• Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • بی حالت
  • صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 23
    1. #11
      عضو آشنا
      تاریخ عضویت : آبان/۱۳۹۰
      نوشته : 16 صلوات : 3
      مورد صلوات: 64 در 14
      حضور : نامشخص
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      صابران آنلاین نیست.



      با سلام و عرض ادب
      خطبه شقشقیه از خطبه هایی است که بیش ترین اختلاف در مورد آن مطرح است امّا برای این که مستندات آن را خدمت شما برادر عزیز بیان کنم مقدمه ای را عنوان می نمایم .
      ابن ابی الحدید که از شارحان نهج البلاغه در قرن 7میباشد میگوید:«من این خطبه را نزد استادم ،مصدق بن شبیب ،خواندم واستادم ،ابوالخیر مصدق بن شبیب واسطی در گذشته به سال 605هجری ،در سال 603هجری برای من نقل کرد وگفت این خطبه را بر شیخ ابی محمدعبد الله بن احمد معروف به ابن خشاب خواندم ،چون به آخر آن که ابن عباس از نا تمامی آن تأسف می خورد رسیدم ،(استادم ابن خشاب )گفت :«اگر من این سخن را می شنیدم به ابن عباس می گفتم آیا چیز دیگری هم در دل پسر عمّت باقی مانده است که در این خطبه نیاورده باشد تا از نگفتن آنچه می خواست بگوید تأسف بخوری.»به خدا قسم نه از پیشینیان ونه از پسینیان ونه از هیچ کس که در دلش بوده ،کسی نمانده که یادی از او نکرده باشد جز رسول خدا (ص).
      مصدق ،استاد ابن ابی الحدید ،می گوید :«ابن خشاب اهل شوخی وخوشمزگی بود ؛از این رو به او گفتم :استاد ،پس به نظر شما این خطبه ساختگی است؟»
      ابن خشاب گفت :«به خدا قسم نه،من خوب میدانم کهاین خطبه از کلام اوست .همان گونه که نام تو مصدق است.»
      گفتم :«بسیاری از مردم می گویند این خطبه از کلمات خود رضی (ره)است .»
      گفت:«رضی وغیر رضی کجا واین سبک گفتار واین محتویات ؟رساله های رضی را ما دیده ایم ،شیوه و هنر نویسندگی او را هم می شناسیم ، نثر او را نمی توان به هیچ روی با این سخن مقایسه کرد .»
      سپس ابن خشاب گفت :«به خدا قسم این خطبه را در آثاری یافته ام که دویست سال پیش از سید رضی نگاشته شده بودند .به خط های دانشمندان وادیبانی نوشته شده که پیش از نقیب ،ابو احمد ،پدر رضی بوده اند ومن همه ی آن خط ها را می شناسم .»
      ابن ابی الحدید پس از این سخن ،می گوید :«من این خطبه را بارها در نوشته های استادم ابو القاسم بلخی ،امام معتزله ی بغداد دیده ام.»
      ابن ابی الحدید ،معتزلی است واز مشایخ خودش از بزرگان معتزله یاد می کند وبه آن ها اعتماد دارد .
      ابوالقاسم بلخی ،امام معتزله بغداد در روزگار خلافت المقتدر (مدتها پیش از سید رضی )می زیست .
      مقتدر خلیفه عباسی از سال 297هجری به خلافت رسید ودر سال 320 هجری هم کشته شد . تولد سید رضی در سال 359 هجری است .
      همچنین ابن ابی الحدید می گوید :«آن (خطبه شقشقیه )را بار ها در کتاب ابی جعفر ابن قبه ،یکی از متکلمان امامیه ،دیده ام وکتابش به الانصاف مشهور ومعروف است .»
      ابو جعفرمحمد ابن عبد الرحمن بن قبه رازی از متکلمان بزرگ شیعه است که در آغاز معتزلی واز شاگردان ابو القاسم بلخی بود وسپس به مذهب امامی در آمد .وی پیش از تولد سید رضی فوت کرد . او کتابی به نام الانصاف فی الامامه نگاشت که هم ابن ابی الحدید وهم پیش از ابن ابی الحدید ،قطب راوندی وابن میثم که از شارحان نهج البلاغه هستند ،این خطبه را در آن کتاب دیده اند.
      بحث ادامه دارد
      ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۰/۰۸/۱۷ در ساعت 10:47 PM

    2. صلوات : just.for.you
    3. #12
      عضو آشنا
      تاریخ عضویت : آبان/۱۳۹۰
      نوشته : 16 صلوات : 3
      مورد صلوات: 64 در 14
      حضور : نامشخص
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      صابران آنلاین نیست.



      با سلام واحترام
      ادامه بحث
      ناقلان خطبه شقشقیه
      پیش از سید رضی
      از جمله کسانی که پیش از تألیف نهج البلاغه این خطبه را در آثار خود آورده اند عبارتند از :
      1-ابو علی جبایی (م303ه )از سران معتزله که بخش هایی از خطبه را در کتابش آورده است .
      2-ابولقاسم بلخی کعبی (م319ه)از ائمهمعتزله است که ابن ابی الحدید میگوید من این خطبه را درنوشته های او دیده ام .
      3-ابن عبد ربه مالکی اندلسی (م328ه)در کتاب عقد الفرید (البته در چاپ های اخیر حذف شده است ولی در نسخه های خطی در کتاب خانه های مهم جهان مثل اسپانیا ،مراکش ،مصر ویا دیگر کشورها موجود است ).
      4-طبرانی ابو القاسم سلیمان بن احمد لخمی شامی (م360ه)

      بزرگان امامیه پیش از سید رضی
      از بزرگان پیش از سید رضی سه نفر این خطبه را نقل کرده اند :
      1-شیخ صدوق (م381ه)این خطبه را به دو طریق وبا اختلاف در روایت در کتاب علل الشرایع و معانی الاخبار خود نقل کرده است .
      2-ابو احمد حسن ابن عبدالله بن سعید عسکری (م382ه)وی دایی ابو هلال عسکری است. شیخ صدوق از فول ایشان خطبه شقشسقیه را نقل کرده است.
      3-ابو هلال حسن ابن عبدالله بن سهل عسکری (م395ه)او این خطبه را در کتاب اوائل نفل کرده است .
      بحث ادامه دارد

    4. صلوات ها 2 : just.for.you,پیام
    5. #13
      عضو آشنا
      تاریخ عضویت : آبان/۱۳۹۰
      نوشته : 16 صلوات : 3
      مورد صلوات: 64 در 14
      حضور : نامشخص
      دریافت : 1 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ :
      صابران آنلاین نیست.



      با سلام وعرض ادب
      ادامه بحث
      معاصر سید رضی
      کسان دیگری هم زمان با سید رضی وتألیف نهج البلاغه ،این خطبه را به صورت کامل یا قطعه ای از آن را نقل کرده اند . منقولات آنان با روایتی که سید رضی در نهج البلاغه آورده است ،اختلاف دارد واین دو گانگی نشان می دهد که منبع آن ها با منبع سید رضی یکی نبوده است . بنابراین ،ایشان این خطبه را نه تنها از نهج البلاغه نگرفته اند بلکه منبعشان هم غیر از منبعی بوده که سید رضی در نقل این خطبه از آن استفاده کرده است . این افراد عبارتند از :
      1-ابو بکر مردویه حافظ اصفهانی (م410ه) ایشان صاحب تفسیر ،تاریخ ،وامام در حدیث و بصیر در آن است واین خطبه را به طور کامل روایت کرده است .
      2-شیخ مفید (م413ه)شیخ این خطبه را در کتاب «الارشاد »نقل کرده است . ولی روایت شیخ با روایت سید رضی اختلاف دارد و گویا ی آن است که شیخ مفید این روایت را از شاگرد خودش سید رضی نگرفته است بلکه آن را از منبع دیگری نقل کرده است .
      3-قاضی عبد الجبار معتزلی (م415ه)از آثار مشهور او «المغنی )در علم کلام است و ابن ابی الحدید قطعاتی از خطبه شقشقیه را از کتاب المغنی نقل کرده است .
      4-ابو سعید آبی وزیر مجد الدوله (م422ه)وی این خطبه را در دو کتاب «نثر الدرر»و«نزهة الادیب»نقل کرده است.
      5- سید مرتضی (م436ه)ایشان در کتاب الشافی مقداری از این خطبه را آورده است . در ضمن کتاب مستقلی در شرح این خطبه داشته که اکنون در دسترس نیست .

      پس از سید رضی
      افرادی در قرن 4و5 این خطبه را نقل ،یا آن را شرح کرده اند ویا قسمتی از آن را در آثار خود آورده اند در روایت این افراد نیز اختلاف وجود دارد که خود گویای آن است که ایشان نیز این خطبه را از نهج البلاغه نگرفته اند . این افراد عبارتند از :

      1-شیخ طوسی (م460ه)
      2-قطب الدین راوندی (م573ه)
      3- طبرسی در کتاب «الاحتجاج»
      4- ابن جوزی (م654ه)وی این خطبه را در کتاب «تذکرة الخواص »از قول استادش ابو القاسم النفیس الانباری به سند خودش تا ابن عباس نقل می کند .
      5-ابن میثم بحرانی
      6- علامه حلی در کتاب کشف الحق این خطبه را نقل کرده است .
      7- شیخ قطیفی می گوید :من این خطبه را در جلد چهارم القد الفرید دیدهام .
      لغات این خطبه در کتب لغت شناسان
      علاوه بر بر منابع پیش ذکر شده فبرخی از کلمات این خطبه چنان مشهور بوده که واژه شناسان ونویسندگان کتاب های لغت ویا غریب الحدیث آن را به عنوان شاهد نقل کرده اند از جمله :
      1-ابن اثیر در کتاب «النهایه فی غریب الحدیث »
      2-فیروز آبادی در «قاموس المحیط »
      3-ابن منظور در «لسان العرب »
      4-میدانی در« مجمع الامثال »
      نتیجه گیری
      از آنچه تا کنون گفته شد می توان فهمید که خطبه شقشقیه که بسیاری از مخالفان درستی استناد نهج البلاغه به امیر المومنین ،در آن شک دارند منابع واسناد فراوانی دارد که هیچ شک وشبهه ای باقی نمی گذارد .با این حال هنوز این پرسش به قوت خود باقی است که سید رضی این خطبه را از چه منبعی نقل کرده است ؟سید رضی این پرسش را اشکارا جواب نمی دهد ،اما به هنگام نقل داستان وزمینه ی صدور این خطبه ،آن را به ابن عباس نسبت می دهد .وظاهراًتمامی ناقلان ،آن را به ابن عباس نسبت می دهند .
      این فراتر از روشن ساختن منبع سخن ،نشان می دهد که امیر المومنین از گلایه وشکایت نسبت به خلافت وجریان های گذشته ،تا آخر عمر اکراه داشته واین موضوع را تنها در جلسه خصوصی بیان کرده است . ابن عباس ناقل این خطبه است واین خطبه از طریق او به دست ما رسیده است . بنابر این ،اتهام برساختگی این خطبه که بیش از همه مورد شک است به هیچ وجه به دامان سید رضی نمی چسبد .و اسناد ومنابع این خطبه در کتاب های مختلف موجود است .

    6. صلوات : just.for.you
    7. #14
      کارشناس پاسخگوی قرآن و حدیث
      تاریخ عضویت : آبان/۱۳۸۸
      نوشته : 1,541 صلوات : 1,803
      مورد صلوات: 7,065 در 1,425
      حضور : 9 روز 3 ساعت 43 دقیقه
      دریافت : 9 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      مجید آنلاین نیست.

      بررسی اعتبار خطبه شقشقیه واثبات صحت




      با صلوات بر محمد و آل محمد
      وسلام بر عاشقان مولا علی (ع)
      در با ره خطبه سوم نهج البلاغه(خطبه شقشقیه) مطالبی را جمع آوری کرده ام که خدمت عزیزان عرضه می دارم ،امیدوارم خداوند به فضل خود از ما بپذیرد .
      مقدمه
      نهج البلاغه که گزیده ای از سخنان امیر المؤمنین علی (ع)است ، جمع آوری آن توسط سید رضی در سیزدهم رجب سال 400ه .ق به پایان رسید. این مجموعه از نظر خود سید رضی ،در فصاحت وبلاغت وزیبایی ، بر دیگر سخنان آن حضرت تر جیح دارد .
      از آن جا که او سخنان را گزیده آورده است ،گاهی از چند خطبه وکلام ،یک خطبه و کلام ساخته واز یک خطبه ی مفصل،تنها به چند سطر بسنده کرده و گاهی بیش تر آن را آورده است. بنابر این به نظر نمی رسیده است که مانند یک مجموعه حدیثی یا حتی تاریخی ویا فقهی نیازی به آوردن سند ومدرک برای آن ها باشد. از سویی در آن زمان تألیفات این چنینی هم رایج بوده است . در آن روزگار ،کتاب های موعظه و حکمت و نگاشته های ادبی فراوانی پیش وپس از زمان نهج البلاغه وبه هنگام گردآوری آن تألیف شده که سند و مدرکی نداشته است و اصلاًبرای چنین سخنان حکمت آمیزی به ذکر سند ومدرک نیازی نبوده است؛زیرا همه ی مردم آن را می پذیرفتند .
      خصوصاً نهج البلاغه که از همان روزی که در سال 400پا به عرصه ی وجود نهاد ،مورد توجه دانشمندان ،ادیبان و همه ی کسانی که خواستار سخن حق ،موعظه وحکمت بودند ،قرار گرفت وهنوز هم بدان توجه می شود وبه آن استناد می کنند [1].
      بررسی لغت شقشقیه
      شقشقیه :( بكسر شين )که جمع آن شقاشق است ودر لغت به معنای پاره ی گوشتی است به رنگ جگر سفید ،که وقت هیجان و ناراحتی از دهان شتر خارج می شود،صدای شتر را در آن وقت «هدیر»گویند[2] ، و به خطيب مى‏گويند: ذر شقشقه تشبيها لها بالفحل( هدر) ترديد و ترجيع صوت در حنجره.

      نام های مختلف خطبه
      این خطبه را شقشقيّه ،و« شقشقيّه علوّيه» وهم چنین «مقمّصه»نامیده اند به جهت این که در اولش کلمه ی «تقّمص»آمده است همچنان كه نام بعضی سوره‏ها قرآن را این گونه انتخاب کرده اند .[3] و اين از خطبه‏هاى مشهور امير المؤمنين( عليه السّلام) ميباشد. همچنين سيد رضى (ره)در اول اين خطبه این گونه آورده است: «و من خطبة له عليه السّلام المعروفة بالشّقشقيّة؛ يعنى یكى از خطبه‏هاى آن حضرت كه معروف به شقشقيه مى‏باشد» دليل ديگرى است كه اين خطبه با همين نام «شقشقيه» ميان اهل علم آن عصر مشهور و معروف بوده است.[4]
      و این خطبه از خطبه‏هایی است كه بيش از تمام خطابه‏ها دیگر مورد نقد و ايراد قرار گرفته است.که در این تحقیق بر آن هستیم که اسناد آن را مشخص کرده و اثبات کنیم که این خطبه از حضرت امیر المؤمنین (ع)می باشد.
      آدرس خطبه در نسخ مختلف
      در نسخ مختلف به شماره های ذیل می باشد :
      1- المعجم،خطبه 3
      2-صبحى،خطبه 3
      3-فيض،خطبه 3
      4- ابن ميثم، خطبه3
      5- فى ظلال، خطبه3 خطبه شقشقیه که با عبارت «اما و اللّه لقد تقمصها فلان و انه ليعلم ان محلى...»آغاز می شود
      6- الخوئى، خطبه3
      7- ابن ابى الحديدى، خطبه 3
      8- عبده، خطبه 3
      9- ملا فتح اللّه، خطبه 4
      10- ملا صالح، خطبه 3([5])
      موضوع خطبه
      خطبه شقشقیه سومین خطبه نهج البلاغه می باشدکه امام به تظلّم و شكايت در امر امامت و ولايت و غصب خلافت توسط ابوبکر،عمر وعثمان پرداخته و پس از بيان تاريخ مسأله خلافت از ماجراى آن گله مى‏كند و از شكيبايى خويش سخن می گويد و مى‏فرمايد: با آنكه من(علی) از ديگران براى احراز مقام خلافت سزاوارتر بودم، امّا اولو الامر و اهل حل و عقد از من روى گردانيدند، ولى من بر اين تجاوز و تعدى شكيبای کردم تا اين كه در چهارمين مرتبه مردم با اصرار از من خواستند تا بار سنگين خلافت را به دوش بگيرم. امّا پس از بيعت گروهى پيمان شكستند و طايفه‏اى مخالفت كردند و آتش جنگ ميان مسلمانان شعله‏ور گرديد و اگر ياران من نبودند و دستور الهى بر يارى مظلومان نبود، روى از خلافت بر مى‏كشيدمو افسار آن رابر گردنش می انداختم.[6]
      علت مخالفت بااین خطبه
      منشأمخالفت با این خطبه تعصب به صحت خلافت خلفای گذشته می باشد ،زیرا دراین خطبه امام علی(علیه السلام) حقانيّت نفس شريفش را به مقام ولايت و وصايت پيامبر (ص) بيان نموده و این نکته را متذکر شده که این سه خلیفه هیچ یک مطابق اسلام عمل نکردندو آنها « تقمّص » خلافت نمودندو اين معنى را كه امام مى‏فرمايد: « و انّه ليعلم انّ محلّى منها محلّ القطب من الرّحى» واین در حالی بود كه ناصر و ياوری نيافتم تا به مطالبه حقّ خود بپردازم و در ماندم در حالى كه‏ در گلويم استخوان و در چشمم خاشاك مانده بود.« طفقت ارتابى انّ اصول بيد جذّاء او طخية عمياء فصبرت و فى العين قذى و فى الحلق شجى ارى تراثى نهبا» وهم چنین فرمود: «فادلى بها الى ابن الخّطاب »ونیز فرمود:« تشطّرا ضرعيها» پس دلیل انکار این خطبه از طرف بعضی به خا طر اين است كه این خطبه مشتمل بر طعن به خلفای گذشته است،لذا یا این خطبه را انكار كرده‏اند ويااينکه آن را تاويل برده‏اند،که اين انكار و این تأویل مردود است ، زيرا كه چه بسيار كلام مشا به اين تظلّم و شكايت صادر شده و به تواتر نقل شده است از اين جمله است كه به ابوبكر گفته:« انا الحقّ بهذا الأمر منكم و أنتم اولى بالبيعة لى» به ابو عبيده فرمود:( وقتى كه ابو عبيدة خواست با ابوبكر بيعت نمايد)« اللّه اللّه يا معشر المهاجرين لا تخرجوا سلطان محمّد (ص) فى العرب عن داره و عقربيته و لا تدفعوا اهله عن مقامه فو اللّه لنحن احقّ النّاس به» و فرمود:« اللّهمّ فاجز قريشا عنّى الجوازىفقد قطعت رحمى و تظاهرت علىّ، و دفعنى عن حقّى، و سلبتنى سلطان ابن اخى، و سلّمت ذلك الى من ليس مثلى فى قرابتى من الرّسول و سابقتى فى الأسلام الّا ان يدعّى مدّع ما لا أعرفه» (تاريخ الخلفاء در جواب نامه معاويه نوشته:)« و ذكرت حسدى للخلفاء و إبطائى عنهم و الكراهيّة لامرهم فلست اعتذر الى النّاس من ذلك بل عرفت انّ حقّى هو المأخوذ و قد تركته لهم ...»[7]
      ادامه دارد...


      [1] -جزوه استنادنهج البلاغه وکتاب شناسی ،سید محمد مهدی جعفری ،ص 12

      2-مفردات نهج البلاغه، علی اکبر قرشی،ج2،ص38-39

      [3] -شرح نهج البلاغه(مدرس وحید)،ج2،ص243

      [4] -در پیرامون نهج البلاغه،ص71-72

      [5] -شرح نهج البلاغه(مدرس وحید)ج2،ص251

      [6] -ترجمه استنادنهج البلاغه،ص38

      [7] 6-در پیرامون نهج البلاغه،ص250

    8. صلوات ها 2 : just.for.you,رضا
    9. #15
      کارشناس پاسخگوی قرآن و حدیث
      تاریخ عضویت : آبان/۱۳۸۸
      نوشته : 1,541 صلوات : 1,803
      مورد صلوات: 7,065 در 1,425
      حضور : 9 روز 3 ساعت 43 دقیقه
      دریافت : 9 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      مجید آنلاین نیست.

      بررسی اعتبار خطبه شقشقیه واثبات صحت آن




      با صلوات بر محمد وآل محمد
      و سلام بر پویندگان راه حق
      در ادامه بررسی خطبه شقشقیه توجه شما عزیزان را به مطالبی دیگر معطوف می دارم .
      شروح خطبه شقشقیه
      از آن جاکه این خطبه از اهميّت خاصی بر خوردار است علماء و ادبا اهتمام خاصّی كرده و شروح مستقلّى در این زمینه نوشته‏اندکه به برخی از آنها در این جا اشاره می کنیم :
      1- سيّد مرتضى علم الهدى متوّفى (436)
      2- شرح الخطبة الشقشقية؛ سيّد علاء الدّين گلستانه كه از شرّاح نهج البلاغه است،
      3- صاحب كتاب (نهج اليقين) متوّفى(1100)
      4- شرح الخطبة الشقشقيّه ؛مولى ابراهيم
      5- شرح الخطبة الشقشقيّه؛ ابى المآلى محمّد ابراهيم الكلباسى- متوفّى(1215)
      6- شرح الخطبة الشقشقيّه؛(فارسى)،سيّد محمّد عبّاس التّسترى الكهنوى متوفّى(1306) 7- شرح الخطبة الشقشقيّه ؛ تاج العلماء سيّد علّى بن دلدار متوفّى (1312)
      8- شرح الخطبة الشقشقيّه ؛ شيخ هادى الثانّى،
      9- شرح- الخطبة الشقشقيّه؛ سيّد على الا
      10- شرح الخطبة الشقشقيّه؛ شاعر اديب سيّد جعفر، سيّد صادق حامد[1]
      متن خطبه ی شقشقیه در نسخ مختلف
      راجع به خطبه شقشقيه ‏گفته شده است هيچ يك از دانشمندان و كسانى كه بهره‏اى از علم و دانش دارند، نمى‏توانند آن را از سيد رضى(ره) بدانند.
      زيرا بيشتر ادباء و دانشمندان عصر سيد رضى(ره) آن خطبه را در كتابهاى خود نقل كرده و با صراحت مانند ساير مسلمات به على (عليه السّلام) نسبت داده‏اند. مانند وزير ابو سعيد آبى متوفى به سال (422 ه)در كتاب «نثر الدرر» و «نزهة الاديب».
      بديهى است كه اگر اين خطبه ساخته يكى از دانشمندان آن عصر بود، از نظر علماى عصر پوشيده نمى‏ماند، و از آن مطلع مى‏شدند، و حس رقابت و معاصرت آنها را وادار مى‏كرد كه سازنده آن را به مردم معرفى كنند، و بنويسند كه این خطبه از نويسندگان معاصر است.
      دليل اين كه خطبه شقشقيه را وزيرابو سعید آبى در كتاب خود آورده واز «نهج البلاغه» سيد رضى(ره) نگرفته است، اختلاف مختصرى است كه در بعضى الفاظ و جمله‏هاى آن ديده مى‏شود. (چنانكه به زودی آن را با هم مقايسه خواهیم كرد)
      به علاوه شيخ مفيد -محمد بن محمد بن نعمان(ابن معلم)-، علامه بزرگ و پيشواى دانشمندان عقائد و مذاهب بغداد كه خود استاد سيد رضى(ره) بوده و در دوران دولت آل بويه ‏زندگی می کرده است، و سيد رضى(ره) هم در اوائل سن خود نزد وى تحصيل كرده است ، كتابى را در مناقب ائمه بنام «الارشاد» تأليف نموده و نزد شيعه‏ از مسلمات است كه از تأليفات اوست، بسيارى از خطبه‏هاى امام (عليه السّلام) و از جمله خطبه شقشقيه در آن آمد است. وى در آغاز نقل خطبه مزبور مى‏نويسد: گروهى از راويان حديث به طرق مختلف از عبداللّه بن عباس روايت كرده‏اند كه گفت من در «رُحبه» نزد امير المؤمنين (عليه السّلام) بودم و از خلافت و اين كه ديگران در اين منصب بر آن حضرت پيشى گرفتند سخن به ميان آمد. حضرت آه سردى از اعماق دل كشيد. آن گاه فرمود: «و اللّه لقد تقمّصها ابن ابى قحافة». اين اول خطبه شقشقيه است .(كه توضيح خواهيم داد)
      این سخن صحیح نیست كه گفته شود شيخ مفيد اين خطبه را از «نهج البلاغه» شاگرد خود سيد رضى(ره) نقل كرده است. زيرا اولا سيد رضى(ره) در «نهج البلاغه» سند اين خطبه را نقل نكرده است، بلكه فقط مى‏گويد: «من خطبة له و هى المعروفة بالشّقشقيّة، أما و اللّه لقد تقمّصها...» در صورتى كه استادش شيخ مفيد داستان و سند آن را هم نقل كرده است، به علاوه شيوه دانشمندان هميشه اين بوده است كه شاگردان از استادان خود چيزى نقل مى‏كردند نه اين كه استادان از شاگردان دليل اين كه شيخ مفيد خطبه شقشقيه را از «نهج البلاغه» نقل نكرده اين است كه بعضى الفاظ و جملات آن با هم فرق دارند (چنانكه هنگام مقايسه معلوم مى‏شود).
      از آنچه گفتيم اين نتيجه را مى‏گيريم كه سيد رضى(ره) خطبه شقشقيه را از منبعى كه داشته است گرفته، و استاد وى شيخ مفيد از منبع ديگرى نقل كرده است، و وزيرابو سعیدآبى نيز منفردا از منبع سومى آن را گرفته است. درعين حال روح مطلب در همه يكسان بوده، و مفاد همه يكى است.
      امّا آنچه را که در منابع ديگراز هم عصران سید رضی(ره) آمده است در این جا می آوریم تامقايسه نموده و تفاوت الفاظ و جملات آن را به خوبى با متن نهج البلاغه دريابيم.

      خطبه شقشقيه در كتاب «وزيرابو سعید آبى»
      قال الوزير: و ذكرت عنده الخلافة فقال: « لقد تقمصها ابن ابى قحافة و هو يعلم ان محلى منها محل القطب ينحدر عنى السيل و لا يترقى الى الطير، فصبرت و فى الحلق شجى و فى العين قذى لما رأيت تراثى نهبا فلما مضى لسبيله صيرها الى اخى عدى، فصيرها فى ناحية خشناء تمنع مسها، و يعظم كلامها، فمنى الناس بتلوم و تلون و زلل و اعتذار، فلما مضى لسبيله صيرها الى فئة و زعم انى احدهم فياللّه و للشورى متى اعترض فى الريب فاقرن بهذه النظائر، فمال رجل لضغنه و صغى آخر لصهره، و قام ثالث القوم نافجا حضنيه بين نثيله و معتلفه، و قام معه بنو ابيه يهضمون مال اللّه هضم الابل نبتة الربيع، فلما اجهز عليه عمله و مضى لسبيله، ما را عنى الا و الناس سراعا كعرف الضبع، انثالوا على من كل فج حتى وطئ الحسنان و انشق عطفاى، فلما نهضت بالامر نكثت طائفة و مرقت اخرى و فسق آخرون، كانهم لم يسمعوا كلام اللّه تعالى يقول: «تلك الدار الآخرة نجعلها للذين لا يريدون علواً فى الارض و لا فساداً و العاقبة للمتقين» بلى و اللّه لقد سمعوها و لكنهم احلولت الدنيا فى عيونهم و راعهم زبرجها. اما و اللّه لو لا حضور الحاضر و لزوم الطاعة و ما اخذ اللّه على العبادان لا يقروا كظلة ظالم و لا سغب مظلوم لالقيت حبلها على غاربها و لسقيت آخرها بكأس اولها و لا لفيتم دنياكم هذه اهون عندى من عفطة عنز:
      سيّان ما يومى على كورها و يوم حيّان اخى جابر

      فقام رجل من القوم ناوله كتابا شغل به. قال ابن عباس: فقمت اليه و قلت: يا امير المؤمنين لو بلغت مقالتك من حيث قطعت فقال: هيهات كانت «شقشقة» هدرت ثم قرت.»[2]
      خطبه شقشقيه در ارشاد« شيخ مفيد»
      «اما و اللّه لقد تقمصها ابن ابى قحافة، و انه ليعلم ان محلى منها محل القطب من الرحى، ينحدر عنى السيل، و لا يرقى الى الطير، لكنى سدلت دونها ثوبا و طويت عنها كشحا و طفقت ارتاءى بين ان اصول بيد جزاء او اصبر على طخية عمياء يهرم فيها الكبير، و يشيب فيها الصغير، و يكدح فيها مؤمن حتى يلقى ربه، فرايت ان الصبر على هاتا احجى، فصبرت و فى العين قذى و فى الحلق شجى ارى تراثى نهبا، الى ان حضره اجله فأدلى بها الى (عمر) فيا عجبا بينا هو يستقيلها فى حياته اذ عقدها لاخر بعد وفاته لشد ما تشطر ضرعيها:
      «شتان ما يومى على كورها و يوم حيّان اخى جابر»

      فصيرها- و اللّه- فى ناحية خشناء يجفو مسها و يغلظ كلمها و يكثر العثار و الاعتذار منها، صاحبها كراكب الصعبة، ان اشنق لها خرم و ان اسلس لها عسف، فمنى الناس- لعمر اللّه- بخبط و شماس و تلون و اعتراض. الى ان حضره الوفاة فجعلها شورى بين جماعة زعم انى احدهم فياللّه و للشورى متى اعترض فى الريب مع الاولين منهم حتى صرت‏ الان اقرن بهذه النظائر لكنى اسفت اذا اسفوا: و طرت اذا طاروا صبرا على طول المحنة و انقضاء المدة.
      فمال رجل لضغنه و صغى آخر لصهره مع هن و هن، الى ان قام ثالث القوم نافجا حضنيه بين نثيله و معتلفه، و اسرع معه بنو أبيه يخضمون مال اللّه خضم الابل نبتة الربيع، الى ان ثوت بطنته و اجهز عليه عمله، فما راعنى من الناس الاوهم رسل الى كعرف الضبع يسألونني ان أبايعهم و انثالوا على حتى لقد وطئ الحسنان و شق عطفاى، فلما نهضت بالامر نكثت طائفة و مرقت اخرى و قسط آخرون.
      كانهم لم يسمعوا اللّه تعالى يقول: «تلك الدار الاخرة نجعلها للذين لا يريدون علوا فى الارض و لا فسادا و العاقبة للمتقين» بلى و اللّه لقد سمعوها و وعوها و لكن حليت دنياهم فى اعينهم و راقهم زبرجها.
      اما و الذى فلق الحبة و برأ النسمة لو لا حضور الحاضر و لزوم الحجة بوجود الناصر، و ما اخذ اللّه على العلماء ان لا يقاروا الى اولياء الامر الا يقروا على كظة ظالم و لا سغب مظلوم لالقيت حبلها على غاربها، و لسقيت آخرها بكاس اولها و لا لفوا دنياهم هذه ازهد عندى من عفطة عنز.
      قال: فقام اليه رجل من اهل السواد، فناوله كتابا فقطع كلامه، قال ابن عباس: فما اسفت على شي‏ء و لا تفجعت كتفجعى على ما فاتنى من كلام امير المؤمنين (عليه السّلام) فلما فرغ من قراءة الكتاب قلت: يا امير المؤمنين لو اطردت مقالك من حيث انتهيت اليها فقال: هيهات هيهات يابن عباس كانت شقشقة هدرت ثم قرّت.»[3]
      خطبه شقشقيه در نسخه برقى از كتاب «علل الشرائع»
      «و اللّه لقد تقمصها ابن ابى قحافة و انه ليعلم ان محلّى منها محل‏القطب من الرحى، ينحدر عنه السيل و لا يرتقى اليه الطير، فسدلت دونها ثوبا و طويت عنها كشحا، و طفقت ارتاءى بين ان اصول بيد جزاء او اصبر على طخية عمياء، يشيب فيها الصغير و يهرم فيها الكبير، و يكدح فيها مؤمن حتى يلقى ربه، فرأيت ان الصبر على هاتى احجى، فصبرت و فى القلب قذى و فى الحلق شجى ارى تراثى نهبا، حتى مضى لسبيله فادلى بها الى فلان بعده فيا عجبا بينا يستقيلها فى حياته اذ عقدها لاخر بعد وفاته، فصيرها و اللّه فى حوزة خشناء يخشن مسها و يغلظ كلمها و يكثر العثار و الاعتذار منها، فصاحبها كراكب الصعبة ان عنف بها حرن، و ان اسلس بها غسق، فمنى الناس- لعمر اللّه- بخبط و شماس و تلون و اعتراض مع هن و هن، فصبرت على طول المدة و شدة المحنة حتى اذا مضى لسبيله جعلها فى جماعة زعم انى منهم فيا للّه و للشورى، متى اعترض الريب فى مع الاول منهم حتى صرت اقرن الى هذه النظائر، فمال رجل لضغنه و اصغى آخر لصهره و قام ثالث القوم نافجا حضنيه بين نثيله و معتلفه، و قام معه بنو ابيه يهضمون مال اللّه هضم الابل نبتة الربيع حتى اجهز عليه عمله و كبت به مطيبته، فما راعنى الا و الناس الى كعرف الضبع قد انثالوا على من كل جانب حتى لقد وطئ الحسنان و شق عطفاى، حتى اذا نهضت بالامر نكثت طائفة و فسقت اخرى و مرق آخرون كأنهم لم يسمعوا للّه تبارك و تعالى يقول: «تلك الدار الاخرة نجعلها للذين لا يريدون علوا فى الارض و لا فسادا و العاقبة للمتقين».
      بلى، و اللّه لقد سمعوها و لكن احلولت الدنيا فى اعينهم و راقهم زبرجها، و الذى فلق الحبة و برء النسمة لولا حضور الحاضر و قيام الحجة بوجود الناصر، و ما اخذ اللّه على العلماء الا يقروا على كظة ظالم و لا سغب مظلوم، لا لقيت حبلها على غاربها و لسقيت آخرها بكأس اولها الفيتم دنياكم ازهد عندى من عفطة عنز. قال: و ناوله رجل من اهل السواد كتابا فقطع كلامه و تناول الكتاب.
      فقلت: يا امير المؤمنين لو اطردت مقالتك الى حيث بلغت فقال: هيهات هيهات يابن عباس تلك شقشقة هدرت ثم قرت. قال ابن عباس: فما اسفت على كلام قط كاسفى على كلام امير المؤمنين (عليه السّلام) اذ لم يبلغ منه حيث اراد. »[4]
      خطبه شقشقيه در نسخه جلودى
      «و اللّه لقد تقمصها اخو تيم و انه ليعلم ان محلى منها محل القطب من الرحى ينحدر منه السيل و لا يرتقى اليه الطير، فسدلت دونها ثوبا و طويت عنها كشحا و طفقت ارتاءى بين ان اصول بيد جزاء او اصبر على طخية عمياء يدب فيها الصغير و يهرم فيها الكبير و يكدح مؤمن حتى يلقى اللّه، فرأيت الصبر على هاتين احجى فصبرت و فى العين قذى و فى الحلق شجى ارى تراثى نهبا حتى مضى لسبيله عقدها لاخى عدى بعده فيا عجبا بينا هو يستقيلها فى حياته اذ عقدها لاخر بعد وفاته فصيرها و اللّه فى حوزة يخشن مسها و يغلظ كلمها و يكثر العثار و الاعتذار فصاحبها كراكب الصعبة ان عنف بها حرن و ان اسلس بها عسف فمنى الناس بتلون و اعتراض و بلوى مع هن و هن فصبرت على طول المدة و شدة المحنة حتى اذا مضى لسبيله جعلها فى جماعة زعم انى منهم فياللّه و للشورى متى اعترض الريب فى مع الاول حتى صرت اقرن بهذه النظائر فمال رجل بضغنه و اصغى آخر لصهره و قام ثالث القوم نافجا حضنيه بين نثيله و معتلفه، و قام معه بنو أبيه يهضمون مال اللّه هضم الابل نبتة الربيع حتى اجهز عليه عمله، فما راعنى الا و الناس الى كعرف الضبع قد انثالوا على من كل جانب حتى لقد وطئ الحسنان و شق عطفاى،حتى اذا نهضت بالامر نكثت طائفة، و فسقت اخرى و مرق آخرون كأنهم لم يسمعوا قول اللّه تبارك و تعالى: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ بلى و اللّه لقد سمعوا و لكن احلولت الدنيا فى اعينهم و راقهم زبرجها و الذى فلق الحبة و برء النسمة لو لا حضور الحاضر و قيام الحجة و ما اخذ اللّه على العلماء ان لا يقرّوا على كظة ظالم و لا سغب مظلوم و لا لقيت حبلها على غاربها و لسقيت آخرها بكاس اولها و لا لفيتم دنياكم عندى ازهد من حبقة عنز قال: و ناوله رجل من اهل السواد كتابا فقطع كلامه و تناول الكتاب فقلت: يا امير المؤمنين لو اطردت مقالتك الى حيث بلغت فقال: هيهات يا بن عباس تلك شقشقة هدرت ثم قرت فما اسفت على كلام قط كأسفى على كلام امير المؤمنين (صلوات اللّه عليه) انه لم يبلغ حيث اراد.»[5]
      ادامه دارد... التماس دعا




      [1] -شرح نهج البلاغه(مدرس وحید)،ص248

      [2] -در پیرامون نهج البلاغه،ص60

      [3] -در پیراموننهج البلاغه،ص67

      [4] -در پیرامون نهج البلاغه،صص 68-70

      [5] -در پیرامون نهج البلاغه،صص70-71

    10. صلوات ها 3 : just.for.you,پیام,رضا
    11. #16
      کارشناس پاسخگوی قرآن و حدیث
      تاریخ عضویت : آبان/۱۳۸۸
      نوشته : 1,541 صلوات : 1,803
      مورد صلوات: 7,065 در 1,425
      حضور : 9 روز 3 ساعت 43 دقیقه
      دریافت : 9 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      مجید آنلاین نیست.

      بررسی اعتبار خطبه شقشقیه واثبات صحت آن




      با صلوات بر محمد وآل محمد
      وسلام بر پویندگان راه مولی علی (ع)
      در ادامه ی بحثی که در مورد خطبه ی شقشقیه داشتیم برخی از دیدگاه های مختلف را در این زمینه خدمت شما عرض می کنیم .
      دیدگاه ابن ابی الحدید واستادش
      ابن ابی الحدیدکه شارح نهج البلاغه در قرن هفتم است واز سال 644تا 649 هجری در طول پنج سال نهج البلاغه را شرح کرده است، می گوید:
      من این خطبه را نزد استادم مصدق ابن شبیب خواندم واستادم، ابو الخیر مصدق ابن شبیب واسطی در گذشته به سال( 605 ه)، در سال 603 هجری برای من نقل کردوگفت این خطبه را بر شیخ ابی محمد عبد الله بن احمد معروف به ابن خشاب خواندم، چون به آخر آن که ابن عباس از نا تمام ماندن آن تأسّف می خورد رسیدم،[ استادم، ابن خشاب] گفت:« اگر من این سخن را می شنیدم به ابن عباس می گفتم آیا چیز دیگری هم در دل پسر عمّت باقی مانده است که در این خطبه نیاورده باشد تا از نگفتن آن چه می خواست بگوید تأسف بخوری». به خدا قسم نه از پیشینیان ونه از پسینیان ونه از هیچ کس که در دلش بوده، کسی نمانده که یادی از او کرده باشد جز رسول خدا(صل الله علیه و آله).
      مصدق،استاد ابن ابی الحدید، می گوید:« ابن خشاب اهل شوخی وخوشمزگی بود؛ از این رو به اوگفتم: استاد، پس به نظر شما این خطبه ساختگی است؟»
      گفت:« به خدا قسم نه، من خوب می دانم که این خطبه از کلام او است. همان گونه که می دانم نام تو مصدق است.»
      گفتم:« بسیاری از مردم می گویند این خطبه از کلام خود رضی(ره) است.»
      گفت :« رضی و غیر رضی کجا و این سبک گفتار واین محتویات؟ رساله های رضی را ما دیده ایم، شیوه و هنر نویسندگی او را هم می شناسیم، نثر او را نمی توان به هیچ روی با این سخن مقایسه کرد.»
      سپس ابن خشاب گفت:« به خدا قسم این خطبه را در آثاری یافته ام که دویست سال پیش از سید رضی نگاشته بودند. به خط های دانشمندان و ادیبانی نوشته شده که پیش از نقیب، ابو احمد، پدر رضی بوده اند ومن همة آن خط ها را می شناسم.»
      ابو احمد متولد (303. ه) است. بر این پایه می توان گفت که منظور او اواخر قرن اول ویا قرن دوم هجری است. به هر حال ابن خشاب این خطبه را دیده است.
      ابن ابی الحدید پس از این سخن می گوید:« من این خطبه را بار ها در نو شته های ابو القاسم بلخی، امام معتزلة بغداد دیده ام.»
      ابن ابی الحدید، معتزلی است و از مشایخ خودش از بزرگان معتزله یاد می کند وبه آن ها اعتماد دارد.
      ابو القاسم بلخی، امام معتزلة بغداد در روز گار خلافت المقتدربالله(سال ها پیش از سید رضی) می زیسته . مقتدربالله خلیفة عباسی از سال 297 هجری به خلافت رسید و در سال 320 هجری هم کشته شد. تولد سید رضی در سال 359 هجری است.
      همچنین ابن ابی الحدید می گوید:« آن (خطبه شقشقیه) را بارها در کتاب ابی جعفر ابن قبه، یکی از متکلمان امامیه، دیده ام و کتابش به« الانصاف » مشهور و معروف است.»
      ابو جعفر محمد ابن عبد الرحمن ابن قبه رازی از متکلمان بزرگ شیعه است که در آغاز معتزلی و از شا گردان ابو القاسم بلخی بود و سپس به مذ هب امامی در آمد. وی پیش از تولد سید رضی(ره) فوت کرد. او کتابی به نام «الانصاف فی الامامه» نگاشت که هم ابن ابی الحدیدو همپیش از ابن ابی الحدید ، قطب راوندی و ابن میثم که از شار حان نهج البلاغه هستند،این خطبه را در آن کتاب دیده اند.[1]
      دیدگاه احمد زکی
      احمد زكى استاد دانشگاه مصر در كتاب «على بن ابي طالب» صفحه 35 سطر 9 مى‏نويسد: «... از بيانات سابق روشن شد كه «خطبه شقشقيه» پيش از ولادت سيد رضى با چند طريق كه روايت شده است معروف و مشهور بوده است، بنا بر اين جا ندارد كه آن را ضعيف بدانند، و نمى‏بايد تهمت جعل و ساختگى به آن داد».[2]
      دیدگاه ابن میثم
      استاد فلاسفه «ابن ميثم بحرانى» متوفاى سال 679 هجرى در كتاب «شرح نهج البلاغه» گفته است كه خطبه شقشقيه را در كتاب «الانصاف» ابو جعفر قبه رازى كه از دانشمندان قرن سوم هجرى است ديده است، و نيز در نسخه‏اى كه خط ابو الحسن ابن فرات وزير «المقتدر باللّه عباسى» در آن بوده، مشاهده كرده است، و آن نسخه شصت و چند سال پيش از ولادت سيد رضى نوشته شده است.[3]
      ادامه دارد...التماس دعا

      [1] -جزوه استناد نهج البلاغه وکتاب شناسی،صص29-30

      [2] -در پیرامون نهج البلاغه ،ص74

      [3] -در پیرامون نهج البلاغه،ص74

    12. صلوات ها 3 : just.for.you,پیام,رضا
    13. #17
      کارشناس پاسخگوی قرآن و حدیث
      تاریخ عضویت : آبان/۱۳۸۸
      نوشته : 1,541 صلوات : 1,803
      مورد صلوات: 7,065 در 1,425
      حضور : 9 روز 3 ساعت 43 دقیقه
      دریافت : 9 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      مجید آنلاین نیست.

      بررسی اعتبار خطبه شقشقیه واثبات صحت آن




      با صلوات بر محمد وآل محمد
      و سلام بر پویندگان راه ولایت اهل بیت
      در ادامه بررسی اعتبار خطبه سوم نهج البلاغه (شقشقیه)به این بحث اساسی می رسیم که چه کسانی این خطبه را نقل کرده اند .
      ناقلان خطبۀ شقشقیه
      پیش از سید رضی
      از جمله کسانی که پیش از تأ لیف نهج البلاغه خطبه شقشقیه را در آثار خود آورده اند، می توان به افراد زیر اشاره کرد:
      1.ابو علی جبائی(م303ه): از سران معتزله است که بخش هایی از خطبه را در کتاب هایش آورده است.[1]
      2.ابو القاسم بلخی کعبی(م328ه): از ائمة معتزله است که ابن ابی الحدید می گوید من این خطبه را در نوشته ای او دیده ام.
      3.ابن عبد ربه مالکی اندلسی(م328ه): کتابی به نام« العقد الفرید» دارد که به صورت چهار جلدی، شش جلدی و هفت جلدی چاپ شده است. این کتاب در واقع یک جنگ ادبی است و بسیاری از خطبه ها را نقل کرده است.
      علامه مجلسی[2]وشیخ قطیفی ابراهیم ابن سلیمان حلی[3] هردو می گویند که ما این خطبه را در جلد چهارم کتاب «العقد الفرید» دیده ایم. اما در نسخه چاپی موجود کتاب «العقد الفرید »از خطبه شقشقیه هیچ اثری نیست. در همان جلد چهارم ابن عبد ربه مطالب فراوانی مانند خطبه الزهرا و دیگر خطبه ها را از امیر المؤمنین(ع) نقل کرده است، اما به خطبه شقشقیه کوچک ترین اشاره ای نمی کند.[4]
      4.طبرانی ابو القاسم سلیمان ابن احمد لخمی شامی(م360ه): شیخ محمد باقر محمودی در کتاب «نهج السعاده فی مستدرک نهج البلاغه »می گوید:«او نیز از راویان این خطبه است.»[5]
      بزرگان امامیه پیش از سید رضی
      از بزر گان امامیه پیش از سید رضی(ره) سه نفر این خطبه را نقل کرده اند:
      1-شیخ صدوق(م381ه): این خطبه را به دو طریق وسند با اختلاف در روایات در كتاب «علل الشرائع» و «معانى الاخبار» روايت كرده است و چنين فرمايد:
      الف: «حدثنا محمد بن على ماجيلويه، از عمش محمد بن القاسم، از احمد بن ابى عبد اللّه البرقى، از پدرش، از ابن ابى عمير، از ابان بن عثمان، از ابان بن تغلب، از عكرمه، از ابن عباس رضى اللّه عنه». (علل الشرائع و معانى الاخبار).
      ب: «روايت كرد بر ما: محمد بن ابراهيم بن اسحق الطالقانى، روايت كرد بر ما عبد العزيز ابن يحيى الجلودى، روايت كرد بر ما ابو عبد اللّه احمد بن عمار بن خالد، روايت كرد بر ما يحيى بن عبد عبد الحميد الحمانى، روايت كرد بر من عيسى بن راشد، از على ابن خزيمه، عن عكرمه، از ابن عباس رضى اللّه عنه (معانى الاخبار)
      2- ابو احمد حسن بن سعید عسکری(م382ه): وی دایی ابو هلال عسکری است. شیخ صدوق از قول ایشان خطبة شقشقیه را نقل کرده است.
      3- ابو هلال حسن بن عبدالله بن سهل عسکری(م395ه): وی مشهورتر از دایی خودش است. او این خطبه را در کتاب« اوائل» نقل کرده است.

      16-این موضوع را مر حوم مجلسی در کتاب بحار الانوار، جلد هشتم، صفحة161، چاپ کمپانی نقل کرده است.

      [2]-بحار الانوار(چاپ کمپانی)، ج8، ص160.

      [3]- اثبات الفرقة الناجیه.

      [4]- احتمال دارد ویراستاری کتاب العقد الفرید را برای نخستین بار به صورت چاپی در آورده است، به این گمان که این خطبه سبب اختلاف میان شیعه و اهل سنت می شود آن را حذف کرده ویا خدای نا خواسته از روی غرض ورزی برای این که این حقیقت از قول بک نفر از افراد معتبر اهل سنت گفته نشده باشد آن ر ا برداشته است. به هر حال اینخطبه اکنون در کتاب العقد الفریدوجود ندارد. ولی می توان به نسخه های این کتاب در کتابخانه های معتبر جهان در اسپانیا ، مراکش ، مصر ویا دیگر کشورها مراجعه کردودید که آیا در جلد چهارم نسخه های قدیمی و خطی العقد الفرید این خطبه هست یا خیر.

      [5]-ج2ص512.
      التماس دعا .....بحث ادامه دارد ............

    14. صلوات ها 3 : just.for.you,پیام,رضا
    15. #18
      پاسخ یار انجمن تاریخ
      تاریخ عضویت : فروردین/۱۳۸۹
      نوشته : 10,170 صلوات : 24,381
      مورد صلوات: 38,246 در 9,213
      حضور : 17 روز 1 ساعت 29 دقیقه
      دریافت : 7 آپلود : 0
      گالری : 18 وبلاگ :
      فریاد : عـِدَّةٌ مـِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ قَالَ حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ عَبْدِ اللَّهِ أَبـِى الْحـَ
      رضا آنلاین نیست.



      با سلام
      جالبه که جناب وهابی مولا زاده میخواهد به زور عنوان کند که این خطبهه خبر واحد است و کسی که روایات کرده یک خارجی بوده !!

      http://www.youtube.com/watch?v=P-HIf...eature=related

      کسی نیست به این آقای ناصبی بگوید کینه تا چه اندازه !!

      و جالبه که خود علمای اهل سنت !!!در مورد او چنین میگویند

      شيخ مالكى سعودى: ملازاده زشت, احمق, ناصبى و از بنى اميه است



      http://www.youtube.com/watch?v=GoeXm...eature=related

      ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۱/۰۲/۳۱ در ساعت 03:38 AM


      حسن خزّاز گفت: از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
      بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
      حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟
      فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
      ( صفات الشيعه ص 8 )



    16. صلوات ها 2 : just.for.you,خیر البریه
    17. #19
      کارشناس پاسخگوی قرآن و حدیث
      تاریخ عضویت : آبان/۱۳۸۸
      نوشته : 1,541 صلوات : 1,803
      مورد صلوات: 7,065 در 1,425
      حضور : 9 روز 3 ساعت 43 دقیقه
      دریافت : 9 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      مجید آنلاین نیست.



      با صلوات بر محمد وآل محمد
      وسلام بر دوستداران علی و آل علی (علیهم السلام )
      در ادامه بحث خطبه سوم نهج البلاغه (شقشقیه)مطالبی به خدمت دوستداران آن امام همام عرضه می دارم ، به امید این که مورد قبول آن حضرت قرار گیرد .
      ادامه مطلب از پست قبل

      معاصران سید رضی
      کسان دیگری هم زمان با سیدرضی(ره) وتألیف نهج البلاغه، این خطبه را به صورت کامل یا قطعه ای از آن را نقل کرده اند. منقولات آنان با روایتی که سیدرضی (ره)در نهج البلاغه آورده است، اختلاف دارد واین دوگانگی نشان می دهد که منبع سیدرضی (ره) با آنان یکی نبوده است. بنابراین، ایشان این خطبه را نه تنها از نهج البلاغه نگرفته اند بلکه منبعشان هم غیر از منبعی بوده که سید رضی (ره)در نقل این خطبه از آن استفاده کرده است. این افراد عبارت اند:
      1.ابوبکرمردویه حافظ اصفهانی(م410ه): وی صاحب تفسیر، تاریخ و امام در حدیث و بصیر در آن است و این خطبه را به طور کامل روایت کرده است.
      2.شیخ مفید(م413ه): وی استاد سید رضی(ره) بوده ولی چون سید رضی درجوانی(در سال 406 در سن47سالگی)فوت کرد، شیخ مفید چند سال پس از او زیست.شیخ مفید در کتاب الإرشاد این خطبه را با داستان آن نقل کرده است. روایات منقول از شیخ مفید با روایت سید رضی اختلاف دارد وگویای آن است که شیخ مفید این روایت را از شاگرد خودش سید رضی نگرفته بلکه آن را از منبع دیگری نقل کرده است.
      3. قاضی عبد الجبار معتزلی(م415 ه): اگر چه او معتزلی است، اما در علم کلام استاد سید رضی و سید مرتضی بوده است. از آثار او« المغنی»[در علم کلام]است. سید مرتضی با این که شاگردش بوده ولی کتاب «الشافی» را در نقص کتاب المغنی او نوشته است. ابن ابی الحدید در جای جای شرح نهج البلاغه از هر دو نقل می کند وچون خود معتزلی است بیش تر به دیدگاه های قاضی عبد الجبار گرایش نشان می دهد وطرف او را می گیرد. خود ابن ابی الحدید نیزقطعاتی از خطبه شقشقیه را از کتاب المغنی نقل کرده است.
      4.ابو سعید آبی وزیر مجد الدوله(م422ه): در دو کتاب «نثر الدرر» و« نزهه الادیب» این خطبه را نقل کرده است.
      سید محسن امین عاملی در کتاب «اعیان الشیعه»[1] می نویسد: نثر الدرر کتابی بی مانند است که به چهار فصل تنظیم شده است.فصل اول آن شامل پنج باب است که باب سوم آن در بر دارندۀ کلام امیر المؤمنین(علیه السلام)- خطبة شقشقیه ودیگر خطبه های آن حضرت- است.
      5.سید مرتضی(م436ه): برادر بزرگ سید رضی است که در پاسخ به کتاب المغنی قاضی عبد الجبار ، مقداری از خطبه شقشقیه را در کتاب الشافی آورده وظاهراً کتاب مستقلی هم در شرح این خطبه داشته که اکنون در دسترس نیست.

      [1]- ج48، ص107

    18. صلوات ها 2 : just.for.you,رضا
    19. #20
      کارشناس پاسخگوی قرآن و حدیث
      تاریخ عضویت : آبان/۱۳۸۸
      نوشته : 1,541 صلوات : 1,803
      مورد صلوات: 7,065 در 1,425
      حضور : 9 روز 3 ساعت 43 دقیقه
      دریافت : 9 آپلود : 0
      گالری : 0 وبلاگ : 0
      مجید آنلاین نیست.



      با صلوات بر محمد وآل محمد
      وبا سلام برعاشقان امام الموحدین علی (ع)
      در ادامه پست های گذشته در باب اعتبار خطبه شقشقیه نکاتی ارسال می گردد:
      پس از سید رضی
      کسان دیگری هم در قرن چهارم و پنجم این خطبه را نقل کرده اند ویا قسمتی از آن رادر آثارخود آورده اند. در روایات این افراد نیز اختلاف وجود داردکه خود گویای آن است که ایشان نیز این خطبه را از نهج البلاغه نگرفته اند. این افراد عبارت اند از:
      1.ابو علی محمد ابن حسن معروف به شیخ طوسی(م460ه)؛
      2.قطب الدین راوندی(م573ه): وی در شرحی که در نهج البلاغه نوشته است این خطبه را هم از طریق حافظ ابن مردویه وهم حافظ طبرانی نقل می کند ومی گوید:« این خطبه را در دو جا دیده ام.»
      3. طبرسی در کتاب الاحتجاج.
      4. ابن جوزی (م654ه): او، این خطبه را درکتاب« تذکرةالخواص» از قول استادش ابوالقاسم النفیس الأنباری به سند خودش تا ابن عباس نقل می کند. این نقل به صورت مستقل در نهج البلاغه ومستند است.
      5- ابن میثم بحرانی (شارح نهج البلاغه در قرن هفتم )وی مانند قطب راوندی می گوید:«من خودم این خطبه را در دو منبع فوق الذکر دیده ام».
      6.علامه حلی:در کتاب «کشف الحق»، مطلب پنجم از جلد دوم، این خطبه را نقل کرده است.
      7.شیخ قطیفی: می گوید من این را در جلد چهارم «العقد الفرید»دیده ام.
      لغت شناسان
      افزون بر منابع پیش گفته واشارة محدثان، برخی از کلمات این خطبه چنان مشهور بوده که واژه شناسان ونویسندگان کتاب های لغت ویا غریب الحدیث آن را به عنوان شاهد نقل کرده انداز جمله:
      1.ابن اثیر (م630ه) در کتاب «النهایة فی غریب الحدیث.»
      2.فیروز آبادی در «قاموس المحیط.»
      3.ابن منظور در« لسان العرب.»
      4.میدانی در «مجمع الامثال.»[1]

      [1] -جزوه استنادنهج البلاغه وکتاب شناسی ،صص30-32
      ادامه دارد .... التماس دعا
      ویرایش توسط مجید : ۱۳۹۱/۰۳/۰۸ در ساعت 05:17 PM

    20. صلوات ها 3 : just.for.you,رضا,سحرجمعه
    صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •