• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 28
    1. #1
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : مرداد/۱۳۹۰
      نوشته : 94 صلوات : 591
      مورد صلوات: 736 در 93
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 6 وبلاگ :
      mahdi313 آنلاین نیست.

      ❀**❀ شیر زنان ایران زمین ❀**❀ گلستان شهدای خواهران




      سلام علیکم و رحمه الله
      تو این تاپیک قصد داریم از شهدای خواهر و سجایای اخلاقیشون صحبت کنیم.
      یا زهرا س
      شهدا رو شهید نکنیم...



    2.  

    3. #2
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : مرداد/۱۳۹۰
      نوشته : 94 صلوات : 591
      مورد صلوات: 736 در 93
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 6 وبلاگ :
      mahdi313 آنلاین نیست.



      جا داره یادی بکنم از یکی از همین شیرزنان
      میشه گفت اولین بانویی شهیدی که من کتاب ایشون رو خوندم و واقعا استفاده کردم
      شهیده شهناز حاجی شاه
      ایشون یکی از زنان خرمشهری هستند که با شدت گرفتن درگیری ها در خرمشهر به کمک مجروحین و آسیب دیدگان میرن و اگر اشتباه نکنم در نزدیکی مسجد جامع خرمشهر بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسیدند.
      شهدا رو شهید نکنیم...



    4. #3
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : مرداد/۱۳۹۰
      نوشته : 94 صلوات : 591
      مورد صلوات: 736 در 93
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 6 وبلاگ :
      mahdi313 آنلاین نیست.



      در اوج سياهي و ظلمت در سال 1338 نوري از خانه حاجي شاه پديدار شد، شهناز پا بر جهان هستي گذارد شهر کوچک دزفول ميزبان قدوم آسماني شد پدر با سعي و تلاش به تربيت 7 فرزند خود همت گمارد و شهناز را آنگونه که شايسته زن مسلمان ايراني است پرورش داد وي در سالهاي آغازين انقلاب در جهادسازندگي به خدمت پرداخت در همين زمان جنگ آغاز شد و او در کنار ديگر مردم خرمشهر به دفاع از کيان اسلامي مشغول گرديد.
      اما در همان روزهاي اول جنگ هشتم مهرماه سال 1359 بر اثر اصابت ترکش در سن 21 سالگي با خون سرخ خود خرمشهر را خونين شهر ساخت.
      و عاشقانه به ديار دوست پرکشيد دو برادرش نيز در طول سالهاي دفاع مقدس به شهادت رسيدند.
      منبع : سایت صبح
      شهدا رو شهید نکنیم...



    5. #4
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : مرداد/۱۳۹۰
      نوشته : 94 صلوات : 591
      مورد صلوات: 736 در 93
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 6 وبلاگ :
      mahdi313 آنلاین نیست.



      داغ دلم تازه شد.
      چقدر دوست داشتم برم گلزار شهدای خرمشهر رو ببینم
      نشد که نشد.
      کاش بجای موزه جنگ گلزار شهدای خرمشهر رو نشون ملت میدادن
      این شهیده بزرگوار در گلزار شهدای خرمشهر جایی که بهترین مردان و زنان این سرزمین سرسختانه و بی دفاع در برابر تانک و توپهای رژیم بعث عراق مقاومت کردند و به شهادت رسیدند قرار دارند.
      در حالیکه زائران مناطق جنگی به دیدن لباس و تصاویر موزه جنگ خرمشهر اکتفا میکنند.
      یا زهرا س
      شهدا رو شهید نکنیم...



    6. #5
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : مرداد/۱۳۹۰
      نوشته : 94 صلوات : 591
      مورد صلوات: 736 در 93
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 6 وبلاگ :
      mahdi313 آنلاین نیست.



      خب بریم سراغ دومین نفر که همیشه ارزو داشتم کتاب ایشون رو بخونم و امروز به آرزوم رسیدم و واقعا در این لحظه خیلی خیلی خوشحالم.
      ایشون کسی نیست جز دختر نوجوان هویزه ای به نام شهیده سهام خیام
      این شهید بزرگوار در سن 12 سالگی در حالیکه به طرف دشمن سنگ پرتاب میکرده به شهادت رسیده
      جالب اینجاست که بدونید همین حرکت این نوجوان هویزه ای باعث میشه مردم برای دفاع از شهر قیام کنند.
      یا زهرا س
      شهدا رو شهید نکنیم...



    7. #6
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : مرداد/۱۳۹۰
      نوشته : 94 صلوات : 591
      مورد صلوات: 736 در 93
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 6 وبلاگ :
      mahdi313 آنلاین نیست.



      سهام در روز پنجم بهمن‌ماه سال 1347 در يكي از محله‌هاي هويزه ديده به جهان هستي گشود. از همان اوان كودكي دختري باهوش و زرنگ بود و آثار و انديشه و فراست در سيماي معصومش حكايت از روح بلند او داشت.در 7 سالگي به مدرسه رفت و دوره‌ي ابتدايي را در مدرسه‌ي حضرت زينب (س) به پايان رساند. كلاس اول راهنمايي ثبت‌نام كرد اما به دليل آغاز جنگ تحميلي و اشغال شهر هويزه نتوانست ادامه‌ي تحصيل دهد و به مدرسه نرفت. 12 بهار بيشتر از عمرش نگذشته بود كه نسبت به مسايل داخل و خارج كشور احساس مسئوليت مي‌كرد.
      سهام سرانجام در روز چهارم مهرماه سال 1359 در حالي كه براي دفاع از زادگاهش به سمت دشمن بعثي با دستان كوچكش سنگ پرت مي‌كرد و شعار مي‌داد، بر اثر اصابت گلوله به سر، جان به جان‌آفرين تسليم كرد.
      منبع: صبح
      شهدا رو شهید نکنیم...



    8. #7
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : مرداد/۱۳۹۰
      نوشته : 94 صلوات : 591
      مورد صلوات: 736 در 93
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 6 وبلاگ :
      mahdi313 آنلاین نیست.



      این شهیده نوجوان آغازگر حرکت بیداری در مرد هویزه میشن و اولین مقاومت ها رو در هویزه بر علیه دشمن پیه ریزی میکنند.
      اینجاس که خون یه شهید خردسال الگویی برای مقاومت یک شهر میشه.
      بله خواهر گرامی من ما ها اومدیم از این افراد درس بگیریم.
      مکتب شهدا 6 ساله و 60 ساله نمیشناسه . شهید قلب تاریخ
      برکات خون شهدا انقدر گسترده اس که گاهی ما فراموش میکنیم شهدا چقدر به ما نزدیکند و ما چقدر از شهدا دوریم.
      یا زهرا س
      شهدا رو شهید نکنیم...



    9. #8
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : مرداد/۱۳۹۰
      نوشته : 94 صلوات : 591
      مورد صلوات: 736 در 93
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 6 وبلاگ :
      mahdi313 آنلاین نیست.



      در سن و سالی بود که همه نو جوان ها خوب می خوردند و خوب می پو شیدند و خوب می گردند. با اینکه ما برادرها و پدرمان پول توجیبی خوبی به او می دادیم کمتر میدیدیم چیزی برای خودش بخرد. همیشه مرتب و آراسته می گشت. اما دنبال خرید نبود تا جایی که خواهر ها به او اتراض می کردند. چرا برای خودت چیزی نمی خری؟!
      طاهره می گفت : پس اینها که دارم چیه؟
      می گفتند آخر پول هایت را چکار می کنی دختر؟! و طاهره می خندید و از جواب طفره می رفت
      بعدها فهمیدیم که پول هایش را خرج دوستان و همکلاسی ها یی می کند که اوضاع زندگیشان چندان رو به راه نیست. برایشان لوازم التحریر می خرید. کیف و کفش و حتی خوراکی زنگ تفریح. گاهی وقت ها به خانواده هایشان هم کمک می کرد.
      این ها را دیر فهمیدیم. وقتی در مراسم برگزاری شهادتش دوست هایش دسته دسته می آمدند و با جان و دل کمکمان می کردند و می گفتند: هر چقدر کمک کنیم . عوض خوبی های طاهره نمیشود.
      شهیده طاهره هاشمی-رسم خوبان 16 - کمک به نیازمندان
      شهدا رو شهید نکنیم...



    10. #9
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : مرداد/۱۳۹۰
      نوشته : 94 صلوات : 591
      مورد صلوات: 736 در 93
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 6 وبلاگ :
      mahdi313 آنلاین نیست.



      اصلا وابستگی به مال دنیا نداشت. فاطمه خانم حتی انگشتر و لباس عروسی اش را جهت کمک به فقرا هدیه کرده بود. وصیت کرده بود تمام وسایلش را به دختران و مردم محتاج بدهیم. با انکه نگران وضعیت جامعه بودند، اما غمگین و افسرده نبودند. روحیه خود را حفظ می کردند و شاد بودند. اصلا یک روح بودن در دو بدن این دختر خاله ها
      شهید فاطمه جعفریان- رسم خوبان 16- کمک به نیازمندان
      شهدا رو شهید نکنیم...



    11. #10
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : مرداد/۱۳۹۰
      نوشته : 94 صلوات : 591
      مورد صلوات: 736 در 93
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 6 وبلاگ :
      mahdi313 آنلاین نیست.



      مهری از اول که رفت معلم شد و رفت سر کلاس، متوجه شدم که علاقه اش نسبت به غذا کم شده است. با این که جوان بود و کار می کرد، ولی علاقه ای برای خوردن غذا نشان نمی داد. یک روز طبق معمول سفره پهن کرده بودیم. مهری چند لقمه ای خورد و بلند شد. من هم لقمه ای برایش اماده کردم و گفتم: این لقمه را با خودت ببر تا اگر در مدرسه ضعف کردی بخوری
      آن روز لقمه را با خوشحالی از من گرفت و خداحافظی کرد و رفت. خلاصه کار هر روز ما شده بود این که برایش به زور لقمه بگیریم و به دستش بدهیم. مدتی به این فکر بودم که چرا دخترم مثل سابق غذا نمیخورد و اصلا میلی به غذا ندارد. به هر حال من مادر بودم و نمیتوانستم طاقت بیاورم. تا اینکه یک روز علتش را از خودش پرسیدم. یعنی سوال کردم: چراخودت میلی به غذا خوردن نداری و دست و دلت به سفره نمیرود، ولی من که لقمه میگیرم با خوشحالی از من می گیری و بعد میخوری؟
      سوالم را شنید دیدم میل ندارد جوابم را بدهد تا اینکه از زیر زبانش کشیدم بیرون
      گفت: لقمه چند روز پیش را برای یکی از شاگردان گرسنه ام برده بودم که چند روزی میشد غذا نخورده بود. یعنی از رنگ و رویش فهمیدم که گرسنه است. اما این که چرا خودم درست و حسابی غذا نمیخورم ، باور کن هر بار دست به غذا می برم، صورت بچه های گرسنه کلاس جلوی چشمم می آید و اشتهایم را کور می کند.
      شهیده مهری رزاق طلب
      یا زهرا س
      شهدا رو شهید نکنیم...



    صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 4

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •