جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مناظره امام موسی کاظم (علیه السلام)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    خدا همه ی بهانه ام برای زندگیست!
    نوشته
    269
    حضور
    3 روز 6 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2039

    مناظره امام موسی کاظم (علیه السلام)




    امامان گرامي ما با دانشي الهي که داشتند در مورد هر سئوالي که از آنان مي‏شد،پاسخي درست و کامل و در حد فهم پرسشگر،مي‏دادند.و هر کس حتي دشمنان،چون با آنان به احتجاج و گفتگوي علمي مي‏نشست،با اعتراف به عجز خويش و قدرت انديشه‏ي گسترده و احاطه‏اي کامل آنان،برمي‏خاست.
    هارون الرشيد امام کاظم عليه السلام را از مدينه به بغداد آورد و به احتجاج نشست:
    هارون-مي‏خواهم از شما چيزهايي بپرسم که مدتي است در ذهنم خلجان مي‏کند و تا کنون از کس نپرسيده‏ام،به من گفته‏اند که شما هرگز دروغ نمي‏گوييد،جواب مرا درست و است‏بفرماييد!
    امام-اگر من آزادي بيان داشته باشم،تو را از آنچه مي‏دانم در زمينه‏ي پرسشت آگاه خواهم کرد.
    هارون-در بيان آزاد هستيد،هر چه مي‏خواهيد بفرماييد...
    و اما نخستين پرسش من:چرا شما و مردم،معتقد هستيدکه شما فرزندان ابو طالب از ما فرزندان عباس برتريد،در حاليکه ما و شما از تنه‏ي يک درختيم.
    ابو طالب و عباس هر دو عموهاي پيامبر بودند و از جهت‏خويشاوندي با پيامبر،با هم فرقي ندارند.
    امام-ما از شما به پيامبر نزديکتريم.
    هارون-چگونه؟
    امام-چون پدر ما ابو طالب با پدر رسول اکرم برادر تني (پدر و مادر يکي) بودند ولي عباس برادر ناتني (تنها از سوي مادر) بود.
    هارون-پرسش ديگر:چرا شما مدعي هستيد که از پيامبر ارث هم مي‏بريد،در حاليکه مي‏دانيم هنگامي که پيامبر رحلت کرد عمويش عباس (پدر ما) زنده بود اما عموي ديگرش ابو طالب (پدر شما) زنده نبود و معلوم است که تا عمو زنده است،ارث به پسر عمو نمي‏رسد.
    امام-آيا آزادي بيان دارم.
    هارون-در آغاز سخن،گفتم داريد.
    امام-امام علي بن ابيطالب (ع) مي‏فرمايند:با بودن اولاد،جز پدر و مادر و زن و شوهر،ديگران ارث نمي‏برند،و با بودن اولاد براي عمو نه در قرآن و نه در روايات،ارثي ثابت نشده است.پس آنانکه عمو را در حکم پدر مي‏دانند،از پيش خود مي‏گويند و حرفشان مبنايي ندارد (پس با بودن زهرا،فرزند رسول الله (ص) به عموي او عباس ارث نمي‏رسد.)
    مضافا آنکه از پيامبر در مورد علي-درود خدا بر او-نقل‏شده است که:«اقضاکم علي‏»،علي بهترين قاضي شماست و نيز از عمر بن خطاب نقل شده است که:«علي اقضانا»علي بهترين قضاوت کننده‏ي ماست.
    و اين جمله،عنوان جامعي است که براي حضرت علي به اثبات رسيده،زيرا همه‏ي دانشهايي که پيامبر،اصحاب خود را با آنها ستوده از قبيل علم قرآن و علم احکام و مطلق علم،همه در مفهوم و معناي قضاوت اسلامي،جمع است و وقتي مي‏گوييم علي در قضاوت از همه بالاتر است‏يعني در همه‏ي علوم از ديگران بالاتر است.
    (پس گفتار علي که مي‏گويد:با بودن اولاد،عمو ارث نمي‏برد،حجت است و بايد آنرا بپذيريم نه گفته‏ي:عمو در حکم پدر است را،زيرا به تصريح پيامبر،علي از ديگران به احکام دين آشناتر است.)
    هارون-پرسش ديگر:
    چرا شما اجازه مي‏دهيد مردم شما را به پيامبر نسبت‏بدهند و بگويند:فرزندان رسول خدا در صورتيکه شما فرزندان علي هستيد،زيرا هر کس به پدر خود نسبت داده مي‏شود (نه به مادر) و پيامبر جد مادري شماست.
    امام-اگر پيامبر زنده شده و از دختر تو خواستگاري کند،به او مي‏دهي؟
    هارون-سبحان الله،چرا ندهم،بلکه در آنصورت بر عرب و عجم و قريش،افتخار هم خواهم کرد.
    امام-اما اگر پيامبر زنده شود از دختر من خواستگاري نخواهد کرد و منهم نخواهم داد.
    هارون-چرا؟
    امام-چون او پدر من است (و لو از طرف مادر) ولي پدر تو نيست.(پس مي‏توانم خود را فرزند رسول خدا بدانم)
    هارون-پس چرا شما خود را ذريه‏ي رسول خدا مي‏دانيد و حال آنکه ذريه از سوي پسر است نه از سوي دختر.
    امام-مرا از پاسخ اين پرسش معاف دار.
    هارون-نه،بايد پاسخ بفرماييد و از قرآن دليل بياوريد...
    امام- «...و من ذريته داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسي و هارون و کذلک نجزي المحسنين و زکريا و يحيي و عيسي (35) ...»
    اکنون مي‏پرسم:عيسي که در اين آيه ذريه‏ي ابراهيم به شمار آمده،آيا از سوي پدر به او منصوب است‏يا از سوي مادر؟
    هارون-به نص قرآن،عيسي پدر نداشته است.
    امام-پس از سوي مادر،ذريه ناميده شده است،ما نيز از سوي مادرمان فاطمه-درود خدا بر او-ذريه‏ي پيامبر محسوب مي‏شويم.
    آيا آيه‏ي ديگر بخوانم؟
    هارون-بخوانيد!امام-آيه‏ي مباهله را مي‏خوانم: «فمن حاجک فيه من بعد ما جائک من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله علي الکاذبين (36) »هيچکس ادعا نکرده است که پيامبر در مباهله با نصاراي نجران جز علي و فاطمه و حسن و حسين،کس ديگري را براي مباهله با خود برده باشد پس مصداق ابنائنا (پسرانمان را) در آيه‏ي مزبور،حسن و حسين-درود خدا بر آن هر دوان-هستند،با اينکه آنها از سوي مادر به پيامبر منسوبند و فرزندان دختر آن گرامي‏اند.
    هارون-از ما چيزي نمي‏خواهيد؟
    امام-نه،مي‏خواهم به خانه‏ي خويش باز گردم.
    هارون-در اين مورد بايد فکر کنيم...
    یک دانه بذر میلیون ها دانه را با خود دارد. آیا وفور وغنای هستی را می بینی؟
    خداوند در وجود ما هم “روحش” را به امانت گذاشته است
    این همان*دانه الهی*است که باید آنرا با عشق و ایمان آبیاری کرد تا شکوفا گردد.

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    516
    حضور
    2 روز 21 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    1161



    مناظره امام کاظم (علیه السلام) با مهدی عباسی- حرمتشراب
    دریكی از سالها مهدیعباسی وارد مدینه شد و پس از زیارت قبر پیامبر ـ صلّیالله علیه و آله ـ با امامكاظم ـ علیه السلام ـ ملاقات كرد و برای آن كهبه گمان خود از نظر علمی آن حضرت راآزمایش كند! بحث «خَمر» (شراب) درقرآن را پیش كشید و پرسید: «آیا شراب در قرآن مجیدتحریم شده است؟
    آن گاه اضافه كرد: «مردم اغلب میدانند كه در قرآن از خوردن شراب نهی شده، ولینمیدانند كه معنای این نهی، حرام بودن آناست!
    امام ـ علیه السلام ـفرمود: «بلی. این حرمت شراب در قرآن مجید صراحتاً بیان شده است.
    ـ در كجای قرآن؟
    ـ آنجا كه خداوند متعالخطاب به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ میفرماید:«قُلْ إِنَّماحَرَّمَ رَبِّیَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَوَ الْإِثْمَ وَالْبَغْیَ بِغَیْرِ الْحَقِّ... .» ترجمه: «بگو پروردگارمن، تنها كارهای زشت، چهآشكار و چه پنهان و نیز «إثم» (گناه) و ستم بهناحق را حرام نموده است... .»
    آنگاهامام ـ علیهالسلام ـ پس از بیان چند موضوع دیگر كه در این آیه تحریم شده،فرمود: «مقصود از كلمه «إثم» در این آیه كه خداوند آن را تحریم كرده، همانشراب است، زیرا خداوند در آیهدیگری میفرماید:«یَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِقُلْ فِیهِما إِثْمٌكَبِیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْنَفْعِهِما...(1)
    ترجمه: از تو در موردشراب و قمار میپرسند، بگو در آن «اثم كبیر» (گناهی بزرگ) و سودهاییبرای مردم است و گناهش از سودش بیشتراست.
    و«إثم» كه در سورهاعراف صریحاً حرام معرفی شده در سوره بقره در مورد شراب و قمار به كار رفته است،بنابراین شراب صریحاً در قرآن مجید حرام معرّفیشده است.
    مهدی، سخت تحت تأثیراستدلال امام ـ علیه السلام ـ قرار گرفت و بیاختیار رو به «علی بنیقطین(2) كرد و گفت: «به خدا قسم این فتوا، فتوای هاشمیاست!
    علی بن یقطین گفت: «شكرخدا را كه این علم را در شما خاندان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ قرار دادهاست(3)
    مهدی از این پاسخ ناراحت شد و در حالی كه خشم خود را به سختی فرومیخورد گفت: «راست میگوئی ای رافضی!!(4)
    1 سوره بقره، آیه 219.
    2-علی بن یقطین از اصحاب امام كاظم ـ علیه السلام ـبود كه موفق شده بوداعتماد دستگاه حكومت عباسی را به خود جلب كند و بر اساس دستوراتامام ـعلیه السلام ـ از این طریق در خدمت به شیعیان بكوشد.
    3-
    گویا مقصودوی اینبود كه به حكم قرابتی كه میان بنی عباس و بنی هاشم هست، علم و دانشامام كاظم ـ علیهالسلام ـ برای مهدی نیز موجب افتخار است.
    4- علی بن یقطین از مذهب خود تقیهمیكرد و مهدی عباسی با این جمله به او فهماند من به مذهبواقعی تو یعنی تشیع پی بردم. كلینی، الفروغ من الكافی، ج 6، ص 406.




  5. صلوات ها 4


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۹/۰۹, ۰۴:۱۸ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود