• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • صفحه 1 از 9 123 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 87
    1. #1
      کارشناس پاسخگوی اخلاق و عرفان
      تاریخ عضویت : جنسیت اردیبهشت/۱۳۹۱
      نوشته : 1,495 صلوات : 7,201
      مورد صلوات: 15,320 در 1,484
      حضور : 26 روز 23 ساعت 44 دقیقه
      دریافت : 6 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      استاد هم اکنون آنلاین است.

      ادب مع الله(از خدا خواهیم توفیق ادب)




      بسمه تعالی
      از خدا خواهیم توفیق ادب/بی ادب محروم شد از لطف رب
      به لطف و عنایت الهی در این تاپیک در باب مقوله ادب و بالاترین مصداق آن یعنی ادب مع الله سخن خواهیم گفت.

      دوستان در صورت تمایل در این بحث شرکت کرده و نظر خود را بیان کنند.
      تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

      شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

      عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

      مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

      آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

      سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



    2.  

    3. #2
      کارشناس پاسخگوی اخلاق و عرفان
      تاریخ عضویت : جنسیت اردیبهشت/۱۳۹۱
      نوشته : 1,495 صلوات : 7,201
      مورد صلوات: 15,320 در 1,484
      حضور : 26 روز 23 ساعت 44 دقیقه
      دریافت : 6 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      استاد هم اکنون آنلاین است.



      بسمه تعالی
      فصل دهم کتاب نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور، در ادب مع الله(1):

      الف - در ادب مع الله حضور قلب بايد كه در خطاب و مناجات توجه به حق بايد و گرنه دعاء با انصراف قلب به غير و عدم توجه به حق سبحانه محض سوء ادب است ، و اين دعا قرب نياورده بعد مى آورد. بر آن باش تا مقام عنديت را حائز شوى فى مقام صدق عند مليك مقتدر، كه عبدالله عندالله است . به نكته 483 ((هزار و يك نكته )) رجوع شود.

      در توضیح متن مذکور و برای شروع به زودی عرایضی تقدیم می شود.إن شاء الله.


      پی نوشت:
      1-نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور،علامه حسن زاده آملی.
      ویرایش توسط استاد : ۱۳۹۱/۰۷/۱۴ در ساعت 12:36 AM
      تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

      شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

      عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

      مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

      آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

      سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



    4. #3
      کارشناس پاسخگوی اخلاق و عرفان
      تاریخ عضویت : جنسیت اردیبهشت/۱۳۹۱
      نوشته : 1,495 صلوات : 7,201
      مورد صلوات: 15,320 در 1,484
      حضور : 26 روز 23 ساعت 44 دقیقه
      دریافت : 6 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      استاد هم اکنون آنلاین است.



      نقل قول نوشته اصلی توسط استاد نمایش پست ها
      بسمه تعالی
      فصل دهم کتاب نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور، در ادب مع الله(1):

      الف - در ادب مع الله حضور قلب بايد كه در خطاب و مناجات توجه به حق بايد و گرنه دعاء با انصراف قلب به غير و عدم توجه به حق سبحانه محض سوء ادب است ، و اين دعا قرب نياورده بعد مى آورد. بر آن باش تا مقام عنديت را حائز شوى فى مقام صدق عند مليك مقتدر، كه عبدالله عندالله است . به نكته 483 ((هزار و يك نكته )) رجوع شود.

      در توضیح متن مذکور و برای شروع به زودی عرایضی تقدیم می شود.إن شاء الله.


      پی نوشت:
      1-نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور،علامه حسن زاده آملی.
      با عرض سلام خدمت همه گرامیان
      ادب هنگامی نسبت به شخصی اعمال می شود که انسان او را بشناسد و هرچه این شناخت بیشتر باشد و آن شخص مخاطب ،وجودی گرامی تر داشته باشد،ادب هم بیشتر خواهد شد.
      پس اولین پایه ادب ،شناخت و معرفت است.
      همچنین ادب داشتن دلالت بر شریف بودن شخص مودب نیز هست،زیرا کسی که شرافتی نداشته و خود شخصیت محترمی ندارد،ادب داشتن را اصلا لازم نمی داند و حتی گاهی آنرا اشتباه می پندارد.
      تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

      شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

      عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

      مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

      آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

      سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



    5. #4
      کارشناس پاسخگوی اخلاق و عرفان
      تاریخ عضویت : جنسیت اردیبهشت/۱۳۹۱
      نوشته : 1,495 صلوات : 7,201
      مورد صلوات: 15,320 در 1,484
      حضور : 26 روز 23 ساعت 44 دقیقه
      دریافت : 6 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      استاد هم اکنون آنلاین است.



      نقل قول نوشته اصلی توسط استاد نمایش پست ها
      در ادب مع الله حضور قلب بايد
      حضور قلب اساسا با حضور ذهن و تمرکز فرق دارد،قلب در واقع شأنی از شئون نفس انسان است.
      به این مثال توجه کنید:
      شما در یک مقام برای برادرتان ،برادر هستید و برای والدین خود ،فرزند هستید و برای پدر بزرگ و مادر بزرگ،نوه هستید و برای معلم خود،شاگرد؛ و اگر متأهل هم باشید،برای همسرتان،شوهر و برای فرزندتان،پدر هستید.
      اما مگر شما بیش از یک نفرید؟
      جواب این است که شما یک فرد با شئون متفاوت می باشید.که هیچ کدام از این شئون مزاحم شأن دیگر نمی شود و شما در عین حال همه آن موارد هستید.

      پس وقتی می گوئیم قلب در این اصطلاح،شأنی از شئون نفس انسان است بدین معناست که :با وجود واحد بودن نفس ،ایرادی ندارد که او دارای شئون و جنبه های گوناگون باشد.
      قلب هم شأنی است که به واسطه آن نفس متوجه عالم ربوبی می شود و با آن ارتباطی با خداوند پیدا می کند.


      در صوت تمایل عزیزان بحث ادامه پیدا خواهد کرد.
      تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

      شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

      عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

      مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

      آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

      سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



    6. #5
      کارشناس پاسخگوی اخلاق و عرفان
      تاریخ عضویت : جنسیت تیر/۱۳۹۱
      نوشته : 1,259 صلوات : 5,610
      مورد صلوات: 14,885 در 1,265
      حضور : 21 روز 19 ساعت 39 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 29 وبلاگ :
      اویس آنلاین نیست.



      با عرض سلام و ارادت خدمت همه دوستان و فرهیختگان و با تشکر فراوان از دوست خوبم جناب استاد بخاطر طرح این بحث بسیار مفید
      آنچه موجب حیات روح و شکوفایی استعدادهای نهفته آدمی میشود ادب و حضور است به تعبیر جناب علامه حسن زاده آملی:
      سرمایه راهرو حضور و ادب است
      آنگاه یکی همّت ودیگر طلب است
      ناچار بود راهرو این چاراصول
      ورنه به مراد دل رسیدن عجب است

      چه اینکه جناب مولوی در این باره گوید:
      ازخدا جوییم توفیق ادب
      بی ادب محروم شد از فضل رب
      بی ادب تنها نه خود را داشت بد
      بلکه آتش بر همه آفاق زد

      حضور قلب در نماز و دعا یکی از شاخص ترین مصادیق رعایت ادب در پیشگاه خداوند است. حضرت امام خمینی در مورد حضور قلب می فرمایند:
      «عبادت و مناسك و اذكار و اوراد، وقتى نتيجه كامل دارد كه صورت باطنه قلب شود و باطن ذات انسان به آن مخمّر گردد و دل انسان صورت عبوديّت به خود گيرد و از خودسرى و سركشى بيرون آيد.»(1)
      معنی این عبارت آن است که ما زمانی میتوانیم آثار وعده داده شده طاعات و عبادات خود را مشاهده کنیم که عبادات را با حضور قلب ادا نمائیم مثلا نماز زمانی میتواند انسان را از فحشا ومنکر باز بدارد واو را به خداوند خویش نزدیک تر سازد که انسان در نماز تمامی توجهش به خدا باشد بطوریکه اگر صورت باطنی قلبش را مشاهده کردیم جز خدا نبینیم شيخ كلينى از حضرت صادق عليه السلام نقل می ‏كند كه حضرت فرمود:
      در تورات نوشته شده است كه: يَابْنَ آدَمُ تَفَرَّغْ لِعِبادَتى أَمْلَأُ قَلْبَكَ غِناً «2»
      اى پسر آدم! خودت را براى عبادت من فارغ كن، تا من قلب تو را از غنى پر كنم.

      پینوشتها:
      1-آداب الصلوه فصل 8
      2-كافى: 2/ 83، باب العبادة، حديث 1
      ویرایش توسط اویس : ۱۳۹۱/۰۷/۲۲ در ساعت 02:16 PM

    7. #6
      کارشناس پاسخگوی اخلاق و عرفان
      تاریخ عضویت : جنسیت تیر/۱۳۹۱
      نوشته : 1,259 صلوات : 5,610
      مورد صلوات: 14,885 در 1,265
      حضور : 21 روز 19 ساعت 39 دقیقه
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 29 وبلاگ :
      اویس آنلاین نیست.



      حضور قلب، روح و حقيقت عبادت است و بدون آن هيچ قيمتى براى عبادات نيست و قبول عبادات در درگاه حق منوط به حضور قلب است.
      امام باقر و امام صادق عليهما السلام به فضيل بن يسار فرمودند: إنَّما لَكَ مِنْ صَلاتِكَ ما أَقْبَلْتَ عَلَيْهِ مِنْها فَإنْ أَوْهَمَها كُلَّها أَوْ غَفَلَ عَنْ آدابِها لُفَّتْ فَضُرِبَ بِها وَجْهُ صاحِبِها (1)
      از نمازت آنچه توجه قلبت با آن بوده از آن توست، مكلّف اگر تمام نماز را غلط به جا آورد، يا از آداب آن غافل گردد، آن نماز را مى‏ پيچيند وسپس به صورت صاحبش مى‏ زنند.
      ابو حمزه ثمالى مى‏ گويد:
      حضرت سجاد عليه السلام را ديدم نماز مى‏ خواند، عباى آن جناب از شانه‏ایش افتاد، حضرت تا از نماز فارغ نشد به عبا دست نزد. پس از نماز پرسيدم: چرا به عبا توجه نفرمودى؟ فرمود: واى بر تو آيا مى‏ دانى در حضور كه بودم؟ همانا از عبد قبول نمى ‏شود نمازى مگر آنچه توجه قلب به آن بوده. عرض كردم: پس ما هلاك‏ شديم؟ فرمود: هرگز همانا نقص عبادات را خداوند با نافله ها براى مؤمنان تمام مى ‏كند «2».
      اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: لا يَقُومَنَّ أحَدُكُمْ فِى الصَّلاةِ مُتَكاسِلًا وَلا ناعِساً وَلا يُفَكِّرْنَ فى نَفْسِهِ فَإنَّهُ بَيْنَ يَدَىْ رَبِّهِ عَزَّ وَجَلَّ إنَّما لِلْعَبْدِ مِنْ صَلاتِهِ ما أَقْبَلَ عَلَيْهِ مِنْها بِقَلْبِه‏ «3».
      كسى از شما در حال كسالت و چرت به نماز نايستد و در پيش نفس انديشه نداشته باشد؛ زيرا كه در محضر خداست، جز اين نيست كه براى عبد از نمازش همان است كه با قلب به آن توجه داشته است.

      پینوشتها:
      1-الكافى: 3/ 363، باب من يقبل من صلاة الساهى، حديث 4؛ وسائل الشيعة: 5/ 476، باب 3، حديث 7104.
      2-بحار الأنوار: 46/ 61.
      3-الخصال: 2/ 612، حديث 10؛ وسائل الشيعة: 5/ 477، باب 3، حديث 7107.




    8. #7
      کارشناس پاسخگوی اخلاق و عرفان
      تاریخ عضویت : جنسیت اردیبهشت/۱۳۹۱
      نوشته : 1,495 صلوات : 7,201
      مورد صلوات: 15,320 در 1,484
      حضور : 26 روز 23 ساعت 44 دقیقه
      دریافت : 6 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      استاد هم اکنون آنلاین است.



      با عرض سلام و ضمن تشکر از همکار ارجمند،استاد اویس گرامی
      حال که دانسته شد حضور مربوط به قلب است و قلب شأنی از نفس است که وسیله توجه به پروردگار است.
      چیزی که بدترین تأثیر ممکن را روی قلب می گذارد و اجازه حضور در محضر پروردگار را به او نمی دهد،گناه است.
      گناه چنان تأثیری روی قلب می گذارد که قلب نمی تواند محل تجلی انوار الهی بوده و آئینه خوبی باشد.
      زیرا محضر خداوند،نور است و نور با ظلمت گناه سازگاری ندارد.
      دیگر اموری که در مورد حضور قلب گفته شده و راهکارهائی که بیان کرده اند،همه و همه متوقف بر نبود گناه و آثار شوم آن است.


      ادامه دارد . . . .
      تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

      شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

      عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

      مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

      آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

      سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



    9. #8
      عضو كوشا
      تاریخ عضویت : جنسیت مرداد/۱۳۹۱
      نوشته : 278 صلوات : 3,571
      مورد صلوات: 1,261 در 260
      حضور : 3 روز 4 ساعت 52 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      فریاد : یا "حسین" (ع)
      Sharmandam
      بقیع غریب آنلاین نیست.



      سلام
      بله، درسته ...
      وقتی که در حال مناجات با خدا هستیم یا حتی وقت خوندن نماز باید "حتما حضور قلب"باشه
      اگه اینطوری نباشه خودمونم احساس ارامش نمی کنیم.
      مشتاق ادامه بحث هستم کارشناسان بزرگوار...
      رخ یوسف اگرم هر چه که زیباست ولی
      چهره نه... نام حسین دست بریدن دارد!


      اللهم ارزقنی شفاعه الحسین (ع)

    10. #9
      کارشناس پاسخگوی اخلاق و عرفان
      تاریخ عضویت : جنسیت اردیبهشت/۱۳۹۱
      نوشته : 1,495 صلوات : 7,201
      مورد صلوات: 15,320 در 1,484
      حضور : 26 روز 23 ساعت 44 دقیقه
      دریافت : 6 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      استاد هم اکنون آنلاین است.



      نقل قول نوشته اصلی توسط استاد نمایش پست ها
      دیگر اموری که در مورد حضور قلب گفته شده و راهکارهائی که بیان کرده اند،همه و همه متوقف بر نبود گناه و آثار شوم آن است.
      بسمه تعالی
      همانطور که عرض شد،مطلب مهم و اصلی، مواظبت شدید بر گناه نکردن است،که گناه تأثیر آنی بر روی قلب دارد ؛ گناه کردن همان و ایجاد حجاب بر روی نفس و قلب همان.
      و نیز اینکه عرض شد موارد دیگری که برای حضور قلب ذکر می کنند،متوقف بر این مورد است،مقصود مواردی مانند :دقت در وضو، چند دقیقه قبل از نماز خواندن از هر کاری که مشغول آن هستیم دست کشیدن، در مکان خلوت نماز خواندن، و . . . . .
      البته همه این موارد موثر هستند،اما نمی توانند حضور قلب را برای انسان ملکه کنند.
      یعنی این امور مؤیدات(عوامل کمک کننده) برای حضور قلب می باشند ولی در قدم اول اگر گناه در کار باشد،اینها نمی توانند کاری کنند که ما در عبادات همیشه حضور قلب داشته باشیم.


      ادامه دارد. . . . . . .
      تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

      شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

      عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

      مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

      آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

      سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



    11. #10
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۹۱
      نوشته : 74 صلوات : 499
      مورد صلوات: 270 در 68
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      اکسیر آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط استاد نمایش پست ها


      البته همه این موارد موثر هستند،اما نمی توانند حضور قلب را برای انسان ملکه کنند.
      یعنی این امور مؤیدات(عوامل کمک کننده) برای حضور قلب می باشند ولی در قدم اول اگر گناه در کار باشد،اینها نمی توانند کاری کنند که ما در عبادات همیشه حضور قلب داشته باشیم.


      ادامه دارد. . . . . . .
      سلام با تشکر از صحبتهای مفیدتون.فرمودید در قدم اول گناه نباید باشد تا بشود گامهای بعدی را برداشت سوال من این است که:
      سعی بر نکردنش هست اما مگر میشود کسی بگوید من گناهی مرتکب نشدم حالا چه حق الله چه حق الناس بالاخره گناه در نامه عمل هر انسانی دیده میشه مگر در صدد جبران برآمده باشد و یا توبه کرده باشد.حق الناس رو که خدا نمیبخشه تکلیف نماز اون شخص چیست ؟اون هم دلش میخواد نمازی قابل قبول و دعایی مستجاب داشته باشد.
      زندگانی با همین غم ها خوش است
      با همین بیش و همین کم ها خوش است
      زندگی کردیم و شاکی نیستیم
      بر زمین خوردیم و خاکی نیستیم

    صفحه 1 از 9 123 ... آخرینآخرین

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •