صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نسبت دين و سياست

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229

    نسبت دين و سياست




    اگر ماهيت دين و وجه نياز آدمي بدان به خوبي شناخته شود، قلمرو آن نيز تعيين مي گردد و مشخص مي‏شود كه عدم جدايي دين از سياست به چه دليل است. دين مجموعه اي است از:

    1. معارف و بينش‏ها (جهان بيني)؛

    2. سلسله دستورات اخلاقي كه سازنده خصايل نيكو و شخصيت حقيقي انسان است؛

    3. سلسله قوانين و مقرراتي كه مناسبات انسان را با خدا، جامعه و طبيعت به نيكوترين وجهي تبيين نموده و سعادت بشر را در پي آنها تضمين مي‏نمايد

    از طرف ديگر سعادت انسان‏ها _چه در دنيا و چه در سراي آخرت_ در گرو قوانيني جامع كامل و بي‏نقص است و چون اين جهان گذرا و سراي جاويد ابدي، با يكديگر در ارتباط وثيق بوده و هر كنشي در اين دنيا نسبت به سر نوشت آدمي در حيات پايدار خويش مؤثر است؛

    پس قانونگذار علاوه بر احاطه كامل به تمام نيازهاي دنيايي بشر، بايد ربط آنها را با زندگي اخروي نيز منظور دارد

    و اين در حالي است كه هنوز متفكران بشري، تعريف واحدي از سعادت انسان به دست نداده‏اند

    و حتي در اين كه تنها در همين دنيا واقعا كدامين راه تضمين كننده كمال و سعادت بشري است، اختلاف شديدي وجود دارد.

    و از همين رو مكتب‏هاي گوناگوني به وجود آمده كه هر يك پس از چند صباحي تجربه، ضعف و شكست خود را برملا كرده‏اند.

    بنابراين بشريت بر سر دو راهي قرار دارد:

    1- يا همواره در مسائل انساني سياسي و اجتماعي خويش، به دنبال مكاتب بشري راه افتد و هر روز چيزي را تجربه كند و پس از شكست راه ديگر برگزيند تا پايان حيات تاريخي خود.

    2- از ناحيه خداوند _كه عالم به تمام نيازهاي او و راه كمال حقيقي او است_ قانوني بدون خطا به او عرضه شود تا با تبعيت از آن به سمت سعادت و خوشبختي حركت نمايد. اين است معناي عدم جدايي دين از سياست و راه اول راه «سكولاريسم» و جدايي دين از سياست است.

    بشریت در طول سالهای متمادی نظامهای سیاسی زیادی را تجربه کرده است.برای تجربه در این عصر هم که شده جا دارد نظام سیاسی دینی با محوریت دین اسلام وعلی الخصوص مبانی سیاسی تشیّع را پایه ریزی کرده وبه کار گیرد.

    اگر بگویند در قرون وسطی تجربه شده خواهیم گفت:آنچه در آن زمان حکومت می کرد منشا گرفته از دینی بود تحریف شده وساخته وپرداخته دست بشر ولی منشاء مبانی دین اسلام وحی است و کلام مستقیم خدا بدون تحریف.

    ویرایش توسط طاها : ۱۳۹۰/۰۱/۱۰ در ساعت ۱۱:۵۹

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229





  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    نسبت دين و سياست = یک دوئل برای دین - برای بودن یا نبودن



    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  7. صلوات ها 6


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست ها
    نسبت دين و سياست = یک دوئل برای دین - برای بودن یا نبودن


    با سلام

    جناب بینا

    درست متوجه منظورتان نشدم

    شاید برخی دوستان هم مشکل بنده را داشته باشند

    توضیح می فرمایید


  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    26
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    65



    دین و سیاست یک رابطه پیچیده با هم دارند که نمی توان از آن صرف نظر کرد.
    دین سیاسی راه رفتن روی لبه تیغه یک شمشیر تیز است که اگر اشتباه بشود به جای رسیدن به خوش بختی به فنا و نابودی مهلک می رسد.
    و از اول اسلام هم این تجربه موضوعیت داشته است.
    یعنی در حالیکه ما تجربه های خوبی از زندگی پیامبر و مولی علی داشتیم برعکس از حکومتهای دینی معاویه و ابوبکر و عمر و عثمان خاطره تلخی داریم!
    درواقع اگر بخواهیم بی غرض نگاه بکنیم : باید بگوییم اگر تفسیر بدی از حکومت دینی وجود داشته باشد نه تنها حکومت ایده آلی نیست بلکه خطراتش بدتر از سیاستهای بشری است.
    ممکن است سوال بکنید : چه تفاوتی بین حکومت دینی و حکومت غیر دینی وجود دارد که خطر سیاست دینی را بیش از سیاست عیر دینی می کند.
    ان مشروعیتی است که دین به حاکم می دهد.
    در حکومت غیر دینی مشروعیت وجود ندارد. و فقط مقبولیت هست. و وقتی مردم حاکم را قبول نداشته باشند می توانند وی را به راحتی عوض بکنند .( در حکومتهای دموکراسی ) یا براحتی بر علیه حاکم انقلاب بکنند و حاکم را مجبور به تغییر بکنند.
    اما در حکومت دینی مشروعیتی که به حاکم داده می شود حکومت وی را به دیکتاتوری تبدیل می کند. که مقبولیت مردم در آن کمترین تاثیری دارد. از سویی دیگر اعتراضهای مردم به راحتی با کمک دین به فتنه تبدیل می شود. ( همانطور که زید قیام مختار را فتنه خواند )
    درواقع در حکومت دینی اگر فردی ظالم ( مثل یزید ) یا نادان بر سر حکومت باشد. می تواند تمام رفتارهای خود را پشت پرده دین مخفی بکند. و تمام رفتارهایش را توجیه پذیر بکند.
    ویرایش توسط mahdiqs2 : ۱۳۹۰/۰۱/۱۰ در ساعت ۲۰:۰۳

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6204



    با سلام و عرض ادب و تشکر از استاد طاها
    در مورد این بحث نکاتی هم بنده عرض کنم که انشاالله مفید است:
    انسان در رهگذر زندگي اين جهاني، چهار نوع رابطه دارد:
    رابطه با خود، خدا، طبيعت و انسان هاي ديگر.

    اسلام به عنوان دين كامل به اين ابعاد چهارگانه توجه نموده و براي هر يك دستور عمل هايي صادر كرده است. سياست، رابطة انسان با ديگران را تنظيم مي كند، پس در قلمرو دين قرار مي گيرد، بر خلاف پندار غلط كه دين اسلام را در يك سلسله مسايل عبادي فردي محدود مي كند. بنابراين جامعيت اسلام اقتضا مي كند دين در سياست دخالت نمايد.

    نكتة ديگر آن است كه: اهتمام اسلام به ابعاد مختلف حيات بشر و از جمله سياست، در جهت فعليت بخشيدن به قوا و استعدادهاي او و آمادگي وي براي حيات اخروي است، بعثت انبيا و شريعت اسلام در جهت تحقق بخشيدن به يك سلسله اهداف والا است، مانند برقراري عدالت اجتماعي، رها سازي مردم از بند طاغوت و احقاق حقوق مستضعفان.

    بديهي است كه براي اين منظور نياز به وسائل و ابزار و امكانات فراواني است كه بايد در جامعه فراهم گردد. بدون ساختار سياسي و حكومتي دستيابي به اهداف مزبور ممكن نيست.
    نكتة سوم آن است كه: ماهيت احكام اسلام اقتضا مي كند كه در سياست دخالت كند. اجراي مقررات اسلام در زمينة مسائل مالي و اقتصادي و قضايي و نظام حقوقي مدني و كيفري و اجراي حدود و جهاد و امر به معروف و نهي از منكر و غيره به جز از طريق تشكيل حكومت و سازمان گستردة سياسي امكان پذير نيست.

    نكتة چهارم آن كه: يكي از اهداف اساسي فرستادن پيامبران الهي و نزول آيات خداوند، اجراي قسط و عدالت در جامعه است. عدالت در جامعه زماني امكان دارد كه سياستمداران بر اساس آموزه ها و تعاليم ديني عمل نموده و آن را گسترش دهند. مفهوم همراه بودن سياست با دين همين است.

    البته منظور از سياست، سياست غير مشروع يعني خدعه، نيرنگ و فريب نيست، بلكه مراد سياست مشروع است كه جهت اصلاح جامعه و حفظ نظم از آن بهره گرفته مي شود.
    اين معنا جدا شدني از اسلام نيست. استاد مطهري مي گويد: "تنها در يك صورت است كه مي توان مسئلة حكومت را از دين در آيين اسلام جدا كرد و آن هنگامي است كه بتوان پيوند جسم را از روح آدمي گسست و با اين وصف او فردي زنده و منشأ اثر باشد".( استاد مطهري، امامت و رهبري، ص 32.)

    در مورد پيشرفت كشورهاي صنعتي و عقب ماندگي مسلمانان، اين مسئلة اختصاص به ايران نداشته و شامل تمام كشورها مي شود، خواه كساني كه به پيوند دين و سياست اعتقاد دارند و يا ندارند. بايد عوامل و ريشه هاي آن را جستجو كرد كه در واقع به چندين قرن پيشين بر مي گردد و عوامل متعددي دارد. چنانچه بخواهيد از آن آگاه شويد، در نامه هاي بعدي براي شما ارسال خواهد شد. در هر حال اين موضوع ربطي به پيوند دين به سياست يا جدايي آن دارد و اگر نقشي هم داشته باشد، با اجراي صحيح دين و احكام آن، مطمئناً تأثير مثبت خواهد بود، نه منفي.


    نسبت دين و سياست

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    مطالعه بازی و دین و بحث
    نوشته
    6,441
    حضور
    98 روز 19 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    33
    صلوات
    27323




    اسلام درخشانترین راه است
    غررالحکم امدی ترجمه ادیب فقید محمد علی انصاریحدیث505

    موسسه انتشاراتی امام عصر(عج)
    عقل آدمی را به گفتار نیک و نهاد پاکیزه و کردار نیکو دلیل آورند
    (همان ح-10811)



  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdiqs2 نمایش پست ها
    دین و سیاست یک رابطه پیچیده با هم دارند که نمی توان از آن صرف نظر کرد.
    دین سیاسی راه رفتن روی لبه تیغه یک شمشیر تیز است که اگر اشتباه بشود به جای رسیدن به خوش بختی به فنا و نابودی مهلک می رسد.
    و از اول اسلام هم این تجربه موضوعیت داشته است.
    یعنی در حالیکه ما تجربه های خوبی از زندگی پیامبر و مولی علی داشتیم برعکس از حکومتهای دینی معاویه و ابوبکر و عمر و عثمان خاطره تلخی داریم!
    درواقع اگر بخواهیم بی غرض نگاه بکنیم : باید بگوییم اگر تفسیر بدی از حکومت دینی وجود داشته باشد نه تنها حکومت ایده آلی نیست بلکه خطراتش بدتر از سیاستهای بشری است.
    ممکن است سوال بکنید : چه تفاوتی بین حکومت دینی و حکومت غیر دینی وجود دارد که خطر سیاست دینی را بیش از سیاست عیر دینی می کند.
    ان مشروعیتی است که دین به حاکم می دهد.
    در حکومت غیر دینی مشروعیت وجود ندارد. و فقط مقبولیت هست. و وقتی مردم حاکم را قبول نداشته باشند می توانند وی را به راحتی عوض بکنند .( در حکومتهای دموکراسی ) یا براحتی بر علیه حاکم انقلاب بکنند و حاکم را مجبور به تغییر بکنند.
    اما در حکومت دینی مشروعیتی که به حاکم داده می شود حکومت وی را به دیکتاتوری تبدیل می کند. که مقبولیت مردم در آن کمترین تاثیری دارد. از سویی دیگر اعتراضهای مردم به راحتی با کمک دین به فتنه تبدیل می شود. ( همانطور که زید قیام مختار را فتنه خواند )
    درواقع در حکومت دینی اگر فردی ظالم ( مثل یزید ) یا نادان بر سر حکومت باشد. می تواند تمام رفتارهای خود را پشت پرده دین مخفی بکند. و تمام رفتارهایش را توجیه پذیر بکند.
    با سلام
    دوست گرامی بنده متوجه نشدم چه پیچدگی در موردرابطه دین و سیاست وجود دارد؟
    خیر اصلا اینطور نیست!
    نه اینکه
    پیچدگی وجود ندارد بلکه خیلی هم رابطه ی تنگاتنگی دارند !
    مگر ما کتاب قرآن و سنت پیامبر را فراموش کردیم ؟
    مگر باید غیر ار کتاب و سنت پیامبر و ائمه قدم وارداریم؟
    قرآن كریم، مطابق آیه 89 سوره نحل بیانگر هر چیز می باشد، كه از مباحث سیاسی نیز بحث كرده است.
    دین اسلام در عرصه سیاست نیز وارد شده است و ورود به سیاست به این معنی است كه قرآن كریم دارای اندیشه سیاسی است. این اندیشه سیاسی دارای دو بخش است، یكی «فلسفه سیاسی اسلام» و دیگری «فقه سیاسی اسلام» می باشد.
    یكی از مباحثی كه در فلسفه سیاسی اسلام، مطرح است، ارتباط عمیق فلسفه سیاسی و اعتقادی می باشد.
    این مطلب از آیه 59 سوره نساء استفاده می شود.
    در این آیه آمده است: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَیْ ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ»؛ ای اهل ایمان، خدا و رسول و فرمانداران از طرف خدا و رسول را اطاعت كنید، اگر در امری كارتان به گفتگو و نزاع كشد به حكم خدا و رسول بازگردید، اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید. در تفسیر راهنما آمده است: چون اطاعت از خدا و رسول و اولوالامر یك مسأله سیاسی است، مترتب بر ایمان می باشد كه یك مسأله اعتقادی شده است، پس میان مسائل سیاسی و امور اعتقادی رابطه عمیق وجود دارد.
    همچنین این مطلب را از آیه 144 سوره نساء نیز استفاده می شود كه حكومت باید بر مبنای ایمان باشد.

    به هر حال اسلام از نظر اصول و فروع و تاریخ با مسأله حكومت آمیخته است.
    هر كس قرآن میجد و سنت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و ائمه معصومین، و همچنین تاریخ اسلام را مورد توجه قرار دهد، این مسئله را به وضوح در می یابد كه جدا كردن حكومت و سیاست از اسلام و دین امری غیرممكن است و به منزله این است كه بخواهند اسلام را از اسلام جدا كنند!
    شاهد این سخن قبل از هر چیز تاریخ اسلام است.
    پیامبر اسلام نخستین كاری كه بعد از هجرت به مدینه انجام داد تشكل حكومت اسلامی بود.
    كتب فقهی هم به سه بخش تقسیم می شوند كه عبارتند از: عبادات، معاملات و سیاسات... بنابراین از منظر قرآن و روایات جدایی بین دین و سیاست تصور ندارد و هر دو عین یكدیگر هستند.
    با یك تحلیل عقلی می توان گفت: ارتباط دین با سیاست؛ همانند «ارتباط قرآن با خداست». همانند ارتباط رسول خدا با قرآن است.
    همانند ارتباط آیات قرآن با آیات قرآن و ارتباط امامان با قرآن می باشد و جدایی تصور ندارد.



    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۱/۱۰ در ساعت ۲۳:۲۸
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    اسلام تمام قضایای مربوط به دنیا، مربوط به سیاست، مربوط به اجتماع، مربوط به اقتصاد، تمام قضایای مربوط به آن طرف قضیه كه اهل دنیا از آن بی اطلاع اند حكم دارد.
    همه احكامش یك احكام مخلوط به سیاست است، نمازش و حجش و زكاتش و اداره مملكت و خمسش مخلوط با سیاست است.
    اسلام احكام اخلاقیش هم سیاسی است.
    همین حكمی كه در قرآن هست كه مؤمنین برادر هستند،) سوره حجرات، آیه 10(این یك حكم اخلاقی و اجتماعی و سیاسی است،... بسیاری از احكام عبادی اسلام منشأ اش خدمات اجتماعی و سیاسی است.
    عبادت های اسلامی اصولاً توأم با سیاست و تدبیر جامعه است.
    اسلام دین سیاست است، دینی است كه در احكام او، در مواقف او سیاست به وضوح دیده می شود. با ادله نقلی و عقلی می توان ارتباط بین دین و سیاست را بیان كرد.
    هم از ظاهر آیات، پیوند دین و سیاست بدست می آید و هم با یك تحلیل عقلی بدست می آید كه لازمه احكام اجتماعی قرآن تشكیل حكومت و جزء با تشكیل حكومت دینی، اهداف دین محقق نمی شود.

    یا علی ع
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۱/۱۰ در ساعت ۲۳:۰۳
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    26
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    65



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    با سلام دوست گرامی بنده متوجه نشدم چه پیچدگی در موردرابطه دین و سیاست وجود دارد؟ خیر اصلا اینطور نیست!
    با سلام
    شما بالاخره متوجه نشدید پیچیدگی از چیست؟ یا متوجه شدید و جواب می دهید پیچیدگی ندارد!
    بهر حال من توضیح دادم.
    پیچیدگی دین و سیاست در رابطه این دو است. افتراق دین سیاسی و سیاست دینی است!
    فرق چاقویی است که دست یک قاتل بیفتد یا دست یک دکتر !
    همان پیچیدگی که دو گروه مسلمان ایجاد می کند که هر دو مدعی احیایء سنت پیامبر و قرآن هستند. اما یکی بر سر نیزه و بلند و دیگری در قلب!
    همان پیچیدگی که درون سپاه علی هم تفرقه می اندازد! و گروهی را خوارج می کند!
    تازه این مربوط به زمانی بود که همه پیامبر را دیده بودند. سنتش را می شناختند. رفتارش را دیده بودند و وی را می شناختند.

    امروز که دیگر اسلام هزار فرقه و هزار سیاستی شده است!!

  21. صلوات


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود