• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
    نمایش نتایج: از شماره 11 تا 18 , از مجموع 18
    1. #11
      كاربر ويژه
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۹
      نوشته : 6,660 صلوات : 2,817
      مورد صلوات: 23,217 در 5,907
      حضور : 29 روز 8 ساعت 48 دقیقه
      دریافت : 12 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      فریاد : و همه اوست
      Sepasgozar
      حامد آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست ها
      این هم نسخه شیعیان مقدس مآب که بدست امام جعفر صادق پیچیده شد. با این اوصاف چند شیعه باقی ماند ؟
      سلام
      به حسب تعریف می توان برای شیعه کمال و نقصی قائل شد و آن اینستکه شیعه کامل آنستکه در عقیده و قول و عمل قریب به معصوم ع باشد و شیعه ناقص آنستکه فی الجمله اینها را داشته باشد ( به استثنای فرد تقیه گر ) پس نمی توان گفت فرد معجب شیعه نیست بلکه باید گفت او شیعه کامل نیست . ناقص است و به حسب میزانهای باطنی به قول شما کافر این حقیقت است که در پیشگاه استقلال وجودی حق تعالی او هیچ نیست و از خود چیزی ندارد .
      موفق باشید
      هردو عالم یک فروغ روی اوست




    2. صلوات ها 2 : bina88,سولان
    3. #12
      کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت
      تاریخ عضویت : مهر/۱۳۸۸
      نوشته : 2,186 صلوات : 5,985
      مورد صلوات: 8,609 در 2,123
      حضور : 10 روز 8 ساعت 20 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      صدرا آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
      یکی از اهداف مهم ما از طرح این موضوع تاکید بر روی همین مطلب است . چه اینکه بعضی می خواهند القاء کنند برای تعیین تشیع صرفا می توان به قول و عمل افراد نگاه کرد و بر آن اساس بر تشیع و تسنن فرد حکم کرد در حالیکه این قید نشان می دهد چه بسا یک فرد عقیده کامل به ائمه اهل بیت ع داشته باشد اما بخاط شرایط نتواند حتی از یک عقیده و عمل ایشان به نحو ظاهر پیروی کند .
      با سلام و عرض ادب
      شيعه در لغت يعنى پيرو و ياور[1] اما افزون بر معناى لغوى، شيعه داراى معانى اصطلاحى نيز هست.
      شيعه در اصطلاح شيعيان بر كسى اطلاق مى‏شود كه ولايت امام على «عليه‏السلام» را پذيرفته باشد.

      اما در اصطلاح اهل‏سنّت معانى چندى از شیعه برداشت مى‏شود:
      1- «من احب عليا عليه‏السلام و اولاده؛ با تمسك به آيه «قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة فى القربى». طبق اين معنا همه مسلمانانى كه اهل‏بيت عليهم‏السلام را دوست دارند در رديف شيعيان قرار گرفته و دشمنان اهل‏بيت عليهم‏السلام ناصبى و كافر شمرده مى‏شوند.

      2- كسى كه معتقد باشد على«عليه‏السلام» خليفه چهارم اما برترين خلفاست.
      در اين معنا على«عليه‏السلام» به عنوان خليفه چهارم بعد از رسول خدا «صلى‏الله‏عليه‏و‏آله»مط رح است ولى بر ديگر خلفا به خاطر كثرت فضايل در نزد پيامبر «صلى‏الله‏عليه‏و‏آله» ترجيح دارد.
      ذهبى در اين باره مى‏گويد: تشيع به اين معنا در ميان اهل‏سنت بسيار زياد است[2] و شايد اين عقيده ـ ترجيح على عليه‏السلام بر عثمان - عاملى است براى جرح و تضعيف بعضى از راويان نزد عامه.

      3- شيعه كسى است كه عقيده دارد جانشين بلافصل رسول خدا «صلى‏الله‏عليه‏و‏آله» على«عليه‏السلام» است و بعد از آن حضرت عليه‏السلام فرزندان على«عليه‏السلام» به عنوان جانشينان پيامبر«صلی الله علیه وآله»از طرف خدا منسوب شده‏اند[3].

      مشایخ تصوف نیز ممکن است با یکی از تعاریف فوق تحت عنوان شیعه جای بگیرند.علاوه بر اینکه نباید فراموش نمود که اهل سنت در بحث خلافت و ولایت قائل به تفکیک اند؛ لذا می بینیم که صوفیه به هر طریقی می خواهند خود را به امیر المؤمنین علیه السلام برسانند.


      [1]. لسان العرب، الشيعه: اتباع الرجل و انصار.

      [2]. میزان الاعتدال، شمس الدین ذهبی،ج1ص118،ترجمۀ ابان بن تغلب؛«ان البدعة على ضربين فبدعة صغرى كغلو التشيع او كالتشيع بلا غلو ولا تحرف فهذا كثير في التابعين وتابعيهم مع الدين والورع والصدق فلو رد حديث هؤلاء لذهب جملة من الاثار النبوية وهذه مفسدة بينة .ثم بدعة كبرى كالرفض الكامل والغلو فيه والحط على أبي بكر وعمر - رضي الله عنهما - والدعاء الى ذلك فهذا النوع لا يحتج بهم ولا كرامة. وايضا فما استحضر الان في هذا الضرب رجلا صادقا ولا مامونا بل الكذب شعارهم والتقية والنفاق دثارهم فكيف يقبل نقل من هذا حاله حاشا وكلا .فالشيعي الغالي في زمان السلف وعرفهم هو من تكلم في عثمان والزبير وطلحة ومعاوية وطائفة ممن حارب عليا - رضي الله عنه وتعرض لسبهم. والغالي في زماننا وعرفنا هو الذى يكفر هؤلاء السادة ويتبرأ من الشيخين ايضا فهذا ضال معثر [ ولم يكن ابان بن تغلب يعرض للشيخين اصلا بل قد يعتقد عليا افضل منهما».
      [3] . ذهبى مى‏گويد: اما شيعه در اصطلاح امروز كسى است كه بزرگان را تكفير كند و در برابر شيخين موضع بگيرد. شاهد بر معناى اخير سخن خطيب بغدادى است«کفایة فی علم الدرایة ج1ص131.المکتبة العلمیة» كه نقل مى‏كند، او مى‏گويد: شنيدم كه از محمد بن يعقوب سؤال كردند شعرانى چطور آدمى است؟ گفت: او راستگوست ولى در تشيع غالى است.
      به او پاسخ داده شد اگر او شيعه غالى است پس چرا از او حديث نقل مى‏كنيد؟ و او جواب داد: حديث از او نقل مى‏كنم زيرا كتاب استاد من مملو از احاديث اوست.أخبرنا محمد بن احمد بن يعقوب أخبرنا محمد بن نعيم الضبي قال سمعت أبا عبد الله بن الأحرم الحافظ وسئل لم ترك البخاري حديث أبى الطفيل عامر بن واثلة قال لأنه كان يفرط في التشيع أخبرنا محمد بن احمد بن يعقوب انا محمد بن نعيم الضبي قال سمعت أبا عبد الله محمد بن يعقوب وسئل عن الفضل بن محمد الشعراني فقال صدوق في الرواية الا انه كان من الغالين في التشيع قيل له فقد حدثت عنه في الصحيح فقال لأن كتاب استاذى ملآن من حديث الشيعة يعنى مسلم بن الحجاج ابن اثير نيز در كامل مى‏گويد: «عنى الفقيه كان شيعيا و هو من مشايخ البخارى فى صحيحه».
      ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۰/۰۶/۳۱ در ساعت 12:08 AM
      فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
      الجاثیة:37

    4. صلوات ها 4 : bina88,حامد,رضا,سولان
    5. #13
      كاربر ويژه
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۹
      نوشته : 6,660 صلوات : 2,817
      مورد صلوات: 23,217 در 5,907
      حضور : 29 روز 8 ساعت 48 دقیقه
      دریافت : 12 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      فریاد : و همه اوست
      Sepasgozar
      حامد آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
      مشایخ تصوف نیز ممکن است با یکی از تعاریف فوق تحت عنوان شیعه جای بگیرند.علاوه بر اینکه نباید فراموش نمود که اهل سنت در بحث خلافت و ولایت قائل به تفکیک اند؛ لذا می بینیم که صوفیه به هر طریقی می خواهند خود را به امیر المؤمنین علیه السلام برسانند.
      سلام
      آیا می توان باور و عقیده به ولایت اهل بیت ع را اساس و مدار تشیع گرفت . ظاهرا این معنا با معیارهای قرآنی سازگار است چه اینکه هرچند در قرآن کریم همیشه ایمان و عمل صالح را برای سعادت لازم می داند اما خود تفکیک ایمان از عمل صالح نشان دهنده تفاوت ماهیت آنهاست بطوری که نمی توان در تعریف مومن ، عمل صالح را دخیل کرد . اما با توجه به تاکید زیاد شرع مقدس بر عمل صالح ظاهرا باید عمل صالح را از لوازم ایمان محسوب کرد بگونه ای که بدون آن ایمان بطور جدی ناقص خواهد بود .
      اما با این حساب چگونه باید بر کمال اهل تقیه حکم کرد ؟
      نظر شما چیست ؟
      موفق باشید
      هردو عالم یک فروغ روی اوست




    6. صلوات : صدرا
    7. #14
      كاربر ويژه
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۹
      نوشته : 6,660 صلوات : 2,817
      مورد صلوات: 23,217 در 5,907
      حضور : 29 روز 8 ساعت 48 دقیقه
      دریافت : 12 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      فریاد : و همه اوست
      Sepasgozar
      حامد آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
      با توجه به تاکید زیاد شرع مقدس بر عمل صالح ظاهرا باید عمل صالح را از لوازم ایمان محسوب کرد بگونه ای که بدون آن ایمان بطور جدی ناقص خواهد بود . اما با این حساب چگونه باید بر کمال اهل تقیه حکم کرد ؟
      سلام
      شاید بتوان گفت : عمل صالح اقتضای ایمان است یا به عبارتی ظهور ایمان است در مقام عمل اما اگر مانعی و معذوریتی در این ظهور حادث شود مانند تقیه هرچند کمال عملی به نحو شایسته حاصل نمی شود ولی خدای متعال قادر به جبران آنست . و بر همین مبناست قضیه غفران و تبدیل سیئات به حسنات در اعمال اهل ایمان توسط خدای متعال . به هر حال او جابر العظم الکسیر است و این کسر کم و بیش بوجود می آید و آن شکسته بند بی مانند مهربان است که این شکستگیها را می بندد .
      پس می توان گفت که قضیه اهل تقیه یا ناقصین از اهل ایمان در مقام عمل به جابریت خدای متعال حل می شود لذا طبیعی است که بدانیم نقص در عمل نقص در کمال انسانی است و شایسته است مومن در این مقام هم کوشا باشد تا نقصی پیش نیاید .
      موفق باشید
      هردو عالم یک فروغ روی اوست




    8. صلوات : صدرا
    9. #15
      کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت
      تاریخ عضویت : مهر/۱۳۸۸
      نوشته : 2,186 صلوات : 5,985
      مورد صلوات: 8,609 در 2,123
      حضور : 10 روز 8 ساعت 20 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      صدرا آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
      سلام
      آیا می توان باور و عقیده به ولایت اهل بیت ع را اساس و مدار تشیع گرفت . ظاهرا این معنا با معیارهای قرآنی سازگار است چه اینکه هرچند در قرآن کریم همیشه ایمان و عمل صالح را برای سعادت لازم می داند اما خود تفکیک ایمان از عمل صالح نشان دهنده تفاوت ماهیت آنهاست بطوری که نمی توان در تعریف مومن ، عمل صالح را دخیل کرد . اما با توجه به تاکید زیاد شرع مقدس بر عمل صالح ظاهرا باید عمل صالح را از لوازم ایمان محسوب کرد بگونه ای که بدون آن ایمان بطور جدی ناقص خواهد بود .
      اما با این حساب چگونه باید بر کمال اهل تقیه حکم کرد ؟
      نظر شما چیست ؟
      موفق باشید
      با سلام به برادر عزیز
      سخنان جنابعالی متین است اما این در صورتی است که حقیقتا شخص در فضای تقیه قرار گرفته باشد والا اگر احتمال تقیه در مورد آنها نرود این افراد مستضعف نبوده اند لذا چگونه ممکن است با اعمالی که در واقع حقیقتی نداشته است سیر معنوی داشته باشند و اهل کمال بوده باشند؟
      همچنین آنچه گفته شد تعاریف اصطلاحی شیعه بود که تعریف اصطلاحی تنها فرد را محب اهل بیت علیهم السلام نشان می دهداما حقیقت شیعه بالاتر از محبت بی عمل است.
      به هر حال اگر در معنای ایمان ولایت امیرالمؤمنین و فرزندان پاک و مطهرش علیهم السلام اعتقادا و عملا اخذ شده باشد امر آنها مشکل است.
      «وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا يُظْلَمُونَ نَقِيراً؛[1]و كسى كه چيزى از اعمال صالح انجام دهد خواه مرد باشد يا زن، اما ايمان داشته باشد، چنان كسانى داخل در بهشت مى‏شوند و كمترين ستمى به آنها نخواهد شد».
      ایت الله حسینی تهرانی رحمه الله می فرمایند:
      روزى بحث ما با حضرت استادنا الاكرم حضرت علّامه فقيد طباطبائى قدَّس اللهُ نفسَه بر سر همين موضوع به درازا انجاميد. چون ايشان ميفرمودند: چطور مى‏شود محيى الدّين را اهل طريق دانست با وجوديكه متوكّل را از اولياى خدا ميداند؟!
      عرض كردم: اگر ثابت شود اين كلام از اوست و تحريفى در نقل به عمل نيامده است- چنانكه شعرانى مدّعى است در «فتوحات» ابن عربى تحريفات چشمگيرى بعمل آمده است- با فرض آنكه ميدانيم: او مرد منصفى بوده است و پس از ثبوت حقّ انكار نمى‏كرده است، در اينصورت بايد در نظير اين نوع از مطالب، او را از زمره مستضعفين به شمار آوريم! ايشان لبخند منكرانه‏اى زدند و فرمودند: آخر محيى الدّين از مستضعفين است؟! عرض كردم: چه اشكال دارد؟ وقتى مناط استضعاف، عدم وصول به متن واقع باشد با وجود آنكه طالب در صدد وصول بوده و نرسيده باشد، فرقى ما بين عالم كبيرى همچون محيى الدّين و عامى صغيرى همچون سياه لشكر سنّيان نمى‏باشد! همه مستضعفند اگر انكار و جحودى در ميان نباشد. همانطور كه ابو بكر و عمر و عثمان از تحريف سير تاريخ حقّ كمتر از متوكّل نبوده‏اند. آنها اساس را خراب كردند تا متوكّلى و يا متوكّل‏هائى بر رقاب مسلمانان ظالمانه حكومت كردند. و اگر شما بخواهيد تمام سنّيان را كه قائل به حقّانيّت شيخين مى‏باشند از زمره جاحدين و منكرين بدانيد، ديگر فرقه مستضعفى در ميانه باقى نخواهد ماند؛ در حاليكه ميدانيم بسيارى از آنها مردمان منصف هستند ولى حقّ به آنها نرسيده است و اگر برسد مى‏پذيرند، مانند شيخ سَليم بشرى رئيس اعظم جامع ازهر و شخص أوّل علم در عالم عامّه كه با مكاتبات مرحوم آية الله عاملى سيّد عبد الحسين سيّد شرف الدّين أعلَى اللهُ مقامَه از باطل برجست و به حقّ گرائيد.![2]
      والله عالم.

      [1].النساء/124.

      [2]. روح مجرد ص 433 .
      فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
      الجاثیة:37

    10. صلوات : رضا
    11. #16
      كاربر ويژه
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۹
      نوشته : 6,660 صلوات : 2,817
      مورد صلوات: 23,217 در 5,907
      حضور : 29 روز 8 ساعت 48 دقیقه
      دریافت : 12 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      فریاد : و همه اوست
      Sepasgozar
      حامد آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
      سخنان جنابعالی متین است اما این در صورتی است که حقیقتا شخص در فضای تقیه قرار گرفته باشد والا اگر احتمال تقیه در مورد آنها نرود این افراد مستضعف نبوده اند لذا چگونه ممکن است با اعمالی که در واقع حقیقتی نداشته است سیر معنوی داشته باشند و اهل کمال بوده باشند؟ همچنین آنچه گفته شد تعاریف اصطلاحی شیعه بود که تعریف اصطلاحی تنها فرد را محب اهل بیت علیهم السلام نشان می دهداما حقیقت شیعه بالاتر از محبت بی عمل است. به هر حال اگر در معنای ایمان ولایت امیرالمؤمنین و فرزندان پاک و مطهرش علیهم السلام اعتقادا و عملا اخذ شده باشد امر آنها مشکل است.
      سلام
      جناب صدرای عزیز
      همانطور که می بینید ما تا کنون روی مصادیق بحثی نکرده ایم و قصد آنرا هم نداریم . فعلا بحث بحث نظری است و وقتی از فرد اهل تقیه صحبت می کنیم منظورمان فردی است که واقعا شرایط را دارد لذا فرض شما برادر بزرگوار خارج از بحث است . ضمن اینکه علامه تهرانی علیه الرحمه می توانستند به تقیه استناد کنند بجای استضعاف چه اینکه اسضعاف در مورد مثل ابن عربی کمی باورش مشکل است اما تقیه خیر
      موفق باشید
      هردو عالم یک فروغ روی اوست




    12. #17
      كاربر ويژه
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۸۹
      نوشته : 6,660 صلوات : 2,817
      مورد صلوات: 23,217 در 5,907
      حضور : 29 روز 8 ساعت 48 دقیقه
      دریافت : 12 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      فریاد : و همه اوست
      Sepasgozar
      حامد آنلاین نیست.



      سلام
      نقل یک جریان مستند از مساله تقیه
      برای اینکه دوستان بدانند مساله تقیه یک مساله گسترده از گذشته تا بحال بوده است به موردی که از آیت الله طبسی بطور مستقیم شنیدم اشاره می کنم . ایشان می فرمودند :
      برای حج به عربستان رفته بودم . آنجا سوار یک تاکسی شدم . پس از سلام و علیک نگاهی به من کرد و گفت : یاشیخ شما عالم شیعی هستی ؟ گفتم بله گفت می خواهم به شما این بشارت را بدهم که اکنون در عربستان یک خانه نیست مگر اینکه یک یا دو نفر شیعه در آنست . از سخنش تعجب کردم او هم که متوجه تعجب من شده بود گفت : می خواهی شما را به یک مجلس مذهبی ببرم ؟ گفتم بله . او هم حرکت کرد و به نقطه ای از شهر رفت . وارد خانه ای شدیم . در یک اتاق آن خانه که اتاق بزرگی هم بود دورتادور افرادی نشسته بودند که شکل و شمایلشان شبیه وهابیون بود . یک لحظه به فکرم رسید چه اشتباهی کردم با او آمدم . سلام کردم و گوشه ای نشستم آنها هم سلام و تواضع کردند . چند لحظه بعد یکی از آنها بلند شد و روی صندلی که گوشه مجلس گذاشته شده بود نشست و شروع به خواندن روضه کرد . روضه امام کاظم علیه السلام را می خواند . یادم آمد که شب شهادت امام کاظم علیه السلام است . بسیار تعجب کردم که این جمع شبیه به وهابیت چه ربطی به امام کاظم و روضه ایشان دارد . آن راننده تاکسی برایم توضیح داد اینها همه از کسانی اند که تازه شیعه شده اند از این سخن خیلی خوشحال شدم . موبایلم را بیرون آوردم تا از ایشان فیلم بگیرم که مرا منع کردند . گفتم چرا ؟ گفتند ما را که می بینی هریک کارمند و کارگر یک سازمان و اداره ای هستیم و اگر بدانند ما شیعه شده ایم ما را می کشند .
      این مورد و موارد متعدد دیگر نشان می دهد که مساله تقیه یک مساله گسترده است لذا نمی توان آنرا نادیده گرفت . پس کار تعیین سنی و شیعه بسیار کار مشکلی است . اگر نشانه هایی از تشیع در کسی باشد باید با احتیاط کامل با او برخورد کرد چه بسا اهل تقیه بوده باشد .
      البته افراد تندرو این حرفها را نمی شنوند چه اینکه در نگاه تنگ نظرانه آنها حتی تقیه هم بی معناست .
      موفق باشید
      ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۷/۰۴ در ساعت 06:52 PM
      هردو عالم یک فروغ روی اوست




    13. #18
      دوست جديد
      تاریخ عضویت : دی/۱۳۹۰
      نوشته : 3 صلوات : 29
      مورد صلوات: 2 بار در 1 پست
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 5 وبلاگ :
      yohash آنلاین نیست.



      با سلام
      بنظر حقیر شیعه یعنی اطلاعت محض از ولایت یعنی چشم
      حسین نزدیکترین نام به خدا

    صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

    هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •