صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ام البکاء ۩۞۩ دردانه ابا عبدالله (ع) ۩۞۩(اشعار)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912

    ام البکاء ۩۞۩ دردانه ابا عبدالله (ع) ۩۞۩(اشعار)




    ام البکاء ۩۞۩ دردانه ابا عبدالله (ع) ۩۞۩(اشعار)

    ام البکاء ۩۞۩ دردانه ابا عبدالله (ع) ۩۞۩(اشعار)


    آنكو در اين مزار شريـف آرميـده اسـت
    ام البكّا رقيه محـنت كشيــده اســت

    اين قبر كوچك است از آن طفل خـردسال
    كز دهر سالخورده بسى رنـج ديـده است

    اينجا زتاب غم دل زينب شـده اسـت آب
    بس ناله يـتـيـم بـرادر شنيـده اسـت

    اينجـا ز پا فـتاده و او را ربـوده خـواب
    طفلى كه روى خــار مـغيلان دويده است

    يا رب به جـز رقيــه كدامـين يتيـم را
    سر تسكين بديـدن سـر از تـن بريده است

    نازم به آنكه هستى خـود داد و از خـداى
    روز ازل مـتاع شفـاعت خـريده اسـت

    تنهــا زمين نگشتـه عـزا خانـه حـسين
    پشت فـلك هـم از غم آن شه خميده است

    ام البکاء ۩۞۩ دردانه ابا عبدالله (ع) ۩۞۩(اشعار)

    ویرایش توسط نیایش : ۱۳۹۰/۱۰/۰۸ در ساعت ۰۹:۰۶

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912




    ام البکاء ۩۞۩ دردانه ابا عبدالله (ع) ۩۞۩(اشعار)

    می‏چکند از نگاه‏ها، پنهان

    اشک‏ها، یادگار دریایند

    آسمان هم به گریه می‏آید

    وقتی از چشم «کودکی»، آیند

    کودکی مانده در دل غربت

    خفته امّا درون ویرانه

    آن که روزی نگاه زیبایش

    شد حدیث هزار پروانه

    جرم او را کسی نمی‏دانست

    جرم پروانه را نمی‏دانند

    آن‏چه مردم شنیده می‏گویند

    رسمِ جانانه را، نمی‏دانند

    چشم‏ها را گشوده، می‏نالید

    در فضای غریبِ ویرانه

    مثل شمعی که اشک می‏ریزد

    در سکوت حزینِ یک خانه

    ناله‏هایش، اگرچه می‏گفتند:

    «غربت خانه کرده بی‏تابش»

    دور می‏زد درون تاریکی

    لحظه لحظه، نگاه بی‏خوابش

    جست‏وجوهای او، نشان می‏داد

    انتظار کسی، به جان دارد!

    سر به بالا گرفته، می‏پرسید:

    عمّه، این خانه، آسمان دارد؟!

    آسمان را گرفت در آغوش

    مثل یک عقده در گلو، افسرد!

    آرزوی قشنگِ «بابا» هم!

    در همان آخرین نگاهش، مُرد


    ام البکاء ۩۞۩ دردانه ابا عبدالله (ع) ۩۞۩(اشعار)

    ویرایش توسط نیایش : ۱۳۹۰/۱۰/۰۸ در ساعت ۰۹:۰۷

  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912





    ام البکاء ۩۞۩ دردانه ابا عبدالله (ع) ۩۞۩(اشعار)


    اي يتيم نيمه جانم لحظه اي آرام باش


    بلبل شيرين زبان لحظه اي آرام باش


    اي يتيم نيمه جانم لحظه اي آرام باش


    بند قلبم پاره کردي جان من کم گريه کن


    برده اي تاب و تبم را لحظه اي آرام باش


    هر شبي ناله کني از فرط درد استخوان


    درد گيرد استخوانم لحظه ايي آرام باش


    زجر مي ايد دگر باره لگد کوبت کند


    بر لب آوردي تو جانم لحظه اي آرام باش


    نازدانه تو يگانه مونسم بودي دگر


    مي روي تنها بمانم لحظه اي آرام باش



    ام البکاء ۩۞۩ دردانه ابا عبدالله (ع) ۩۞۩(اشعار)


    ویرایش توسط نیایش : ۱۳۹۰/۱۰/۰۸ در ساعت ۰۹:۰۷

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912




    ام البکاء ۩۞۩ دردانه ابا عبدالله (ع) ۩۞۩(اشعار)


    اي همسفر به نيزه مرا جز تو ماه نيست
    من را به غير روي تو شوق نگاه نيست

    در اين سه ساله غير تو ذكري نگفته ام
    شكر خدا كه عمر كم من تباه نيست

    با شك نگاه موي سپيد از چه مي كني
    آري رقيه تو منم اشتباه نيست

    هر منزلي كه آمده ام زخم خورده ام
    شام كسي چو شام تن من سياه نيست

    ديگر مجاب رفتن با عمه ام مكن
    دستم وبال گردن و پايم به ره نيست

    فهميده ام ز سيلي و شلاق و سلسله
    ما را به غير دامن عمه پناه نيست

    با اينكه كودكان همه زخمي و خسته اند
    اما تن كسي چو تنم راه راه نيست

    بابا بگو كه چشم عمو غيرتي كند
    اينجا غير طعنه و تير نگاه نيست

    ام البکاء ۩۞۩ دردانه ابا عبدالله (ع) ۩۞۩(اشعار)


    علي اشتري

    ویرایش توسط نیایش : ۱۳۹۰/۱۰/۰۸ در ساعت ۰۹:۰۸

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    ام البکاء ۩۞۩ دردانه ابا عبدالله (ع) ۩۞۩(اشعار)

    يادش به خير ناله اگر جوش مي گرفت
    دست عمو مرا به سر دوش مي گرفت

    گاهي هم آفتاب نگاه پدر مرا
    گلبوسه مي نشاند و در آغوش مي گرفت

    آن گوشوار غرقه به خونم به جاي خود
    سيلي هم انتقام من از گوش مي گرفت

    گاه انتقام خصم ز ما بهر ناله بود
    گاه يتقاص از لب خاموش مي گرفت

    تنها شبيه مادر تو بود دخترت
    دستي اگر به زخمي پهلوش مي گرفت



    ام البکاء ۩۞۩ دردانه ابا عبدالله (ع) ۩۞۩(اشعار)




    جواد زماني

    ویرایش توسط نیایش : ۱۳۹۰/۱۰/۰۸ در ساعت ۰۹:۰۹

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    ام البکاء ۩۞۩ دردانه ابا عبدالله (ع) ۩۞۩(اشعار)

    غم دل با که بگویم که بود محرم رازم؟
    به نشینم به فراق رخ دلدار بسازم

    من همان بلبل وحیم که به ویرانه نشستم
    تا گلم آید و او را به نوایی بنوازم

    شامیان خار مبینید مرا گوشه ی زندان
    به خدا من گل گلزار خدا بوی حجازم

    بگذارید بگریم که شبیه است به زهرا
    عمر کوتاه منو گریه ی شب های درازم

    اشک نگذاشت که در آتش فریاد بسوزم
    گریه نگذاشت که در سوز دل خود بگدازم

    خم ابروی تو محراب نمازم شده امشب
    جان گرفتم به کف از بهر قبولی نمازم

    همه خوابند و من غمزده بیدار تو هستم
    شاهدم این گلوی بسته و این دیده ی بازم

    چه شد آن کودک شامی که مرا زخم زبان زد
    تا که در پیش نگاهش به وصال تو بنازم

    رنگم از دوری روی تو پریده است وگرنه
    من نه آنم که به طوفان بلا رنگ ببازم

    حاجت خویش بخواه از من دلسوخته (میثم)
    که به ویرانه نشینی همه را قبله ی رازم


    ام البکاء ۩۞۩ دردانه ابا عبدالله (ع) ۩۞۩(اشعار)

    شعر از غلامرضا سازگارا (میثم)

    ویرایش توسط نیایش : ۱۳۹۰/۱۰/۰۸ در ساعت ۰۹:۱۰

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912





    ام البکاء ۩۞۩ دردانه ابا عبدالله (ع) ۩۞۩(اشعار)


    اي همنشين زينب، نام حسينت بر لب


    داري چه آتشين تب، من در کنارت امشب


    با گريه تو گريم



    در اين سفر به هرجا، در سير کوه و صحرا


    گوئي: کجاست بابا؟ من مات ازين تمنا


    با گريه تو گريم



    اي دخت پاک لولاک، گريان ز داغت افلاک


    خفتي به سينه خاک، چون اشک تو، کنم پاک


    با گريه تو گريم



    گاهي به ياد اکبر، گاهي ز داغ اصغر


    داري دلي پر آذر، اي دخت نازپرور


    باگریه توگریم



    چون مي‌کنم نظاره، از بهر گوشواره


    گوش تو گشته پاره، دارم غمي دوباره


    با گريه تو گريم



    از آن هجوم و يغما، آثار خشم اعدا


    بر چهره تو پيدا، اي يادگار زهرا


    با گريه تو گريم


    ام البکاء ۩۞۩ دردانه ابا عبدالله (ع) ۩۞۩(اشعار)


    شعر: حبيب چايچيان

    ویرایش توسط نیایش : ۱۳۹۰/۱۰/۰۸ در ساعت ۰۹:۱۱

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    «السّلام عليکِ يارقيةالحسين(ع)»
    درد دل رقیه با پدر


    ام البکاء ۩۞۩ دردانه ابا عبدالله (ع) ۩۞۩(اشعار)


    ز شرار غم می سوزم با تما میه وجود
    دوباره باید بخونم یکی بود یکی نبود

    بلبلی گوشه ویرونه می خوند برای یار
    بعد مدت ها کنار یار بگرفته قرار

    تموم رنج سفر رو برا یار داره می گه
    از غم بچه ها و عمه داره حرف می زنه

    بابا جون خوش اومدی به منزل فقیرونه
    بیا بنشین بشنو درد دل فقیرونه


    باباجون خوش اومدی قربون خاک قدمت
    به خدا دلم می سوخت رفتی سفر ندیدمت

    وقتی رفتی دشمنا آتیش زدن به خیمه ها
    برا خاطر چی می زدن کتک به بچه ها

    بابا جون بین همه عمه مونو خیلی زدن
    باباجون منو ببین به صورتم سیلی زدن

    باباجون دردت به جونم
    هر کی صورتم رو دیده می گه چون زهرا شده

    صورت مادر تو آخه مگه چطور شده
    باباجون داداش علی رو به کجا بردی بابا

    بچه ها می گن او نو پیش خدا بردی بابا
    باباجون به من بگو بر سر تو چی اومده

    داداشم علی اکبر برا چی نیومده
    من نمی فهمم بابا بعضی ها با هم چی می گن

    همه بهم می گن یتیم بابا یتیم به کی می گن
    مگه هر کی که باباش رفته سفر یتیم می شه

    یا یتیم اونه که تو خرابه ای مقیم می شه
    اینجا با زخم زبون آتیش به دلها می زنن

    اینجا رسمشون بده بچه یتیم و می زنن
    بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا

    بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا
    هر کیم یا هر چیم هر چی که بین همه ام

    نوکری از نوکرای پسر فاطمه ام
    پسر فاطمه سلطان تموم عالمه

    عشق من امید من پناه من یعنی حسین
    پسر فاطمه مهر منو و مهتاب منه

    همه جا جار می زنم حسین ارباب منه
    یا رقیه ادرکنی

    ام البکاء ۩۞۩ دردانه ابا عبدالله (ع) ۩۞۩(اشعار)

    ویرایش توسط نیایش : ۱۳۹۰/۱۰/۰۸ در ساعت ۰۹:۱۱

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912




    ام البکاء ۩۞۩ دردانه ابا عبدالله (ع) ۩۞۩(اشعار)


    شیعیان شرح شب تار مرا گوش کنید
    قصه دیده خونبار مرا گوش کنید

    مو به مو راز دل زار مرا گوش کنید
    داستان من و دلدار مرا گوش کنید

    روزگاری به سر دوش پدر جایم بود
    ساحت کاخ شرف منزل و مأوایم بود

    دیده مام و پدر محو تماشایم بود
    ماه شرمنده زرخسار دل آرایم بود

    حال در گوشه ویرانه بود منزل من
    خون دل گشته زبی تابی دل حاصل من

    ای سر غرقه به خون از ره دور آمده ای
    طالب فیض حضورم به حضور آمده ای

    تو کلیم اللهی از وادی طور آمده ای
    بهر دیدار من از کنج تنور آمده ای

    بی تو ای جان پدر تنگ مرا حوصله شد
    پایم از خار مغیلان هله پر آبله شد


    ام البکاء ۩۞۩ دردانه ابا عبدالله (ع) ۩۞۩(اشعار)

    ویرایش توسط نیایش : ۱۳۹۰/۱۰/۰۸ در ساعت ۰۹:۱۲

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912




    ام البکاء ۩۞۩ دردانه ابا عبدالله (ع) ۩۞۩(اشعار)


    من رقيه دختر ناكام شاه كربلايم



    بلبل شيرين زبان گلشن آل عبايم


    ميوه باغ رسولم ، پاره قلب بتولم


    دست پرورد حسينم ، نور چشم مصطفايم


    كعبه صاحبدلانم ، قبله اهل نيازم


    مستمندان را پناهم ، دردمندان را دوايم


    من يتيمم ، من اسيرم ، كودكى شوريده حالم


    طايرى بشكسته بالم ، رهروى آزاده پايم


    زهره ايوان عصمت ، ميوه بستان رحمت


    منبع فيض و عنايت ، مطلع نور خدايم


    گلبنى از شاخسار قدس و تقوى و فضيلت


    كوكبى از آسمان عفت و شرم و حيايم


    شعله بر دامان خاك افكنده آه آتشينم


    لرزه بر اركان عرش افتاده از شور و نوايم


    گرچه در اين شام ويران گشته ام چون گنج پنهان


    دستگير مردم افتاده پاى بينوايم


    من گلابم بوى گل جوييد از من ز آنكه آيد


    بوى دلجوى حسين از خاك پاك با صفايم


    اى (رسا) از آستانش هر چه خواهى آرزو كن


    عاجز از اوصاف اين گل مانده طبع نارسايم


    ام البکاء ۩۞۩ دردانه ابا عبدالله (ع) ۩۞۩(اشعار)

    ویرایش توسط نیایش : ۱۳۹۰/۱۰/۰۸ در ساعت ۰۹:۱۳

  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود