صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا پیامبر اسلام امی بود؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    علاقه
    مذهب
    نوشته
    41
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    98

    آیا پیامبر اسلام امی بود؟




    بسیاری از مسلمانان بر این عقیده اند که پیامبر اسلام امی بوده است! البته اختلاف نظرهایی هم در این بین هست! برخی معتقدند که ایشان امی بوده است و بعد از رسالت باسواد گشته است! برخی نیز معتقدند تا اخر عمر بی سواد بوده است! برخی معتقدند که ایشان سواد خواندن داشته است و فقط نمی توانسته است بنویسد و ....
    اما برخی خرده گیران امروز معتقدند که ایشان از همان ابتدا هم خواندن و نوشتن می دانسته است!
    از آنجا که تاریخ قبل از رسالت ایشان بصورت مبسوط نوشته نشده است و تنها اشاراتی شده است نمی توان روی این مبحث بحثی تاریخی کرد! و تنها به یک روایت تاریخی که او را در غار حراء و احتمالا توسط خود ایشان گفته می شود می توان استناد کرد.اما بحث اینجای ما بحث خود قرآن است! و اینکه آیا او بی سواد بوده است یا خیر؟

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    واژة «امي» يكي از القاب پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ است كه در دو آيه از قرآن كريم آمده است.[1] حرف «ي» در اين كلمه به معناي نسبت است، مانند حرف «ي» در كلمه «عربي»، «فارسي»، «ايراني»، و نظاير آن؛ اما در اين كه «امي» منسوب به چه چيز است و به عبارت ديگر، مبدأ اشتقاق كلمه «امي» چيست؟ دانشمندان اسلامي، ديدگاه‌هايي ارائه داده‌اند كه سه ديدگاه را يادآور مي‌شويم:
    1. «امي» منسوب به «ام» به معناي مادر است. يعني كسي كه از نظر خواندن و نوشتن به همان حالت مادرزادي خود باقي است.
    2. «امي» منسوب به «امت» است، يعني كسي كه به روش اكثريت مردم عادت دارد، زيرا اكثريت مردم خواندن و نوشتن را نمي‌دانستند، چنان كه كلمه «عامي» منسوب به «عامه» و به معني كسي است كه به روش و عادت عامه مردم عمل مي‌كند.
    3. «امي» منسوب به «ام القري» يعني مكه است، زيرا قرآن كريم مكه را «ام القري» ناميده است.[2]
    نظر اول با توجه به قواعد ادبي صحيح‌تر، و مورد قبول اكثريت علماي اسلامي است. بنابراين، مقصود از امي بودن پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ اين است كه آن حضرت، نزد كسي درس نخوانده و خواندن و نوشتن را از كسي نياموخته بود.
    اگر چه واژة امي به معناي فرد درس نخوانده است، ولي درس نخواندن با بي‌سواد بودن ملازمه ندارد؛ زيرا هر چند، روش متعارف و معمول براي كسب دانش، درس خواندن است، ولي علم و دانش پيامبران الهي از طريق معمول به دست نيامده است. آنان كسب دانش كرده‌اند، ولي «معلم» آنان «خداوند» بوده است و در مكتب وحي عالي‌ترين معارف را آموخته‌اند. و به قول حافظ:
    نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت به غمزه، مسئله آموز صد مدرس شد
    معارف بلند و احكام و قوانين جامع و كامل كه در قرآن كريم، و نيز فرموده‌ها و سيرة آن حضرت ـ صلّي الله عليه و آله ـ متجلي است، بهترين گواه بر مقام والاي علمي و دانش وسيع آن حضرت مي‌باشد.
    بنابراين،‌ واژة «امي» نه به معناي بي‌سواد است، و نه نخواندن و ننوشتن براي پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقص مي‌باشد. ابن خلدون در اين‎باره سخن سنجيده‌اي دارد، مي‌گويد: «پيغمبر امي بوده است، ليكن امي بودن براي او كمال بود، زيرا علم خويش را از عالم بالا فراگرفته بود؛ به خلاف ما كه امي بودن براي ما نقص است، زيرا مساوي با جاهل بودن ماست».[3]
    آري، رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ به حكم قضاوت قطعي تاريخ و به شهادت قرآن ضميرش از تعليم و فراگيري دانش از بشر، پاك بوده است. او انساني است كه مكتبي، جز مكتب تعليم الهي نديده و جز از حق، دانش نياموخته است، با اين حال او معلم بشر و پديد آورنده دار العلم‌ها و دانشگاه‌ها است.[4]
    فلسفه درس ناخواندگي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در سوره عنكبوت، آية 48 بيان شده است، و آن اين كه: اگر پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‌توانست بخواند و بنويسد، اين تهمت كه آياتي «كه بر مردم مي‌خواند وحي الهي نيست، و او آنها را از پيش خود مي‌گويد و يا از كسي آموخته است»، مي‌توانست در اذهان مردم ايجاد شك و ترديد نمايد، چنان كه قرآن كريم در جاي ديگر چنين اتهامي را از سوي مخالفان نقل كرده و فرموده است:
    «وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ»؛[5] ما مي‌دانيم كه آنان مي‌گويند، پيامبر را بشري[6] تعليم مي‌دهد.
    درس ناخواندگي پيامبر و اين‎كه او نه مي‌خواند و نه مي‌نوشت، اين تهمت را خنثي مي‌كرد، چنان كه امام رضا ـ عليه السلام ـ در مناظره با علماي اديان مختلف خطاب به رأس الجالوت (عالم يهودي) فرمود: «از جمله دلايل صدق پيامبر ما آن است كه او شخصي يتيم، تهيدست و چوپان بود، و هيچ كتابي نخوانده و نزد هيچ استادي نرفته بود. با اين حال، كتابي آورد كه حكايت پيامبران و خبر گذشتگان و آيندگان در آن آمده است.»[7]
    پی نوشت ها:
    [1] . «الذين يتبعون الرسول النبي الامي...»؛ اعراف، 157؛ «فآمنوا بالله و رسوله النبي الامي....»؛ اعراف، 158.
    [2] . «لتنذر ام القري و من حولها»؛ انعام، 93.
    [3] . مقدمه ابن خلدون، (دارالعلم بيروت)، ص 419.
    [4] . استاد شهيد مطهري، پيامبر امي.
    [5] . نحل، 103.
    [6] . روايات در مورد اين كه به پندار مشركان معلم پيامبر چه كسي بوده، مختلف است، و حاصل آنها اين است كه وي غلامي رومي نزد بني الحضرمي و ساكن مكه بوده، و اطلاعاتي از كتابهاي ديني يهود و نصاري داشته است. ر.ك: الميزان، ج 12، ص 352.
    [7] . توحيد صدوق، دار المعرفه، ص 419.


  5. صلوات ها 10


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,899
    حضور
    3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    13135



    سلام دوست عزیز ضمن تشکر از سوالی که پرسیدید مطالبی خدمت شما ارایه میگردد:
    اُمّی بودن پیامبر اكرم(ص) در قرآن به صراحت آمده است.(آیه 157 سوره مباركه اعراف)
    درباره مفهوم امی بین مفسران بحث های فراوانی صورت گرفته است، كه دو نظریه زیر بیانگر مهمترین این نظریات است:
    1. بعضی از مفسرین امی را به معنی درس نخوانده می دانند، یعنی به همان حالتی كه از مادر متولد شده باقی مانده، و مكتب و استادی ندیده است. این دیدگاه در بعضی از احادیث نیز آمده است.
    از جمله از امام صادق(ع) روایت شده كه فرمودند: «إنّه كان اُمّیاً لایكتب ولایقرأ الكتاب» یعنی او امی بود، نه چیزی می نوشت و نه می خواند.(كنزالدقایق، ج5، ص199، ذیل آیه 157 سوره مباركه اعراف)
    شاید بتوان گفت این نظریه در میان اهل تسنن رواج بیشتری دارد.(تفسیر روح المعانی، ج3، ص251)
    2. بعضی اُمّی را منسوب به ام القراء(یعنی مكه) دانسته، و آن را مرادف مكی شمرده اند. در زبان عربی هر گاه یاء نسبت به كلمه ای مركب ملحق شود، قسمت دوم آن كلمه مركب حذف می گردد؛ لذا حذف كلمه "القری" در نسبت به "ام القری" طبیعی است.
    این نظریه در میان مفسرین شیعه بیشتر به چشم می خورد.
    در روایتی آمده است كه یكی از اصحاب امام باقر(ع) به آن حضرت عرض كرد مردم گمان می كنند پیامبر(ص)(چیزی) نمی نوشت و نمی خواند؛ امام در جواب فرمودند: دروغ می گویند، خدا لعنتشان كند؛ این گونه نیست. آنگاه با استشهاد به این آیه قرآن كه «هو الذی بعث فی الأمیین رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاته و یزكیهم و یعلّمهم الكتاب و الحكمة»(جمعه/2) ـ یعنی خداوند كسی است كه در میان توده مردم رسولی از خودشان برانگیخت كه آیاتش را برای آنان می خواند و آنان را تزكیه می كند و به آنان كتاب و حكمت می آموزد ـ فرمودند: آیا كسی كه كتاب و حكمت را تعلیم می دهد، نیكوست كه خواندن و نوشتن نداند؟! راوی از حضرت سؤال می كند: پس چرا پیامبر امی نامیده شده است؟! آن حضرت فرمودند: زیرا او(پیامبر) از مكه است و خداوند گفته است: «لتنذر أم القری»(انعام/92) و "ام القری" مكه است؛ پس پیامبر به این سبب امی نامیده شده است.(تفسیر نورالثقلین، ج2، ص78)
    تفاسیر دیگری هم بر امی بودن هست؛ كه در این جا به همین دو تفسیر اكتفا كردیم.
    برای توضیح بیشتر می توانید به تفاسیر قرآنی در ذیل آیه 157 سوره مباركه"اعراف" مراجعه كنید.
    موفق باشید

    از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
    زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما آیا پیامبر اسلام امی بود؟




    نقل قول نوشته اصلی توسط faryad نمایش پست ها
    آیا پیامبر اسلام امی بود؟
    پاسخ:

    يكی از نكات روشن زندگی رسول اكرم ( ص ) اين است كه درس ناخوانده و مكتب ناديده بوده است نزد هيچ معلمی نياموخته و با هيچ نوشته و دفتر و كتابی آشنا نبوده است.

    احدی از مورخان ، مسلمان يا غير مسلمان ، مدعی نشده است كه آن حضرت‏ در دوران كودكی يا جوانی ، چه رسد به دوران كهولت و پيری كه دوره رسالت‏ است ، نزد كسی خواندن يا نوشتن آموخته است ، و همچنين احدی ادعا نكرده‏ و موردی را نشان نداده است كه آن حضرت قبل از دوران رسالت يك سطر خوانده و يا يك كلمه نوشته است.


    مردم عرب، بالاخص عرب حجاز، در آن عصر و عهد به طور كلی مردمی بی‏ سواد بودند.

    افرادی از آنها كه می‏توانستند بخوانند و بنويسند انگشت‏ شمار و انگشت نما بودند.

    عادتا ممكن نيست كه شخصی در آن محيط ، اين فن را بياموزد و در ميان مردم به اين صفت معروف‏ نشود.

    چنانكه می‏دانيم - و بعدا درباره اين مطلب بحث خواهيم كرد - مخالفان‏ پيغمبر اكرم در آن تاريخ او را به اخذ مطالب از افواه ديگران متهم كردند ، ولی به اين جهت متهم نكردند كه چون با سواد است و خواندن و نوشتن‏ می‏داند كتابهايی نزد خود دارد و مطالبی كه می‏آورد از آن كتابها استفاده‏ كرده است . اگر پيغمبر كوچكترين آشنايی با خواندن و نوشتن می‏داشت قطعا مورد اين اتهام واقع می‏شد.

    خاور شناسان نيز كه با ديده انتقاد به تاريخ اسلامی می‏نگرند كوچكترين‏ نشانه‏ای بر سابقه خواندن و نوشتن رسول اكرم نيافته، و در نظراتشان به این حقیقت اعتراف كرده‏اند كه‏ او مردی درس ناخوانده بود و از ميان ملتی درس ناخوانده برخاست.

    منبع: بنقل از کتاب "محمد (ص) خاتم پیامبران" اثر شهید بزرگوار آیة الله مرتضی مطهری.

    آیا پیامبر اسلام امی بود؟

  9. صلوات ها 9


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ
    نوشته
    444
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2100



    با سلام به دوستانی که در این بحث وارد شده اند بنده به عنوان یک کارشناس تاریخ جایی که گزارش شده باشد پیامبر متنی را خوانده یا نوشته باشد ندیده ام و ظاهرا کسانی که قایل به با سواد بودن پیامبر ص می باشند تنها از قراین و شواهد غیر مستقیم که لازمه غیر قطعی انها سواد دار بودن پیامبر است استشهاد می نمایند در نوشتار زیر نقدی بر ادله دانشمند هندی سید عبد اللطیف که قایل به با سواد بودن پیامبر اسلام است می باشد که نظر شما را به ان جلب می کنم اما قضاوت نهایی را به عهده خوانندگان می گذارم
    آقاى سيّد عبداللّطيف رييس انستيتوى مطالعات فرهنگى، در مقاله خود كه درباره باسواد بودن پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) نوشته است، با ذكر دلايلى معتقد شده كه پيامبر اسلام، پيش از بعثت مى خواند و مى نوشت و اين كه در ميان مسلمانان معروف است كه پيامبر اسلام فاقد سواد بوده ظلم بزرگى است كه از ناحيه پيروان آن حضرت بر او وارد آمده است، آيا اين مطلب صحّت دارد؟

    پاسخ
    ما پيش از آن كه ادلّه نويسنده نامبرده را بررسى كنيم نقطه بحث را از نظر مسلمانان معيّن كرده و منظور مسلمانان را از «امّى» بودن پيامبر توضيح مى دهيم تا هرگونه اشتباهى در اين زمينه رخ داده است برطرف گردد.




    هرگاه مقصود از باسواد بودن پيامبر اطّلاع وسيع و علوم سرشار او حتى از طريق وحى باشد، اين مطلب مورد تصديق تمام مسلمانان است و اگر مقصود از باسواد بودن اين است كه بسان ديگران در مكتب هاى معمولى درس خوانده و استاد ديده، صفحات پرافتخار زندگى آن حضرت و صريح آيات قرآن شديداً آن را تكذيب مى كند.

    آيا آن حضرت پس از بعثت مى خواند و مى نوشت، يا نه؟ در اين مورد يك نظر قطعى صد در صد نيست، مشهور اين است كه آن حضرت بعد از بعثت نيز عملا نمى خواند و نمى نوشت و تمام نامه هاى پيامبر را ديگران مى نوشتند و خود او انشا مى كرد و روايات اسلامى اين نظر را تأييد مى كند.
    آرى، برخى از علما اعتقاد دارند كه نخواندن و ننوشتن او گواه بر عدم قدرت او بر نوشتن و خواندن نيست; زيرا خواندن و نوشتن يك كمال بزرگى است كه نمى توان گفت پيامبر اسلام فاقد اين كمال بوده است - اگر چه او از اين كمال استفاده اى نمى كرد.
    مرحوم مجلسى در بحار، فصل «حديبيّه» مى فرمايد: توانايى آن حضرت نسبت به خواندن و نوشتن مورد ترديد نيست; شخصيّتى كه صاحب اين همه معجزات و كرامات و اين همه معارف و علوم است، چطور مى شود به يك سلسله حروف و نقوش آشنايى نداشته باشد.(1)
    آنچه كه الآن مطرح است اين است كه آيا دلايل اين نويسنده هندى اثبات مى كند كه پيامبر يك فرد تحصيل كرده بود؟ و آيا اثبات مى كند پيامبر اسلام پيش از بعثت و پس از آن قادر به خواندن و نوشتن بود و از اين قدرت استفاده مى كرد؟

    اكنون نظريّه و دلايل نويسنده نامبرده را بررسى مى كنيم

    پاسخ: گفتار فوق شگفت آور است و هرگز چنين نظرى در كتاب هاى معتبر علماى اسلام پيدا نمى شود و بطور مسلّم مانع حقيقى از دخل و تصرّف پيامبران در كلام الهى، شايستگى روحى و به اصطلاح «عصمت» آنهاست، نه فقدان سواد.
    ولى با اعتراف به مطلب مزبور، مسلمانان پيامبر اسلام را به حكم آيه «اَلَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِىَّ الاُمِّىَّ; همان ها كه از فرستاده (خدا) پيامبر امّى پيروى مى كنند»(2) امّى به همان معنا كه گفته شد مى دانند.
    نويسنده هندى در تفسير معناى «امّى» و علّت توصيف پيامبر با اين صفت دچار دو اشتباه شده، يكى اين كه تصوّر كرده است علّت امّى دانستن پيامبر براى حفظ قرآن از هرگونه دخل و تصرّف از ناحيه پيامبر بوده، در صورتى كه علّت غير اين بوده، دوّم اين كه خيال كرده معناى «امّى» بى سواد بودن است، در حالى كه معناى آن درس نخوانده و به اصطلاح پيشوايان لغت عربى، كسى كه «لا يقرأ و لا يكتب; نمى خواند و نمى نويسد»(3) مى باشد و فاصله اين دو معنا از هم زياد است.

    پاسخ: ممكن است كسى بگويد كه پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) قادر به خواندن و نوشتن بود اگر چه مطلقاً حتّى پس از بعثت نيز از اين قدرت بهره بردارى نكرده است ولى با اين اعتراف، اين آيه مدّعاى نويسنده را ثابت نمى كند; زيرا طرز تعليم انبيا با روش آموزگاران مدارس فرق دارد; زيرا پيامبر اسلام با خواندن آيات الهى از حفظ، و به وسيله بيانات شيرين و راهنمايى هاى علمى، وظيفه سنگين خود (تعليم و تربيت) را انجام مى داد و اين طرز آموزش و پرورش، در گرو خواندن كتاب و نوشتن روى صفحه كاغذ يا تخته سياه نيست.
    اشتباه نامبرده اين جاست كه تصوّر كرده طرز تعليم و تربيت پيامبران بسان آموزگاران و دبيران مدارس است، در صورتى كه زندگى پر افتخار پيامبران - خصوصاً زندگى رسول خدا - برخلاف اين مطلب گواهى مى دهد.

    پاسخ: بطور مسلّم چنان كه گفتيم قدرت بر خواندن و نوشتن خود كمالى است كه پيامبر واجد آن بوده، اعمال و به كار بردن و استعمال آن كمالى است ديگر، ولى روى يك سلسله مصالح بزرگ، پيامبر اسلام از به كار بردن قلم اجتناب مىورزيد.
    زيرا، اگر او بسان مردم ديگر درس مى خواند و نامه مى نوشت، مخالفان نبوّت او آن را دستاويز قرار داده و چنين وانمود مى كردند كه آيين توحيد او و شرايع و احكام وى زاييده افكار و نتيجه مطالعات و بررسى هاى كتاب هاى پيشينيان است و ارتباطى با جهان وحى و خداوند ندارد.
    قرآن اين حقيقت را با روشن ترين عبارت بيان كرده است و مى فرمايد: «ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتاب وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينكَ اِذاً لاَرْتابَ الْمُبْطِلُونَ; تو هرگز پيش از اين كتابى نمى خوانى و با دست خود چيزى نمى نوشتى، مبادا كسانى كه در صدد (تكذيب و) ابطال سخنان تو هستند شك و ترديد كنند».(6)
    با اين كه صفحات زندگى او گواهى مى دهد كه درس نخوانده بود - مع الوصف - گروهى از يهوديان پيامبر را متّهم كردند كه اين مطالب را از روى كتاب هاى پيشين برداشته است، چنان كه قرآن اين تهمت را از آنان نقل مى فرمايد:
    «و قالُوا اَساطِيرُ الاَوَّلينَ اكْتَتَبَها فَهِىَ تُملَى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَ اَصِيلا* قُلْ اَنْزَلَهُ الَّذِى يَعْلَمُ السِّرَّ فِى السَّمَواتِ وَ الاَرْضِ اِنَّهُ كانَ غَفُوراً رَحِيماً; و گفتند: اين همان افسانه هاى پيشينيان است كه وى آن را رونويس كرده و هر صبح و شام بر او املا مى شود. بگو: كسى آن را نازل كرده كه اسرار آسمان ها و زمين را مى داند; او (هميشه) آمرزنده و مهربان بوده است».(7)
    او با اين همه دورى كه از خواندن و نوشتن داشت، باز از نيش تهمت حسودان آسوده نبود; اگر فرضاً دو روز كتابى به دست مى گرفت، صفحاتى را مى نوشت، حربه اى به دست مخالفان و دشمنان او مى افتاد، ديگر آنچه مى خواستند مى گفتند و نسبت مى دادند!
    پيامبر در سنّ دوازده سالگى دقايقى چند همراه كاروان قريش با راهبى كه در راه شام بود ملاقات نمود، اكنون خاور شناسان آن را دستاويز قرار داده و جنجالى به راه انداخته اند و با كمال گستاخى مدّعى هستند كه «محمّد» اين حقايق را در آن چند لحظه از راهب شامى آموخته است!

    پاسخ: جاى گفتگو نيست كه پيك وحى (جبرئيل) قرآن را از روى نوشته نمى خواند و آن را بر روح و روان و به اصطلاح بر قلب پاك پيامبر (بدون اين كه نوشته اى در كار باشد) نازل مى كرد، چنان كه مى فرمايد: «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الاَمينُ * عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذَرينَ; روح الامين آن را نازل كرده است، بر قلب (پاك) تو تا از انذار كنندگان باشى».(9)
    اكنون بايد ديد اين نوشته اى كه نويسنده نامبرده مدّعى است كه پيامبر از روى آن مى خواند چه نوشته اى بود؟ آيا جبرئيل امين نوشته اى به دست پيامبر داد؟
    اين مطلب كه با صريح آيه فوق مخالف است، زيرا مركز نزول قرآن روح و قلب مبارك آن حضرت بوده است; و يا اين كه خود پيامبر مى نوشت، و يا اين كه پيامبر املا مى كرد و ديگران مى نوشتند و پيامبر از روى آن تلاوت مى كرد؟
    بطور مسلّم پيامبرى كه به فرمان و خواست خدا حافظ آياتى بود كه بر او نازل مى گرديد، احتياجى نداشت كه خود بنويسد و يا املا كند كه ديگرى براى او بنويسد و نويسندگان وحى، قرآن را براى خود و ساير مسلمانان مى نوشتند نه براى پيامبر.
    لذا در هيچ يك از تواريخ اسلام چنين مطلبى نيست كه پيامبر قرآن را مى نوشت و مى خواند، يا دستور مى داد بنويسند تا از روى آن بخواند; روى اين اصل، مقصود از تلاوت صحف از آيه، همان تلاوت از حفظ است; و تلاوت صحيفه و به اصطلاح «خواندن كتاب» در عرف و لغت در هر دو معنادستان - از حفظ و از روى نوشته - به كار برده مى شود.
    بنابر اين، لفظ «تلاوت» دليل بر خواندن از روى نوشته نيست. آيا در زبان فارسى به كسى كه اشعار فردوسى و سعدى را از حفظ بخواند، نمى گوييم فلانى يك صفحه يا چند صفحه از شاهنامه و بوستان را خواند، اگر كسى پيام فرماندهى را براى زير دستان از حفظ بخواند، نمى گويند فلانى پيام فرماندهى را خواند؟
    آيه ياد شده بسان آيه هاى ديگرى است كه درباره پيامبر نازل گرديده و او را چنين معرّفى كرده است: «يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ; كه آيات او را بر آنها بخواند».(10)
    اين حقيقت مخصوصاً با توجّه به تاريخ زندگى پيامبر كه همواره قرآن و وحى را از حفظ مى خواند بخوبى روشن مى شود.

    وى پس از نقل اين مطالب نتيجه مى گيرد كه: آيا مى توان تصوّر كرد چنين رهبرى كه اين همه در فكر تعليم و آموزش پيروانش بوده، خود را از فوايد خواندن و نوشتن محروم ساخته باشد؟!
    پاسخ: آنچه نويسنده محترم از شواهد تاريخى و آثار اسلامى نقل كرده همه صحيح است; ولى هرگز مدّعاى او را (پيامبر اسلام پيش از بعثت و پس از آن مى خواند و مى نوشت) ثابت نمى كند; زيرا طرفدارى اسلام از علم و دانش از طرق گوناگون، بر كسى پوشيده نيست.
    و بحث در اين است كه آيا پيامبر اسلام پيش از بعثت و پس از آن از اين توانايى استفاده مى كرد و بر خلاف صريح آيه 48 سوره عنكبوت، دست به خواندن و نوشتن مى زد؟ و آيا طرز تعليم پيامبر بسان معلّمان امروز بوده كه از روى كتاب تدريس كند؟ يا اين كه طرز آموزش و پرورش با خواندن آيات قرآن از حفظ و تعليم حلال و حرام و دادن تعليمات عالى اسلام و اندرزها و نصايح بوده است؟ براى توضيح بيشتر به كتاب «در مكتب وحى» كه بحث مبسوط و گسترده اى پيرامون «امّى» بودن پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)نموده است، مراجعه فرماييد.
    منبع: سایت آیت الله مکارم شیرازی

    1. بحارالانوار، جلد 16، صفحه 136. 2. سوره اعراف، آيه 157. 3. به تفسير المنار، جلد 9، صفحه 234 مراجعه شود. 4. سوره آل عمران، آيه 164. 5. سوره علق، آيه 4 و 5. 6. سوره عنكبوت، آيه 48. 7. سوره فرقان، آيه 5 و 6. 8. سوره بينه، آيه 2. 9. سوره شعراء، آيه 193 و 194. 10. سوره آل عمران، آيه 164
    ویرایش توسط صدر : ۱۳۸۸/۰۸/۲۳ در ساعت ۱۴:۳۹

  11. صلوات ها 10


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    590
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2890



    ر.ک.پیامبر امی ،مرتضی مطهری .
    این بقیةالله التّی لا تخلوا من العترة الهادیة!!

  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482

    امی بودن پیامبر




    از شما بخاطر سوال زیبایتان سپاس گذارم . درباره بحث تاریخی که فرموده اید نمی شود تاریخی بحث کرد باید به عرض برسانم ،از آنجا که گزارش خوبی از وضعیت سواد و بی سوادی از جاهلیت در دست داریم می توانیم در این باره به خوبی قضاوت کنیم . طبق گزارشات تاریخی تعداد با سوادان جزیره – حجاز – در دوره جاهلیت و زمانه نزدیک به تولد و بعد از تولد پیامبر 17 نفر بوده است و بجز این کسی سواد خواندن و نوشتن نداشته است . به دو دلیل 1- اعراب نوشتن را کاری عبس و بیهوده می پنداشتند از ان دوری می جستند و این کارها را مختص انسان هایی می دانستند که از لحاظ اجتماعی ،فرودست محسوب می شدند .دوم اینکه : آنها بسیار به حافظه خود متکی بودند و به این خاطر نوشتتن را نوعی از بین بردن محفوظات می دانسته و می گفتند که« نوشتنی » امانت دار خوبی نیست . از دیگر سو زندگی عرب جاهلی نیازی به نوشتن و خواندن نداشت و تمام هم و غم ایشان بر این بود که شکم خود را سیر کنند . د رحالیکه سواد و تحصیلات زاییده زندگی متمدن است نه زندگی ای که مبنایش بر غارت و و چپاول است . اما اینکه چرا پیامبرچیزی ننوشت،همانطور که می دانید ،مشرکان به هر بهانه ای سعی می کردند سخنان پیامبر را ،سخنان خودش و نه سخن خد ا ،قلمداد کنند و اگر پیامبر خواندن و نوشتن می دانست و یا نوشته ای از او می دیدند هرگز نمیپذیرفتند که این سخن خداست . حتی مستمسکی برای اهل کتاب هم میشد . همانگونه که دیدید که یهودیان در جریان قبله چه کردند ؟ کاری شد که پیامبر از خداوند متعال در خواست قبله مستقلی کرد . حال اگر یهودیان که موثر در جامعه اعراب مشرک هم بودند ، سابقه خواندن و نوشتنی از پیامبر می دیدند خدا می داند که چه می کردند ؟ ! اما اینکه پیامبر سواد نداشته پس نقصس بر اوست نه چنین نیست . ابن خلدون می گوید : پیامبر امی بوده و لیکن امی بودن برای او کمال بود ، زیرا علم خویش را از عالم بالا گرفته بود ،به خلاف ما که امی بودن برایمان نقص است . زیرا مساوی با جاهل بودن ماست [1]. امام رضا به راس الجالوت ( عالم یهودی ) فرمود : از جمله دلایل صدق پیامبر ما ان است که او شخصی یتیم ،تهیدست و چوپان بود و هیچ کتابی نخوانده و نزد هیچ استادی نرفته بود ،با این حال کتابی آورد که حکایت پیامبران و خبر گذشتگان و آیندگان در آن امده است »[2] . واین که پیامبر در آخر عمر شریفش فرمود : قلم و دواتی بیاورید تا چیزی را که هدایت شما در ان است بنویسم . جوابش این است که پیامبر همانگونه که در سیره ایشان مشخص و نمودار است ،هرگز خود نمی نوشت بلکه می داد دیگران و بویژه حضرت علی (ع) می نوشتند. مثلا تمامی نامه هایی که پیامبر به سران کشورها و قبایل نوشت ، هیچ کدام به خط خودش نبود بلکه همه را دیگران نوشتند . و کلمه بنویسم ،استعاره است که بگویم بنویسید . پیامبر و قران مومنان را بسیار به سواد و علم آموزی تشویق می کردند اما اینکه خود چنین نمی کردند ،صرفا برای بری شدن از اتهامات بود . جان دیون پورت در کتاب « عذر تقصیر به پیشگاه محمد» می گوید: همه معتقدند که محمد تحصیل نکرده است . [3] در پایان عرض کنم در باب خواندن ونوشتن رسول الله سه نظر مطرح است . 1- اصلا نه خواند نه نوشت 2- خواند و ننوشت 3- هم خواند و هم نوشت

    [1] - مقدمه ابن خلدون فص 419 .

    [2] - توحید صدوق ، ص 419

    [3] - چاپ سوم ، ص 17 و 18

  15. صلوات ها 9


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    علاقه
    مذهب
    نوشته
    41
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    98



    درود و تشکر از دوستانی که جوابگو بودند.
    برخی دوستان معانی امی را بازگو کردند که درست بود اما مورد نظر من همان داشتن سواد پیامبر بود.
    اما با تمام حرفهایی که گفته شد نظر من خلاف نظر دوستان است. و استناد من هم به یک اصل تاریخی و یک استناد از خود قرآن است.

    امام علی باسواد و پیامبر بی سواد!!

    همانطور که می دانیم شیعیان معتقدند که امام علی امام اول شیعیان یکی از کاتبان وحی بوده است و از سویی نیز می دانیم که ایشان در سنین کودکی در نزد پیامبر بزرگ شده است . پس چگونه می تواند ایشان در خانه پیامبر باسواد گشته باشد بدون آنکه خود پیامبر بی سواد مانده باشد؟

    رطب خورده منع رطب نمی کند!!

    از پیامبر احادیث و روایات بسیاری نقل است که ایشان افراد را به اموختن سواد دعوت می کرده است و همچنین اسیران بسیاری را بخاطر اموختن سواد به مسلمانان ازاد کرده است چگونه می تواند خود امی مانده باشد و دیگران را به امی نبودن دعوت کند!!

    امی ماندن مصنوعی و ساختگی!!

    اگر بپذیریم که پیامبر بعد از رسالت نیز امی مانده باشد آن را باید تصنعی دانست زیرا که ایشان امکان سواد اموختن داشته است و نیاموخته است و از اینکار امتناع ورزیده است پس کافران بازهم خرده بر او می گرفتند که بی سوادی ایشان نمی تواند حقیقی باشد!!

    نامه به امیران کشورهای مختلف:

    محمد بعد از رسالتش به امیران دیگر کشورها نامه می نویسد و آنها را به اسلام دعوت می کند و بنابراین باید سواد خواندن و نوشتن را می داشته است.

    معصومیت ناقص می ماند!!

    اگر بگوییم پیامبر بعد از رسالت نیز امی می بوده است باید این سوال مهم را از خود بپرسیم که چگونه فردی بی سواد می توانسته است بر کار کاتبان وحی نظارت داشته باشد تا مشکلی نگارشی در نوشتن قرآن بوجود نیاید! و معصومیت پیامبر در ابلاغ وحی ناقص می ماند!

    آیه 1 سوره علق:
    اولین سوره قرآن به پیامبر امر می کند که " اقرا" ( و نه قل ) یعنی بخوان ... حال باید گفت که لا اقل در همان زمان پیامبر قابلیت خواندن را باید داشته باشد تا خدای چنین دستوری به وی بدهد!و درصورتی که ایشان نتواند بخواند چنین دستوری از سوی خدا عبث و بیهوده است!!

    از جمیع این قراین مشخص است که ایشان لا اقل در زمان رسالتش بایسواد بوده است و بی سواد ماندن او در زمان رسالتش درست نیست! ( اعتقاد معتزله درست تر است )
    اما از سویی می دانیم که در آیه 48 سوره عنکبوت امده است که : و تو از این پیش نتوانستی کتابی خواند و نه خطی نگاشت تا مبادا مبطلان در نبوتت شک و ریبی کنند.

    اگر شان نزول این آیه را به زمان نزول آن برگردانیم آنگاه نقصی بوجود می اید و ان این است که در همان طوره ابتدایی قرآن خواندن پیامبر را تایید کرده است و بنابراین پیش از نزول این آیه پیامبر سواد داشته است و بنابراین تناقضی شکل می گیرد!
    پس ناچاریم شان نزول این آیه را به قبل از رسالت بدانیم و بگوییم که منظور از " پیش از این " نه زمان نزول آیه بلکه قبل از رسالتش بوده است!

    حال با توجه به این موضوع که ایشان قبل از رسالت بی سواد بوده است و بعد از رسالت باسواد بوده است به چند سوال مهم می رسیم.
    1- قبل از رسالت چه شاهدی جز خود پیامبر می تواند حرف او ( و خدایش ) را تایید بکند؟ جز علی و خدیجه که حامی ایشان بوده اند و اتفاقا علی خود نیز باسواد بوده است؟!
    2- ایشان قبل از رسالتش به سفرهای زیادی رفته است و سرپرست کاروانهای تجارتی خدیجه بوده است و چگونه می توان سواد داشتن او را به اکیدا رد کرد و بدید شک نگاه نکرد؟
    3- نداشتن سواد و نرفتن به دنبال آن توسط پیامبر نقص ایشان قبل از پیامبری محسوب نمی شود و نمی توان گفت که خداوند پیامبری ناکامل را برای ابلاغ رسالت انتخاب کرده است؟
    4- آیا اعجاز قران تنها به صرف این است که توسط فردی امی آورده شده است یا اعجاز دیگری داشته است؟ و اگر جنبه اعجاز قرآن در موارد دیگر است آیا استدلال قران بر بی سوادی پیامبرش استدلالی پوچ نمی نماید؟

  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    علاقه
    مذهب
    نوشته
    41
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    98



    با درودی دوباره به دوست گرامی رسول:
    اگرچه بحثی که شما کردید بابی دیگر از بحث را باز می کند و ان اینکه "اصلا امی بودن رسول مزیتی برای او دارد یا خیر " و بحثی مجزا می طلبد اما چون بابش را باز کردید مجبورم به آن نیز پاسخ بدهم

    همانطور که شما گفتید اصولا در عرب جاهلی داشتن سواد کاری عبث بوده است و عرب جاهلی به حافظه اش بیشتر اتکا داشته است . اما با این سخن شما مشکل دارم
    نقل قول نوشته اصلی توسط رسول نمایش پست ها
    از دیگر سو زندگی عرب جاهلی نیازی به نوشتن و خواندن نداشت و تمام هم و غم ایشان بر این بود که شکم خود را سیر کنند .
    عرب زمان جاهیلیت به شعر و شاعری بسیار بها می داده است و بنابراین در آن زمان شاعران رونق بسیاری داشتند.و اتفاقا یکی از ادعایهای مسلمانان هم این است که در زمانی که همگان به ادب و شعر و شاعری بها می دادند قرآن به عنوان معجزه ای با تحدی امده است!

    اما از همه اینها که بگذریم : من از یک سخن شما تعجب کردم:
    نقل قول نوشته اصلی توسط رسول نمایش پست ها
    امام رضا به راس الجالوت ( عالم یهودی ) فرمود : از جمله دلایل صدق پیامبر ما ان است که او شخصی یتیم ،تهیدست و چوپان بود و هیچ کتابی نخوانده و نزد هیچ استادی نرفته بود ،با این حال کتابی آورد که حکایت پیامبران و خبر گذشتگان و آیندگان در آن امده است »[2] .
    شما به استناد از امام رضا بگونه ای سخن می رانید که گویا پیامبر در جزیره ای دور افتاده و تنها بزرگ شده است! یا تا زمان رسالت در قالبی بسته بوده است و هیچ احدی حق صحبت با او را نداشته است!

    بله همانطور که گفته شد در تاریخ زمان جحاهلیت افسانه ها و داستانها و اشعار در بین مردم رواج داشته است. و پیامبر می توانسته است در خلال حرفهای مردم این داستانها را یادگرفته باشد!
    ( من یکبار این مثال را زدم و گفتم هیچ ایرانی داستان بزبز قندی یا کدوی قلقله زن را از هیچ کتابی نخوانده است اما آن را کاملا بلد است!!)
    من تعجب می کنم زمانی که صحبت از رسول به میان می آید فراموش می شود که او در دامان اشخاصی بزرگ شده است که پرده دار مکه بوده اند و از نوادگان ابراهیم بوده اند و داستانهای ابراهیم را همگی سینه به سینه به هم منتقل کرده اند!!
    من تعجب می کنم زمانی که از رسول صحبت می شود همه فراموش می کنند که او در شهری بزرگ شده است که دارالتجاره بوده است و بسیاری برای تجارت به شهر آنها می امده است!!
    من تعجب می کنم زمانی که از رسول سخن به میان می اید فراموش می کنند که در ده سال رسالت او در مکه کمتر آیه ای به سرگذشت پیشینیان پرداخته شده است و در زمانی که ایشان به مدینه سفر کرده است داستانهای پیامبران در آیات قرآن پدیدار شده است و انهم بخاطر مجاورت مسلمانان با یهودیان و مسیحیان مدینه بوده است!
    من تعجب می کنم زمانی که از پیامبر سخن به میان می اید همگی فراموش می کنند که ایشان بارها سفرهای تجارتی به کشورهای دیگر جهان داشته است!!

    و بازهم تعجب می کنم که چرا فراموش می کنیم که در قرآن داستانهایی که بیان شده است همگی ناقص و بی سر و ته است و در بسیاری از موارد بدون اسم است ( شاید بخاطر اینکه حفظ اسامی افراد بسیار سخت است و معمولا حافظه یاری نمی کند چند صد اسم را حفظ کند!) و در برخی موارد که اسامی بیان شده است با تاریخ همخوانی ندارد ( مانند اینکه هامون را وزیر فرعون نامیده اند اما در تاریخ هامون وزیر اخاشروش پادشاه ایران آمده است و تورات هم همین را تایید می کند! یا در قرآن ابراهیم اسماعیل را به قربانگاه می برد درصورتی که در تورات اسحاق را به قربانگاه می برد!!)

    پس می توان این نتیجه را گرفت که این داستانهایی که بیان شده است اصلا ربطی به داشتن سواد خواندن و نوشتن ندارد و می توانسته است حفظیات رسول باشد و اتفاقا در برخی مواقع فراموشی برخی از این داستانها تناقضاتی هم بوجود آورده است!!

  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    علاقه
    مذهب
    نوشته
    41
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    98



    سخنی دیگر : بنا به دو پست قبلی من و همچنین تذکر برخی دوستان می توان انین نتیجه را گرفت که پیامبر بعد از رسالت باسواد بوده است.
    از سویی هم بنا به نظر مسلمانان پیامبر قبل از رسالت امی و بی سواد بوده است!
    حال با این پیش فرض نظری به این آیات می اندازیم:

    سوره یونس :و مى‏گويند چرا معجزه‏اى از جانب پروردگارش بر او نازل نمى‏شود بگو غيب فقط به خدا اختصاص دارد پس منتظر باشيد كه من هم با شما از منتظرانم (۲۰)
    سوره رعد :
    و كسانى كه كافر شده‏اند مى‏گويند چرا از جانب پروردگارش معجزه‏اى بر او نازل نشده است بگو در حقيقت‏خداست كه هر كس را بخواهد بى‏راه مى‏گذارد و هر كس را كه [به سوى او] بازگردد به سوى خود راه مى‏نمايد (۲۷)

    و ....

    آیات بسیاری است که کافران از پیامبر اسلام معجزه می خواستند . حال سوال اینجاست اگر کافران قبول کردند که ایشان امی و بی سواد است و از سویی در یک شب ( شب قدر ) خواندن و نوشتن را فراگرفته است . چرا بازهم چنین سوالاتی از پیامبر می پرسیدند؟ واصلا چرا پیامبر این معجزه را برای انها بازگو نکرده است؟

    معجزه ای که ایشان را در یک شب باسواد و شهر العلم می کند؟

  21. صلوات ها 7


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود