
نوشته اصلی توسط
مناف
سلام
ولایت عزیز، خداوندی که انسان را آفریده هدف از خلقتش را بیان کرده است.اولاًدر آیه 30 سوره بقره فرموده است من در زمین برای خود خلیفه ای قرار می دهم،مشخص است که خلیفه خداوند در رفتار وصفات به او شباهت داشته باشد ونمی شود انسان مانند حیوان باشد که فقط به فکر ارضای خواسته های مادی خودباشد ودر عین حال خلیفه خداوند باشد حتماً توجه داریدکه این عنوان را خداوند متعال فقط برای انسان به کار برده است.
در آیه دیگر می فرماید:ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون (سوره ذاریات آیه 56)ما جن وانس را نیافریدم مگر برای اینکه مرا عبادت کنند.
پس هدف از خلقت انسان را خدا بیان کرده است واورا صرفابرای زینت عالم نیافریده،وقتی هدف ازخلقت انسان اینست مسلماًکمال او در پرستش خداوند می باشد که در جای دیگر می فرماید:یا ایّها الانسان انّک کادح الی ربّک کدحا فملاقیه،ایانسان تو باتلاش ورنج به سوی پروردگارت می روی واورا ملاقات خواهی کرد.(انشقاق/6)
این همان قرب به خداوند است.البته حتما می دانید این قرب حضوری نیست بلکه قرب به بارگاه الهی وبه تعبیر قرآن رضون الله است که خشنودی خداوند در قیامت ودر این عالم از انسان بالاتر از بهشت است.
وهمین که خداوند می فرماید ای انسان من ترا برای این هدف خلق کرده ام مشخص است که استعداد رسیدن به آن را به انسان داده است چون در غیر این صورت تکلیف به مالا یطاق است که قبیح است وخداوند مبرای از قبیح می باشد.
شاید خالق رشدش را در امر دیگر قرار داده است
مثلا من ادم اهنی ای بیافرینم
و مکانیزم او را طوری قرار دهم که اگر هر چه به او گفتم برعکسش را انجام دهدبه تکامل و رشد برسد.
چه اشکالی دارد(مثلا ادم اهنی بزرگ شود)
و شاید هدفم از خلقتش نقص ادم اهنی باشد یعنی ادم اهنی ای بیافرینم که اگر حرفم را گوش دهد بزرگ شود و اگر گوش ندهد کوچک شود
ولی هدف من کوچک شدن او باشد نه بزرگ شدنش
و شاید اصلا ادم اهنی را برای گوش دادن حرف خودم نیافریده باشم افریسده باشم تا هر کاری را بخواهد انجام دهد
واستعداداش هم همین است که هر کاری را بتواند انجام دهد
و سپس این امر را به فعلیت برساند
ما نباید خداوند را بامعیارهای خودمان مقایسه کنیم ،خداوند کمال مطلق است وتمام خوبی ها ومحسنات را به نحو اعلی داراست .العیاذ بالله دروغ هم که نمی گوید پس وقتی خودش هدف از خلقت انسان را معین می کند جایی برای این سخنان نمی ماند.
[size="4"]بحث ما این بود که کمال هر شیئ متناسب با خودش است چون خلقتها فرق می کند کمال انسان را نمی توان با حیوان یکنوع لحاظ کرد چون انسان دارای روح وفطرت است ولی در حیوان نیست.وهمچنین با فرشتگان چون انسان دارای جسم است ولی فرشته جسم ندارد در حالی که رشد باید با تعادل وتوازن باشد یعنی انسان با داشتن استعدادهای متفاوت زمانی کامل است که برای رشد همه آنها برنامه داشته وتوازن داشته باشند .شما تصور کنید یک انسان دماغش رشد کند ولی سایر اعضای بدن راکد بمانند انسان چه شکلی پیدا می کندولی یک کودک وقتی رشد می کند تمام اعضاء بدن همزمان در حال رشد هستند در امور معنوی اخلاقیات انسانیکه جنبه دوم انسان وممیز او از حیوان است این رشد باید متوازن بوده واینطو نباشد که انسان در عبادت بهمعنای اصطلاحی مثل نماز خواندن،روزه گرفتن افراط کند واز سایر جنبه های انسانی مثل کمکبه دیگران،اخلاق اجتماعی ،خوش اخلاقی وامثال ذالک غافل باشد وهمه این امورزمانی کمال ایده آل انسانی خواهد بود که برای قرب به خدا باشد.چون بزرگترین عزت وکرامت انسانی این است که خلیفه خداوند است وزمانی در این مسیر خواهد بودکه کارهایش یرای خداوند باشد. وآیاتی که مربوط به این مباحث بود در بالا ذکر کردیم.
انسانها دارای اهداف مختلف هستند بعضی ها هدف پایینی دارند ولی خیلی ها هستند که دارای اهداف بلند وهمت عالی هستند ولی نهایت مسیر انسان که کمال اوست رسیدن به قرب الهی است.
آیا به نظر شما وقتی یک مخترع مثلا موتور ماشین با هدف وصل به ماشین وراه انداختن اواختراع می کند ما می توانیم بگوییم این موتور برای موتور سیکلت طراحی شده ونجا به کار ببریم در حالی که مخترع مورد کاربرد آنرا مشخص کرده است؟
خداوندی که انسان را آفریده هدف از خلقت اورا بیان کرده است حالا ما خودمان می خواهیم برای او مسیر تعیین کنیم آیا این روش با عقل می سازد؟
سلام علیکم جناب مناف عزیز
انگار شما سوال بنده را فراموش کرده اید!
من نوشتم به نحو صرفا عقلی و پیشینی اثبات کنید نه از قرآن بگویید!
خودم از قران بلد بودم
البته شاید اگر دلیل من را از این سوال بدانید بفهمید چرا اینگونه سوا میکنم
خیلی از براهینی که برای دلالت معجزه بر صدق مدعای نبی می اورند و اصلا نیاز به نبی متوقف بر اثبات این است که هدف خلقت انسان همان است که انها تصور می کنند
فلذا بر طبق ان برهان می چینند
و اشکال من هم به همین است

نوشته اصلی توسط
مناف
شمایی که می گویید قبول ندارم با ید دلیل ذکر کنید اینجابحث علمی است که هرکس باید برای سخنان خود دلیل اقامه کند دادگاه نیست که قاضی از مدعی دلیل بخواهد. اما من دلیلش را می گویم همان خداوندی که انسان را آفریده می فرماید :فاقم وجهک للدین حنیفا فطرة الله الّتی فطر الناس علیها،روبه سوی دین الهی کن همان دینی که خداوند فطرت انسانی را برآن آفریده است.
باز دلیلتان درون دینی است و بحث ما برون دینی
بعد هم البینه علی المدعی و الیمین علی من انکار
کسی که می خواهد چیزی را اثبات کند دلیل می خواهد نه کسی که نفی می کند

نوشته اصلی توسط
مناف
توصیه می کنم نگاهی به کتاب علم ودین از ایان باربور بیندازید که در حال حیات هم می باشد تا برهان نظم وتقریرات آنرا مطالعه کرده باشید وهمچنین به کتاب الهیات استاد جعفر سبحانی ج3
از سخنان شما چنین بر می آید که علم آدمها ومخترعین ونخبه ها تاثیری در اکتشافات ووحصولات آنها ندارد.
آیا علم کسی که هواپیما را اختراع می کند با علم سازنده ماشین معمولی یکسان است؟ مگر غیر ازاینست که مااز طریق آثار یک شخص به اندازه علم واگاهی او پی می بریم ؟واگر جوابتان غیر از این است دیگر ما بحثی نداریم چون نفی بدیهیات است،ودر غیر اینصورت ایا منظومه شمسی با این عظمت وخلقت انسان که آلیکسس کارل اسم کتابش را انسان موجود ناشناخته می گذارد آیا بر عظمت وعلم بی نهایت آفریدگارش دلالت ندارد؟
در مورد قاعده المعطی هم خوشحال می شویم با ذکر منبع بفرمایید کدام فیلسوف معتبری آن را ردّکرده است،با صرف ادعا چیزی اثبات نمی شود.
تقریرات برهان نظم را دیده ام
اشکالاتش را هم همچنین
به نظر من قابل دفاع نیست
فلذا فیلسوفان این برهان را نمی اورند
بعد هم شما دقت نمی کنید من نمی گویم همه اختراعات و اکتشافات الکی است
بلکه می گوییم ممکن است اتفاقی درست شده باشد همین
بعد هم بنده نقد خودم را به این قاعده گفتم و نمی دانم کدام فلسوف آن را رد کرده است!

نوشته اصلی توسط
مناف
در باب نظریه داروین هم اولافرضیه است ونظریه نیست .ثانیا این نظریه الا در بین غربیین برداشته شده ونظریه جهش به جای آن آمده است وعمر این نظریه هم مشخص نیست تا کی باشد.ثالثاشما بفرمایید براساس نظریه داروین سلول بحری اولی که ریشه بقیه موجودات است چطور به وجود امده است.رابعا براساس تکامل انواع چرا هزاران سال است در خلقت انسان تغییری ایجاد نشده است؟
حتما در مورد نظریه تکامل سری به سایت فرگشت بزنید
همه شبهات پیش و پا افتاده شما جواب داده شده است
سوال اولتون در قسمت پاسخ به 10 نقد به نظریه فرگشت
و سوال دومتون هم اثبات می خواهد شما مدرک بیاورید که این نظریه باطل شده است چون چالز داوکینز و... الن سخت طرفدار این نظریه اند و پاسخ به شبهات وارده به ان را می دهند(مراجعه شود به کتاب پندار خدا چالز داوکینز)
و سوال سومتون هم اشعار به علیت است نه نظم چون شما می گویید نظم الان دال بر خالق است ما می گوییم نه حاصل تکامل است بعد می گویید سلول اولیه چی ما می گوییم سلول اولیه بسیار ساده بوده و نیازی به خالق هوشمند نداشته است
باز مراجع کنید همان سایت :نظریه تکامل و برهان نظم

نوشته اصلی توسط
مناف
لطف بفرمایید بگویید آقای میلانی این سخن را در کام کتاب خود بیان کرده اند.
البته من اقای حسن میلانی منظورم بود و در درسهایش در مدرسه ایه الله گلپایگانی چنین گفته اند اگر قبول نمی کنید بروید از خودشان بپرسید
ودلیل انها این است که محدود و نامحدود رابطه ملکه و عدمم ملکه دارند و فقط در مادیات قابل استفاده اند مانند استفاده نامحدود در فیزیک و ریاضی

نوشته اصلی توسط
مناف
اگر قرار باشد بگوییم فلان علم بیخود چنین حرفی زده باید تمام علوم را کنار بگذاریم البته فلسفه درست گفته است شما باید اول فلسفه را بفهمید آنوقت جواب بدید نه اینکه چون من ازآن علم سر در نمی آورم پس توهین کنم این نشانه ضعف است.
منظورم توهین نبود
منظورم این بود که من دلیل می خواهم و صرف اینکه در فان علم اثبات شده کفایت نمی کند
چون خود این فلاسفه این قدر برهان های ضد و نقیض اوردهاند که خدا می داند ابن سینا می گویداصالت ماهیت و ملاصدرا می گوید اصالت وجود
حالا شما بگو اصالت ماهیت در فلسفه اثبات شده است من هم می گویم اثبات شده است اصالت وجود
شیوه بحث علمی این نیست شما باید بر حرف خود خواه در فلسفه اثبات شده باشد خواه در کلام دلیل اوری تا بنده قبول کنم و صرف اینکه علمای فلسفه قبول کردند دلیل نمی شود حق باشد!
باتشکر