جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا ابراهیم هم مانند محمد رحمتی برای جهانیان است ؟؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    ویرانگری
    نوشته
    835
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1519

    آیا ابراهیم هم مانند محمد رحمتی برای جهانیان است ؟؟





    بنام خدا

    با درود بر راستجویان

    در آیه 23 عنکبوت با توجه به آیات پس و پیش آن متکلم « من رحمتی» کیست ؟؟


    وَمَا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِي وَلَا نَصِيرٍ(العنکبوت/22)
    شما هرگز نمي‌توانيد بر اراده خدا چيره شويد و از حوزه قدرت او در زمين و آسمان بگريزيد؛ و براي شما جز خدا، ولي و ياوري نيست!»
    وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُولَئِكَ يئِسُوا مِنْ رَحْمَتِي وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ(العنکبوت/23)
    کساني که به آيات الله و ديدار او کافر شدند، از رحمت من مأيوسند؛ و براي آنها عذاب دردناکي است!

    فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قَالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ فَأَنْجَاهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يؤْمِنُونَ(العنکبوت/24)

    اما جواب قوم او [= ابراهيم‌] جز اين نبود که گفتند: «او را بکشيد يا بسوزانيد!» ولي خداوند او را از آتش رهايي بخشيد؛ در اين ماجرا نشانه‌هايي است براي کساني که ايمان مي‌آورند.

    قطعا گوینده ی سخن من رحمتی نمی تواند الله باشد چون در همان آیه به الله اشاره می شود( مشار الیه) و گوینده ی کلام نبوده است

    ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۸۹/۱۰/۲۰ در ساعت ۰۰:۵۸

  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست ها

    بنام خدا

    با درود بر راستجویان

    در آیه 23 عنکبوت با توجه به آیات پس و پیش آن متکلم « من رحمتی» کیست ؟؟


    وَمَا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِي وَلَا نَصِيرٍ(العنکبوت/22)
    شما هرگز نمي‌توانيد بر اراده خدا چيره شويد و از حوزه قدرت او در زمين و آسمان بگريزيد؛ و براي شما جز خدا، ولي و ياوري نيست!»


    با سلام
    جناب نوری امیدوارم دقت لازم را بفرماید !!

    اين آيه وصف آنان را در قيامت بيان مى كند همچنان كه آيه قبل وصف خداى سبحان را در آن روز بيان مى كرد. يعنى شما نمى توانيد خدا را در آن روز عاجز كنيد، و فرار نموده ، و از تحت حكومت و سلطنتش خارج شويد، و در اقطار زمين و آسمان پنهان گرديد، و بنابراين ، آيه شريفه جارى مجراى آيه (يا معشر الجن و الانس ان استطعتم ان تنفذوا من اقطار السموات و الارض فانفذوا) است .
    بعضى ديگر از مفسرين گفته اند: جمله (و لا فى السماء) در معناى (و لا من فى السماء) است ، و كلمه (من ) از اين جهت حذف شده كه كلام بر آن دلالت داشته ، و معناى آيه اين است كه : شما زمينى ها نمى توانيد خدا را در زمين ناتوان كنيد، آنهايى هم كه در آسمانند نمى توانند خدا را در آسمان عاجز كنند.
    ليكن اين معناى بعيدى است ، و اينكه گفت كلام دلالت بر (من ) داشت ، و لذا حذف شد، به هيچ وجه قابل قبول نيست ، و به فرض ‍ هم كه مقصود افاده اين معنا بوده باشد، كافى بود خطاب را متوجه انسان كند، و به حكم تغليب جن و ملك را هم اراده نموده و بفرمايد (و ما انتم بمعجزين فى الارض و لا فى السماء - شما نمى توانيد خدا را عاجز كنيد، نه در زمين و نه در آسمان ).
    (و ما لكم من دون الله من ولى و لانصير) - يعنى شما امروز به غير خدا هيچ سرپرستى كه عهده دار امورتان باشد، و از خدا بى نيازتان كند، و همچنين نصيرى كه شما را با يارى خود تقويت نموده و كمبود نيرويتان را جبران كند، و شما را بر خداى سبحان غلبه دهد، نداريد.
    پس آيه شريفه به طورى كه ملاحظه مى فرماييد - تعجيز خدا، و غلبه بر او، و خروج و امتناع از حكم او را، با همه اقسامش نفى مى كند، و مى رساند كه خلق ، نه خودشان مستقلا مى توانند خدا را عاجز سازند، و نه غير ايشان مى توانند اين كار را برايشان انجام دهند، و نه خودشان و غيرشان مى توانند به اين غرض نائل آيند، معناى اول را جمله (و ما انتم بمعجزين ...)
    و معناى دوم را جمله (و ما لكم من دون الله من ولى )، و معناى سوم را جمله (و لا نصير) افاده مى كند.


    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست ها

    وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُولَئِكَ يئِسُوا مِنْ رَحْمَتِي وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ(العنکبوت/23)
    کساني که به آيات الله و ديدار او کافر شدند، از رحمت من مأيوسند؛ و براي آنها عذاب دردناکي است!
    خطاب در اين جمله متوجه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) است ، و جزء آن مطالبى كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) ماءمور بود به مشركين بگويد، نيست ، و منظور از آن اين است كه : حق را درباره آنهايى كه شقى هستند، و روز قيامت هلاك مى شوند، براى پيامبر صريح بيان كند، چون در جمله (يعذب من يشاء و يرحم من يشاء) آن را سربسته و مبهم بيان كرده بود.
    دليل بر اين معنا خطاب در (اولئك ) است ، كه آن را دو مرتبه آورده ، چون اگر جمله مورد بحث كلام رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم )، و تتمه ماموريت قبلى بود، مى فرمود: (اولئكم ).
    باز مويد اين معنا جمله (من رحمتى ) است ، چون انتقال از مثل (اولئك يئسوا من رحمه الله )، و يا (من رحمته )، با اينكه مقتضاى سياق همين بود، به مثل (اولئك يئسوا من رحمتى ) تصديق و اعتراف را در ضمن دادن اصل خبر افاده مى كند، و صريحا اهل عذاب را كه قبلا مجمل بيان كرده بود، تعيين مى نمايد. مويد ديگرش تكرار كلمه (اولئك ) و نيز خود سياق است .
    و گويا اينكه خبر را به شخص رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى دهد، منظور تقويت نفس شريف آن جناب ، و نيز اشاره به اين باشد، كه مردم قابليت و صلاحيت مثل اين كلام را ندارند، و اينكه ايمان نمى آورند.
    و به طورى كه از اطلاق كلمه (آيات الله ) برمى آيد، مراد از آن تمامى ادله اى است كه بر وحدانيت حق تعالى ، و نبوت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم )، و حقانيت معاد دلالت دارد، چه آيات آفاقى ، و چه معجزات نبوت ، كه يكى از آنها قرآن كريم است ، پس كفر به آيات خدا به عموميتش شامل كفر به معاد نيز مى شود، و اگر در عين حال دوباره كفر به لقاى خدا يعنى معاد را ذكر كرده ، از قبيل ذكر خاص بعد از عام است ، و نكته اش اشاره به اهميت ايمان به آن است ، چون با انكار معاد، امر دين به كلى لغو مى شود.
    و مراد از رحمت ، چيزى است كه مقابل عذاب باشد، كه قهرا شامل بهشت مى شود، و در كلام خداى تعالى اطلاق رحمت بر بهشت مكرر شده ، چون بين آن دو ملازمه هست ، مانند آيه (فاما الذين آمنوا و عملوا الصالحات فيدخلهم ربهم فى رحمته )، و آيه (يدخل من يشاء فى رحمته ، و الظالمين اعدلهم عذابا اليما).
    و مراد از اينكه نسبت نوميدى به ايشان داده ، يا اين است كه واقعا نوميد هم هستند، چون حيات آخرت را منكرند، و كسى كه اصلا اعتقادى به آن ندارد، قهرا از سعادت ابدى و رحمت جاودانى نوميد است ، و يا كنايه است از قضايى كه خدا درباره بهشت رانده كه هيچ كافرى داخل آن نشود.
    و معناى آيه اين است كه : كفارى كه آيات خدا را كه دلالت بر دين حق و مخصوصا بر مساله معاد مى كند منكر شدند، ايشان از رحمت خدا و بهشت نوميدند، و ايشان عذابى دردناك دارند.


    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست ها

    فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قَالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ فَأَنْجَاهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يؤْمِنُونَ(العنکبوت/24)

    اما جواب قوم او [= ابراهيم‌] جز اين نبود که گفتند: «او را بکشيد يا بسوزانيد!» ولي خداوند او را از آتش رهايي بخشيد؛ در اين ماجرا نشانه‌هايي است براي کساني که ايمان مي‌آورند.

    قطعا گوینده ی سخن من رحمتی نمی تواند الله باشد چون در همان آیه به الله اشاره می شود( مشار الیه) و گوینده ی کلام نبوده است
    اين جمله تفريع است بر آيه اى كه در صدر قصه بود، و مى فرمود: (و ابراهيم اذ قال لقومه اعبدوا الله و اتقوه ).
    و ظاهر جمله (قالوا اقتلوه او حرقوه ) اين است كه : هر يك از دو طرف ترديد (بكشيد و يا بسوزانيد) كلام يكى از دو طايفه قوم ابراهيم است ، كه طايفه اى گفتند بكشيد، و طايفه اى ديگر گفتند بسوزانيد و مراد از كشتن ، كشتن با شمشير و امثال آن است ، و اين ترديد و اختلاف ، مربوط به ابتداى مشورت آنان است ، ولى سرانجام حرفها يكى شد، كه بايد او را آتش زد، همچنان كه در سوره انبياء آيه 68 فرموده : (قالوا حرقوه و انصروا آلهتكم ).
    ممكن هم هست ترديد از همه باشد، و همه با هم ابتداء درباره او گفته باشند، يا بايد او را كشت ، و يا سوزانيد، و بعدا همگى تصميم بر سوزاندن گرفته باشند.
    در جمله (فانجاه الله من النار) حذف و ايجاز به كار رفته ، يعنى سخن را كوتاه كرده ، و تقدير آن (ثم اتفقوا على احراقه فاضرموا نارا فالقوه فيها فانجاه الله منها) بوده ، يعنى بر سوزاندنش اتفاق كرده ، پس آتشى افروختند، و ابراهيم را در آن افكندند، پس خدا او را از آتش نجات داد، كه تفصيل قصه در جاهاى ديگر قرآن آمده .
    تفسير الميزان جلد ۱۶
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۱۰/۲۰ در ساعت ۱۱:۴۰
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آیا این مورد هم حق تالیف و چاپ محسوب میشه؟؟
    توسط binammm در انجمن حقوق چاپ، تأليف و...
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۵/۱۳, ۱۳:۱۹
  2. چرا شیعیان به حدیث ثقلین عمل نمی کنند؟؟!!
    توسط عمر فاروق در انجمن شیعه شناسی
    پاسخ: 79
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۳/۲۴, ۱۹:۳۹
  3. روزه مستحبی و روزه قضا باهم ؟؟
    توسط H a n a در انجمن متفرقه
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۲/۱۱, ۱۴:۰۲
  4. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۱/۳۰, ۱۸:۴۸
  5. ساخت فلزیاب چه حکمی داره؟؟
    توسط maedeh-r در انجمن ساير موارد
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۱/۱۱, ۱۶:۳۰

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود