• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • صفحه 2 از 12 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 116
    1. #11
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : شهریور/۱۳۹۱
      نوشته : 52 صلوات : 387
      مورد صلوات: 277 در 52
      حضور : 2 روز 12 ساعت 16 دقیقه
      دریافت : 4 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      فریاد : سخت است یکرنگ ماندن در دنیایی که مردمش برای پر رنگ شدن حاضرند هزار رنگ باشند...
      Mehrabon
      ستاره پر فروغ آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط مسافر زمان نمایش پست ها
      ببینید ما از چند عالم گذشتیم تا به این جا رسیدیم و مطمعنا و بدون شک هم این دنیا هم از بین می رود و ما وارد عوالم بعد می شویم
      زمانی می توان راجب یک چیز صحبت کرد که از لحظه افرینش تا اخر رو بدونیم که اقا اینکه این فرد زود رفت اون دنیاش چی می شه
      حتی این مورد واسه افرادی که معلولیت خاصی هم دارن می شه
      یا دختر و پسرانی که همه چیزو تو زیبایی و قشنگی می بینن هم می شه
      مثلا
      شما بیماری دیابت رو می شناسید مطمعنا می دونیم اگر بین 60تا 110 باشه عالی هست
      خوب ما می تونیم راجب این بیماری دیابت حرف بزنیم چون استانداردش رو می دونیم می دونیم کمترین و بیشترینش چقدره ولی انسانی که نه چیز زیادی از گذشته اش می دونیم نه از اینده چطور می خوایم راجبش قضاوت کنیم؟منظورم مثلا کور مادرزاد یا معلول ذهنی یا کسانی که زود از دنیا می رن ووووو
      اگر تونستیم یه روز کل گذشته رو بدونیم و اینده رو هم بدونیم اونوقت می تونیم استاندارد رو مشخص کنیم و به قضاوت بشینیم
      عدالت خداوند که جای خود را دارد
      پس چه طوري بايد به يقين رسيد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      زندگی خالی نیست مهربانی هست سیب هست ایمان هست آری تا شقایق هست زندگی باید کرد...

      سهراب

    2. صلوات : مؤمن
    3. #12
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : شهریور/۱۳۹۱
      نوشته : 52 صلوات : 387
      مورد صلوات: 277 در 52
      حضور : 2 روز 12 ساعت 16 دقیقه
      دریافت : 4 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      فریاد : سخت است یکرنگ ماندن در دنیایی که مردمش برای پر رنگ شدن حاضرند هزار رنگ باشند...
      Mehrabon
      ستاره پر فروغ آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط شریعت عقلانی نمایش پست ها
      سلام خدمت مسافر زمان عزیز.
      بسیار حرف شما متین. بنده با آن کاملا موافقم. پس شما هم قبول دارید که دین نتوانسته به خوبی جواب همه سوالات بشر را بدهد و به شکیات آنها پاسخ گوید. یعنی درواقع این به عهده خود انسان و علم گذاشته شده که برود و پاسخ های خود را پیدا کند. البته ریشه این قضیه ( عدالت الهی ) به عدم شناخت کافی بشر نسبت به ماهیت خداوند بر می گردد. در واقع می توان گفت دین در عرصه خداشناسی هم به طور کامل و تام نتوانسته مسئله را تشریح کند.

      سلام
      يه سوال دارم...
      شما كه ميگيد ريشه اين موضوع ( عدل الهي ) به عدم شناخت كافي بشر به ماهيت خدا برميگردد، يعني يه جورايي يقين داريد به عدالت خدا ؟؟؟ يعني يقين داريد كه اگه شناخت بشر بيشتر بشه قطعا به عدالت خدا پي ميبره ؟؟؟
      اگه اينطوره شما خودتون به اين يقين رسيديد ؟؟؟ ميشه بگيد چه طوري رسيديد؟؟
      زندگی خالی نیست مهربانی هست سیب هست ایمان هست آری تا شقایق هست زندگی باید کرد...

      سهراب

    4. صلوات : مؤمن
    5. #13
      کارشناس پاسخگوی کلام و عقاید
      تاریخ عضویت : تیر/۱۳۹۱
      نوشته : 786 صلوات : 117
      مورد صلوات: 2,231 در 682
      حضور : 5 روز 19 ساعت 21 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      شعیب آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط شریعت عقلانی نمایش پست ها
      با سلام خدمت آقای شعیب؛ امکان دارد بگویید چگونه از صحبت های بالا این حکم قطعی را نتیجه گرفتید. سرتاسر صحبت هایتان از واژه های تقریبی ( گاهی - زیاد - برخی ) پر است.
      با سلام
      قبلا از این که متن آن چنان که باید و شاید گویا نبوده پوزش می طلبم.انشاء الله در ادامه منظور مشخص شود.
      واژه هایی که بیان فرمودید برای تشکیک و یا ظنی بودن مطلب بیان نشده بلکه برای ایجاد شقوق مختلف و بیان احکام آنها بیان شده است.
      جمله ای که به عنوان نتیجه بیان شد در بردارنده مضامینی است که با هم و در کنار هم تشکیل دهنده جواب هستند عدالت لطف و حکمت . که هر کدام در بردارنده قسمتی از متن بوده است که انشاء الله در ادامه برای وضوح بیشتر تبیین می شود

    6. صلوات : مؤمن
    7. #14
      کارشناس پاسخگوی کلام و عقاید
      تاریخ عضویت : تیر/۱۳۹۱
      نوشته : 786 صلوات : 117
      مورد صلوات: 2,231 در 682
      حضور : 5 روز 19 ساعت 21 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      شعیب آنلاین نیست.



      عدل چيست ؟
      اولين مسأله‏ای كه بايد روشن شود اين است كه عدل چيست ؟ ظلم چيست ؟ تا مفهوم اصلی و دقيق عدل روشن نشود هر كوششی بيهوده است و از اشتباهات‏ مصون نخواهيم ماند . مجموعا چهار معنی و يا چهار مورد استعمال برای اين‏ كلمه هست :
      الف . موزون بودن :
      اگر مجموعه‏ ای را در نظر بگيريم كه در آن ، اجزاء و ابعاض مختلفی بكار رفته است و هدف خاصی از آن منظور است ، بايد شرائط معينی در آن از حيث مقدار لازم هر جزء و از لحاظ كيفيت ارتباط اجزاء با يكديگر رعايت‏ شود ، و تنها در اين صورت است كه آن مجموعه می‏تواند باقی بماند و اثر مطلوب خود را بدهد و نقش منظور را ايفا نمايد . مثلا يك اجتماع اگر بخواهد باقی و برقرار بماند بايد متعادل باشد ، يعنی هر چيزی در آن به‏ قدر لازم ( نه به قدر مساوی ) وجود داشته باشد . يك اجتماع متعادل ، به‏ كارهای فراوان اقتصادی ، سياسی ، فرهنگی ، قضائی ، تربيتی احتياج دارد و اين كارها بايد ميان افراد تقسيم می‏شود و برای هر كدام از آن كارها به آن‏ اندازه كه لازم و ضروری است افراد گماشته شوند . از جهت تعادل اجتماعی ، آنچه ضروری است اين است كه ميزان احتياجات در نظر گرفته شود و متناسب‏ با آناحتياجات ، بودجه و نيرو مصرف گردد .
      اينجاست كه پای " مصلحت " به‏ ميان می‏آيد ، يعنی مصلحت كل ، مصلحتی كه در آن ، بقاء و دوام " كل " و هدفهايی كه از كل منظور است در نظر گرفته می‏شود . از اين نظر ، " جزء " فقط وسيله است ، حسابی مستقل و برای خود ندارد
      همچنين است تعادل فيزيكی ، يعنی مثلا يك ماشين كه برای منظوری ساخته‏ می‏شود و انواع نيازمنديها برای ساختمان اين ماشين هست ، اگر بخواهد يك‏ مصنوع متعادل باشد بايد از هر ماده‏ای به قدری كه لازم و ضروری است و احتياج ايجاب می‏كند در آن بكار برده شود
      تعادل شيميائی نيز چنين است ، هر مركب شيميائی فرمول خاصی دارد و نسبت خاصی ميان عناصر تركيب كننده آن هست ، تنها با رعايت آن فرمول و آن نسبتها كه متفاوت است تعادل برقرار می‏شود و آن مركب بوجود می‏آيد
      جهان ، موزون و متعادل است ، اگر موزون و متعادل نبود برپا نبود ، نظم‏ و حساب و جريان معين و مشخصی نبود . در قرآن كريم آمده است : « و السماء رفعها و وضع الميزان »(الرحمان7 )
      همانطور كه مفسران گفته‏ ند مقصود اين است كه در ساختمان جهان ، رعايت‏ تعادل شده است ، در هر چيز ، از هر ماده ای به قدر لازم استفاده شده است‏ ، فاصله‏ ها اندازه‏گيری شده است . در حديث نبوی آمده است : « بالعدل قامت السموات و الارض » (تفسير صافی ، ذيل آيه فوق ( چاپ اسلاميه ، ج 2 ص 638 )
      " همانا آسمان و زمين به موجب عدل برپاست " . نقطه مقابل عدل به اين معنی ، بی تناسبی است نه ظلم . لهذا عدل به اين‏ معنی از موضوع بحث ما خارج است

      ادامه دارد....

    8. صلوات : مؤمن
    9. #15
      کارشناس پاسخگوی کلام و عقاید
      تاریخ عضویت : تیر/۱۳۹۱
      نوشته : 786 صلوات : 117
      مورد صلوات: 2,231 در 682
      حضور : 5 روز 19 ساعت 21 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      شعیب آنلاین نیست.



      ب . معنی دوم عدل ، تساوی و نفی هرگونه تبعيض است
      گاهی كه می‏گويند : فلانی عادل است ، منظور اين است كه هيچگونه تفاوتی‏ ميان افراد قائل نمی‏شود . بنابراين ، عدل يعنی مساوات
      اين تعريف نيازمند به توضيح است . اگر مقصود اين باشد كه عدالت‏ ايجاب می‏كند كه هيچگونه استحقاقی رعايت نگردد و با همه چيز و همه كس‏ به يك چشم نظر شود ، اين عدالت عين ظلم است . اگر اعطاء بالسويه ، عدل‏ باشد ، منع بالسويه هم عدل خواهد بود . جمله عاميانه معروف : " ظلم‏ بالسويه عدل است " از چنين نظری پيدا شده است.
      مثلا معلم در نمره دادن به همه یک نمره بدهد و فرقی بین درس خوان و درس نخوان نگذارد این عین بی عدالتی است
      و اما اگر مقصود اين باشد كه عدالت يعنی رعايت تساوی در زمينه‏ استحقاقهای متساوی ، البته معنی درستی است ، عدل ، ايجاب می‏كند اينچنين‏ مساواتی را ، و اينچنين مساوات از لوازم عدل است ، ولی در اين صورت‏ بازگشت اين معنی به معنی سومی است كه ذكر خواهد شد.


      ادامه دارد....

    10. صلوات : مؤمن
    11. #16
      کارشناس پاسخگوی کلام و عقاید
      تاریخ عضویت : تیر/۱۳۹۱
      نوشته : 786 صلوات : 117
      مورد صلوات: 2,231 در 682
      حضور : 5 روز 19 ساعت 21 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      شعیب آنلاین نیست.



      ج . رعايت حقوق افراد و عطا كردن به هر ذی حق ، حق او را

      و ظلم عبارت است از پامال كردن حقوق و تجاوز و تصرف در حقوق ديگران‏ . معنی حقيقتی عدالت اجتماعی بشری ، يعنی عدالتی كه در قانون بشری بايد رعايت شود و افراد بشر بايد آن را محترم بشمارند همين معنی است . اين‏ عدالت متكی بر دو چيز است : يكی حقوق و اولويتها ، يعنی افراد بشر نسبت به يكديگر و در مقايسه با يكديگر ، نوعی حقوق و اولويت پيدا می‏كنند . مثلا كسی كه با كار خود ، محصولی توليد می‏كند ، طبعا نوعی اولويت نسبت به آن محصول پيدا می‏كند و منشأ اين‏ اولويت ، كار و فعاليت اوست . همچنين كودكی كه از مادر متولد می‏شود ، نسبت به شير مادر حق و اولويت پيدا می‏كند و منشأ اين اولويت ، دستگاه‏ هدفدار خلقت است كه آن شير را برای كودك بوجود آورده است
      يكی ديگر خصوصيت ذاتی بشر است كه طوری آفريده شده است كه در كارهای‏ خود الزاما نوعی انديشه‏ ها كه آنها را انديشه اعتباری می‏ ناميم استخدام‏ می‏كند و با استفاده از آن انديشه‏ های اعتباری به عنوان " آلت فعل " به‏ مقاصد طبيعی خود نائل می ‏آيد . آن انديشه ‏ها يك سلسله انديشه ‏های " انشائی‏ " است كه با " بايد " ها مشخص می‏شود . از آن جمله اين است كه برای‏ اينكه افراد جامعه بهتر به سعادت خود برسند " با يد " حقوق و اولويتها رعايت شود . و اين است مفهوم عدالت بشری كه وجدان هر فرد آن را تأييد می‏كند و نقطه مقابلش را كه ظلم ناميده می‏شود محكوم می‏سازد
      مولوی در اشعار معروف خود می‏گويد :
      عدل چبود ؟ وضع اندر موضعش ظلم چبود ؟ وضع در ناموضعش
      عدل چبود ؟ آب ده اشجار را ظلم چبود ؟ آب دادن خار را
      موضع رخ ، شه نهی ، ويرانی است موضع شه ؟ پيل هم نادانی است


      اين معنی از عدل و ظلم ، به حكم اينكه از يك طرف ، بر اساس اصل‏ اولويتها است و از طرف ديگر از يك خصوصيت ذاتی بشر ناشی می‏شود كه‏ ناچار است يك سلسله انديشه‏ های اعتباری استخدام نمايد و " بايد " ها و " نبايد " ها بسازد و " حسن و قبح " انتزاع كند ، از مختصات بشری‏ است و در ساحت كبريائی راه ندارد ، زيرا همچنانكه قبلا اشاره شد او مالك علی الاطلاق است و هيچ موجودی نسبت به هيچ چيزی در مقايسه با او اولويت ندارد . او همچنانكه مالك علی اطلاق است " اولی " ی علی الاطلاق‏ است . او در هر چه هرگونه تصرف كند ، در چيزی تصرف كرده كه به تمام‏ هستی به او تعلق دارد و ملك طلق او است . از اينرو ظلم به اين معنی ، يعنی به معنی تجاوز به اولويت ديگری و تصرف در حق ديگری و پا گذاشتن در حريم ديگری ، درباره خدا محال است ، و از آن جهت محال است كه مورد و مصداق نمی‏ تواند پيدا كند.

      ادامه دارد....
      ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۱/۰۷/۰۵ در ساعت 11:13 AM

    12. صلوات : مؤمن
    13. #17
      کارشناس پاسخگوی کلام و عقاید
      تاریخ عضویت : تیر/۱۳۹۱
      نوشته : 786 صلوات : 117
      مورد صلوات: 2,231 در 682
      حضور : 5 روز 19 ساعت 21 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      شعیب آنلاین نیست.



      د . رعايت استحقاقها در افاضه وجود و امتناع نكردن از افاضه و رحمت
      به آنچه امكان وجود يا كمال وجود دارد
      موجودات در نظام هستی از نظر قابليتها و امكان‏ فيض گيری از مبدأ هستی با يكديگر متفاوتند ، هر موجودی در هر مرتبه ‏ای‏ هست از نظر قابليت استفاضه ، استحقاقی خاص به خود دارد . ذات مقدس‏ حق كه كمال مطلق و خير مطلق و فياض علی الاطلاق است ، به هر موجودی آنچه‏ را كه برای او ممكن است از وجود و كمال وجود ، اعطا می‏كند و امساك‏ نمی‏
      نمايد . عدل الهی در نظام تكوين ، طبق اين نظريه ، يعنی هر موجودی ، هر درجه از وجود و كمال وجود كه استحقاق و امكان آن را دارد دريافت‏ می‏كند . ظلم يعنی منع فيض و امساك وجود از وجودی كه استحقاق دارد.
      از نظر حكمای الهی ، صفت عدل آنچنانكه لايق ذات پروردگار است و بعنوان يك صفت كمال برای ذات احديت اثبات می‏شود به اين معنی است ، وصفت ظلم كه نقص است و از او سلب می‏گردد نيز به همين معنی است كه‏ اشاره شد
      حكما معتقدند كه هيچ موجودی " بر خدا " حقی پيدا نمی ‏كند كه دادن آن‏ حق " انجام وظيفه " و " اداء دين " شمرده شود و خداوند از آن جهت‏ عادل شمرده شود كه بدقت تمام ، وظائف خود را در برابر ديگران انجام‏ می‏ دهد . عدل خداوند عين فضل و عين وجود او است ، يعنی عدل خداوند عبارت‏ است از اينكه خداوند فضلش را از هيچ موجودی در هر حدی كه امكان تفضل‏ برای آن موجود باشد ، دريغ نمی‏ دارد . و اين است معنی سخن علی عليه‏ السلام‏ در خطبه 214 نهج البلاغه كه می‏فرمايد : " حق يكطرفی نيست . هر كسی كه بر عهده ديگری حقی پيدا می‏كند ، ديگری‏ هم بر عهده او حقی پيدا می‏كند . تنها ذات احديت است كه بر موجودات حق‏ پيدا می‏كند . و موجودات در برابر او وظيفه و مسؤوليت پيدا می‏كنند اما هيچ موجودی " بر او " حق پيدا نمی‏كند "
      اگر با اين مقياس كه تنها مقياس صحيح است بخواهيم بررسی كنيم ، بايد ببينيم در ميان همه آن چيزهايی كه " شر " ، " تبعيض " ، " ظلم‏ " و غيره پنداشته شده است ، آيا واقعا موجودی از موجودات ، امكان وجود در نظام كل هستی داشته و وجود نيافته است ؟ و يا امكان يك كمال وجودی‏ در نظام كلی داشته و از او دريغ شده است ؟ آيا به يك موجودی ، چيزی‏ داده شده كه " نبايست " داده شود ؟ يعنی آيا از ناحيه ذات حق بجای‏ آنكه خير و رحمت افاضه شود چيزی داده شده كه نه خير و رحمت بلكه شر و نقمت است ، و نه كمال بلكه عين نقص است ؟
      این موضع بحث ما در عدل خداوند است که باید به آن پرداخته شود مخصوصا در بحث طول عمر که آیا کوتاه بودن یا طولانی بودن عمر برخی که به خدا نسبت داده می شود ظلم است.
      نکته مهمی که در بحث باید بدان دقت کرد در این نوع تفسیر از عدالت دیگر جای مقایسه بین افراد نیست بدین معنا که هر فردی را باید به تنهایی بررسی کرد و عدل و ظلم را در او بررسی کرد.


      منبع: کتاب عدل شهید مطهری
      ادامه دارد...
      ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۱/۰۷/۰۵ در ساعت 11:22 AM

    14. صلوات : مؤمن
    15. #18
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : خرداد/۱۳۹۱
      نوشته : 1,610 صلوات : 2,116
      مورد صلوات: 2,885 در 1,280
      حضور : 26 روز 9 ساعت 17 دقیقه
      دریافت : 119 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      فریاد : تو خود اویی به خود آ!
      شریعت عقلانی آنلاین نیست.



      با سلام خدمت آقای شعیب عزیز - کارشناس سایت
      با این تفسیری که شما ( و البته شهید مطهری ) از عدل الهی بیان فرمودید جای هیچ گونه بحثی را نمی گذارد. یعنی اینکه اصلا صورت مسئله را بالکل پاک می کند. به اعتقاد بنده اینکه بگوییم خدا چون خداست پس باید عادل باشد پس به هرکسی همانگونه که استحقاقش را دارد داده و اصلا بنده حقی ندارد که راجع به این موضوع که خدا عادل است یا نه، فکر بکند چه رسد به این که سوال کرده و تحقیق بکند این گونه تفسیر برای بنده نه تنها قابل قبول نیست بلکه اگر همین روند را برعکس برویم به نفی خدا می انجامد بدین شکل که :
      اگر انسان خالقش خدا باشد و خداوند انتظار داشته باشد که بنده اش او را پرستش کند می بایست عادل باشد یعنی اینکه زمینه هدایت و انجام کارهای نیک و عدم ارتکاب به گناه و همچنین توبه و بازگشت به خودش را برای همه به طور یکسان فراهم کرده باشد. و حال که محقق نشده پس خدا وجود ندارد یا لااقل با آن شکلی که ما فکر می کنیم و با آن نحوه دخالت در عالم هستی وجود ندارد و ماهیتش ممکن است بسیار متفاوت از این باشد که علم و عقل بشر و حتی ادیان الهی هم در تشریح آن نا توان مانده اند و هنوز هم که هنوزه حتی در بین علمای مسلمان جدل های علمی بر سر اصل وجود خدا و ماهیت آن و برهان های اثبات وجودش و ... برقرار است.

    16. صلوات : مؤمن
    17. #19
      عضو خودماني
      تاریخ عضویت : خرداد/۱۳۹۱
      نوشته : 1,610 صلوات : 2,116
      مورد صلوات: 2,885 در 1,280
      حضور : 26 روز 9 ساعت 17 دقیقه
      دریافت : 119 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      فریاد : تو خود اویی به خود آ!
      شریعت عقلانی آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط ستاره بي فروغ نمایش پست ها
      سلام يه سوال دارم... شما كه ميگيد ريشه اين موضوع ( عدل الهي ) به عدم شناخت كافي بشر به ماهيت خدا برميگردد، يعني يه جورايي يقين داريد به عدالت خدا ؟؟؟ يعني يقين داريد كه اگه شناخت بشر بيشتر بشه قطعا به عدالت خدا پي ميبره ؟؟؟ اگه اينطوره شما خودتون به اين يقين رسيديد ؟؟؟ ميشه بگيد چه طوري رسيديد؟؟
      نه خیر بنده به چنین یقینی نرسیده ام. و نه به ماهیت خدا اشراف دارم نه به عدالت خدا. البته در جستجوی حقیقت هستم این مسئله ای را هم که گفتم شامل حال خودمم می شود.

    18. صلوات : مؤمن
    19. #20
      کارشناس پاسخگوی کلام و عقاید
      تاریخ عضویت : تیر/۱۳۹۱
      نوشته : 786 صلوات : 117
      مورد صلوات: 2,231 در 682
      حضور : 5 روز 19 ساعت 21 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      شعیب آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط شریعت عقلانی نمایش پست ها
      با این تفسیری که شما ( و البته شهید مطهری ) از عدل الهی بیان فرمودید جای هیچ گونه بحثی را نمی گذارد. یعنی اینکه اصلا صورت مسئله را بالکل پاک می کند. به اعتقاد بنده اینکه بگوییم خدا چون خداست پس باید عادل باشد پس به هرکسی همانگونه که استحقاقش را دارد داده و اصلا بنده حقی ندارد که راجع به این موضوع که خدا عادل است یا نه، فکر بکند چه رسد به این که سوال کرده و تحقیق بکند این گونه تفسیر برای بنده نه تنها قابل قبول نیست بلکه اگر همین روند را برعکس برویم به نفی خدا می انجامد
      با سلام خدمت شریعت عقلانی بزرگوار
      در پستهای قبلی بنده برای روشن تر شدن بحث و مبنایی تر شدن آن به تعریف عدل پرداختم که 4 تفسیر از عدل بیان شد که در آخر تعریف چهارم را برای اطلاق بر خدا مناسب دیدیم اما در باره اثبات یا نفی آن در باره خدا صحبتی به میان نیامد فقط در یک تحلیل درونی از عدل تعاریف مختلف بیان و ارزیابی شد

      و اگر عنایت فرموده باشید در آخر بحث دعوت به ارزیابی مولفه عدل الهی با نگرش چهارم شده است
      نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها
      گر با اين مقياس كه تنها مقياس صحيح است بخواهيم بررسی كنيم ، بايد ببينيم در ميان همه آن چيزهايی كه " شر " ، " تبعيض " ، " ظلم‏ " و غيره پنداشته شده است ، آيا واقعا موجودی از موجودات ، امكان وجود در نظام كل هستی داشته و وجود نيافته است ؟ و يا امكان يك كمال وجودی‏ در نظام كلی داشته و از او دريغ شده است ؟ آيا به يك موجودی ، چيزی‏ داده شده كه " نبايست " داده شود ؟ يعنی آيا از ناحيه ذات حق بجای‏ آنكه خير و رحمت افاضه شود چيزی داده شده كه نه خير و رحمت بلكه شر و نقمت است ، و نه كمال بلكه عين نقص است ؟ این موضع بحث ما در عدل خداوند است که باید به آن پرداخته شود مخصوصا در بحث طول عمر که آیا کوتاه بودن یا طولانی بودن عمر برخی که به خدا نسبت داده می شود ظلم است
      نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها
      .
      حال اگر شما بزرگوار در مورد تعریف عدل مطلبی غیر از این دارید بفرمایید ما هم استفاده می کنیم .
      حال که تعریف عدل به خوبی بیان شد می توان در مورد عدل الهی تصمیم گرفت
      نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها
      این موضع بحث ما در عدل خداوند است که باید به آن پرداخته شود مخصوصا در بحث طول عمر که آیا کوتاه بودن یا طولانی بودن عمر برخی که به خدا نسبت داده می شود ظلم است.
      نکته ای که در پایان بیان شد باید دو باره تذکر دهم که:
      نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها
      در این نوع تفسیر از عدالت دیگر جای مقایسه بین افراد نیست بدین معنا که هر فردی را باید به تنهایی بررسی کرد و عدل و ظلم را در او بررسی کرد.
      ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۱/۰۷/۰۹ در ساعت 11:50 AM

    20. صلوات : مؤمن
    صفحه 2 از 12 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 5

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •