صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دخالت دين در سياست به تضعيف دين می انجامد؟

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229

    دخالت دين در سياست به تضعيف دين می انجامد؟




    با توجه به تجربه در تاریخ هر جا دين از سياست تفكيك شده، در حقيقت بخشي از احكام دين تعطيل مانده و عملاً دين از صحنة اجتماع و زندگي روزمرة مردم خارج شده و به بُعد عبادي دين بسنده شده است. اين امر به معناي نفي جامعيت دين است.

    چگونه مي توان دين را از سياست تفكيك كرد در حالي كه سياست در متن دين قرار دارد و بسياري از احكام رنگ سياسي دارد، مانند امر به معروف، نهي از منكر، تولي، تبري، جهاد و غيره

    آيا در زمان پيامبر اكرم(ص) و امام علي(ع) كه دين با سياست و حكومت تلفيق شده بود دين ضعيف گشته بود؟

    مراد از دين، قطعاً ظاهر و اسم دين نيست بلكه ديني است كه در جامعه در ابعاد مختلف نمود خارجي داشته باشد.

    بديهي است كه در مدت كوتاه حكومت امام علي(ع) به اذعان دوست و دشمن، دين مداري و عدالت گستري، در رأس برنامه هاي حكومتي حضرت قرار داشت تا جايي كه فرمود:

    خدايا! تو مي داني كه آن چه از سوي ما بود و از ما سرزد براي رقابت و كشمكش در قدرت و رياست يا براي دست يابي به اموالِ ناچيز دنيا نبود،

    بلكه براي آن بود كه اصول روشن دين تو را برگردانيم و در سرزمين تو اصلاح پديد آوريم تا در نتيجة آن، بندگان ستمديده ات امنيت يابند و حدود تعطيل شدة تو اجرا گردد".1

    امام علي(ع) در عمل اين ادعا را ثابت كرد

    رفع تبعيض در تقسيم بيت المال،

    برگرداند دارايي هاي عموميِ به تاراج رفته،

    جلوگيري از پيدايش ثروت هاي نامشروع،

    تلاش در راه عمران و آباداني،

    تأمين اجتماعي محرومان،

    اجراي حدود اسلامي،

    تحقق عدالت اجتماعي،

    احقاق حقوق مردم،

    شايسته سالاري،

    قانون گرايي و غيره از اهداف ديني است كه حضرت در حكومت خويش به آن ها جامة عمل پوشاند،.

    ناپايداري حكومت علوي موضوع ديگري است و عوامل مختلفي در آن دخيل بود.

    اگر حضرت بر محافظت از ارزش ها و اصول پافشاري نمي كرد قطعاً حكومتش با دوام تر بود ولي مگر حكومت بر مردم و حفظ حاكميت، در فرهنگ اسلام هدف و مقصود است؟

    حضرت واقف بود كه با زور و استبداد و خشونت مي تواند حكومت خود را پايدار سازد اما او كسي نبود كه به هر شيوه اي متوسل شود و اين نقطة قوّت حضرت است.

    ايشان مي فرمايد:
    به خدا سوگند! من مي دانم چه چيز شما را سامان مي دهد و كجي شما را به اذن خدا راست مي كند ولي من اصلاح شما را به قيمت افساد خودم شايسته نمي بينم".2

    ناپايداري حكومت امام علي(ع) را نبايد به حساب ناكارا بودن نظرية تلفيق دين و سياست دانست بلكه بايد به سبب نا آگاهي مردم و عدم تحمل آن ها يا خيانت خواص و عوامل خارجي دانست. هرگز دخالت دين در سياست به تضعيف دين نمي انجامد بلكه آن را تقويت مي كند.

    با حذف دين، حكومت ممكن است ثبات داشته باشد ولي آن وقت حكومت ديني نخواهد بود.

    هرگز به نفع دين نيست كه خود را از صحنة سياست خارج كند ولي به نفع سياستمداران و فرصت طلبان و سود جويان و دنيا گرايان است كه براي عملي كردن نقشه هاي شيطاني خود دين را به انزوا بكشانند.

    حضرت امام خميني مي گويد: اين را كه ديانت بايد از سياست جدا باشد و علماي اسلام در امور اجتماعي و سياسي دخالت نكنند، استعمارگران گفته و شايع كرده اند. اين را بي دين ها مي گويند ... اين حرف ها را استعمارگران و عمال سياسي آن ها درست كرده اند تا دين را از تصرف در امور دنيا و از تنظيم جامعة مسلمانان بر كنار سازند".3

    پی نوشت:

    1 نهج البلاغه، خطبة 131.
    2 مجله حكومت اسلامي، ش 17، ص 366.
    3 ولايت فقيه، ص 16.

    ویرایش توسط طاها : ۱۳۹۰/۰۱/۱۰ در ساعت ۱۱:۴۸

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229





  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    سلام علیکم جمیعا

    همواره بشر بدنبال یافتن روش و دکترینی برای اداره جامعه بوده و هست.

    تقریبا تا به الان همه نوع جوامع را شاهد بودیم . چه از نوع نزادپرستانه چه از نوع سوسیالیستی و یا مذهبی و ...

    جامعه مذهبی که بر اساس ارزشهای دینی استوار است و تعالی گرائی معنوی را به سطح عمومی جامعه و روابط خارجه آن میکشاند با دکترین مذهبی ای که ارائه میدهد در حقیقت بهترین نوع دکترینی بوده که پیشنهاد گردیده.

    ولی این دکترین فوق العاده لزوما نتیجه مطلوب در پی نداشته چنانکه ما در غرب شاهد یک دوره حکومت کلیسا بر مردم بودیمکه به یک فاجعه شبیه بود تا یک حکومتی که باید تعالی مند و تعالی گرا عمل میکرد.

    نهایتا نه تنها جامعه غربیها از حکومت دینی حمایت نکردند بلکه بشدت سکولار شده و جامعه مذهبی را باعث ظلم و عقب ماندگی جامع بشری دانستند.

    از طرفی این امر منجر به دین گریزی هم شد .

    خب این اتفاق ممکن است که برای هر جامعه مذهبی ای رخ دهد و این کاملا بستگی به متولیان دینی ای دارد که امور جامعه دینی را بدست گرفته اند.

    و من الله التوفیق


    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  7. صلوات ها 5


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست ها
    ولی این دکترین فوق العاده لزوما نتیجه مطلوب در پی نداشته چنانکه ما در غرب شاهد یک دوره حکومت کلیسا بر مردم بودیمکه به یک فاجعه شبیه بود تا یک حکومتی که باید تعالی مند و تعالی گرا عمل میکرد. نهایتا نه تنها جامعه غربیها از حکومت دینی حمایت نکردند بلکه بشدت سکولار شده و جامعه مذهبی را باعث ظلم و عقب ماندگی جامع بشری دانستند.


    با سلام

    ممنون جناب بینای عزیز

    ولی قوانین ومقررات دین به نظر نقش به سزایی دراین میان دارد

    این که دین چه دینی بوده که نتوانسته است جامعه را اداره کند که بدان روز بیفتد

    و از همه بدتر چنان بلایی بر سر جامعه اورده که بعد از گذشت قرنها تلخی ان از ذایقه مردم نرفته است

    الغرض که نمی توان ان دوره تاریک تاریخ بشر را مقایسه کرد با تمام ادیان و نتیجه ای که از ان زمان گرفته می شود را بر تمام ادیان بار کرد

    هرچند با این وضعی که جامعه جهانی با هدایت قوانین بشری صورت گرفته است دست کمی از ان زمان حکومت کلیسا ندارد و رفته رفته کار به جایی می رسد که مردم ارزوی حکومت کلیسا را خواهند کرد


  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها


    این که دین چه دینی بوده که نتوانسته است جامعه را اداره کند که بدان روز بیفتد

    و از همه بدتر چنان بلایی بر سر جامعه اورده که بعد از گذشت قرنها تلخی ان از ذایقه مردم نرفته است


    با سلام
    و تشکر از طاهای گرامی و بینای عزیز !
    دیدم بد نیست نظری به گفتار علامه محمد تقی جعفری در این مورد بیاندازیم که خالی از لطف نیست !
    ایشان می نویسد: اولا علم و آزادی رویاروی دین الهی قرار ندارد. ما با نظر به کمال مطلق فرستنده دین و حکمت ربانی او و هدفی که موجب فرستادن دین به انسانها شده است، راهی جز اعتقاد به اینکه ماهیت دین عبارتست از شکوفا ساختن همه استعدادهای عالی در مسیر وصول به جاذبیت کمال اعلای خداوندی نداریم. بنابراین، رسالت عظمی و هدف اعلای دین برخوردار ساختن همه مردم از اندیشه و تعقل و آزادی معقول و کرامت و شرف انسانی است که با جمود فکری و اجبار و ذلت و اهانت، شدیدا ناسازگار است.
    به همین جهت، اگر در تاریخ بشری تجاوز و ستمگری و ترویج جهل و تاریکی به نام دین صورت گرفته باشد، قطعا مربوط به دین نبوده و ناشی از سودجویی و سلطه گری خودخواهان به نام حامیان دین بوده است، خواه این نابکاران یهودی باشند یا مسیحی و یا مسلمان.
    به همین جهت درمورد سیاست و حقوق و اقتصاد و اخلاق و هنر نیز به همین گونه است .
    زیرا سیاست عبارت است از مدیریت زندگی اجتماعی انسانی در مسیر هدفهای عالی حیات.
    بنابراین آیا عاقلانه است که بگوییم: بدان جهت که پدیده سیاست ماکیاولی در طول تاریخ میلیونها انسان بی گناه را برزمین ریخته و همواره مشغول از بین بردن حقوق انسانها بوده است، پس سیاست را باید از عرصه زندگی منفی ساخت!
    آیا اقویای بشری برای اجرای سلطه گریها و اشباع خودخواهی های خود از حقوق و اقتصاد و اخلاق و هنر سوء استفاده نکرده اند؟
    قطعا چنین است، و اگر کسی با نظر به خود کلمات مزبوره بگوید: این حقایق هرگز مورد سوء استفاده قرار نگرفته است، این شخص یا از واقعیتهای جاوید در تاریخ بشر بی اطلاع است و یا غرض ورزی او تا حد مبارزه با خویشتن شدت پیدا کرده است.

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    ثانیا اثبات این حقیقت که استبداد و و زورگویی و جاه و مقام پرستی و ثروت اندوزی به هیچ وجه مربوط به دین الهی نمی باشد،
    می توان به سه کتاب قرآن،انجیل و تورات رجوع نمود، به خصوص قرآن با کمال صراحت و بدون ابهام، دین ابراهیمی را که پیامبر اسلام خود را پیرو آن معرفی می نماید، ضد ظلم و تجاوز و استبداد و جهل و رکود فکری مطرح می سازد و قرآن مجید هدف بعثت انبیاء را تعلیم و تربیت و حکمت برپاداشتن قسط و عدالت میان مردم بیان می کند.
    و چنین هدفی با رفتاری که در طول تاریخ از متصدیان مذاهب اسلامی و غیر اسلامی مانند مسیحیت مشاهده شده است به هیچ وجه سازگار نمی باشد.

    ثالثا باید با کمال دقت موضوع جدایی دین سیاست، که به عنوان یک مسأله علمی اجتماعی و سیاسی مطرح شده، مورد تحقیق قرار گیرد، آیا این موضوع علمی مربوط به واقعیت است، یعنی جدا بودن دین از شؤون سیاسی و اجتماعی، و دنیوی خالص بودن این شؤون، یک واقغیت طبیعی است که متفکران صاحب نظر آن را توضیح می دهند و تبیین می نمایند، یا با نظر به یک عده عوامل قابل لمس و غیر قابل لمس، منظور اصلی از همه این مباحث « باید و الزاما باید چنین باشد» است یعنی باید دین از سیاست و علم و حقوق و اقتصاد و هنر و اخلاق و حتی عرفان تفکیک شود!
    از شگفتی های این جریان اینست که آن نویسندگان که با تکیه به دلایل علمی، پیرامون حذف دین از سیاست قلم فرسایی و حماسه سرایی می نمایند، کسانی هستند که از یک طرف با روش ماکیاولی در علم! در تفکیک « استی ها» از « بایستی ها» سخن ها گفته اند و آن همه پاسخهایی قانع کننده را که به آنان داده شده است، مورد بی اعتنایی قرار داده اند، امروزه همان روش ماکیاولی وادار می کند که از « چنین است » تخیلی « نه واقعی » یعنی دین از سیاست جداست، که خیالی بیش نیست « باید چنین باشد » یعنی دین باید از سیاست جدا باشد، را نتیجه می گیرند!

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    رابعا نحوه برخورد ما با این موضوع چگونه باید باشد؟
    وضع کنونی مغرب زمین با نظر به پیشرفت علم و تکنولوژی و تنظیم پدیده ها و روابط مردم در زندگی اجتماعی، معلول کنار گذاشتن و و حذف دین الهی فطری از جامعه، نیست، بلکه معلول حذف دین سازان است که برای خودکامگیهای خود، دین الهی را که عامل سازنده بشری است، مطابق هوی و هوسهای خود تفسیر و تطبیق و اجراء می کردند.
    وقتی که مردم مغرب زمین به بهانه حذف مزاحمان « حیات معقول » خود، دین را کنار گذاشتند، منظورشان ساخته شده متصدیان دین بود که ضد علم و پیشرفت و آزادی معقول و عدالت و کرامت ذاتی انسان بود.
    و این جریان درباره دین اسلام به هیچ وجه منطقی نیست.
    زیرا بدیهی است که مکتب اسلام که یکی از دو اصیل ترین تمدن تاریخ بشری را برای انسان و انسانیت به ارمغان آورده است محال بود آن تمدن را بدون علم و سیاست و اقتصاد و حقوق به جهانیان عرضه نماید.
    یا علی ع

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6203



    با سلام و تشکر از بحث خوب استاد طاها
    بعضی ها چون فکر می کنند که سیاست بیشتر دروغ و فریب و ...است پس نمی تواند
    با دین جمع شود و حال این طرز فکر کاملا غلط می باشد که اساتید به خوبی توضیح دادند کامل و دقیق.

    در ضمن اينكه در سياستهاي رايج جهان نيرنگ ودروغ وجود دارد به معناي آن نيست كه سياست لزوما همين است و بايد بااينها آميخته باشد بلكه اين نوعي سياست يعني سياست تزوير است كه هم در هدف و هم در روش و متد با سياست اسلامي مغايرت دارد.

    اما آيا نمي‏توان نوع ديگري از سياست داشت كه در پي اهداف بلند الهي وسعادت و كمال بشري باشد چنانكه پيامبر(ص) و اميرالمومنين(ع) و حضرت امام عمل نمودند؟

    بلي دين از سياست جدا نيست اما ازسياست قسم دوم. البته اين به اين معني نيست كه در سياست اسلامي چون همه چيز راست و پوست كنده است پس هميشه كلاه سر مسلمين مي‏رود بلكه اسلام اساس سياستش صداقت و راستگويي است ولي در برابر تزويرات دشمنان دستورالعمل‏هاي ويژه‏اي دارد.

    دخالت دين در سياست به تضعيف دين می انجامد؟

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    کتابی، خلوتی، شعری، سکوتی
    نوشته
    150
    حضور
    1 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    769



    نقل قول نوشته اصلی توسط عمار نمایش پست ها
    بعضی ها چون فکر می کنند که سیاست بیشتر دروغ و فریب و ...است پس نمی تواند با دین جمع شود و حال این طرز فکر کاملا غلط می باشد که اساتید به خوبی توضیح دادند کامل و دقیق.
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    ناپايداري حكومت علوي موضوع ديگري است و عوامل مختلفي در آن دخيل بود. اگر حضرت بر محافظت از ارزش ها و اصول پافشاري نمي كرد قطعاً حكومتش با دوام تر بود ولي مگر حكومت بر مردم و حفظ حاكميت، در فرهنگ اسلام هدف و مقصود است؟ حضرت واقف بود كه با زور و استبداد و خشونت مي تواند حكومت خود را پايدار سازد اما او كسي نبود كه به هر شيوه اي متوسل شود و اين نقطة قوّت حضرت است.
    با سلام و عرض تبریک
    جناب عمار عزیز، آیا این گفته شما به این معنی است که اگر سیاستی آمیخته با دروغ و تزویر بود ،آنگاه از دین جداست؟

    آیا این سیاستی که شما ذکر کردید در دسترس بشر قرار دارد و یا باید منتظر ظهور منجی بود؟؟!!

    اگر اشتباه نکنم برخی از مراجع بزرگ حوزه در گذشته و حال معتقد به جدایی دین از سیاست بودند. اگر امکان دارد دلیل و توجیحات این بزرگان را در تاپیک قرار دهید تا استفاده کنیم.

    با تشکر
    ویرایش توسط ABCDEFG : ۱۳۹۰/۰۱/۱۰ در ساعت ۲۳:۱۹

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    مطالعه بازی و دین و بحث
    نوشته
    6,441
    حضور
    98 روز 19 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    33
    صلوات
    27323



    سلام

    من فکر کنم دین از سیاست نباید جدا باشد و این اشتباه است

    اسلام درخشانترین راه است
    غررالحکم امدی ترجمه ادیب فقید محمد علی انصاریحدیث505

    موسسه انتشاراتی امام عصر(عج)
    عقل آدمی را به گفتار نیک و نهاد پاکیزه و کردار نیکو دلیل آورند
    (همان ح-10811)



  21. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود