جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پندهای معاویه به فرزند

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    رادیو-کتاب -اینترنت
    نوشته
    488
    حضور
    5 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1417

    پندهای معاویه به فرزند




    وقتی که معاویه به حال احتضار افتادبه فرزندش یزید گفت:
    من مشکلات را پیش پای تو برداشتم،و همه چیز را برای تو اماده نمودم،شخصیتهای بزرگ را برای تو ذلیل ،و گردنکشان را برای تو خاضع کردم.
    ثروتی برای تو اندوخته ام که احدی چنین مال و ثروتی را جمع ننموده است.
    به اهل حجاز توجه کن زیرا انها اصل و ریشه تو هستند،به کسانی که از انها بر تو وارد می شوند احترام کن،و به انهاییکه از تو دورند و غایبند نیز محبت کن و رعایت حال انها را بنما،و از اهل عراق نیز غفلت مکن،اگر از تو خواستند هر روز حاکمی را عزل کنی و حاکم دیگری بگماری چنین کن،زیرا عزل کردن حاکم اسان تر است از اینکه با صدهزار شمشیر زن روبرو شوی.
    به اهل شام عنایت بیشتری داشته باش و انها را محرم اسرار خود قرار بده و به انها اعتماد کن ،و اگر انها را به جنگ فرستادی و پیروز شدی ،زود انها را به شهر و دیار خود برگردان ،زیرا اگر انان در غیر شهر و دیار خود اقامت کنند از اخلاق دیگران متاثر می شوند.
    من از قریش بر تو می ترسم مگر از حسین بن علی و عبدالله عمر و عبدالله زبیر ،اما حسین خویش توست و برای او حق عظیمی است ،و اگر بر او دست یافتی از او بگذر و عفو کن ،زیرا اگر من بر او مسلط می شدم عفو می کردم .
    اما عبدالله عمر ،ایمان او ،او را از مخالفت با تو باز می دارد.اما ابن زبیر ،مرد مکار و کینه توزی است ،او همانند شیر همیشه اماده حمله است و مانند روباه در پی مکر و حیله می باشد ،اگر فرصت بدست بیاورد به تو حمله می کند ،پس اگر چنین کرد و تو بر او دست یافتی به او مهلت مده و اگر توانستی او را پاره پاره کنی چنین کن.

    هیچ کس جز خداوند هست نیست

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    رادیو-کتاب -اینترنت
    نوشته
    488
    حضور
    5 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1417



    نیرنگ عجیب از معاویه:
    حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده اورده که معاویه به یزید وصیت کرد که پس از مرگ من وقتی خواستی مرا دفن کنی به ضحاک بن قیس و مروان حکم بگو پدرم وصیت کرده که شما به دست خود او را به خاک بسپارد ،و چون وارد قبر شدند با شمشیر بر سر گور از ایشان تجدید بیعت بخواه،یزید هم چنین کرد ،مروان حکم در ان حال لگدی بر معاویه زد و گفت:
    در حال مرگ هم دست از مکرو و حیله بر نمی داری.

    هیچ کس جز خداوند هست نیست

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    رادیو-کتاب -اینترنت
    نوشته
    488
    حضور
    5 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1417



    وصیت معاویه به قتل عام مردم مدینه:
    معویه در حال احتضار یزید را خواست و به او وصیت کرد و گفت:یکروزی خواهد امد که مردم مدینه بر علیه تو قیام خواهند کرد ،اگر قیام کردند مسلم بن عقبه مری را برای سرکوب انها بفرست که وی محل اعتماد من است.

    هیچ کس جز خداوند هست نیست

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    با سلام
    و تشکر از امیراحمدی گرامی
    لطفا منابع هم ارائه دهید

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود