• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19
    1. #1
      عضو وفادار
      تاریخ عضویت : جنسیت اردیبهشت/۱۳۹۱
      نوشته : 320 صلوات : 81
      مورد صلوات: 440 در 186
      حضور : 41 دقیقه
      دریافت : 18 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      armandaneshjoo آنلاین نیست.

      درخواست برهان برای فاعلیت خدا




      بنده بر وجود «واجب الوجود یکتای بسیط» برهان دارم. اگر این موجود را خدا بنامیم، آیا می توان اثبات کرد از خدا فعل سر می زند؟

      این بحث ها از آنجا که ظاهرا پیشنیاز اثبات حکمت خدا و ارسال رسل اند برای بنده مهم اند.

      کارشناس بحث : کریم

      ویرایش توسط armandaneshjoo : ۱۳۹۱/۰۵/۲۹ در ساعت 08:44 AM

    2. صلوات ها 3 : hichki,maryam,وایسلی گوجا
    3.  

    4. #2
      عضو كوشا
      تاریخ عضویت : جنسیت مرداد/۱۳۹۱
      نوشته : 279 صلوات : 271
      مورد صلوات: 568 در 216
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      mohammad+ali آنلاین نیست.

      راهنما




      نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
      این بحث رادر کتب خداشناسی نبافتم. اوّلین جایی که جرف از فعل خدا زده می شود در بحث صفات حدا در بررسی ثفت قدرت است. ظاهرا نوسیندگان سهل انگارانه فرض کرده اند از واجب الوجود فعل سر می زند. همچنین در سایر از براهین اثبات صفات خدا گاه به افعال خدا استناد می شود، در حالی که بنده فقط به وجود «واجب الوجود یکتای بسیط» معتقدم. از نظر بنده خیلی عجیب و بعید و بی معناست که از واجب الوجود فعلی سر بزند. لطفا معنای فعل برای خداوند را توضیح داده و هنگامی که بنده متوجه معنای آن شدم فاعل بودن خدا را اثبات فرمایید.

      حتّی یک جا خواندم:
      خب فاعل بالاراده و بالقصد یعنی چه و چطور برای واجبالوجود اثبات می شود؟

      این بحث ها از آنجا که ظاهرا پیشنیاز اثبات حکمت خدا و ارسال رسل اند برای بنده مهم اند.


      کارشناس بحث : کریم

      1- ثفت نه صفت
      2- کسی ذات خدا را درک نمیکند
      3- خدا به صفات شناخته میشود
      4-خدا لازم نیست در این دنیا بزور کسی را هدایت کند
      5- خدا نیست بله خدا ذات پاکش را به هر ناپاکی نشان نیدهد لزا جهنم تارک را ساخت تا ناپاکان هیچ نبینند .
      6- جوابتون دادم دربند 5-4
      7-مقدس است تعداد گردش بدور کعبه الله است
      .
      ویرایش توسط mohammad+ali : ۱۳۹۱/۰۵/۲۷ در ساعت 12:42 PM

    5. #3
      پاسخ یار انجمن کلام و عقاید
      تاریخ عضویت : جنسیت تیر/۱۳۹۱
      نوشته : 1,079 صلوات : 89
      مورد صلوات: 6,231 در 1,088
      حضور : 2 روز 23 ساعت 19 دقیقه
      دریافت : 26 آپلود : 139
      گالری : 191 وبلاگ : 1
      فریاد : 1. «جدا بافتگی» تنها در ذهن «خودپرست» و یا «ناامید» واقعیت دارد.
      MaghzMotafaker
      روح بخش آنلاین نیست.



      شما چگونه ثابت می کنید که به واجب الوجود نمی توان فعل را نسبت داد؟ و این که این انتساب، به بساطتت واجب الوجود لطمه می زند؟
      ما در ادله نقلیمان هر چه داریم کارهایی است که به خداوند نسبت داده شده است! اگر دلیلی عقلی وجود داشته باشد که این انتسابها را محال نشان دهد، آنوقت باید این مستندات را تأویل نمود. ولی تا قبل از آن این مستندات به ظاهر خود باقی خواهند ماند.
      در ضمن دوست عزیز، تعبیر به سهل انگاری در باره متون فلسفی، تعبیری دور از حق و انصاف است. ممکن است اندیشه ارائه شده حق نباشد ولی تعابیر بکار رفته، بطور دقیق از اندیشه نویسنده آن حکایت می کند و هیچ سهل انکاری در این باب وجود ندارد! خصوصا این بحثی که شما پیش کشیده اید که بحثی قدیمی است و موافقین و مخالفین خود را دارد.
      به وبلاگ:
      مشق تدبر
      سر بزنید.


    6. #4
      عضو وفادار
      تاریخ عضویت : جنسیت اردیبهشت/۱۳۹۱
      نوشته : 320 صلوات : 81
      مورد صلوات: 440 در 186
      حضور : 41 دقیقه
      دریافت : 18 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      armandaneshjoo آنلاین نیست.



      1- ثفت نه صفت
      2- کسی ذات خدا را درک نمیکند
      3- خدا به صفات شناخته میشود
      4-خدا لازم نیست در این دنیا بزور کسی را هدایت کند
      5- خدا نیست بله خدا ذات پاکش را به هر ناپاکی نشان نیدهد لزا جهنم تارک را ساخت تا ناپاکان هیچ نبینند .
      6- جوابتون دادم دربند 5-4
      7-مقدس است تعداد گردش بدور کعبه الله است
      .
      ما در ادله نقلیمان هر چه داریم کارهایی است که به خداوند نسبت داده شده است! اگر دلیلی عقلی وجود داشته باشد که این انتسابها را محال نشان دهد، آنوقت باید این مستندات را تأویل نمود. ولی تا قبل از آن این مستندات به ظاهر خود باقی خواهند ماند.
      در ضمن دوست عزیز، تعبیر به سهل انگاری در باره متون فلسفی، تعبیری دور از حق و انصاف است. ممکن است اندیشه ارائه شده حق نباشد ولی تعابیر بکار رفته، بطور دقیق از اندیشه نویسنده آن حکایت می کند و هیچ سهل انکاری در این باب وجود ندارد! خصوصا این بحثی که شما پیش کشیده اید که بحثی قدیمی است و موافقین و مخالفین خود را دارد.
      متشکرم، پست اصلاح شد.

      شما چگونه ثابت می کنید که به واجب الوجود نمی توان فعل را نسبت داد؟ و این که این انتساب، به بساطتت واجب الوجود لطمه می زند؟
      بنده فقط گفتم معنی اش را نمی فهمم. آن معانی ای هم که بنده می قهمم را نمی توانم به طور بامعنا خدا نسبت دهم.

      کی گفتم به بساطت او لطمه می طند؟

    7. #5
      عضو ثابت
      تاریخ عضویت : جنسیت خرداد/۱۳۸۹
      نوشته : 958 صلوات : 715
      مورد صلوات: 2,221 در 746
      حضور : 12 ساعت 30 دقیقه
      دریافت : 6 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      erfan_alavi آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
      بنده بر وجود «واجب الوجود یکتای بسیط» برهان دارم. اگر این موجود را خدا بنامیم، آیا می توان اثبات کرد از خدا فعل سر می زند؟

      این بحث ها از آنجا که ظاهرا پیشنیاز اثبات حکمت خدا و ارسال رسل اند برای بنده مهم اند.

      کارشناس بحث : کریم

      با سلام.

      بساطت وجود لطمه ای به فعل واجب نمی زند،چون اثر فاعل یا همان فعل او در طول واجب ایجاد می گردد نه در عرض واجب تا مقابلیت بر اساس احکام وصفات به وجود اید.

      فعل حق نیز باید بسیط باشد نتیجتا فعلش نیز واحد است،ولی چون این فعل در طول وجود فاعل ایجاد می گردد نتیجتا اشتراکی به وجود نمی اید تا مقابل بساطت حق قرار بگیرد.

      یاحق




      هر
      کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است -----عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر
      است

      نه هر
      آن چشم که بیند که سیاه است و سپید ---یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

    8. صلوات ها 3 : hichki,رضاهو,ضرب المثل
    9. #6
      پاسخ یار انجمن کلام و عقاید
      تاریخ عضویت : جنسیت تیر/۱۳۹۱
      نوشته : 1,079 صلوات : 89
      مورد صلوات: 6,231 در 1,088
      حضور : 2 روز 23 ساعت 19 دقیقه
      دریافت : 26 آپلود : 139
      گالری : 191 وبلاگ : 1
      فریاد : 1. «جدا بافتگی» تنها در ذهن «خودپرست» و یا «ناامید» واقعیت دارد.
      MaghzMotafaker
      روح بخش آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
      بنده فقط گفتم معنی اش را نمی فهمم. آن معانی ای هم که بنده می قهمم را نمی توانم به طور بامعنا خدا نسبت دهم.
      کی گفتم به بساطت او لطمه می طند؟
      من از این جمله شما آن را برداشت نمودم:
      بنده فقط به وجود «واجب الوجود یکتای بسیط» معتقدم. از نظر بنده خیلی عجیب و بعید و بی معناست که از واجب الوجود فعلی سر بزند
      .
      ویرایش توسط روح بخش : ۱۳۹۱/۰۵/۳۱ در ساعت 02:44 AM
      به وبلاگ:
      مشق تدبر
      سر بزنید.


    10. #7
      پاسخ یار انجمن کلام و عقاید
      تاریخ عضویت : جنسیت تیر/۱۳۹۱
      نوشته : 1,079 صلوات : 89
      مورد صلوات: 6,231 در 1,088
      حضور : 2 روز 23 ساعت 19 دقیقه
      دریافت : 26 آپلود : 139
      گالری : 191 وبلاگ : 1
      فریاد : 1. «جدا بافتگی» تنها در ذهن «خودپرست» و یا «ناامید» واقعیت دارد.
      MaghzMotafaker
      روح بخش آنلاین نیست.



      قبل از ویرایش پستتان درباره فرق فاعل بالاراده و فاعل بالقصد پرسیده بودبد. شاید پاسخ زیر بتوان قانع کننده باشد:
      يکي از اقسام علت فاعلي، فاعل بالقصد يا فاعل قصدي است. در فاعل بالقصد، هم فعل از روي شعور صادر مي‌شود و هم فاعل در انجام آن مختار است. در فاعل‌هاي بالجبر، بالقسر و بالطبع يکي از اين دو عنصر وجود ندارد. در فاعل بالطبع و بالقسر يا اصلا علمي وجود ندارد، يا اگر علمي هست، در انجام فعل مدخليت ندارد. در فاعل بالجبر هرچند علم به فعل هست، ولي براساس تصوير اغلب فلاسفه اختياري در کار نيست. اما در فاعل بالقصد فاعل ضمن اين‌که علم به فعل خويش دارد، از اختيار نيز برخوردار است. انسان به عنوان موجود مختار در تمام کارهاي اختياري­اش دنبال اغراض خاصي است و به خاطر نيل به آن در تک و پو مي‌افتد. انساني‌که در پي کمال و قرب الهي است تلاش مي‌کند خود را بدان برساند، گرچه ممکن است در برخي موارد کشش محبوب، عاشق را به سمت خويش بکشاند و انسان بسان برادة آهن در برابر آهن ربا قرار گيرد و به تعبير اهل دل دولتي بي‌خون دل به کنارش آيد، ولي نوعا براي دستي‌يابي به آن کوشش‌هايي انجام مي‌شود و در پي سعي و عمل به باغ جنان مي‌رسند.
      اما آيا اين نوع فاعليت در مورد خداوند متعال نيز جاري است؟ يکي از اختلافات بنيادين فيلسوفان و متکلمان مسلمان همين بوده است. اغلب متکلمان خداوند را در فعل‌هايش فاعل بالقصد مي‌دانسته‌اند. به نظر آن‌ها خداوند در افعال خويش قصد و داعي زايد بر ذات دارد و بر اساس آن کار را انجام مي‌دهد. به نظر متکلمان اگر خداوند داعي زايد بر ذات نداشته باشد، مجبور خواهد بود. اما فلاسفه اين تلقي را قبول ندارند. خود فلاسفه ديدگاه‌هاي ديگري دارند که در مدخل‌هاي فاعل بالعناية، بالرضا و بالتجلي بيان مي‌شود. عمده ترين اشکال اين تلقي را اين دانسته‌اند که موجب تکثر در ذات خداوند مي‌شود؛ زيرا داعي زائد بر ذات است، و باري‌تعالي مرکب از داعي و ذات خواهد شد. در حاليکه اين با بساطت واجب الوجود که با ادلة متعدد اثبات شده است نمي‌سازد.
      منابعی برای مطالع بیشتر:
      1. صدر المتألهين شيرازي؛ الحكمة المتعاليه في الاسفار الاربعه العقليه, مكتبه الرشد ؛ بيروت ؛ ط 5 ، 1419، ج2، ص223.
      2. سبزواري، ملاهادی؛ شرح المنظومة، تصحيح علامه حسن حسن زاده آملي، قم، نشر ناب، 1380، چ چهارم، ج2، ص407 و413.
      3. طباطبايي، سيد محمد حسين؛ نهاية الحکمة، ( قم، دفتر نشر اسلامي، وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم)، ص173.
      4. مصباح يزدي، محمد تقي؛ آموزش فلسفه، تهران، سازمان تبليغات اسلامي، چ8، 1377.ج2، ص94.
      ویرایش توسط روح بخش : ۱۳۹۱/۰۵/۳۱ در ساعت 03:00 AM
      به وبلاگ:
      مشق تدبر
      سر بزنید.


    11. صلوات ها 2 : armandaneshjoo,رضاهو
    12. #8
      عضو آشنا
      تاریخ عضویت : جنسیت مرداد/۱۳۹۱
      نوشته : 11 صلوات : 16
      مورد صلوات: 21 در 10
      حضور : 6 ساعت 25 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      kamgoo آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
      آیا می توان اثبات کرد از خدا فعل سر می زند؟
      به برهان حرکت جوهری مراجعه فرمائید.
      خلاصه:جوهر وعرض همواره در حرکت و نو شدن هستند.واجب الوجود بطور پیوسته در حال خلق بوده و محرک (فاعل)اصلیست.
      سخن کم گوی تا در کار گیرند ---که در بسیار بد بسیار گیرند

    13. صلوات : armandaneshjoo
    14. #9
      عضو وفادار
      تاریخ عضویت : جنسیت اردیبهشت/۱۳۹۱
      نوشته : 320 صلوات : 81
      مورد صلوات: 440 در 186
      حضور : 41 دقیقه
      دریافت : 18 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      armandaneshjoo آنلاین نیست.



      یکي از اختلافات بنيادين فيلسوفان و متکلمان مسلمان همين بوده است. اغلب متکلمان خداوند را در فعل‌هايش فاعل بالقصد مي‌دانسته‌اند. به نظر آن‌ها خداوند در افعال خويش قصد و داعي زايد بر ذات دارد و بر اساس آن کار را انجام مي‌دهد. اما فلاسفه اين تلقي را قبول ندارند.
      متشکرم. دارم یه چیزایی می فهمم.
      به برهان حرکت جوهری مراجعه فرمائید.
      خلاصه:جوهر وعرض همواره در حرکت و نو شدن هستند.واجب الوجود بطور پیوسته در حال خلق بوده و محرک (فاعل)اصلیست.
      متشکرم. خیلی چیزا دستگیرم شد. ولی مگه خدا حرکت جوهری داره؟ خدا که ماهیت نداره که جوهرش حرکت کنه! یعنی چون محرّک دیگرانه میگید فعل داره؟ اگه اینه که قبوله و تاپیک به نتیجه می رسه. ولی یعنی تو فلسفه ابن سینا خدا فعال نیست؟ آیا به هر چیز انتزاع شده از ربط خدا و مخلوق میگید فعل یا این که فعل خدا طول میکشه؟
      ویرایش توسط armandaneshjoo : ۱۳۹۱/۰۶/۰۵ در ساعت 12:02 AM

    15. #10
      کارشناس پاسخگوی کلام و اعتقادات
      تاریخ عضویت : جنسیت مرداد/۱۳۹۱
      نوشته : 1,058 صلوات : 89
      مورد صلوات: 3,346 در 988
      حضور : 15 روز 6 ساعت 51 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 3
      کریم آنلاین نیست.

      واجب الوجود




      نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
      بنده بر وجود «واجب الوجود یکتای بسیط» برهان دارم. اگر این موجود را خدا بنامیم، آیا می توان اثبات کرد از خدا فعل سر می زند؟

      این بحث ها از آنجا که ظاهرا پیشنیاز اثبات حکمت خدا و ارسال رسل اند برای بنده مهم اند.

      کارشناس بحث : کریم

      باسلام
      علامه طباطبایی در نهایه الحکمه فصل 14مرحله12می فرماید: طبق اصالت وجود که اصیل در هر موجودی است واینکه موجود به واجب بالذات وبالغیر تقسیم می شود وهر موجودی به غیر از واجب بالذات(واجب الوجود)خوته جوهر باشد یا عرض ویا ذات باشد یاصفت وویا فعل دارای ماهیتی است که نسبت به وجود وعدم یکسان است وبرای ترجیح پیداکردن هر کدام از این دو طرف نیاز به مرجحی است لذا هیچ موجود ممکنی نیست مگر اینکه در وجود بقایش نیازمند علت است که منشا وعلت وجود اوست وآن علت یا واجب بالذات است ویا منتهی به واجب بالذات می شود وعلت علت یک چیزی علت برای آن چیز است.پس هر موجودی بغیر از واجب الوجود از اشیاءممکن نیست حتی افعال اختیاری انسان مگر اینکه فعل واجب بالذات بوده ومعلول اوست یا با واسطه ویا بی واسطه.(نهایه الحکمه ص364)
      پس با توجه به این کلام که تمام فیلسوفان شیعه می باشد علت ومنشاتمام افعال از واجب الوجود است.

      بقیّةالله خیرٌلکم ان کنتم مومنین

    16. صلوات : رضاهو
    صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •