• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
    1. #1
      عضو كوشا
      تاریخ عضویت : جنسیت خرداد/۱۳۹۰
      نوشته : 245 صلوات : 90
      مورد صلوات: 651 در 188
      حضور : 1 روز 1 ساعت 57 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      فریاد : حق فقط در خانه آل علی است .
      MaghzMotafaker
      عبد آل محمد آنلاین نیست.

      داستانی جالب از زندگانی امام حسين




      روز عيدبودو حسن و حسین در گوشه ای از اتاق ناراحت نشسته بودند. مادرشان فاطمه ان ها را دید و فرمود: عزیزانم چه شده که اینقدر نا راحتید؟ ان دو لب به سخن باز نکردند ولی بعد از اصرار مادر عرض کردند: مادر! امروز روز عید است و ما لباس نو نداریم. حضرت دست ان دو را گرفت و به خدمت رسول خدا امدند و حضرت فاطمه جریان را به حضرت عرض نمود. پس حضرت رسول به داخل خانه رفتند و دو رکعت نماز خواندند و دست به دعا بر داشتند و فرمودند: خدایا ! دل شکسته خانواده ام را شاد گردان . همان دم جبرویل با دو دست پیراهن سفید نزد رسول امد و حضرت ان ها را گرفت و به حسن و حین داد و ان دو پوشیدند. به همدیگر نگریستند . انگار چیزی می خواستند بگویند اما شرم و حیا داشتند . پس مادشان لب به سخن گشود و فرمو د: این لباس ها چقدر به شما ماید از انها خوشتان امد؟ ان دو عرض نمودند: اری ، اما... حضرت فرمود: اما چی ؟ عرض کردند: اما ما لباس رنگی می خواهیم . پس پیامبر در فکر فرو رفتند تا راه حلی بیابند که ناگهان جبرئیل عرض نمود: ای رسول خدا مژده باد تو را که رنگرز الهی ان لباسهارا به هر رنگی که مایل باشند در اورد . پس بگو یک افتابه و تشت حاض1ر کنند . امام حسن و حسین زود ان ها را حاضر کردند و اما پیراهن سفید را از حسن گرفت و در تشت کرد و جبرئیل اب می ریخت . پیامبر فرمود: حسن پسرم چه رنگی دو ست داری ؟ امام فرمود: سبز! و بعد از اوحسین و امام حسین عرض کرد: سرخ ! بعد پیراهن ها را گرفتند و رفتند. پیامبر و جبرئیل تنها ماندند و پیامبر دیدند جبرئیل می گرید. پیامبر فرمود: چه چیزی سبب گریه ی تو شده؟ جبرئیل عرض کرد: ای حبیب خدا همانا انتخاب رنگ لباسان نشان دهنده ی سر نوشت ان هاست. حسن با سم شهید می شود و بدن او می شودو حسین را شهید می کنند و سرش را می برند و بد او از [خون قرمز می شود. پس پیامبر با یاد اوری این جریان به شدت گریستند.
      [منبع : بحار ، ج:44 ص:245
      رفعت پايه ما خدمت اهل البيت است

      نيست حاجت كه به افلاك بريم ايوان را
      قال الصادق - روحي فداه -:
      نحن صنائع الله و الخلق بعد صنائعنا
      (احتجاج )

    2.  

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 5

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •