| |
| |
| تاریخ عضویت : | مهر 1388 |
| نوشته : 1,909 | تشکر : 2,550 |
| تشکر شده: | 11,958 در 1,810 پست |
| حضور : | نامشخص |
| دریافت : 0 | آپلود : 0 |
| گالری : 39 | وبلاگ : |
راه درمان کینه(حقد) چیست؟
از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .
تشكرها 11 : nasim2011,آشنای قریب,حرم امن الهی,سلیم,سینا,سایه خورشید,ساحل سنگی,سادات,طاها,عرفان,عرشیان
- چطوری میشه تو حرف زدنم غلو نکنم؟
- ره آورد شما از ماه مبارک رمضان
- نماز شب
- حيا و عفت تا چه حد ذاتيه؟!
- علم حجاب اکبر است یعنی چه؟
- عذاب وجدان
- چگونه فکرای بد نکنم ؟( آثار ذكر در سازندگى روحى و اخلاقى)
- ظاهرپرستیهای امروزی و سلطه بر قوه خیال
- نخبگی منهای معنویت
- ╬♥╬*...*╬♥╬ رمز دست یابی لقمان به حکمت ╬♥╬*...*╬♥╬
- شكستن دل انسان!




| تاریخ عضویت : | مهر 1388 |
| نوشته : 439 | تشکر : 1,972 |
| تشکر شده: | 3,210 در 433 پست |
| حضور : | 1 ساعت 30 دقيقه 7 ثانيه |
| دریافت : 2 | آپلود : 0 |
| گالری : 8 | وبلاگ : |
هنگامی که انسان غضب کند واز انتقام نا توان باشد،چاره ای ندارد جز این که غضب خود را فرو برد.
این خشم و غضب به باطن بر می گردد و عقده درونی ایجاد می کند و تبدیل به کینه می شود و به آن شخص به طور دائم و مستمر در قلبش احساس سنگینی می کند.
چاره رهایی از کینه
انسان باید بداند تا زمانی که کینه ای در قلب او باشد دائما اندوهناک و غمگین و گرفتار خواهد بود و در دنیا و آخرت در چنگال بی رحم عذاب خواهد ماند باید در فضیلت رفق و مدارا و عفو بیندیشد
حدای تعالی می فرماید: خذ العفو و امر بالعرف1
یعنی ای پیامبر با امت به شیوه عفو و بخشش رفتار کنو به نیکو کاری امر فرما
امام صادق از نبی اکرم چنین روایت می کند آیا بهترین صفات دنیا و اخرت را به شما معرفی کنم؟
هر کس به تو ظلم کرد او را ببخش، باکسی که با تو قطع رابطه کرد وصلت کن، هرکس به تو بدی کرد به او احسان کن و هرکس تو را محروم کن به او عطا کن
برای شخصی که کینه دارد بهتر آن است که رابطه اش را با شخص مورد کینه به حال قبلی خود حفظ کند و اگر بتواند برای مبارزه با نفس و مخالفت شیطان احسان و نیکی بیشتری به او روا دارد، بسیار نیکوست.
1-اعراف/199
برگرفته از کتاب اخلاق شبّر


| تاریخ عضویت : | تیر 1389 |
| نوشته : 2,044 | تشکر : 11,763 |
| تشکر شده: | 16,394 در 2,062 پست |
| حضور : | 1 ساعت 8 دقيقه 36 ثانيه |
| دریافت : 0 | آپلود : 0 |
راه درمان نفرت و تنفر چیست؟
اگر انسان نتواند خشم خود را در موردی و به هر دلیلی جز در راه رضای الهی ظاهر ساخته و به ناچار آن را فرو خورد، آن خشم به باطن انسان رفته و به صورت عقده و کینه در میآید و به این ترتیب قلب آدمی عداوت و تنفر از دیگری را در خود نگاه داشته و بر این حالت باقی میماند. رسول خدا(ص) میفرماید: «مؤمن کینه توز نیست.»(محجة البیضاء5/317).
در مورد درمان کینه و نفرت راههای زیادی وجود دارد که به تناسب اشخاص و با توجه به روحیات آنها و شدت و ضعف کینه و نفرتی که در دل دارند متفاوت است. اما آنچه میتوان به عنوان یک نسخه عمومی برای همه موارد استفاده کرد شامل مراحلی است که به برخی از آنها به طور خلاصه اشاره میشود.
1. تأمل در عملی که موجب کینه شده است. اگر عمل شخصی که از او کینه به دل گرفتهاید را مورد بازبینی قرار ده از دو حالت خارج نیست. یا عمل او مورد رضای خداوند بوده و شما تحمل کار الهی را نداشتهاید به طور مثال عمل خلافی را در محل کار انجام دادهاید مانند رشوه گرفتن و همکارتان شرح ماوقع را برای رئیس اداره بیان کرده و شما مورد مؤاخذه قرار گرفتهاید و همین عامل سبب کینه شما از همکارتان را فراهم آورده است و یا پسر یا دختری که روابط مخالف شرعی را با جنس مخالف خود برقرار کرده و دوست او ماجرا را برای والدین او تعریف کرده است که وی را نصیحت کنند.
در این موارد باید گفت که عیب متوجه خود انسان کینه توز است و باید ظرفیت خود را در پذیرش حقایق بالا ببرد و شرح صدر نسبت به تکالیف شرعی و دستورات اسلامی پیدا کند و نه تنفر از دوست و همکار و اگر کاری که سبب کینه شده عملی مخالف شرع بوده و با ضوابط اسلامی سازگاری ندارد به طور مثال شخصی به خواهر و یا بستگان دیگر انسان حرفی خارج از ضوابط اسلامی بزند و شخص شنیده و کینه او را به دل گرفته است. در این صورت باید گفت در چنین مواردی جای کینه نیست بلکه جای برخورد اسلامی و امر به معروف و نهی از منکر میباشد و فرو خوردن خشم در اینجا از مکرهای ابلیس میباشد که از آن به بیغیرتی تعبیر میشود.
2. تأمل در نتیجه کینهورزی: شخص کینه توز باید بداند که هر چه این صفت رذیله در قلب وی استمرار پیدا کند وی در غم و اندوه بسر برده و در دنیا و آخرت آزار و عذاب میکشد. و به دلیل عدم ابراز حالت خود دچار بیماریهای مختلف روانی و روحی میگردد.
ویرایش توسط سادات : 7 اسفند 1389 در ساعت 11:53
از خلق جهان کناره کردیم *
سر رشته عقل پاره کردیم *
کس چاره ما نکرد و ما خود *
بی منت خلق چاره کردیم *
ننمود رهی بجز ره عشق *
هر چند که استخاره کردیم*


| تاریخ عضویت : | تیر 1389 |
| نوشته : 2,044 | تشکر : 11,763 |
| تشکر شده: | 16,394 در 2,062 پست |
| حضور : | 1 ساعت 8 دقيقه 36 ثانيه |
| دریافت : 0 | آپلود : 0 |
3. تأمل در نتیجه بخشش و عفو به جای کینه و تنفر: برای شخص کینه توز، در صورت توانایی و قدرت دو امکان وجود دارد. اول آنکه حق خود را بدون کم و زیاد در صورت محق بودن بازگیرد که این عدل میباشد و اگر به ناحق باشد ظلم میباشد. دوم آنکه به او نیکی کرده و او را ببخشد که این فضل است. امام صادق (ع) از پیامبر اکرم (ص) نقل مینماید که ایشان کسی را که در مقابل ستمی که به او شده گذشت کند و به کسی که از او بریده بپیوندد و به کسی که با او بدی کرده نیکی کند را بهترین مخلوقات در دنیا و آخرت دانسته است.
4. مطالعه در سیره اهل بیت و الگوهای اسلامی: دقت در زندگی اهل بیت به عنوان انسانهای کامل میتواند ما را در یافتن راه صحیح در مواجهه با مشکلات یاری رساند.
5. توجه به مقام انسانی و خلیفةاللهی وی و نحوه تعامل خداوند با انسانها: این نکته را نباید از نظر دور داشت که انسان به عنوان اشرف مخلوقات از اهمیت ویژهای نسبت به سایر موجودات برخوردار است و از طرفی انسان باید همان توقعی که از خداوند نسبت به اعمال بد خود دارد را در رابطه با ارتباط خود نسبت به اعمال دیگران داشته باشد. بدون شک هیچ کس از خداوند توقع رعایت عدالت را نسبت به اعمال خود ندارد چه رسد به ظلم. اگر دوست دارید که خدای متعال لغزش های شما را ببخشد, شما نیز نسبت به لغزش دیگران اهل بخشش باشید.
نتیجه آنکه رعایت همین نکات، تاثیر بسیاری در تعدیل انسان دارد گرچه برخی از مصادیق نفرت از دیگران نیاز به درمان های روانشناسی دارد و متخصص خود را میطلبد.
ویرایش توسط سادات : 7 اسفند 1389 در ساعت 11:53
از خلق جهان کناره کردیم *
سر رشته عقل پاره کردیم *
کس چاره ما نکرد و ما خود *
بی منت خلق چاره کردیم *
ننمود رهی بجز ره عشق *
هر چند که استخاره کردیم*
تشكرها 9 : po0neh,tobeh,یلدا,سلیم,سایه خورشید,ساحل سنگی,عبد الزهرا,عرفان,عرشیان
| تاریخ عضویت : | اردیبهشت 1392 |
| نوشته : 121 | تشکر : 3 |
| تشکر شده: | 770 در 121 پست |
| حضور : | نامشخص |
| دریافت : 0 | آپلود : 0 |
| گالری : 4 | وبلاگ : |
کینه توزی: هنگامی که انسان غضب می کند و از انتقام ناتوان باشد، چاره ای ندارد جز این که خشم خود را فرو برد، این خشم وغضب به باطن برمی گردد و عقده درونی ایجاد می کند وتبدیل به کینه می شود. معنای کینه نسبت به کسی، این است که آن شخص به طور دایم و مستمر بر قلبت سنگینی کند و در دل از او بغض و تنفر داشته باشی. کینه از ثمرات خشم و غضب است ودرعین حال چندین اثر ناپسند را به ارث می گذارد؛ از جمله: قطع رحم، دروغ ،غیبت ،افشای سر وهتک حرمت.
نفرت نوعی سخت از عصبانیت است. یک نوع زننده و بد از عصبانیت است که زمانی اتفاق می افتد که فرد به این نتیجه می رسد که آن فرد مقابل کاملاً بد است. بخشیدن آن فرد به نظر غیرممکن می آید و درعوض ترجیح می دهند که او را تحقیر کرده و از او متنفر شوند. نفرت با عصبانیتی شروع می شود که برطرف نمی شود. بعد به خشم و کینه مبدل می شود و بعد یک نفرت واقعی .
این افراد معمولاً دنبال این هستند که چطور آن فردرا تنبیه کنند و معمولاً به آن فکرمی کنند. آنها تصور می کنند که خودشان قربانی هایی معصوم هستند. و دنیایی دشمن برای خودشان می سازند که باید با آنها جنگ کنند و با نفرت و کینه با آنها مقابله می کنند. اما این تنفر به مرور زمان آسیب ها و تخریب های زیادی ایجاد میکند. افراد متنفر نمی توانند با زندگی کنار بیایند.
کینه ،خشم فرو خورده و نوعی عقده روانی است. در تفاوت میان کینه و عداوت گفته اند: تفاوت این دو در باطنی و ظاهری بودن آنها است. کینه یعنی دشمنی پنهان و عداوت، یعنی دشمنی آشکار.
خطر کینه برای صاحب آن دائمی است زیرا که درون او را سرشار از احساس بدتنفر می کند و شادی اش را می زداید و برای طرف مقابل آنگاه خطر ساز می شود که به صورت دشمن و رفتار کینه توزانه ظاهر شود.شما نمی توانید با تنفر داشتن از دیگری خودتان را به خدا نزدیکتر کنید، چه باور داشته باشید که این خشمی بجاست و یا نه. آنچه در درون دارید حاصل افکار شماست. اگر نفرت را در درونتان میپرورانید، چیزی که عرضه میکنید نفرت است. اگر در درونتان دچار کمبود اعتماد به نفس هستید، تحقیر و توهین چیزی است که به دیگران میبخشید. اما اگر در درون خود عشق و همدلی میپرورانید، عشق و همدلی به دیگران خواهید بخشید.نفرت ،دوستی ، عشق ، محبت ، کینه ، قهر ، مهر و همه اینها از درون خود انسان سرچشمه میگیره .
زمانی که به صورت ناعادلانه دیگران باعث رنجش ما می شوند و به حریم شخصی ما تعدی مینمایند
می توانیم با دانش بر حق شخصی و اجتماعی خود از آنها انتقام بگیریم، نسبت به آنان خشم و نفرت و
انزجار نشان دهیم و آنان را وادار نمائیم که تاوانِ عملِ خود را بپردازند، ولی اگر به جای انتقام، نفرت
انزجار و خشم نسبت به فرد رنجاننده، محبت، خیرخواهی و عشق و دلسوزی را تقدیم نمائیم می توانیم
بگوئیم که فرد مورد نظر را بخشیده ایم.
قرآن کینه را عامل مهمی در خروج از عدالت برمی شمارد و بیان می دارد که شخص با کینه توزی از حالت اعتدال بیرون رفته و بینش و نگرش و کنش و واکنش هایش بر پایه بی عدالتی شکل می گیرد. در حقیقت بغض زمینه ساز انحراف از حوزه عدالت در همه ابعاد آن می باشد. شخصی که دچار کینه شدید است، در تحلیل واقعیت ها از حقیقت دور می شود و به سبب بیزاری و تنفر نسبت به موضوع، نگرش و واکنش منفی از خود نشان می دهد.
قرآن در خصوص زدودن کینه از دل بهشتیان نسبت به یکدیگر،از تعبیر "نزعنا"استفاده می کند."نزع"به معنای کندن با زحمت وتلاش است واین تعبیر نشان می دهد که کینه زدایی وایجاد صمیمیت به آسانی وبی زحمت میسر نیست وبرای کینه زدایی باید از خداوند کمک گرفت واز این رو قرآن این دعا را از زبان مؤمنین نقل می کند:(ربنالا تجعل فی قلوبنا غلا للذین آمنوا)خداوندا در دل ما هیچ کینه ای نسبت به مؤمنان قرار مده.
اساسا شخص مؤمن اهل حقد وکینه توزی نیست واگر با کسی درگیری واختلاف پیدا کرده باشد وقتی از مکان در گیری خارج می گردد همه ناراحتیهای خود رافراموش می کند،چنانچه از امام صادق (ع)نقل شده که فرمودند:ناراحتی وملال مرد با ایمان،در همان زمان درگیری است ووقتی از آنجا خارج می شود کینه وعداوتی در دل ندارد.
پس بدانیم که تنفر موجب آزار وامراض دنیوی وعذاب اخروی است لذا با تمرین عفو وبخشش وکنترل خشم میتوانیم به صفای دل برسیم واز اوج نفرت خود بکاهیم.
زمينه هاي رهايي از بغض
قرآن ايمان را به به عنوان مهم ترين عامل زدوده شدن كينه از دل ها برمي شمارد؛ زيرا ايمان بازگشت به فطرت است و شخصيت شخص را بازسازي و به اعتدال رهنمون مي سازد. از اين روست كه ايمان عاملي مهم براي رهايي از بغض برشمرده شده است.(اعراف آيه 42 و 43)
در حوزه بينش و نگرش و كنش، تقوا (حجر آيه 45 تا 47) و نيز عمل صالح (اعراف آيه42 و 43) در مقام رفتاري، بهترين عامل براي رهايي از بغض دانسته و پيشنهاد شده است. بنابراين بازگشت به فطرت سالم و طبيعت و شخصيت سالم مي تواند به عنوان بهترين راهكار براي رهايي از بغض و كينه از نگاه قرآن ارزيابي گردد.
http://www.somamus.com
ویرایش توسط nasim2011 : 17 اردیبهشت 1390 در ساعت 16:26 دلیل: نمایش آدرس نوشته
بغض را مي توان از راه تعقل در رفتار و كردار دشمنان و تحليل آن (آل عمران آيه 116 و 118) و نيز لحن گفتار و شيوه هاي بياني افراد (همان) بازشناخت.
قرآن به نكته جالبي توجه مي دهد كه نشانگر آن است كه بغض در اصل امري پسنديده نيست و مي بايست آن را از امور ناپسند دانست؛ براساس آيات قرآني مومنان پيش از ورود به بهشت از هرگونه بغض و كينه اي زدوده مي شوند و انسان بهشتي بي هيچ بغض و كينه اي به بهشت وارد مي شود. (حجر آيه 45 تا 47)
http://www.somamus.com
تشكرها 8 : آشنای قریب,سلیم,سینا,سایه خورشید,ساحل سنگی,سادات,عرفان,عرشیان
چون در متون اسلامي بيشتر اطلاق بغض بر اين صفت شده بيشتر بنده در متن نيز با اين عنوان جواب مي گويم :بغض در برابر حبّ و دوستى است و در اصطلاح، نفرت از امرى است كه نفس بدان ميل ندارد؛ در مقابل حب كه به معناى ميل به چيزى است كه نفس بدان رغبت دارد. بغض امرى نفسانى است و ممكن است در بيشتر موارد موجب دشمنى گردد؛ هر دشمنى ناشى از بغض است؛ اما هر بغضى، موجب دشمنى نيست.[1] مفهوم تنفردر قرآن كريم: مفهوم تنفردر قرآن كريم به دو صورت مثبت و منفى وصف شده است: در مواردى كه نفرت كافران از مؤمنان بیان شده و يا احساس تنفر و كينه مؤمنى نسبت به برادر دينى وى بيان مىگردد بهصورت عملى ناپسند و منفى جلوه كرده و در آياتى كه به بيان بيزارى مؤمنان از كافران و كفرشان پرداخته، اين امر جنبه مثبت به خود گرفته و برائت ناميده مىشود.مفهوم بغض در قرآن كريم در قالب واژه «بَغْضاء» به معناى شدت بغض و نفرت به كار رفته است. چهار مورد از موارد پنجگانه استعمال اين واژه در كنار واژه عداوت است كه اين امر نشان از ارتباط تنگاتنگ اين دو مفهوم دارد.[2] افزون بر واژه بغض، الفاظ ديگرى نيز نزديك به اين مفهوم در قرآن استعمال شده است؛ مانند: «شنئان» به معناى تنفر، «مقت» به معناى نفرت شديد و همراه استحقار، «اضغان» به مفهوم كينه و نفرت ريشهدار و عميق و «غِلّ» به معناى بغض خفيف جمع شده در سينه است. مجموع اين الفاظ كه مفهومى نزديك به مفهوم بغض دارد، 11 بار در قرآن بكار رفته است.[3] آثار بغض
وجود صفت بغض در میان آحاد انسان درای اثرات گوناگونی است که در اینجا دو نمونه ذکر میشود:1- بىعدالتى
بغض، زمينهساز انحراف از عدالت است:«...دشمنی با جمعیتی، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند!...»[4]
2- تجاوز و تعدی بغض، زمينهساز تجاوز و تعدى به ديگران میشود:
شرك مشركان، عامل بغض ابراهيم(ع) نسبت به آنان شد:«برای شما سرمشق خوبی در زندگی ابراهیم و کسانی که با او بودند وجود داشت، در آن هنگامی که به قوم (مشرک) خود گفتند: «ما از شما و آنچه غیر از خدا میپرستید بیزاریم؛ ما نسبت به شما کافریم؛ و میان ما و شما عداوت و دشمنی همیشگی آشکار شده است؛ تا آن زمان که به خدای یگانه ایمان بیاورید!...»[13]- [14]«...و خصومت با جمعیتی که شما را از آمدن به مسجد الحرام (در سال حدیبیه) بازداشتند، نباید شما را وادار به تعدی و تجاوز کند!...»[5]اسباب بغض بین انسانها قرآن كريم امورى متعدد را موجب بروز بغض و كينه دانسته است. که در این قسمت به برخی از آنها اجمالا اشاره میکنیم:1- بيماردلىبيماردلى، زمينهساز بغض با دين و دينداران است:«آیا کسانی که در دلهایشان بیماری است گمان کردند خدا کینههایشان را آشکار نمیکند؟!»[12] 2- شرك
3- شيطانشيطان، همواره در صدد ايجاد بغض در ميان اهل ايمان است:«ای کسانی که ایمان آوردهاید! شیطان میخواهد به وسیله شراب و قمار، در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند...»[15]
4- لعن خداجوامع گرفتار به لعنت الهى، همواره در خطر كينهتوزى با يكديگر هستند:
قرآن كريم مؤمنان را به پرهيز از عوامل نفرتزا دعوت كرده و از ايشان مىخواهد تا از خداوند بخواهند كه دشمنى ايشان با برادران ايمانى را از بين برده و اندك كينه و خصومتى نسبت به يكديگر در دلشان باقى نگذارد. در این قسمت به دو عامل مهمی که به زدوده شدن بغض و کینه از دلها کمک میکند اشاره میکنیم:یهود گفتند: «دست خدا (با زنجیر) بسته است» دستهایشان بسته باد! و بخاطر این سخن، از رحمت (الهی) دور شوند!... و ما در میان آنها تا روز قیامت عداوت و دشمنی افکندیم...»[16] زمينههاى رفع بغض
1- ايمان و عمل صالح ايمان و عمل صالح، زمينه زدوده شدن بغض از دلها خواهد شد:«و کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند...* و آنچه در دلها از کینه و حسد دارند، برمیکنیم (تا در صفا و صمیمیت با هم زندگی کنند)...»[17] 2- تقوا
تقوا، عامل زدوده شدن بغض و كينه از دلها میشود:«به یقین، پرهیزگاران در باغها(ی سرسبز بهشت) و در کنار چشمهها هستند و هرگونه غل [حسد و کینه و دشمنی] را از سینه آنها برمیکنیم (و روحشان را پاک میسازیم..»[18]-[19]
در متون روايى نیز بر موضوع حب و بغض ايمانى توصيه و تأكيد فراوان شده است كه نشان از نقش و جايگاه ويژه اين موضوع در نگرش اسلام دارد. در اين قسمت به برخى از آنها پرداخته مىشود: 1. بغض و دين: امام صادق(ع) مىفرمايند: «هر كه حب و بغضش بر اساس دين نباشد، دين ندارد.»[20] 2. محكم ترين دستاويز ايمان:بغض در روايات ائمه اطهار علیهم السلام:
پيامبر اكرم(ص) مىفرمايند: «محكم ترين دستاويز ايمان، دوستى و دشمنى براى خدا و پيوستن به اولياى خدا و دورى گزيدن و برائت جستن از دشمنان اوست.»[21] 3. بالاترين عمل:
در مجامع روايى، آمده است: «خداوند به حضرت موسى (ع) وحى فرستاد:.. آيا هرگز به خاطر من كسى را دوست داشتهاى و به خاطر من كسى را دشمن داشتهاى؟ اينجا بود كه حضرت موسى(ع) دانست برترين و بالاترين اعمال حب فى اللّه و بغض فى اللّه است.»[22] 4. برترين اعمال: پيامبر اكرم(ص) فرمودند: «برترين اعمال، حب و بغض در راه خداست.»[23]
[1] - دائرة المعارف قرآن كريم، موسسه بوستان کتاب، قم، 1385، چاپ اول، ج پنجم، «بغض»[2] - «و لا يَجرِمَنَّكُم شَنَـانُ قَوم... اَن تَعتَدوا...». (مائده/2و 8)
[3] - دائرة المعارف قرآن كريم، ج پنجم، «بغض»[4] - آیه 8 سوره مبارکه مائده. [5] - آیه 2 سوره مبارکه مائده. . [12] - آیه 29سوره مبارکه محمد. [13] - آیه 4 سوره مبارکه ممتحنه. [14] - هاشمی رفسنجانی، اکبر؛ فرهنگ قرآن، قم، بوستان کتاب،چاپ اول، 1383، ج6، ص: 275[15] - آیات 90 و 91 سوره مبارکه مائده. [16] - آیه 64سوره مبارکه مائده. [17] - آیات 42 و 43 سوره مبارکه صف. [18] - آیات 45 و 47 سوره مبارکه حجر. [19] - هاشمی رفسنجانی، اکبر؛ فرهنگ قرآن، قم، بوستان کتاب،چاپ اول، 1383، ج6، ص: 275[20] - مجلسی محمد باقر؛ بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار ، تهران ، دارالكتاب اسلامیه ، 1364 ، نوبت دوم، ج 66، ص 250. [21] - همان، ص 243. [22] - مجلسی محمد باقر؛ بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار ، تهران ، دارالكتاب اسلامیه ، 1364 ، نوبت دوم، ج66، ص: 252. [23] - همان. «أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ الْحُبُّ فِي اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِي اللَّه»
حقد که در فارسي از آن به کيته تعبير مي شود، حالتي است که اين سوء نيت و رفتار نسبت به ديگري به شکل خشم نهان باقي مي ماند. به اين معنا که شخص نسبت به ديگري سرشار از خشم فروخورده اي است که روزي دهان باز مي کند و آسيب و زياني خطرناک به شخص ديگر وارد مي سازد.اين گونه نيست که خاستگاه و ريشه کينه و حقد ، خطا و يا اشتباه طرف مقابل باشد؛ هر چند که ممکن است اين گونه خاستگاهي نيز داشته باشد؛ بلکه ممکن است تنها به سبب کمبودي در خود و نعمتي در ديگري اين کينه به وجود آيد همانند کينه اي که قابيل نسبت به هابيل داشته است.اصولا افراد کينه توز، افرادي هستند که بهره اي از عفو و گذشت و ايمان واقعي نبرده اند و چشم ديدن نعمت در دست ديگري را ندارند و يا از خطا و اشتباه ديگري هرگز چشم پوشي نمي کنند. کينه توزي اين گونه افراد لجوج و يکدنده درعرف اصطلاح به کينه شتري تعبيرشده است. در حقيقت کينه شتري همان حقد و کينه اي پايدار است که آتش خشم آن جز به آب سرد انتقام خاموش نمي شود.شتر که در ميان جانوران ، مهربان ترين و قانع ترين حيوانات جهان است ، داراي يک خصوصيت و صفت ويژه نيز مي باشد که بسيار خطرناک است که همان کينه پايدار و دايمي استکه از آن به کينه شتري تعبير مي کنند. وقتي شتر کينه کسي را در دل بگيرد به هيچ وجه نمي توان اميد عفو و گذشت از وي را داشت و هرگونه مهرباني و محبت بعدي نمي توان آن را از ميان بردارد.. شتر خشمگين همواره منتظر فرصت مناسب است که انتقامش را متجاوز به حقوق خويش بگيرد . عجب در اين است که شتر مست و ديوانه به ساربان مورد نظر هنگامي که در جمع قرار دارد هرگز حمله نمي کند . فقط نگاه خشم آلودش را که شراره انتقام از آن مي بارد به چشمان آن ساربان مي اندازد و با دهان کف آلود پياپي نعره هاي چندش آور و هولناک سر مي دهد زيرا شتر کينه توز در عين مستي و ديوانگي خوب احساس مي کند که اگر در ميان جمع به سارباني که اذيتش کرده حمله کند سايرين با چوب و چماق به جانش مي افتند . واي به روزي که شتر مست و کينه توزآن فرصت مناسب را به چنگ آورد و ساربان مورد نظر را يکه و تنها در بيابان گير بياورد . البته ساربانان براي اين گونه مواقع راه چاره و علاجي انديشيدند که به لياقت و زرنگي آنان بستگي دارد . وقتي ساربان در بيابان مورد حمله شتر خشمگين قرار گرفت راه نجاتش اين است که در حال فرار از شتر، لباسهايش را يکايک درآورد و به پشت سرش بيندازد .در اينجاست که شتر گول مي خورد و به جاي ساربان که در حال فرار است لباسي را که جلويش افتاده به دندان مي گيرد و تنه سنگين خود را روي آن مي مالد . سپس مجدداً با لنگ هاي درازش به تعقيب ساربان مي پردازد و خود را به او مي رساند . ساربان يک تکه ديگر از لباس هايش را مي اندازد و خلاصه به اين ترتيب تا آخرين تکه لباس خود را بيرون آورده در حال فرار جلوي شتر انتقامجو مي اندازد . چنانچه تا زماني که لباس هايش تمام شد توانست خود را به آبادي يا پناهگاهي برساند بدون شک نجات خواهد يافت وگرنه مرگش حتمي است آن هم چه مرگ فجيع و دلخراشي .
ویرایش توسط موثق : 28 اردیبهشت 1390 در ساعت 18:23
حقد و کینه از جمله گناهان قلبى است که از حسد و غضب نشأ مى گیرد پس براي درمان آن در درجه اول از حسد وغضب مذموم پرهيز کرد وآن صفتى است که در آیات و روایات سرزنش شده است، انسان گاهى نسبت به ذات اقدس ربوبى حقد و کینه مى ورزد و گاهى نسبت به بندگان او. جاى کینه در نفس است ، و شخص کینه جو، چون زمین زدن طرف مقابل را ندارد، و یا آبرویش را کسى برده ، و تهمت زده و فحش شنیده ، یا از ریاست و مال او را محروم کرده و امثال اینها؛ دشمنى را بدل مى گیرد تا در موقع حساس و وقت مناسب او را به زمین بزند و نابودش کند.
همیشه حاقد از دیدن محقود رنج مى برد، و روزبروز اگر جلو کینه رانگیرد آتشش بیشتر مى شود. خلاصه کلام آنکه قوه عاقله مغلوب قوه غضب مى شودپس بايد قوه عاقله راقوي وبه مسائل با ديدهي عقل گرا نگاه کرد و گر نه خداى نکرده انسان دست به کارى میزند که بعدا پشیمانى سودى براى او ندارد. مؤ من اهل کینه نیست و خود ايمان از کينه جلو گيري مي کند، و عمل سوء مقابل را به خداى غالب واگذار مى کند، و یا از بدى عمل مى گذرد، و از قوه عاقله کمک مى گیرد تا مبادا به آتش کینه بسوزد.[۱]پ(ساعت درگیری)است و هنگامى که جدا شد در دل خود چیزى ندارد, اما کینه و دشمنى کافر همیشگى است.»
از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمود: « ایاک و عداوه الرجال فآنها تورث المعره و نبدى العوره[۱۰]؛ از دشمنى با مردم دورى کن زیراکه دشمنى سبب تنهایى و ظاهر شدن عیب هاى انسان مى گردد.»دانستن اين حديث و حديث بعد انسان رااز اين صفت زشت باز ميدارد امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: « احصد الشر من صدر غیرک بقلعه من صدرک[۱۱]؛ شر را از سینه دیگرى بر کن با کندن شر از سینه خویش یعنى وقتى که تو دشمنى نکنی، با تو دشمنى نخواهند کرد- .»
کینه لازم
اسلام سفارش کرده است که اگر از کسى بدى دیدیم، او را عفو کنیم تا بدین وسیله حقد و کینه از بین رفته و مشکلاتى که از این راه براى جامعه اسلامى پیش مى آید ریشه کن شده و مسلمانان بتوانند بخوبى در کنار هم در صلح و آرامش به زندگى سعادتمندانه خویش ادامه دهند و البته لازم به تذکر است که این سفارش فقط در مورد مسلمانان است و گرنه در رابطه با کفار که قلبهاى آنان نسبت به مسلمین مملو از بغض و کینه مى باشد و منتظر فرصت و موقعیتند تا ضربه بر مسلمین وارد نمایند عملى نیست.
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)