• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • + ارسال موضوع جدید
    صفحه 1 از 14 12311 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 136
    1. #1
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : فروردین/۱۳۹۰
      نوشته : 26 صلوات : 3
      مورد صلوات: 64 در 25
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      mahdiqs2 آنلاین نیست.

      ولایت فقیه یک نظریه شیعی است یا اهل سنت؟




      همانطور که همه می دانند بعد از وفات حضرت رسول اسلام به دو فرقه شیعه و سنی تقسیم شد. فرقه شیعه معتقد بر این هستند که پیامبر برای خود از سوی خدا جانشین تعیین کرده است و فلسفه وجودی شیعه بر این اصل بنا شد.
      و اهل سنت نیز بر این عقیده ماندند که پیامبر برای خود جانشین تعیین نکرده است و اساس جانشینی اسلام بر شوراء و بیعت است.
      بر این اساس گروه شیعی معتقد به وجود ولی الله و جانشین مستقیم از سوی خدا شدند.
      و اهل سنت معتقد به خلیفه الله شدند و جانشین غیر مستقیم از سوی خداوند ( بدین معنا که هر کسی امر خلافت را بر عهده بگیرد جانشین رسول و امیرالمومنین است و اطاعت از او اطاعت از حکم خداست.)

      حال با این مقدمه : به نظر شما ولایت فقیه ( یا بهتر بگوییم ولایت مطلقه فقیه ) ریشه در کدام عقیده دارد؟ آیا این نظریه با اصول شیعه که جانشینی رسول و خداوند را فقط مختص پیامبر و امامان ( که جانشینان مستقیم خدا هستند ) می داند سازگار است؟
      و چه تفاوتی بین ولایت فقیه و خلیه اللهی در اهل سنت هست؟

    2. صلوات ها 3 : کاوه,صدیق,صدرا
    3.  

    4. #2
      مدير كل سايت
      تاریخ عضویت : شهریور/۱۳۸۸
      نوشته : 888 صلوات : 24,254
      مورد صلوات: 15,338 در 901
      حضور : 43 روز 15 ساعت 31 دقیقه
      دریافت : 31 آپلود : 0
      گالری : 6 وبلاگ :
      فریاد : از رحمت خدا نا امید مباشید که جز کافر هیچ کس از رحمت خدا نا امید نیست. (یوسف،87)
      Sepasgozar
      مدیر سایت آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط mahdiqs2 نمایش پست ها
      همانطور که همه می دانند بعد از وفات حضرت رسول اسلام به دو فرقه شیعه و سنی تقسیم شد. فرقه شیعه معتقد بر این هستند که پیامبر برای خود از سوی خدا جانشین تعیین کرده است و فلسفه وجودی شیعه بر این اصل بنا شد.
      و اهل سنت نیز بر این عقیده ماندند که پیامبر برای خود جانشین تعیین نکرده است و اساس جانشینی اسلام بر شوراء و بیعت است.
      بر این اساس گروه شیعی معتقد به وجود ولی الله و جانشین مستقیم از سوی خدا شدند.
      و اهل سنت معتقد به خلیفه الله شدند و جانشین غیر مستقیم از سوی خداوند ( بدین معنا که هر کسی امر خلافت را بر عهده بگیرد جانشین رسول و امیرالمومنین است و اطاعت از او اطاعت از حکم خداست.)

      حال با این مقدمه : به نظر شما ولایت فقیه ( یا بهتر بگوییم ولایت مطلقه فقیه ) ریشه در کدام عقیده دارد؟ آیا این نظریه با اصول شیعه که جانشینی رسول و خداوند را فقط مختص پیامبر و امامان ( که جانشینان مستقیم خدا هستند ) می داند سازگار است؟
      و چه تفاوتی بین ولایت فقیه و خلیه اللهی در اهل سنت هست؟

      سلام
      برای مطالعه این بحث به این لینک مراجعه نمایید و از ایجاد بحث های تکراری خود داری کنید

      ولایت فقیه
      با تشکر
      ویرایش توسط مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۱/۱۷ در ساعت 12:37 AM

      تمام زندگیم فدای حسین علیه السلام





    5. صلوات ها 4 : رحیمی,رضا,صدیق,صدرا
    6. #3
      عضو وفادار
      تاریخ عضویت : مهر/۱۳۸۹
      نوشته : 425 صلوات : 818
      مورد صلوات: 1,060 در 398
      حضور : 3 روز 15 ساعت 23 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      manmehdiam آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط مدیر سایت نمایش پست ها
      سلام برای مطالعه این بحث به این لینک مراجعه نمایید و از ایجاد بحث های تکراری خود داری کنید ولایت فقیه با تشکر

      بزرگوار لطفا بفرماييد در کدام بحث مطرح شده که تکراري است؟ حقير که موضوع مشابهش را نيافتم
      به نام خداوند جان و خرد
      کزین برتر اندیشه برنگذرد

    7. صلوات : صدرا
    8. #4
      مدير كل سايت
      تاریخ عضویت : شهریور/۱۳۸۸
      نوشته : 888 صلوات : 24,254
      مورد صلوات: 15,338 در 901
      حضور : 43 روز 15 ساعت 31 دقیقه
      دریافت : 31 آپلود : 0
      گالری : 6 وبلاگ :
      فریاد : از رحمت خدا نا امید مباشید که جز کافر هیچ کس از رحمت خدا نا امید نیست. (یوسف،87)
      Sepasgozar
      مدیر سایت آنلاین نیست.



      لطف بفرمایید در سایت یه جستجو کنید لینک های زیادی در این باره نصیبتان خواهد شد .

      مثلا : ولایت فقیه و اهل سنت ایران !!!؟؟؟


      كلمه«مولي»از منظر علماي اهل سنت در حديث غدير

      سیر تاریخی نظریه ی ولایت فقیه

      را ببینید اگر باز پاسختان نبود مطرح کنید تا کارشناسان در خدمت شما باشند
      با تشکر

      تمام زندگیم فدای حسین علیه السلام





    9. #5
      عضو صميمي
      تاریخ عضویت : فروردین/۱۳۹۰
      نوشته : 26 صلوات : 3
      مورد صلوات: 64 در 25
      حضور : نامشخص
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      mahdiqs2 آنلاین نیست.



      با عرض پوزش از اینکه من تاپیک مجزا زدم. چون همانطور که می دانید یوزر اول من بخاطر بحث درباره نمادهای ماسونی این سایت در تاپیک ماسونیسم چیست؟ مسدود شد. و مساله مارگزیده و ریسمان سیاه و سفید است.
      اما تاپیکهایی که شما در این زمینه مطرح کردید در مساله ای که من عنوان کردم موضوعیت ندارد.

      این تاپیک ولایت فقیه و اهل سنت ایران !!!؟؟؟ درباره نظر اهل سنت ایران درباره ولایت فقیه بحث می کند.و تایید و عدم تایید ولایت فقیه از دیدگاه اهل سنت است. ولی پست من چالشی است و بحث بر سر ریشه یابی این تفکر است که در اهل سنت است یا در شیعه...

      این تاپیک كلمه«مولي»از منظر علماي اهل سنت در حديث غدير بحث بر سر امامت است و نه نظریه ولایت فقیه ... که مشخصا تفاوت محتوایی دارد.

      این تاپیک سیر تاریخی نظریه ی ولایت فقیه بحث تاریخی ولایت فقیه را مطرح می کند. در صورتیکه تاپیک من بحث بر سر نظریه ولایت فقیه از دیدگاه فلسفی و اعتقادی است.

      این تاپیک یک شبهه در باره نظریه ولایت فقیه نیز که بحث بر سر یک حدیث از امام جعفر صادق است . و ربطی به بحث ما ندارد.

      این تاپیک محدوده ی اطاعت از ولایت فقیه چقدر است؟ هم که درباره محدوده نظر ولایت فقیه بحث می کند که بازهم با بحث ما تفاوت معنایی دارد. ( چه آنکه در این تاپیک اصل نظریه ولایت فقیه مورد سوال است و ان تاپیک پس از پذیرفتن اصل ولایت فقیه بحث می کند)

      این تاپیک نيابت امام زمان(عج)----ولايت فقيه هم که بحث بر سر نیابت امام زمان است. درصورتیکه بحث این تاپیک از وفات پیامبر و دو تفکر متفاوت بر سر جانشینی است.

      این تاپیک ""ولایت فقیه"" پذیرش استمرار مدیریت الهی در حیات جمعی بشر بحث بر سر پذیرش ولایت فقیه و پذیرش استمرار حکومت الهی است. که بازهم بحث ما نیست!

      به هر حال برای من تفاوتی نمی کند که کجا بحث بکنم. برای من زحمت کپی پست کردن است. و برای شما زحمت ادغام دو موضوع!
      تنها تفاوتش این است که اگر من اینکار را بکنم ممکن است به دلیل انحراف تاپیک ( حتی خود شما) مرا اخراج بکنید. ولی اگر شما اینکار را بکنید ما مجبوریم اطاعت بکنیم.

    10. #6
      کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت
      تاریخ عضویت : مهر/۱۳۸۸
      نوشته : 2,127 صلوات : 5,874
      مورد صلوات: 8,322 در 2,060
      حضور : 8 روز 10 ساعت 35 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      صدرا آنلاین نیست.



      نقل قول نوشته اصلی توسط mahdiqs2 نمایش پست ها
      همانطور که همه می دانند بعد از وفات حضرت رسول اسلام به دو فرقه شیعه و سنی تقسیم شد. فرقه شیعه معتقد بر این هستند که پیامبر برای خود از سوی خدا جانشین تعیین کرده است و فلسفه وجودی شیعه بر این اصل بنا شد.
      و اهل سنت نیز بر این عقیده ماندند که پیامبر برای خود جانشین تعیین نکرده است و اساس جانشینی اسلام بر شوراء و بیعت است.
      بر این اساس گروه شیعی معتقد به وجود ولی الله و جانشین مستقیم از سوی خدا شدند.
      و اهل سنت معتقد به خلیفه الله شدند و جانشین غیر مستقیم از سوی خداوند ( بدین معنا که هر کسی امر خلافت را بر عهده بگیرد جانشین رسول و امیرالمومنین است و اطاعت از او اطاعت از حکم خداست.)

      حال با این مقدمه : به نظر شما ولایت فقیه ( یا بهتر بگوییم ولایت مطلقه فقیه ) ریشه در کدام عقیده دارد؟ آیا این نظریه با اصول شیعه که جانشینی رسول و خداوند را فقط مختص پیامبر و امامان ( که جانشینان مستقیم خدا هستند ) می داند سازگار است؟
      و چه تفاوتی بین ولایت فقیه و خلیه اللهی در اهل سنت هست؟
      با تشکر از سوال خوب شما
      البته شیعه هم معتقد به خلافت است، اما خلافت الهی نه انتخابی. خلافت در نظر ما از شئون ولایت الهی است .بخلاف اهل سنت که خلافت را امری دنیوی می دانند با فروعاتی که مذکور است.
      در میان اهل سنت اختيارات وسيع فقيه ديده نمي شود علاوه بر آنکه در فرقه های چهار گانۀ اهل سنت اجتهاد مطلق نیز وجود ندارد و اهل سنت درفروع از ائمۀ چهارگانه اشان تقلید می کنند«غیر از سلفی ها که قائل به اجتهادند».
      اما امری که در میان اهل سنت وجود دارد اختیارات سلطان و حاکم است که در پست بعدی تقدیم می شود.
      ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۰/۰۱/۱۷ در ساعت 02:38 PM
      فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
      الجاثیة:37

    11. #7
      کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت
      تاریخ عضویت : مهر/۱۳۸۸
      نوشته : 2,127 صلوات : 5,874
      مورد صلوات: 8,322 در 2,060
      حضور : 8 روز 10 ساعت 35 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      صدرا آنلاین نیست.



      با سلام به دوستان گرامی
      پیشاپیش از طولانی بودن این پست معذرت می خواهم ولی توجه به آن لازم است.
      یکی از کتبی که به بحث ولایت حاکم پرداخته است و حدود اختیارات او را بیان نموده کتاب«احکام السلطانیۀ» ماوردی[1] شافعی(م450ه) است.
      پيش از ماوردى كسى كه دربارۀ حكومت و سياست اسلامى كتابى نوشته باشد شناخته نشده است. البته ابويوسف, شاگرد ابوحنيفه, اولين كسى است كه در حوزۀ خلافت در كتاب الخراج خود سخن گفته, اما او به صورت جسته و گريخته تنها به اخلاقياتى كه خليفۀ رسول خدا بايد داشته باشد پرداخته است.
      ابويعلى محمد بن حسين الفرا (م458) نيز احكام السلطانيه نوشته است, كه در موارد بسيارى شباهت به كتاب ماوردى دارد به طورى كه گاه جملات او عينا جملات ماوردى است. تنها در آن, فروع مذهب امام احمدبن حنبل نيز مطرح شده است.
      بنابراين احكام السلطانيه از نخستين آثار در زمينۀ سياست و ادارۀ كشور در ميان مسلمانان است. اين مطلب از مقدمه اى كه مولف در سبب نگارش كتاب آورده, نيز برمى آيد وی می گوید:
      «از آن جا كه دانستن احكام سلطانى بر فرمانروايان سزاوار است. و آميخته بودن احكام آن با ديگر احكام, با سرگرمى كه آنان به امر سياست و تدبير دارند, مانع از تامل ايشان در آن است. لذا به كتابى در اين باره پرداختم و آن چه را كه لازم است پيروى شود در آن آوردم».


      [1]. ابوالحسن على بن محمدبن حبيب ماوردى بصرى, به سال 364, در شهر بصره ـ يكى از مراكز بزرگ تعليم و تربيت جهان اسلام در آن زمان - پا به عرصهء وجود نهاد. در همان شهر به تحصيل پرداخت و فقه و حديث و برخى از علوم را, از دانشمندان روزگار خود فرا گرفت. با تسلطى كه در امور فقهى و قضايى به دست آورده بود, به شغل قضاوت گراييد و در شهرهاى بسيارى به قضاوت پرداخت و بعدها در استواء, (از نواحى نيشابور) مقام رياست قضات را به دست آورد. مدتى بعد به بغداد بازگشت و به كار تدريس پرداخت. در سال هاى 38تا422 به عنوان سفير, ميان دولت عباسيان و آل بويه, برگزيده شد. زمانى كه خليفه القادر بالله از چهارتن از فقهاى مذاهب اربعهء اسلامى خواست تا هريك رساله اى فقهى با توجه به مذهب خود بنويسند, ماوردى الاقناع را در فقه مذهب شافعى نوشت. خليفه اثر او را بهترين آن چهارتا ديد و او را قاضى القضات كل مملكت اسلامى نمود. او نيز اين مقام را تا زمان مرگ (450ق) حفظ كرد.
      فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
      الجاثیة:37

    12. #8
      کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت
      تاریخ عضویت : مهر/۱۳۸۸
      نوشته : 2,127 صلوات : 5,874
      مورد صلوات: 8,322 در 2,060
      حضور : 8 روز 10 ساعت 35 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      صدرا آنلاین نیست.



      ماوردى از همان آغاز جايگاه خلافت و امامت را به روشنى بيان مى كند او خلافت را چون درختى برآمده از بطن شريعت مى شناسد كه خود شريعت نيز در سايه سار آن توان ادامۀ حيات دارد و ساير امور, مربوط به حكومت, را هم چون شاخه هاى فرعى آن درخت ترسيم مى كند. وى در اين باره مى نويسد:
      «خداوند....براى امت پيشوايى را كه به واسطۀ او راه و روش پيامبرى ادامه يابد, نشان كرده است تا به سبب او دين حفظ شود. سياست را به او واگذارده كه بر اساس شريعت تدبير كند و وحدت كلمه را بر رايى استوار برقراركند. از همين روى امامت اصلى است كه بنيان هاى شريعت بر آن استوار است و مصالح امت به آن نظام مى يابد, تا آن جا كه تمامى امور با آن ثبات پيدا مى كند وولايات خاصه از آن صادر مى شود».
      سپس ماوردى با اشرافى كه بر امور سياسى و ادارى داشته وارد مسائل مختلف مى شود و كتاب را در بيست باب سامان مى دهد. ابواب اوليه كتاب مربوط به سيستم حكومتى است و ابواب بعدى صرفا به مسائل ادارى و مالى از ديدگاه فقه, اختصاص دارد. او در استدلال هاى خود به روايات پيامبر(صلی الله علیه وآله), اقوال و سيرۀ خلفا, آراى فقيهان و دانشمندان و اشعار و حكاياتى چند استشهاد مى كند.
      خلاصۀ[1] برخى از مطالب كتاب كه در ابواب بيست گانۀ آن آمده, به قرار ذيل است:


      [1].این خلاصه توسط آقای بهرام اجاق فقيهى صورت پذیرفته.
      فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
      الجاثیة:37

    13. #9
      کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت
      تاریخ عضویت : مهر/۱۳۸۸
      نوشته : 2,127 صلوات : 5,874
      مورد صلوات: 8,322 در 2,060
      حضور : 8 روز 10 ساعت 35 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      صدرا آنلاین نیست.



      باب اول: فى عقد الامامة
      (پيمان امامت)
      امامت براى جانشينى پيامبر در پاسدارى از دين و سياست ورزى دنيايى وضع شده است.
      وجوب آن شرعى است. انتخاب خليفه به دو صورت است:
      1- توسط اهل اختيار (خبرگان انتخاب كنندۀ خليفه).
      2- ولايتعهدى. اختياركنندگان و هم اختيارشونده بايد داراى شرايط خاصى باشند. دو شرط برجسته از شرايط خليفه عدالت و نسب قريشى داشتن است.
      اگر دونفر با شرايط يكسان براى خلافت مناسب باشند, بايد با توجه به اوضاع زمانه يكى از آن ها را اختيارنمود. چنان چه دو نفر براى خلافت در يك زمان و دو مكان انتخاب شوند امامت هردوى آن ها باطل است.
      امام حاضر مى تواند دو يا سه نفر را به ترتيب, يكى بعد از ديگرى, براى خلافت بعد از خود تعيين كند. با انتخاب خليفه بيعت با او بر همگان واجب است و لزومى ندارد كه بيعت كنندگان او را به اسم و رسم بشناسند.
      خليفه در حق مردم وظايفى دارد و مردم نيز در حق او وظايفى: يكى اطاعت و ديگرى يارى رساندن. اطاعت و نصرت خليفه تا زمانى است كه از عدالت خارج و يا دچار نقص بدنى نشود. كوتاه شدن دست امام از تصرف در امور, به عللى چون اسارت در دست دشمن, موجب بطلان امامت او خواهد شد...

      باب دوم: فى تقليد[1] الوزارة
      (اعطاى مقام وزارت) [2]
      دو نوع وزير وجود دارد: وزير تفويض و وزير تنفيذ. وزير تفويض اختياردار تمامى امورى است كه خليفه عهده دار آن هاست جز سه مورد كه يكى از آن ها انتخاب وليعهد است. وزير تنفيذ فقط به عنوان مشاور خليفه آن چه را بر عهده اش گذارند, عمل مى نمايد و هيچ نوع اختيارى از خود ندارد. وزير تفويض تمامى شرايطى را كه براى خليفه لازم است, به جز شرط نسب, بايد دارا باشد. زن نمى تواند وزير شود. از اهل ذمه بودن وزير تنفيذ ممكن است. خليفه مى تواند يك يا چند وزير تنفيذ داشته باشد اما وزير تفويض فقط يكى... .

      باب سوم: فى تقليد الامارة على البلاد
      (منصوب نمودن فرمانروايان بر شهرها)
      فرمانروايان يا بايد تصرف در كليه امور را داشته باشند (ولايت عامه) و يا فقط در بعضى از امور (ولايت خاصه). فرمانرواى عام را كه خليفه تعيين نموده وزير تفويض نمى تواند عزل و يا جابه جا كند. شرايط چنين فرمانروايى همان شرايط وزير تفويض است....

      [1]. فرمان حكومت كه از پادشاه يا امير به حاكم نوشته مى‏شود.

      [2]. وَيَجُوزُ لِلْخَلِيفَةِ أَنْ يُقَلِّدَ وَزِيرَيْنِ : وَزِيرَ تَفْوِيضٍ وَوَزِيرَ تَنْفِيذٍ فَيَكُونُ وَزِيرُ التَّفْوِيضِ مُطْلَقَ التَّصَرُّفِ وَوَزِيرُ التَّنْفِيذِ مَقْصُورًا عَلَى تَنْفِيذِ مَا وَرَدَتْ بِهِ أَوَامِرُ الْخَلِيفَةِ .

      فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
      الجاثیة:37

    14. صلوات ها 3 : مدیر سایت,رحیمی,صدیق
    15. #10
      کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت
      تاریخ عضویت : مهر/۱۳۸۸
      نوشته : 2,127 صلوات : 5,874
      مورد صلوات: 8,322 در 2,060
      حضور : 8 روز 10 ساعت 35 دقیقه
      دریافت : 0 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      صدرا آنلاین نیست.



      باب چهارم: فى تقليد الاماره على الجهاد (نصب فرمانده بر امر جهاد)
      جهاد اختصاص به جنگ با مشركين دارد و ولايت بر آن دو قسم است: يكى سياست گذارى در امور لشگريان و تدبير مسائل جنگ و ديگر اين كه تمامى مسائل مربوط به جهاد اعم از غنائم, عقد صلح و... بر عهدهء ولى آن باشد.
      سپس وظايف فرمانده را در ارتباط با لشگريان, اختلاف ميان آن ها, جاسوسان, پيران و زنان و كودكان و آن چه را كه بايد لشگريان بدانند, حقوقى كه خداوند و امير بر آن ها دارند... گوشزد مى كند.

      باب پنجم: فى الولايه على حروب المصالح (ولايت بر جنگ هاى مصلحت آميز)
      در اين باب به بحث دربارۀ جنگ هايى كه سود و آسايش امت اسلامى در آن است مى پردازد. و طى سه فصل دربارۀ كسانى كه بايد با آن ها جنگيد, سخن مى گويد: فصل اول دربارۀ مرتدان, فصل دوم باغيان و فصل سوم محاربان و راهزنان.

      باب ششم: فى ولايه القضاء (قضاوت)
      كسى مى تواند به قضاوت گمارده شود كه داراى هفت شرط باشد: مرد بالغ, عاقل, آزاد, اسلام, عدالت, سلامت گوش و چشم و عالم بودن.
      بايد ميزان ولايت, محل قضاوت, نوع قضاوت, اوقات قضاوت را براى قاضى مشخص كرد. جواز قضاوت براى معتقد به مذهب شافعى, چگونگى انعقاد ولايت قضا, خصوصيات قاضى مطلق التصرف و ميزان تصرفات او در امور, قاضى خاص العمل و محدودۀ تصرفات او.

      باب هفتم: فى ولايه المظالم (دادرسى)
      ولايت مظالم آن است كه فردى مقتدر كه داراى نفوذ كلام و با شخصيت و عفيف است, اشخاصى را كه نسبت به حقوق ديگران ظلم و تجاوزى كرده اند و يا مى كنند به طرف انصاف سوق دهد و نزاع كنندگان را از نزاع كردن بازدارد.
      مولف براى اين كه بيان كند ولايت بر مظالم از مسائل مهم در ادارۀ كشور است حكايت هايى چند از رسيدگى به مظالم در عهد نبى اكرم«صلی الله علیه وآله»و عمربن عبدالعزيز را ذكركرده, اضافه مى نمايد: پادشاهان ايرانى رسيدگى به مظالم را از اصول حكومت و عدالت مى دانستند به طورى كه جريان انصاف و عدالت را بدون آن ناممكن مى شمردند قريش نيز در عصر جاهليت براى رسيدگى به مظالم و انصاف دادن به مظلوم در مقابل ظالم پيمان بسته بودند سپس تفاوت قاضى و دادرس, و احكام مربوط به رسيدگى به مظالم, را ذكر مى كند.
      فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
      الجاثیة:37

    صفحه 1 از 14 12311 ... آخرینآخرین

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

    هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •