جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قصه هایی از آبرو داری

  1. #1

    عضویت
    جنسیت January 1970
    نوشته
    963
    صلوات
    6017
    حضور
    نامشخص

    مطلب قصه هایی از آبرو داری




    يسع بن حمزه گفت خدمت حضرت رضا عليه السلام بودم ، با ايشان صحبت مى كردم عده زيادى هم حضور داشتند كه از مسائل دينى حلال و حرام سؤ ال مى نمودند در اين هنگام مردى بلند قد و گندمگون وارد شد پس از سلام عرض كرد يابن رسول الله صلى الله عليه و آله مردى از دوستداران شما و پدران و اجدادتان هستم از سفر حج برمى گردم مقدارى پول براى بازگشت بوطنم داشتم گم شد. اينك تقاضا دارم مرا كمكى فرمائيد تا به شهر خود برگردم چون خداوند نعمت را به من ارزانى داشته (و ثروتمندم ) صدقه به من نمى رسد آن مبلغ را از طرف شما در آنجا صدقه مى دهم .

    فرمود بنشين خدا ترا بيامرزد، آنگاه با مردم شروع به صحبت نمود تا متفرق شدند من و سليمان جعفرى و خثيمه با آن مرد باقى مانديم على ابن موسى الرضا عليه السلام فرمود اجازه مى دهيد وارد (اندرون ) شوم سليمان عرض ‍ كرد بفرمائيد حضرت داخل شد پس از ساعتى تشريف آورده ، درب اطاق را بست از بالاى درب دست مبارك خود را بيرون آورده فرمود خراسانى كجا است ؟ عرض كرد در خدمتم فرمود اين دويست دينار را بگير برايمخارجت به اين پول تبرك جو از طرف من نيز صدقه مده هم اكنون خارج شو كه نه من تراببينم و نه تو مرا.

    خراسانى رفت حضرت رضا عليه السلام خارج شد. سليمان عرض كرد فدايت شوم به او ترحم نموده بذل و بخشش زيادى نيز فرموديد علت اينكه پشت درب پنهان شديد چه بود؟ فرمود نخواستم انكسار و خوارى درخواست را در صورتش مشاهده كنم چون خواسته او را برآوردم :

    نشنيده اى گفتار پيغمبر صلى الله عليه و آله را (المستتر بالحسنة يعدل بعين حجة والمذيع باسيئة مخذول و المستتر بها مغفور له ) كسيكه كار نيك را پنهانى انجام دهد پاداشش برابرى با هفتاد حج دارد و شخصى كه آشكارا گناه بكند در پيشگاه خداوند خوار و مطرود است اما آنكه در پنهان گناهى از او سر زند آمرزيده مى شود نشنيده اى پيشينيان گفته اند:

    منى آته يوما لا طلب حاجة

    رجعت الى اهلى و وجهى بمائه

    هر گاه پيش او براى درخواست مى روم بسوى خانواده خود برمى گردم با اينكه آبرويم حفظ شده .

    ویرایش توسط سلیم : 2011/02/12 در ساعت 22:55
    الّلهمّ صلّ علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم
    و احشرنا معهم و العن اعدائهم



  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت January 2012
    نوشته
    133
    صلوات
    824
    حضور
    12 ساعت 37 دقیقه



    روزی حضرت رسول (ص) به کعبه نگاه کردند وفرمودند: « ای کعبه! خوشا به حال تو، خداوند چقدر تورا بزرگ و حرمتت را گرامی داشته است! به خدا قسم حرمت مومن از تو بیشتر است، زیرا خداوند تنها یک چیز را از تو حرام کرده، ولی از مومن سه چیز راحرام کرده است: مال، جان و آبرو تا کسی به او گمان بد نبرد.

    بحار الانوار، ج 64، ص71.


    منبع: سایت http://www.3noqte.com

    ویرایش توسط بال : 2012/07/04 در ساعت 18:25 دلیل: فونت
    امام صادق(ع) می فرمایند:

    زن مؤمن از مرد مؤمن كمياب تر است، و مرد مؤمن

    از طلاي سرخ ناياب تر. پس آيا كدام يك از شما

    طلاي سرخ را ديده است؟!


  4. #3

    عضویت
    جنسیت July 2012
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,395
    صلوات
    14958
    حضور
    35 روز 16 ساعت 41 دقیقه



    باسمه تعالی
    با سلام:
    مردي از مسلمانان مدينه به شخصي بدهكار شد و نتوانست قرض خود را ادا كند، از طرفي طلبكار اصرار داشت كه او قرضش را بپردازد، آن مرد براي چاره‌جويي به حضور امام حسين عليه‌السلام آمد.

    هنوز سخني نگفته بود كه امام حسين عليه‌السلام دريافت او براي حاجتي آمده است. براي اينكه آبروي او حفظ شود، به او فرمود: آبروي خود را از سوال و درخواست روياروي و مستقيم نگهدار، نياز خود را در نامه‌‌اي بنويس كه به خواست خدا آنچه تو را شاد كند، به تو خواهم داد.
    او در نامه‌اي نوشت: اي ابا عبدالله! فلان كس پانصد دينار از من طلب دارد و اصرار دارد كه طلبش را بگيرد، لطفا با او صحبت كن تا وقتي كه پولدار شوم، به من مهلت دهد.

    امام حسين عليه‌السلام پس از خواندن نامه او، به منزل خود رفت و كيسه‌اي محتوي هزار دينار آورد و به او داد و فرمود: با پانصد دينار اين پول، بدهكاري خود را بپرداز و با پانصد دينار ديگر، به زندگي خود سرو سامان بده و جز به نزد سه نفر به هيچ كس حاجت خود را مگو:
    1- مومن و دين دار؛ كه دين نگهبان او است 2- جوانمرد؛ كه به خاطر جوانمردي حيا مي‌كند. 3- صاحب اصالت خانوادگي؛ كه مي‌داند تو به خاطر نيازت، دوست نداري آبروي خود را از دست بدهي، او شخصيت تو را حفظ مي‌كند و حاجتت را روا مي‌سازد(1

    پی نوشت:
    1-تحف ‌العقول ص 251
    قصه هایی از آبرو داری

    قصه هایی از آبرو داری


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 17
    آخرين نوشته: 2013/08/31, 11:14
  2. تو میایی ای پسر فاطمه
    توسط safareeshghe در انجمن مهدویت و آخرالزمان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2013/07/11, 21:17
  3. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 2012/05/28, 23:12
  4. مقایسه ؛ بلایی خانمان سوز یا سکویی برای پرش؟؟؟؟؟
    توسط راهی در انجمن مهارت های زندگی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: 2011/10/11, 23:32

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود
کوچک نمایی
بزرگ نمایی
بستن
برگشت به عقب
پاسخگویی آنلاین