• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 45
    1. #1
      عضو ثابت
      تاریخ عضویت : جنسیت اردیبهشت/۱۳۸۹
      نوشته : 838 صلوات : 234
      مورد صلوات: 1,493 در 559
      حضور : 1 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      غلامعلی نوری آنلاین نیست.

      اصلا تعریف اسلام چیست که دینی غیر از آن پذیرفته نیست ؟




      ...


      بنام جهاندار

      با درود بر راستپذیران ارجمند


      مسلمانان و به ویژه شیعه ها می گویند در پیشگاه الله دینی غیر از اسلام پذیرفته نمی شود

      اکنون پرسش این است که تعریف آنها از اسلام چیست که دینی غیر از آن پذیرفته نیست ؟

    2.  

    3. #2
      کارشناس پاسخگوی کلام و عقاید
      تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۸
      نوشته : 3,902 صلوات : 16,160
      مورد صلوات: 23,642 در 3,790
      حضور : 4 روز 19 ساعت 17 دقیقه
      دریافت : 2 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      طاها آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست ها
      عریف آنها از اسلام چیست که دینی غیر از آن پذیرفته نیست ؟


      با سلام


      خدمت غلام علي

      اسلام يعني تسليم شدن در مقابل فرامين و دستورات الهي ،همين

      هر كسي به قوانين و دستوراتي پايبند باشد كه از طرف خداوند صادر نشده است خارج از اسلام است

      ديني مجموعه اي از قوانين است كه از طرف خداوند براي هدايت بشر فرستاده شده است

      إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّـهِ الْإِسْلَامُ ال عمران 19

      هركسي ابتدا اين قوانين را قبول كند مسلمان است البته با گفتن شهادتين

      و كسي كه به اين قوانين عمل كند و در جات و مراتب تقوا را طي كند مي شود مومن

      خواهد آمد مرهم زخم علی مرتضی در كوچه ها



      امروز
      قلب شیعه در بحرین می تپد
      همچنان که دیروز
      در لبنان
      بحرین و لبنان برای ما موضوعیت ندارد
      مهم شیعه است و اسلام

    4. #3
      عضو ثابت
      تاریخ عضویت : جنسیت اردیبهشت/۱۳۸۹
      نوشته : 838 صلوات : 234
      مورد صلوات: 1,493 در 559
      حضور : 1 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      غلامعلی نوری آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
      اسلام يعني تسليم شدن در مقابل فرامين و دستورات الهي ،همين

      با درود بر طاها

      خوب !!!

      فرامین الهی چیستند ؟؟

      و از کجابدانیم که الهی و از طرف خداهستند ؟؟

      چرا که شاید عده ای ذهنیات و توهمات خود را بنام قوانین الهی بخواهند به مردم غالب کنند
      ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۹۰/۰۲/۰۹ در ساعت 07:11 PM

    5. صلوات ها 2 : منتقد,گل ليلا
    6. #4
      کارشناس پاسخگوی فلسفه و کلام
      تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۸
      نوشته : 2,749 صلوات : 9,898
      مورد صلوات: 10,770 در 2,439
      حضور : 14 روز 15 ساعت 55 دقیقه
      دریافت : 5 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      صدیق آنلاین نیست.

      راهنما




      نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست ها
      با درود بر طاها

      خوب !!!

      فرامین الهی چیستند ؟؟

      و از کجابدانیم که الهی و از طرف خداهستند ؟؟

      چرا که شاید عده ای ذهنیات و توهمات خود را بنام قوانین الهی بخواهند به مردم غالب کنند
      سلام جناب غلامعلی

      احکام و فرامین الهی بدون ملاک و مبنا و گتره ای بدست مرم نمی رسند، بلکه در هر زمانه ای در میان اقوام و امت ها خدا بندگانی را از بین همان قوم و امت بعنوان پیامبر بر می گریند که از اصفیاء و صالحان بندگان ان قومند.

      و پیامبران به امر الهی با ارائه معجزات، گواهی بر حقانیت شان به مردم ارائه می دهند. و انچه بعنوان دستورات و احکام الهی به مردم می گویند بدلیل عصمتی که دارند، وحی الهی است.

      پس اینطور نیست که هر کسی بتواند مشخصات پیامبران الهی را داشته باشد و بتواند در اثبات ادعایش گواه روشن و مبرهنی (معجزه) بیاورد، ضمن آنکه قول و فعل و کردار پیشین و فعلی و آینده افراد، نیز ملاکی است مشخص کننده ایکه آیا این فرد مدعی، واقعاً الهی و رسولی از رسل، برای هدایت بشر است یا فردی است که از سر باد دماغ و بدنبال کسب جایگاهی برتر برای خود به طرح این ذهنیات و توهمات روی آورده.

      پس شناخت وحی الهی و دستورات و فرامین الهی از غیر آن، مشخصه ها و ملاکاتی دارد که البته ما خیلی کوتاه و مختصر به بعض این مشخصه ها اشاره کردیم.

      بحث تفصیلی بماند فرصتی دیگر در صورت درخواست ...

      موفق در فهم حقیقت ...


    7. #5
      کارشناس پاسخگوی فلسفه و کلام
      تاریخ عضویت : جنسیت مهر/۱۳۸۸
      نوشته : 2,749 صلوات : 9,898
      مورد صلوات: 10,770 در 2,439
      حضور : 14 روز 15 ساعت 55 دقیقه
      دریافت : 5 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      صدیق آنلاین نیست.

      راهنما در هر زمان دین حق و صراط مستقیم نزد خداوند یکی است




      نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست ها
      ...

      نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست ها
      بنام جهاندار

      با درود بر راستپذیران ارجمند


      مسلمانان و به ویژه شیعه ها می گویند در پیشگاه الله دینی غیر از اسلام پذیرفته نمی شود

      اکنون پرسش این است که تعریف آنها از اسلام چیست که دینی غیر از آن پذیرفته نیست ؟

      با سلام مجدد

      «دين حق» و «صراط مستقيم» در نزد خداوند يكي بيش نيست. «ان الدين عندالله الاسلام»؛ و بر همه كس لازم است از آن پيروي كنند.

      درست است كه همة اديان آسماني از يك خدا و يك معاد سخن مي‌گويند و هدف كلي آنها توجه دادن به حق و سوق دادن به اطاعت از پروردگار و بندگي او و حركت به سوي كمال و سعادت است، ‌ولي اين سخن به اين معنا نيست كه در هر زماني چندين دين حق وجود دارد و انسان مي‌تواند هر ديني را كه مي‌خواهد بپذيرد، بلكه معناي آن اين است كه انسان بايد همة پيامبران را قبول داشته باشد و در هر زماني تسليم شريعت همان پيامبري باشد كه دوره اوست؛ چرا كه با آمدن هر شريعتي شريعت پيشين، ديگر كارايي خود را از دست داده و اصطلاحاً نسخ مي‌شود. يعني ديگر نمي‌توان طبق آن عمل كرد.(ر.ك: عدل الهي، شهيد مطهري، ص 296 ـ 299)

      بنابراين پس از ظهور اسلام، ‌كه به دليل صريح قرآن کریم در سوره احزاب آیه 40،آخرين شريعت الهي است،‌ شرايع سابق همه منسوخ هستند و عمل به غير اسلام نزد خداوند پذيرفته نيست. «و من يبتغ غير الاسلام ديناً فلن يقبل منه و هوفي الاخرة من الخاسرين». هر كس جز اسلام، آييني براي خود انتخاب كند، از او پذيرفته نخواهد شد و او در آخرت از زيانكاران است.(آل عمران، 85)

      البته اين بدان معنا نيست كه پيروان شرايع ديگر همگي اهل دوزخند، بلكه آن دسته از غيرمسلماناني كه شرايط و انگيزة تحقيق را به دليل فقر فرهنگي و فكري نداشته‌اند، امّا ايمان حقيقي به خداوند و روز جزا داشته‌اند و با نيت تقرب، به سوي خداوند اعمال صالح انجام دادند، در قبال اعمال خيرشان پاداش خواهند گرفت و نهايتاً اهل نجات خواهند بود.

      امّا آنها كه با وجود رسيدن به حق يا حداقل با وجود امكان رسيدن به حق، تعصب و عناد بورزند و حقيقت را نپذيرند. در اين صورت هيچ عمل خيري از ايشان پذيرفته نخواهد شد و گرفتار شقاوت ابدي خواهند شد.


      موفق در درک حقیقت ...



    8. #6
      عضو ثابت
      تاریخ عضویت : جنسیت اردیبهشت/۱۳۸۹
      نوشته : 838 صلوات : 234
      مورد صلوات: 1,493 در 559
      حضور : 1 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      غلامعلی نوری آنلاین نیست.



      شما که می گویید غیر از اسلام پذیرفته نیست و اسلام دین جهانگیر است برای من نوعی آمریکایی یا اروپایی که تازی نمی دانم چطور اثبات می کنید که با این همه اختلاف آراء و فرقه ها ی متضاد در اسلام فعلی اسلام شما بر خلاف ادیان دیگر تحریف نشده و باید آ ن را پبذیریم

      آیا این همه تشتت آراء در عقاید فرق اسلامی دلیل بر تحریف اسلام و بی اعتبار شدن وَمَنْ يبْتَغِ غَيرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يقْبَلَ مِنْهُ .................(آل عمران/85) نیست ؟؟؟ ؟؟


      وقتی که اسلام تحریف شده باشد و هر فرقه ای تنها خود را درست و نماینده ی اسلام حقیقی جلوه نماید دیگر کدام اسلام باقی می ماند که ما نتوانیم غیر از آن را نپذیریم ؟؟؟

      اگر شما شیعه ها بر حقید چرا بیش از چند میلیارد نفر دیگر دلایل شمارا قبول ندارند و به مذهب شما در نمی آیند ؟؟

      اگر آنها بر حقند چرا شما به مذهب باقی در نمی آیید ؟

      آیا همینکه شما خود را بر حق و دیگر فرق اسلامی را منحرف می دانید و بر عکس آنها خود را بر حق و شما را منحرف می دانند دلیلی بر تحریف اسلام نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

      اینطور می توان نتیجه گرفت که نه شما و نه آنها دلیل قانع کننده ای برای طرف مقابل ندارید و دلایلتان فقط برای همطرازان و همفکران معدود خودتان قابل پذیرش است


      پس بنا بر این اسلام واقعی وجود ندارد که ما آن را بپذیریم ؟؟

      و چون دیگر ادیان نیز تحریف گشته اند ما نمی توانیم آنها را نیز بپذیریم

      و نتیجه ی نهایی اینکه هیچ دینی وجود ندارد که ما با خیال راحت و اعتقاد به درستی آن ، آن را بپذیریم


      ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۹۰/۰۲/۱۰ در ساعت 01:25 AM

    9. #7
      پاسخ یار انجمن تاریخ
      تاریخ عضویت : جنسیت فروردین/۱۳۸۹
      نوشته : 10,244 صلوات : 24,497
      مورد صلوات: 38,682 در 9,291
      حضور : 22 روز 21 ساعت 40 دقیقه
      دریافت : 7 آپلود : 0
      گالری : 18 وبلاگ :
      فریاد : عـِدَّةٌ مـِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ قَالَ حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ عَبْدِ اللَّهِ أَبـِى الْحـَ
      رضا آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست ها


      اگر شما شیعه ها بر حقید چرا بیش از چند میلیارد نفر دیگر دلایل شمارا قبول ندارند و به مذهب شما در نمی آیند ؟؟

      اگر آنها بر حقند چرا شما به مذهب باقی در نمی آیید ؟



      با سلام
      جناب نوری دیدم این یک دقیقه خیلی سخنان در خود دارد!!
      تا وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم ) زنده بودند شیعه و
      سنی نبود .
      رهبر همه پیامبر بود .
      بعد از پیامبر ما شیعیان فقه خودمان را از اهل بیت گرفتیم
      و اهل سنت از چهار تا عالم دیگه ،
      امام احمد حنبل ، ابو حنیفه ،امام مالک و امام شافعی
      هنوز یک دقیقه نشده
      اولا : ما که فقه مان را از اهل بیت گرفتیم سه تا آیه داریم ،
      قرآن راجع به اهل بیت (علیهم السلام ) وقتی به کلمه
      اهل بیت که می رسه می فرماید :یطهرکم تطهیرا ( احزاب ۳۳ )
      یطهرکم یعنی معصومند .
      هیچ کس نگفته یطهرکم مال ابو حنیفه و شافعی هست .
      نه شیعه گفته نه سنی .
      دوما : اهل بیت قرن اول هجری بودند ، اما چهار تا عالم سنی
      یعنی ابوحنیفه و شافعی و مالکی و امام احمد حنبل
      مال قرن دوم هجری بودند .
      اهل بیت یک قرن از اونها جلوتر بودند . قرآن می فرماید
      "و السابقون السابقون اولئک المقربون " (واقعه ۱۰و۱۱)
      سوما : تمام اهل بیت شهید شدند ، یکی از علماء
      اهل سنت سیلی نخوردند .
      قرآن می فرماید :
      "فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما " (نساء ۹۵)
      یک دقیقه من تموم شد .
      ما شیعه هستیم بدلیل اینکه
      یک : ما فقه مان را اهل بیت گرفتیم معصومند (یطهرکم تطهیرا )
      دو :یک قرن جلوترند( و السابقون السابقون )
      سوم : همه ائمه شهید شدند ( قتلوا فی سبیل الله )
      شما اهل سنت اگر می توانید
      یک آیه بخواندید که چرا دینت را از ابوحنیفه گرفتید ؟


      حسن خزّاز گفت: از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
      بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
      حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟
      فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
      ( صفات الشيعه ص 8 )



    10. #8
      پاسخ یار انجمن تاریخ
      تاریخ عضویت : جنسیت فروردین/۱۳۸۹
      نوشته : 10,244 صلوات : 24,497
      مورد صلوات: 38,682 در 9,291
      حضور : 22 روز 21 ساعت 40 دقیقه
      دریافت : 7 آپلود : 0
      گالری : 18 وبلاگ :
      فریاد : عـِدَّةٌ مـِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ قَالَ حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ عَبْدِ اللَّهِ أَبـِى الْحـَ
      رضا آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست ها


      آیا این همه تشتت آراء در عقاید فرق اسلامی دلیل بر تحریف اسلام و بی اعتبار شدن وَمَنْ يبْتَغِ غَيرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يقْبَلَ مِنْهُ .................(آل عمران/85) نیست ؟؟؟ ؟؟


      با سلام
      خوب جناب نوری در اینکه شما تفسیر نادرستی از آیات
      دارید در این سایت بر کسی پوشیده نیست!
      برترين آيين الهى ، اسلام است تاكنون بحثهاى مشروحى در آيات گذشته درباره مذاهب پيشين آمده در اين آيات بحث درباره اسلام آغاز مى شود و توجه اهل كتاب و پيروان اديان گذشته را به آن جلب مى كند.
      در آيه نخست مى فرمايد:
      آيا آنها غير از آيين خدا مى طلبند؟
      آيين او همين اسلام است (افغير دين الله يبغون ).
      سپس مى افزايد: تمام كسانى كه در آسمانها و زمين اند چه از روى اختيار يا اجبار اسلام آورده اند (و در برابر فرمان او تسليم اند) و همه به سوى او باز گردانده مى شوند بنابراين اسلام آيين همه جهان هستى و عالم آفرينش است (و له اسلم من فى السموات و الارض طوعا و كرها و اليه يرجعون ).
      در اينجا قرآن مجيد اسلام را به معنى وسيعى تفسير كرده و مى گويد: تمام كسانى كه در آسمان و زمين اند و تمام موجوداتى كه در آنها وجود دارند مسلمان اند يعنى در برابر فرمان او تسليم اند زيرا روح اسلام همان تسليم در برابر حق است منتها گروهى از روى اختيار (طوعا) در برابر ((قوانين تشريعى )) او تسليم اند و گروهى بى اختيار (كرها) در برابر ((قوانين تكوينى )) او.
      توضيح اينكه : خداوند دو گونه فرمان در عالم هستى دارد يك سلسله از فرمانهاى او به صورت قوانين طبيعى و ما فوق طبيعى است كه بر موجودات مختلف اين جهان حكومت مى كند و همه آنها مجبورند در برابر آن زانو زنند و لحظه اى از اين قوانين سرپيچى نكنند و اگر فرضا سرپيچى كنند ممكن است محو و نابود گردند يك نوع ((اسلام و تسليم )) در برابر فرمان خدا است ، بنابراين اشعه آفتاب كه به درياها مى تابد و بخار آب كه از دريا بر مى خيزد و قطعات ابر كه به هم مى پيوندند دانه هاى باران كه از آسمان فرو مى ريزد، درختانى كه بر اثر آن نمو مى كنند و گلها كه در پرتو آن شكفته مى شوند همه مسلمان اند زيرا هر كدام در برابر قانونى كه آفرينش براى او تعيين كرده است تسليم اند.
      نوع ديگرى از فرمان خدا هست كه فرمان تشريعى ناميده مى شود يعنى قوانينى كه در تشريع آسمانى و تعليمات انبياء وجود داشته است تسليم در برابر آنها جنبه ((اختيارى )) دارد و تنها افراد با ايمان هستند كه به خاطر تسليم در مقابل آنها شايسته نام ((مسلمان )) مى باشند البته سرپيچى از اين قوانين نيز بالمال دست كمى از سرپيچى از قوانين آفرينش ندارد كه اين هم باعث انحطاط و عقب ماندگى و يا نابودى است .
      و از آنجا كه جمله ((اسلم )) در آيه فوق اشاره به معنى وسيع اسلام است كه هر دو قسمت را در بر مى گيرد و لذا مى فرمايد: جمعى از روى اختيار تسليم مى شوند (طوعا) مانند مومنان و جمعى از روى اجبار (كرها) مانند كافران نسبت به قوانين تكوينى ، بنابراين معنى آيه اين است كه كافران با اين كه از قبول اسلام در برابر بخشى از فرمانهاى خدا سرباز زده اند ناچار به قبول بخش ديگر شده اند، پس چرا آنها در برابر همه قوانين الهى و دين و آيين حق يك باره تسليم نمى شوند. احتمال ديگرى كه در تفسير آيه مى باشد و بسيارى از مفسران آن را ذكر كرده اند و در عين حال منافاتى با آنچه در بالا گفتيم ندارد اين است كه افراد با ايمان در حال رفاه و آرامش از روى رغبت و اختيار به سوى خدا مى روند، اما افراد بى ايمان تنها به هنگام گرفتارى و مشكلات طاقت فرسا به سوى او مى شتابند و او را ميخوانند و با اين كه در حال معمولى شريكهائى براى او قايل مى شوند در آن لحظات سخت و حساس جز او كسى را نمى شناسند و نمى خوانند.
      از آنچه گفته شد معلوم شد كه من در جمله من فى السموات و الارض هم شامل موجودات عاقل مى شود و هم غير عاقل (و به اصطلاح اين واژه كه مخصوص موجودات عاقل است به عنوان تغليب به معنى گسترده ترى اطلاق شده است ) و طوعا اشاره به موجودات عاقل و مومن است و كرها اشاره به كافران و موجودات غير عاقل .
      در آيه بعد خداوند به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) (و همه پيروان او) دستور مى دهد كه نسبت به همه تعليمات انبياء و پيامبران پيشين ، علاوه بر آنچه را پيغمبر اسلام نازل شده ايمان داشته باشند.
      مى فرمايد: بگو: ايمان به خدا آورديم و به آنچه بر ما و بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط (پيامبران تيرههاى بنى اسرائيل ) نازل شده و آنچه به موسى و عيسى و همه پيامبران از سوى پروردگارشان داده شده است نيز ايمان آورديم ما در ميان آنها فرقى نمى گذاريم و ما در برابر او تسليم هستيم (قل آمنا بالله و ما انزل علينا و ما انزل على ابرهيم و اسمعيل و اسحق و يعقوب و الاسباط و ما اوتى موسى و عيسى و النبيون من ربهم لا نفرق بين احد منهم و نحن له مسلمون ).
      آرى ما هيچ فرقى ميان آنها از نظر حقانيت قايل نيستيم ، همه را به رسميت ميشناسيم ، همه رهبران الهى بوده اند و همگى براى هدايت خلق مبعوث شده اند و ما در برابر فرمان خدا از هر نظر تسليم هستيم و بنابراين دست تفرقه اندازان را به اين وسيله كوتاه مى كنيم .
      و بالاخره در آخرين آيه به عنوان يك نتيجه گيرى كلى مى فرمايد: هر كس غير از اسلام آيينى براى خود انتخاب كند از او پذيرفته نخواهد شد و در آخرت از زيانكاران است (و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو فى الاخرة من الخاسرين ).
      جمله ((يبتغ )) از ماده ((ابتغاء)) به معنى تلاش و كوشش است كه هم در موارد شايسته و هم ناشايسته به كار ميرود و در هر مورد تابع قرائنى است كه در آن مورد وجود دارد.
      به اين ترتيب از مفهوم عام اسلام به عنوان يك اصل كلى كه همان تسليم در مقابل حق است به مفهوم خاص ‍ آن يعنى آيين اسلام منتقل مى شود كه نمونه كامل و اكمل آن است و مى گويد: امروز جز آيين اسلام از هيچ كس پذيرفته نيست و در عين احترام به همه اديان الهى برنامه امروز، اسلام است .





      حسن خزّاز گفت: از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
      بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
      حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟
      فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
      ( صفات الشيعه ص 8 )



    11. #9
      پاسخ یار انجمن تاریخ
      تاریخ عضویت : جنسیت فروردین/۱۳۸۹
      نوشته : 10,244 صلوات : 24,497
      مورد صلوات: 38,682 در 9,291
      حضور : 22 روز 21 ساعت 40 دقیقه
      دریافت : 7 آپلود : 0
      گالری : 18 وبلاگ :
      فریاد : عـِدَّةٌ مـِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ قَالَ حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ عَبْدِ اللَّهِ أَبـِى الْحـَ
      رضا آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست ها
      شما که می گویید غیر از اسلام پذیرفته نیست و اسلام دین جهانگیر است برای من نوعی آمریکایی یا اروپایی که تازی نمی دانم چطور اثبات می کنید


      این هم از همان اروپایها و آمریکاییها که مسلمان شدند بپرسید جوابتان را خواهند داد!!!
      که برایشان چطور اثبات شده !!
      از این ساده تر؟!!
      یک نمونه میگذارم تا بیشتر اشناشوید

      من مسیحی بودم ... این حقیقت دارد، اما اکنون نام من "مهدی" است... من در کودکی در محیطی شبیه به رژیم نژادپرست جنوب آفریقا در آمریکا بزرگ شدم. آنجا نژادپرستی و تبعیض جنسیتی آمریکایی حاکم بود و علیرغم آنکه من مسیحی بودم، حتّی در داخل کلیسا روز یکشنبه تبعیض وجود داشت. سفید پوست ها در یک جا و سیاه پوستان در جای دیگر می نشستند.

      این نژاد پرستی تأثیر زیادی در روحیه من کودکی به جای گذاشت. گاهی خانه ما توسط نژاد پرستان سنگباران می شد.

      بنابراین فکر من در تمام طول مدّت زندگی متوجه مسأله عدالت اجتماعی بود و در جستجوی عدالت به خیلی جاها سفر کردم، جنبش ملّی آفریقا، جنبش های راستگرای کمونیستی و غیره، و در نهایت وقتی در رشته موسیقی راک اند رول کارم را شروع کردم، به فکر اندیشه لیبرالیسم افتادم.

      با ورود به این جنبش ها خیلی چیزها یاد گرفتم، ولی با این حال، همیشه در قلبم احساس نوعی خلأ می کردم، این خلأ وقتی در کنار ستارگان موسیقی راک کار می کردم، به نهایت خود رسید. من مال و ثروت زیادی به دست آوردم. امّا در قلبم هنوز جای خالی چیزی بود.

      در دوران تحصیلم در دانشکده، یک دوست پاکستانی به من نسخه ای از ترجمه انگلیسی مصحف شریف قرآن را اهدا کرد که با یک پلاستیگ پوشیده شده بود. او به من گفت: "این کتاب کمکت می کند... آن را به تو می دهم، ولی قبل از هر چیز از من قول گرفت که قبل از خواندن دست هایم را بشویم و آن را در جای تمیزی قرار بدهم.

      به حمّام نبرم و آن را روز زمین نگذارم". من به او قول دادم که چنین کنم. من هفت سال تمام این کتاب را هر جا که می رفتم، همراه داشتم. وقتی در شغل راک اند رول بودم، هر زمان که بیکار می شدم، آن را می خواندم، ولی کلمات آن هنوز در قلبم وارد نشده بود.

      در یکی از روزهای سال 1972م، مقابل آینه ایستاده بودم و آن کودک کوچک را به یاد می آوردم، فکر می کردم به آنچه که مادر و پدرم به من یاد داده بودند؛ راستگویی، پاکی، احترام به زن، حیاء... همه اینها از من رفته بود.. قلبم خالی بود.. ولی باز گویا مشتاق چیزی بودم، سوره الرحمن را باز کردم، آیه 7 آمد:

      [إنّ اللهَ وَضَعَ الميزانَ الَّذي لا يَتَعدى عَليه {وَالسَّمَاء رَفَعَهَا وَ وَضَعَ الْمِيزَانَ} [الرحمن: 7} احساس کردم که گویا سنگ ها بر سرم فرو می ریزد.

      در اینجا بو که فهمیدم عدالت، نه از طرف مارتین لوتر می آید و نه از طرف چه گوارا و غیره... بلکه عدالت از نزد خدا می آید.
      خواستم جزئی از این عدالت باشم، از خود به سوی ربّ غفور فرار کردم.

      نمی دانستم که چطور بگویم : «لا إله إلاّ الله»، فقط گفتم: «یا الله» می خواهم مسلمان باشم. شروع به گریستن کردم؛ نه به خاطر اینکه ناراحت شده باشم، نه.... من چیزی بسیار گوارا و لذّت بخش را دریافته بودم، اسلام را پیدا کرده بودم.
      من از 30 سال پیش تاکنون مسلمانم.

      من اسلام را پیدا نکردم، بلکه خدا خودش مرا به اسلام رهنمون شد،. آن زمان در آمریکا جایی نبود که در مورد اسلام تحقیق کنم و آن را بشناسم. پس شروع به خواندن کتاب های مختلف کردم. در ابتدا فقط حروف عربی را به انگلیسی تغییر می دادم و قتی می گفتم استغفر الله، اینطور بیان می کردم: استغفرولاها".

      در نهایت به مرکز اسلامی واشنگتن و مسجد بزرگ آنجا رفتم. روز عید فطر بود. من معنی کلمه عید را نمی دانستم. در آنجا همگی فریاد می زدند: «عید مبارک» من گمان کردم می گویند: "Eeat Mubarak" من اینطور فهمیدم که گویا می گویند «طعام مبارک» این قصه من با اسلام بود.
      ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۲/۱۰ در ساعت 11:06 PM


      حسن خزّاز گفت: از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
      بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
      حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟
      فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
      ( صفات الشيعه ص 8 )



    12. #10
      پاسخ یار انجمن تاریخ
      تاریخ عضویت : جنسیت فروردین/۱۳۸۹
      نوشته : 10,244 صلوات : 24,497
      مورد صلوات: 38,682 در 9,291
      حضور : 22 روز 21 ساعت 40 دقیقه
      دریافت : 7 آپلود : 0
      گالری : 18 وبلاگ :
      فریاد : عـِدَّةٌ مـِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ قَالَ حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ عَبْدِ اللَّهِ أَبـِى الْحـَ
      رضا آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست ها


      پس بنا بر این اسلام واقعی وجود ندارد که ما آن را بپذیریم ؟؟




      با سلام
      جناب نوری ندانستن دلیل بر نبودن نیست!!
      عجب نتیجه گیری!!!!؟؟؟
      اسلام واقعی وجود دارد شما بی خبری!!!البته حق دارید بنده درک میکنم
      قابل توجه غلامعلی
      اسلام
      واقعی، همان شهادت لا اله الا الله و ان محمداٌ رسول الله است.
      بلی ما برای رسیدن به معارف دینی و استنباط احکام الهی از قرآن و سنت (حدیث پیامبر اکرم (ص)) چاره ای نداریم.
      پس بر ماست که بهترین راه را برای وصول به این حقایق و این اهداف انتخاب کنیم.
      و احیانا راههای نادرست و ناموجه را طرد کنیم.
      و ما می
      گوییم که راه صحیح و راه درست و مطمئن همان سفارش پیامبر اکرم (ص) در حدیث ثقلین و دیگر اخبار مربوطه است.
      که راه وصول همان امیر المومنین علی (ع) و ائمه اهل البیت و عترت پیامبر اکرم (ص) است.
      این پیامبر است که فرمود: علی با حق است و حق با علی است و حق با علی می گردد و هر جا که علی باشد همانجا حق است.
      حدیث ثقلین: پیامبر فرمود من دو چیز گرانبها را بین شما به وراثت می گذارم:کتاب خداوند و عترت و اهل بیتم.
      که این دو از هم هرگز جدا نخواهند شد تا در حوض کوثر بر من وارد شوند. و اگر به این دو تمسک کنید هرگز گمراه نخواهید شد.
      و هم پیامبر فرمود: مثل اهل بیت و عترت من مثل کشتی نوح است که هر کس سوار شد نجات می یابد و هر کس آن را ترک کند عرق و هلاک خواهد شد. راستی می دانید این روایات را اهل سنت نقل کرده اند؟1
      با این حساب ما پیروی از مکتب ائمه اهل البیت را اسلام واقعی و کامل می دانیم


      1.دایرة المعارف اسلامیه شیعه ج 2 ص 219 - 235


      حسن خزّاز گفت: از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
      بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
      حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟
      فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
      ( صفات الشيعه ص 8 )



    صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

    هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •