صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خدا از رگ گردن نزدیکتر یعنی چه ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682

    خدا از رگ گردن نزدیکتر یعنی چه ؟




    سلام
    علی علیه السلام فرمود : اعلی المعارف معرفه الله
    برترین شناختها شناخت خداست .
    در باب شناخت خدای متعال آنچه بیشتر می شنویم آنستکه نمی توان خدا را شناخت . در حالیکه عنوان شناخت خدا در فرهنگ دینی ما عنوانی معروف است . خب این دو مطلب چطور سازگارند . بالاخره می توان خدا را شناخت یا نه ؟
    اگر آری به چه دلیل و به چه معنا اگر نه به چه دلیل و به چه معنا ؟
    ما معتقدیم می توان خدا را شناخت .
    به دلیل : معرفی خدا در منابع دینی
    و به معنای : شناخت صفاتی و اسمائی او نه شناخت ذاتی
    یاعلی دوستان بیایند توگود
    موفق در پناه حق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    با سلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    در باب شناخت خدای متعال آنچه بیشتر می شنویم آنستکه نمی توان خدا را شناخت . در حالیکه عنوان شناخت خدا در فرهنگ دینی ما عنوانی معروف است . خب این دو مطلب چطور سازگارند . بالاخره می توان خدا را شناخت یا نه ؟


    اكر شناخت خداوند ميسر نبود كه عقول بايد تعطيل از تمام معرفت ها بود

    شناخت خداوند اولين شناخت هاست
    مولا علي در خطبه اول نهج البلاغه فرمودند:
    اَوَّلُ الدِّينِ مَعْرِفَتُهُ، اولين معرفت خداوند است

    اين كه گفته مي شود شناخت خداوند امكان ندارد شناخت ذات الهي است كه عقول از درك ان عاجزاند و شناخت به كنه ذلت الهي ميسر نيست

    اين تايپك را ملاحظه بفرماييد

    http://ww.askdin.com/showthread.php?t=1461

    حالا اين سوال چه ربطي به نام تايپك داشت؟؟؟




  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    حالا اين سوال چه ربطي به نام تايپك داشت؟؟؟
    سلام استاد طاها
    آیا آیه و "نحن اقرب الیکم من حبل الورید" یک گزاره قرآنی در شناخت خداوند است ؟
    اگر هست چه چیز را می رساند ؟ عینیت را ؟ معیت را ؟ قرب را ؟ اقربیت را ؟ هرکدام است چطور می توان آنرا یافت و لمس کرد و چشید ؟
    این ربطش .
    توضیح بفرمایید
    موفق در پناه حق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6203



    باسلام به دوستان و کسب اجازه
    در اینجا نزديك‏تر بودن از رگ گردن، تمثيلي است براي بيان استيلا و احاطه خداوند بر بندگان خويش؛ چون رگ گردن، رگي حياتي براي بدن است و با قطع آن سريعا جان از بدن مفارقت مي‏كند. خداوند براي بيان احاطه و اقتدار خويش از اين استفاده نموده است نه آن كه خداوند - نعوذ باللّه‏ - جزئي از بدن و يا موجودي داراي جرم و جسم باشد.

    در قرآن آمده: انسان را آفريديم و از مكئونات و وسوسه‏ هاي نفس او آگاه هستيم و از رگ گردنش به او نزديك تريم.(1)
    راغب در مفردات گويد: توسوس از ماده وسوسه به معني افكار نامطلوبي است كه در دل انسان مي‏گذرد و اصل آ؛ از كلمه وسواس گرفته شده كه به معني صداي زينت آلات زنان و همچنين پيام و صداي مخفي است.
    لذا منظور در آيه اين است كه وقتي خداوند از خطورات قلبي و وسوسه‏هاي زودگذري كه از فكر انسانها مي‏گذرد آگاه است مسلماً از تمام عقايد و اعمال و گفتار آنان با خبر مي‏باشد - براي اين كه خداوند خالق انسان است، بديهي است كه خالق و آفريننده به تمام خصوصيات و ويژگيها و زواياي مخلوق خويش علم و آگاهي دارد - ، از اين رو در دنباله آيه فرموده ما از رگ گردن به شما نزديكتريم.(2)
    مراد از نزديكي خداوند متعال از رگ گردن به انسان اين است كه خداوند چون خالق و سازنده انسان است لذا به تمام خصوصيات او علم و آگاهي دارد - و روشن است كه احاطه علمي پروردگار سبب نمي‏شود كه خود را به او نزديك نكنيم، بلكه بر عكس بايد با جديّت و تلاش فراوان هر چه بيشتر خود را به او نزديك نماييم. سعدي مي‏گويد: يار نزديكتر از من به من است. وين عجب‏تر كه من از او دورم. اتّفاقاً بعضي‏ها قرب الهي را به معني متصف به اوصاف الهي گرفته‏اند يعني همان طوري كه خداوند بزرگ عالم، فادر، رحيم، عطوف و... است انسان هم بايد سعي و كوشش كند تا متصف به صفت علم و قدرت و... گردد. در حديث قدسي مي‏خوانيم كه خداوند بزرگ فرموده: عبدي اطعني حتي اجعلك مثلي...بنده من مرا اطاعت كن تا شما را مثل خود قرار دهم. همان زوري كه من به چيزي مي‏گويم وجود پيدا كن، وجود پيدا مي‏كند، شما هم اين گونه شوي.
    خلاصه كلام اين كه مراد از نزديك‏تر بودن خداوند به انسان از رگ گردن، به معني احاطه علمي و قدرت اوست و چنين امري موجب نمي‏شود كه انسان خود را به خدا نزديك نكند، چون همان طور كه گفتيم قرب خدا به مفهوم احاطه وجودي است. قرب معنو ي انسان به خدادر سايه عبادت و بندگي و تخلّق به اخلاق الهي مي‏باشد.

    پي نوشت‏ها:
    1. ولد خلقنا الأنسان و نعلم ما توسوس به نفسه و نحن اقرب اليه من حبل الوريد (آيه 16 سوره ق).
    2. به كتاب الميزان، ج 18، ص 547 و تفسير نمونه، ج 22، ص 244 مراجعه شود.



    ویرایش توسط سلیم : ۱۳۸۹/۱۰/۱۷ در ساعت ۰۶:۴۲
    خدا از رگ گردن نزدیکتر یعنی چه ؟

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط عمار نمایش پست ها
    باسلام به دوستان و کسب اجازه
    در اینجا نزديك‏تر بودن از رگ گردن، تمثيلي است براي بيان استيلا و احاطه خداوند بر بندگان خويش؛ چون رگ گردن، رگي حياتي براي بدن است و با قطع آن سريعا جان از بدن مفارقت مي‏كند. خداوند براي بيان احاطه و اقتدار خويش از اين استفاده نموده است نه آن كه خداوند - نعوذ باللّه‏ - جزئي از بدن و يا موجودي داراي جرم و جسم باشد.

    سلام
    با تشکر از کارشناس محترم عمار
    اگر فرض را بر تمثیلی بودن این بیان قرآنی بگیریم وجه شبه این مثال و ممثل له چیست ؟
    چون رگ گردن اصلا از ما جدا نیست این اقربیت از چیزی که حتی از ما جدا نیست به چه معناست ؟
    احاطه علمی خداوند به ما چه نسبتی با این موضوع دارد البته با توجه به اینکه علم خداوند حضوری است نه حصولی .
    ما میخواهیم رابطه خداوند با موجودات را به نحو ملموسی بیابیم . آن رابطه چیست ؟ چه کنیم از این ارتباط مفهومی و ذهنی با خدا به یک ارتباط عینی برسیم ؟ این آیه و امثال آن چقدر به ما کمک می کند ؟
    موفق در پناه حق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482



    بحث قشنگیه
    آفرین بر پدید آورنده اش و دوستان کارشناس
    البته فکر می کنم حبل الورید به معنی رگ گردن نیست بلکه به معنی رگ قلب است. و البته قلب در قرآن شاید منظورش قلبی که خون از آن به سراسر بدن فرستاده می شود نباشد شاید این قلب منظورش همان نفس باشد نفسی که اگر خدا رحم کند قرار است سالم تحویلش بدهیم و اتی الله بقلب سلیم باشیم .یعنی در قلب ما حضور دارد یعنی بر روح ما مسلط است.
    اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید : فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2)
    اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام127)

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط کاوه نمایش پست ها
    البته فکر می کنم حبل الورید به معنی رگ گردن نیست بلکه به معنی رگ قلب است. و البته قلب در قرآن شاید منظورش قلبی که خون از آن به سراسر بدن فرستاده می شود نباشد شاید این قلب منظورش همان نفس باشد نفسی که اگر خدا رحم کند قرار است سالم تحویلش بدهیم و اتی الله بقلب سلیم باشیم .یعنی در قلب ما حضور دارد یعنی بر روح ما مسلط است.
    سلام
    برداشت قشنگی است هرچند لفظ حبل الورید این معنا ( قلب باطنی ) را همراهی نمی کند .
    البته اگر خداوند اینجا باشد آنجا هم بطریق اولی خواهد بود
    اما مقصود ما آنستکه این مفاهیم را عینی کنیم یعنی از ذهن در بیاوریم و ببینیم در خارج چیست ؟ این اقربیت یا معیت یا احاطه یا هرچیزی که دوستان آنرا ثابت بفرمایند . به عبارت دیگر یک حقیقتی را بیابیم در عینیت وجود خود تا با آن همنشین شویم نه اینکه در ذهن دنبالش بگردیم .
    موفق در پناه حق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    533
    حضور
    7 روز 4 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2119



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    ببینیم در خارج چیست ؟ این اقربیت یا معیت یا احاطه یا هرچیزی که دوستان آنرا ثابت بفرمایند
    سلام.
    نزدیکتر از « علت تامه » به « معلول » چیست؟

    قرب خداوند به ما ( به همه مخلوقاتش ) ، بدیهی است که یک قرب مکانی یا زمانی یا ... نیست. بلکه عمیقتر از این مسایل است.
    به نظر بنده این قرب ، یک قرب در وجود است. وقتی که وجود ما وابسته به وجود حضرت حق است و اگر ارتباطمان با حق جل جلاله قطع شود ، وجودمان به عدم تبدیل می شود ، چه قربی بالاتر از این؟ این « ارتباط وجودی » که از سوی ما به « فقر وجودی » تعبیر می شود ، از سوی حضرت حق جل عظمته « قرب » است. قربی که از یک لحاظ ، مبین احاطه علمی حضرت حق به مخلوقاتش است و از لحاظ دیگری مبین قدرت مطلقه حضرت حق نسبت به مخلوقاتش است ( و لایمکن الفرار من حکومتک )و از لحاظهای دیگری هم شاید تعابیر دیگری داشته باشد که جامع همه این تعابیر مختلف ، همان کلمه « قرب » است.
    به نظر میرسد که مفهوم « قرب » ، ارتباط بسیار نزدیکی با مفهوم « وحدت وجود » داشته باشد. به این معنی که با یک درجه میل از « وحدت مطلق » به سمت « کثرت » ، به مفهوم « قرب » می رسیم.
    ویرایش توسط میهمان خدا : ۱۳۸۹/۱۰/۱۷ در ساعت ۱۷:۴۲

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2443



    .یا ستار..

    با سلام..

    احاطه خداوند به اشیاء دو گونه است ؛...یکی احاطه به وجود انها ودیگر احاطه بر ماهیت اشیاء...نحوه علم خداوند به وجود اشیا حضوری است ؛ولی نحوه علم واجب به ماهیات اشیا ؛از راه علم به علت انهاست به عبارتی...از راه بسيط الحقيقه ، كمالات وجودات در واجب به نحو اعلى و اتم و بدون تميز و بى آنكه موجب كثرت گردد، موجود است ، بنابراين واجب در مقام ذات هم علم اجمالى به كمالات موجودات دارد و هم علم تفصيلى ، زيرا مقام تفصيلى غير اين نيست كه شى ء تماما نزد عالم حاضر باشد.اين در وجود،...

    و اما در ماهيت از اين راه مى توان اثبات كرد كه علم به علت مستلزم علم به معلول است ، و علم به علت ماهيات مستلزم علم به نفس ماهيت است ، زيرا ماهيات معلول عقولند، و علل عاليه آنچه دارند و نيز خودشان معلول و معلوم واجب تعالى هستند. و هذا علم فى مرتبه الفعل ، لافى مرتبه بالذات (و اين علم در مرتبه فعل است ، نه در مرتبه ذات )...

    نتیجتا صرافت محض واجب در وجود؛باعث می گردد؛که خداوند از خود شئ به ان نزدیکتر باشد؛مثلا انچه از خود کتاب به کتاب نزدیکتر است ؛ان کمالی است که صرفتر از کتاب باشد؛یعنی بسیط تر و کاملتر از وجود کتاب.....پس اینکه گفته می شود اشیا عین واجب هستند؛منظور در همچین صرافتی است؛کمال کتاب در واجب هست منتها بدون نواقص کتاب ......پس همه اشیا در مقام ذات بر خداوند صدق می کنند،ولی واجب در مقام ذات بر اشیا صدق نمی کند؛چون اشیا از مقام فعل او منتزع می گردند نه از مقام ذات ؛...

    ---------------------------------------



    هر
    کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است -----عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر
    است

    نه هر
    آن چشم که بیند که سیاه است و سپید ---یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط طوفان خورشیدی نمایش پست ها
    به نظر بنده این قرب ، یک قرب در وجود است. وقتی که وجود ما وابسته به وجود حضرت حق است و اگر ارتباطمان با حق جل جلاله قطع شود ، وجودمان به عدم تبدیل می شود ، چه قربی بالاتر از این؟ این « ارتباط وجودی » که از سوی ما به « فقر وجودی » تعبیر می شود
    سلام با تشکر از طوفان خورشیدی
    بحث شایسته ای فرمودید
    اما این قرب وجودی یعنی چه ؟ یعنی چه که خدا وجودا به ما نزدیک است ؟ یعنی دو وجود است که یکی وجود خداست و یکی وجود ما و آن وجود شریف نزدیک این وجود است یا نه یک وجود است ؟ اگر دوتاست دوتای مستقل یا یکی مستقل و یکی غیر مستقل و اساسا تعین وجود غیر مستقل چطور قابل تصور است ؟ اگر دوتا نیستند و یکی هستند . بالاخره این اوست که هست یا ماییم . اگر اوست که هست پس ما چه هستیم ؟
    تبیین بفرمایید

    موفق در پناه حق
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود