صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سوالاتی در باب خداشناسی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    5
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4

    سوالاتی در باب خداشناسی




    الله



    با سلام خدمت دوستان عزیز و با تشکر از مدیریت سایت اسک دین که این فرصت رو دادن تا در خدمت شما باشم


    بنده مدیرمسئول انجمن های کوچ هستم .درین تالار ما بخشهای مختلفی داریم که کاربرا در اونجا به بحث و گفت و گو میپردازن و دانسته هاو علم و اگاهیشون رو باهم دیگه میسنجن .
    درین بخشها ما قسمتی داریم به اسم هم فکری .که سوالاتی طرح میشه در همه زمینه ها .

    تازگیا سوالاتی مطرح میشه که در باب دین و مذهب و اعتقادات ادمی هست و از اونجایی که بیشتر کاربران سایت ما رو قشر جوان تشکیل میده تصمیم گرفتم به خاطر ترویج دین اسلام و خدا و خداشناسی هر کاری از دستم بر میاد انجام بدم .
    بحثی صورت گرفته در این زمینه ....


    1- " ایا خدای من با خدای شما فرق دارد ؟ "

    2- " عبادت امروزی و دیروزی "

    3- "خدا مارا خلق کرده یا ما خدارا "

    بحث هایی شده و حرفهایی زده شده اما همه از روی علمی بوده که هر کسی کسب کرده و چون این علم در حد شناخت کامل به این مسائل نبوده ، جواب کامل و قانع کننده ای هم داده نشده . و به قولی شبهاتی بوجود اومده که برای رفع این شبهات میخوام از شما کارشناسان عزیزکمک بگیرم .

    در مورد موضوع اول چنین پستی زده شده از جانب کاربران :

    خدای من از همون جنسی که درون من هست
    من خیلی خودامو دوست دارم هر کی هر چی میخواد بگه بگه ولی خدایی که مردم میگن هست رو قبول ندارم
    در مورد موضوع دوم چنین پستی داریم :

    میدونید این قضیه ها کیلیشش این قدر این قدر این قدر مخا شست و شو داده شده که دیگه هیچ کس هیچی رو باور نمیکنه
    دقیقا مثل قضیه نماز
    نماز یک سری کلمات عربی شعر گون آهنگین
    که مخصوص عرب های جاهل 2000 هزار سال پیش بود که سر یه مشک آب یه قبیله میکشتن
    اسم نداشتن چی برسه که بخوان با خدا رازو نیاز کنن
    نماز در سال 2011 چیز خیلی خنده داریه
    راز نیاز با خدا به زبون غریبه
    هی زدن حرف های تکراری
    دلا راست شدن های الکی
    فقط این نیستا مسیحیام همینن هر یکشنبه میرن تو کیلیسا 200 انجیل میخونن بعد میرن خونه هاشون
    اگه قراره با خدا رازو نیساز کنی و یا تشکر کنی دیگه این خیمه شب بازی ها چی مثل یک انسان عاقل بورو یه جای خلوت هر چی دل تنگت میخواهد بگوی
    تمامی قضیه دینی دنیا همین جوری شده
    ما فقط یک کتابو میبینیم
    یه محمد یه علی همینو همین
    میدونم نمیتونم چیزی رو که میخوام بگم درست بیان کنم چون چیزی نیست که در مغز یک انسان عادی بگنجه
    خدا گفته منو عبادت کنید نگفته چجوری بعد پیامبرانموت 2000 سال پیش یه کاری کردن اسمشو گذاشتن نماز چرا چون مردم
    عرب جاهل نمیتونس بفهمه یعنی
    بعد اومدن یه چی به اینا یاد دادن که بگن
    ولی منی میفهمم درک دارم خئا هم بهم گفته عبادت کن مرا
    مرم تو خلوت خودم
    میگم خدایا خیلی تو را سپاس گذارم برای زندگی به من دادی
    خیلی از زندگیم رازیم
    ممنون که شکمه منو سیر کردی
    خیلی متشکرم
    یعنی این عبادت نبیت
    فقط نماز عبادته
    در مورد موضوع سوم این پست هارو داریم :

    سوالم یکم سخته یکم کفره یکم بده ولی فقط یه سواله
    همین ...
    .
    .
    خدا انسان رو خلق کرده یا انسان خدا رو خلق کرده ... !؟
    گاهی فکر می کنم همه آنچه که تاکنون شنیدیم یه دروغ بزرگ بوده ...حاصل خیال پردازی و ذهن خلاق انسان
    و خدا آفریده خود ما آمهاست ... چه طور .... !؟
    اینجوری که انسان نیاز داره به یه نیروی برتر به یه قدرت مطلق که در وقت نیاز بهش چنگ بزنه و برای برطرف کردن این نیازش اومده و خدا رو بوجود آورده یه دوره بت ... یه دوره آتش ... یه دوره آفتاب و با رشد فکری ، دیگه بشر باورش نمی شد آتش یا بت چوبی که ساخت دست خودش هستند بتونه نجاتش بده ... از قدرت تخیل و فکرش استفاده کرد و یه خدای آسمانی خاص با توانایی بی نظیر و نامحدود که چون نمی شه دیدش و باهاش حرف زد در نتیجه بهتر می شه هر چیزه خارق العاده ای رو بش نسبت داد خلق کرد ...
    می دونم این طرز فکر به معنای زیر سوال بردن کتابهای آسمانی ادیان پیامبران معجزاتشون و خیلی چیزای دیگه هست ... اما نمی تونم راحت ردش کنم
    .
    از دوستان می خوام نظرشون و فکرشون رو در این مورد بگن ... سوالاتی در باب خداشناسیسوالاتی در باب خداشناسیسوالاتی در باب خداشناسی



    بنده خیلی سعی کردم دوستان رو به این جور مکانها بکشم که خودشون بیان و تحقیق کنن و سوال کنن اما ماشالا جوونا دوست دارن اون چیزی که میدونن رو رو دایره بریزن حالا به درست و غلط بودنش کاری ندارن! این شد که با مدیریت سایت اسک دین گفت و گویی داشتم که ایشون این راه رو جلوی پای بنده گذاشتن.

    به خاطر همین از دوستانی که در این زمینه ها تجربه کافی دارن میخوام تا به هر موضوع و در رابطه با پستهایی که گذاشتم با دلیل و مدرک جوابیه ای بدن تا بنده این جوابیه رو در تاپیکهای مورد نظر قرار بدم .
    قطعا توی اون نقل قولی که شخص وجود دلایل رو از ایات قرآن قبول نداره باید جوره دیگری شفاف سازی کرد و دلیل اورد . به خاطر همین کار سخت گره خورده !

    دوستان باز هم ممنون ازینکه وقتتون رو گرفتم و امیدوارم این کار باعث بشه کمی از شبهات دوستامون بر طرف بشه . دنیای مجازی دنیاییه که راحت میشه به بیان اعتقادات پرداخت اما اون بیانی قشنگ تره که به واقعییت نزدیک باشه .
    انشالا با اینکار دوستان رو به واقعیت نزدیک میکنیم ..
    فقط اگر قرار بر جواب دادن 3 موضوع شد لطفا جوابیه هارو جدا گانه قرار بدید تا بنده هم در تاپیک های خودش بتونم قرار بدم
    نهایت سپاس گذاری رو دارم از دوستان.


    منتظر جوابیه هاتون هستم .



    mr.ehsan

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    شک و تردید گذرگاه خوبی است و توقفگاه نه
    پاسخهایی که به نظر بنده میرسه عرض می کنم
    نقل قول نوشته اصلی توسط mr.ehsan نمایش پست ها
    خدای من از همون جنسی که درون من هست من خیلی خودامو دوست دارم هر کی هر چی میخواد بگه بگه ولی خدایی که مردم میگن هست رو قبول ندارم
    خدا بعنوان یک محبوب و معبود برای هر انسانی می تونه مطرح باشه . این اصیلترین احساس انسان نسبت به خداست . اگه کسی به این حس نسبت به خدا برسه به جایگاه عزیزی رسیده اما باید توجه کرد که خدا بعنوان خالق انسان و خالق تمام موجودات یک حقیقت واحده . بله ممکنه هرکسی این خدا رو از جهتی دوست داشته باشه مثلا کشاورز بخاطر بارون کاسب بخاطر کسب و کار و درآمدش دانشجو بخاطر درسش و ... اما جهت دوست داشتن این حقیقت را متعدد نمی کنه چون خالق به دلیل عقل یکی بیشتر نمی تونه باشه . اگه کسی بگه من عقل رو قبول ندارم بهش عرض میکنیم این قبول داشتن شما عاقلانه است یا از غیر عقله . اگه بگه از غیر عقله ما باهاش کاری نداریم ( لیس علی المجنون حرج ) اما اگه بگه عاقلانه است خودش اعتراف کرده به اعتبار عقل . اگر عقل در این مبنایی ترین مساله حاکم و قاضیه در بقیه امور هم همین طوره .
    بعد از پذیرش عقل می شه با این فرد حرف زد


    میدونید این قضیه ها کیلیشش این قدر این قدر این قدر مخا شست و شو داده شده که دیگه هیچ کس هیچی رو باور نمیکنه دقیقا مثل قضیه نماز نماز یک سری کلمات عربی شعر گون آهنگین که مخصوص عرب های جاهل 2000 هزار سال پیش بود که سر یه مشک آب یه قبیله میکشتن اسم نداشتن چی برسه که بخوان با خدا رازو نیاز کنن نماز در سال 2011 چیز خیلی خنده داریه راز نیاز با خدا به زبون غریبه هی زدن حرف های تکراری دلا راست شدن های الکی فقط این نیستا مسیحیام همینن هر یکشنبه میرن تو کیلیسا 200 انجیل میخونن بعد میرن خونه هاشون اگه قراره با خدا رازو نیساز کنی و یا تشکر کنی دیگه این خیمه شب بازی ها چی مثل یک انسان عاقل بورو یه جای خلوت هر چی دل تنگت میخواهد بگوی تمامی قضیه دینی دنیا همین جوری شده ما فقط یک کتابو میبینیم یه محمد یه علی همینو همین میدونم نمیتونم چیزی رو که میخوام بگم درست بیان کنم چون چیزی نیست که در مغز یک انسان عادی بگنجه[/quote]
    آیا هرچیز قدیمی بی اعتباره ؟
    آیا انسان و ساختار وجودیش از 2000 سال پیش تا الان فرق کرده ؟ آیا شما ساختار وجودیش رو می شناسید ؟ می دونید چطور به کمال و سعادت می رسه ؟ از چه راهی ؟ با چه نوع اعمال و رفتاری ؟ همه ابعادش رو می تونید مشخص کنید ؟
    آیا ادیان گذشته تصریح کرده اند بخاطر شرایط مردم زمان اینطور احکامی داشتن ؟
    2000 سال پیش دین مروج عدالت بوده آیا در سال 2010 عدالت بی معناست ؟ چطوره در مورد شما بی عدالتی بشه مثلا نذاریم سوال شما اینجا مطرح بشه ؟
    ظلم چطور ظلم از 2000 سال پیش به اینور خوب شده ؟ اگه شده چطوره دستور بدیم بی گناه و بی تقصیر اموال خانواده شما رو به غارت ببرن ؟
    شما خدا رو می شناسید ؟
    خدا کیه ؟ خدا چیه ؟
    ارتباطش با خلق با مردم چه ارتباطیه ؟
    اون با مردم چطور ارتباط برقرار می کنه ؟
    با شما ارتباط برقرار کرده و گفته که به خلوت رفتن و چند کلمه با او صحبت کردن کافیه ؟ این که همون کار مسیحیاست الا اینکه شما تعداد این خلوتها را تعیین نکردین ؟
    در این خلوتهاتون چقدر به خدا نزدیک شدین ؟ این خلوتها اونقدر شما رو قوی کرده که به خدای خودتون خدمت کنید ؟ اصلا میدونید نحوه خدمت به خدا چطوریه ؟
    فعلا این چند تا سوال رو جواب بدین تا به دهها سوال دیگه برسیم .

    [quote=mr.ehsan;76104]خدا گفته منو عبادت کنید نگفته چجوری بعد پیامبرانموت 2000 سال پیش یه کاری کردن اسمشو گذاشتن نماز چرا چون مردم عرب جاهل نمیتونس بفهمه یعنی بعد اومدن یه چی به اینا یاد دادن که بگن ولی منی میفهمم درک دارم خئا هم بهم گفته عبادت کن مرا مرم تو خلوت خودم میگم خدایا خیلی تو را سپاس گذارم برای زندگی به من دادی خیلی از زندگیم رازیم ممنون که شکمه منو سیر کردی خیلی متشکرم یعنی این عبادت نبیت فقط نماز عبادته [/
    شما میگید خدا گفته منو عبادت کنید . این حرف رو از کجا آوردین ؟ بعد میگین نگفته چطور عبادت کنید . تحقیق کردین ؟ از همه پرسیدین . همه کتابا رو خوندین ؟ کتابهای آسمانی رو چطور ؟ خوندین ؟ نگفته چطور عبادت کنید ؟ مطمئن هستی نگفته؟ شک نداری ؟ اگه شک داری می تونی بر اساس یک شک و ظن و گمان زندگیتو بگذرانی ؟ فکر نمی کنی یک روزی ازت سوال کنن چرا خدا را عبادت نکردی ؟
    دیگه اینکه اگه خدا گفته منو عبادت کنید مگه میشه نگه چطور عبادت کنید ؟ مثلا اگه یک جنایتکار شما رو بکشه و این قتل رو عبادت خدا بدونه چی بهش بگیم ؟ قبول کنیم و ازش بگذریم ؟ اگه تبهکاران عالم بگن نحوه عبادت خدا گفته نشده و ما می خواهیم با قتل و جنایت خدا رو عبادت کنیم چی بهشون بگیم ؟ شما چطور فکر می کنید ؟ عبادت خدا چطوریه ؟

    quote]
    نقل قول نوشته اصلی توسط mr.ehsan نمایش پست ها
    خدا انسان رو خلق کرده یا انسان خدا رو خلق کرده ... !؟ گاهی فکر می کنم همه آنچه که تاکنون شنیدیم یه دروغ بزرگ بوده ...حاصل خیال پردازی و ذهن خلاق انسان و خدا آفریده خود ما آمهاست ... چه طور .... !؟ اینجوری که انسان نیاز داره به یه نیروی برتر به یه قدرت مطلق که در وقت نیاز بهش چنگ بزنه و برای برطرف کردن این نیازش اومده و خدا رو بوجود آورده یه دوره بت ... یه دوره آتش ... یه دوره آفتاب و با رشد فکری ، دیگه بشر باورش نمی شد آتش یا بت چوبی که ساخت دست خودش هستند بتونه نجاتش بده ... از قدرت تخیل و فکرش استفاده کرد و یه خدای آسمانی خاص با توانایی بی نظیر و نامحدود که چون نمی شه دیدش و باهاش حرف زد در نتیجه بهتر می شه هر چیزه خارق العاده ای رو بش نسبت داد خلق کرد ... می دونم این طرز فکر به معنای زیر سوال بردن کتابهای آسمانی ادیان پیامبران معجزاتشون و خیلی چیزای دیگه هست ... اما نمی تونم راحت ردش کنم .
    اول شما لطف بفرمایید بگید خدا کیه خدا چیه بعد بفرمایید شما کی و چی هستید تا بعد بحث کنیم .
    خدا یعنی چه خدا یعنی خالق خب به نظرت خدایی که خالقه ما رو خلق کرده یا ما اون رو .
    هان شاید منظورت اینه که شاید خالقیت خدا رو ما خلق کردیم ؟
    منظورتون اینه ؟
    خوب کی خلق کرده . شما یا علماء . اگه شما خلق کردین خودتون جواب بدین اگه علماء هم که علماء جواب بدن .
    اما علماء می گن ما درک کردیم نه خلق کردیم . یعنی نشستیم فکر کردیم و دیدیم یک خانه گلی بچه گانه هم یک بچه ای می خواد تا اونو بوجود بیاره خب این عالم بیکران با این همه عجایب حیرت انگیز که تازه علم و دانش انسان به گوشه کوچکی از اون رسیده نمی تونه بدون سازنده باشه .
    البته لازم نیست مانند مثال بچه و خونه گلی خدا از عالم آفرینش جدا باشه .
    خلاصه خدا کشف عقل و اندیشه انسانه نه مخلوق او . مثل خیلی از حقایق که دانشمندان کشف کردن . مثلا برق . شما برق رو دیدید ؟ اثرش رو نه خودشو دیدید ؟ ندیدید . خب دانشمندان وجود برق رو کشف کردن یا خلق کردن ؟ معلومه دیگه کشف کردن . از چه راهی از راه آثارش مثلا نوری که از او بوجود می یاد ووو خدا هم همینطوره خدا رو از آثارش از آفرینشش و عجایب این آفرینش می شناسن . باز هم میگم لازم نیست این خدا از آفرینش خودش جدا باشه بلکه جدا نیست .
    شما اگر در وجود خدا شک دارید برید کتابهای مربوط به اثبات خدا رو بخونید . اگه تونستید اون دلایل رو رد کنی تازه می رسی سر خط اثبات مخلوق بودن یا مکشوف بودن خدا . یعنی تازه باید دلیل بیاری که خدا مخلوق ماست نه یک وجود واقعی در خارج و در متن حقایق هستی .
    اگه می تونید لطف کنید این مراحل رو طی کنید .

    این چیزهایی بود که به ذهن بنده رسید
    موفق در پناه حق
    ویرایش توسط حامد : ۱۳۸۹/۱۰/۲۲ در ساعت ۱۳:۴۷
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 22 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما بحثی در بارۀ خداشناسی




    نقل قول نوشته اصلی توسط mr.ehsan نمایش پست ها
    الله

    با سلام خدمت دوستان عزیز و با تشکر از مدیریت سایت اسک دین که این فرصت رو دادن تا در خدمت شما باشم
    نقل قول نوشته اصلی توسط mr.ehsan نمایش پست ها

    در مورد موضوع اول چنین پستی زده شده از جانب کاربران :

    "خدای من از همون جنسی که درون من هست من خیلی خودامو دوست دارم هر کی هر چی میخواد بگه بگه ولی خدایی که مردم میگن هست رو قبول ندارم"


    mr.ehsan
    با سلام و تشکر

    اگر چه فطرت خداجوئی و خداپرستی در همۀ انسانها وجود دارد و اصولاً یکی از راه های خداشناسی فطرت آدمی است، اینکه ایندوست عزیزمان به وجود خدا بر اساس فطرتش ایمان داشته و معتقد است تردیدی نیست چون یکی از راه های خداشناسی راه دل و فطرت است، جای بسی خوشحالی و امید است که ایشان از راه فطرت به اصل وجود خدا معرفت داشته و حتی گامی فراتر، بدلیل معرفت به صفاتی کمالی که از خدای درونی اش یافته، او را از عمق جان دوست دارد.(صفاتی که ایشان از خدای مورد اعتقادشان اخذ کرده کدامند؟)

    این نوع شناخت نظیر انست که گفته شده وقتی انسان در موقعیت خطر سقوط و یا غرق شدن قرار می گیرد و هیچ دستاویزی برای کمک ندارد، بطور ناخوداگاه به منبعی قدرتمند و ناشناخته متوسل می شود، که مافوق دیگر قدرت هاست، این وجود قدرتمند که وجدان و فطرت ادمی در ان حالت به وجود آن گواهی می دهد، همان خدای هستی بخش است. این شناخت اگر چه می تواند بعنوان یکی از مراحل و شیوه های شناخت باشد اما در بهره مندی انسان از معرفت و شناخت حقیقی و کامل به خدای هستی بخش نقش کامل و مؤثری ندارد

    راه دیگری که برای شناخت خدای متعال موجود است راه عقل و تجربه است که انسان با مشاهدۀ نظام هستی، نظم و اتقان و استحکام موجود در ان و سیر آفاقی و انفسی و مشاهدۀ خصوصیات و ویژگی های عالم هستی، راه به صفات کمالی و جلالی خداوند عالم پی می برد، و از طریق یکسری براهین عقلانی و فلسفی وجود خدای هستی بخش و صفات ذاتی و فعلی الهی را اثبات می کند. این راه خداشناسی از اتقان و استحکام بیشتری برخوردار است و انسان را از خطا و انحراف و گمراهی مصون می دارد.

    به عبارتی اگر انسان آن شناخت فطری را به این مرحله ارتقاء بخشد و به درک براهین عقلانی و فلسفی شناخت خدا مجهز سازد، شناخت فطری اش را از استحکام و اتقان بیشتری برخوردار نموده است.

    راه سوم شناخت خدا راه وحی است که انسان از طریق آیات و روایات و از مسیر همراهی با راهنمایان واقعی دین می تواند به معرفت کاملتری از شناخت خدای متعال برسد.

    راه چهارم که راه شهود و معرفت درونی است با تقوا و خودسازی و تهذیب نفس حاصل می شود که روح و قلب به میزانی از صفای درونی می رسد که رد پای خدای هستی بخش و آثار وجودی اش را با درکی دیگر و با همۀ وجود و از راه دل و قلب بصورت عینی می بیند. این راه معمولاً مخصوص اولیاء الهی است.

    اما کلیت سؤال ابهام زیادی دارد اینکه خدای من با خدائی که مردم می گویند متفاوت است و یا خدایی که مردم می گویند را قبول ندارم نیاز به توضیح بیشتری دارد.

    اولاً باید روشن شود که بر چه اساس و موازین و ملاکاتی تصور می کند که خدایش با خدای دیگران متفاوت است؟

    خدائی که به آن معتقد است چه خصوصیات و صفاتی دارد که گمان می کند خدای دیگران فاقد انست؟

    با توجه به کدامیک از مراحل خداشناسی به این تصور ذهنی در بارۀ خداوند رسیده است؟

    پاسخ به این سؤالات تا حدودی راه را برای پاسخ مفصل تر می گشاید.

    موفق باشید ...

    سوالاتی در باب خداشناسی

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6203



    نقل قول نوشته اصلی توسط mr.ehsan نمایش پست ها
    - " ایا خدای من با خدای شما فرق دارد ؟ "
    نقل قول نوشته اصلی توسط mr.ehsan نمایش پست ها
    خدای من از همون جنسی که درون من هست من خیلی خودامو دوست دارم هر کی هر چی میخواد بگه بگه ولی خدایی که مردم میگن هست رو قبول ندارم
    با سلام به شما دوست عزیز.
    وتشکر می کنم برای داشتن درد دین که بسیار قابل تقدیر می باشد.انشاءالله همه مثل شما وظیفه شناس باشیم.
    در جواب به این سوال دوستمون باید عرض کنیم که شناخت خدا همان است که معصومین (ع) به ما آموختند که راهای مختلفی دارد و از جمله آنها همانطور که جناب صدیق فرمودند فطرت است.

    اما اینکه گفتند خدا از همون جنس درون من است اگر منظورشون داشتن خصوصیات جسمانی است که درست نیست وغلط است چون خدا جسم و جزء ندارد والا اگر جسم برای خدا قائل شویم او را محتاج دانسته ایم.

    هم چنین قرآن می‌فرماید:"لَیْس‌َ کَمِثْلِه‌ِی شَی‌ْءٌ وَ هُوَ السَّمِیع‌ُ الْبَصِیرُ ؛(شوری‌،11) همانند او چیزی نیست و او شنوا و بینا است‌."
    ذاتی که شبیه و نظیر ندارد، هرگز انسان نمی‌تواند در خیال و گمان و فکر خود او را تصوّر کند و حقیقت و کنه آن را درک نماید، چون اشیایی برای انسان درک شدنی است که دارای مثل و مانند باشند و انسان نظیر آن‌ها را دیده باشد یا با یکی دیگر از حواس خود آن را درک کرده باشد.

    حضرت علی‌(ع) در این‌باره می‌فرماید:"کسی که برای خدا مثل و مانندی قرار دهد، به حقیقت دانش پی نبرده و هر کس او را شبیه چیزی شمرد، او را قصد نکرده و آن کس که به او اشاره کند یا در وهم و اندیشة خویش آورد، او را از ابعاد منزّه ندانسته‌."(نهج البلاغه‌، فیض الاسلام‌، خطبه 186.)


    اما ممکن است منظورشون چیز دیگری باشد.لذا باید بیشتر توضیح می دادند که منظور از اینکه گفتند خدا از جسم من است یعنی چه؟چه مطلبی رو می خواستند بگویند.

    ویرایش توسط عمار : ۱۳۸۹/۱۰/۲۲ در ساعت ۲۱:۴۶
    سوالاتی در باب خداشناسی

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6203



    نقل قول نوشته اصلی توسط mr.ehsan نمایش پست ها
    نماز در سال 2011 چیز خیلی خنده داریه راز نیاز با خدا به زبون غریبه
    اما اینکه
    نماز به عربی خوانده می شود علت های مختلفی دارد که ظاهرا قبلا هم در این سایت مفص بحث شده است:

    خواندن نماز به زبان عربي‌، يكي از نشانه‌هاي جهاني بودن دين اسلام است‌; زيرا جمعيتي كه در يك صف قرار مي‌گيرند و در يك جبهه فعاليت مي‌كنند، ناگزيرند، زبان واحدي داشته باشند كه به وسيلة آن تفاهم كنند; يعني علاوه بر زبان مادري و محلّي‌، يك زبان عمومي و جهاني هم داشته باشند. ـ نماز خواندن به يك زبان‌، از طرف تمام مسلمانان رمز وحدت و نشانه‌ي يگانگي مسلمانان است‌. و از آنجا كه زبان عربي به اعتراف اهل فن‌، يكي از وسيع‌ترين و جامع‌ترين زبان‌هاي دنياست‌، اين حقيقت روشن‌تر مي‌شود كه تمام فرق مسلمان مي‌توانند آن را به عنوان يك زبان بين‌المللي شناخته و از آن به عنوان تفاهم و همبستگي اسلامي استفاده نمايند.

    علاوه بر اين خواندن نماز به يك صورت معين‌، آن را از دستبرد، تحريف و آميخته‌شدن به خرافات و مطالب بي‌اساسي كه بر اثر مداخلة افراد غير متخصص‌، هنگام ترجمة آن به زبان‌هاي ديگر، رخ مي‌دهد، نگاه مي‌دارد و به اين وسيله روح اين عبادت اسلامي محفوظتر مي‌ماند.
    در نهايت مي‌توان گفت مسأله توحيد و يگانگي در تمام اصول و فروع اسلام‌، يك زير بناي اساسي‌، محسوب مي‌گردد و نماز به سوي قبلة واحد و در اوقات معين و به يك زبان مشخص‌، نمونه‌اي از اين وحدت است‌. براي اطلاع بيشتر، مي‌توانيد به كتاب «پاسخ به پرسش‌هاي مذهبي ـ آيت‌الله مكارم شيرازي (حفظه‌الله) و آيت‌الله جعفر سبحاني (حفظه‌الله) مراجعه فرماييد. و افزون بر اين خوب است در اين زمينه‌، به استفتايي از محضر حضرت آيت‌الله فاضل لنكراني (حفظه‌الله) توجه فرماييد.


    آنچه پيامبر اكرم (ص) به ما دستور داده است اين است كه همه‌، نماز را به زبان عربي بخوانند، حتي كساني كه زبان مادري آنها عربي نباشد، راه حل مشكل شما اين است كه لااقل معناي نماز را ياد بگيريد و همان طوري كه عربي مي‌خوانيد، معناي آن را هم درك كنيد و شايد يك علت آن اين باشد كه اگر همه مسلمان‌ها نماز را به زبان عربي بخوانند اتحاد و هماهنگي كامل در نماز كه مهم‌ترين فريضه الهي است واقع مي‌شود و علاوه بر اين‌، مقدمة آشنايي با زبان قرآن خواهد بود.(1)
    پاورقي:
    1- حضرت آيت‌الله فاضل لنكراني (حفظه‌الله)، جامع المسايل‌، چاپ مهر، چاپ ششم‌، ج 1، ص 145، استفاده از س 534.



    سوالاتی در باب خداشناسی

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    5
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4



    الله

    ازدوستان و عزیزانی که همراهی کردند و یاری رسوندن نهایت سپاس رو دارم .
    منتظر باقی نظرات هستم

    ویرایش توسط mr.ehsan : ۱۳۸۹/۱۰/۲۲ در ساعت ۲۲:۰۰

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6203



    نقل قول نوشته اصلی توسط mr.ehsan نمایش پست ها
    هی زدن حرف های تکراری
    نماز هیچ وقت خواندنش تکراری نیست و اگر ما اینگونه به نماز نگاه می کنیم علتش این است که فلسفه و جایگاه نماز رو نمی دانیم.

    اگر غرض‌ و هدف‌ در كار معلوم‌ نباشد، فعاليتهايي‌ كه‌ براي‌ آن‌ انجام‌ گرفته‌خسته‌ كننده‌، تكراري‌ و بي‌معنا به‌ نظر مي‌رسد. اگر ندانيم‌ كه‌ يك‌ بنا براي‌ چه‌منظور آجرها را روي‌ هم‌ مي‌گذارد، كار او به‌ نظر كاري‌ تكراري‌ و بي‌دليل‌خواهد آمد؛ ولي‌ چنانكه‌ بدانيم‌ قرار است‌ ساختماني‌ ساخته‌ شود كه‌ افرادي‌در آن‌ سكونت‌ پيدا كنند ديگر كار چندين‌ روزه‌ و چند ماهه‌ بنا و كارگر بي‌ معناو تكراري‌ نخواهد بود.

    در نماز نيز همين‌ منطق‌ حكمفرماست‌. به‌ چند نكته‌ توجه‌ كنيد تا موضوع‌روشن‌ شود:
    1. انسان‌ در سير و سفري‌ سخت‌ و دشوار است‌ و به‌ سوي‌ هدفي‌ بزرگ‌ ومتعادل‌ در حركت‌ است‌: «يا ايها الانسان‌ انك‌ كادح‌ الي‌ ربك‌ كدحاًفملاقيه‌؛ اي‌ انسان‌ تو با رنج‌ و سختي‌ به‌ سوي‌ پروردگارت‌ در حركتي‌ تا او راملاقات‌ كني‌»(انشقاق‌/ 6)

    وقتي‌ چنين‌ هدف‌ بزرگ‌ و ارجمندي‌ در كار است‌ بايد همواره‌ ابزاري‌ در كارباشد كه‌ به‌ انسان‌ يادآوري‌ كند وگرنه‌ مقصود فراموش‌ مي‌شود و او در پيچ‌ وخم‌ زندگي‌ از همه‌ جا بي‌ خبر در راه‌ خواهد ماند، اگر كسي‌ بخواهد به‌ قله‌اي‌بزرگ‌ صعود كند و يا غاري‌ بزرگ‌ را در دل‌ زمين‌ طي‌ كند نيازمند است‌ كه‌ درمقطع‌ و گذرگاه‌، مسير را بررسي‌ و به‌ علائم‌ و نشانه‌ها توجه‌ كند تا راه‌ را گم‌نكند وگرنه‌ در پيچ‌ و تاب‌ غار گم‌ خواهد شد و يا اگر در جاده‌اي‌ طولاني‌ به‌طرف‌ مقصدي‌ در حركت‌ هستيد اگر تابلو و نشانه‌اي‌ در كار نباشد انسان‌ به‌مقصد نخواهد رسيد .
    نماز يادآوري‌ كننده‌ و تابلويي‌ است‌ كه‌ در همه‌ مقاطع‌ زندگي‌ به‌ كار مي‌آيد وبراي‌ يادآوري‌ ضروري‌ است‌. «و اقم‌ الصلوة‌ لذكري‌؛ نماز را به‌ خاطر يادمن‌ بپادار»( طه‌، 14)

    2. معرفت‌ نعمت‌هاي‌ الهي‌ و شكرگزاري‌ در درگاه‌ او؛
    شناخت‌ نعمت‌هاي‌ الهي‌ و نعمت‌ بخش‌ هستي‌ و شكرگزاري‌ در درگاه‌ اوموضوعي‌ است‌ غير قابل‌ ترديد و هر وجدان‌ سالمي‌ بر ضرورت‌ آن‌ تاكيدمي‌كند بي‌ ترديد نماز جلوه‌اي‌ از شكرگزاري‌ به‌ درگاه‌ خداوند است‌.«فليعبدوا رب‌ هذا البيت‌ * الذي‌ اطعمهم‌ من‌ جوع‌ و آمنهم‌ من‌خوف‌؛ پس‌ پروردگار اين‌ خانه‌ (كعبه‌) را بپرستيد كه‌ شما را سير كرد و امنيت‌بخشيد»(قريش‌ 2 و 3)

    اكنون‌ بايد به‌ اين‌ پرسش‌ پاسخ‌ داد كه‌ آيا نعمت‌هاي‌ الهي‌ هر روز تجديدنمي‌شود؟ آيا هر روز و هر شب‌ و هر ساعت‌ و هر لحظه‌ نعمت‌ تازه‌اي‌ به‌ ماارزاني‌ نمي‌شود؟
    هر نفس‌ نو مي‌شود دنيا و ما بي‌ خبر از نو شدن‌ اندر بقا
    عمر همچون‌ جوي‌ نونو مي‌رسيدمستمري‌ مي‌نمايد در جسد
    (مولوي‌)

    3. انسان‌ هر روز نيازهاي‌ جديدي‌ دارد كه‌ آن‌ را مي‌طلبد. نماز كه‌ زيباترين‌شكل‌ و هندسه‌ توجه‌ به‌ خدا است‌. مناسبترين‌ فرصت‌ براي‌ درخواست‌ ودعاي‌ به‌ درگاه‌ او است‌.
    گفت‌ وقت‌ فقر و تنگي‌ دو دست‌جست‌ و جوي‌ آزموه‌ بهتر است‌
    درگهي‌ را كآزمودم‌ در كرم‌حاجت‌ تو را بان‌ جانب‌ برم‌«مولوي‌»
    پس‌ همان‌ گونه‌ كه‌ آدمي‌ نيازهاي‌ تازه‌ دارد، بايستي‌ نمازهاي‌ تازه‌ نيز داشته‌باشد.

    4. بدن‌ انسان‌ همواره‌ نياز به‌ آب‌ و غذا و هوا دارد تا به‌ حيات‌ خود ادامه‌ دهدو سلامت‌ بماند. روح‌ و روان‌ انسان‌ نيز براي‌ سلامت‌ خود نياز به‌ تغذيه‌مناسب‌ فكري‌ و روحي‌ دارد. نماز تغذيه‌ منظم‌ و برنامه‌ ريزي‌ شده‌ براي‌ روح‌ وروان‌ انسان‌ است‌.

    5. ظاهر برخي‌ از كارها تكراري‌ است‌؛ ولي‌ در مجموع‌ هدفي‌ را تعقيب‌مي‌كند و بدون‌ همان‌ كارهاي‌ به‌ ظاهر تكراري‌ به‌ نتيجه‌ نخواهد رسيد. وقتي‌براي‌ احداث‌ جاده‌اي‌ به‌ تونلي‌ نياز مي‌شود، كندن‌ هر سنگ‌ و خارج‌ كردن‌خاك‌ها كارهايي‌ مشابه‌ و تكراري‌ اند؛ ولي‌ بدون‌ اين‌ كه‌ اين‌ روش‌ دنبال‌ شود،تونل‌ گشوده‌ نمي‌شود و راه‌ باز نمي‌گردد.

    هر نماز به‌ نظر مي‌رسد با نماز قبلي‌ مشابه‌ است‌؛ ولي‌ حقيقت‌ آن‌ است‌ كه‌ هرنماز انسان‌ را يك‌ پله‌ بالاتر و يك‌ قدم‌ به‌ هدف‌ نزديك‌تر مي‌سازد.
    در آيه‌ پاياني‌ سورة‌ علق‌ مي‌خوانيم‌: «سجده‌ كن‌ و نزديك‌ شو.» «علق‌ 20»



    سوالاتی در باب خداشناسی

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6203



    نقل قول نوشته اصلی توسط mr.ehsan نمایش پست ها
    خدا گفته منو عبادت کنید نگفته چجوری بعد پیامبرانموت 2000 سال پیش یه کاری کردن اسمشو گذاشتن نماز چرا چون مردم عرب جاهل نمیتونس بفهمه یعنی بعد اومدن یه چی به اینا یاد دادن که بگن ولی منی میفهمم درک دارم خئا هم بهم گفته عبادت کن مرا مرم تو خلوت خودم میگم خدایا خیلی تو را سپاس گذارم برای زندگی به من دادی خیلی از زندگیم رازیم ممنون که شکمه منو سیر کردی خیلی متشکرم یعنی این عبادت نبیت فقط نماز عبادته
    دوستمون گفتن خداوند نفرموده منو چطور عبادت کنید درحالی که اگر کمترین شناخت رو در مورد نماز داشتن می دانستند که خداوند درقرآن دستور داده اند که یکی از عبادت ها نماز است و خواندن آن بر همه واجب است.

    آیات قرآن که دلالت بروجوب نمازمی کنند، بسیارندکه ما به بعضی از آنها اشاره می کنیم:
    1 ـ «وَ أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ ارْکَعُوا مَعَ الرّاکِعینَ»[
    سوره بقره، آیه 110] و نماز را برپا دارید و زکات را ادا کنید ؛ و هر کار خیری را برای خود از پیش می فرستید ،آن را نزد خدا (در سرای دیگر ) خواهید یافت... .

    2ـ «حافِظُوا عَلَی الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطی‏...»[
    سوره بقره،آیه 238] در انجام همه نمازها به خصوص نماز وسطی =(نماز ظهر )کوشا باشید!...

    3 ـ «... فَأَقیمُوا الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ کانَتْ عَلَی الْمُؤْمِنینَ کِتابًا مَوْقُوتًا»[
    سوره نساء، آیه 103]، نماز را (به طور معمول)انجام دهید، زیرا نماز وظیفه ثابت ومعینی برای مؤمنان است!

    4 ـ«... وَ أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنینَ»[
    سوره یونس، آیه 87]،ونماز را بر پا دارید! و به مؤمنان بشارت ده ( که سر انجام پیروز میشوند! )

    5 ـ «أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلی‏ غَسَقِ اللَّیْلِ...»[
    سوره اسراء، آیه 78]، نماز را از زوال خورشید (هنگام ظهر ) تا نهایت تاریکی شب(= نیمه شب) بر پا دار ؛... .

    6ـ«... أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْری»[
    سوره طه، آیه 14]، نماز را برای یاد من بپا دار !

    7ـ «وَ الَّذینَ هُمْ عَلی‏ صَلَواتِهِمْ یُحافِظُونَ»[
    سوره مؤمنون، آیه 9]،و آنها (= مؤمنان) بر نمازهایشان مواظبت می نمایند

    8 ـ «... وأَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إیتاءَ الزَّکاةِ...»[
    سوره انبیاء، آیه 73]، و انجام کارهای نیک و بر پا داشتن نماز و ادای زکات را به آنها وحی کردیم ؛...

    9 ـ«وَ أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ‏...»[
    سوره نور، آیه 56]، و نماز را بر پا دارید، و زکات بدهید، و رسول (خدا) را اطاعت کنید تا مشمول رحمت (او) شوید.

    10-«...وَ أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ لا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکینَ»[
    سوره روم، آیه 31] ، و نماز را بر پا دارید و از مشرکان نباشید.

    صحبت کردن با خدا و تشکر کردن از او هم عبادت است اما بعضی عبادت ها با کیفیت خاص بنا به دلایلی که مفصل بحث شده واجب شده اند که باید بجا بیاوریم.
    عبادت فقط نماز نیست بلکه یکی از عبادتهاست که در کنار دیگر عبادتها واجب است انجام دهیم و راه گریزی از آن نیست.


    سوالاتی در باب خداشناسی

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6203



    نقل قول نوشته اصلی توسط mr.ehsan نمایش پست ها
    3- "خدا مارا خلق کرده یا ما خدارا "
    در مورد این سوال هم باید عرض کنم برای اینكه به پاسخ این پرسش برسیم ، در ابتدا باید یك تعریفی از خدا داشته باشیم ؛ در فرهنگ قرآن خدا یعنی « فاطر السموات و الارض» و به اصطلاح فلاسفه خدا وجود بسیطی است كه از ازل موجود بوده و تا ابد نیز خواهد بود ، مدبر و گرداننده تمام هستی است عالم و قادر به هر چیزی است و علم و قدرت و سایر صفات او عین ذات او بوده و تجزیه بردار نمی باشند و تمامی وجودات تجلی و ظهورات وجود اویند .

    خداوند نهایت همه صفات كمال را دارا می باشد ، از طرف دیگر انسان موجودی است مركب از اجزاء و هر یك از اجزاء محتاج به یكدیگر هستند ، انسان موجودی است كه زمانی « نبوده » و بعد « بود » شده ، بنابراین برای بودن خود نیازمند علتی است . انسان موجودی است كه نه تنها دارای همه صفات كمالی نیست بلكه بسیاری از كمالات را فاقد می باشد.

    حال انسانی كه حادث است چگونه ممكن است موجود ازلی و ابدی را بیافریند ، انسانی كه بسیاری از صفات كمالی را یا ندارد و یا اگر دارد ، ناقص است چگونه می تواند موجود كامل ( از حمیع جهات) را بیافریند ؟!

    فاقد شیء نمی تواند معطی شیء باشد ،‌یعنی محال عقلی است ؛ پس با این اوصاف محال است انسان خدا را بیافریند . فثبت بر اینكه خدا انسان را آفرید نه انسان خدا را آفریده باشد.



    سوالاتی در باب خداشناسی

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    5
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4



    نقل قول نوشته اصلی توسط عمار نمایش پست ها
    دوستمون گفتن خداوند نفرموده منو چطور عبادت کنید درحالی که اگر کمترین شناخت رو در مورد نماز داشتن می دانستند که خداوند درقرآن دستور داده اند که یکی از عبادت ها نماز است و خواندن آن بر همه واجب است.

    آیات قرآن که دلالت بروجوب نمازمی کنند، بسیارندکه ما به بعضی از آنها اشاره می کنیم:
    1 ـ «وَ أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ ارْکَعُوا مَعَ الرّاکِعینَ»[
    سوره بقره، آیه 110] و نماز را برپا دارید و زکات را ادا کنید ؛ و هر کار خیری را برای خود از پیش می فرستید ،آن را نزد خدا (در سرای دیگر ) خواهید یافت... .

    2ـ «حافِظُوا عَلَی الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطی‏...»[
    سوره بقره،آیه 238] در انجام همه نمازها به خصوص نماز وسطی =(نماز ظهر )کوشا باشید!...

    3 ـ «... فَأَقیمُوا الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ کانَتْ عَلَی الْمُؤْمِنینَ کِتابًا مَوْقُوتًا»[
    سوره نساء، آیه 103]، نماز را (به طور معمول)انجام دهید، زیرا نماز وظیفه ثابت ومعینی برای مؤمنان است!

    4 ـ«... وَ أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنینَ»[
    سوره یونس، آیه 87]،ونماز را بر پا دارید! و به مؤمنان بشارت ده ( که سر انجام پیروز میشوند! )

    5 ـ «أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلی‏ غَسَقِ اللَّیْلِ...»[
    سوره اسراء، آیه 78]، نماز را از زوال خورشید (هنگام ظهر ) تا نهایت تاریکی شب(= نیمه شب) بر پا دار ؛... .

    6ـ«... أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْری»[
    سوره طه، آیه 14]، نماز را برای یاد من بپا دار !

    7ـ «وَ الَّذینَ هُمْ عَلی‏ صَلَواتِهِمْ یُحافِظُونَ»[
    سوره مؤمنون، آیه 9]،و آنها (= مؤمنان) بر نمازهایشان مواظبت می نمایند

    8 ـ «... وأَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إیتاءَ الزَّکاةِ...»[
    سوره انبیاء، آیه 73]، و انجام کارهای نیک و بر پا داشتن نماز و ادای زکات را به آنها وحی کردیم ؛...

    9 ـ«وَ أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ‏...»[
    سوره نور، آیه 56]، و نماز را بر پا دارید، و زکات بدهید، و رسول (خدا) را اطاعت کنید تا مشمول رحمت (او) شوید.

    10-«...وَ أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ لا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکینَ»[
    سوره روم، آیه 31] ، و نماز را بر پا دارید و از مشرکان نباشید.

    صحبت کردن با خدا و تشکر کردن از او هم عبادت است اما بعضی عبادت ها با کیفیت خاص بنا به دلایلی که مفصل بحث شده واجب شده اند که باید بجا بیاوریم.
    عبادت فقط نماز نیست بلکه یکی از عبادتهاست که در کنار دیگر عبادتها واجب است انجام دهیم و راه گریزی از آن نیست.


    الله


    ممنون ازتون بابت پاسخ گویی

    مشکل اینجاست که این کاربر عقیده داره که الان نباید فقط به قران تکیه کرد.
    چون با پیشرفت علم ؛ علم ادم هم نسبت به اون زمان بیشتر شده باید یه چیزی فرارتر از قران وجود داشته باشه . و ایشون قران رو برای همون زمان افرینشش میدونن به همین خاطر نکاتی که در خوده قران برای عبادت خدا واجب شده رو قبول ندارن .


    اگر بشه کاری کرد که ایشون حقانیت قران رو حتی در این برهه از زمان قبول کنند و این فکر که قران ماله همون سالهای نزولش بر پیامبر(ص) هست اشتباهه خیلی از مشکلات رو حل میکنه .
    که البته توضیحاتی در جوابیه های دوستان بود تقریبا در این زمینه

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود