جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حکایت(امام موسی کاظم علیه السلام)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    خدا همه ی بهانه ام برای زندگیست!
    نوشته
    269
    حضور
    3 روز 6 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2039

    حکایت(امام موسی کاظم علیه السلام)




    دو جريان بسيار عظيم و خواندني
    مرحوم شيخ حرّ عاملي و راوندي و ديگران بزرگان آورده اند:
    پس از آن که امام جعفر صادق عليه السلام به شهادت رسيد، يکي از فرزندانش به نام عبداللّه - که بزرگ ترين فرزند حضرت بود - ادّعاي امامت کرد.
    امام موسي کاظم عليه السلام دستور داد تا مقدار زيادي هيزم وسط حياط منزلش جمع کنند؛ و سپس شخصي را به دنبال برادرش عبداللّه فرستاد تا او را نزد حضرت احضار نمايد.
    چون عبداللّه وارد شد، ديد که جمعي از اصحاب و شيعيان سرشناس نيز در آن مجلس حضور دارند.
    و چون عبداللّه کنار برادر خود امام کاظم عليه السلام نشست ، حضرت دستور داد تا هيزم ها را آتش بزنند؛ و با سوختن هيزم ها، آتش زيادي تهيه گرديد.
    تمامي افراد حاضر در مجلس ، در حيرت و تعجّب فرو رفته بودند و از يکديگر مي پرسيدند که چرا امام موسي کاظم عليه السلام چنين کاري را در آن محلّ و مجلس انجام مي دهد.
    آن گاه حضرت از جاي خود برخاست و جلو آمد و در وسط آتش نشست ؛ و با افراد حاضر مشغول صحبت و مذاکره گرديد.
    پس از گذشت ساعتي بلند شد و لباس هاي خود را تکان داد و آمد در جايگاه اوّليه خود نشست و به برادرش عبداللّه فرمود: اگر گمان داري بر اين که تو بعد از پدرت امام جعفر صادق عليه السلام امام و خليفه هستي ، بلند شو و همانند من در ميان آتش بنشين .
    عبداللّه چون چنان صحنه اي را ديد و چنين سخني را شنيد، رنگ چهره اش ‍ دگرگون شد و بدون آن که پاسخي دهد با ناراحتي برخاست و مجلس را ترک کرد
    همچنين داود رقّي حکايت کند:
    روزي به محضر مبارک امام جعفر صادق عليه السلام شرفياب شدم و پس ‍ از عرض سلام در کناري نشستم ، سپس فرزندش حضرت ابوالحسن موسي بن جعفر عليهما السلام وارد شد و از شدّت سردي هوا، لباس هاي خويش ‍ را به دور خود پيچيده بود.
    همين که امام موسي کاظم عليه السلام نزد پدر آمد، امام صادق عليه السلام اظهار داشت : اي فرزندم ! در چه حالتي هستي ؟
    پاسخ داد: در سايه رحمت و پناه خداوند متعال هستم ، و بعد از آن اظهار نمود: اي پدر! من اشتهاي مقداري انگور و انار دارم ؟
    داود رقّي گويد: من با خود گفتم : چگونه حضرت در اين فصل زمستان و سرماي شديد اشتها و ميل به تناول اين نوع ميوه ها را دارد، ولي حضرت از افکار دروني من آگاه شد و فرمود: خداوند متعال بر هر چيز و هر کاري قدرت دارد.
    و سپس به من فرمود: اي داود! بلند شو و برو داخل حياط منزل ببين چه خبر است ؛ و در باغ چه مي بيني ؟
    پس ، از جاي خود برخاستم و به طرف حياط حرکت کردم ، همين که وارد حياط شدم ، با حالت تعجّب ديدم درخت انگور و انار پر از ميوه است .
    با ديدن اين صحنه شگرف ، بر اعتقاد و ايمانم افزوده شد؛ و با خود گفتم : اکنون به اسرار و علوم اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام آگاه گشتم و اعتقادم کامل گرديد.
    سپس مقداري از انگور و تعدادي انار چيدم و چون وارد اتاق شدم حضرت موسي کاظم عليه السلام آن ها را از من گرفت و شروع به تناول نمود؛ و در ضمن اظهار داشت :
    اين از فضل پروردگار است ، که ما خانواده عصمت و طهارت را بر آن اختصاص داده و گرامي داشته است .
    یک دانه بذر میلیون ها دانه را با خود دارد. آیا وفور وغنای هستی را می بینی؟
    خداوند در وجود ما هم “روحش” را به امانت گذاشته است
    این همان*دانه الهی*است که باید آنرا با عشق و ایمان آبیاری کرد تا شکوفا گردد.

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    خدا همه ی بهانه ام برای زندگیست!
    نوشته
    269
    حضور
    3 روز 6 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2039



    زنده شدن گاو!
    عليّ بن مغيره - که يکي از راويان حديث و از اصحاب امام موسي کاظم عليه السلام مي باشد - حکايت کند:
    روزي در مِني و عرفات بوديم که امام موسي کاظم عليه السلام در مسير راه به زني برخورد کرد، که مشغول گريه و زاري بود؛ و نيز کودکان خردسالش در اطراف او گريان بودند.
    امام کاظم عليه السلام به طور ناشناس نزديک رفت و علّت گريه آنها را جويا شد؟
    زن اظهار داشت : اي بنده خدا! من داراي فرزنداني خردسال هستم ؛ و تنها سرمايه زندگي براي امرار معاش ما يک گاو بود که ساعتي قبل مرد؛ به همين جهت ، گريان هستم چون ديگر وسيله امرار معاش نداريم .
    حضرت فرمود: دوست داري آن را زنده کنم ؟
    زن عرضه داشت : بلي .
    پس حضرت کناري رفت و دو رکعت نماز خواند و دست خود را به سوي آسمان بالا برد و لبهاي مبارک خود را حرکت داد و زمزمه اي نود، که من نفهميدم چه دعائي را خواند.
    پس از آن ، امام عليه السلام از جاي بر خاست و به سمت گاو مرده آمد و با پاي مبارک خود بر پهلوي گاو زد.
    ناگهان گاو زنده گرديد و بلند شد و سر پا ايستاد،
    همين که زن چشمش به گاو افتاد - که زنده شده است - سراسيمه کنان فرياد کشيد: اين شخص ، عيسي بن مريم است .
    و چون امام کاظم عليه السلام داد و فرياد آن زن را شنيد، سريع حرکت نمود و خود را در بين جمعيّت پنهان کرد، تا کسي آن حضرت را نشناسد.
    یک دانه بذر میلیون ها دانه را با خود دارد. آیا وفور وغنای هستی را می بینی؟
    خداوند در وجود ما هم “روحش” را به امانت گذاشته است
    این همان*دانه الهی*است که باید آنرا با عشق و ایمان آبیاری کرد تا شکوفا گردد.

  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    خدا همه ی بهانه ام برای زندگیست!
    نوشته
    269
    حضور
    3 روز 6 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2039



    نشانه هائي از امامت
    ابوبصير روايت کند:
    روزي به محضر مبارک امام موسي کاظم عليه السلام وارد شدم و عرضه داشتم : فدايت گردم ، امام چگونه شناخته مي شود و نشانه هاي امامت چيست ؟
    حضرت فرمود: امات نشانه ها و علامتهاي بسياري دارد:
    يکي آن بود که پدرم انجام داد جريان بينا شدن ابوبصير توسّط امام صادق عليه السلام .
    و از طرف خداوند متعال به وسيله حضرت رسول صلي الله عليه و آله منصوب و معرّفي شود، همانطور که امام عليّ عليه السلام را نصب نمود.
    و ديگر آن که آنچه از او در هر موضوعي سئوال کنند، جواب آن را بداند و بتواند پاسخ دهد، و با مردم از هر قبيله و نژادي و صاحب هر لغتي که باشند، سخن گويد.
    سپس افزود: اي ابوبصير! هم اکنون نشانه اي از آن را مشاهده و ملاحظه خواهي نمود.
    آن گاه لحظاتي گذشت ، ناگهان شخصي از اهالي خراسان وارد شد و با زبان عربي با حضرت سخن گفت ؛ ولي امام عليه السلام به فارسي و زبان محلّي با آن خراساني صحبت مي فرمود.
    مرد خراساني با حالت تعجّب گفت : يا ابن رسول اللّه ! من با شما به زبان عربي سخن مي گويم ؛ ليکن شما به زبان فارسي صحبت مي فرمائي ؟!
    حضرت فرمود: اگر ما نتوانيم به زبان فارسي و محلّي با شما سخن گوئيم ؛ پس چه مزيّت و فضيلتي بر ديگران داريم .
    پس از آن ، حضرت به من خطاب نمود و فرمود: اي ابوبصير! امام به تمام لغات انسانها آشنا است ، و نيز زبان تمام حيوانات را مي فهمد و با آنها سخن مي گويد؛ و کسي که داراي اين مزايا و اوصاف نباشد، امام نيست .
    پرش نان و بلعيدن شير
    عليّ بن يقطين - يکي از دوستان و اصحاب امام موسي کاظم عليه السلام که وزير هارون الرّشيد نيز بود - حکايت کند:
    روزي هارون الرّشيد بعضي از نزديکان خود و همچنين امام موسي کاظم عليه السلام را براي صرف طعام دعوت کرد؛ و يکي از افراد خود را دستور داد تا بر سر سفره کاري کند که حضرت موسي کاظم عليه السلام شرمنده و خجل شود.
    حضرت به همراه يکي از خادمان خود تشريف آورد و در جايگاه خود جلوس فرمود، پس از لحظاتي سفره پهن و غذاها چيده و آماده شد و حاضران مشغول خوردن غذا شدند.
    و خادم حضرت نيز کنار حضرتش قرار گرفته بود، مشغول خوردن شد و چون مي خواست ناني بردارد با سحر و جادوئي که شده بود، نان پرواز مي کرد و تمام حاضران مي خنديدند و در ضمن حضرت را مسخره مي کردند.
    چون چند مرتبه اين کار تکرار شد، حضرت به عکس شيري که بر يکي از پرده ها بود خطاب نمود و اظهار داشت : اي شير خدا! دشمن خدا را برگير.
    ناگهان آن عکس تجسّم يافت و شيري بزرگ و غضبناک گرديد؛ و سپس ‍ حمله اي نمود و آن شخص ساحر و جادوگر را بلعيد.
    تمامي افراد در آن مجلس ، با ديدن چنين صحنه اي هولناک ، از ترس و وحشت بيهوش گشته و روي زمين افتادند و شير به حالت اوّليّه خود برگشت .
    پس از گذشت ساعتي که حاضران بهوش آمدند، هارون الرّشيد به حضرت موسي بن جعفر عليهما السلام عرضه داشت : تو را سوگند مي دهم به حقّي که بر گردنت دارم ، تقاضا نمائي که شير آن مرد را بازگرداند.
    حضرت فرمود: اگر عصاي پيغمبر خدا، حضرت موسي عليه السلام آنچه را که در حضور فرعون بلعيد، بازگردانيد، اين شير هم آن شخص را باز مي گرداند.
    یک دانه بذر میلیون ها دانه را با خود دارد. آیا وفور وغنای هستی را می بینی؟
    خداوند در وجود ما هم “روحش” را به امانت گذاشته است
    این همان*دانه الهی*است که باید آنرا با عشق و ایمان آبیاری کرد تا شکوفا گردد.

  7. صلوات ها 4


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۴/۰۲/۲۸, ۰۸:۱۱ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود