس فرشتگان بود؟--




      مى دانیم فرشتگان پاك و معصومند، و قرآن هم به پاكى و عصمت آنها شهادت داده، آنجا كه مى گوید: بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ * لایَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ:

      «آنها بندگان گرامى خدا هستند * در هیچ سخنى بر او پیشى نمى گیرند و فرمان هاى او را گردن مى نهند».(1)

      اصولاً، از آنجا كه در جوهر آنها عقل است و نه شهوت، بنابراین كبر و غرور و خودخواهى، و به طور كلّى انگیزه هاى گناه در آنها وجود ندارد.

      از طرفى استثناء «ابلیس» در آیات قرآن از جمع «ملائكه»، این تصور را به وجود مى آورد كه «ابلیس» از فرشتگان بوده، و با توجه به عصیان و سركشى او، این اشكال به نظر مى رسد كه: چگونه از فرشته اى این گناهان كبیره ممكن است سر بزند؟!

      آیه 50 سوره «كهف» این مشكل را حل كرده، مى گوید: كانَ مِنَ الْجِنّ: «ابلیس از طائفه جنّ بود» آنها موجوداتى هستند از چشم ما پنهان، داراى عقل و شعور و خشم و شهوت.

      و مى دانیم كلمه «جنّ» هر گاه در قرآن اطلاق شود، اشاره به همین گروه است ولى آن دسته از مفسران كه: معتقدند «ابلیس» از فرشتگان بوده، آیه فوق را به مفهوم لغوى آن تفسیر مى كنند،
      و مى گویند: منظور از «كانَ مِنَ الْجِنّ» این است كه: ابلیس از نظر پنهان بود، همچون سایر فرشتگان، در حالى كه این معنى كاملاً خلاف ظاهر است.

      از دلائل واضحى كه مدعاى ما را اثبات مى كند، این است كه: قرآن از یك سو، مى گوید: وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِج مِنْ نار: «جنّ را از شعله هاى مختلط آتش آفرید».(2)

      و از سوى دیگر هنگامى كه ابلیس از سجده بر آدم سرپیچید، منطقش این بود: خَلَقْتَنِی مِنْ نار وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِین: «مرا از آتش آفریدى و او را از خاك و آتش برتر از خاك است»(3).

      از این گذشته، آیات قرآن براى ابلیس «ذریّه» (فرزندان) قائل شده است، در حالى كه فرشتگان ذریه ندارند.

      مجموع آنچه گفته شد، به ضمیمه ساختمان جوهره فرشتگان، به خوبى گواهى مى دهد كه ابلیس هرگز فرشته نبوده، ولى از آنجا كه در صف آنها قرار داشت و آن قدر پرستش خدا كرده بود كه، به مقام فرشتگان مقرب خدا تكیه زده بود،

      مشمول خطاب آنها در مسأله سجده بر آدم شده، و سرپیچى او به صورت یك استثناء در آیات قرآن، بیان گردیده، و در خطبه «قاصعه» نام «ملك» مجازاً بر او اطلاق شده است (دقت كنید).

      در كتاب «عیون الاخبار» از امام على ابن موسى الرضا(ع) مى خوانیم:
      «فرشتگان همگى معصومند و محفوظ از كفر و زشتى ها ـ به لطف پروردگارـ راوى حدیث مى گوید: به امام عرض كردم: مگر ابلیس فرشته نبود؟ فرمود: نه، او از جن بود،

      آیا سخن خدا را نشنیده اى كه مى فرماید: «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لاِ دَمَ فَسَجَدُوا إِلاّ إِبْلِیسَ كانَ مِنَ الْجِنّ». در حدیث دیگرى از امام صادق(ع) نقل شده: یكى از یاران خاصش مى گوید: «از امام(ع) درباره ابلیس سؤال كردم كه آیا از فرشتگان بود؟

      فرمود: نه از جن بود، اما همراه فرشتگان بود، آنچنان كه آنها فكر مى كردند از جنس آنان است (به خاطر عبادت و قربش نسبت بهپروردگار) ولى خدا مى دانست از آنها نیست، هنگامى كه فرمان سجود، صادر شد،آنچه مى دانیم تحقق یافت» (پرده ها كنار رفت و ماهیت ابلیس آشكارگردید).(4)

      پی نوشت:
      1 ـ انبیاء، آیات 26 و 27.
      2 ـ رحمان، آیه 15.
      3 ـ اعراف، آیه 12.
      4.تفسیر نمونه، جلد 12، صفحه 506.
      ویرایش توسط طاها : ۱۳۸۹/۱۲/۱۳ در ساعت 03:26 PM

    2.  

    3. #2
      عضو كوشا
      تاریخ عضویت : جنسیت آذر/۱۳۸۸
      نوشته : 125 صلوات : 42
      مورد صلوات: 424 در 112
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      میثم آنلاین نیست.

      شیطان از اجنه است




      شیطان جزء فرشتگان نبود به دو دلیل قرانی:1- ایه ای که صراحتا اشاره می کند که شیطان از اجنه است (کان من الجن 50 کهف) دوم اینکه شیطان زاد و ولد می کند در حالی که فرشتگان زاد و ولد نمی کنند

    4. #3
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : جنسیت اسفند/۱۳۸۸
      نوشته : 1,237 صلوات : 3,365
      مورد صلوات: 6,726 در 1,155
      حضور : 2 روز 13 ساعت 36 دقیقه
      دریافت : 66 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      فریاد : خود را باش
      توحید صمدی آنلاین نیست.



      ماهیت شیطان چیست؟ (1)

      هر کسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من

      ابلیس که در قرآن و روایات آمده و تعبیر به وسوسه گر شده است(الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ)اونم ماشاءالله اینقدر موجودی هم هست که وقتی می خواد وسوسه بکنه،نه در آن واحد در دل یکی،بلکه می تونه د رآن واحد در دل هزاران نفر وسوسه القا کند، آخه این کیه که اینقدر قدرت داره؟، اونم با النَّاسِ در آیه آمده ، در دلهای همه مردم او وسوسه القا می کنه ، این چه قوتیه؟ ، این چه موجودیه که اینجور همه را هم گرفتار کرد؟ وقتی می بینه بر دل بعضی ها نمی تونه مسلط بشه از اون به بعد به سراغ وسوسه در آرزو های آنها می ره،سنگ اندازی می کنه در آرزوهایی که اون بزرگواران دارند که دلشون می خواهد پیاده بشه ، یه جوری می کند جو اجتماع را،نمی گذاره آرزوهاشون پیاده بشه، در قرآن داره تا می تونه تمام مردم را نمی گذاره راه حق طی کنند، اینم کم قوتی نیست ،وقتی ببینه بر تک تک مردم الهی اون قدرت احاطه را نداره می ره دنبال آرزوهای اونها، آرزوهایی که دارن در اجتماع پیاده بشه سعادت انسان را می خوان، می خوان مجموع اجتماع ساخته بشه، می رن می ریزن تو درون اجتماع، یه کارهایی انجام می ده این شیطان ، مردم را،جو را ، یه جوری می کنه که نمی گذاره اون انسان الهیِ قرآنی به آرزوهایی که در مورد سعادت مردم داره برسه، شیطان تا می تونه می ره جلوی خودشون را می گیره که نرن ، وقتی میبینه دستش از اونا کوتاه شد حالا یه جوری میکنه که مردم دنبال اینها نرن

      بحث شیطان اگرچه به تعبیر استادمون خود این بحث هم یک نحو شیطانیست اما از باب اینکه شیطان هم باید یک نحو وجود باشد ، چون اگر معدوم محض باشد راه ندارد که هیچ در دیگران تاثیر کند ، از اینکه در ادعیه و از لحن مبارک ائمه(ع) یا انبیاء راجع به آثار شیطان حرف زده می شود پس معلوم می شود که این یک نحو موجودیست در نظام هستی و این موجود تاثیر هم می گذارد که اثرش در انسان هم خودش را نشان می دهد که خودمان هم اینرا حس می کنیم اما در اینکه که این چیست واقعا که در قرآن گاهی تعبیر به شیطان فرمودند،همین طور در بعضی از روایات ، چه اینکه در آیات و روایات تعبیر به ابلیس هم شد، اینها واقعا ماهیتشون چه نحو ماهییتی هست؟

      شیطان که وجود دارد پس این چه نحو ماهیتیست؟ خدا که نیست، استقلال وجودی که در عالم ندارد،واگر هست بالاخره در تحت تدبیر رب العالمین هست یا نه؟که خدا رب اوست که عضوی از این عالم است ، یا اینکه نه خداست و نه جزئی از این عالم و بیرون از این عالم است_رب العالمین که نیست،خود عالمین که همه موجودات ممکن هم باشند که نیست_ بالاخره باید یا رب باشد یا مربوب ، اگر علت است پس منافیست و معنا ندارد و اگر علت نیست باید معلول باشد یعنی مربوب است

      شیطان موجود است پس مربوب است یعنی مخلوق است حالا سوال پیش می آید که این چرا خلق شده؟، انگیزه خلقت او چیست؟، کی او را خلق کرد؟ و اگر خلقت به او تعلق گرفت از باب هدف استقلالیش تعلق گرفت،یعنی برای خلقت شیطان وابلیس در مرحله نازلتر بهش یک هدفی تعلق گرفت استقلالا ، یا نه و ….

      که انشاءالله اگر توفیقی وعمری باقی ماند در پستهای بعد ادامه خواهیم داد تا به جواب تمام این سوالات برسیم انشاءالله
      شرح مناجات خمس عشر _ بیانات حضرت استاد صمدی آملی
      اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
      بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
      و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

      حسن حسن زاده آملی

    5. #4
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : جنسیت اسفند/۱۳۸۸
      نوشته : 1,237 صلوات : 3,365
      مورد صلوات: 6,726 در 1,155
      حضور : 2 روز 13 ساعت 36 دقیقه
      دریافت : 66 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      فریاد : خود را باش
      توحید صمدی آنلاین نیست.



      ماهیت شیطان چیست؟ (2)

      قوه وهمیه

      در یه سری مسائل ، تحلیلهای اولیه و معانی ابتدایی می فرمایند از اینکه لفظ شیطان یک معنایی دارد که این معنا اعم از لفظ ابلیس است، این الان جزءبدیهیات لغت است وقتی که در لغت نگاه کنید ابلیس را یه جور معنا می کند ولی وقتی لفظ شیطان را معنا می کند معنای اون یک معنایی ست که علاوه بر اینکه اون معنای ابلیس را هم می گیرد فراتر از او جاههای دیگر را هم شامل می شه که ابلیس شامل نیست قرآن هم در در استعمال لفظ شیطان د رآیات هم لفظی به کار برده که فراتر از معنای ابلیس است(معنای ابلیس یک محدوده ای دارد ولی معنای شیطان یک محدوده ای وسیعتری دارد هم در قرآن ، هم در روایات )
      در قصه حضرت آدم که آن قصه پیش آمد نوعا سخن از ابلیس هست که حضرت آدم دچار یک موجودی شد به نام ابلیس که این ابلیس هم او را وسوسه اش کرد و … ، از اینجا می فهمیم که از یه طرف انبیاء هم دچار ابلیس اند ، دچار وسوسه های شیطانی اند
      کم کم وارد بحث شیطان شویم واجازه دهید از بحثهای فلسفی معذور باشیم و اگر این بحثهای علمی سنگین پیش بیاد مشکل میشه
      آقایان بزرگوار اقوالی که جهت شیطان دارند ، بعضی از آقایان فرمودند که ابلیس (که الان از لفظ ابلیس شروع می کنیم) قوه وهمیه است ، منتها این قوه وهمیه یک حقیقتی در کل نظام هستی دارد به نام قوه وهمیه کلی و همین قوه وهمیه در تمام افراد بشر انسان هم یک جلوه ای دارد که قوه واهمه افراد هست که این قوه وهمیه در حقیقت هم عالم در در مسیر نزولی وقتی از اون مرتبه کلیت عقلی تنزل پیدا می کند به یک جزئیتی می رسد که میشه وهم عالم ، هم انسان وقتی در سیر نزولی از مرتبه عقل تنزل که پیدا می کند می بینید یک مرتبه ای در او است به نام وهم ، این قوه وهمیه را از او تعبیر می کنند به ابلیس
      این قوه وهمیه هم در انسان است و هم در حیوانات است و هم در اجنه ، نباتات این قوه را ندارند ، جمادها این قوه را ندارند و د ر ملائکه قوه وهمیه به این معنا نیست
      بعد می فرمایند همانطوری که انسان قوه عقلش بنابر هدایت نهاده شده که این قوه همه اش می خواد انسان را به سوی خوبیها و طریق حق هدایت کند این قوه وهمیه هم در انسان هست که انسان را تا که عقل می خواهد به سوی عالم غیب سوق بدهد اون چون مشغول به جزئیات است می بینید در جا این شخص را سوق می ده به عالم ظاهر ، ولذا می بینید تا آدم می ره بشینه که فکری بکنه یه معنایی سنگینی را بفهمه ناگهان می بینی که قوه واهمه از ناحیه گوش یه صدایی را شنید حواسش رفته دنبال این صدا ، بعد از چند دقیقه از تفکر پا میشه می بینه که اونی که می خواست دنبال اون بره برای فهم،اصلا اون به طور کلی برای ایشون منسی شد، به هزاران راه می ره یعنی اصلا مهلت پیدا نمی کنه عقل تا بتونه انسان با او به شکار کلیات عالم باطن بره
      من که می خواهم با قوه عاقله ام به شکار غیب بروم اون قوه ای که مرا مشغول می کند به این امور جزئیه،اینها رهزنند برای رسیدن عقل به حقایق غیبی،از باب اینکه وقتی می خواهم ،من انسانم از این عالم ظاهر باید به عالم باطن سفر کنم تا به فعلیت برسم این قوه چون نمی گذارد که من با عقلم به سوی باطن و حقایق بروم این قوه را میگیم امارة به السوء یعنی همواره مرا به سوی جزئیات می بره
      ابلیس یعنی قوه وهمیه ای که تا انسان می خواد با قوه عاقله به شکار نظام هستی برود که کل عالم را معقول خودش کند ناگهان می بینیم که ایشون باز آمده شروع کرده ، خوب،فلانی چیکار کرد،او چی گفت،چی برد،چک شما چی شد،اونا فروخته،چرا اینا خریده،اون کم خریده،اون زیاد خریده و … رفته تو اینا ، اینها را میگن نفسی که اماره به سوء است و لذا در روایات آمده بدترین دشمن تو همین نفس خودته که در درون توست ،نفسی که با قوه واهمه بر تو احاطه وجودی کرده ،اصلا عقل بیچاره را به طور کلی گرفته دسیسه کرده
      در حیوانات این قوه وهم حاکم محض است منتهی چون در حیوانات عقل نیست دیگه نمیشه در حیوانات راه اغوا و گمراهی را مطرح کرد و حیوانات بر اساس این قوه واهمه باید در جزئیات بگردند و دیگر در حیوانات بحث هدایت پیش نمی آید
      این یکی از اقوال بزرگان در باب ماهیت شیطان بود که ان شاءالله به قوه الهی مابقی اقوال و توضیحات پیرامون ماهیت و اسرار شیطان را در پستهای آینده مطرح خواهیم کرد
      شرح مناجات خمس عشر _ بیانات حضرت استاد صمدی آملی
      اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
      بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
      و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

      حسن حسن زاده آملی

    6. #5
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : جنسیت اسفند/۱۳۸۸
      نوشته : 1,237 صلوات : 3,365
      مورد صلوات: 6,726 در 1,155
      حضور : 2 روز 13 ساعت 36 دقیقه
      دریافت : 66 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      فریاد : خود را باش
      توحید صمدی آنلاین نیست.



      ماهیت شیطان چیست؟ (3)

      ملک مقرب ، ملک موکل

      یه بحثی را آقایان فلاسفه مشاء می گویند خدای متعال عقل اول را آفرید این عقل اول هدفیست که در اول روایات اصول کافی کتاب العقل اونجا امده اول ما خلق الله العقل این همون عقل است ،این عقل اول است که در وحله اول آفریده شد.این تعبیر هم از جناب جامی در کتاب شریف نقد و نصوصش آمده که از کتاب های بسیار سنگین عرفانیست که از عارف بزرگوار جامی شیعیست می گوید که عقل اول ملک مقرب الهی ست به این معناست که خدای متعال به این ملک خودش دعوت تمام موجودات نظام هستی به سوی حق متعال را وکالت داد
      تعبیر جناب جامی این است که این عقل اولی که خدای متعال آفرید این عقل اول را موکل این کرد یعنی او را موکل کرد از طرف خودش که او موکل تمام عالم بشود در اینکه همه را به سوی حق متعال دعوت کند میگه تعالوا برای همین است که در بیانات بزرگان می فرمایند انبیاء مظهر عقل اولند برای اینکه انبیاء مظهر هدایت الهی اند که می خواهند فقط مردم را از باب دلسوزی هدایت کنند به سوی حق متعال ببرند
      این میشه ملک مقرب،عقل اول ،بعد می فرماید و همچنین خدای متعال تنزلا بعد از عقل اول عقل دوم را آفرید که این عقل دوم ملکی ست که موکلش کرد به الدعوت الی عالم الصور
      اون یکی را فرمود تو فقط همه را دعوت کن به سوی عالم غیب اله و نظام هستی و الوهیت، بیا همه را این سویی شون کن و این ملک را اصلا خلق کرد برای اینکه همه را دعوت کند به اینکه عالم صورت را تعمیر کنند،آبادش نگه بدارند ،این عالم ماده که ما الان در اون هستیم این عالم را می گن عالم صور ،صورتها،صورت درخت ،آفتاب،ستاره ها،ماه،صورت انسانها،حیوانات،نباتات،جم ادات هر کدام صورت دارند این صورتها باید حفظ شوند
      این ملک کارش این است که هر کسی و هر انسانی را که می رسد او را دعوتش می کند به عالم صورت چرا؟ چرا همه را دعوت می کند به اینجا؟ التعمیره برای اینکه این عالم ماده را آباد نگه بدارد و اگر دم به دم اون ملک مواظب آب نباشد مواظب خاک نباشد مواظب آفتاب نباشد مواظب صورت ما انسانها نباشد فرو ریزند همه قالبها
      برای این است که این ملک از ذات اقدس الهی بعد از خلقت دور شد چرا؟ برای اینکه مامور است به اینکه باید رو به سوی این عالم داشته باشد،اینجا حفظ بشود،اگر اون هم بخواهد مثل عقل اول دائما رو به سوی حق داشته باشد و از عالم ماده و صورت ظاهر بخواهد روی برگرداند عالم ماده از بین می رود این همه موجودات باید اداره بشوند برای همین است که دم به دم کارش این است
      حتی این عقل دوم انسان کاملی که میخواهد رو به سوی عقل اول بیاره که با عقل اول غرق در جمال و جلال حق متعال بشود که فقط خدا را ببیند و بس ، و جزو ملائکه مقربین قرار بگیرد که اصلا نه غیر خدا بداند نه از عالم خبر داشته باشد این عقل دوم حتی میاد این انسان کامل را هم می فرماید:آقا درسته تو قدرت داری که می تونی به سوی غیب نظام هستی بیای اما شما هم بیا به نشا طبیعه رو کن اینجا را باید آباد نگه بداری تو انسان کامل طوری آفریده شدی ،ذی شئونی اگر فقط یک موجودی بودی مثل عقل اول، در عالم غیب بودی و خدا تو را چرا می آفرید همون عقل اول را می آفریدند اگر بنا بود که تو فقط بری و اصلا به پشتت نگاه نکنی بجای اینکه تو را انسان بیافرینند تو را عقل اول می کردند که در لحن روایات داریم لولا الحجة الساخت الارض باهلها که در بیانات فلسفی فرمودند که اگر انسان کاملی مثل امروز حضرت بقیةالله با بدن عنصری بخواهد نباشد اصلا عالم طبیعت از بین میره
      چرا عالم طبیعت عالم طبیعت است برای اینکه توجه وجودی و ایجادی حضرت بقیةالله(عج) باذن الله همینجور دم به دم به این عالم است و لذا تمام صورتها در جای خودشو ن مشغول کارند و افاضه فیض می کنند و آثار وجودی دارند و لذا می گن این ملک انسان کامل را هم دعوت می کند به اینکه آقا ، الی اکل الشجره الطبیعه که بیا و از شجره طبیعت هم اکل بفرما
      این ملکی ست که می خواهد عالم طبیعت دائما عمران باشد آبادی باشد از این جنبه که دور از حق متعال است و توجه به عمران و آبادی طبیعت دارد یسماً شیطاناً که او را گفتند شیطان
      .
      انشاءالله بحث شیطان به تعبیر جامی،ملک موکل(عقل دوم) را در پست بعد ادامه خواهیم داد و همچنین یه کمی هم به لطافت داستان شیطان و آدم خواهیم پرداخت انشاءالله
      .
      شرح مناجات خمس عشر _ بیانات حضرت استاد صمدی آملی
      اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
      بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
      و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

      حسن حسن زاده آملی

    7. صلوات ها 4 : مهبان,رحیمی,رضا,طاها
    8. #6
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : جنسیت اسفند/۱۳۸۸
      نوشته : 1,237 صلوات : 3,365
      مورد صلوات: 6,726 در 1,155
      حضور : 2 روز 13 ساعت 36 دقیقه
      دریافت : 66 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      فریاد : خود را باش
      توحید صمدی آنلاین نیست.



      ماهیت شیطان چیست؟ (4)

      ملک مقرب ، ملک موکل

      در پست قبل که توضیحاتی در مورد تعبیر جناب جامی از شیطان شد در این پست ادامه همین بحث از تعبیر ایشان را خواهیم داشت
      به یک تعبیری جناب شیطان جلوی همه انبیاء را در توجه تامشون که اختصاص به حق متعال طوری پیدا کنند که اصلا از خودشون ،از جسمشون،از زنشون ،فرزندشون،از مردم،از خوردن،از رفتن،از خوابیدن،از مطلق همه اینها ببرند به طور غیبی،غیبی بشوند ، جلوی اینها را می گیره می گه اینجوری نمی شود،اگر اینجوری بفرمایید پس اینهمه مردم چی می شوند
      الان اینهمه مردم می گویند یا بقیةالله ما منتظریم اینها همه به برکت شیطان است چون شیطان میاد جلوی آقا را می گیرد می گه: آقا جان من ملک موکل الهی هستم منتهی ملک مقرب نیستم ملک مبعدم چرا؟برای اینکه توجه ام فقط به عمران و آبادی اینجاست،دلم برای اینجا می سوزد شما دلتون برای اونجا می سوزد برای خودت،من دلم برای اینجا می سوزد مامورم،شما هم باید لطف بفرمایید مثل همه مردم بخورید، بیاشامید و در اینجا ازدواج بفرمایید ،قوه شهوت داشته باشید، قوه شهوت را بکار بگیری،قوه غضب را بکار بگیری،میل دوستی و دشمنی در تو هست اینها را بکار بگیر
      خوب اگر می خواستی یک موجودی فقط عقل مقرب باشی که تو همون عقل مقرب بودی برای چی آفریده شدی بعد وقتی می گوییم و جعلنا للمتقین إماما این و جعلنا للمتقین إماما طبق این معنای شیطنت خوب معنایی می شود چرا برای مردم امامی؟ یعنی برای اینکه امام کسی هست که توجهش به مامومین باشد حالا میشه اگه یک امام جماعتی حوصله ای دارد که در سوره بعد از حمد سوره ای بخواند مانند بقره و حال که پشت سر او چند پیرمرد مثلا ضعیف ،می شود امام جماعت سرش را پایین کند بگوید ما داریم با خدا حال می کنیم اصلا چیکار به پشت سرمون داریم
      نه تو امامی ، اینها ماموم تواند وقتی که انسان کامل می گوید و جعلنا للمتقین إماما امام اون کسی ست که از یک طرف ماموم تابع اوست از طرفی امام تابع ماموم است و لذا فرمودند امام جماعت نماز را تسریع کند برای اینکه شاید چند تا مستمع خیلی ماشاءالله سر حال باشند اما فکر اون یکی مستمع هم با ید باشد امام باید تابع اضعف مامومین باشد
      وقتی امام می گوید و جعلنا للمتقین إماما یعنی جناب شیطان اومد جلوی ما را گرفت ، شیطان کیه؟ابلیس کیه؟ ملک موکل الهی،ماموریت دارد که برای آبادی و عمران نشا طبیعت روی مرا به سوی مردم کند وگرنه اگر همین جور من بخواهم اونیکه من انس گرفتم با خدای متعال بروم و دیگه بر نگردم کار مردم به اتمام نمی رسد هیچ کس به کمال نمی رسد
      شیطان می گه نباید مثل عقل محض بشی که فقط اون سویی بشی نباید مثل من هم باشی که چهره ات فقط این سویی باشد هم به عقل اول توجه کن اون سویی باش هم به حرفهای من توجه کن این سویی باش
      قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ این سوییم
      إِنَّمَا یُوحَى إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ اون سوییم
      و لذا به این معنا می گن تمام انبیاء ابلیس دارند تمام ائمه همه ابلیس و شیطان دارند
      شیطان یا از مادةی -ش ط ن- است یا از مادةی -ش ی ط- که به هرحال معنایش می شود انحرف یعنی نمی گذارد افراد فقط وفقط رو کنند به عالم غیب
      حالا مسئله شیطان و حضرت آدم که بهش فرمود هر چه می خواهی از عالم غیب بخور حرفی ندارم اما وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ این معلوم میشه که این دستور اون ملک مقرب است ،ملک مقرب می گه فقط بیا از غیب بخور و اصلا کار به عالم ماده نداشته باش
      جناب ملک موکل میاد میگه نه آقا اگه بخوای شما از اکل شجره طبیعت دست برداری همه چیز از بین می ره
      و شیطان هم که به حضرت آدم فرمود که اون خدایی که بهت گفت اینا نخور برای این است که تو اگه بخوری دائمی می شوی ،راست می گفت
      حضرت آدم خلق شد از او حضرت حوا هم خلق شد آنچنان وحدت توحیدی نظام هستی آدم را گرفت که آدم غرق در وحدت محض شد اصلا از حوا بی خبر شد جناب شیطان به حضرت آدم عرض کرد آقا اینجوری بخواهی که نه بشر درست میشه ، نه فرزند ، هیچ چیز که درست نمیشه ،شما این درخت را ، نشاطبیعت را هم توجه کن تا توجه کرد دید بغلش حضرت حواست
      -شما کی هستید؟
      -من حوایم همسر شما
      حوا را هم که حوا فرمودند برای اینکه حوا از حضرت آدم خلق شد آدم حی است حوا چون از حی آفریده شد روایت فرمود که برای همین او را حوا گفتند و لذا رو کرد به حضرت حوا
      خوب بعد یک قوه ای در اوست به نام قوه میل به جنس زن ، این است که گفتند شیطان خودش را به شکل مار در آورد همه لطایف آیات و روایات است توجه باید به این حرفها و اسرار بشود
      پس اگر بعضی بگویید شیطان از ملائکه است باید الان این معنا برایش بگیریم ملائکه به این معنا ملکی هست که این ملک موکل است .ملک موکل مامور الهی ست برای عمران و آبادی و تعمییر نشا طبیعت
      .
      ادامه تعابیر و معانی شیطان انشاءالله در پستهای آینده
      .
      شرح مناجات خمس عشر _ بیانات حضرت استاد صمدی آملی

      اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
      بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
      و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

      حسن حسن زاده آملی

    9. صلوات ها 4 : مهبان,رحیمی,رضا,طاها
    10. #7
      همکار تدوین در بخش کلام و تاریخ
      تاریخ عضویت : جنسیت خرداد/۱۳۸۹
      نوشته : 3,902 صلوات : 16,957
      مورد صلوات: 20,513 در 3,605
      حضور : 48 روز 8 ساعت 24 دقیقه
      دریافت : 240 آپلود : 46
      گالری : 34 وبلاگ : 0
      فریاد : وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ
      bina88 آنلاین نیست.



      سلام علیکم
      با تشکر از جناب طاها و جناب صمدی

      جناب صمدی چرا انسان فکر میکند میتواند به ماهیت خداوند و این نظام هستی مشرف گردد در حالیکه از شناخت خودش عاجز است ؟

      یاحق
      علی علیه السلام :

      خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است .

      ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

      کاملترین معجم قرآن کریم

    11. صلوات ها 3 : Amini,رحیمی,رضا
    12. #8
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : جنسیت اسفند/۱۳۸۸
      نوشته : 1,237 صلوات : 3,365
      مورد صلوات: 6,726 در 1,155
      حضور : 2 روز 13 ساعت 36 دقیقه
      دریافت : 66 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      فریاد : خود را باش
      توحید صمدی آنلاین نیست.



      بسم الله
      علیک السلام

      وَسَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مِّنْهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لَّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ.
      و آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمين است به سود شما رام كرد همه از اوست قطعا در اين [امر] براى مردمى كه مى‏انديشند نشانه‏هايى است.جاثیه 13



      عبدی أطعنی أجعلک مثلی، أنا حیّ لا اموت اجعلک حیّا لا تموت، أنا غنیّ لا أفتقر أجعلک غنیّا لا تفتقر، أنا مهما أشاء یکون أجعلک مهما تشاء یکون‏.
      بنده من، اطاعت من را بکن تا تو را مانند خودم سازم. همان طورى که من زنده هستم و نمى‏میرم تو هم همیشه زنده باشى. همان طورى که من غنى هستم فقیر نمى‏شوم تو هم همیشه غنى باشى. همان طورى که من هر چه را اراده کنم مى‏شود تو را هم همین طور سازم‏ که هر چه را بخواهی...«بحار الانوار» جلد پانزدهم،صفحه 29

      العبودية جوهرة كنهها الربوبية;. عبوديت گوهرى است كه كنه آن ربوبيت‏ است... مصباح الشريعة،باب 100

      من عرف نفسه فقد عرف ربه ; هر كس خود را شناخت خدا را شناخته است.(بحارالانوار, ج 2, ص 32)
      اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
      بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
      و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

      حسن حسن زاده آملی

    13. صلوات ها 2 : مهبان,رحیمی
    14. #9
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۹
      نوشته : 54 صلوات : 28
      مورد صلوات: 126 در 44
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      Amini آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست ها
      چرا انسان فکر میکند میتواند به ماهیت خداوند و این نظام هستی مشرف گردد در حالیکه از شناخت خودش عاجز است ؟
      با سلام
      آنچه برای انسان امکان پذیر نیست پی بردن به کنه ذات الهی است همچنان که می فرماید کیف یجری علیه ما هو اجراه-چگونه ممکن است آنچه خداوند خود خلق نموده است(عقل) بر وی حاکم شده و خدا را به طور کامل مورد شناسایی قرار دهد.
      اما غیر از شناخت ذات خدا، انسان تا جایی که امکاناتش اجازه دهد می تواند به شناسایی مخلوقات بپردازد.

    15. صلوات ها 2 : bina88,رحیمی
    16. #10
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۹
      نوشته : 54 صلوات : 28
      مورد صلوات: 126 در 44
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      Amini آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط توحید صمدی نمایش پست ها
      وَسَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مِّنْهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لَّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ. و آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمين است به سود شما رام كرد همه از اوست قطعا در اين [امر] براى مردمى كه مى‏انديشند نشانه‏هايى است.جاثیه 13 عبدی أطعنی أجعلک مثلی، أنا حیّ لا اموت اجعلک حیّا لا تموت، أنا غنیّ لا أفتقر أجعلک غنیّا لا تفتقر، أنا مهما أشاء یکون أجعلک مهما تشاء یکون‏. بنده من، اطاعت من را بکن تا تو را مانند خودم سازم. همان طورى که من زنده هستم و نمى‏میرم تو هم همیشه زنده باشى. همان طورى که من غنى هستم فقیر نمى‏شوم تو هم همیشه غنى باشى. همان طورى که من هر چه را اراده کنم مى‏شود تو را هم همین طور سازم‏ که هر چه را بخواهی...«بحار الانوار» جلد پانزدهم،صفحه 29 العبودية جوهرة كنهها الربوبية;. عبوديت گوهرى است كه كنه آن ربوبيت‏ است... مصباح الشريعة،باب 100 من عرف نفسه فقد عرف ربه ; هر كس خود را شناخت خدا را شناخته است.(بحارالانوار, ج 2, ص 32)
      با سلام
      آیه موید شناخت جهان مخلوقات است
      روایت اول حدیث قدسی است و ...
      روایت سوم شناخت پروردگار را می فهماند یعنی مربوط به صفت ربوبیت خداوند است.

    17. صلوات : رحیمی
    صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 5

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •